برچسب: کیانوش عیاری

  • کیانوش عیاری امیدوار به اکران دوباره «خانه پدری»

    دوشنبه بارانی ششم آبان‌، کیانوش عیاری مشغول فیلمبرداری سریال «۸۷ متر» است که از تماس‌های تلفنی خبرنگاران در جریان خبری شوکه‌کننده قرار می‌گیرد. فیلمش که پس از حدود یک دهه توقیف، با اصلاحات مجوز نمایش گرفته، چهار روز از اکران نگذشته، با حکم دادستانی متوقف شده. لابد عیاری در موقعیت عجیبی قرار گرفته، سال‌ها برای ساخت سریالی «روزگار قریب» که جزو گنجینه‌های صداوسیماست وقت گذاشته و در روزهایی که مشغول ساخت کاری تازه برای تلویزیون است این گونه با بی‌مهری مواجه شده است.
    دلیل توقیف اول: تهدید به استیضاح وزیر
    انگار روند نمایش و توقیف «خانه پدری» روی دور تسلسل افتاده. دی ماه سال ۹۳ هم فیلم بعد از سه سال و نیم توقیف برای دو روز در گروه هنر و تجربه روی پرده اکران رفت اما یکباره قفل توقیف بر در «خانه‌ پدری» خورد. ترویج خشونت یکی از اتهاماتی بود که به فیلم زده می‌شد و واکنش‌های منفی نسبت به اکران فیلم آنقدر بالا بود که ممکن بود کل وزارتخانه را تحت‌الشعاع قرار دهد. دو سال بعد کیانوش عیاری در روایتش از آن سال‌ها این گونه می‌گوید: «گفتند مجلس اعلام کرده که اگر فیلم پایین کشیده نشود وزیر استیضاح خواهد شد. در حالی که مجلس اعلام کرد به این ماجرا ورود نکرده در دومین روز فیلم پایین کشیده شد.»
    توقیف دوم به دستور دادسرای فرهنگ و رسانه
    با وجود پشت سر گذاشتن چنین تجربه‌ای اما واکنش عیاری به اخبار منتشر شده درباره توقیف دوباره فیلمش به دستور دادستانی، همین تک عبارات است: «حکم توقیفی به من ابلاغ نشده، تا زمانی که خبر را به طور رسمی به من اعلام نکنند، آن را باور نمی‌کنم.» نه کسی حکم دادستانی را دیده و نه نامه رسمی ارسال شده. سازمان سینمایی در پاسخ به سؤال اهالی رسانه اظهار بی‌اطلاعی می‌کند و به‌صورت رسمی اعلام می‌کند که حکمی دریافت نکرده. منبع خبر همچنان خبرگزاری وابسته به صداوسیماست. سایت‌های فروش آنلاین فیلم فعال است و همچون سه روز گذشته استقبال از «خانه پدری» ادامه دارد که یکباره همه چیز متوقف می‌شود. حکم توقیف «خانه پدری» به ساختمان بهارستان می‌رسد و روابط عمومی سازمان سینمایی اعلام می‌کند که اکران فیلم با دستور دادسرای فرهنگ و رسانه متوقف شده است.
    دادسرای تهران: مرتکبین و مقصرین تحت تعقیب قانونی قرارگرفتند
    ساعاتی بعد دادسرای تهران اعلام کرد که حسب دستور دادستانی علاوه برجلوگیری از پخش فیلم «خانه پدری»، کلیه مرتکبان و مقصران نیز تحت تعقیب قانونی قرارگرفته‌اند. روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران در خصوص توقیف فیلم «خانه پدری» با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با توجه به اینکه اکران فیلم «خانه پدری» بازتاب بسیار منفی و گسترده‌ای در اذهان جامعه بشری به‌دنبال داشته و به نحوی توهین به اعتقادات مذهبی جامعه ایران و ترویج خشونت علیه زنان و زیر سؤال بردن سنن، رسوم و فرهنگ ناب ایرانی-اسلامی و ارائه تصویر وارونه و کذب از خانواده ایرانی در این فیلم مشهود است و پخش آن سلامت روحی و روانی جامعه را به‌مخاطره انداخته به نحوی که با واکنش منفی اقشار و گروه‌های مختلف در جامعه همراه بوده بنابراین از باب پیشگیری از هر گونه اخلال در نظم عمومی و صیانت از سلامت روح و روان جامعه بر اساس گزارشات واصله از دستگاه‌های ضابط پرونده، موضوع به دادسرای فرهنگ و رسانه ارجاع و طبق دستور دادستان تهران دستور جلوگیری از ادامه اکران فیلم مذکور و پخش آن صادر گردید.
    لازم به ذکر است بنا به گزارش مراجع نظارتی با وجود اینکه مقرر شده بود که فیلم یاد شده مورد اصلاح و بازسازی قرار گیرد ولی در این خصوص اقدام اصلاحی انجام نگرفته فلذا حسب دستور دادستانی علاوه بر جلوگیری از پخش فیلم مذکور، کلیه مرتکبین و مقصرین نیز تحت تعقیب قانونی قرار گرفتند.»
    انتظامی: نظر قاطبه مخاطبان با برداشت بازپرس دادستانی متفاوت است
    «خانه‏ پدری» درباره‏ یک قتل خانوادگی است و بازتاب یک جنایت کهنه در خانواده را بررسی می‌کند. زهر صحنه مناقشه‌برانگیز فیلم با اعمال اصلاحاتی گرفته شده اما نه «مثبت ۱۵» روی پوستر مخالفان را متقاعد می‌کند و نه اصلاحاتی که با تعامل سازمان سینمایی و سازنده فیلم اعمال شده. در چند روز گذشته دلواپسان آنچنان به فیلم تازه از بند توقیف رها شده عیاری تاخته‌اند که حالا مجوزی که سازمان سینمایی برای اکران فیلم صادر کرده زیر سایه حکم دادسرای فرهنگ و رسانه قرار گرفته. تمام نگاه‌ها به ساختمان خیابان کمال‌الملک و دفتر حسین انتظامی دوخته شده. ایستادن سازمان سینمایی و وزارت ارشاد بر سر مجوزهایش همانطور که سید محمد طباطبایی‌نژاد معاون نظارت و ارزشیابی سازمان در زمان خبر رفع توقیف «خانه پدری» وعده داده، بدیهی‌ترین انتظاری است که اهالی فرهنگ و هنر دارند. اولین واکنش رئیس سازمان سینمایی مذاکره و تعامل با مراجع ذی‌صلاح برای حل مشکل توقیف اکران فیلم است.
    حسین انتظامی طبق قانون بر مرجعیت قانونی تصمیم‌گیری شورای پروانه ساخت و نمایش تأکید دارد. او به ایرنا می‌گوید: «اعضای شورای پروانه نمایش و قاطبه منتقدان و جامعه‌شناسان، خانه پدری را فیلمی در ترویج خشونت نمی‌دانند.» انتظامی به معترضانی که معتقدند اصلاحی در فیلم صورت نگرفته پاسخ می‌دهد: «با مذاکره مسئولان سازمان سینمایی با کارگردان فیلم، بار تصویری خشن صحنه‌های ابتدایی آن، کاسته و با تمهیدات تصویری و صوتی، اصلاح شد. جای تعجب است که عده‌ای می‌گویند هیچ اصلاحی در این فیلم صورت نگرفته است.»
    او در بخش دیگر صحبت‌هایش در دفاع از فیلم «خانه پدری» تأکید می‌کند: «نظر قاطبه مخاطبانی که این فیلم را در چهار روز نمایش آن دیده‌اند، با برداشت بازپرس مربوط در دادستانی تهران متفاوت است. اکثر مخاطبان و کارشناسان، این فیلم را ترویج خشونت علیه زنان نمی‌دانند، بلکه متقابلاً آن را روایتی در تخطئه تحجر و اثرگذار نسبت به قتل‌های ناموسی یافته‌اند. این فیلم وقتی با بافتار جامعه امروز تحلیل می‌شود، یکی از برکات انقلاب اسلامی را بیان می‌کند؛ چرا که بیننده، وضعیت امروز زنان در جامعه را با آن چیزی که در ابتدای قرن حاضر یعنی دوره پهلوی اول بوده است مقایسه می‌کند. حتی در اپیزود پایانی فیلم که در عصر جمهوری اسلامی می‌گذرد، چهره‌ای که از زن تصویر می‌شود بانویی فعال و تحصیلکرده است.»
    قوه قضائیه و سازمان سینمایی تعامل می‌کنند؟
    بنابر اظهارات حسین انتظامی، سازمان سینمایی، تهیه‌کننده، کارگردان و پخش‌کننده این فیلم، قانونمندی خود را با اجرای فوری حکم دادستانی تهران نشان داده‌اند اما در عین حال از ریاست محترم قوه قضائیه تقاضا دارند که با ورود به این موضوع موجبات دلگرمی و همدلی و انسجام اصحاب فرهنگ و هنر فراهم شود. کیانوش عیاری که بعد از خبر حکم توقیف دادستانی ترجیح داده در سکوت منتظر گشایش‌های تازه در سایه تعامل و گفت‌وگو باشد می‌گوید: «آقای حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی عاقلانه‌ترین مسیر را طی می‌کنند و آن طرح مسأله با ریاست قوه قضائیه است.»
    کارگردان «خانه پدری» با اشاره ضمنی به تصمیمات ابراهیم رئیسی در دوره ریاستش بر قوه قضائیه ابراز امیدواری می‌کند: «در شرایطی که آقای رئیسی برخوردهای غافلگیرکننده در دوره چند ماهه ریاستشان بر قوه قضائیه داشته‌اند می‌توانم امیدوار باشم که چه بسا نگاهی منصفانه نه صرفاً نسبت به این فیلم بلکه به مقوله سانسور در کشور داشته باشند.»
    او در پایان بر همکاری با سازمان سینمایی برای رفع مشکل فیلم «خانه پدری» تأکید می‌کند: «منتظر اقدام‌های بعدی حسین انتظامی هستم و به‌عنوان سازنده فیلم اگر کاری از من بربیاید که ایشان بخواهند دریغ نمی‌کنم.»
    ۲۳۲۴۳

  • «خانه پدری» و ده نکته درباره عصبانیت خودارزشی پندارها

    از زمان اکران فیلم خانه پدری، جریان‌های محفلی/رسانه‌ای آتش توپخانه خود را گشوده‌اند و ضمن بدگویی از این فیلم و شماتت متولیان سینمایی مبنی بر اینکه چرا اجازه اکران بدان را داده‌اند؛ مصر بر لغو اکران فیلم هستند.
    خانه پدری درباره یک جنایت خانوادگی است که در هفت هشت دهه قبل به وقوع پیوسته است. روایت این اتفاق در فیلم، در‌‌ همان سکانس‌های اول انجام می‌گیرد. بقیه فیلم درباره پنهان کاری این جنایت در طول گذر سال‌ها و دهه‌ها و نسل‌ها است؛ فرایندی که البته به موازاتش، آگاهی عمومی اهل خانه هم افزایش می‌یابد و به عنوان چالشی جدی در برابر این جنایت کهنه و سرپوش نهادنش جلوه پیدا می‌کند. خب… چرا این موضوع باعث عصبانیت جریان‌های محفلی/رسانه‌ای خودارزشی پندار شده است؟
    این جریان مدعی است که فیلم: اولا ترویج خشونت می‌کند و تماشای صحنه فجیع قتل مناسب حال تماشاگران نیست،، ثانیا مردم ایران را خشن و دخترکش معرفی می‌کند و این توهین به ایرانیان است، سوم آنکه این خشونت را به متدینین نسبت می‌دهد و در نتیجه ضددین هم هست. و اما چند نکته در  پاسخ به این استدلال‌های سست:
    1- اولا هر نمایش خشونتی به معنای ترویج آن نیست، بلکه کوبندگی نهفته در فضای آن، به اشمئزاز مخاطب از این نوع جنایت‌ها می‌انجامد. خانه پدری در واقع فیلمی ضدخشونت است. اگر قرار باشد با استدلال مخالفان فیلم سخن گفته شود، پس بسیاری از آنچه که در مقاتل و سخنرانی‌ها و نوحه‌ها درباره خشونت‌های تکان دهنده لشکر یزید در کربلا به میان می‌آید، از بریدن سر امام گرفته تا تیر نهادن بر گلوی نوزاد شش ماهه و از آتش زدن خیمه‌ها گرفته تا دق دادن دختربچه‌ای در ویرانه‌ای در غربت، همگی ترویج خشونت است. در حالی که چنین نیست. این تعابیر را گویندگان با آب و تاب تعریف می‌کنند تا نفرت مخاطب به عاملان خشونت برانگیخته شود. اگر عیاری می‌خواست خشونت را ترویج کند، قطعا می‌توانست با تدوین و کات و موسیقی و تغییر میزانسن، فضایی به مراتب پررنگ و لعاب‌تر بیافریند. اما دوربین ثابت او که بر زاویه‌ای واحد از عمل خشونت خیره مانده است، دلالت بر بهت دارد و نه ترویج. مخالفان فیلم هم بهتر است نگران تأثیر این صحنه بر مخاطبان حساس نباشند. فیلم با درجه سنی بالای ۱۵ سال به نمایش درآمده است.
    2- نسبت دادن خشونت فیلم به کل ایرانیان، ادعایی ناشی از سر جهل و کم‌سوادی به سینما است. اغلب قریب به اتفاق فیلم‌های دنیا، چارچوب موضوعشان محدود به درامی است که دارند تعریف می‌کنند. اپیدمی تعمیم دادگی در تفسیر آثار هنری، آفتی است که از سنت مارکسیسم در فرهنگ و هنر این دیار باقی مانده است و در دوران معاصر دیگر خریداری ندارد. عجیب است که مخالفان فیلم جنایت پدر داستان فیلم را به کل ایرانیان تعمیم می‌دهند، اما بی‌گناهی همسر و فرزندان و نوادگان او را تعمیم نمی‌دهند! از طرف دیگر واقعا مخالفان فیلم مدعی‌اند در این مملکت هیچ جنایت خانوادگی‌ای صورت نمی‌گیرد؟ این همه قتل‌های زن و شوهری و فرزند و والدی که برخیشان در صفحات حوادث نشریات هر از چند گاهی نشر می‌یابد در خواب و خیال رخ می‌دهد؟ پاک کردن صورت مسأله به معنی حل آن نیست، اما ظاهرا مخالفان فیلم حتی حاضر نیستند تصویری جنایی که مربوط به زمان پهلوی اول هم هست بازتابی سینمایی یابد تا مبادا به حل شدگی آسان مسأله‌شان خدشه‌ای وارد آید.
    3-  برای نمونه شاید یادآوری بخشی از گزارش های معاون وقت مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران  که در سال ۱۳۹۲ طی نشستی رسانه‌ای درباره آمار قتل‌های ناموسی توسط بستگان نزدیک مقتول اعلام شد، خالی از وجه نباشد: این مقام انتظامی در آن نشست خبر داد که ۲۰ درصدِ قتل‌های ایران،‌ قتل‌های ناموسی است و بیش از ۳۰ درصد از قربانیان قتل در ایران، با قاتل نسبت خانوادگی دارند. هادی مصطفایی همچنین اعلام کرد که نزدیک به ۲۵ درصد از مقتولان در ایران را زنان تشکیل می‌دهند که ۶۱ درصد آن‌ها توسط بستگان‌شان به قتل رسیده‌اند. نیاز به توضیح بیش‌تر است؟ این تازه در حالی است که عیاری قتلی مربوط به هفتاد هشتاد سال قبل را مطرح کرده است و نه دوره کنونی را.
    4-  معلوم نیست استناد مخالفان اکران فیلم برای ضددینی دانستن فیلم معطوف به چیست. آن‌ها فضای سنتی معیشتی خانواده فیلم را به معنای مذهب گرفته‌اند. این نیز دلالت بر بی‌سوادی حضرات دارد. اینکه در یک خانواده با ظاهر سنتی/آیینی اشتباهی صورت پذیرد، به معنای اشتباه بودن مذهب نیست. زاویه دوربین عیاری به سمت یک جمع خانوادگی است و نه مذهب. هم نگارنده و هم مخالفان اکران فیلم و هم نمایندگان مجلس و… در روند فعالیت‌های روزمره‌شان امکان فراوان دارد که انواع و اقسام بزه‌ها و دروغ‌ها و غیبت‌ها و تهمت‌ها را مرتکب شویم و در عین حال ظاهرمان هم دلالت بر مسلمانی‌مان داشته باشد. خلافکاری ما ربطی به اسلام ندارد، به نقص‌های رفتاری و تربیتی‌مان برمی‌گردد؛ ولو آن‌که شمایل‌مان هم آکنده از نشانه‌های دینی باشد. به نظر مخالفان فیلم، یعنی امکان ندارد کسی با موقعیتی سنتی و ظاهری مذهبی، خلاف کند؛ و اگر چنین کند یعنی مذهب غلط است؟ زهی قوت استدلال و استحکام رأی!
    5-  این خانه پدری نیست که ایراد دارد، نگاه مرتجعانه مخالفان فیلم است که ایراد از سر و رویش می‌بارد. آن‌ها بر اساس برداشت‌های ساده‌انگارانه‌شان، فیلم را چنان معرفی کرده‌اند که گویی قرار است با اتهام زدن بر ایران و اسلام و نظام، بن‌مایه فضای جاری را خشونت‌محور بنمایاند. فیلم چنین نیست، اما ذهنیت مخالفان چنین است. آن‌ها چنان نسبت به مملکت و نظام و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، مشکوک و مردد هستند که به محض دیدن تصویری که حکایت از یک خشونت موردی دارد، برمی‌آشوبند و در هراس فرو می‌روند که مبادا دارد ما را نشانه می‌رود. کسی که دروغگو است از تماشای فضایی که دروغ به رخش کشیده می‌شود برآشفته می‌شود و کسی که جانی است، از مواجهه با داستانی درباره جنایت هم به دلشوره می‌افتد و کسی که اهل پنهان‌کاری است، نمایش برملاییِ پنهان‌کاری حالش را بد می‌کند. بهتر است حضرات، چند صباحی را تحمل کنند که فیلم در همین سینماهای معدود اکران شود. به جایی برنمی‌خورد. فیلم امکان داشتن تبلیغات تلویزیونی و محیطی و رسمی را ندارد و عزیزکرده رسانه‌های در بوق دمنده نخواهد بود و ارگانی هم فوج فوج کسانی را به تماشای آن نخواهد برد و بلیت‌های رایگان هم برایش در سازمان‌ها و ادرات توزیع نمی‌شود.
    6- معتقدم بسیاری از گروه‌های مخالف اکران فیلم صداقت ندارند. اینان چرا به خشونت‌هایی بسیار شدیدتر که از برنامه‌های تلویزیون در گستره چندهزاربرابرتر بدون درجه‌بندی سنی مخاطبان پخش می‌شود معترض نیستند؟ جواب: چون این اعتراض‌ها خاستگاه و کارکرد جناحی/سیاسی دارد. تلویزیون از جناح خودشان است. پس اعتراضی بدان وارد نیست. ولی متولیان وزارت فرهنگ از جناح مقابل هستند. برای همین به فیلمی که با درجه‌بندی سنی بالای ۱۵ سال، آن هم سانسورشده، آن هم فقط در تهران، آن هم فقط در سالن‌هایی انگشت‌شمار، آن هم با سانس‌های محدود، آن هم بدون تیزر تلویزیونی و تبلیغات وسیع محیطی، اعلام انزجار از خشونت می‌کنند! مساله این‌ها خشونت نیست. بلکه بهانه‌جویی در راستای منازعات سیاسی با رقیب است.
    7- یکی از بامزه ترین ادعاهای مخالفان اکران فیلم این است که موافقان و دوست‌داران فیلم برخورد چکشی می‌کنند و از ادبیات و رفتارهای کف خیابان بهره می‌برند! ما که داریم از فیلم مورد علاقه‌مان می‌نویسیم. اگر هم کسی دوستش نداشت محق است از زاویه مخالف بنویسد. اما آن‌که دارد زمین و زمان را به هم می‌دوزد تا فیلمی مجاز از اکران پایین کشیده شود، برخورد غیرمدنی می‌کند.
    8-  آنان که به عیاری تهمت ساخت فیلمی ضدملی می زنند از صبغه و سابقه سینمایی او مطلعند؟ او که در فیلم بودن یا نبودن از وحدت ملی اقوام و معتقدان به مذاهب و ادیان مختلف در داخل کشور برای حفظ سلامت شهروندان می‌گوید و در بیدار شو آرزو، تصویری دردمندانه و متعهدانه و ملی از ایرانیان در هر لباس و کسوتی در رسیدگی به زلزله زدگان بم ترسیم می‌کند و در روزگار قریب، به ستایش از قهرمانی ملی در تاریخ معاصر می‌پردازد، با چه منطقی ضدملی معرفی می‌شود؛ آن هم از جانب بی‌هنرانی که هیبت و هیمنه و مجموع سخنان و آثار جمع همگی‌شان، هم‌ارز  تأثیر یک سکانس از فیلم‌ها و سریال‌های ارزشمند این هنرمند شریف نیست؟
    9- به آن دسته از مخالفان فیلم که در وادی جناح‌بازی نیستند، پیشنهاد می‌کنم فیلم زیاد ببینید. در همه‌جای دنیا فیلم‌هایی فراوان با نمایش تصاویر بسیار بسیار بسیار خشن‌تر و مشمئزکننده از معضلات ریز و درشت کهن و معاصر کشور، ساخته می‌شوند و جایزه می‌گیرند و در دیگر کشورها هم با گستره اکران فراوان تماشا می‌شوند. هیچ جا نمی‌گویند این فیلم‌ها تصویر کریه از کشورشان است. با استدلال مخالفان اکران خانه پدری، بسیاری از فیلم‌ها و فیلمسازان بزرگ تاریخ، باید به‌دست مخالفان هموطن‌شان نابود می‌شدند و بشوند؛ همچون کوروساوا، پازولینی، اسکورسیسی، پولانسکی، هانکه، زویاگنیتسف، و …
    10-  افق دنیا بسی فراتر از نوک دماغ ما است.
    * کارشناس و منتقد سینما

  • واکنش یک منتقد به اظهارنظر جواد شمقدری درباره «خانه پدری» کیانوش عیاری

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم «خانه پدری» به کارگردانی کیانوش عیاری پس از نزدیک به یک دهه، از اول آبان در سینماهای سراسر کشور روی پرده رفت.
    جواد شمقدری، کارگردان و فیلمنامه‌نویس در انتقاد به اکران این فیلم گفت: «اکران «خانه پدری» (جنایت فرهنگی) است.»
    حسین معززی‌نیا منتقد سینما در واکنش به این حرف شمقدری در توئیتی نوشت: «جواد شمقدری گفته اکران «خانه پدری» (جنایت فرهنگی) است. انتخاب کلماتش بد نبوده، فقط جابه جا استفاده کرده: «خانه پدری» درباره (فرهنگ جنایت) است. قصه یک زیرزمین و چیزهایی که مدفون می شود تا بتوانیم به زندگیمان ادامه دهیم. اما خون را نمی شود شست.»
    این فیلم چند سال قبل به دلیل وجود یک صحنه خشن با مشکلاتی در اکران روبرو و در روز اول اکران عمومی از پرده پایین کشیده شد. پیش از این هم مجوز نمایش آن در سینماهای هنر و تجربه صادر شده بود که با مخالفت عیاری همراه بود. اما الان با توجه به رده بندی سنی و اصلاح احتمالی از اول آبان در سینماها به اکران درآمده است.
    ۲۵۸۲۴۵

  • نفرین زمین؛ برای خانه پدریِ کیانوش عیاری

    حالا در متنی که دورانی هفتاد ساله را در پنج مقطع زمانی مرور می کند، این روند با الگویی پالایش یافته، مخاطب را با خود همراه می سازد.عیاری در خانه پدری با روایتی هندسی سر و کار دارد. انواع و اقسام موتیف های تکرار شونده دیداری و شنیداری و موقعیتی، در اثر حضور دارند تا قطعات این پازل را قرینه وار کنار هم قرار دهند. این فرم، تناسبی تام با درونمایه فیلم دارد و هرگز به مثابه ساختاری تحمیلی بر پیکره آن قرار نمی گیرد.
    کلیت مضمون فیلم، تکرار و بلکه تکثیر یک فرهنگ خاص در دوران های پسازمانی است که عملکرد ناشی از آن، پیامدهایی کنترل ناشدنی را در فضاهای نسلی بعد از خود دارد. این ایده می طلبد تا چنان الگوی ساختاری ای ( از فرم اپیزودیک گرفته تا همان مایه های تکرارشونده) بر اثر حکمفرما شود. اما هنر عیاری آن است که این هندسه را در فضایی انتزاعی و مکانیکی ترسیم نمی کند و لحظه لحظه زندگی در آن جاری است. او می داند چگونه ضرباهنگ را روی ساده ترین و متداول ترین کارهای روزمره قرار دهد تا با ترکیب گره های داستانی با این لحظات متعارف، شکلی بدیع در اختیار مخاطب قرار گیرد که در آن، هم نقاط عطف هیجان انگیز قصه لحاظ شود و هم مکث روی آمد و شد ها و گفت و گوهایی که اگر در فضایی خارج از این فرمول بود، چه بسا از آن با ریتمی کند و آهسته یاد می کردیم. اما اکنون این ریتم به رغم ظاهر کندش، روندی بسیار پویا را در خود می پروراند که مکمل همان ایده های مهیج متن است. مثلا در همان اپیزود اول که قرار است پدر (کربلایی حسن) و پسر نوجوانش (محتشم)، دختر جوان خانواده را به دلیلی که خود حیثیتی می انگارندش، به قتل برسانند با ماجرایی مهیب رو به رو هستیم.
    سکانس قتل دخترک، چنان تکان دهنده و شوکه کننده است که با چشمانی خیره به قاب تصویر متمرکز شده ایم. شاید اگر فیلمسازی دیگر با الگویی متفاوت می خواست این صحنه را بسازد با توسل به کات های مختلف و پی در پی و موسیقی ای پر سر و صدا و سایر تمهیدات متداول این خیره کنندگی را سطحی وسیع تر می بخشید. اما عیاری بیش از آن که به فکر گسترش سطح باشد در پی افزایش عمق ماجرا است. پس نیازی نمی بیند که از تمهیدات معمول این جور فضاها استفاده کند. برعکس، دوربین او خونسردانه ناظر فاجعه ای به این مهمی است و به جای آگراندیسمان روی مقتول، بر عناصر محیطی مانند سنگ هاون و یا حتی تشت اشتباهی ای که پسرک برای آوردن آب می خواهد بیاورد تأکید می کند.( این تأکید ظریف در اپیزود مربوط به خودکشی دختر در اپیزود سوم هم تکرار می شود: برای استفراغ دختر، ابتدا یک پارچ فلزی می آورند و بعدا لگن) عیاری به این نیز اکتفا نمی کند.
    گذر روی جزئیات به ظاهر بی اهمیت در زمان بعد از قتل و دفن دخترک، همچنان ادامه دارد: میوه خوردن مرد شیرین‌عقل، ورود مشتری ای که قالی اش را برای رفو داده بود (و چقدر این ماجرای رفوکاری با بحث پنهان کاری جنایت همپوشانی نمادین خوبی برقرار می کند)، انعامی که مشتری به محتشم می دهد و دیالوگ هایی که موضوع واحدی را چند بار تکرار می کنند. این شیوه شاید در فیلمی با فرمتی دیگر عیب به حساب می آمد، ولی در این الگوی عیاری اتفاقا یک مزیت هوشمندانه است. او با گذر از روی این جزئیات دارد به تعمیق احساسی و ادراکی جنایت تکان دهنده زیرزمین کمک می کند. او بهت ناشی از تماشای آن جنایت را در یک نما و فصل خلاصه نمی کند و با این تمهیدات، رسوب های به جا مانده از حس مزبور را پی در پی در نماها و سکانس های بعدی تثبیت و ته نشین می سازد. بدین ترتیب تماشاگر حس عمیق تری با قصه فیلم و آدم ها و موقعیت هایش پیدا می کند.
    از این دست ایده ها در سرتاسر اثر وجود دارد: از قاشق غذایی که در دست محتشم میانسال باقی مانده و خودش در پی جلوگیری از باز شدن در اتاق محل اختفای جسد است گرفته تا قوطی تریاکی که با حوصله روی بردن و آوردنش توسط پسرک تأکید به عمل می آید. فصلی از اپیزود چهارم که دختر جوان محتشم در حال پاکسازی زیرزمین است از این حیث مثال زدنی است. اصابت میل پرده روی سرش که به جراحت و خونین شدن سرش می انجامد و نیز بی اخیاری اش در دفع ادرار در اثر فشار ناشی از عصبیت پدر، یادآور خون و ادراری است که در اپیزود اول از دختر معصوم حسن دیده بودیم. جدا از این نباید حضور موثر اله مان هایی را که به ساخت فضای مورد نظر عیاری کمک می کنند از یاد برد.
    نمونه بارز آن، انگورهایی هستند که خوشه خوشه در فضای خانه و از جمله زیرزمین آویزان هستند و سرسبزی و طراوت شان در کنار عصبیت موجود در درام ( از خشونت علیرضا علیه همسرش گرفته تا شوکه مادر بعد از فهمیدن جنایت)، تلخی اوضاع را مضاعف جلوه می دهند. می دانیم که عنصر فضاسازی در فیلم های عیاری از نمونه های مثال زدنی در سینمای ایران است و حالا در خانه پدری، با توجه به لوکیشن نسبتا واحد در هر پنج اپیزود ( تنها در لحظات معدودی از ساحت زیرزمین و حیاط خارج می شویم: اپیزود سوم که وارد اتاق خواستگاری می شویم) و شخصیت هایی واحد که در طول زمان در نسل های بعد از خود تکرار و تکثیر می شوند، این امر، در قالب استادانه تری دنبال می شود. تصور درام خانه پدری، بدون فضای بصری آن بسیار مخدوش است. در چوبی، پنجره های مشبک، قالب دالانی راهروها، حیاط بزرگ، رف های کوچک کنار دیوار، دیوارهای کاه گلی، اتوهایی که برای رفوکاری به کار می رود، تار عنکبوت های تنیده شده در گذر زمان، دار قالی  و…هر یک عناصری هستند که در پرورش مختصات موقعیتی و حتی شخصیتی داستان نقشی مهم دارند ( حتی این نکته در نمودهای شخصیتی هم جاری است؛ مثل زال بودن خواهر کوچک تر محتشم) و بدین ترتیب بین فضا و درام همبستگی محکمی برقرار می شود. عیاری در خانه پدری، روی فرهنگی زوم کرده است که در بطن خود پنهان کاری را پرورش می دهد و همه جنایت ها و خشونت ها و گره های بعدی نیز از دل آن زاده می شوند.
    برای همین هم هست که عیاری سراغ این که اصلا چرا کربلایی حسن دخترش را می کشد نمی رود و به همین که ماجرا رنگ و بویی ناموسی و حیثیتی داشته بسنده می کند. تعصب جاری در این فرهنگ در نمودهایی مثل بوسه زدن برادر و برادرزاده حسن بر دست و پای او بعد از اطمینان به مرگ دختر و یا خودداری از حمل دختربرادری روی دوش عمویش و تذکر ناصر به خواهرش در مورد رعایت پوششش و…متبلور است، اما بیش از آن، اصرار این جماعت بر نهان سازی اقدام هایی است که محقانه رویش نظر دارند.
    موتیف پنهان کاری در سرتاسر اثر و در هر یک از اپیزودها جاری است: پنهان کردن جسد دختر در کف زیرزمین، پنهان کردن ماجرای قتل آن، پنهان کردن خواهر زال محتشم در زیرزمین، پنهان کردن کل اتاقی که جسد در آن دفن است با استفاده از قفل و تیغه کشیدن، پنهان شدن زن علیرضا در زیرزمین برای کتک نخوردن از شوهرش، و…روح سرگشته ملوک تا زمانی که اصرار بر پنهان سازی جنایتی است که در حقش روا داشته شده است، سنگینی حضور خود را بر وقایع مستولی می دارد؛ چه در قالب دق کردن مادر و چه در به هم خوردن خواستگاری و چه در بی آبرویی در مجلس ختم کربلایی حسن. سکته مغزی محتشم به محض رویت استخوان هایی خواهری که به دست خود کشته بودش، اوج این استیلا است. این صرفا یک حکایت اخلاقی نیست، یک قاعده انسانی و اجتماعی است؛ کما این که در به هم خوردن رابطه ناصر و نامزدش هم جریان دارد.
    ملوک همچنان مدفون است؛ اما باز قتل و دفنش به نیت پنهان کاری باقی مانده است. آیا نفرین او به وسعت امتداد زمان، گسترده تر نخواهد شد؟ این سلسله اپیزودها با مقاطع ۱۷-۱۸ ساله در ذهن ما ادامه خواهد داشت…تا زمانی که حقیقت بر جنایت فائق آید.
    * کارشناس و منتقد سینما