برچسب: رومینا اشرفی

  • چرا رومینا عاشق مردی شد که دو برابر خودش سن داشت؟


    مشاور رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور با اشاره به قتل دختر ۱۴ ساله گیلانی توسط پدرش، به تشریح دلایل روانی وابستگی این نوجوان به پسری که ۱۶ سال از خودش بزرگتر بود، پرداخت.

    امین رفیعی‌پور مشاور رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور به تحلیل ابعاد روانی و اجتماعی قتل رومینا دختر ۱۴ ساله گیلانی پرداخت و ضمن طرح این پرسش که چرا باید دختر ۱۴ ساله‌ای با پسری حدود ۱۶ سال بزرگتر از خود قصد ازدواج داشته باشد، گفت: اگر به بررسی عوامل این موضوع بازگردیم، متوجه شویم که عواملی در این زمینه نقش داشته‌اند که موجب وابستگی کودک به آن پسر شده‌اند. به نظر این موضوع ناشی از مشکلاتی است که در خانواده وجود داشته است. به طور قطع خانواده این کودک حمایت‌گر نبوده‌اند؛ ممکن است پدر او فردی مستبد باشد؛ پدری که فشارهای اقتصادی و همچنین آسیب‌های روانی و اجتماعی داشته است و این‌ها زمینه‌ای بوده تا کودک شبکه حمایت اجتماعی خوبی را از خانواده دریافت نکند.
    وی افزود: این مسائل باعث می‌شود که این کودک به سمت فردی متمایل شود که از خودش بزرگتر است، زیرا قصد داشته فردی را جایگزین پدرش کند، اگر غیر از این بود او می‌توانست با پسری که هم‌سن خود یا چند سال بزرگتر از او است، ازدواج کند. موضوع دیگری که باید در نظر گرفت این است که این کودک در سن بلوغ قرار داشته و هنوز به بلوغ فکری کامل نرسیده بود که یکی از موارد دخیل در بروز این اتفاق، عدم آگاهی از مهارت‌های زندگی در خانواده است.
    رفیعی‌پور در ادامه با اشاره به قتل رومینا توسط پدرش، بیان کرد: به طور قطع این پدر مشکلات روانی داشته است، اما اینکه چرا این کودک به آن پسر (بهمن) وابسته شده است، باید گفت که او مهارت‌های حل مسئله و تصمیم‌گیری صحیح را نداشته است.
    مشاور رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، نقش آموزش مهارت‌های زندگی برای کودکان را از بدو تولد ضروری دانست و با اشاره به پسری که رومینا به همراه او فرار کرده است، گفت: پسری که همراه این کودک (بهمن) بوده است نیز باید مورد بررسی قرار گیرد؛ پسری که به دختری که هنوز به بلوغ کامل نرسیده و ۱۶ سال از خودش کوچکتر است وابسته می‌شود، لازم است که از نظر روانی مورد بررسی قرار گیرد.
    رفیعی‌پور در پاسخ به این سوال که آیا ازدواج‌های دوران قدیم با تفاوت سنی بالا میان دختر و پسر نیز ناشی از اختلالات روانی بوده است، اظهار کرد: در آن دوران نیز اگر بین دختر و پسر تفاوت سنی بالا وجود داشته است ناشی از فقر فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و روانی بوده است، در آن زمان نیز این مشکلات وجود داشته است اما به این شکل بروز نیافته است.
    وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با تاکید بر اینکه قتل‌های ناموسی علاوه بر اختلالات روانی و رفتاری، به دلیل خشم‌هایی رخ می‌دهند که افراد نمی‌توانند آن را کنترل کنند، افزود: پدر این کودک عصبانیت‌های کنترل نشده‌ای داشته است و مدیریت خشم را آموزش ندیده بود و دچار مشکلات روحی و روانی خاصی بوده است؛ البته نباید یک‌جانبه قضاوت کرد. بلکه باید بررسی کرد که این فرد در چه شرایطی قرار داشته است؟ به طور قطع فامیل، خانواده و بافت فرهنگی منطقه در وقوع این قتل فجیع موثر بوده است، زیرا پس از فرار کودک ممکن است گفته شود او، پدر بی‌غیرتی بوده و دخترش فرار کرده است و شاید حتی به دلیل اینکه در برخی مناطق فقر فرهنگی و آموزشی وجود دارد برخی افراد از این پدر قهرمان بسازند، چراکه این موضوع را قدرتی مردانه در نظر می‌گیرند.
    این روانشناس سلامت افزود: در این حالت، جایگاه مرد به نحوی در نظر گرفته می‌شود که گویی پدر مالک فرزندش است و اگر این پدر بی‌غیرتی را با از دست دادن منبع قدرتی خود هماهنگ کند، با فرار کردن دخترش احساس می‌کند که منبع قدرتی خود را از دست داده است.
    رفیعی‌پور ادامه داد: به نظر پدر این کودک توان کنترل و مدیریت هیجانات خود را نداشته و این موضوع منجر به رفتار پرخاشگرانه شده و رفتار پرخاشگرانه او نیز غیرطبیعی‌تر از آن است که وجود دارد.
    مشاور رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور به زمانی که کودک به همراه پسر دستگیر می‌شوند نیز گریزی زد و گفت: نیاز به قانون حمایت از کودکان و زنان وجود دارد. زمانی که کودک در دادگاه اظهار می‌کند که اگر به خانه بروم پدرم مرا می‌کشد، باید در همان زمان خانواده تحت درمان‌های روانشناختی و مشاوره‌ای قرار می‌گرفتند و تا زمانی که خانواده به آرامش نسبی می‌رسیدند کودک باید در جایی نگهداری می‌شد.
    وی در ادامه درباره پشیمانی قاتل بعد از وقوع قتل نیز توضیحاتی ارائه داد و گفت: پشیمانی بعد از وقوع جرم، بستگی به اختلال شخصیتی که فرد با آن دست و پنجه نرم می‌کند، دارد. برخی افراد دچار اختلال شخصیتی هستند که احساس همدلی و گناه نمی‌کنند، لذا لازم است که پدر و آن پسر (بهمن) و همچنین اطرافیان مورد بررسی قرار گیرند. باید بررسی شود که انگیزه چه بوده است و افراد دچار اختلال شخصیتی هستند یا خیر؟
    رفیعی‌پور در ادامه درباره وضعیت روحی و روانی برادر رومینا نیز گفت: شکل‌گیری شخصیت افراد از بدو تولد شروع و تا حدود ۱۰ سالگی ادامه پیدا می‌کند. اکنون او دچار PTSD (آسیب پس از سانحه) است و به طور قطع این اتفاق در سلامت روانی آینده برادر این کودک نقش مهمی دارد. به نظر باید خانواده به ویژه برادرِ این کودک تحت درمان‌های روانشناختی قرار گیرند تا از آسیب بیشتر جلوگیری شود.
    این روانشناس سلامت در ادامه به نقش آموزش و پرورش در پیشگیری از این نوع اتفاقات اشاره کرد و یادآور شد: آموزش و پرورش به جای این مقدار محفوظات، باید مهارت‌های تصمیم‌گیری، حل مسئله و زندگی را در مدرسه به دانش‌آموزان آموزش دهد. این کودک نمی‌توانسته مسائل خود را حل کند و آموزش‌های لازم را برای حل این موضوع دریافت نکرده است. همچنین خانواده‌ها نیز باید به کودک آموزش‌هایی دهند. کمک گرفتن از روانشناس و مشاور نیز می‌تواند در جلوگیری از این وقایع بسیار کمک‌کننده باشد.
    وی در ادامه از رسانه‌ها خواست که به جنبه‌های روانی، خانوادگی، جامعه‌شناسی و حقوقی این مسائل ورود کنند و افزود: قانون حمایت از کودکان باید جدی‌تر گرفته شود.

    منبع: ایسنا

  • یونیسف به قتل رومینا اشرفی واکنش نشان داد+ تصویر

    یونیسف به قتل رومینا اشرفی واکنش نشان داد+ تصویر

    5ed2a558c51ee_2020-05-30_22-56

    یونیسف به قتل فجیع رومینا اشرفی دختر ۱۳ ساله به دست پدرش واکنش نشان داد.

    یونیسف، صندوق کودکان سازمان‌ملل، در اعلامیه‌ای درباره قتل رومینا اشرفی، دختر تالشی به‌دست پدرش، نوشته در روزهایی که خانواده‌ها در خانه می‌مانند تا جان‌شان از کرونا در امان بماند، روی‌دادن چنین اقدام خشونت‌آمیز بی‌رحمانه‌ای در حق یک کودک، ویران‌کننده است.

  • پروانه سلحشوری: پدر چون سرپرست است از نظر قانونی مجرم تلقی نمی‌شود

    پروانه سلحشوری: پدر چون سرپرست است از نظر قانونی مجرم تلقی نمی‌شود

    5ed0c6ee6eb11_2020-05-29_12-55

    نماینده تهران در مجلس دهم گفت: در مواردی که قتل را پدر مرتکب شده، پدر چون سرپرست است اساسا از نظر قانونی مجرم تلقی نمی‌شود و فقط مدعی‌العموم می‌‌تواند از او شکایت کند.

    پروانه سلحشوری، نماینده مردم تهران در مجلس دهم در رابطه با «قتل های ناموسی در ایران» گفت: متأسفانه حتی عنوان قتل‌های ناموسی احساسات را برمی‌انگیزد و منجر می شود افرادی که چنین اعمالی را مرتکب شده یا کسانی که شنونده چنین اخباری هستند این اعمال را موجه بدانند. چنین قتل‌هایی وجهه بسیار خشن از زندگی اجتماعی، خانوادگی و فامیلی در جامعه است که تقریباً در بعضی مناطق به صورت جدی خود را بروز می‌دهد که ریشه اصلی آن، در سنت‌ها و قوانین نهفته است.
    او ادامه داد: قوانین بازدارنده‌ای برای چنین کاری وجود ندارد، خصوصاً در مواردی که قتل را پدر مرتکب شده، پدر چون سرپرست است اساساً از نظر قانونی مجرم تلقی نمی‌شود و فقط مدعی‌العموم می‌ تواند از او شکایت کند.
    متأسفانه مدعی‌العموم در چنین مورادی بین ۳ تا ۱۰ سال بیشتر حکم نمی دهد و در شهرهای کوچک هم این موارد ممکن است به جزای نقدی تبدیل و مجازاتی هم در پی نداشته باشد. در چنین مواردی قانون آن طور که باید و شاید، پشتوانه افرادی که نیاز به حمایت دارند، نیست.
    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب اظهار کرد: این دختر جزو کودکان به شمار می‌رود. دادستانی و بهزیستی هم مطرح کرده‌اند در راستای حقوق کودک از او حمایت می‌کنند.
    اشکالات قانونی در کشور وجود دارد، یعنی دختر زیر ۱۳ سال می‌تواند ازدواج کند و او را کودک حساب نمی‌کنند و از طرف دیگر طبق تعاریف کودک هستند بنابراین با یک پارادوکس قانونی و حقوقی مواجه هستیم.
    به جای مبارزه با چنین سنت‌های رایج متأسفانه این سنت‌ها بیشتر تقویت می‌شوند و مبارزه با آنها، صورت نمی‌گیرد همین عدم مقابله با سنت‌ها منجر به ادامه چنین معضلاتی می شود. در چند وقت اخیر ۱۰ مورد این چنینی را مطالعه کردم. با آگاهی بخشی درباره اتفاقات این چنینی، شرایط را می توان تغییر داد، از طرفی دیگر باید قانون در این رابطه تغییر کند تا شاهد چنین وقایعی نباشیم.
    نماینده مردم تهران در مجلس دهم در خصوص اینکه وقتی دختر بچه اذعان دارد که امنیت جانی ندارد چرا باید قانون او را تحویل خانواده بدهد؟ گفت: در صورت نداشتن تأمین جانی هم نهایت فرد را یک هفته نگه دارند اما پس از آن تحویل خانواده می دهند زیرا جایی برای نگهداری چنین کودکانی وجود ندارد. به علت جو حاکم در روستا فشار بر خانواده و پدر زیاد بوده و بجای اینکه بر اعصاب خود مسلط شوند با فرزند خود مشکل پیدا کردند، به نظر من حتی پدر هم در این ساختار قربانی است، چرا که او برای آبروی خودش جگر گوشه اش را به قتل رسانده است.
    سلحشوری گفت: تفاوت تفکر مدرن و سنتی در این اتفاق در یک فضای کوچک روستایی دیده می شود. متاسفانه عدم وجود آموزشهای آگاه بخش و خود مراقبتی به وجود چنین بحران هایی دامن می زند. از طرف دیگر روابط دختر و پسر در سطح جامعه گسترش یافته است. بجای مخالفت با نمادهای فکری زندگی جدید باید انها را در راستای فرهنگ خود به گونه ای شکل دهیم که تبعات آن را به حداقل برسانیم تا زندگی فرهنگی، مناسب داشته باشیم.
    عضو فراکسیون امید در مجلس دهم اظهار کرد: باید قانون گذار فکری به حال چنین اتفاقات کند، یک کودک قربانی شده است. عجیب است که چطور خانواده با وجود اطلاع اقدامات حمایتی، انجام نداده اند. ممکن است با این همه اختلاف سن دختر بچه فریب خورده باشد، این اختلاف سن عجیب است این مردی که با این دختر ارتباط برقرار کرده به نظر می‌رسد دچار پدوفیلی است. چگونه با آن دختر ارتباط برقرار کرده است؟ این ها سوالاتی است که پاسخ آن به مرور، روشن می شود.
    عضو کمیسیون فرهنگی مجلس دهم در خصوص پیگیری این مسئله در مجلس یازدهم گفت: نمایندگان مجلس یازدهم چنین مسائلی برای‌شان در اولویت نیست اما ممکن است اتفاقاتی این چنینی تلنگری برای آنها به حساب آید و در عین حال، مطالبات جامعه مدنی و مردم را در حوزه قانون گذاری بیشتر می کند. قانون در حوزه خانواده نیازمند تغییرات جدی است، آنان که دغدغه خانواده ایرانی را دارند، بدانند که برای تشکیل، حفظ، و ثبات خانواده ایرانی نیازمند بازنگری جدی در قوانین مرتبط با حوزه خانواده هستیم.

    منبع: برنا

  • اولین عکس از مادر رومینا اشرفی و گفتگوی اختصاصی / از پدر رومینا طلاق می گیرم!

    اولین عکس از مادر رومینا اشرفی و گفتگوی اختصاصی / از پدر رومینا طلاق می گیرم!

    رکنا: رومینا اشرفی به قتل رسید و صدای ضجه هایش، دل آسمان زیبا و آبی روستای سفید سنگان را به درد آورد. ضجه های مادری پشت سر آمبولانس حامل دختر ۱۳ ساله اش.

  • اولین تصاویر از قبر رومینا اشرفی در تپه ای مشرف به خانه شان + عکس

    اولین تصاویر از قبر رومینا اشرفی در تپه ای مشرف به خانه شان + عکس

    5ecf68d938959_2020-05-28_12-01

    رومینا اشرفی که توسط پدرش و با داس به قتل رسیده است در قبرستانی دفن شده است که مشرف به خانه شان است.

    در قبرستان روستای سفید سنگان آخرین قبر که هنوز سنگی ندارد و نام و نشانی هم روی آن نوشته نشده است متعلق به رومینا اشرفی است یک چراغ گردسوز روی آن دیده می شود اهالی می گویند رومینا بچه بود شاید از تاریکی بترسد و این چراغ را آورده اند تا شب ها روشن کنند رومینا آسوده بخوابد.
    روی قبر یک پارچه توری سفیدرنگ و قرمز انداخته اند اهالی می گویند در سفید سنگان رسم است روی قبر دختران جوان عروس نشده این توری را می اندازند و روی  قبر پسران داماد نشده پارچه مشکی قرمز می اندازند.
    یکی از مردان روستا به خبرنگاران اعزامی رکنا گفت:پسری که رومینا اشرفی را دوست داشت – بهمن خاوری – به قبرستان آمده بود و سعی داشته قبر را بکند و جنازه رومینا را با خود ببرد که اجازه نداده اند.
    رومینا اشرفی روز یکم خردادماه وقتی در خانه شان خوابیده بود و مادرش در حمام لباس می شست توسط پدرش و با داس سر بریده شد.او دل به پسری ۳۰ ساله داده بود و برای ۵ روز هم با او فرار کرده بود که پدرش همراه پلیس این دختر را در خانه خواهر بهمن پیدا کرد و به آنها تحویل داد.
     
    عکس قتل رومیناعکس قبر رومینا اشرفی   عکس قبر رومینا اشرفی

    منبع: رکنا

  • درد مشترک دختران خانه های پدری و خواهران مغزهای کوچک زنگ زده

    درد مشترک دختران خانه های پدری و خواهران مغزهای کوچک زنگ زده

    این روزها دختران خانه های پدری و خواهران مغزهای کوچک زنگ زده از سرنوشت مشابه رومیناها واهمه دارند.

    پایگاه خبری رسا نشر – مهدی سوری : نه تنها بر قاتل رومینای نوجوان و نه بر آنان که با بی توجهی و سپردن این دختر به دست پدر، موجبات قتل او را فراهم آوردند، بلکه لعنت بر همه ی کسانی که تا یک اتفاق اینچنینی در کشور می افتد به دنبال مصادره کردن آن به نفع خودشان و تفکرات موهومشان هستند. اگر به قدر سر سوزنی افکار و عقایدشان تاثیری در جامعه داشت که اوضاع اینچنین نبود. و چون محبوبیتی در جامعه ندارند و نمی توانند عقاید خود را به مردم القاء کنند و به اجبار به آنان بخورانند با استفاده از اهرم فشار و لابی گری سنگ پراکنی می کنند . و یکی دیگر از وظیفه های ذاتی شان شایعه سازی و لجن پراکنی در فضای مجازی است.

    بعنوان مثال گروهی با انتشار مطالب و توییت هایی حق به جانب ماجرای مرحوم رومینا اشرفی را به مخالفان کودک همسری نسبت می دهند و تقصیر اینگونه حواذث را به گردن آنها می اندازند. و گروهی دیگر فضای مجازی و فساد اخلاقی را عامل رخداد فجیع می دانند. فرض بر این می گیریم ارتباط با پسر غریبه و فرار را فضای مجازی به دختر یاد داد. خشونت، جهالت و قتل یک دختر ۱۴ ساله را چه کسی به پدر و عموی دختر آموخت و تحمیل کرد؟ چه کسی با چه پیشینه ای در ذهن آنان این تصور را به وجود آورده است که برای یک اشتباه که مشابهش بسیار در این کشور رخ داده (به پرونده های قضایی رجوع کنید) حق دارند سر دختری را ببرند تا چیزی بنام لکه ی ننگ بر دامن عفت و ناموسشان باقی نماند!! جز شما و همفکرانتان؟؟ اگر پدری بابت تنها یک اشتباهی که حتی ثابت نشده است دخترش را سر نمی برد بی غیرت نیست. برخی وقتی در منبر سخن می رانند بشر را جایز الخطا می شمارند . فریاد سرمی دهند و گریبان چاک می دهند. الهی العفو می گویند که خدا بخشنده است. ستار العیوب است. می بخشد. اما انگار منظورشان در ممکن الخطا بودن و از طرفی امید به بخشندگی خداوند، تنها جنس مذکر و مردان را شامل می شود. چراکه تا به یک جنس مونث می رسند ، ریختن خونش مباح است و اگر پدری اینچنین نکرد بی غیرت است! حتی اگر رومینا گناهی هم کرده باشد اکنون دیگر زنده نیست تا از خود دفاع کند. رومینا که در یک چشم به هم زدن از دست رفت و داغش بر دل مادرش ماند. پس از خدا بترسید و توبه کنید وقتی قطعیت چیزی را نمی دانید!
    استفاده ابزاری از واژه هایی چون دوست پسر ، فضای مجازی، دختر فراری، تلگرام، اینستاگرام و کودک همسری در این حادثه دلخراش ، فقط می تواند نشانه منفعت طلبی نگارنده مطلب باشد که برای به ثمر رسیدن افکار حزبی و احتمالا سیاسی ، مرزهای اخلاق را زیر پا می گذارد و برای خوب جلوه دادن خود و تفکرش نام همه را در لیست بدها می نویسد. دست رومینا از دنیا کوتاه شد. اما رومیناهای دیگری هستند که هنوز نفس می کشند. اما با ترس و اضطراب. بجای بازی با کلمات و تخریب دیگران به فکر این دختران جوان باشید.نوشتن و انتشار بعد از رخ دادن حادثه دیگر به دردشان نمی خورد. این روزها دختران خانه های پدری و خواهران مغزهای کوچک زنگ زده از سرنوشت مشابه رومیناها واهمه دارند. و چه کسی برایشان کاری می کند؟ دولت با لایحه ی منع خشونت علیه زنان با بیش از دویست روز معطل مانده ؟؟ یا مجلس و قوه قضائیه با لایحه حمایت از کودکان در کش و قوس بازی های سیاسی؟؟؟

  • ماجرای قتل رومینا اشرفی از زبان بهمن خاوری

    ماجرای قتل رومینا اشرفی از زبان بهمن خاوری

    ⁣پدر بهمن خاوری: کسی صدای رومینا را نشنید
    ⁣در چند روز اخیر خبر قتل رومینا اشرفی دختر ۱۴ ساله گیلانی به دست پدرش در صدر اخبار قرار گرفته است. خبری که به شدت باعث جریحه دار شدن افکار عمومی شد و باعث شد بحران‌ قتل‌های ناموسی دوباره بر سر زبان‌ها بیفتد.
    ⁣خبرنگار «فراز» به محل وقوع حادثه رفته و با «بهمن خاوری» پسر همراه با
    رومینا در فرار از خانه و پدرش «روح‌الله خاوری» گفت‌وگو کرده است.
    بهمن خاوری می‌گوید پدر رومینا مخالف ازدواج آن‌ها بوده و رومینا خواسته او را با خودش ببرد چرا که پدرش رومینا را آزار می‌داده است.
    روح‌الله خاوری نیز می‌گوید رومینا بارها گفت مرا به پدرم تحویل ندهید مرا می‌کشد اما کسی حرف او را نشنید.

  • دستیار حقوق شهروندی معصومه ابتکار : باید ولایت مطلق پدر محدود شود /خانه‌ها لزوما جای امنی برای زنان و کودکان نیست/همه قوا به قتل‌های ناموسی ورود کنند

    خیلی‌ها درباره «رومینا» و داستانش حرف می‌زنند؛ از مردم عادی گرفته تا مسوولان قضایی که می‌گویند این پرونده را به صورت ویژه بررسی می کنند تا مقامات دولتی و فعالان حوزه کودک و زنان.
    حالا خیلی‌ها درباره «رومینا» و داستانش حرف می‌زنند؛ از مردم عادی گرفته تا مسوولان قضایی که می‌گویند این پرونده را به صورت ویژه بررسی می کنند تا مقامات دولتی و فعالان حوزه کودک و زنان که سالهاست درباره لزوم قانونگذاری بهتر دراین باره هشدار می‌دهند.

    «رومینا» چند روزی است بر سر زبان‌هاست؛ او مثل «هاجر»، مثل «زینب»، مثل «سیما» که در همین یکی دو سال اخیر به قتل رسیدند، کشته شد چون پدرش می خواست «لکه ننگ» را از دامن خانواده پاک کند. رومینا قربانی ارزش‌ها و هنجارهایی شد که زنان و هر نوع تصمیم‌گیری درباره آن‌ها را از اختیارات مطلق مردان می‌داند تا اگر قدمی از این هنجارها پا فراتر گذاشتند، همین مردان خونشان را بریزند تا «آبرویشان» حفظ شود.
    او که ۱۳ سال داشت، به همراه مردی ۳۰ ساله از خانه فرار کرده بود اما بعد از چند روز از سوی پلیس به خانواده بازگردانده شد و دو روز بعد، هنگامی که خواب بود، پدرش سرش را با داس برید.
    حالا خیلی‌ها درباره او و داستانش حرف می‌زنند؛ از مردم عادی گرفته تا مسوولان قضایی که می‌گویند این پرونده را به صورت ویژه بررسی می کنند تا مقامات دولتی و فعالان حوزه کودک و زنان که سالهاست درباره لزوم قانونگذاری بهتر دراین باره هشدار می‌دهند.
    قتل‌های ناموسی اگر در این سالها روند افزایشی نداشته حداقل روند کاهشی هم نداشته است. موضوعی که نیازمند ورود قانونی برای بازنگری در قانونی است که اگر پدر فرزندش را بکشد نهایت به ۳ تا ۱۰ سال حبس محکوم می‌شود و همین موضوع راه را برای افزایش قتل‌های ناموسی هموارتر می‌کند.
    «شهناز سجادی»، دستیار حقوق شهروندی معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده هم معتقد است خلاء قانونگذاری، علت اصلی تکرار این قتل‌هاست. او به خبرآنلاین می‌گوید همه دستگاه‌های مسوول در این زمینه باید برای تغییر هرچه سریعتر این موضوع دست به کار شوند.

    ماجرای قتل رومینا برای امروز و دیروز نیست

    رومینا اولین دختری نبود که قربانی «ناموس پرستی» پدرش شد و آخری هم نخواهد بود. طبق آمارها در سال ۱۳۹۲، ۱۸.۸ درصد از قتل‌ها  با انگیزه‌های ناموسی و منکراتی بوده و استان خوزستان، استان فارس، آذربایجان شرقی از جمله استان‌هایی هستند که بالاترین آمار این قتل‌ها را داشته‌اند. علاوه بر این، این قتل‌ها در استان‌های ایلام، کردستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، لرستان، چهارمحال و بختیاری، همدان و آذربایجان غربی هم به چشم می‌خورد.
    این نوع قتل، به قتل به خاطر «شرف» هم معروف است و آنطور که پروین بختیاری‌نژاد در کتاب «فاجعه خاموش» آورده، در مواردی مثل سرپیچی کردن از ازدواج‌های اجباری، اصرار برای اینکه زنی بخواهد همسر آینده‌اش را خودش انتخاب کند، برقراری روابط عاشقانه غیر متعارف، خیانت به همسر، زنا، فرار از خانه و … که رفتارهای ضد ناموسی، بی‌عفتی، بدنامی و فضاحت تلقی می‌شوند، رخ می‌دهند و گاهی اوقات، انتشار یک شایعه بی‌اساس می‌تواند باعث بروز این نوع قتل شود.

    «شهناز سجادی»، دستیار حقوق شهروندی معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده هم این آمارها را تایید می‌کند و با بیان اینکه موضوع کودکان و زنان موضوعی نیست که فقط معاونت زنان و مجلس به آن بپردازد، موضوعی است که همه قوا باید به آن ورود و سعی کنند با تصمیماتی که می‌گیرند، به این دو قشر آسیب کمتری وارد شود، به خبرآنلاین می‌گوید: «به لحاظ حاکمیتی که برای پدر و شوهر در خانواده‌ها در نظر گرفته شده است، آسیب‌هایی به خاطر همین موضوع به زنان و کودکان وارد می‌شود. این اتفاقات مثل قتل رومینا برای امروز و دیروز نیست، بنابراین باید با تصمیماتی که در قالب مصوبه یا تصمیمات اجرایی گرفته می‌شود، سعی شود تا کمتر این اتفاقات علیه زنان صورت بگیرد.»
    او ادامه می‌دهد: «ما هم با خلاء قانونی مواجه هستیم و هم اشکالاتی در قانون فعلی‌مان در این باره وجود دارد. بعضی از این خلاء‌های قانونی در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان دیده شده که به زودی اجرایی می‌شود. اگر این قانون اجرایی شده بود شاید دادگاه تصمیم نمی‌گرفت که این دختر را به پدرش تحویل بدهند، شاید از او حمایت دیگری می‌کرد. چون قابل پیش بینی بود که این پدر در حق دخترش حتما خشونت انجام خواهد داد، اگر آن قاضی قانون حمایت از کودکان و نوجوانان و قانون تامین امنیت زنان را در اختیار داشت، می‌توانست تصمیم دیگری در این باره بگیرد و از ظرفیت بهزیستی و مددکاری کمک می‌گرفت.»

    خانه‌ها لزوما جای امنی برای زنان و کودکان نیست

    آنطور که از پژوهش‌های مختلف درباره قتل‌های ناموسی در بعضی مناطق ایران برمی‌آید، ضعف و خلاءهای قانونی، هنجارها و ارزش‌های نابرابر جنسیتی موجود در جامعه، محیط خانواده، خرده فرهنگ و الگوهای نمادین بیشترین تأثیر را در پرخاشگری و در نتیجه بر وقوع قتل‌های ناموسی دارند و در این میان آن چیزی که بیشترین تاثیر را در این سه گونه الگو دارد، ارزش‌ها و هنجارهای نهادینه شده‌ای است که با ضعیف انگاشتن زنان، آن‌ها را مستحق مجازات و مرگ می‌داند، اگر این هنجارها عدول کند. به دلیل همین خلاء های قانونی است که اگر پدری فرزندش را بکشد به قصاص محکوم نمی شود و بعد از تحمل چند سال حبس از زندان آزاد می شود.

    سجادی با بیان اینکه در قانون ما، پدر بعد از کشتن فرزندش به خاطر ولایت مطلق، از مجازات قصاص معاف می شود، می‌گوید: «این موضوع هم ضعف قانون است. اگر شعار ما این است که از حقوق کودک دفاع کنیم، باید در این قانون تجدیدنظر کنیم. در بعضی از نواحی کشورمان مثل آذربایجان یا تالش، فرار دختر و پسری که همدیگر را می‌خواهند، مرسوم است. این موضوع به اینگونه است که پسری که با ممانعت ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش روبرو می‌شود، دختر را فراری می‌دهد و نزد خانواده خودش می‌برد تا بتواند رضایت خانواده‌ها را برای ازدواج جلب کند. این موضوع یک عرف دیرینه است و با آدم ربایی متفاوت است. دادگاه باید متوجه عرف محلی باشد و در چنین مواقعی به عنوان یک آدم ربا با پسر برخورد نکنند بلکه یک مصالحه‌ای ایجاد کنند و اگر مصلحت بود و دختر هم راضی بود، ازدواج را صورت بدهند.»

    او ادامه می دهد: «ما امیدواریم قانون حمایت از کودکان و نوجوانان هرچه زودتر اجرایی شود و دستگاه های اجرایی و قضایی ما به موضوع کودکان نگاه جدی‌تر داشته باشند. ما باید در این موضوع که اصولا خانه‌ها جای امنی برای کودکان و زنان است تجدیدنظر کنیم. چه اتفاقات و جنایاتی که علیه زنان در همین خانه‌ها صورت می‌گیرد که کمتر در جامعه رخ می‌دهد.»

    باید دامنه ولایت پدر را محدود کنیم

    سجادی با بیان اینکه چطور وقتی یک فردی یک نفر دیگر را به خاطر خشم آنی می‌کشد، آن فرد به قصاص محکوم می‌شود اما پدری که تصمیم قبلی می‌گیرد که فرزندش را بکشد از قصاص معاف می‌شود؟!، می‌گوید: «در اینجا عدالت را زیر سوال برده‌ایم. بنابراین، قوانین ما ضعف دارد و باید مسوولان و فعالان حقوقی و مدنی روی آن کار کنند و با وضعیت جامعه ما تطبیق دهند. فکر می‌کنم بیشتر کسانی که در این زمینه بحث دارند موافق باشند که ما نباید دامنه ولایت پدر را آنقدر نباید وسعت دهیم تا بتواند حتی بچه‌اش را بکشد. درست است که از ۱۸ سالگی، پدر نسبت به اموال فرزندش ولایت مطلق دارد اما دیگر در جانش که نباید این اختیار را به او بدهیم.»

    او می‌گوید: «قوانین ما در ۴۰ سال قبل خیلی به روز و متناسب با ضروریات و وضعت فرهنگی و اجتماعی شده است اما همچنان قوانین ما نیاز به بازنگری دارد. ما قوانینی داشته‌ایم که هم حکم فقهی‌اش عوض شده و هم مجلس تصویبش کرده است. دلیل اینکه مسائل مربوط به زنان و قانونگذاری درباره آن با تاخیر صورت می‌گیرد به خاطراین است که این موضوعات در اولویت قرار داده نمی‌شود. اگر زنان و کودکان ما در امنیت باشند، جامعه ما جامعه سالمی خواهد شد.»

    سجادی با بیان اینکه، چون زنان و کودکان اولویت ندارند، طرح‌ها و لوایحی هم که در این حوزه می‌آیند عملا به ته صف می‌روند، می‌گوید: «لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان وارد دوازدهمین سال از زمان تدوینش شده‌ایم یا لایحه تامین امنیت زنان از دولت دهم کلید خورده اما هنوز تصویب نشده است. اگر همین دو لایحه پیش از این اجرایی می‌شد، از بسیاری اتفاقات در این دو حوزه پیشگیری می‌شد.»

    منبع: خبرآنلاین

  • هیچ‌کس صدای رومینا را نشنید؛ روایت تلخ قتل فجیع رومینا در گفت‌وگو با بستگانش / پدر از پشت میله‌های زندان از بی‌آبرویی جسد و قبر «ناموسش» می‌ترسد

    هیچ‌کس صدای رومینا را نشنید؛ روایت تلخ قتل فجیع رومینا در گفت‌وگو با بستگانش / پدر از پشت میله‌های زندان از بی‌آبرویی جسد و قبر «ناموسش» می‌ترسد

    برای بهمن، رومینا همسر او بود که با خواست خود می‌خواست در سن چهارده سالگی‌ وارد زندگی زناشویی شود؛ برای پدر و اسفندیار اما رومینا مطلقا یک واژه بود: «ناموس».

    ساعت سه بعدازظهر روز یک خرداد، کفش‌ها پشت در خانه تازه از پا کنده شده‌اند و هنوز یک ساعتی نمی‌شود که پدر از دادگاه به خانه بازگشته است، صبح همان روز پدر برای بازگرداندن دختر چهارده ساله به دادگاه رفته بود، با این خیال که دختر فریب خورده و با مردی همسن و سال پدر فرار کرده است، صحبت‌های دختر در دادگاه و ننگ عکسی در گوشی همراهش اما او را با خشم مضاعفی به خانه بازگردانده بود.
    از همان لحظه ورود، عربده‌ها و داد و بیدادها بالا می‌گیرد، «بی‌ناموسی» واژه‌ای است که در این میان بارها از میان لب‌های خشمگین پدر بیرون می‌ریزد، لابه و انکار رومینا اما بر خشم پدرش می‌افزاید تا آنجایی که مادر خانواده و برادر رومینا در حمام زندانی می‌شوند، خشم تا منتهای درجه وجود پدر را فرا می‌گیرد، به سوی دختر خطاکار می‌رود تا او را خفه کند، رومینا با چابکی فرار می‌کند و این‌بار پدر داس را از دیوار خانه بر می‌دارد و با ضربه‌ای به پشت سر رومینا، به زندگی دخترش در همان لحظه پایان می‌دهد.
    قتل رومینای چهارده ساله بار دیگر داغ دیگر قتل‌های ناموسی را در سال‌های اخیر زنده کرده است. بهمن، همان مردی است که به قول اسفندیار، عموی بزرگ رومینا، ننگ بی‌ناموسی را بر این خانواده زده است. روایت بهمن، روایت دلدادگی و عشق دختربچه‌ای است که از آشوب خانواده به شادی و امنیت مردی دیگر پناه برده است، روایت اسفندیار اما روایت قتلی است که مسبب اصلی آن انتشار عکس‌های بدحجاب رومینا در فضای مجازی است، مسبب اصلی آن مردی است که با اغفال رومینا، حرمت خانواده را شکسته است.
    او به من پناه آورد
    «از ۹ سالگی عاشقم بود و منو می‌خواست. یازده ساله که شد با هم حرف زدیم و وابسته شدیم.» بهمن ۲۸ ساله بود که در کوچه پس کوچه‌های روستای حویق برای اولین‌بار با رومینای ۹ ساله آشنا شد. بهمن ساکن «حویق» نبود اما خانه‌اش کمتر از یک کیلومتر با حویق فاصله داشت و عصرها که از کارگری خلاص می‌شد، می‌توانست قدم‌زنان خود را به حوالی خانه رومینا برساند. از همان روزهایی که رومینا توانست در دستان کوچکش گوشی همراه بگیرد، رابطه رومینا و بهمن دور از ید خانواده در فضای مجازی ادامه پیدا کرد.
    مادر رومینا از همان روزها از رابطه دختر دوازده ساله‌اش با پسری که فقط یکی، دوسال با همسرش اختلاف داشت، آگاه بود اما این رابطه را از پدر رومینا مخفی و در خلوت با دخترش جدل می‌کرد. مخالفت و اصرار رومینا به رابطه‌اش سرانجام به گوش پدر نیز می‌رسد. بهمن بارها می‌گوید که پدر رومینا دست بزن داشت، نه فقط رومینا، بلکه مادرش نیز از سیلی‌های او نوش جان کرده بودند و بارها رومینا به بهمن شکایت برده بود که پدرش موهایش را می‌کشد و او را می‌زند.
    پس از اینکه آوازه رابطه رومینا و بهمن به پدر رسید، یک هفته گوشی تلفن از رومینا گرفته شد، بهمن در این یک هفته مطلقا خبری از رومینا نداشت تا اینکه بالاخره یک روز صبح از گوشی خود پیامی از رومینا دریافت می‌کند: «امروز ظهر بیا سرکوچمون و منو با خودت ببر.» بهمن پاسخ مثبتش را بدون تعلل می‌دهد.
    او پیش از این «آدم» به خانه رومینا فرستاده و از پدر خواستگاری دختر را کرده است، اما پدر به بهمن دختر نداده است، بهمن سنی است و خانواده شیعه رومینا چنین پیوندی را صلاح ندانسته‌اند. همین مساله و اصرار رومینا برای فرار از خانه‌ کابوس‌وار پدری بهمن را مصمم می‌کند تا ظهر اردیبهشت ماه رومینا را همراه با کیف کوچکی از وسایل شخصی‌اش به سوی خانه خواهر بزرگش ببرد.
    بهمن می‌گوید که شش، هفت روزی را که فرار کردند، رومینا در خانه خواهر بزرگش مانده بود و خودش در خانه یکی دیگر از خواهرانش، تاکید اوست که در این مدت آنها جدا از هم بودند و بهمن تلاش کرده است تا لااقل صیغه‌ محرمیت میان آن دو خوانده شود. به‌رغم تلاش‌های بهمن برای صیغه کردن رومینا، در این مدت پدر رومینا بارها او را تهدید به مرگ و انتقام کرده و گفته است که «تو ناموس ما رو بردی؛ ناموس ما رو لکه‌دار کردی.»
    در این میان رومینا و بهمن تصمیم به انجام کاری می‌گیرند که سرنوشت تلخ رومینا را رقم می‌زند. انتشار عکسی دونفره در اینستاگرام گرچه به‌زعم بهمن نشان از این دارد که رومینا با خواست خودش فرار کرده و حالا در کنار او احساس خوشبختی می‌کند، اما انتشار عکس «ناموس» در اینستاگرام برای پدر و عموهای رومینا بسیار دردناک‌تر از فرار آن دو نفر از خانواده می‌شود.
    در آخرین روز اقامت رومینا در خانه خواهر بزرگ، بهمن موفق می‌شود تا با حضور برخی اقوام رومینا و والدین و اقوام خود مراسم صیغه‌ای تدارک ببیند، مهمانان حاضر می‌شوند و رومینا نیز در لباس سپیدی کنار بهمن سر سفره عقد می‌نشیند، روحانی به خانه می‌آید تا صیغه را بخواند و در لحظه‌ای که بهمن در دل یک قدم تا وصلت با رومینا فاصله دارد، پلیس‌ها از میان مهمانان نقاب از چهره برمی‌دارند و بهمن را دستگیر می‌کنند.
    بهمن یک شب را در بازداشتگاه می‌ماند تا فردا روز در دادگاه حاضر شود، با اینکه خطبه صیغه عقد موقت هرگز میان رومینا و بهمن جاری نشد، اما بهمن رومینا را پس از آن روز همسر خود می‌داند رومینا چطور؟ «ما همدیگه رو دوست داشتیم و رومینا به من می‌گفت که پناه آورده به من. می‌گفت تا حالا تو عمرش اینقدر خوشحال نبوده، اون چند روزی رو که خونه خواهرم بود می‌گفت تا حالا چنین خونواده خوشحالی ندیده، وقتی می‌گفت به من پناه آورده یعنی می‌خواسته زن من بشه.»

    بهمن تعریف می‌کند که رومینا در دادگاه با صدای بلند گریه و زاری کرده و بارها از مقام قضایی خواسته است تا او را پیش پدرش باز نگرداند، رومینا بارها در کنار پدرش فریاد کشیده است که اگر پایش به خانه برسد، پدر او را می‌کشد. مراجع قضایی حاضر در آن جلسه هرگز فکر نمی‌کردند که لابه‌های دختر ۱۴ ساله همان روز رنگ واقعیت به خود بگیرد

    دادگاه
    اقامت یک‌شبه بهمن در بازداشتگاه به درازا نکشید، صبح روز بعد، در مسیر بازداشتگاه تا دادگاه، بهمن لحظه‌ای از ناسزاهای پدر و عموهای رومینا در امان نماند. همانجا از زبان پدر رومینا شنید که نه فقط او، بلکه پدر و مادر و خواهرهایش را به قتل می‌رساند. رومینا و بهمن در دادگاه حاضر می‌شوند، رومینا با گریه و بهمن با سکوت. هر دو یک صدا می‌گویند که دزدی در کار نبوده و رومینا با خواست خود فرار کرده است اما تفاوت نظر رومینا و بهمن در برداشت معنا از یک کلمه خلاصه می‌شود، رومینا دلزده و ترسان از خشم پدر به مردی همسن و سال پدر خود «پناه» برده است و بهمن این «پناه آوردن» را به دلدادگی تعبیر کرده است.
    بهمن تعریف می‌کند که رومینا در دادگاه با صدای بلند گریه و زاری کرده و بارها از مقام قضایی خواسته است تا او را پیش پدرش باز نگرداند، رومینا بارها در کنار پدرش فریاد کشیده است که اگر پایش به خانه برسد، پدر او را می‌کشد. مراجع قضایی حاضر در آن جلسه هرگز فکر نمی‌کردند که لابه‌های دختر ۱۴ ساله همان روز رنگ واقعیت به خود بگیرد.
    با اینکه توضیحات رومینا با شفافیت تمام نشان می‌دهد که او از آشوب خانه فراری شده است و از مواجهه دوباره با پدر تندخویش واهمه دارد، اما همان روز دادگاه بهمن را تبرئه کرد و دست لرزان رومینا را در دستان پدر گذاشت تا ساعت سه بعدازظهر همان روز، آن دست‌های زمخت به زندگی دختر پایان دهند.
    دو، سه ساعت پس از قتل رومینا، دوستان بهمن او را مطلع کردند. او به سوی خانه رومینا دوید اما هم‌محله‌ای‌هایش به او هشدار دادند که پدر رومینا قصد خون او را هم دارد و بهمن، یگانه مقصر این قتل ناموسی است، این بهمن است که دامن دختر خانواده را لکه‌دار کرده است، این بهمن است که دختر خانواده را فریب داده است و این بهمن است که مقدمات دخترکشی را فراهم کرده است. در این چند روزی که از قتل رومینا گذشته، بهمن بارها تلاش کرده تا شبانه به مزار رومینا برود اما پدر چند مرد را بر قبر دخترش گمارده است تا مانع حضور بهمن بر مزار او شوند، پدر از پشت میله‌های زندان نیز از بی‌آبرویی جسد و قبر «ناموسش» واهمه دارد.
    شرم از بی‌ناموسی
    «بچه بود دیگه، سیزده سالش بود، تازه رفته بود توی چهارده سالگی، چی می‌فهمید مگه؟» اسفندیار عموی بزرگ رومیناست، حالا که پدر پشت میله‌های زندان روزها را شب می‌کند، اسفندیار راوی آن سوی ماجرایی است که چندان با روایت بهمن همخوانی ندارد، جز در ارسال و انتشار همان عکسی که هنوز هم برای عموی رومینا به مثابه «بی‌آبرو کردن ناموس» است.
    بعد از آن روز شوم، اسفندیار می‌گوید که بارها زنگ و پیام تهدید از بهمن دریافت کرده است، بهمن حالا مدعی است که رومینا زن اوست و باید قبر او را به روستای خود منتقل کند. اسفندیار بارها به جان پسرش قسم می‌خورد که در آن پنج، شش روز فرار، کسی برای خواستگاری نیامد، حتی او برای سامان ‌دادن به اوضاع به پدر بهمن مراجعه کرد، اما پدر بهمن دست رد به سینه او زد و گفت: «ما دختری رو که فرار کرده نمی‌خوایم، ببرید چنین دختری رو بفروشید.»
    یادآوری این صحبت‌ها، یادآوری انتشار عکسی از «ناموس» خانواده با «لباس نامناسب» هنوز هم برای عموی رومینا دردناک است، دردناک‌تر از جای خالی برادرزاده.
    گرچه بهمن بارها می‌گوید که رومینا به میل و خواسته خود به او پناه برده بود، اما عموی رومینا معتقد است که بهمن در خلوت کوچه چاقو زیر گلوی او گذاشته و او را تهدید کرده بود که باید با او فرار کند، کاری که پیش از آن نیز با چند دختر دیگر انجام داده و حالا پرونده‌ای قطور در دادگاه به اسم بهمن خورده است.
    اما اسفندیار ناراحتی اصلی برادرش را در همان عکس‌ها می‌داند، می‌گوید بعد از اینکه بهمن عکس‌های رومینا و خودش را برای او فرستاد و گفت «این زن منه» چند ساعتی گوشی همراهش را خاموش کرده بود، خانه را دورتا دور قدم می‌زد و احساس شرم می‌کرد: «آنقدر ناراحت بود که بدون صیغه بدون عقد ناموسش پیش یه مرد دیگست، عکس و اس‌ام‌اس میومد براش، نمی‌تونست سرشو از خجالت پیش در و همسایه بلند کنه.»
    روز قتل، اسفندیار به ییلاق رفته بود، ساعت پنج که به روستا برمی‌گردد خبر می‌رسد که تمام پاسگاه محل جمع ‌شده‌اند در خانه برادرش. به دو به سوی خانه می‌رود و برادر گریانش را می‌بیند که روی پله‌های حیاط نشسته است و گریه می‌کند و می‌گوید: «ناموسم رفت.»
    حالا مادر رومینا که چهل سال هم ندارد گریان است و بی‌تاب، اسفندیار می‌گوید که مادر رومینا از آن روز نتوانسته از شرم دروهمسایه از خانه بیرون برود و از ننگ این اتفاق دوام نخواهد آورد. کدام اتفاق؟ قتل دخترش به دست پدر یا بی‌ناموسی؟ «بی‌ناموسی، شما جای ما بودید چی کار می‌کردید؟ همش سر نامردی اون مرد شد که ناموس ما رو فریب داد و با خودش برد. من حالا دیگه شرمم می‌شه تو کوچه راه برم. ما هممون داغدار و شرمنده‌ایم. از این شرم و خجالت می‌رم توی جنگل گریه می‌کنم. کمر ما شکسته خانم.»
    دخترکشی
    تلاقی روایت‌های بهمن و اسفندیار در یک نقطه به هم گره می‌خورد، ندیدن رومینا. برای بهمن، رومینا همسر او بود که با خواست خود می‌خواست در سن چهارده سالگی‌ وارد زندگی زناشویی شود؛ برای پدر و اسفندیار اما رومینا مطلقا یک واژه بود: «ناموس». واژه‌ای که با این ننگ، پیش از مرگ نیز از دست رفته بود.
    پرسش‌های مکرر از هر دو سوی ماجرا نشان می‌دهد که هیچ‌ کدام از این و طرف مذکر، هرگز به ریشه‌های ناآرامی و بی‌تابی رومینا در منزل پدری توجه نکردند، بهمن هرگز از خود نمی‌پرسد که یک دختر چهارده ساله چگونه می‌تواند با خواست خود به عقد یک مرد سی ساله در بیاید و اسفندیار هرگز از خود نمی‌پرسد که بر برادرزاده‌اش در خانه چه گذشت که چنین بی‌تابانه در پی خانه مردی دیگر دوید، ناله‌های رومینا حتی به گوش دادگاه نیز نرسید و دادگاه نیز چندان لابه‌های او را جدی نگرفت و بی‌معطلی دست دختر را در دستان پدر گذاشت.
    شاید اگر دادگاه پیش از بازگرداندن رومینا به پدرش، تنها یک جلسه مشاوره برگزار می‌کرد، یا اجازه می‌داد که زمان بار خشم و کینه پدر را فرو بخواباند، شاید رومینا حالا نفس می‌کشید، گرچه به عنوان «یک ناموس خطاکار» اما هنوز از زندگی بهره داشت و شاید آینده روی دیگری جز «ناموس یک مرد بودن» برای او متصور می‌شد.

    منبع: روزنامه شرق

  • عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی مدعی شد؛ قتل رومینا تقصیر فضای مجازی و مخالفان کودک‌همسری است

    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی مدعی شد؛ قتل رومینا تقصیر فضای مجازی و مخالفان کودک‌همسری است

    کبری خزعلی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، قتل رومینا را به گردن فضای مجازی و مخالفان کودک همسری انداخت!

    کبری خزعلی دخترمرحوم آیت الله خزعلی فقید و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی قتل رومینا را به گردن فضای مجازی و مخالفان کودک همسری انداخت!