برچسب: مصطفی داننده

  • چند سال باید کار کنیم تا خانه و پراید بخریم؟

    چند سال باید کار کنیم تا خانه و پراید بخریم؟

    با رفتن پیکان و پیوستن‌اش به خاطرات، پراید ماشین طبقه کم درآمد و متوسط رو به پایین ایران شد.

    عصرایران؛ مصطفی داننده- پراید وقتی به دل جاده زد و از کره جنوبی به ایران رسید، تبدیل به یک ماشین مهم فرهنگ ایرانی شد. در دهه هفتاد هرفردی، پراید سوار می‌شد پولدار یا یک طبقه متوسط رو به بالا بود که با قرض و قوله این قوطی کره‌ای را خریده بود. پراید آنقدر مهم بود که محور اصلی یک سریال با نام «تهران-۱۱» شد.
    پراید هاچ بک سبز رنگی که ما را وارد زندگی آدم‌های مختلف می‌کرد. پراید مهم بود تا اینکه خودروهای دیگر از سرزمین‌های مختلف راه خود را به ایران باز کردند و پراید کم کم جایگاه خود را از دست داد.
    با رفتن پیکان و پیوستن‌اش به خاطرات، پراید تبدیل به ماشین طبقه کم درآمد و متوسط رو به پایین ایران شد. معمولا آنهایی که می‌خواستند در کنار شعل‌اصلی‌شان مسافر کشی هم بکنند، پراید می‌خریدند چون هم خودش ارزان بود و هم وسایل‌اش.
    داستان گذشت و گذشت تا دوباره پراید به جای قبلی خود رسید و تبدیل به ماشین آدم‌پولدارها شد. ۹۰ میلیون تومان برای ماشینی که همه از او می‌نالند. خیلی‌ها می‌گویند ارابه مرگ است وقتی به آن به دل جاده می‌زنی.
    واقعا یک کارمند یا یک کارگر چند سال باید کار کند تا بتواند یک پراید ساده بخرد؟ در این وضعیت نابسامان اقتصادی یک نفر چند سال باید کار کند تا در تهران یا بقیه شهرها یک خانه برای خود دست و پا کند؟
    واقعا مسخره است که در جنوب تهران قیمت‌ها به حدود میلیارد رسیده است. تصور کنید یک کارگر هر ماه تمام حقوق‌اش را که حدود دو و نیم میلیون تومان است پس انداز می‌کند. فرض می‌کنیم خانواده این کارگر، خورد و خوراک و لباس و پوشاک هم ندارند. اگر او بخواهد یک خانه یک میلیاردی بخرد باید ۴۰۰ ماه یعنی ۳۳ سال کار کند تا صاحب‌خانه شود!!
    جامعه ایران در حال تبدیل شدن به جامعه‌ای است که تنها آدم پولدارها در آن می‌توانند راحت زندگی کنند و تورم و گرانی تاثیر منفی بر روی زندگی آنها نگذارد چه بسا پولدارترشان بکند.
    توصیه به ازدواج خوب است اما شاید قبل از آن باید به این فکر کنیم که یک جوان چگونه می‌تواند یک زندگی ساده، تاکید می‌کنم یک زندگی ساده تشکیل دهد؟ چگونه می‌خواهد از پس هزینه‌های زندگی برآید؟ چگونه می‌خواهد خانه‌ای اجاره و زندگی مشترک خود را آغاز کند؟
    شاید برخی‌ها بگویند با کمک وام می‌شود حداقل بخشی از این آرزوها را برآورده کرد. راست می‌گویند شاید بشود مثلا با وام ۵۰ میلیونی یک پراید دسته دوم خرید اما امان از سود بانک‌ها. ۵۰ میلیون میگیری و تا زمان زیارت حضرت عزرائیل باید سود آن را پرداخت کنی.
    شاید چند سال پیش کمتر کسی فکر می‌کرد خرید پراید تبدیل یک آرزو شود اما حالا این قوطی کوچک پرخطر تبدیل به یک آرزو شده است، آرزوی در کنار هزاران آرزوی دیگر.
  • بعد از زلزله و کرونا ایستاده در انتظار گودزیلا

    بعد از زلزله و کرونا ایستاده در انتظار گودزیلا

    در کرونا قید دیدارها و آدم‌ها را زدیم و زندگی‌مان شد مجازی. دیگر خبری از دست دادن، بغل کردن و قدم زدن در خیابان نبود و نیست. در زلزله هم قید مال و اموال‌مان را زدیم. اموالی که سال‌های برای بدست آوردنش زحمت کشیدیم اما با یک لرزش زمین همه آنها را گذاشتیم و جان‌مان را برداشتیم و به خیابان پناه بردیم.

    عصرایران؛مصطفی داننده-  سال ۹۶ که تهران زلزله آمد، همه گفتند خدا با ما چه مشکلی داری؟ گرانی‌ها و آلودگی هوا کم بود حالا با زمین لرزه به رقص‌مان در می‌آوری؟ اگر یادتان باشد آلودگی هوا خفه‌مان کرده بود.
    حالا که سال ۹۹ است، تهران دوباره لرزید. حالا به جزءگرانی، کرونا هم هست. ملقمه‌ای است از مشکلات ریز و درشت.
    مردم سال ۹۶ بدون استرس به خیابان آمدند و شب نشینی کردند اما دیشب نگران بیرون آمدن از خانه بودند چون می‌دانستند کرونا پشت در است. در را ببندی از ترس زلزله به خود می‌لرزی، در را باز کنی کرونا در آغوشت می‌گیرد.
    می‌بینید، همیشه اتفاق‌های بد منتظر ما هستند. مثلا فکر می‌کنم در آینده به جز زلزله، کرونا و گرانی باید منتظر گودزیلا یا چیزی شبیه به آن باشیم.
    همه این اتفاق‌های بد نشان می‌دهد که نباید این دنیا را آنقدر جدی گرفت. دنیایی که به خاطر کرونایش در خانه بمانی و به خاطر زلزله‌اش از خانه بیرون بروی، ارزش آنچنانی ندارد.
    در کرونا قید دیدارها و آدم‌ها را زدیم و زندگی‌مان شد مجازی. دیگر خبری از دست دادن، بغل کردن و قدم زدن در خیابان نبود و نیست.  در زلزله هم قید مال و اموال‌مان را زدیم. اموالی که سال‌های برای بدست آوردنش زحمت کشیدیم اما با یک لرزش زمین همه آنها را گذاشتیم و جان‌مان را برداشتیم و به خیابان پناه بردیم.
    نباید این روزها را فراموش کنیم. روزهای تلخ. تمام این اتفاقات تلخ به زبان ساده به ما می‌گوید با هم مهربان باشیم، سخت نگیریم، پول و مال دنیا را جدی نگیریم و از زندگی لذت ببریم. خیلی از ما حتی وقت لبخند زدن هم نداریم، آنقدر که خود را درگیر حواشی زندگی کرده‌ایم.
    سه ماهی است که به خاطر کرونا عجیب دلمان برای زندگی کردن و رابطه با آدم‌ها تنگ شده است پس قدر زندگی کردن را بدانیم؛ همین.
  • مداحان و رقابت برای گرفتن اشک بیشتر

    مداحان و رقابت برای گرفتن اشک بیشتر

    روضه‌هایی در هیات‌ها خوانده می‌شود که شما سند آن را در هیچ مقتلی پیدا نمی‌کنید اما مداحان به راحتی آن را می‌خوانند و کسی هم از آنها سوال نمی‌کند این روضه‌ای که خوانده شد از کجا آمده است و راوی آن کیست؟

    عصرایران؛ مصطفی داننده- سرانجام حکایت جنجالی قمار بازی کردن یک لات در خیال خود با امام حسین (ع) به تعطیلی مناجات خوانی محمود کریمی مداح معروف پایتخت در مشهد ختم شد.
    سوالی که بعد از شنیدن این داستان، ذهن آدم را درگیر می‌کند این است که چرا با وجود آیات قرآن و احادیث محکمی که وجود دارد، مداحان از روایت‌هایی استفاده می‌کنند که سند معتبری ندارند و حتی در کتابی نوشته نشده‌اند؟
    پاسخ این سوال را باید در دل هیات‌های مذهبی جست‌وجو کرد.هیات‌هایی که در گرفتن اشک از مردم با هم رقابت می‌کنند.  مداحان برای گرفتن اشک بیشتر از مستمعین خود از راه‌های مختلفی استفاده می‌کنند که بیان چنین حکایت‌هایی یکی از این روش‌هاست.
    روضه‌هایی در هیات‌ها خوانده می‌شود که شما سند آن را در هیچ مقتلی پیدا نمی‌کنید اما مداحان به راحتی آن را می‌خوانند و کسی هم از آنها سوال نمی‌کند این روضه‌ای که خوانده شد از کجا آمده است و راوی آن کیست؟
    کافی است در ایام محرم سری به هیات‌ها بزنید تا ببینید که عاشورا و قیام امام حسین تنها خلاصه به روضه‌های جانسوز شده  و هیچ اشاره‌ای به چرایی این حرکت جاودان تاریخ نمی‌شود.
    به طور مثال مداحان به مخاطبان خود نمی‌گویند چرا نوجوانی مثل قاسم بن الحسن جان خود را فدای آرمان و اعتقاد خود می‌کند؟ چرا می‌گوید که مرگ نزد و شیرین تر از عسل است؟ آنها فقط به انتهای ماجرا که شهادت اوست می‌پردازند. برای برخی از این مداحان ماجرای خیالی ازدواج قاسم مهم‌تر از هر مسئله دیگری است. ماجرایی که بنا بر کتاب‌های مقتل، جعلی است و شهید مطهری هم به آن اشاره دارد.
    عاشورا هم نکته عاطفی دارد، هم حماسی، هم فلسفی و هم عقلانی اما هیات‌ها و مداحان تنها به جنبه عاطفی آن می‌پردازند و کاری به مسائل دیگر ندارند. بیان درد و رنچ اهل بیت رسول خدا در روز عاشورا و گرفتن اشک بیشتر از مردم تنها هدف مداحان است و این در حالی است که زینب کبری گفته است در این روز هیچ چیزی به غیر از زیبایی ندیده است.
    آیا واقعا در هیات‌های مذهبی جوانان نشسته پای منبر از میان اشعار، روضه‌ها و حکایت‌های مداحان پی به معنا و مفهوم جمله حضرت زینب می‌برند؟ متاسفانه در بعضی جلسات مذهبی زینب(س) تبدیل به زنی محزون و رنج دیده و قابل ترحم شده است. این درحالی است که وظیفه خواهر امام حسین ابلاغ پیام عاشورا بعد از شهادت امام سوم شیعیان است.
    کار به جایی رسیده است که محرم هر سال شاهد ظهور روضه‌های جدید و داستان‌های تازه‌ای از کربلا در هیات‌های مذهبی هستیم. گویی آنها هر سال به مقتل‌های جدید دست پیدا می‌کنند.روضه‌هایی که گاها با عقل سلیم هم جور در نمی‌آید و بیشتر به قصه و افسانه می‌ماند.
    درس بزرگ عاشورا ایستادن در برابر ظلم و تبدیل شدن آحاد مختلف جامعه به انسان‌های مسئول است و آیا مداحان معلمان خوبی برای ابلاغ این درس و رسالت به دیگران هستند؟
    در پایان باید گفت اگر در هدف هیات‌های مذهبی تغییری ایجاد نشود و رقابت برای گرفتن اشک و رسیدن به مستمع بیشتر به پایان نرسد داستان این حکایت‌ها و روایت روضه‌های جعلی ادامه دار خواهد بود و هر روز پررنگ‌تر از هر سال خواهد شد.
  • آقای عضو شورای فضای مجازی؛ اگر اینترنت مجانی نبود، چگونه مردم را در خانه نگه می‌داشتید؟

    آقای عضو شورای فضای مجازی؛ اگر اینترنت مجانی نبود، چگونه مردم را در خانه نگه می‌داشتید؟

    اگر همین فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نبودند واقعا چگونه مردم در جریان کرونا و روش مقابله با آن قرار می‌گرفتند.

    عصرایران؛ مصطفی داننده- تقی‌پور که عضو شورای عالی فضای مجازی است و سابقاً در دولت احمدی نژاد وزیر ارتباطات بوده است از هدیه ۱۰۰ گیگ اینترنت رایگان دولت به مردم در زمان کرونا انتقاد کرد.
    او اعتقاد دارد که این ایترنت رایگان در راستای ارزش‌های اخلاقی کشور ما استفاده نشده است. یاللعجب وقتی کسی که وزیر بوده و عضو شورای عالی فضای مجازی است، اینگونه حرف می‌زند و استدلال می‌آورد، چه باید گفت و از چه کسی گلایه کرد؟
    جناب آقای تقی‌پور شاید به نکته توجه نکرده‌اند که این اینترنت رایگان در وهله اول برای کمک به مدیریت کرونا در کشور بودند. مردم باید در خانه می‌ماندند و صداوسیما به واسطه سانسورهای عجیب و غریب و انتخاب‌های غلط توان سرگرم کردن مردم را نداشت. به خاطر همین معنا دولت با یک تصمیم درست و با دادن اینترنت رایگان به مردم به آنها اجازه دادند با استفاده از این امکان در خانه بمانند، فیلم ببیند، در فضای مجازی چرخی بزنند و سعی کنند از خانه بیرون نیایند.
    البته یادمان نرفته است که تقی‌پور وقتی که وزیر بود اعتقاد داشت که سرعت ۱۲۸ برای کاربران اینترنتی کافی است. شاید آقای وزیر سابق بر این باور است که اینترنت رایگان نبود،۴۲۸ هزار نفر ساعت ۳ صبح پای حرف‌های تتلو نمی‌نشستند.
    شاید عضو سابق شورای شهر تهران با وام یک میلیونی دولت به مردم هم مخالف باشد. امکان دارد برخی از مردم با این پول، مسکرات بخرند یا آن را هزینه مواد مخدر کنند. پس بهتر است به خاطر رفتار این افراد به دیگران هم پول ندهیم.
    واقعا دیگر استفاده از مثال چاقو ملال آور شده است اما چاره چیست تا وقتی این حرف‌ها زده می‌شود باید از این مثال استفاده کرد. عزیزان من، چاقو هم برای پوست کندن میوه استفاده می‌شود هم برای قتل! آیا می‌شود به خاطر روش خلافی که برخی از آن استفاده می‌کنند، فروش چاقو در کل کشور را قدغن کرد؟
    اگر همین فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نبودند واقعا چگونه مردم در جریان کرونا و روش مقابله با آن قرار می‌گرفتند. بله در این فضا شایعه هم هست اما ده برابر شایعه آموزش و نحوه مقابله با کرونا هم وجود داشت. بسیاری از پزشکان از این طریق با مردم حرف زدند و آنها را در جریان مشکلات و روزگار سخت گذاشتند.
    خیلی از روحانیون این روزها از همین فضای مجازی برای در ارتباط بودن با مردم استفاده می‌کنند. برخی هنرمندان از این فضا برای سرگرم کردن جامعه بهره می‌برند. امروز فضای مجازی یاور کسانی که است به جنگ کرونا رفته‌اند.
    اینترنت امروز به اندازه برق، گاز و آب برای مردم مهم است و بخشی از زندگی آنها شده است. پس لطفا از فضای دهه ۷۰ خارج شوید و اجازه بدهید این فضا مسیر خود را برود. به جای برخورد سلبی، ایجابی رفتار کنید و از این زمین فراخ برای خود برداشت کنید. آتش زدن این خرمن هیچ کمکی به شما نخواهد کرد.

  • برگزاری مراسم مناجات خوانی در مسجد ارک؛ لجبازی یا ندانم کاری؟

    برگزاری مراسم مناجات خوانی در مسجد ارک؛ لجبازی یا ندانم کاری؟

    همه ما در عصر کرونا در برابر دیگران مسؤول هستیم. اگر رفتارهای پرخطر ما زمینه ساز کرونا گرفتن دیگران شود باید پاسخگو باشیم


    عصرایران؛ مصطفی داننده- با آغاز ماه مبارک رمضان، منصور ارضی مداح معروف پایتخت که سعید حدادیان او را رییس صنف مداحان می‌خواند، مراسم مناجات خوانی هرساله خود را در مسجدارک تهران را در عصر کرونا هم ادامه داد.
    طبق دستور ستاد ملی مقابله با کرونا، مراسم‌های مذهبی، ملی و عمومی به خاطر شیوع کرونا فعلا تعطیل و برگزار نمی‌شوند اما گویا رییس مداحان به گونه‌ای دیگر فکر می‌کند و مسجد ارک تهران را جدا از کشور می‌داند.
    نکته جالب ماجرا این است که مقام معظم رهبری، مراسم قرائت قرآن خودشان را که هر سال در حسینیه امام خمینی و با حضور قاریان ایرانی و خارجی برگزار می‌شد را مجازی برگزار کردند اما مثل اینکه برخی به دنبال زدن ساز خود هستند.
    به نظر می‌رسد برخی فکر می‌کنند تعطیلی حرم‌ها، مساجد و هیئت‌های مذهبی به خاطر مخالفت با دین است و به همین خاطر از سرلجبازی سعی می‌کنند، قوانین را دور بزنند.
    مکان‌های مذهبی به خاطر این تعطیل است که اجتماع مردم در آن‌ها شکل می‌گرفته است و کرونا هم عاشق جماعت است، همین. دل خیلی از مردم برای زیارت حرم امام رضا یا شرکت در نماز جماعت پر می‌کشد اما چاره چیست؟ سلامت مقدم بر هر مسئله‌ی دیگری است.
    در عصر کرونا لغو اجتماعات مهم است. حالا می‌خواهد محتوای این اجتماع مذهبی باشد یا ورزشی و فرهنگی. کورنا، کاری با موضوع اجتماع ندارد،درست مثل آن آتشی که چند سال پیش در مسجد ارک، جان برخی‌ها را گرفت.
    هر رفتاری خلاف تصمیم ستاد مقابله با کرونا، می‌تواند جان انسان‌ها را به خطر بیندازد. واقعا انتظار می‌رود افراد شناخته شده‌ای مثل منصور ارضی، یار کادر درمانی کشور باشند نه بار آن. ایشان که ریش سفیدان مداحان کشور هستند می‌توانند مانند دیگر مداحان مانند محمود کریمی از فضای مجازی برای ارتباط با مخاطبان استفاده کنند.
    چگونه است که گفته می‌شود، سلام از دور به حضرت رضا (ع) و امام حسین (ع) حکم زیارت حضوری را دارد اما وقتی نوبت به برگزاری جلسات مذهبی می‌رسد اینگونه نیست؟ به لطف فضای مجازی، هیئت‌ها می‌تواند در خانه‌ها برگزار شود و علاقه‌مندان به صدای منصور ارضی و مداحان دیگر از طریق اینترنت از صوت آنها بهره مند شوند.
    همه ما در عصر کرونا در برابر دیگران مسؤول هستیم. اگر رفتارهای پرخطر ما زمینه ساز کرونا گرفتن دیگران شود باید پاسخگو باشیم. هم دربرابر مردم و هم در برابر خداوند.
    عقل در عصر کرونا حکم می‌کند از اجتماع بپرهیزیم.. پس باید تن به عقل حکم داد و برگزاری مراسمی که مردم در آن حضور دارند جلوگیری کرد.
    روزی خواهد آمد که دوباره اجتماعات عمومی از سرگرفته خواهد شد. مراسم‌های مختلف در کشور برگزار خواهد شد. حرم‌های مطهر مملو از جمعیت خواهد شد اما تا آن روز باید صبر کرد.نباید با لجبازی اجازه داد، کرونا جان مردم را به خطر بیندازد.
  • یک پیشنهاد برای شکست کرونا؛ ۲ روز قرنطینه، ۵ روز طرح فاصله گذاری اجتماعی

    می‌شود دو روز از ایام هفته یعنی پنجشنه و جمعه را به طور کامل در کشور تعطیل و قوانین سخت قرنطینه را اجرا کرد. در این دو روز به جز فروشگاه‌های بزرگ، داروخانه‌ها و درمانگاه‌ها بقیه مشاغل بسته باشند. همچون نوروز، سفرهای استانی تعطیل باشد. کسی حق حضور در پارک‌ها را نداشته باشد. طرح ترافیک از در هر خانه اجرا شود.

    عصرایران؛ مصطفی داننده- بگذارید یک راست، سر اصل مطلب بروم. بخشی از مردم کرونا را جدی نگرفته‌اند. کافی است سری به سطح شهر و معابر عمومی بزنید تا  متوجه این جدی نگرفتن شوید.
    وقتی‌ پارک‌ها مملو از کسانی می‌شود که آمده‌اند خستگی دوران کرونا را از تن به در کنند، باید متوجه شد که اوضاع درام‌تر از آنچه تصور می‌کنیم است.
    با توجه به وضعیت این روزهای ایران، به نظر می‌رسد طرح فاصله گذاری اجتماعی به تنهایی نمی‌تواند بار مقابله با کرونا را به دوش بکشد. باید فکری کرد و طرح‌های مختلف را که کمک می‌کند، مردم بیشتر در خانه بمانند را بررسی کرد.
    یکی از طرح‌ها که پیشنهاد نگارنده به ستاد مقابله با کرونا است که هم به حفظ جان مردم کمک می‌کند و هم خللی در نان درآوردن آنها ایجاد نمی‌کند، تلفیق طرح فاصله گذاری اجتماعی و با قرنطینه است.
    می‌شود دو  روز از ایام هفته یعنی پنجشنه و جمعه را به طور کامل در کشور تعطیل و قوانین سخت قرنطینه را اجرا کرد.
    در این دو روز به جز فروشگاه‌های بزرگ، داروخانه‌ها و درمانگاه‌ها بقیه مشاغل بسته باشند. همچون نوروز، سفرهای استانی تعطیل باشد. کسی حق حضور در پارک‌ها را نداشته باشد. طرح ترافیک از در هر خانه اجرا شود.
    در این دو روز می‌شود تمام معابر عمومی را ضدعفونی کرد تا وقتی مردم از روز یشنبه وارد جامعه می‌شوند با مکان‌های ضدعفونی روبرو شوند.
    سیزده به در نمونه موفق این طرح بود. طرحی که حاکمیت به خوبی آن را انجام داد و هم مردم به خوبی همکاری کردند.
    در روزهای دیگر هفته مردم می‌توانند با رعایت دستور العمل‌های بهداشتی، به زندگی خود بپردازند و امور زندگی خود را رتق و فتق کنند.
    این طرح می‌تواند در مسیر کرونا وقفه ایجاد کند درست مثل دست اندازی که جلوی سرعت رانندگان را می گیرد. تعطیلی دو روزه کشور در هفته، کمک بسیاری به کادر درمانی برای کنترل کرونا است و می‌تواند جلوی اوج گیری این ویروس را بگیرد.
    با این طرح با یک تیر دو نشان زده می‌شود. هم مردم کمتر درگیر کرونا می‌شوند و هم مشکلات اقتصادی سراغ خانواده‌ها نمی‌آید. حتی اگر این قرنطینه به جای دو روز، سه روز باشد و شنبه هم با آن اضافه شود، کمک بیشتری به مقابله با کرونا می‌کند.
    آخرهفته‌ها با توجه به تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها تبدیل به روزهای خطرناکی برای مردم شده است. مردمی که در تمام این روزها در خانه مانده‌اند و از خانه نشینی خسته‌ شده‌اند و دوست دارند فضای جدیدی را تجربه کنند. به همین خاطر سعی می‌کنند سفر بروند یا در نزدیک ترین پارک و فضای سبز، کرونا را از زندگی‌شان به در کنند.
    تعطیلی پنجشنه و جمعه می‌تواند حداقل جلوی این رفتار مردم را بگیرد. در روزهای دیگر با توجه به سرکار بودن مردم و تحصیل مجازی دانش آموزان، فرصت تفریح کردن و سفر رفتن وجود ندارد.
    کسانی که در این دو روز قوانین وضع شده را نقض کنند هم با جریمه‌های سنگین مالی روبرو خواهند شد.
    ما باید بدانیم که کرونا با کسی شوخی ندارد. هرچه این ویروس را دست کم بگیریم او جدی‌تر زندگی ما را نابود خواهد کرد. روزهای عید نشان داد می‌توان کرونا را کنترل کرد اگر رفتاری متناسب با آن داشته باشیم. مطمئن باشید وقتی همه در خیابان هستند، نمی‌توان به فردای بدون کرونا فکر کرد.
    کادر درمانی کشور و تمام کسانی که به خاطر کرونا مجبور به فعالیت شبانه روزی هستند از نفس افتاده‌اند و باید به آن یاری برسانیم تا در کنار هم این ویروس منحوس را شکست دهیم.
  • کمک به مردم با لشگر دوربین به دست

    در کمک کردن به آدم‌ها مواظب رفتارمان باشیم. خیلی از آدم‌ها وضع مالی خوبی ندارند اما غروری دارند به بلندای دماوند.

    عصرایران؛ مصطفی داننده- از قدیم در گوش ما گفته‌اند وقتی می‌خواهی به نیازمندی کمک کنی، در بوق و کرنا نکن. درست است که شاید سفره‌اش خالی از نان باشد اما آبرو دارد. شاید دوست ندارد خیلی‌ها بدانند که او با سیلی صورتش را سرخ نگه می‌دارد.
    از قدیم در گوش ما گفته‌اند اگر می‌خواهی دست نیازمندی را بگیری به گونه‌ای این کار را کن که او حس صدقه نداشته باشد. آنکه باید ببیند، می‌بیند احتیاج به دوربین و موبایل نیست.
    اینها را به ما گفته‌اند اما باز وقتی می‌خواهیم دستی بگیریم حتما باید دست‌هایی باشند و حاتم طایی بودن ما را نشان دهند. باید کسی کنار ما باشد و در حالی که تصویر از ما بر می‌دارد، بگوید که فلانی در این ساعت در حال کمک به بینوایان شهر است.
    به طور مثال دم امام جمعه محترم ایرانشهر سیستان و بلوچستان گرم که به فکر کارگرهای روزمزدی بود که نان‌شان تخته شده است اما ای کاش به جای دادن سه یا دوتا ده هزار تومانی، آنهم با آن ادبیات زشت فرد همراه که گویا راننده امام جمعه محترم هستند، ایشان از منش مولای متقیان استفاده می‌کردند و اقلام مورد نیاز مردم را شبانه جلوی در خانه آنها می‌گذاشتند.

    البته بهتر از هرکاری کاش امام جمعه عزیز با توجه به وجود مشکلات و انشالله علمی که به آن دارند، با استاندار و فرماندارها رایزنی می‌کردند تا مشکلات معیشتی و رفاهی مردم مظلوم سیستان و بلوچستان در این زمانه کرونا زده حل شود.
    اگر خیلی از مسئولان شهری و کشوری ما کار خود را درست انجام می‌دادند، امروز احتیاج نبود با اسکناس بین مردم برویم و به آنها کمک کنیم. اگر چرخ تولید ما از کار نمی‌افتد و به جای دلالی به فکر تولید بودیم امروز کاسه چه کنم چه کنم دست خیلی از مردم نبود.
    حالا که وظیفه خود را به خوبی انجام ندادیم و می‌خواهیم به مردم در روزهای سخت کرونا کمک کنیم اصلا احتیاجی نیست لشگری دوربین به دست را با خود همراه کنیم تا یک گونی برنج هندی به افراد نیازمند بدهیم.
    واقعا اگر می‌خواهید همه بدانند که عمرو و زید در عصر کرونا دست به جیب شدند و به مردم کمک کردند، حرفی نیست. لشگر دوربین‎‌ها را به راه بیندازید تا همگان در جریان قدم‌های شما برای مردم باشند.
    اما اگر می‌خواهید برای رضای خدا و شادی دل بنده‌های او کار کنید، دیگر لزومی به این همه تشکیلات نیست. آنکه باید ببیند، می‌بینید و بهتر از هر دوربینی تصاویر را ضبط می‌کند.
    در کمک کردن به آدم‌ها مواظب رفتارمان باشیم. خیلی از آدم‌ها وضع مالی خوبی ندارند اما غروری دارند به بلندای دماوند. با نیت کمک، غرور آنها را له نکنیم. همین عکس‌برداری‌ها شاید آبروی فردی را که سال‌هاست تلاش کرده کسی نفهمد سفره‌اش خالی از نان است، ببرد.

  • مشاوران ترامپ در امور ایران؛ مغزهای کوچک زنگ‌زده

    مشاوران ترامپ در امور ایران؛ مغزهای کوچک زنگ‌زده

    صحبت‌ها و رفتار ترامپ در قبال ایران نشان می‌دهد که او مشاوران خوبی در قبال کشور ما ندارد وتصمیم‌هایی او بر اساس تحلیل‌ها و نظرهای یک سری مغزهای کوچک زنگ‌زده است.

    عصرایران؛ مصطفی داننده- «لن خودورکوفسکی» مشاور وزارت خارجه آمریکا در واکنش به حضور  گسترده مردم ایران در مراسم‌های تشییع پیکر شهید قاسم سلیمانی توییت کرده است:« «تعداد زیاد حضور در مراسم تشییع سلیمانی را به حساب حمایت از رژیم نگذارید. وقتی در یک دیکتاتوری زندگی می‌کنید، گزینه دیگری ندارید. شما یا در تظاهرات شرکت می‌کنید، یا بازداشت یا کشته می‌شود…»

    این توییت آقای مشاور، مرا به یاد فیلم سینمایی «مصادره» انداخت. اسماعیل یارجانلو با بازی «رضا عطاران» با  دیدن گریه حمید استیلی بعد از زدن گل به آمریکا در جام جهانی ۹۸ فرانسه  به پسرش ذکریا با بازی «هومن سیدی» گفت که این گریه برای این است که خانواده بازیکنان تیم ملی گروگان حکومت هستند.

    به نظر می‌رسد حرف‌های مشاور وزرات خارجه آمریکا، برگرفته از تحلیل‌هایی است که برخی از ایرانی‌های مخالف جمهوری اسلامی به عنوان اتاق فکر به سران کاخ سفید تزریق می‌کنند.

    جنس این توییت نشان می‌دهد ،مشاوران آمریکا در امور ایران، مجاهدین یا همان منافقین و سلطنت طلب‌هایی که بعد از انقلاب، ایران را ترک کردند هستند. کسانی که تحلیل دقیقی از شرایط کشور و تحولات آن ندارند.
    آنها با دیدن ایران از راه دور و بر اساس پیام‌هایی که به صورت کانالیزه شده دریافت می‌کنند، مشاوره‌های خود را به کاخ سفید ارائه می‌دهند. آنها احتمالا به آمریکا گفته بودند بعد از حوادث آبان با یک ترور مثل ترور شهید سلیمانی می‌توانند به اهداف خود برسند.
    صحبت‌ها و رفتار ترامپ در قبال ایران نشان می‌دهد که او مشاوران خوبی در قبال کشور ما ندارد وتصمیم‌هایی او بر اساس تحلیل‌ها و نظرهای یک سری مغزهای کوچک زنگ زده است.
    ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا، تصویر غیر واقعی از ایران دارد. این تصویر را افرادی ساخته‌اند که هیچ شناختی از وضعیت ایران ندارند. به طور مثال برخی از سلطنت طلب‌ها هنوز با همان تفکر دهه ۵۰ و ۶۰ به ایران نگاه می‌کنند و همان نگاه را از طریق مشاوره به ترامپ و هیات حاکمه آمریکا تزریق می‌کنند.
    قطعا اگر مشاوران آمریکا در امور ایران، شناخت دقیقی از کشور داشتند هیچگاه به او توصیه نمی‌کردند دست به چنین اشتباه استراتژیکی بزند.
    حضور مردم در خیابان‌های اهواز، مشهد و تهران به خاطر درک نقش سردار قاسم سلیمانی در سال‌های دفاع مقدس و سال‌های جنگ با داعش بود.
    متاسفانه این نوع نگاه در برخی از تحلیل‌گران داخلی هم وجود دارد. آنها هم درک درستی از اتافاقات کشور ندارند و همیشه یک ساز می‌زنند. در حالی که جامعه ایران دچار تحولات و تغییرات اساسی است.
    آنها به جامعه همان نگاهی را دارند که در سال۶۰ یا ۷۰ داشتند و متوجه این معنا نیستند که نسل جدید ایران با جوان‌های دهه ۶۰ متفاوت هستند.

  • به بهانه جدیدترین توییت ترامپ / داعش مُدرن با موهای بور و کت‌و‌شلوار

    به بهانه جدیدترین توییت ترامپ / داعش مُدرن با موهای بور و کت‌و‌شلوار

    ترامپ، مغولی است که عزم ایران کرده و آتش به دست گرفته است و می‌خواهد دوباره به جان تمدن ایران بیفتد. بی‌تاریخ‌ها از تاریخ و فرهنگ چه می‌دانند.

    عصرایران؛ مصطفی داننده- داعش وقتی شهرهای عراق و سوریه را یکی پس از دیگری اشغال کرد به سراغ اماکن تاریخی و مذهبی رفت و با انفجار، پتک و چکش به جان میراث فرهنگی این دو کشور تاریخی عربی افتاد تا به گمان خود تاریخ آنها را زیر چکمه‌های جهل‌ له کند.
    حالا داعش دوباره زنده شده است نه در خاورمیانه بلکه در ینگه دنیا. نه با ریش، موهای شانه نزده و لباس‌های نظامی کثیف بلکه با کروات، کت‌وشلوار، صورت تراشیده و موهای بور.
    ترامپ دوباره گوشی لعنتی‌اش را به دست گرفته و توییت زده است. در توییت رییس جمهور آمریکا آمده است:« اگر ایران به هر یک از امریکایی ها یا مواضع امریکایی حمله کند، ما ۵۲ مکان ایرانی (که نماینده ۵۲ امریکایی که در ایران سالها گروگان بودند) را مورد حمله قرار خواهیم داد. برخی از آنها برای ایران بسیار رده بالا و مهم هستند و آن اهداف برای ایران و فرهنگ ایرانی بسیار مهم هستند، و آن اهداف ، و خود ایران، به سختی و شدت هر چه تمام تر مورد حمله قرار خواهند گرفت. ایالات متحده تهدید دیگری را تحمل نمی کند.»
    ترامپ هرچند ادای آدم‌های متمدن را در می‌آورد یک داعشی است در لباس رییس جمهور آمریکا. نه داعشی‌ها می‌دانستند تاریخ و تمدن چیست و نه ترامپ می‌داند.
    مردم جهان هنوز تصویر منفجر کردن مجسمه بودا توسط طالبان را از یاد نبرده است. حمله مستقیم آدم‌هایی دُگم و خشک مغز  به دل تاریخ.
    کجا را می‌خواهی هدف قرار بدهی آقای رییس جمهور؟ تخت جمشید؟ عالی قاپو، چهلستون، حافظیه، باغ ارم؟ ۳۳ پل؟ مسجد شاه؟ کاخ گلستان، بازار تبریز؟ میدان آزادی؟ بازار وکیل؟ امیر چخماق، باغ فین؟
    دم خروس ترامپ با این توییت بدجور بیرون زده است. او و سران آمریکا در این سال‌ها مدعی بودند که تنها هدف‌شان جمهوری اسلامی است و حالا ترامپ با  تویتش نشان داد که خیر؛ هدف‌اش ایران است.
    همه آنهایی که فکر می‌کردند با حمله نظامی آمریکا، ایران برای اَنها تبدیل به بهشت برین می‌شود، تحویل بگیرند. ترامپ؛ تمدن ایران را هدف قرار گرفته است.
    ترامپ، مغولی است که  عزم ایران کرده و آتش به دست گرفته است و می‌خواهد دوباره به جان تمدن ایران بیفتد. بی‌تاریخ‌ها از تاریخ و فرهنگ چه می‌دانند.
    به قول مولانا: «شمع حق را پف کنی تو ای عجوز/هم تو سوزی هم سرت ای گنده‌پوز
    کی شود دریا ز پوز سگ نجس/ کی شود خورشید از پف منطمس*»
    ترامپ نشان داد که نه دغدغه دموکراسی دارد نه به فکر مردم ایران است. او می‌خواهد ماهی خود را صید کند. یادمان نرود بسیاری از خون‌هایی که در جوی جهان جاری است از خنجر آمریکایی‌نشان می‌چکد.
    بهتر است ترامپ کمی تاریخ بخواند. همه آنهایی که عزم نابودی فرهنگ کرده‌اند، جایی بهتر از گور برای آرمیدن پیدا نکرده‌اند. ابوبکر البغدادی تازه‌ترین نمونه آن است. او هم به جان تاریخ افتاده بود اما بناهای نیمه ویران تمدن شامات هنوز برجاست ولی بغدادی خوراک ماهیان شد.
    مشاوران ترامپ و مردم آمریکا به سراغ کتابخانه‌ها بروند و به او کتاب‌های تاریخ هدیه بدهند تا کمی بخواند و بداند که ایران کجاست و چه تاریخی دارد و او در مورد چه مردمی حرف می‌زند.
    *ناپدید شده
  • زندگی «دودی» مردم البته به جز دماوند و فیروزکوه! و مسؤولینی که …

    زندگی «دودی» مردم البته به جز دماوند و فیروزکوه! و مسؤولینی که …

    همین فراگیر شدن آلودگی این سوال را در اذهان عمومی ایجاد می‌کند که علت این آلودگی چیست؟ بنزین؟ ماشین‌های غیر استاندارد؟ کارخانه‌های آلاینده یا …

    عصرایران؛ مصطفی داننده- یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ایران این است که مشکلات در آن تکراری می‌شوند و تقریبا کسی برای دلیل مشکلات و راه‌حل‌ها پاسخی ندارد. آلودگی هوا نمونه بارز آن است. زندگی مردم دودی شده است و تنها کاری که انجام می‌شود تعطیلی مدارس در بسیاری از شهرهای کشور از جمله تهران البته به جز دماوند و فیروزکوه است!
    در سال‌های گذشته تنها تهران و یکی دو شهر بزرگ دیگر درگیر آلودگی هوا می‌شدند اما الان بسیاری از شهرهای از شمال تا جنوب از غرب تا شرق با آلودگی در حال کشتی گرفتن هستند.
    همین فراگیر شدن آلودگی این سوال را در اذهان عمومی ایجاد می‌کند که علت این آلودگی چیست؟ بنزین؟ ماشین‌های غیر استاندارد؟ کارخانه‌های آلاینده یا …
    واقعا مردم دوست دارند، بدانند چرا باید در میان دود و آلودگی زندگی کنند؟
    نکته بعدی این است که برخی تصور کردند با تعطیلی مدارس کمی اوضاع هوا بهتر می‌شود اما این کار هم دردی از شهرها دوا نکرد. آسمان همانطور سیاه و دود گرفته است. این تعطیلی تنها باعث شده است که بچه‌های بیگناه در روزهای سیاه آلودگی دچار بیماری‌‎های عجیب و غریب نشوند.
    مسؤولان محترم بهتر است به جای حضور در رسانه‌ها و حرف زدن یک راهکار عملی برای حل این بحران پیدا کنند. تا کی قرار است هر وقت زمستان از راه می‌رسد به جای چشم انتظار برف و باران بودن باید دود ببینم و ماسک بزنیم.
    تمام طرح‌های داده شده در این سال‌ها نتوانسته‌اند، پادزهری برای هوای آلوده کشور به ویژه تهران باشند. هوا در زمستان هر سال بدتر از سال گذشته است و این نشان می‌دهد که طرح‌های اجرا شده ناکارآمد هستند. بدتر از اینکه آنهایی که باید فکری به حال مردم و شهرها کنند، چشم به آسمان دارند که شاید باد و باران به داد آنها برسد.
    واقعا چرا به جای حمایت‌های گسترده از صنعت خودروسازی فشل که به نظر می‌رسد نقش مهمی در آلودگی این روزهای ایران  به خاطر خودروهای آلاینده دارد از حمل و نقل عمومی حمایت نکردیم؟ چرا مترو را گسترش ندادیم؟ چرا اتوبوس‌های جدید نساختیم و یا نخریدیم؟
    به طور مثال دولت آلمان تصمیم گرفته است برای کاهش آلودگی هوا علاوه بر رایگان شدن استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، طرح ایجاد منطقه پاک، کاهش استفاده از خودروهای شخصی و ایجاد انگیزه برای استفاده از خودروهای برقی را اجرایی کند.
    اگر مردم بدانند که با وسایل نقلیه عمومی می‌توانند به راحتی به کارهای خود برسند قطعا با توجه به قیمت سوخت حاضر نبودند از ماشین‌های شخصی استفاده کنند. متاسفانه آنقدر حمل و نقل عمومی به ویژه در شهرهای بزرگ شلوغ و گاهی فشل هستند که مردم ترجیح می‌دهند از خودروهای شخصی استفاده کنند.
    آلودگی هوا برای جان مردم خطرناک است. در زمان المپیک چین، یک دوره رفت و آمد در شهرها منع شد و در نتیجه آن تعداد سقط جنین کمتر شد و وزن کودکان هم بیشتر شد. اگر نگران مردم هستیم باید هرچه سریعتر فکری به حال آلودگی هوا کنیم. مردم مجبور هستند برای رتق و فتق امور زندگی خود از خانه بیرون بیایند این کار باعث می‌شود آلودگی به راحتی آنها را بغل کند. پس بهتر است باد طرح‌های کارآمد از مردم در برابر آلودگی دفاع کنیم.