برچسب: کتاب

  • ترجمه فارسی رمان جیم‌ کری چاپ شد

    ترجمه فارسی رمان جیم‌ کری چاپ شد

     

    ترجمه فارسی رمان جیم‌ کری چاپ شد|خبر فوری

    کتاب «خاطرات و اطلاعات نادرست» نوشته جیم کری و دانا وا چون با ترجمه رعنا غمگسار توسط انتشارات تاو منتشر و راهی بازار نشر شد.

    رمان «خاطرات و اطلاعات نادرست» اثر جیم‌ کری ستاره هالیوود و دانا وا چون به‌تازگی با ترجمه رعنا غمگسار توسط انتشارات تاو منتشر و راهی بازار نشر شده است.

    در این‌داستان، ستارگانی چون آنتونی هاپکینز و نیکلاس کیج از سینمای هالیوود حضور دارند و درد آن‌ها هم مثل درد انسان‌های مبتلا به ترس و تنهایی است که مثل استخوانی در گلویشان گیر کرده است؛ به‌ویژه که آن‌ها همیشه بلندتر از بقیه خندیده‌اند.

    در آغاز رمان پیش‌رو، مخاطب با شخصیت کری آشنا می‌شود که شخصیت اول داستان است و او را وسط یک بحران موجودیتی پیدا می‌بیند؛ شخصیتی که به‌دلیل شک به خود خرد شده و در آپارتمانش در لس‌آنجلس گیر کرده است. او آنجا فقط با نت‌فلیکس، یوتیوب و تی‌ام‌زی زنده است. موفقیت‌های او به عنوان یک‌بازیگر، چه در زمینه کمدی و چه درام، مانند اشیای دوردست در آیینه عقب زندگی هستند و حالا او فقط به مرگ ناگزیر خود و پایان بی‌فرار جهان فکر می‌کند.

    به این ترتیب یک ماجراجویی هجوگونه آغاز می‌شود که در آن کری به اعماق فرهنگ خودشیفته هالیوود سفر می‌کند؛ کری در جستجوی معنا در زندگی و حرفه خود است و در عین‌حال سعی دارد در یک فیلم بیوگرافیکی که قرار است درباره مائوتسه تونگ ساخته بشود نقش انتخاب کند و در فیلم‌های استودیویی بر پایه اسباب‌بازی‌های کودکان نقش‌آفرینی کند. او در این‌فیلم‌ها با آتش‌سوزی‌های فاجعه‌بار، مجموعه بازیگران تمام زن یک حمله اکوتروریستی و آدم فضایی‌ها مواجه می‌شود و با امثال نیکلاس کیج، گویینت پالترو و آنتونی هاپکینز رفت‌وآمد دارد.

    قهرمان داستان این‌کتاب، به دنبال مامن و ماوایی از عشق است و گاهی ملجا و پناهگاهی در امور معنوی می‌خواهد. او گاهی از شدت خنده، زار می‌زند و گاهی از فرط درد، به‌طور هذیان‌گونه‌ای می‌خندد.

    هرچند روایت این‌کتاب در عمل به سمت فاجعه جهانی می‌رود و در سالی که پر از شیوع بیماری و قیام است، جنبه‌ای تحریک‌آمیز دارد، اما جیم کری قول داده خوانندگانش، یک‌شادی تمام عیار را تجربه کنند. او می‌گوید: این‌جهان برای شما به شکل پوچ‌ترین سرگرمی و شگفت‌انگیزترین شکل ممکن پایان می‌یابد. او در عین‌حال به شکلی خوش‌بینانه به جامعه پس از کرونا فکر می‌کند و می‌گوید شاید این‌فرصت لازم بود تا زمین بتواند نفس بکشد.

    این‌کتاب با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

     

  • روایت محمدعلی ابطحی از کرونا و دیگر شیاطین

    روایت محمدعلی ابطحی از کرونا و دیگر شیاطین

     

    5f62db8d10a04_5f62db8d10a07محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی و فرهنگی، از انتشار کتاب «از کرونا و دیگر شیاطین» که شامل خاطرات او از همه‌گیری کووید ۱۹ است، خبر داد.

    به گزارش خبر فوری، نشر روزنه، خاطرات روزهای کرونایی‌ِ محمدعلی ابطحی را در قالب یک کتاب منتشر کرد.

    این فعال سیاسی و فرهنگی، به بهانه انتشار کتاب «از کرونا و دیگر شیاطین»، متن زیر را در صفحه شخصی‌اش منتشر کرد:

    «از  روزی که کرونا رسما اعلام شد، هر روز خاطرات روزانه نوشتم.
    آن موقع گمان می‌کردیم مهمان چند روزه است.
    دو ماه هر روز نوشتم که فهمیدم ما ول کردیم ولی کرونا قصد ول کردن ندارد.
    مجموعه آن خاطرات را در کتابچه‌ای، نشر روزنه منتشر کرده است.
    نوع نگاه روزانه ابتدای کرونا، سیاست، طنز، جوکهایی که متداول بود، تماس با آدم‌های سیاسی. حاشیه بر وقایع و اتفاقات خبری روزانه و … در این خاطرات است که هرچه بگذرد، شاید تاریخی‌تر شود.
    خلاصه از باب این‌که هیچ عطاری نمی‌گوید دوغ‌مان ترش است، کتاب خواندنی شده است.»

    «از کرونا و دیگر شیاطین» به قیمت ۲۴,۵۰۰ تومان در قطع جیبی و در ۱۷۳ صفحه، توسط نشر روزنه منتشر شده است.

  • «آمدی جانم به قربانت» از کجا آمد؟

    «آمدی جانم به قربانت» از کجا آمد؟

     

    5f62dc43ba939_5f62dc43ba93d«شهریار» در روایتی که به او منتسب است، از داستان عشق دوران جوانی‌اش که با دیدن او پس از سال‌ها در پیری شعر معروف «حالا چرا» را سروده، گفته است.

    ماجرا به تاخیر در یک قرار عاشقانه برمی‌گردد؛ شاید برای همین است که سال‌هاست وقتی کسی که در انتظار آمدنش بوده‌ایم، دیر می‌رسد، مصراع نخست شعر معروف «حالا چرا» یعنی «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» سروده شهریار را برایش می‌خوانیم.

    در روایت نقل‌شده، محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) درباره ماجرای سرودن این شعر گفته است: در سال ۱۳۰۹ که شخصی درباری دختر مورد علاقه‌ام را از چنگم به درآورد و مرا بعد از پانزده روز بازداشت، به نیشابور تبعید کردند، شب‌ها که تنها می‌شدم، گریه سر می‌دادم و با خدایم راز و نیاز می‌کردم. شبی‌ در زیر سنگی‌ آرمیده بودم و غرق فکر بودم که آهنگ دلنشین این آیه به گوشم رسید: «یستعجلونک بالعذاب ولن یخلف الله وعده» یعنی «از تو به شتاب عذاب می‌طلبند و خدا هرگز وعده خود را خلاف نمی‌کند».

    بعد از دو هفته دوستانم به نیشابور آمدند و خبر سکته آن شخص درباری را به من دادند. مرا به تهران بردند و در بیمارستان بستری‌ام کردند. همان‌جا بود که دختر مورد علاقه‌ام خود را به بالینم رساند و من در حالی که از سوز تب می‌سوختم، شعر معروف «حالا چرا» را ساختم.

    متن کامل شعر «حالا چرا» در ادامه می‌آید:

    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/ بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

    نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی/ سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا

    عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست/ من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

    نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم/ دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

    وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتبار/ این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

    شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود/ ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

    ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت/ این‌قدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

    آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند/ در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا

    در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/ خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

    شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر/ این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا

    اما این ماجرا در مجموعه تلویزیونی «شهریار» ساخته کمال تبریزی به شکلی دیگر به تصویر کشیده شده است. در انتهای قسمت ۲۲ این مجموعه نشان داده می‌شود که «ثریا»، همان دختری که شهریار در جوانی با او قرار گذاشته بود ولی دختر سر قرار نیامد و با مردی دیگر ازدواج کرد، بعد از سال‌ها پس از مرگ شوهرش به سراغ شهریار می‌آید ولی شهریار او را نمی‌پذیرد و شعر «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» را می‌خواند.

    در روایت منتسب به شهریار از این ماجرا، او در بستر بیماری بوده که عشق جوانی‌اش بر سر بالینش می‌آید اما در مجموعه تلویزیونی «شهریار» این‌طور نیست.

    سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به «شهریار»، شاعری که به زبان ترکی و فارسی شعر سروده است، در ۱۱ دی ۱۲۸۵ در تبریز متولد شد. مهم‌ترین اثر شهریار منظومه «حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا)»، است که از معروف‌ترین آثار ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود. او اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۱۰ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از شعرهای این شاعر به فارسی و ترکی آذربایجانی جزء آثار مطرح این زبان‌ها است. او استاد سه‌تار هم بود. شهریار در ۲۷ شهریورماه ۱۳۶۷ در سن ۸۲ سالگی درگذشت و به این مناسبت این روز به نام «روز شعر و ادب فارسی» نامیده شده است.

     

  • شهریار در این شهر یار ولایت بود/ داستان سرودن علی ای همای رحمت

    شهریار در این شهر یار ولایت بود/ داستان سرودن علی ای همای رحمت

     

    عشق به ولایت از جمله موضوعاتی است که شهریار همواره در شعرهای شهریار می درخشد و البته که عشق به ولایت در زندگی شهریار، عشقی کاملا دوجانبه بود.

    وقتی پرده پایین می‌آید و نور صحنه را می‌گیرند، داستان تازه در ذهن مخاطب آغاز می‌شود. این تعبیری است که اهل هنر از تئاتر ارائه می‌دهند. نمایشنامه زندگی محمدحسین بهجت تبریزی یا شهریار شیرین سخن هم در این تعریف به خوبی می گنجد.

    شهریار که در سال ۶۷ و در سن ۸۲ سالگی مرگ را در شعر زندگی خود ردیف کرد، در سال‌های بعد از درگذشت اش به اندازه تمام سال‌های زندگی خود به شهرت رسید. به طوری که ۲۷ شهریور، روز بستن پرده‌های چشمان شهریار در زندگی، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان روز ی برای پاسداشت شعر و ادب فارسی نامگذاری شد.

    اگرچه در سه دهه اخیر نام شهریار بیش از هر شاعر معاصر دیگری به گوش ایرانیان و حتی علاقه مندان شعر فارسی و ترکی در تمام جهان رسیده است؛ اما مسئله غم انگیر آنجاست که شاید بیش از نیمی از همان علاقه مندان و ارادتمندان شهریار، درباره او جز اسمش و چند بیت معروفش چیز بیش‌تری نمی‌دانند.

    پرداختن به زندگی، استعداد ادبی یا جهان بینی شهریار چیزی است که بی شک در این گزارش نمی گنجد و آنچه امروز به مناسبت روز گرامیداشت استاد شهریار مورد توجه قرار می‌دهیم، یک جنبه معنایی خاص در اشعار اوست. موضوع ولایت در شعر شهریار؛ چیزی که به واسطه شعرهای عاشقانه محمدحسین بهجت تبریزی، آنچنان که باید به گوش همگان نرسیده است.

    اگر در آسمان شعر شهریار دنبال عشق به ولایت علی علیه السلام بگردید، شعر علی و شب، علی انسان کامل، بال ولایت، علی‌ای همای رحمت، و مهر و ماه ولایت از جمله ستارگانی هستند که می‌توانند شما را راهنمایی کنند.

    در این میان کمتر کسی پیدا می‌شود که علی‌ای همای رحمت را نشنیده یا ازبر نباشد:

    علی‌ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را / که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین / به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند / چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ / به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

    برو ای گدای مسکین در خانه علی زن / که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

    به جز از علی که آرد پسری ابو العجائب / که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    مرحوم آیت الله نجفی مرعشی، درباره داستان سروده شدن شعر علی‌ای همای رحمت چنین تعریف کرده است:

    شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیا خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم در زاویه مسجد کوفه نشسته‌ام و امیر مؤمنان علی علیه السلام با جمعی در آنجا حضور دارند. حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. چند تن از شعراء عرب را آوردند. فرمودند: شعرای فارسی زبان را نیز بیاورید. آنگاه محتشم و چند تن از شعراء فارسی زبان آمدند. فرمودند: شهریار را بیاورید. شهریار آمد. حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان! و شهریار خواند.

    آیت الله مرعشی در ادامه رؤیای صادقه‌اش فرمود: وقتی شعر شهریار تمام شد، از خواب بیدار شدم. چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟ گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می‌کند. گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که در قم به نزد من بیاید. چند روز بعد شهریار آمد، دیدم دقیقاً همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر علیه السلام دیده‌ام.

    از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته‌ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته‌ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده‌ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده‌ام.

    آیت الله مرعشی در پاسخ شهریار فرمود: چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیر المؤمنین علیه السلام تشریف دارند. حضرت، شاعران اهل بیت علیهم السلام را احضار فرمودند. ابتدا شاعران عرب آمدند. سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند. بعد فرمودند: شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید! و شما هم آمدید. آنگاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان! و شما شعری را که مطلع آن را بیاد دارم، خواندید.

    شهریار فوق‌العاده منقلب می‌شود و می‌گوید: من فلان شب این شعر را ساخته‌ام و همان طور که قبلاً عرض کردم، تاکنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده‌ام.

    آیت الله مرعشی نجفی فرمود: وقتی شهریار، تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده بود، من آن خواب را دیده بودم.

    استاد شهریار از جمله شاعران زمان شناسی بود که توانست نعمت ولایت را در زمان حیات خود نیز با تمام وجود درک کند و در نکوداشت و پاسداشت مقام ولایت، با آنچه در توان داشت بکوشد. درباره دیدارها و گفتگوهای رهبر معظم انقلاب با استاد شهریار، روایت‌های بسیار شنیدنی وجود دارد.

    هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۷ و به مناسبت روز جوان، رهبر معظم انقلاب دیداری با جوانان داشتند و در این جلسه گرم و صمیمی، یکی از جوانان از ایشان می پرسد: از بین شعرای معاصر، آثار کدام یک را بیشتر مطالعه کرده‌اید و به او علاقه دارید؟

    ایشان در پاسخ می‌فرمایند که در هر قالب شعری به چند نفر علاقه دارند و در غزل از سه نفر نام می‌برند که یکی از آنها، «شهریار» است. ایشان می‌فرمایند: «از شعر شهریار خیلی خوشم می‌آمد و با ایشان هم آشنا بودم. البته من بعد از انقلاب با ایشان آشنا شدم، قبل از انقلاب هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتیم.»

    علاقه و عشق شهریار به ولایت و رهبری و علاقه حضرت آیت الله خامنه ای به استاد شهریار زبانزد عام و خاص است.

    اواخر تیرماه سال ۶۶، قرار است رئیس جمهور به استان آذربایجان شرقی سفر کنند. یکی از برنامه‌هایی که معظم له روی آن تاکید ویژه دارند، دیدار با استاد شهریار است. شب شعری در محل استانداری تدارک دیده می‌شود. ساعت اندکی از ۹ شب گذشته و کسی وارد می‌شود و خبر از ورود استاد را می‌دهد. آیت الله خامنه ای با ورود استاد از جا بر می‌خیزند. بعد از سلام و علیک، یکدیگر را عاشقانه در آغوش می کشند. تبسمی زیبا بر لبان آیت الله خامنه ای نقش بسته و به شهریار می‌گویند که از علاقه‌های زندگی ام زیارت حضرت عالی بود و الحمدلله امشب موفق شدم. شهریار نیز با سیمایی مبتهج و بشّاش چشم در چشم ایشان دوخته، کم کم حلقه اشک دور چشمان استاد را فرا می‌گیرد و وقتی توجه خود را معطوف به دست راست ایشان می‌کنند، بغض به اشکی سرازیر تبدیل می‌شود. شهریار زیر لب می‌گوید: «پسر عموجان! ابوالفضل مایی، تو هم مثل حضرت ابوالفضل دستت را دادی در راه اسلام و امام و انقلاب. آخر این چه شقاوتی ست که با این دست چنین کنند؟»

    شهریار در این شب شعر، غزل معروف «کشتی نجات» را قرائت می‌کنند که همواره با تحسین آیت الله خامنه ای و حضار همراه است.

    گل و شمعم به مزار دل خونین آمد
    گفت پاشو که مسیحات به بالین آمد

    ناخدا نوح نبی بود که کشتی نجات
    راه طوفان زد و با بار دل و دین آمد

    قاصد کوی خدا را چه بنامیم ای دوست
    چه به از آنکه به سر سوره یاسین آمد

    رهبر معظم انقلاب علاقه خاصی به استاد شهریار داشتند که این علاقه در رویدادهای متعدد و سالیان سال تجلی یافته است. از جمله در سال ۸۵ در جریان برگزاری کنگره یکصد سالی استاد شهریار، رهبر انقلاب فرمودند:

    شهریار شاعر بسیار بزرگی است. تجلیل از او حقیقتاً تجلیل از شعر فارسی و ادب فارسی است. علاوه‌ی بر این، شخصیّت خود شهریار به نظر من با قطع نظر از محصول ذهن او -که شعر او است- شخصیّت برجسته‌ای است.
    شهریار یک شخصیّت پاکیزه و دارای خصال برجسته‌ی اخلاقی بود. یک انسان متواضع، حق‌پرست، پارسا، بسیار صمیمی و صادق؛ از جمله‌ی کسانی که کالای شعر خود را حاضر نیست به کسی بفروشد؛ این خیلی مهم است.

    شهریار برای بسیاری از شاعران جوان در ایران و سراسر دنیا یک الگوی کم نظیر است. مهم‌ترین درسی که پیروان راه او می‌توانند بیاموزند، این است که همیشه فوت و فن حرفه‌ای در شعر و ادب و هنر حرف اول را نمی‌زند؛ گاهی باید عاشق باشی و بگذاری عشق به جای تو سخن بگوید.

    عشق به ولایت از جمله موضوعاتی است که شهریار همواره در شعرهای شهریار می درخشد و البته که عشق به ولایت در زندگی شهریار، عشقی کاملا دوجانبه بود.

  • منطق پوسیده جنسیتی و حذف دختران از روی جلد کتاب

    منطق پوسیده جنسیتی و حذف دختران از روی جلد کتاب

    انتشار تصاویر کتاب درسی ریاضی سوم ابتدایی انتقادات بسیاری  را برانگیخت. حذف تصاویر نقاشی ۲ دختر بچه از روی جلد، قطعاً بصورت سهوی نبوده است . ناظر و کسی که دستور حذف این دو کودک دختر را از روی جلد کتاب داده است نیت و دلیلی منطقی (به ضعم خودش) داشته است.

    حذف تصویر دخترا ن از روی کتاب

    پایگاه خبری رسا نشر – حاشا که تصویر ۲ دختر بچه را هم در تصویر کتاب ریاضی سوم ابتدایی نتوانستند ببینند و دختران را از روی جلد یک کتاب حذف کردند!

    انتشار تصاویر کتاب درسی ریاضی سوم ابتدایی انتقادات بسیاری  را برانگیخت. حذف تصاویر نقاشی ۲ دختر بچه از روی جلد، قطعاً بصورت سهوی نبوده است . ناظر و کسی که دستور حذف این دو کودک دختر را داده است نیت و دلیلی منطقی ( به ضعم خودش) داشته است. و احتمالاً منطق این بزرگوار این است که چرا باید دو دختر بچه ۹ ساله و مکلف که احکام شرعی بر آنها واجب است در کنار پسران غریبه قرار بگیرد. حتی اگر محوریت تجمع ریاضی باشد! پس دخترها را حذف کنید تا حرامی پیش نیاید!
    باور کنید اینگونه است. چون خانم نسیم بهاری تصویرگر کتاب گفته علاوه بر حذف این دو دختر، یک دختر در بالای درخت بوده که گفته شده مگر دختر بالای درخت می رود.؟ و دختر دیگری نیز حالات دستانش بصورت باز بوده، گفته اند که میخواهد یکی از پسران را بقل کند!!!
    خودتان ببینید و دریابید حضور ذهن های بیماری که در مهمترین محیط که کودکان ما در آنجا می خواهند آموزش ببینند، با آنها چه خواهد کرد. تحلیل های غلط و تفکرات ابوجهلی این عده راه غلطی را پیش می رود که نتیجه اش ظلم بیشتر به زنان و نا آگاهی نسبت به مسائل حقیقی می گردد. در مدارسی که بجای آموزش انسانیت، خودمراقبتی و شناخت روح و جسم با حذف عکس دختران بخواهد به اصطلاح نکات جنسیتی را مخفی کند، همان بهتر که همیشه کرونا باشد و رفتنش اجباری نباشد ….

    شبنم حاجی اسفندیاری
  • خطری که کتاب‌فروشی‌ها را تهدید می‌کند

    خطری که کتاب‌فروشی‌ها را تهدید می‌کند

    خبر عقب‌نشینی کردن‌ برخی کتاب‌فروشی‌ها از کسب و کار کتاب به گوش‌ می‌رسد، برخی آرزوهای‌شان تعطیل شده و برخی تعطیلی شده آرزوی‌شان.
    مدیر یکی از کتاب‌فروشی‌ها اخیرا به دنبال خبر تعطیلی یکی از هم‌صنفانش در فضای مجازی نوشته بود: «حس سربازی رو داریم که زیر آتش دشمن، دونه‌دونه همقطارانش تیر می‌خورند و می‌افتند… حس تنها شدن.»
    اغلب کتاب‌فروشی‌ها وقتی به کار روزانه خود پایان می‌دهند نمی‌دانند که فردا همسایه‌های‌شان باز هم کتاب‌فروشی می‌مانند یا ممکن است به کافه یا فست‌فودی تغییر شغل بدهند.
    کتاب‌فروشی «ایرانیان» از مغازه‌های قدیمی خیابان فردوسی بود که بهمن‌ماه سال گذشته سراغش رفتیم و با اسماعیل‌خان پای تجربیات ۴۵ ساله «ایرانیان» نشستیم، اما حالا چند وقتی‌ است که دیگر خبری از آن ویترین شیشه‌ای قدیمی کتاب‌ها نیست و این کتاب‌فروشی هم در این باور که دیگر کسی کتاب نمی‌خرد به عمر خود پایان داد.
    دیگری کتاب‌فروشی نشر آسیا بود که در بهار سال گذشته به کار خود پایان داد. این کتاب‌فروشی با قدمتی در حدود ۵۴ سال در شاه‌آباد تهران فعالیت داشت اما حالا اهالی محله آن مکان را به عنوان یک اغذیه‌فروشی می‌شناسند.
    «اسلامیه» هم جزء کتاب‌فروشی‌های قدیمی تهران است و مدت‌هاست که در آستانه تعطیلی قرار دارد. هر بار از آن یادی می‌شود اما برای نجاتش از این وضعیت کمکی نمی‌شود.
    هرچه می‌گذرد خبر تعطیلی کتاب‌فروشی‌های کوچک و بزرگ تهران و شهرهای دیگر بیشتر به گوش می‌رسد. در کنار وسعت گرفتن برخی کافه‌کتاب‌ها و نشرهای بزرگ، پاتوغ‌های کتاب جای‌شان را به مشاغل دیگر می‌دهند.
    اما حال همه کافه‌کتاب‌ها هم خوب نیست. کافه‌کتاب «ویستا» کتاب‌فروشی دیگری بود که اخیرا جای خود را به یک کافه‌گالری داده است.
    چند روز قبل باز هم خبری دیگر رسید: «کتاب‌فروشی اکتبر تعطیل شد.»
    «اکتبر» پس از پنج سال نوشت: «خداحافظ». این کتاب‌فروشی که در مهرشهر کرج فعالیت می‌کند علی‌رغم این‌که چندی پیش نوای پایان کار خود را به گوش مخاطبانش رساند اما تا پایان آبان‌ماه به حیات خود ادامه می‌دهد. این کتاب‌فروشی در بیان علت تعطیلی خود نوشت: «تورم آخرین و غیرضروری‌ترین کالای سبد خرید مردم را حذف کرد و به نظر دیگر جایی برای ما کتاب‌فروشان مستقل باقی نمانده است.»
    تعطیلی «اکتبر» و دیگر هم‌قطارانش به تدریج ادامه دارد و مشکلات مالی علت اصلی همه آن‌هاست. این روزها یک کتاب‌فروشی اگر ناچار به پرداخت اجاره مغازه باشد و بخواهد معاش گردانندگانش را بگذراند تقریبا دوامی نخواهد داشت. آن‌ها اگر بخواهند به‌طور مستقل فعالیت کنند نمی‌توانند زیر بار وضعیت اقتصادی بازار نشر کمر راست کنند.
    از دلال‌ها و دیگران که بگذریم به فروش اینترنتی ناشران می‌رسیم. ناشران این روزها کمتر فرصتی برای خرید کتاب از کتاب‌فروشی‌ها باقی می‌گذارند. خریداران کتاب اگر در خانه نشسته باشند به صفحه فروش آن نشر و اگر بیرون از خانه باشند به مرکز فروش همان نشر مراجعه می‌کنند، در این میان کتاب‌فروش می‌ماند متهم به این‌که کتاب‌هایش را از کتاب‌های قاچاق مترو، دست‌فروش‌ها و دیگران گران‌تر می‌فروشد. در روزهای اخیرا برخی کتاب‌فروشان می‌گویند که میزان فروش‌شان از مدت مشابه سال گذشته کم‌تر بوده است.
    برخی کتاب‌فروشی‌ها پیش‌تر می‌گفتند با وضعیت موجود آرزو دارند که مغازه‌شان را تعطیل کنند و حالا انگار به آرزوی خود می‌رسند.
    روزهای پیش رو با عنوان هفته کتاب نام‌گذاری شده است؛ کاش در میان دید و بازدید از کتاب و گرامی‌داشت آن، برای نجات کتاب‌فروشی‌ها نیز دست یاری بلند شود.
     

  • رونمایی از ترجمه آلمانی کتاب «انسان ۲۵۰ ساله»

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این کتاب توسط انتشارات اسلامیکا در شهر برمن به آلمانی ترجمه و منتشر شده است. کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» مجموعه بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی و مبارزاتی امامان شیعه است و به این نکته مهم اشاره دارد که زندگی امامان شیعه علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، در مجموع یک حرکت مستمر و طولانی است، که ۲۵۰ سال ادامه پیدا کرده است.
    این کتاب شامل ۱۷ فصل است که نحوه چینش عناوین فصل ها به ترتیب تاریخی زندگی ائمه(ع)، از دوران پیامبر اعظم (ص) تا دوره امام جواد (ع)، امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) است که بیانات مقام معظم رهبری درباره این سه امام(ع) در یک فصل ارایه شده است. 

    عنوان کتاب عینا برگرفته از کلام مقام معظم رهبری است و بیانگر نوع نگاه ایشان به زندگی سیاسی مبارزاتی ائمه است و علت این نامگذاری در مقدمه کتاب به تفصیل از بیانات ایشان تشریح شده است. مترجم کتاب دکتر یاووس اوزاوس است.
    ۲۴۱۲۴۱

  • خاطرات «مریم مقدس» روانه بازار کتاب شد

    زنان این مرز و بوم با الگو قراردادن سیره حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) در طول دفاع مقدس حماسه‌های بی‌بدیلی آفریدند. عده‌ای از همان نخستین روزهای جنگ به مناطق مرزی شتافتند تا دوشادوش رزمندگان امدادگر باشند یا همدم و پشتوانه‌ای برای همسر.
    در جایی که بمباران‌های هوایی و حملات موشکی هر لحظه رعشه بر تن آدمی می‌انداخت، بودند شیرزنانی که دلیرانه و استوار در جبهه‌ها ماندند تا روحیه دفاع و رزمی همسرانشان بیش از بیش تشدید شود.آنان در سال‌های دفاع مقدس به جهانیان ثابت کردند حاضرند در راه آرمان و عقیده خویش، از عواطف، احساسات و دلبستگی‌ها چشم بپوشند و با پیروی از مکتب عاشورا و پیام‌رسان آن زینب کبری(س) حماسه‌های فراموش‌نشدنی بیافرینند.

    «تا ابد با تو می مانم» زندگی شیرزنی را به تصویر می‌کشد که عشق دنیوی مانع بندگی اش نشد و با اشک و آه عزیزترین دلبستگی اش را رهسپار میدان نبرد کرد. این کتاب حکایتی دیگر است از لیلی و مجنون قصه‌ها؛ اما در زندگی واقعی. حکایتی که ماندگار می‌شود و جاودان.
    «تا ابد با تو می‌مانم» در ژانر دفاع مقدس، خاطرات مریم مقدس همسر سردار نجاتی یکی از فرماندهان جانباز دفاع مقدس است که بر مبنای روابط درون خانوادگی به شکل خاطره نوشته است و نوعی ادبیات شفاهی توسط نویسنده روایت می شود که زاویه اول شخص دارد.
    مریم عرفانیان نویسنده این اثر؛ از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ در بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان مسئولیت جمع‌آوری آثار از جمله عکس ها، فیلم، وصیت‌نامه، دست نوشته و…از شهدا و جانبازان ۷۰ درصد را به عهده داشت. در همین راستا حدود سه هزار مصاحبه تصویری و مستندات از خانواده شهیدان و جانبازان جمع‌آوری نمود.
    این مصاحبه‌ها منجر به تالیف آثاری همچون فاتحان خرمشهر(تاصبح) روایت جانباز ۷۰ درصد محمود باقرزاده، از نگاه من آخرین پرواز (مصاحبه با همسر شهید رضا خاک بین)، گرم‌ترین شب زمستانی) داستان کوتاه براساس خاطرات شهدا و… شد.
    کتاب «تا ابد با تو می مانم» نیز ماحصل ساعت ها مصاحبه، هفته ها تأمل، ماه ها نوشتن و تدوین خاطرات مریم مقدس، همسر سردار جانباز اکبر نجاتی است.
    این اثر ۲۴۷ صفحه‌ای در قطع رقعی و با تیراژ یک هزار نسخه و با قیمت ۳۲۰ هزار ریال توسط به‌نشر(انتشارات آستان قدس رضوی) به بازار کتاب عرضه شده است.«تا ابد با تو می مانم»در ۲۶ فصل روایت می شود که در فصل پایانی، خاطرات در قالب عکس ها به تصویر کشیده شده است.

    ۲۵۸۲۵۸
  • انتشار ترجمه‌ فارسی پرفروش‌ترین کتاب آیریس مِرداک

    رمان «هنری و کیتو» نوشته‌ آیریس مِرداک که سال گذشته، رمان «دریا؛ دریا» از او به فارسی برگردانده شده و مورد استقبال قرار گرفته بود، با ترجمه‌ زهره مهرنیا روانه‌ بازار نشر شد.

    «هنری و کیتو»، هجدهمین رمان آیریس مِرداک است که سال ۱۹۷۶ منتشر شده است. اگر «دریا؛ دریا» از نظر ادبی مهم‌ترین رمان این فیلسوف  و رمان‌نویس ایرلندی تلقی می‌شود، «هنری و کیتو» محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین اثرش به شمار می‌آید. منتقدان این اثر را در گونه‌ تریلر طبقه‌بندی کرده‌اند زیرا در کتاب، شاهد جنایات خشونت‌بار و فراز و نشیب‌های متعددی هستیم و تعلیق و هیجان در آن حرف اول را می‌زند.

    آیریس مِرداک سال ۱۹۱۹ به‌دنیا آمد و سال ۱۹۹۹ درگذشت. او در دانشگاه آکسفورد به مطالعه‌ علوم کلاسیک و تاریخ باستان رو آورد و در فلسفه، شاگرد ویتگنشتاین بود. سال‌ها در همان دانشگاه به‌تدریس فلسفه پرداخت و آثار اولیه‌اش، رساله‌هایی نظری بودند که بیشتر از هرچیز تحت تاثیر اگزیستانسیالیسم و ژان پل سارتر بود. مِرداک رمان‌نویسی را از دهه‌ ۱۹۵۰ میلادی آغاز کرد و تا پایان عمرش، ۲۶ رمان نوشت که مضامین اصلی‌شان مسئله‌ خیر و شر، روابط میان زن و مرد و ضمیر ناخوداگاه انسانی بودند. آیریس مِرداک یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان انگلیسی‌زبان قرن بیستم به‌حساب می‌آید.

    تیراژ رمان ۴۸۰ صفحه‌ایِ «هنری و کیتو»، ۱۱۰۰ نسخه و قیمت پشت جلد آن ۶۹۰۰۰ تومان است.

    در بخشی از این کتاب آمده است: «فکر کنم این مرکز همه‌چیز است؛ حقیقت‌گویی. همیشه تلاش کن حقیقت را کشف کنی. از دروغ پرهیز کن؛ حتی دروغ‌های نصفه و نیمه، همین دروغ‌های نصفه‌و‌نیمه روح آدم را می‌کشد. می‌دانی، آنقدری که فکر می‌کنی آدم سطح پایینی نیستم.»