برچسب: فیلم

  • نخستین واکنش سعید روستایی پس از اعلام جوایز جشنواره فیلم فجر/ عکس

    سعید روستایی از مخاطبانی که به فیلم «متری شیش و نیم» در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر رای دادند، قدردانی کرد.

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سعید روستایی، کارگردان فیلم سینمایی «متری شیش و نیم»، پس از آنکه سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مردم را از سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد، در اینستاگرام نوشت: «سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران برای فیلم متری شیش و نیم، مردم، مردم، مردم، مردم، مردمی. ممنون بابت این حمایت جانانه. ممنون که با اینکه گاهی فیلم گیر کرد، گاهی سیاه سفید پخش شد، بعضی وقت‌ها نسخه دیر رسید، یه جاهایی دیر اکران شد، تو شهرستان اکران نشد و سانس‌ها محدود بود و صف‌ها طولانی، بازهم وقت گذاشتید و فیلم رو یکباره و چندباره دیدید. خدارو شکر بین شما و فیلم و این جایزه واسطه‌ای نبود. ممنون از خانه سینما و تمام عزیرانی که از آرای مردمی صیانت کردید.»

    *

  • افتتاحیه جشنواره فیلم فجر| گرامیداشت سیمین دخت سینمای ایران+ تصاویر

    پایگاه خبری رسا نشر – گزارش تصویری گرامیداشت فاطمه معتمد آریا در جشنواره فیلم فجر سی و هفتم

    آیین بزرگداشت فاطمه معتمدآریا در مراسم افتتاحیه فجر سی و هفتم برگزار شد.
    به گزارش ستاد خبری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، در ادامه مراسم افتتاحیه جشنواره نوبت به آیین بزرگداشت فاطمه معتمدآریا رسید که با پخش فیلم بزرگداشت این بانوی هنرمند آغاز شد. در این فیلم که به کارگردانی کیارش اسدی زاده ساخته شده بود، هنرمندانی مثل کمال تبریزی، سیف الله صمدیان، شبنم مقدمی، پانته آ پناهی ها، علیرضا آذرنگ، بهرام دهقان،  و همایون اسعدیان درباره او حرف زدند. همچنین احمد حامد همسر سیمین معتمدآریا تعدادی از ویژگی های او را برشمرد.
    پیش از این کیارش اسدی زاده از یک غافلگیری برای معتمدآریا و هوادارانش خبر داده بود. این غافلگیری حضور این هنرمندان در یک کافه که ترانه ای که با اسامی فیلم هایش ساخته شده بود خوانده می شد و معتمدآریا با حضور در این کافه و دیدن دوستانش غافلگیر شد.
    رضا کیانیان، علیرضا رئیسیان و همایون اسعدیان برای بزرگداشت معتمدآریا روی صحنه آمدند.
    کیانیان در صحبت هایش گفت: برای سیمین خیلی دیر بزرگداشت گرفته شد. زمانی که من وارد سینما شدم سیمین یک ستاره بود. حالا حساب کنید چند ساله است؟
    اسعدیان: معتمدآریا تلاش کرد شرافت را سر سفره‌ها بیاورد
    همایون اسعدیان هم در این مراسم گفت: دوستان زیادی تلاش کردند تا شان و منزلت سینما را برگردانند تا وقتی بچه ها و دخترهایشان به سینما می آیند شریف و سالم باشند. بازیگران و تهیه کنندگان سینما تلاش های زیادی در این مورد کردند.یکی از آن بازیگرانی که تلاش کرد سیمین معتمدآریا بود تا این شرافت را سر سفره ها بیاورد. من به خانم معتمدآریا افتخار می کنم.
    سپس علیرضا رئیسیان درباره این بانوی هنرمند گفت: دو نکته بگویم. اول اینکه چطور ممکن است در شرایطی خداوند به یک نفر بگوی هوایت را دارم. از ۶بزرگداشت امسال ۵نفرشان در فیلم اول من ریحانه حضور داشتند و این بزرگترین افتخار زندگی من بود. به اضافه استاد محمود کلاری عزیز که امسال داور هستند.
    رئیسیان: معتمدآریا به حرفه اش احترام می گذارد
    او گفت: نکته دوم اینکه جایی خواندم که خداوند در دو شکل ممکن است به کسی لبخند بزند. یکی زمانی که خیلی ها بخواهند آدمی بزرگ نشود و خدا بخواهد  بشود و دیگری برعکسش. وقتی مردمی که با هنر جدی برخورد می کنند از ته دل دوستش داشته باشند و در قلب آنها جا داشته باشد و او کسی نیست جز معتمدآریا.
    رئیسیان ادامه داد: سه خصلت در ایشان را بگویم چون من در اولین و  دومین فیلمم با ایشان همکاری داشتم. اولی اخلاق حرفه ای به معنای واقعی آدمی است که به حرفه اش احترام می گذارد موقعیت خودش را به عنوان ستاره درک می کند و شما به شدت با او راحت هستید وقتی با او کار می کنید. دوم درک والا از نقشی است که کار می کند. اصلا نیاز به توضیح آن پرسوناژ ندارد. آنقدر کیف می کنید زمانی که جلوی دوربینتان است که هیچ نکته ای را لازم نیست به او بگویید.
    او گفت: سوم شعور اجتماعی بسیار بالا که یک نخبه می تواند داشته باشد و این سه تا اگر در کسی بود حتما آدم بزرگی است و خوشحالم که امشب برای یک آدم بزرگ بزرگداشت گرفتیم.

  • جزئیات مراسم افتتاحیه و اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر اعلام شد

    محل‌های برگزاری، کارگردانان و مجریان مراسم افتتاحیه و اختتامیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.
    به گزارش روابط عمومی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، مراسم افتتاحیه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر سه‌شنبه شب نهم بهمن ماه در پردیس تئاتر تهران برگزار خواهد شد. کیارش اسدی‌زاده کارگردان مراسم افتتاحیه و منصور ضابطیان مجری مراسم است.
    همچنین مراسم اختتامیه جشنواره بیست و دوم بهمن ماه در برج میلاد برگزار می‌شود و احد صادقی کارگردان این مراسم است. اجرای مراسم اختتامیه را محمدرضا شهیدی‌فر برعهده دارد.
    سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر به دبیری ابراهیم داروغه‌زاده همزمان با سالگرد چهلمین سال انقلاب اسلامی ۱۰ تا ۲۲ بهمن ماه برگزار می‌شود.
  • در ماجرای جدال میان گزارشگر افغان و علی انصاریان؛ هیچکس مقصر نیست …

    پایگاه خبری رسا نشرمهدی سوری: ماجرا از آنجایی شروع شد که یک کلیپ از گزارش بازی ایران یمن با پخش شده در رسانه های افغانستان  در فضای مجازی منتشر گردید. در آن برنامه، گزارشگر افغان در میانه بازی می گوید “ایرانی ها این بازی را با یکی دو دقیقه تاخیر می بینند” و زمانی هم که دوربین به سمت تماشاگران می رود ادامه می دهد “و شاید بعضی از صحنه ها را هرگز نبینند”. این گفته یک حقیقت محض است و کمتر کسی است که این موضوع را نداند. در ایران صدا و سیما برای سانسور و حذف بخش های غیر قابل پخش برنامه های ورزشی را با تاخیر پخش می کند که این تاخیر از ۱۰ ثانیه تا دو دقیقه متغیر است. بارها پیش امده  است که به دلیل عدم امکان سانسور و حذف،  قید پخش کل برنامه را زده است. بعنوان مثال تمام افتتاحیه های مسابقات ورزشی. از این روی در مسابقه ای که یک طرف آن تیم ملی ایران است اطلاع رسانی این موضوع از زبان گزارشگر برنامه هیچ اشکالی ندارد. اما از فیلم پخش شده ممکن است این ابهام به وجود آید که این گزارشگر حرف ها را به قصد تمسخر بیان کرده و می خواهد بگوید ایرانی ها در حسرت دیدن این صحنه ها هستند و….

    درست چند ساعت بعد علی انصاریان ملی پوش سابق و مجری برنامه “ورزشگاه” از شبکه ۵ نسبت به این کلیپ واکنش نشان داد و خطاب وی هم به همین گزارشگر بود و هیچ نامی از ملت و مردم افغانستان به زبان نیاورد. از گزارشگر افغان بعنوان دوست عزیز نام برد و به وی گفت “دوست عزیز ما چیزایی دیدیم که شما اصلا ندیدی و سعی کن نسبت به کشوری که خیلی بهش مدیون هستید احترام بگذاری و ….” .واکنش علی انصاریان به این کلیپ تنها یک نکته منفی داشت و آن هم تقلید گفتار گزارشگر افغان با لهجه افغانی بود. و قطع به یقین می توان برداشت کرد که انصاریان به قصد تخریب و یا تمسخر این کار را کرد. چرا که با یک مکث و خنده مجدداً جمله گزارشگر را بازگو کرد. در کل واکنش انصاریان و یا هرکس دیگری به آن گفته ها هیچ ایرادی ندارد. اما اگر قرار به تخریب و تمسخر زبان و یا فرهنگ کشور دیگری باشد، هیچکس آن را نمی پسندد.
    میخواهم بگویم نه آن گزارشگر افغان و نه علی انصاریان، هیچکدام مقصر نیستند. آن گفته ها و این واکنش آنقدرها هم نباید بزرگ شود که بخواهد به بازخورد دوباره میان طرفین بیانجامد. هر دو طرف از این جریان بصورت رسمی عذر خواهی کرده اند و اشتباه خود را پذیرفته اند. ادامه دادن این ماجراها چه سودی برای مردم دو کشور دارد؟ میان ایرانی و افغانی چندین سال است که به دلیل همسایگی و زبان مشترک پیوند جدا ناشدنی وجود دارد. سالیان سال است که ایران میزبان افغان های گریزان از جنگ و بی عدالتی بوده است و این عزیزان هم نشان داده اند که میهمانان خوب، قدر دان و زحمت کشی بوده اند. پس با یک کلیپ و یک شوخی یا حتی تمسخر نمی توان رابطه این دو همزبان و همسایه را شکراب کرد.
    اما چند نکته به ذهنم می رسد که در ادامه به آن می پردازم:
    ۱- کاش گزارشگر افغان هرگز این جمله ها را نمی گفت. چون از جملات وی می توان برداشت کرد که با هدف تمسخر این موارد را مطرح کرده. همان می شود که برخی برای تخریب و تمسخر ایرانیان آن بخش ها را ضبط و منتشر کردند.
    ۲- کاش علی انصاریان فاز شیطنت بر نمی داشت. و از لهجه ی افغانی استفاده نمی کرد. هرچند همه می دانیم وی در کار اجرا بسیار شوخ است . در برنامه  جام جهانی هم شوخی های زیادی می کرد. به نحوی که شایعه ممنوع التصویر شدنش نیز به گوش رسید. در کل غیر از بیان دو کلمه اول با لهجه ی افغان مابقی حرف های انصاریان در عین ادب بود و من مشکلی در آن نمی بینم.
    ۳-چرا و به چه دلیل عادت به اغراق داریم؟ به محض اینکه این حرف ها از طرف مجری ایرانی زده شد. برخی  رسانه ها این بخش را با عناوینی چون پاسخ توهین آمیز، واکنش ضد حقوق بشری، نژاد پرستانه و …. منتشر کردند. بیان یک کلمه به لهجه افغانی آن هم به یک مخاطب مشخص که فقط یک فرد از جامعه بزرگ یک کشور است چه ارتباطی با نژاد پرستی دارد؟ کاش اول معنی واژه نژاد پرست را متوجه شویم و بعد از آن استفاده کنیم.
    ۴- افغانستان زبان ها و لهجه های متنوعی دارد. و این گویش زبان فارسی افغان هاست که کمی متفاوت تر از فارسی محاوره ای ماست.وگرنه اکثر کلمات همان هستند که ما به کار می بریم. می توان گفت که در اینجا هم اغراق شده است. کجا انصاریان به زبان یک ملت توهین کرده است؟ یک یا یَک را ما در لهجه های دیگر خودمان هم داریم. به این ترتیب فوتبالیست سابق تیم ملی به لهجه های دیگر ایرانی هم توهین کرده است؟
    ۵- جایی دیدم که خطاب به انصاریان گفته بود” افغانی نه ، باید می گفتی افغان”. این هم از همان دست بهانه های بی معنی بود. چند بار علی انصاریان از لفظ عزیز در خطاب قرار دادن گزارشگر افغان استفاده کرد. آنجاها به چشم نیامد. اما چون بجای افغان از واژه ی افغانی استفاده کرد بی ادبی حساب شد. یعنی با این شرایط اگر کسی به شما بگوید ایرانی به شما توهین کرده است؟؟
    ۶- بارها و بارها در برنامه های طنز ساخت سیما، فیلم های سینمایی و برنامه های طنز از لهجه ی شیرین افغانی استفاده شده است. حتی گاهی اوقات برخی از آنها در گفتگو های محاوره ای خیلی از ماها بکار رفته است و با آن شوخی کرده ایم. اما هیچکس اعتراض نکرده است. حتی هیچ واکنشی از طرف حکومت و دولت افغانستان هم صورت نگرفته است. چگونه است که در یک برنامه تلویزیونی و در واکنش به یک کلیپی که با  کپشن “توهین گزارگشر افغان به ایرانی ها” دست به دست می شود. همه به یکباره فعال حقوق بشر می شوند و با این حجم وسیع واکنش نشان می دهند؟
    ۷-من فکر می کنم که رفتار امروز علی انصاریان بازتاب رفتار همیشگی صدا و سیماست که جز خود و همفکرانش به همین ترتیب همه افراد، گروهها و … را از دولتی گرفته ، از سیاسی تا هنری زیر سوال می برد و به هر حرکت آنان واکنش منتقدانه نشان می دهد. بعنوان مثال زوم صدا وسیما بر روی صفحه های سلبریتی ها و واکنش منفی به هر پست و هر مطبی که آنان منتشر می کنند.
    ۸-وقت آن رسیده است که یاد بگیریم در مقابله با مسائل رسانه ای و ارتباطی مخصوصاً در فضای مجازی درست رفتار کنیم. هیچکس و هیچ سازمانی به خاطر واکنش سریع  به موضوعات ما را مورد تقدیر قرار نمی دهد. هیچ فضایی لنگ نقد و موضع ما نسبت به یک رویداد نیست. کمی تامل کنیم. اگر کلیپ گزارش با این وسعت و کپشن های هیجانی در رسانه ها منتشر نمی شد. قطعاً چنین بازخوردی هم به وجود نمی آمد. تمام گفته های گزارشگر عزیز افغانی ما حقیقت بود. حال باید برای آن که ما نمیتوانیم آن صحنه ها را در تلویزیون ملی ببینیم حسرت بخوریم و یا خوشحال باشیم که هر چیزی از رسانه ملی ما قابل پخش نیست!
    ۹- ملت افغانستان که چندسالیست از بند ستم طالبان رهایی یافته است، در حال  تجربه روزهای بهتری  است. مسلما سختی هایی در این کشور بوده و هست که باید با همت ملت افغان مرتفع گردد. ایرانیان همیشه با این کشور همسایه دوست و در حال تعامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. زبان واحد و علاقمندی های مشترک این دو ملت را همیشه در کنار هم قرار خواهد داد …
    پایان

  • دستگیری پدری که فیلم استعمال مواد مخدر کودکش را منتشر کرد

    به تازگی انتشار کلیپی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی که در آن کودکی حدود سه ساله مشغول استعمال مواد مخدر بود، با واکنش های منفی شهروندان مواجه شد.

    رئیس پلیس فتا استان کرمانشاه ، از دستگیری پدری که به قصد تفریح و سرگرمی فرزند سه ساله خود را مجاب به استعمال مواد مخدر و سپس فیلم آن را در فضای مجازی منتشر کرده بود، خبر داد.
    به گزارش ایرنا، سرهنگ «علی‌ کریمی» روز سه شنبه در جمع خبرنگاران اظهار داشت: به تازگی انتشار کلیپی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی که در آن کودکی حدود سه ساله مشغول استعمال مواد مخدر بود، با واکنش های منفی شهروندان مواجه شد.
    وی افزود: جریحه دار شدن احساسات شهروندان و تقاضای آن ها مبنی بر شناسایی و عوامل این کار، پلیس فتا را برآن داشت تا هرچه سریعتر نسبت به این کار اقدام کند.
    سرهنگ کریمی تصریح کرد: کارشناسان پلیس فتا پس از تحقیق فراوان و انجام کارهای اطلاعاتی موفق به شناسایی پدر کودک خردسال شدند و پس از هماهنگی با مقام قضائی دستگیر شد.
    رئیس پلیس فتا کرمانشاه ادامه داد: این فرد در بازجویی های انجام شده هدف از وادار کردن کودک خردسالش به استعمال مواد مخدر و پخش آن در فضای مجازی را تفریح و سرگرمی عنوان کرد.
    وی همچنین از معرفی این فرد به دستگاه قضائی برای سیر مراحل قانونی و صدور حکم لازم خبر داد.
    سرهنگ کریمی تاکید کرد: انتشار هرگونه فیلم و عکس در فضای مجازی که منجر به جریحه دار شدن احساسات عمومی شود، جرم بوده و پلیس فتا نسبت به موضوع ورود پیدا خواهد کرد.
    رئیس پلیس فتا ، با ابراز تاسف از اینکه شبکه‌های اجتماعی برای برخی ها به محلی برای انتشار تصاویر و فیلم های کارهای خلاف قانون تبدیل شده است، گفت: این افراد برای دیده شدن دست به هر کار زننده‌ای می‌زنند که نتیجه آن جریحه دار شدن احساسات شهروندان است.
  • پایان «ژن خوک» با نازنین بیاتی

    تدوین فیلم «ژن خوک» همزمان با فیلمبرداری در حال انجام است و سعید سهیلی قصد دارد فیلم جدیدش را برای اکران در نوروز ۹۸ آماده کند.

    فیلمبرداری «ژن خوک» به کارگردانی سعید سهیلی که شنبه ۲۶ آبان با حضور جمشید هاشم‌پور آغاز شده بود، شب گذشته (یک‌شنبه ۱۶ دی) در لوکیشنی در جنوب شهر تهران به پایان رسید.
    هادی حجازی‌فر، سینا مهراد و نازنین بیاتی آخرین بازیگرانی بودند که در آخرین سکانس «ژن خوک» مقابل دوربین مسعود سلامی رفتند.
    بهرنگ علوی، صبا سهیلی، قربان نجفی، علیرضا مهران، شهین تسلیمی، مهدی دانایی مقدم، احمد مینایی، افشین اخلاقی، فرشید نزاکتی، وحید کرمانی، مهسا آبیز، الناز حبیبی و جمشید هاشم‌پور دیگر بازیگران این فیلم هستند.
    «گشت ۲»، فیلم قبلی سعید سهیلی، با فروشی بیش از ۲۱ میلیارد تومان، عنوان سومین فیلم پرفروش سال ۹۶ و چهارمین فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران را از آن خود کرد.
    مدیر فیلمبرداری «ژن خوک»، مسعود سلامی و طراح چهره‌پردازی آن عباس عباسی است. فرامرز هوتهم تدوین این فیلم را برعهده دارد.
  • ربودن ساشا سبحانی (فیلم)

    فیلم منتشر شده در فضای مجازی که نشان می‌دهد عده‌ای در آلمان ساشا سبحانی فرزند سفیر اسبق ایران در ونزوئلا را دزدیده‌اند. این فیلم قابل تایید نیست.

     

  • یادداشت استاد فن بیان و اجرا درباره رفتارهای علی ضیا + فیلم

    علی ضیا در برابر مردم با قلدری رفتار و حالتی لومپنی و لحنی زننده در یک نمایشِ یخ و بی معنا، لیوان آبی را به صورت یک جوان با ادب ایرانی می پاشد و می خندد و بعد او را با دست از صحنه بیرون میکند و میگوید: ” تا دیگر به فکر اجرا نباشی ! ”

    محمد حسین سروش/ معلم فن بیان،اجرا و گویندگی صدا و سیما
    علی ضیا و رفتارش سزاوار همین صدا و سیماست و متاسفانه ابهام و ایراد بیشتری وارد نیست و از این صدا و سیما توقعی نیست که از فرد و افرادی برتر از علی ضیا بهره ببرد ،
    امروز دست صدا و سیما از جوانان پرمایه و خوش ذوق و شاد و بداهه رفتار و با ادب خالی است صدا و سیما با رفتار چنین مجریانی صبحش را به شام می کند و آمار می دهد و جشنواره از پی جشنواره برگزار می کند و مرتب در همایش ها گزارش موفقیت ها می دهد!
    صدا و سیما توان بهره مند شدن از جوانان نجیب و طرفه گو و جذاب و با غیرت و مردم دوست و ایرانی رفتار را ندارد، رفتار ها و اجراهای مکرر علی ضیا در برابر مردم، گویی نشانه ی نوعی نفرین شدگی صدا و سیماست، علی ضیا در برابر مردم با قلدری رفتار و حالتی لومپنی و لحنی زننده در یک نمایشِ یخ و بی معنا و مناسب یک مجلس سرد عروسی، لیوان آبی را به صورت یک جوان با ادب ایرانی می پاشد و می خندد و بعد او را با دست از صحنه بیرون میکند و میگوید: ” تا دیگر به فکر اجرا نباشی ! ”

    و غره ی رفتار تقلیدی خودش می شود ، رفتاری که به تقلید از بخش های غافلگیر کنننده ی مجریان بزرگ در برنامه ها و شوهای معتبر جهانی میکرد .

    جای افسوس نیست ؟
    واقعیت امروز صدا و سیما واقعیت همین رفتار علی ضیاست و توهین به جوان ایرانی جلوی دوربین و آموزش بی ادبی و توحش لحن، آینه ی شفاف نگرش امروز صدا و سیماست، علی ضیا ثمره ی چهل سال عملکرد مدیران دست اندر کار جذب و آموزش و به کارگیری و نظارت مجریان است، مدیرانی که هم اجرا را نمی شناسند هم فهم و نجابت مردم را نادیده می گیرند، مدیرانی که مردم گریزند و تخریب کننده ی فرهنگ اند و رسانه ناشناسند و محروم از تخصص و شجاعت نو آوری اند و شیفته ی تقلید ناشیانه اند و غافل از درک خطر آثار سوء رفتار و گفتار این مجری بر رفتار و گفتار آینده ی نوجوانان و جوانان ایرانی اند،
    این مدیران با استفاده از همین طایفه از مجریان، با مردم در لجاجت هستند و گرنه این مجری در چند سال پیش اینطور نبود و بنده به یاد دارم که علی ضیا در آن سالهای دور که در کلاس گویندگی بنده می نشست فردی شاد و با ادب بود و گمان نمی رفت که به این روز بیفتد و در فقر برنامه هایش ناچار شود اینطور رفتار کند و از مجریان شبکه های خارجی تقلیدی ناشیانه و ضعیف کند و بازیچه ی پشتیبانی استدراجی مدیرانش قرار بگیرد، افسوس که علی ضیا هم ، جلوی دوربین به هدر میرود. و البته خوشا به حال دو سه مجری خوب و با هوش و خوش ذوق و با شخصیت که کاملا هوشمندانه مراقب اجرایشان هستند و هنوز مانده اند و هنوز به تعهد خودشان به مردم بر سر مهر و وفا هستند و به قول خواجه حافظ ؛
    ” ازین سموم که بر طرف بوستان بگذشت،
    عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی !!!

  • احسان جوانمرد می‌گوید تلویزیون ثبات مدیریتی ندارد روایت نویسنده «بانوی عمارت» از یک افتضاح تمام‌عیار

    احسان جوانمرد نویسنده سریال محبوب این روزهای تلویزیون، «بانوی عمارت» می‌گوید طرح سریال «تعطیلات رویایی» را برای نوروز امسال نوشته بود، اما از این سریال یک فاجعه ساختند.

    نژلا پیکانیان: پس از مدتها که در تلویزیون خبری از هیچ اثر جذاب و تازه نبود سریال «بانوی عمارت» به مذاق مخاطبان خوش آمد و خیلی‌ها را پای تماشای این مجموعه که داستانی عاشقانه را در یک بستر تاریخی روایت می کرد نشاند. احسان جوانمرد نویسنده این مجموعه است که دیگر آثاری که برای تلویزیون نوشته هیچ یک تاریخی نبودند، البته که او فیلمنامه این سریال را قبل‌تر از بقیه سریال‌ها نوشته اما به گفته خودش پروسه تصویب فیلمنامه این سریال طولانی شده. جوانمرد دکترای جامعه شناسی فرهنگی می‌خواند، اما می‌گوید مطالعات تاریخی‌اش در نگارش فیلمنامه «بانوی عمارت» سهم زیادی داشته است.

    جوانمرد در گفت‌وگو با خبرآنلاین درباره همه جزئیات این سریال گفته است که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید.

    چطور شد که بعد از نگارش فیلمنامه سریال‌هایی مثل «هفت سنگ»، «گمشدگان» و «تعطیلات رویایی» که فضایی امروزی داشتند به سراغ قصه‌ای تاریخی آمدید و «بانوی عمارت» را نوشتید؟

    من اول سراغ داستان‌های رئال و روز نرفتم و اتفاقا با همین فضا شروع کردم اما چون تصویب فیلمنامه «بانوی عمارت» حدود ۷-۸ سال طول کشید نمی‌توانستم هیچ کاری نکنم و در واقع مجبور شدم در حوزه‌های دیگری هم فعالیت کنم.

    پس در واقع فیلمنامه «بانوی عمارت» را قبل از سریال‌های دیگرتان نوشته بودید؟

    بله، همان موقع من طرح این کار را برای آقای مولایی برده بودم، آن زمان سریال «هفت سنگ» در حال نگارش بود، «بانوی عمارت» هم در پروسه تصویب بود که من افتخار همکاری در نگارش چند اپیزود از سریال «هفت سنگ» را پیدا کردم.

    در سریال «بانوی عمارت» شما سراغ قصه عاشقانه‌ای رفتید که در یک بستر تاریخی اتفاق می‌افتد، دراین مجموعه ما با شخصیت‌هایی مواجه هستیم که در برخی از سریال‌های تاریخی که تا به حال دیدیم تفاوت‌هایی دارد و ملموس‌تر از آنهاست. تحصیلات شما در رشته جامعه‌شناسی است، این موضوع چقدر در پراخت بهتر و واقعی‌تر شخصیت‌های سریال به شما کمک کرد؟

    بیشتر از اینکه تحصیلاتم در این زمینه به من کمک کند، مطالعات تاریخی‌ام در این قضیه سهم داشت. هر کس که در فضای جامعه‌شناسی باشد و دغدغه شناختن جامعه را داشته باشد ناگزیر از رجوع به تاریخ برای فهم حال و پیش‌بینی آینده‌ جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم است. ما و دوستانی که در دانشگاه تهران در مقاطع مختلف و گرایش‌های متفاوت جامعه‌شناسی می‌خواندیم، گروه دوستانه‌ای داریم که کنار هم تاریخ می‌خوانیم. بیشتر مواردی که باعث شده شخصیت‌ها و فضای سریال «بانوی عمارت» ملموس باشد به خاطر هم نفس بودن با بچه‌های تاریخ خوانده‌ای است که تحصیلاتشان در رشته جامعه شناسی است.

    نمی‌خواهم با این سوال، پرسش قبلی‌ام را نقض کنم، اما با وجود اینکه روایت تاریخی در این سریال به درستی اتفاق افتاده است ولی در تمام طول کار بعد تاریخی هیچ وقت بر قصه غلبه نکرده است. به نظر می‌رسد برای شما به عنوان نویسنده قصه و روایت آن الویت بیشتری داشته است. با این برداشت موافقید؟

    من احساس می‌کنم که دادن اطلاعات تاریخی در حجم بالا به مخاطب با قصه‌ای فقیر نقض غرض است. در این مدت من کارهای دیگر را هم دنبال می‌کردم، چه مجموعه‌های درخشانی که در گذشته ساخته شدند چه آنهایی که این اواخر تولید شدند، قاطبه کارهای تاریخی ما قصه‌های فقیری دارند و تلاش می‌کنند اطلاعات زیادی را به مخاطب بدهند. من از قصه‌های قبلی عبرت گرفتم، همچنین با مشورت آقای مولایی تهیه‌کننده این سریال که تجربه‌هایشان در امر ساخت آثار نمایشی به مراتب بیشتر از من بود و در نهایت به این نتیجه رسیدیم اگر اطلاعات اندک و مهم تاریخی را به مخاطب بدهیم و به جای آن قصه‌مان را تقویت کنیم می توانیم مطمئن شویم بیننده همان اطلاعات اندک را که در خلال قصه تلاش شده به او رسانده شود را با طیب خاطر خواهد پذیرفت. اما اولین وظیفه کاری که از تلویزیون و برای مخاطب عام پخش می‌شود این است که یک سرگرمی درست فرهنگی باشد، من این را مدنظر قرار دادم و سعی کردم که این اتفاق بیفتد، خدا را شکر می‌کنم که بازخوردهای خوبی گرفتم.

    البته «بانوی عمارت» به همان اندازه که دیده شد حاشیه‌ هم داشت…

    بله، همین دیده شدن کار را زیر ذره‌بین برد و حاشیه‌های زیادی را هم به وجود آورد.

    حفظ کشش قصه برایتان چقدر چالش برانگیز بود؟ اواسط قصه یک رازگشایی می‌شود و برخی نقاط مبهم برای مخاطب روشن می‌شود اما همچنان برخی ابهامات وجود دارد که به نظر می‌رسد خیلی برنامه‌ریزی شده می‌خواهید آنها را به بیننده بدهید. نظر خودتان در این‌باره چیست؟

    خست در دادن اطلاعات به نظر من یکی از اصول تغییرناپذیر درام خوب است، من نمی‌گویم درام ما درام خوبی است، بلکه معتقدم باید اینگونه باشد و باید ما مخاطب را تشنه ادامه داستان نگه داریم. اینکه دوز آن چقدر باشد و کجا چه اطلاعاتی را به او تزریق شود نیازمند مدیریت در هنگام نگارش است. برای مثال می‌گویم در حین پخش من احساس کردم می‌توانستیم از حضرت والا دو سه قسمت زودتر رونمایی کنیم، اما در هنگام نوشتن و روی کاغذ قضاوت دیگری داشتم.

    این را به خاطر سرعت گرفتن ریتم قصه می‌گویید؟

    نه منظورم اصلا این نیست، احساس کردم گاهی خست زیادی در دادن اطلاعات به مخاطب انجام دادم. اما به طور کلی از این اصل دفاع می‌کنم. این نکته را هم بگویم که اطلاعات را به تدریج به مخاطب دادن و شخصیت‌ها و اتفاق‌ها را کم کم به او معرفی کردن، به مراتب سخت‌تر است. به نظرم همین نکات است که مخاطب را برای دنبال کردن قصه هم تشنه و هم راضی نگه داشته است.

    در سال‌های اخیر درباره ریزش مخاطب تلویزیون و قهر بیننده با شبکه‌های داخلی زیاد شنیدیم، اما در این میان آثاری هم هستند که دوباره نظر تماشاگر را به خود جلب می‌کنند و او را پای تماشای یک مجموعه یا برنامه می نشانند. به عنوان فیلمنامه نویسی که در آثار زیادی با تلویزیون همکاری داشتید چقدر در  بحث ریزش مخاطب تقصیر را بر گردن تلویزیون و مسئولانش می‌بینید؟

    من به عنوان کسی که جامعه شناسی خواندم نباید وارد این مدل قضاوت‌ها بشوم، بحث در این باره هم خیلی ساختاری‌تر و ریشه‌ای تر از این است که بخواهیم تقصیر را بر گردن مدیران تلویزیون و سیاست‌گذاران ببینیم. بحث فرهنگ و محصولات فرهنگی در جامعه‌ای با ویژگی‌هایی که ایران کنونی ما دارد بسیار عمیق‌، گسترده و چند رشته‌ای است. اینکه بگوییم تقصیر بر گردن تلویزیون و یا رسانه‌های دیگر یا نفوذ ماهواره است به عقیده من خیلی علمی نیست. اینکه چه کسی مقصر است را من نمی دانم اما می‌دانم که مردم به این کار ندارند که چه کاری از چه رسانه‌ای پخش می‌شود، مردم به این کار ندارند که تلویزیون سریالی را پخش می‌کند یا شبکه‌های ماهواره‌ای، مردم دنبال داستان خوب هستند و هر جا که قصه یا قصه‌گوی خوبی ببینند می‌نشینند و گوش می‌دهند. هر جا که ببینند به آنها احترام گذاشته شده و برایشان به قصه‌ای فکر شده است و وقت گذاشته شده است به نظرم قدر می‌دانند و به تماشا می‌نشینند.

    البته در همان بحث مدیریت تلویزیون هم که اشاره کردید، من می‌دانم که چه کاستی‌هایی وجود دارد، برای مثال اولین مسئله‌ای که در تلویزیون وجود ندارد ثبات مدیریتی است، هیچ ثباتی در هیچ رده‌ای وجود ندارد. در یک سازمانی که ثبات مدیریت وجود ندارد طبیعتا هیچ برنامه بلند مدت و جامعی هم قابل اجرا نیست، وقتی هم چنین چیزی وجود نداشته باشد تصمیمات مقطعی، زودگذر و به اقتضای روز می‌شود. با این شکل کار کردن چه کار خوب و چه کار بد حاصل تصادف است. من فکر می‌کنم اینکه در حال حاضر «بانوی عمارت» را که خودم آن را نوشته‌ام تا این اندازه مورد اقبال قرار گرفته است هم کاملا تصادفی است. کارهای دیگری هم هستند که به همین شکل تصادفی قربانی می‌شوند. نمونه بارزش یکی از کارهای خود من بود، من یک طرحی را برای نوروز امسال به اسم «تعطیلات رویایی» به تلویزیون دادم، من این طرح را به اسم «افتاده‌ها» به تلویزیون دادم اما همین اقتضائات اجرایی و عدم ثبات مدیریت و لحظه‌ای و زودگذر بودن اتفاقات باعث شد کار دست تهیه‌کننده‌ای افتاد که قصه من را نمی‌فهمید و او تیمی عجیب و غریب چید و خود من هم از پروژه کنار گذاشته شدم. در واقع در ازای مبلغی طرح را واگذار کردم چون نمی توانستم با آن تیم کار کنم. با همین شیوه کاری که می‌توانست از نظر من عید امسال در حد و حدود سریال «پایتخت» مخاطب جذب کند تبدیل به یک افتضاح تمام عیار شد. همین دوستان بی‌تدبیر ما که این سریال را ساختند حتما قصد نداشتند کار بدی تولید کنند اما چون کار به تهیه‌کننده‌ای اشتباه سپرده شد محصول نهایی مخاطب گریز و بی‌ارزش شد.

    این روزها فضای مجازی به برخی حاشیه‌ها و اتفاقات بیش از اندازه دامن می‌زند، اتفاقی که گریبان سریال خودتان را هم گرفت و چند گافی که در سریال وجود داشت به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد. چقدر این فضا را آسیب‌زا می‌بینید؟

    من آن را آسیب‌زا نمی‌بینیم و به نظرم فضای مجازی باید باشد تا خطاها را گوشزد کند. هر حاشیه‌ای که درباره این سریال پیش آمد و من متوجه شدم کم دقتی از ما بوده است من عذرخواهی کردم. درباره بحث بیدل و مولانا هم در صفحه شخصی‌ام توضیحاتی دادم اما احساس کردم تیتری که در همه کانال‌ها و صفحات چرخید تیتر منصفانه‌ای نبود.

    رسانه‌ها باید باشند و هر جور که دلشان می‌خواهند بنویسند و تیتر بزنند، ما هم هر جور که دلمان خواست جواب می‌دهیم، من معتقدم دست همه رسانه‌ها برای انتقاد کردن باید باز باشد که آنها برای حفظ سلامت آثار هنری لازم‌اند.

    یکی دیگر از حاشیه‌های درباره سریال هم درباره آن ضرب‌المثلی بود که درباره قوم خلج در سریال به کار برده شده بود و ظاهرا اعتراض‌هایی را هم در پی داشت، این ماجرا چطور ختم به خیر شد؟

    من بعد از این ماجرا هم مفصل عذرخواهی کردم، البته کاملا داوطلبانه و قبل از اینکه تهیه‌کننده و کارگردان واکنشی نشان دهند یک ویدئو منتشر کردم آن هم به این دلیل که قصدی در کار نبود و خودم از آزردگی خاطر این هموطنان ناراحت بودم و به همین دلیل آن ویدئو را منتشر کردم. هیچ اجباری هم از هیچ طرف نبود، نه سازمان به ما گفت عذرخواهی کنید نه هیچ جای دیگر. من ویدئوی عذرخواهی را پیش از اینکه مدیران متوجه شوند منتشر کردم. من واقعا نمی‌خواستم کدورتی بین این کار و من به عنوان نویسنده این مجموعه و آن دوستان باقی بماند. حقیقتا ما مخترع این ضرب‌المثل نبودیم و این ضرب‌المثل در همه کتب امثال‌ و حکم و بسیاری از سایت‌هایی که از منابع ما بودند وجود داشت. ما منابع دیگری هم به جز کتب تاریخی نداریم، من نمی‌توانم گذشتگان را احضار روح کنم و از آنها درباره این جزئیات بپرسم.

    البته در این‌باره هم یک بحث فرهنگی و جامعه شناسانه وجود دارد، ما فرهنگی داریم که مشحون از ضرب‌المثل‌های قوم ستیزانه است، این کم دقتی من بوده که یکی از این ضرب‌المثل‌ها را در کارم البته با معنای دیگری از نظر خودم استفاده کردم. اما ایراد اصلی اینجاست که اگر شما آن ضرب‌المثل اصلی را در اینترنت جستجو کنید شاید در صد سایت مختلف جزو ضرب‌المثل‌های زبان فارسی وجود دارد، ایراد بستر آسیب‌زده فرهنگی ماست که چنین ضرب‌المثلی را می‌سازد.

  • رامبد جوان: اشکالی ندارد چهار نفر هم قرص بخورند و بمیرند!/ حکومت فکر نکند از همه عاقل‌تر است

    رامبد جوان در نشستی درباره تاثیر حرف چهره‌های معروف بر افکار عمومی، به شوخی گفت عیبی ندارد چهار نفر از مردم قرص بخورند و بمیرند، چون این‌طوری یاد می‌گیرند به سلبریتی‌ها اعتماد نکنند.

    به گزارش رسا نشر،  سومین نشست از سلسه‌ نشست‌های نقد و اندیشه با موضوع چهره‌های مشهور و تاثیر آنها بر افکار عمومی روز چهارشنبه ۱۲ دی با حضور صادق زیباکلام (استاد دانشگاه و فعال فضای مجازی)، جعفر نعناکار (حقوق‌دان و فعال فضای مجازی) و رامبد جوان (هنرمند و فعال فضای مجازی) در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار شد.

    در بخشی از این نشست، رامبد جوان گفت: «معتقدم همه آدم‌ها اجازه حرف زدن و منتشر کردن افکار خود را دارند و افراد می‌توانند انتخاب کنند که دنبال آنها بروند یا نه. الان دوره‌ای است که حکومت و تفکر حکومتی باید عقب‌نشینی کند تا مردم حداقل در فضای مجازی در همه زمینه‌ها تجربه کسب کرده و تصمیم بگیرند و حکومت فکر نکند که دانای کل است و از همه عاقل‌تر است و می‌تواند در همه موضوعات ورود کند. من می‌گویم باید حوصله کنیم، خسارت آن را بدهیم، چهار نفر آدم قرص بخورند بمیرند تا درست شود. چطور این همه آدم کشته می‌شوند و اتوبوس چپ می‌کند هیچکس هم عذرخواهی نمی‌کند، اینجا هم چهارتا آدم بمیرند عیب ندارد و اینطوری مردم یاد می‌گیرند به سلبریتی‌ها اعتماد نکنند.»