مهدی واعظی یکی از مجریان صداوسیما که اخیرا در برنامه ای زنده مدعی شده بود قهرمانیهای پرسپولیس در لیگ برتر حاصل حمایت های خاص است ممنوع الکار شده است.

چند روزی است پخش یک کلیپ جنجالی محل بحث و نظر اهل فن شده است. در برنامهای که از شبکه دوم سیما پخش شده، مجری برنامه یکی از میهمانان را «همتای فردوسی» معرفی میکند! آن هم به خاطر اینکه میهمان عزیز برنامه «ترجمه»های قرآن کریم و نهجالبلاغه را به نظم درآورده است. نظمی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و پژوهشگران، ذرهای نتوانسته بلاغت قرآن را به مخاطب فارسیزبان منتقل کند. بگذریم از مفهوم درست و دقیق آیات که گاه در خلال تنگ آمدن قافیه، قربانی شده است.
اینکه یک مجری در برنامه تلویزیونی با ادعاهایش، تن فردوسی و بزرگان ادب فارسی را در گور بلرزاند، جای شگفتی نیست. تلویزیون سالهاست محل آمد و شد مجریانی است که خود را کارشناس فرض میکنند، اما دریغ و افسوس که معمولاً «بود» آنها بیشتر از «نمود»شان بوده است.
در برنامهای دیگر که اتفاقاً در حال و هوای کتاب از شبکه نسیم پخش میشود، ذوق میهمان برنامه گُل میکند و با رویکردی فیمینیستی تأکید میکند که «کلمه «مرد» را باید از ادبیات کلاسیک برداریم» و با همین رویکرد، دست به تحریف شعر سعدی میزند و میگوید که آیا زیباتر نیست به جای اینکه بگوییم «تا مرد سخن نگفته باشد» بگوییم «تا «فرد» سخن نگفته باشد»؟!
در یک چشم بر هم زدنی، سالها تلاش فروغی و زندهیاد یوسفی بر باد میرود. تمام این اظهار نظرها در حالی مطرح میشود که صدا و سیما هنوز محل مراجعه بسیاری از افراد جامعه است و کماکان بسیاری از خانوادهها خوراک فرهنگی خود را از این راه تهیه میکنند.
غربت کلمات فارسی در برنامهها نیز قصه پر غصه دیگری است. واژگان فارسی که با تلاش بزرگانی چون فردوسی، سعدی، حافظ و دیگران به دست ما رسیده و ما مفتخریم که پس از قرنها میتوانیم با همان زبانی سخن بگوییم که زبان سعدی و حافظ است، طی سالهای اخیر بارها و بارها در برنامههای طنز و ورزشی مورد بیمهری قرار میگیرند و جای آنها را واژگان و اصطلاحات جعلی میگیرند که ریشهای ندارند؛ همچون گیاه هرزی که بر روی خاک رسته باشد، فقط خودنمایی میکنند. بگذریم از نامهای انگلیسی برخی از کالاهایی که در آگاهیهای تبلیغاتی صدا و سیما به وفور استفاده میشوند. تبلیغاتی که عموماً با زندگی عامه مردم فاصله دارد، از زبان آنها نیز دارد کمکم دور میشود. گویی کلمات فارسی همچون طفلی بیپناه بین بریز و بپاشها و سبک زندگی آنچنانی یک زوج چشم رنگی، گم شده است. این در حالی است که طبق قانون؛ اسامی کالاها و اماکنی که در متن آگهی ذکر یا در تصویر نمایش داده میشود، باید «فارسی» باشد.
رسانه ملی نمایی است از وضعیت جامعه. همانند هر رسانهای هم از جامعه و مردمان اطرافش تأثیر میپذیرد و هم بر آنها تأثیر میگذارد. با این نگاه، متأسفانه آنچه در برخی از برنامههای تلویزیون دیده میشود، تنها «فرسایش زبان عمومی جامعه» است؛ نکتهای که رهبر معظم انقلاب در یکی از دیدارهای نیمه رمضان با شاعران بر آن تأکید داشتند: من از صداوسیما گلهمندم، بهدلیل اینکه به جای ترویج زبان صحیح و معیار و زبان صیقلخورده و درست، گاهی زبان بیهویت و تعابیر غلط و بدتر از همه تعابیر خارجی را ترویج میکند. انتشار فلان لغت فرنگی یک مترجم یا نویسنده از تلویزیون، موجب عمومی شدن آن لغت و آلوده شدن زبان به زوائد مضر میشود.
به نظر میرسد بیش از آنکه نقد و نظرها متوجه کارشناسان و مجریان برنامهها باشد، باید معطوف به برخی از مدیران طرح شود. تا زمانی که نگاه برخی از برنامهسازان و مدیران به فرهنگ، شعر و ادبیات در رسانهای، نگاه زینتالمجلسی باشد، کاری از پیش نمیبریم و گرهای از این کلاف سر درگم باز نخواهیم کرد. زبان فارسی با آن همه پیشینه و تأثیرگذاری در غربت است و ما عموماً قدرش را نمیدانیم؛ چرا که گفتهاند: قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری.

این شیوه برای انتخاب فرد یا افرادی برای اداره امور کشور کم و بیش در همه کشورها به اجرا گذاشته میشود. کاندیداها طبق قانون انتخابات کشورشان در مدت مقرر نسبت به ارائه آراء و نظرات و برنامههای خود اقدام میکنند و در روز رایگیری این مردم هستند که بر اساس سوابق کاندیداها و جریان فکری آنها و همچنین سخنرانیهای این افراد در دوره تبلیغات انتخاباتی نام فرد شایسته را در صندوق میاندازند.
چند دههای است که به مدد رسانه فرصت برگزاری مناظرههای انتخاباتی رواج پیدا کرده و اتفاقا از جانب کاندیداها و خصوصا مردم مورد اقبال واقع شده است. این شیوه با این استدلال وارد چرخه انتخابات شد که کاندیداها رو در روی هم و در مقابل دیدگان مردمشان در مبارزه تریبونها نقاط ضعف و قوت یکدیگر را به چالش بکشند تا از میان این گفت و شنود و چالش ناظران آن یعنی مردم با شناخت بیشتر نسبت به انتخاب درست اقدام کنند.
در نگاه اول به مناظرههای انتخاباتی تصور بر این بود که مبارزهای بدون اصطکاک فیزیکی و با انقیاد حاضران به قواعد و قوانین ازپیشتعیینشده برگزار خواهد شد. مرور مناظرههای انتخاباتی در ادوار مختلف کشورها نشان میدهد که متاسفانه امروزه اهداف اولیه برگزاری چنین مناظرههایی مخدوش شده است.
برای اینکه بپردازیم به اصل دلیل این نوشتار، از بررسی نقاط ضعف مناظرههای انتخاباتی سایر کشورها که شاید نزدیکترین و شاخصترین آنها مناظرههای آخرین انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا بود عبور میکنیم و مناظرههای انتخاباتی در کشورمان را بررسی میکنیم چرا که بخش قابل توجهی از سیاسیون و اداره کنندگان جمهوری اسلامی ایران انتقادات جدیای را به شیوههای کشورداری لیبرال دموکراسی و … وارد میدانند و این یعنی ما بهتر از آنها مناظره برگزار میکنیم.
مناظرههای انتخاباتی در ایران سابقهی طولانی ندارد ولی متاسفانه در همین دوره کوتاه در کنار مزایایش آثار مخرب بسیاری هم داشته است. مناظره انتخاباتی رقابتی است برای رسیدن به پیروزی؛ این مفهوم برای عموم مردم بسیار آشناست اما در میدان دیگری که رقابتهای ورزشی در آن جریان دارد.
حتما همه میدانیم که در ماههای منتهی به رقابتهای مهم ورزشی، ورزشکاران با شرکت در اردوها و انجام دیدارهای تدارکاتی و تقویت قوای ذهنی و بررسی نقاط ضعف و قوت حریف، خودشان را برای رقابتها آماده میکنند و در میدان رقابت هم آنچنان قوانین سفت و سختی حاکم است که ورزشکاران جرات نمیکنند از طریق شیوههای غیراخلاقی و غیرورزشی اقدام به امتیازآوری کنند یا حریف را شکست دهند و اگر چنین نیز کردند این قوانین بدون اغماض و توجه به سوابق آن ورزشکار با صدور احکام قاطع مانع از وسوسه دیگر ورزشکاران در استفاده از چنین روشهایی برای قهرمانشدن میشوند و صد البته ورزشکارانی در یاد تاریخ میمانند که رفتار جوانمردانه را در طول مسابقات از خود نشان میدهند و بالاتر از مدالهای رنگی قلب ملتها را تسخیر میکنند که نماد این منش در ایران جهانپهلوان تختی است.
شباهتهای بسیاری بین رقابتهای ورزشی و مناظرههای انتخاباتی وجود دارد. هر دو در پایان برنده دارند، هر دو داور دارند، هر دو الگوسازی میکنند، هر دو مخاطبان بسیار دارند و در هر دو حضور طرفداران جذابیت رقابت را صدچندان میکند. ولی تاثیرات مناظرات کجا و یک رقابت ورزشی کجا؟ انتظاری که از برگزارکنندگان و شرکتکنندگان مناظره وجود دارد بسیار متفاوتتر از سازمانهای ورزشی و ورزشکاران است. این در حالی است که مقایسه این دو رقابت نشان میدهد که نظام برگزاری رقابتهای ورزشی بسیار محکمتر و شاید قابل احترامتر از نظام برگزاری مناظرات انتخاباتی در ایران است. چرا؟ همان طور که در بالا نیز ذکر شد تخطی یک ورزشکار از قوانین مسابقه تبعات سختی برای او در پی دارد و هر چه رفتار زشتتر و خطا سنگینتر، حکم طولانی مدتتر و جریمه سنگینتر و چه بسا محرومیتی مادامالعمر برای خاطی به دنبال داشته باشد؛ روندی که در مناظرههای انتخاباتی شاهدش نیستیم.
سوال مهمی که پس از سه دوره آخر برگزاری مناظرهها در ذهن و دل مردم ایران ایجاد شده این است که کدام رفتار و گفتار کاندیدا در مناظرهها باعث دریافت کارت زرد و قرمز میشود؟ کاندیداها تا چه اندازه اگر با آبروی افراد و حتی کشور بازی کنند با جریمه مواجه میشوند؟ اگر اظهارات کاندیدایی منافع ملی کشور را به خطر بیندازد باید منتظر چه تبعاتی باشد؟ دردآورترین پاسخ این سوالها را برگزارکنندگان انتخابات اعم از ناظران و مجریان با عدم اقدام و بیعملیشان در مواجهه با این قبیل رفتارهای خارج از اخلاق و قانون در سه دوره گذشته مناظرات به مردم ایران دادهاند و این حدیث تلخ سالهاست نقل محافل خاص و عام شده است: «هر کسی که در انتخابات تهمت بزند یا دروغ بگوید یا کسی که خطاکار است و خطایش در مناظرهها عیان میشود از مقامش عزل نمیشود و از ادامه رقابت منع نمیشود و حتی مورد مواخذه قرار نمیگیرد بلکه مناصب عالی و عالیتر را نیز تصاحب خواهد کرد و به امید حضور در مناظرات آتی کفشهای آهنی دست و پا میکند.»
اگر در ایالات متحده سردمداران سرمایهداری حرمتی برای خود و مردمشان قائل نیستند و هرآنچه که میخواهند در مقابل دیدگان مردمانشان به زبان میآورند و این رفتار آنها از تریبونهای وطنی بارها و بارها مورد نقد و سرزنش و تمسخر قرار میگیرد، انتظار صد برابر میرود که در جمهوری اسلامی ایران که قوانینش تکیه بر کتاب آسمانی دارد و کاندیداهایش احراز صلاحیت میشوند و خود را آماده نوکری و نه ریاست بر مردم میکنند و هر یک پرچم عدالت علوی برافراشتهاند، حرمت اصول اخلاقی توصیهشده در دین را در پیشگاه خدا و مردم حفظ کنند.
متاسفانه کارنامه کاندیداها و مهمتر از این افراد، برگزارکنندگان و ناظران پس از برگزاری مناظرهها به دست چپشان داده میشود و معدل آنها نزدیک به مردودی است.
در هر مناظره، رقبای انتخاباتی با چند روش کلی نسبت به جلب نظر مردم اقدام میکنند:
ـ ارائه کارنامه اجرایی در دورههای مدیریتی که البته نقشی کمرنگ در جلب آراء دارد.
ـ نقد کارنامه رقیب در دوره مدیریتی با ذکر مصادیق و بررسی آثار و تبعات این عملکرد که این روش نقش مهمی در جلب نظر مردم دارد.
ـ ورود به عرصه تخریب رقیب با استناد به آمار و ارقامی که سندیت آنها برای مردم عادی قابل اثبات نیست. این روش غیراخلاقی شاید مهمترین عامل جلب رای باشد و کاندیداها با علم به این مهم بیشترین تلاش را برای تخریب رقیب به کار میبندند به طوری که اگر امروز نظرسنجیای از مردم در خصوص مناظرههای ادوار گذشته انتخابات با این پرسش که «آنچه که از مناظرههای گذشته به یاد دارید چیست؟»، انجام شود احتمالا پرتکرارترین جملاتی که در ذهن همه ثبت و ضبط شده و از زبان مخاطبان نظرسنجی خواهیم شنید مفاهیمی است که ریشه در تهمت، دروغ یا نسبتهایی دارد که در مناظرهها رد و بدل شده و همچنین جملات رادیکالی که خبر از سوءاستفادهها و رانتخواریها و بیعدالتی میدادهاند.
سوال اساسی پس از چند دوره برگزاری مناظرهها در کشور این است که نسبتهایی که در این مناظرهها داده شدند یا درست بودند یا غلط. اگر این نسبتها دروغ و تهمت بودند و تخلفی حادث نشده بوده پس چرا با تهمتزننده نهتنها برخوردی نشده بلکه عموما این افراد مناصب بالاتری را هم تصاحب کردهاند؟ اگر این موارد بدرستی درباره یک یا چند نفر از کاندیداها مطرح شده پس چرا با آن کاندیدا هیچ برخوردی نشده و چه بسا با رایآوری در انتخابات به مقام ریاست جمهوری نیز دست یافته است؟
در حالی که در تمام آیات و احادیث اسلامی، تهمت و دروغ یکی از بزرگترین قبایح معرفی میشوند متاسفانه دروغ در قوانین جمهوری اسلامی هیچ تبعات قانونی ندارد بلکه قانون به آثار دروغ میپردازد و در صورت بروز آثار منفی ناشی از این دروغ نسبت به تعیین مجازات اقدام میکند. حال سوال اینجاست که آیا فردی که به راحتی و در مقابل دیدگان میلیونها ایرانی دروغ میگوید یا تهمت میزند شایستگی بهدستگرفتن سکان اجرایی کشور را دارد و در مقابل آیا فرد متهمی که خطاهای غیرقابل گذشتی در مسئولیتهای پایینتر داشته که در این عرصه مناظره برملا میشود واجد دستیابی به سمت ریاست جمهوری است؟
اما سوال اصلیای که متاسفانه تا به امروز بیپاسخ بوده این است که چرا ناظران و مجریان برگزاری انتخابات در مواجهه با نسبتهای دادهشده در مناظرات انتخاباتی چشم و گوششان را میبندند و سکوت اختیار میکنند؟ آیا این منش نظارتی برای دستیابی به دستاوردی بزرگتر در پیش گرفته میشود؟ اگر چنین است امروز پس از چند دوره برگزاری مناظرهها و چشمپوشیها این دستاورد بزرگ کدام است؟ آیا جز این است که کاندیداها با علم به اینکه هیچ یک از اظهاراتشان اعم از درست یا غلط کوچکترین تبعاتی برایشان به دنبال نخواهد داشت، روی این شیوهها تمرکز بیشتری دارند و چه بسا برخی از این کاندیداها با بافتن راست و دروغ و با علم به اینکه مردم امکان دسترسی به یافتن میزان صحت و نادرستی موارد اعلامی را ندارند طرفداران پرو پا قرصی هم پیدا میکنند و در نهایت کاندیدای پیروز معرفی میشوند؟ آیا جز این است که زمزمههای ناامیدی را در بین مردم باعث شده است؟ آیا جز این است که الناس علی دین ملوکهم و هر دوره پس از برگزاری مناظرهها فرهنگ تهمت و دروغ در سطح جامعه هم گستردهتر شده است؟
آقایان ناظر و مجری باید بیدار شوند چرا که با این شیوهها گویی بر سر شاخ نشستهاند غافل از اینکه بن میبرند. با این بیاثری ناظران و مجریان در قبال دروغ و تهمت و خطاهای احتمالی گویی فرمان رواج دروغ و تهمت را در سطوح مختلف جامعه صادر میکنند.
به نظر میرسد تاکید بر رعایت اصول اخلاقی و دینی در حین مناظرهها و حراست از آن توسط ناظران و مجریان برگزاری انتخابات در ایران حداقل دینی است که به مردم دارند و کوتاهی و نادیدهگرفتن آن، هم خدشه بر فرهنگ عمومی و هم ضعف و اشکالات اساسی در مدیریت اجرایی کشور را به دنبال خواهد داشت.
این نوشتار دایر بر این حقیقت نیست که کاندیداها در اظهار نظر و به چالش کشیدن رقبا، خود را سانسور کنند بلکه حتما برای اینکه مردم بدانند و در عین شفافیت بیشتر با تواناییها و ضعفهای کاندیداها آشنا شوند بسیار هم توصیه میشود ولی آنچه که از اهمیت برخوردار است و شاید از اصل مناظرهها حرمت بیشتری دارد رعایت اخلاق است و علم و اعتقاد به اینکه اگر کلامی خلاف واقع بر زبان جاری شود و اگر تخلفی از هر کاندیدایی در دوره مدیریت گذشتهاش در این تریبونها برملا شود در اسرع وقت و برمبنای قانون با آن برخورد خواهد شد.
کلام آخر، برای تذکر به کاندیداها، مجریان و ناظران:
امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند: مَن بَاهَتَ مُؤمِناً أَو مُؤمِنَهً بِمَا لَیسَ فِیهِمَا حَبَسَهُ اللهُ عَزَوَجَلَ یَومَ القِیَامَهِ فی طِینَهِ خَبَالٍ، حَتَّی یَخرُجَ مِمَّا قَالَ، قُلتُ: وَ مَا طِینَهُ خَبَال؟ قَالَ: صَدِیدٌ یَخرُجُ مِن فُرُوجِ المُؤمِسَاتِ یَعنِی الزَّوَانِی – هر کس به مرد یا زن مؤمن بهتان زند خداوند در روز رستاخیز او را در طینت خبال نگه دارد تا حرف خود را پس گیرد. ابن ابی یعفور میگوید عرض کردم، طینت خبال چیست؟ حضرت فرمود: چرک و زردابهایی است که از شرمگاه زنان فاحشه بیرون میآید.
برگزاری انتخابات و همراهی ملتها در انتخاب مدیران اجرایی یکی از شاخصترین نمادها و اجزای آزادی و دموکراسی در جهان است که علیرغم واردبودن نقدهایی از

برنامه تلویزیونی «گرانیگاه» به تهیهکنندگی مهدی انصاری، سردبیری مریم مومن زاده و با اجرای علی چاووشی با شعار «نگاه خوش بینانه به آینده» روایتگر قصه مطالبه گرانی است که تجربه مطالبهگری موفقی در حوزه های گوناگون اعم از مبارزه با خصوصی سازی های غلط، زمین خواری، حاشیه نشینی و … داشته اند.
این برنامه از ۲ بخش اصلی گفتگوی استودیویی و فیلم مستند تشکیل شده است. سوژه های هر قسمت از برنامه مطالبهگرانی از شهرهای مختلف کشور همچون شیراز، بندرانزلی، قزوین، بوشهر، شهر بابک کرمان و سایر شهرها هستند.
در هر قسمت ضمن گفتگوی استودیویی با مطالبه گر، فیلم مستند مطالبه گری آنها نیز پخش خواهد شد. این فیلم های مستند که بخش اعظم آنها به کارگردانی سید مصطفی سید الحسینی و با تدوین روح الله قاسمی هستند با به تصویر کشیدن محل زندگی، چالش ها و روایت مطالبه گری سوژه هر قسمت، مخاطب را به مهمان برنامه نزدیک تر می کنند.
از دیگر بخشهای این برنامه، گفتگو با کارشناس مربوطه در حوزه مورد مطالبهگری است. در کنار این گفتگوها آیتمهایی نظیر آیتم آموزشی نیز در برنامه وجود دارد که اقتضائات و شیوههای مختلف مربوط به مطالبه گری در آن گنجانده شده است.
پیش تولید «گرانیگاه» از تابستان ۱۳۹۹ آغاز شده است و همچنان تولید آن ادامه دارد. فصل اول این برنامه در ۱۳ قسمت روی آنتن شبکه افق خواهد رفت.
مطالبه گر قسمت اول «گرانیگاه»، مصطفی نوروزی از ساکنین محله کوشکک شیراز است که در جهت حل مسائل محله اقدامات متعددی انجام داده است که البته با چالش های جدی نیز مواجه می شود. علی رهجو نیز کارشناس این قسمت، از منظر اقتصادی به بیان مسائل و مشکلات مناطق حاشیه ای شهرها می پردازد.

اما آزاده نامداری که بود که با وجود سالها گوشهگیری و نبودن در رسانهها، خبر مرگ او چنین بازتابی داشت.
آزاده نامداری مجری و تهیهکنندهٔ تلویزیون ایرانی بود. او با اجرا در برنامه تازهها در سیمای خانواده به شهرت رسید.
او کار خود را با همکاری با شبکه زاگرس (کرمانشاه) آغاز کرد و سپس با کمک اقبال واحدی به تهران آمد و در برنامه «خط مستقیم» شبکه تهران به تهیه کنندگی سعید غفاری و رضا داستانی به اجرا در تلویزیون ادامه داد. نامداری در سال ۱۳۸۴ به عنوان مجری بخش تازهها در برنامه سیمای خانواده شبکه یک شروع به فعالیت کردکه تا ۴ سال ادامه داشت که در بهمن ۱۳۸۸ به اجرای خود در تازهها پایان داد.
او در ادامه مجری برنامه غیرمنتظره شد که روزهای شنبه تا چهارشنبه از شبکه دو سیما پخش میشد. سری اول برنامه غیرمنتظره در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ آغاز شد و در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۸۹ به پایان رسید. سری دوم این برنامه از ۱ آبان ۱۳۸۹ آغاز شد و در آخرین پنجشنبه سال به کار خود پایان داد.
در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در سری جدید برنامه غیرمنتظره با عنوان جمع ما به عنوان مجری حضور پیدا کرد. این برنامه کاری از گروه اجتماعی شبکه دو سیما، به تهیهکنندگی الهه بهبودی به صورت زنده از شنبه تا سهشنبه بعد از خبر ۲۰:۳۰ و در ۶۰ قسمت ۴۰ دقیقهای پخش میشد و سری اول آن تا اول ماه رمضان آن سال ادامه یافت. وی همچنین سابقه اجرای برنامه «ورزش امروز» شبکه جام جم ۱، همچنین اجرای برنامه «شبنشینی» از شبکه جهانی جام جم، برنامههای مناسبتی، برنامه رادیو هفت و برنامه «صبحی دیگر» از شبکه آموزش را در کارنامه خود دارد.
او سال ۱۳۹۱ را در حالی با برنامه سال تحویل در کنار احسان علیخانی آغاز کرد که در همان تعطیلات نوروزی، اجراء هر شب برنامه جنجالی «خانمی که شما باشی» را بر عهده داشت ولی به ناگاه خبری مبنی بر منع فعالیت وی، در کنار فرزاد حسنی و احسان علیخانی پخش شد. پس از نه ماه دوری از تلویزیون بالاخره نام او به عنوان نویسنده در برنامه پشت صحنه احسان علیخانی ظاهر شد.
با آغاز سال ۱۳۹۲ نامداری سری دوم برنامه «خانمی که شما باشی» را نویسندگی، مجریگری و تهیهکنندگی کرد. تا کنون پنج سری از برنامه «خانمی که شما باشی» از شبکه دوم سیما پخش گردیدهاست.
در تاریخ ۲۵ مهر ماه در حالی که زمزمه ممنوعالتصویری وی شایعه شده بود با حضور در در برنامه شب آدینه، رکورد آمار پیامکی صدا و سیمای مرکز استان همدان را شکست. این مجری جوان در حالی از حضور خود در سال ۹۴ با ششمین سری از برنامه مستند خود با عنوان خانمی که شما باشی، در تلویزیون، خبر داده بود که یکبار دیگر برنامه اش توقیف شد در حالی که تیزرهای این برنامه از شبکه دو پخش شده بود.
نامداری نخستین مجری تلویزیون بود که «چادر ملی» و «چادر قهوهای» پوشید.
او در مصاحبه با مجله زندگی ایدهآل در سال ۱۳۹۴ گفت برخاسته از یک خانواده سنتی است و تا هفت نسل قبل از او همه در خانوادهشان چادر بر سر میکردهاند.
نامداری در سال ۹۵ پس از سه سال دوری از عرصه اجرا با برنامه گفتگو محور آبان بر روی شبکه آپارات مجدداً به صحنه بازگشت. او در در این برنامه به گفتگوهای چالشی با فعالان مختلف زن در عرصههای مختلف فرهنگی و اجتماعی پرداخت.
او همچنین در همین سال، کتابی در قالب مجموعه داستانی کوتاه با همین نام توسط انتشارات علمی فرهنگی منتشر کرد.
اما آنچه باعث شهرت این مجری باسابقه شده بود، حاشیههای زندگی شخصیاش بود.
در اردیبهشت ۱۳۹۲، فرزاد حسنی و آزاده نامداری با حضورشان در کنسرت فرزاد فرزین ازدواج خود را رسانهای کرده و در ۶ تیر ۱۳۹۲ به عقد هم درآمدند و سید حسن خمینی عاقد آنها بود. اما بعد از حدود یک سال در خرداد ۱۳۹۳ این دو از هم جدا شدند و در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۹۳ خبر طلاق رسماً توسط آزاده نامداری رسانهای گشت.
آزاده نامداری علت این جدائی را با انتشار عکسی از خودش با چشم کبود در اینستاگرام، خشونت فرزاد حسنی اعلام کرد. وی در سال ۱۳۹۴، با سجاد عبادی پسر رحیم عبادی ازدواج کرد. فرزند کسی که در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، رئیس سازمان ملی جوانان بود.
در اوایل مرداد ۱۳۹۶ فیلم و عکسهایی از آزاده نامداری در شبکههای اجتماعی منتشر شد که او را بدون پوشش سر در یک مکان عمومی (پارک) در شهری در سوئیس در حالی که شیشه آب جو فلدشلاشن در دست داشت نشان میدهد.
انتشار این تصاویر بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشت. در شبکههای اجتماعی عدهای آزاده نامداری را به «ریاکاری» متهم و از انتشار این عکسها حمایت کردند. این اتهام به این دلیل مطرح شد که او در برنامههای تلویزیونی و در مصاحبههای خود همواره به عنوان چهرهای شناخته میشد که فعالانه از «حجاب کامل» بهخصوص «چادر مشکی» دفاع و برای آن تبلیغ میکرد. گروهی دیگر انتشار این تصاویر را «نقض حریم خصوصی» خواندند و انتشار عمومی آن را «غیرقانونی» یا «غیراخلاقی» دانستند.
آزاده نامداری در ۲ مرداد ۱۳۹۶ در یک پیام ویدئویی به انتشار این تصاویر واکنش نشان داد و گفت در مکانی سرسبز بوده که «محارم» او حضور داشتند. در پاسخ، برخی موضوع غیرقانونی بودن انتشار این تصاویر را به دلیل حضور نامداری در یک مکان عمومی نابجا دانستند و اعتقاد داشتند که او یک چهره عمومی است که در بسیاری از موارد به صورت خودخواسته و فعال از «حجاب کامل» دفاع کرده، بنابراین نه تنها انتشار تصاویر او غیراخلاقی نیست بلکه حتی برای روشنگری افکارعمومی لازم است.
حالا مرگ این مجری باسابقه با طرح احتمال قتل یا خودکشی وی بازتاب گستردهای داشته است. یک منبع آگاه در این باره به خبرنگار ما گفته چند روز قبل از درگذشت، با او صحبت کرده و وی حال مساعدی داشته است.
به این ترتیب حالا حتی مرگ نامداری هم پایان خبرسازی این چهره نیست و باید هنوز منتظر خبرهای بیشتر درباره زندگی او بود.
منبع: سرناخبر

مجری سابق صداوسیما درگذشت.
لحظاتی پیش پیکر بیجان «آزاده نامداری» یکی از مجریان سابق صداوسیما در منطقه سعادت آباد تهران کشف شد. هنوز جزئیات بیشتری از این ماجرا در دست نیست.
گفته می شد او باردار بوده اما خودش هفته پیش در صفحه اینستاگرامش این موضوع را رد کرده بود.
خانمی که گویا مادر آزاده نامداری است با اورژانس تماس گرفته و اعلام کرده است که با کارت عابر بانک به زور در ورودی را باز کرده و وارد خانه شده و با پیکر بیجان دخترش مواجه شده است.
اعزام بازپرس ویژه قتل به محل کشف جسد «آزاده نامداری» و آغاز تحقیقات پلیسی
قاضی محمد شهریاری سرپرست دادسرای جنایی تهران گفت: کلانتری ۱۳۴ شهرک غرب ساعتی قبل فوت یک زن جوان را در محل سکونتش به بازپرس ویژه قتل اعلام کرده و در اظهارات اولیه اعلام کرده که این فرد آزاده نامداری است.
وی افزود: بازپرس ویژه قتل تهران به محل حادثه اعزام شده است اما هنوز از صحت و سقم هویت اعلام شده اطلاعی در درست نیست.
سرپرست دادسرای جنایی تهران ادامه داد: پس از حضور بازپرس در صحنه قتل ابتدا هویت متوفی و سپس علت مرگ وی بررسی خواهد شد.
مرکز اطلاع رسانی پلیس اعلام کرد: در ساعت ۱۹:۵۰ عصر امروز در پی تماس تلفنی پدر مرحومه آزاده نامداری مجری سابق تلویزیون با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ مبنی بر فوت نامبرده در آپارتمانش در یکی از برج های شهرک غرب تهران بلافاصله عوامل انتظامی برای بررسی صحنه به محل اعزام شدند.
بررسیهای اولیه نشان داد که نامبرده ۴۸ ساعت قبل فوت کرده است.
همچنین اظهار شده است: بنابر اظهارات والدین “آزاده نامداری” همسر و فرزند وی در شمال به سر می برند و نامبرده تنها در آپارتمانش حضور داشته که به دلیل عدم تماس با والدینش آنها نگران شده و با مراجعه به محل زندگی او متوجه می شوند که وی فوت کرده است و تحقیقات پلیسی برای مشخص شدن علت فوت نامبرده آغاز شده و اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.
جزئیات تازه از مرگ آزادی نامداری از زبان معاون اول دادستان تهران
معاون اول دادستان تهران با تایید خبر فوت آزاده نامدرای گفت: تعیین علت فوت نیاز به آزمایش سم شناسی دارد.
احمد رحمانیان در این رابطه توضیح داد: به دنبال اعلام خبر فوت این مجری سابق صداوسیما تیم بررسی صحنه متشکل از بازپرس کشیک دادسرای جنایی تهران، پزشکی قانونی و… در محل کشف جسد در منزلی در سعادت آباد حاضر شدند.
وی ادامه داد: در بررسی های اولیه هیچگونه جراحتی مشاهده نشده است.
معاون اول دادستان تهران با اشاره به برخی مسائل پیرامون خودکشی این مجری سابق صداو.سیما بیان کرد: تعیین علت دقیق فوت و اینکه ایا آزاده نامداری خودشکی کرده نیاز به سم شناسی دارد و تاکنون مدرکی دال بر خودکشی وی به دست نیامده است.
رحمانیان اظهار کرد: جسد این مجری سابق صداوسیما به پزشکی قانونی منتقل شده و پس از انجام ازمایشگاه لازم علت دقیق فوت اعلام می شود.
منبع: مهر

این مجری سابق برنامه عصر خانواده شبکه دو گفت در اولین برنامه پس از آن برنامه جنجالی در اتاق گریم بودم که کاغذی به من دادند و گفتند باید این را بخوانی؛ طبق نوشته های آن کاغذ باید حتماً سه بار به خاطر برنامه شب قبل روی آنتن زنده از مردم عذرخواهی می کردم. من هم مجبور به این کار شدم و سه بار عذرخواهی کردم اما باز هم مرا ممنوع الکار کردند.
قبادی گفت: از استرس آن برنامه جنجالی حتی مشکل قلبی پیدا کردم. طی این مدت خیلی ناراحت بودم. شب ها تا صبح گریه می کردم و حال مناسبی نداشتم. الان هم حال خوبی ندارم اما مقاومم.
وی افزود: کلی هزینه مزون دادم برای برنامه شب یلدا تا با پوششی مناسب در مقابل مردم عزیز ظاهر شوم. مقنعه ام را با مانتو ست کردم اما چند دقیقه قبل از آغاز برنامه گفتند مقنعه ات را عوض کن. در نهایت مجبور شدم مقنعه صدابردار را سرم کنم که نه مناسب اجرا بود و نه اندازه مناسبی داشت.
قبادی در توضیح علاقه اش به اجرا و سختی هایی که در این رابطه متحمل شده گفت: در روزهای سخت شیوع کرونا هر هفته روزهای شنبه و یکشنبه با هزینه خودم از شیراز به تهران سفر می کردم از ۱۵ نفر کارکنان برنامه حاضر در استودیو ۷ نفر کرونا گرفتند. من هم کرونا گرفتم تا دم مرگ هم رفتم. خانواده ام هم کرونا گرفتند. دو فرزندم هم کرونا گرفتند.
مجری سابق شبکه استانی سیمای مرکز فارس با اشاره به این که نمی خواهد از حرف هایش سوء استفاده شود افزود: من فقط به عشق مردم ایران برنامه اجرا می کردم. من کشورم را دوست دارم و این حرف ها را نمی زنم که بروم مجری فلان تلویزیون بیگانه شوم.
رزیتا قبادی با بیان این که از یک کارگردان خوب سینمای ایران پیشنهاد بازی در یک فیلم سینمایی دریافت کرده، گفت: از وقتی عادل فردوسی پور و برنامه پرمخاطب نود کنار گذاشته شدند متوجه شدم تلویزیون برای مخاطبانش ارزش چندانی قایل نیست.
مجری سابق برنامه عصر خانواده در پایان حرف هایش گفت: مردم عزیز من از همین جا دست شما را می بوسم و به خاطر آن که آن شب به خاطر کلمه رقص از شما معذرت خواهی کردم از شما معذرت خواهی می کنم. من بابت آن معذرت خواهی شرمنده هستم. الانم بابت آن عذرخواهی اجباری از شما معذرت خواهی می کنم.