برچسب: قتل شوهر

  • سناریوی زن دروغگو برای قتل شوهر/ او با همدستی خواستگار سابقش جنایت کرد

    سناریوی زن دروغگو برای قتل شوهر/ او با همدستی خواستگار سابقش جنایت کرد

    سناریوی زن دروغگو برای قتل شوهر/ او با همدستی خواستگار سابقش جنایت کرد

    موضوع این حادثه بلافاصله به اورژانس و پلیس گزارش شد و مرد جوان به نام یاشار به بیمارستان منتقل شد. اما ساعاتی بعد، شدت جراحات وارده مرگ یاشار را رقم شد.

    قاتل نامرئی
    وقتی بازپرس جنایی و تیم بررسی صحنه جرم به محل قتل رفتند در تحقیقات اولیه، منیژه همسر یاشار به مأموران گفت: صبح همسرم خواب بود که برای خرید خانه را ترک کردم. بعد از اینکه برگشتم با یاشار درحالی که چاقو خورده بود مواجه شدم. هر چه از او پرسیدم چه کسی این بلا را سرت آورده او فقط ناسزا می‌گفت. نمی‌دانم چه کسی او را به قتل رسانده و زمانی که من از خانه خارج شده و به خانه برگشتم کسی را ندیدم. من و یاشار زندگی خوبی داشتیم و نمی‌دانم چه کسی شوهرم را به قتل رسانده است.

    در حالی که زن جوان چنین ادعایی داشت، مأموران در تحقیقات میدانی دریافتند که منیژه و شوهرش باهم اختلاف داشته‌اند. اختلاف زوج جوان و ادعای او برای بی‌اطلاعی از عامل جنایت شک مأموران را به همسر مقتول برانگیخت. در تحقیقات از همسایه‌ها نیز آن‌ها ادعا کردند که بارها صدای درگیری و جر و بحث زوج جوان را شنیده‌اند.

    دومین ادعا
    مدارک و دلایل حکایت از آن داشت که زن جوان در این جنایت دست دارد و به دستور بازپرس جنایی منیژه بازداشت شد. زن جوان که دچار تناقض گویی شده بود این بار ادعای دیگری مطرح کرد: من واقعیت را به شما نگفته‌ام، زمانی که این اتفاق افتاد من داخل اتاق بودم و یاشار در سالن پذیرایی خوابیده بود که ناگهان صدای فریاد او را شنیدم. خودم را به پذیرایی رساندم که او را خونین دیدم. از او پرسیدم کار چه کسی بود، گفت فرهاد او را با چاقو زده است. زن جوان ادامه داد: فرهاد، خواستگار سابق من بود، اما خانواده‌ام با ازدواج ما مخالفت کردند من همسر یاشار شدم. چند وقت قبل فرهاد با من تماس گرفت و من هم با او درددل کردم، تصور می‌کنم درد دل هایم باعث شده که کینه همسرم را به دل بگیرد و روز حادثه بدون اینکه به من بگوید وارد خانه ما شده و او را به قتل برساند.

    دستگیری در شهرستان
    با اطلاعاتی که زن جوان در اختیار تیم تحقیق قرار داد، دستور بازداشت فرهاد صادر شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که فرهاد از تهران خارج شده و کسی از او خبری ندارد. بدین ترتیب پاتوق‌ها و محل‌هایی که احتمال می‌رفت فرهاد در آن تردد داشته باشد زیر نظر گرفته شد. در ادامه بررسی‌ها، مخفیگاه فرهاد در یکی از شهرستان‌های شمال شرقی کشور شناسایی شد وکارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت با هماهنگی قضایی راهی شهر مورد نظر شده و صبح دوشنبه ۱۲ آبان، مرد جوان را دستگیر کردند. متهم جوان پس از دستگیری به قتل اعتراف کرد، او برای تحقیقات به دستور بازپرس جنایی به پایتخت منتقل شد.

    گفتگو با همسر مقتول

    چرا نقشه قتل شوهرت را کشیدی؟‌
    نمی‌خواستم او کشته شود، فقط می‌خواستم کمی تنبیه شود او به من خیانت می‌کرد و هربار که مچش را می‌گرفتم قول می‌داد دیگر این کار را نکند، اما فایده نداشت او پارکت کار بود و درآمدش بد نبود، من مشکل مالی را می‌توانستم تحمل کنم، اما خیانت را نمی‌شد تحمل کرد.

    پس خودت چرا خیانت کردی؟
    من قصدم خیانت نبود. فرهاد خواستگار سابقم بود و بعد از ازدواج هم از او خبری نداشتم. نمی‌دانم شماره تلفنم را از کجا آورده بود که با من تماس گرفت. من هم که از شوهرم ناراحت بودم با او درددل کردم. وقتی برای فرهاد مشکلاتم را گفتم، پیشنهاد داد که از یاشار جدا شوم، اما یاشار مرا طلاق نمی‌داد. بعد تصمیم به قتل گرفت و گفت بعد از کشتن یاشار باهم ازدواج می‌کنیم. اما من دلم نمی‌خواست با او ازدواج کنم و دلم هم نمی‌خواست که همسرم را به قتل برساند.

    روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
    از قبل با فرهاد هماهنگ کرده بودم. زمانی که یاشار خواب بود در را برایش باز کردم و او به پشت بام رفت و آنجا مخفی شد. چند دقیقه‌ای که گذشت، وقتی مطمئن شدم کسی در راه پله‌ها نیست و یاشار هم هنوز خواب است، در پشت بام را باز کردم و به فرهاد گفتم وارد خانه شود. او هم بعد از ورود با چاقو به یاشار که خواب بود حمله کرد. بعد از فرار فرهاد، شروع به داد و فریاد کردم.

    چرا از اول این موضوع را نگفتی؟
    فکر نمی‌کردم راز این جنایت برملا شود و به من شک کنند.

    ۲۳۳۰۲

    منبع: خبر آنلاین

  • تبرئه زن جوانی که شوهر پیرش را با شال خفه کرد

    هرچند متهم مدعی بود به خاطر دفاع از خودش مرتکب قتل شده است اما دادسرا با صدور کیفرخواست علیه متهم او را به اتهام قتل عمد برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران معرفی کرد.

    زن جوانی که مدعی بود در دفاع از خود و فرزندانش همسرش را به قتل رسانده است، از سوی قضات دادگاه از مجازات قصاص نجات یافت.

    به‌ گزارش ایلنا، حدود ۲ سال قبل زن جوانی در تماس با پلیس از قتل همسرش خبر داد و گفت: با شوهرم درگیر شدم و او را کشتم.

    پس‌ از دستگیری متهم، وی در تشریح ماجرا به بازپرس پرونده گفت: من همسر دوم سعید بودم، البته همسر اولش را طلاق داده بود. او یک فرزند هم داشت و اختلاف سنی ما زیاد بود با این حال به‌خاطر مشکلاتی که در زندگی داشتم مجبور به ازدواج شدم. ما زندگی سختی داشتیم و خانواده فقیری بودیم اما سعید وضع مالی خوبی داشت و من تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم و ۱۸ سال اختلاف سنی را نادیده گرفتم. اما بعد از مدتی متوجه شدم او مردی عصبی و بداخلاق است.

    مدتی بعد باردار شدم و تصور کردم شاید تولد فرزندمان اخلاقش را بهتر کند. اما فرقی در اخلاق و رفتارش نداشت. چند سال بعد دختر دومم به دنیا آمد. من یک دختر ۱۴ ساله و یک دختر ۱۱ ساله دارم. در تمام این سال‌ها او مدام بچه‌ها را کتک می‌زد. با آنها تندی می‌کرد و آزارشان می‌داد. من برای اینکه بچه‌هایم کتک نخورند خودم را سپر می‌کردم. همیشه بدنم کبود بود. من هیچ وقت محبتی از شوهرم ندیدم.

    هر کسی ظاهر زندگی ما را می‌دید فکر می‌کرد من خیلی خوشبختم. او از نظر مالی به ما می‌رسید بازنشسته بود و حقوق خوبی می‌گرفت اما به شدت بدزبان و بدرفتار بود و مدام ما را کتک می‌زد. روز حادثه شوهرم داشت به دختر بزرگم درس یاد می‌داد اما وقتی او اشتباهی به درس جواب داد شوهرم ناگهان فحش بسیار رکیکی به او داد که من خیلی عصبانی شدم. به او گفتم این چه حرفی بود که زدی اما به‌سمت من حمله کرد و می‌خواست کتکم بزند چاقویی از آشپزخانه برداشته بود و می‌خواست مرا بکشد که ناگهان قلبش گرفت من هم از فرصت استفاده کردم و شالی دور دهانش پیچیدم که خفه شد.

    هرچند متهم مدعی بود به خاطر دفاع از خودش مرتکب قتل شده است اما دادسرا با صدور کیفرخواست علیه متهم او را به اتهام قتل عمد برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران معرفی کرد.

    متهم در شعبه ۴ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. ابتدا دو دختر مقتول در جایگاه قرار گرفتند و از مادرشان اعلام گذشت کردند اما پسر مقتول از همسر اولش برای نامادری خود درخواست قصاص کرد. وقتی نوبت به متهم رسید او قتل را پذیرفت اما گفت: من در این سال‌ها خیلی به همسرم احترام گذاشتم و رعایت او را کردم، با اینکه خیلی کتک خوردم و ناسزا شنیدم. اما نمی‌توانستم کتک خوردن بچه هایم را ببینم و ساکت بنشینم. دختران من نوجوان بودند و خیلی اذیت می‌شدند. روز حادثه هم شوهرم می‌خواست با چاقو من را بزند و من فقط شال را روی دهانش گذاشتم و فشار دادم که او را از خودم دور کنم.

    بعد از گفته‌های متهم و دفاعیات وکیل مدافع او هیأت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند و متهم را در دفاع مشروع محق دانسته و به پرداخت دیه محکوم کردند.