برچسب: رسا نشر

  • فاز انسانی واکسن کرونا ، اما و اگرها!

    فاز انسانی واکسن کرونا ، اما و اگرها!

    اگر مراحل تحقیقات تا رسیدن به فاز انسانی طول می کشید، لزومی نداشت مدام آن را تکرار کنیم و هر روز یک زمان جدید مشخص کنیم. فقط کافیست کارمان را با سرعت و از راه درست پیگیری کنیم. نه مقایسه شرایط ما با آمریکا به درد مردم می خورد و نه دادن زمان بدون اطمینان حالشان را خوب می کند. دغدغه جامعه اکنون، فقط و فقط پایان پذیرفتن همه گیری کووید-۱۹ است.

    پایگاه خبری رسا نشر – شبنم حاجی اسفندیاری: درست از اواسط مهر ماه بود که وزیر بهداشت خبر از موفقیت واکسن های ایرانی کرونا در مراحل اولیه داد. همچنین با تاکید بر اینکه فاز تست حیوانی این واکسنها نیز با موفقیت سپری شده است، وعده چند هفته ای برای آغاز تست فاز انسانی را مطرح کرد. از آنروز به بعد هر دو هفته یکبار وزیر بهداشت و یا یکی از مدیران و سخنگوهای این وزارتخانه این موضوع را مطرح می کنند. و هریک شروع این تست ها را در دو هفته آینده وعده می دهند!

    اکنون نیز در آخرین گفتگو گفته شده که شروع تست این واکسن ها بر روی انسان در هفته اول یا دوم دی ماه خواهد بود. ضمن اینکه زمان آغاز واکسیناسیون سراسری از اردیبهشت ۱۴۰۰، به خرداد و به گفته ی برخی مدیران تیر ۱۴۰۰ خواهد بود. علیرغم اینکه برای دانشمندان، پزشکان و کلیه فعالان نظام پزشکی احترام خاصی قائلیم و مجاهدت های آنان در مبارزه با کرونا را می ستاییم اما این ناهماهنگی و اعلام زمان های متفاوت و پی در پی برای جو روانی جامعه ای که منتظر نهایی شدن و شروع واکسیناسیون است خوب نیست.
     

    تجربه واکسن آنفولانزا

    در حالیکه در کشورهای دیگر تحقیقات با سرعت بیشتری انجام شد، و بدون روزشمار و و عده زمانی کشف واکسن ها را پس از نهایی شدن اعلام کردند و اکنون در برخی کشورها هم واکسیناسیون سراسری بزودی اجرایی می شود. این زمانبندی های غلط چه معنایی می تواند داشته باشد.؟
    اگر مراحل تحقیقات تا رسیدن به فاز انسانی طول می کشید، لزومی نداشت مدام آن را تکرار کنیم و هر روز یک زمان جدید مشخص کنیم. فقط کافیست کارمان را با سرعت و از راه درست پیگیری کنیم. نه مقایسه شرایط ما با آمریکا به درد مردم می خورد و نه دادن زمان بدون اطمینان حالشان را خوب می کند. دغدغه جامعه اکنون، فقط و فقط پایان پذیرفتن همه گیری کووید-۱۹ است. همین و بس!

    این رویه من را یاد نیمه اول سال و ماجرای واکسن آنفولانزا می اندازد. اگر خاطرتان باشد در تیرماه اعلام شد بهترین زمان برای زدن واکسن آنفولانزا تا پایان شهریور است و در اواسط شهریور واکسن ها برای استفاده مردم در داروخانه ها قرار می گیرد. شهریور رو به پایان بود که گفتند بهترین زمان واکسن زدن نیمه اول مهر است ، پس نگران نباشید، واکسن ها در اول پاییز می رسد. شهریور گذشت، مهر به پایان رسید اما خبری از واکسن نشد. زمانیکه رسانه ها به این موضوع اعتراض کردند گفته شد بهترین زمان زدن واکسن تا قبل از ورود به زمستان است. آبان به نیمه رسیده بود که تازه لب باز کردند و اعتراف ؛ که نتوانستیم واکسن ها را بیاوریم. در حالیکه خودشان مدام در تلویزیون اصرار می کردند امسال حتماً واکسن آنفولانزا را بزنید!

    اولویت فقط واکسن است.

    اکنون همزمان حرف از خرید واکسن کرونا و ساخت آن در داخل است. من باور دارم به عزم دانشمندانمان و اعتقاد دارم به اینکه می توانیم کرونا را نابود کنیم. اما از این تاریخ سازی ها که بیشتر وجهه نمایشی و خبرسازی دارند گلایه مندم. رئیس بانک مرکزی می گوید برای خرید واکسن مشکل داریم. رئیس جمهور می گوید دیشب دستور خرید واکسن داده است. من امیدواریم به اینکه واکسن ایرانی خودمان هم زودتر تولید شود. اما به هر حال کشور ما با این آمار توسط ویروس کرونا نیمه فلج شده است و مشکلات مردم صد چندان. ازهر راهی که می شود باید سریعتر و حتی قبل از پایان سال بخش عظیمی از جامعه واکسیناسیون شوند. علی الخصوص افراد مسن و بیماران زمینه ای و خاص. نمی شود کشورهایی مانند ترکیه و پاکستان در کنار ما واکسیناسیون را تمام کنند و ما همچنان منتظر خرداد و تیر ۱۴۰۰ بمانیم …

  • تاثیر ۹۰ درصدی واکسن کرونا ی AstraZeneca

    تاثیر ۹۰ درصدی واکسن کرونا ی AstraZeneca

     

    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر – شرکت داروسازی انگلیس AstraZeneca روز دوشنبه گفت که واکسن آنها  برای کووید ۱۹ می تواند تا ۹۰ درصد در پیشگیری از بیماری موثر باشد. این سومین پیشرفت امیدوار کننده در مبارزه با بیماری است  که باعث کشته شدن حدود ۱.۴ میلیون نفر در سراسر جهان شده است.

    تاثیر 90 درصدی واکسن کرونا ی AstraZeneca

    تجزیه و تحلیل داده ها از آزمایش فاز ۳ واکسن ساخته شده توسط دانشگاه آکسفورد نشان داد که وقتی نیمی از دوز و به دنبال آن یک دوز کامل استفاده می شود ، ۹۰ درصد در توقف بیماری موثر است. به گفته محققان ، در یک هنگ دوز دیگر ، هنگامی که دو دوز کامل استفاده شد ، واکسن ۶۲ درصد موثر بود ، و در نتیجه کارایی آن به طور متوسط ​​۷۰ درصد بود.
    محققان گفتند که هیچ مورد از کسانیکه که این واکسن را دریافت کرده است واکنش شدید و بستری وجود ندارد. برای تعیین طول مدت محافظت انجام شده توسط واکسن ، تجزیه و تحلیل بیشتر لازم است.

    در اوایل این ماه ، Pfizer و Moderna نتایج اولیه آزمایشات مرحله آخر را گزارش دادند که نشان می داد نامزدهای واکسن آنها تقریباً ۹۵ درصد موثر است.

    سازندگان واکسن AstraZeneca ، که از یک نسخه ضعیف شده از ویروس سرماخوردگی استفاده می کند ، گفتند که می تواند در مراکز درمانی موجود مانند کلینیک های پزشکی و داروخانه های محلی تجویز شود و در دمای یخچال از ۲ تا ۸ درجه سانتیگراد نگهداری شود ( حداقل به مدت شش ماه (۳۶ تا ۴۶ درجه فارنهایت) و باعث سهولت در توزیع آن می شود.
    نخست وزیر انگلیس بوریس جانسون از این خبر استقبال کرد اما هشدار داد که قبل از توزیع گسترده واکسن ، تحقیقات بیشتری لازم است.
    وی در یک توئیت گفت: “اخبار باورنکردنی هیجان انگیز واکسن آکسفورد در آزمایشات بسیار کارآمد است .” “هنوز بررسی های ایمنی بیشتری در پیش است ، اما این نتایج خارق العاده است.”

    به گفته محققان ۱۳۱ مورد کرونا ویروس  در بیش از ۲۴۰۰۰ داوطلب از گروه های مختلف نژادی و جغرافیایی در آزمایشات بالینی در انگلیس ، برزیل و آفریقای جنوبی کشف شده است. آزمایشات بعدی نیز در ایالات متحده ، کنیا ، روسیه ، ژاپن و هند در حال انجام است.

    این شرکت گفت ، از جمله در انگلیس ، اروپا و برزیل ، برای بررسی و تأیید ، داده های مربوط به اثر واکسن به تنظیم کننده های سراسر جهان ارسال می شود. همچنین این سازمان به دنبال مجوز استفاده اضطراری از سازمان بهداشت جهانی برای مسیر تسریع در دسترس بودن واکسن در کشورهای کم درآمد است.
    این شرکت گفت ، AstraZeneca در حال حاضر توافق نامه های بین المللی برای تأمین سه میلیارد دوز واکسن در اختیار دارد.
    منبع : رویترز

     

  • خبر فوری ! جو بایدن برنده انتخابات امریکا شد/ شکست مفتضحانه دونالد ترامپ

    خبر فوری ! جو بایدن برنده انتخابات امریکا شد/ شکست مفتضحانه دونالد ترامپ

    جو بایدن برنده انتخابات امریکا شد. خبرگزاری های رسمی آمریکا گزارشدادند که بایدن پیروز انتخابات شده است.
    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر – دقایقی قبل با مشخص شدن نتیجه شمارش آرا در ایالت های باقیمانده امریکا جو بایدن توانست ۲۹۰ رأی الکتورال را به دست آورد  و دونالد ترامپ رئیس جمهور فعلی آمریکا را شکست دهد.

    آخرین نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
    بایدن: ۲۸۴ رای الکترال
    ترامپ: ۲۱۴ رای الکترال
    این پیروزی شکست مفتضحانه ای برای دونالد ترامپ رئیس جمهور فعلی امریکا بود که سیاست هایش ۴ سال مردم ایران را آزار داد و با تحریم های ناجوانمردانه زندگی ایرانیان را سخت تر کرده بود.
     

  • منطق پوسیده جنسیتی و حذف دختران از روی جلد کتاب

    منطق پوسیده جنسیتی و حذف دختران از روی جلد کتاب

    انتشار تصاویر کتاب درسی ریاضی سوم ابتدایی انتقادات بسیاری  را برانگیخت. حذف تصاویر نقاشی ۲ دختر بچه از روی جلد، قطعاً بصورت سهوی نبوده است . ناظر و کسی که دستور حذف این دو کودک دختر را از روی جلد کتاب داده است نیت و دلیلی منطقی (به ضعم خودش) داشته است.

    حذف تصویر دخترا ن از روی کتاب

    پایگاه خبری رسا نشر – حاشا که تصویر ۲ دختر بچه را هم در تصویر کتاب ریاضی سوم ابتدایی نتوانستند ببینند و دختران را از روی جلد یک کتاب حذف کردند!

    انتشار تصاویر کتاب درسی ریاضی سوم ابتدایی انتقادات بسیاری  را برانگیخت. حذف تصاویر نقاشی ۲ دختر بچه از روی جلد، قطعاً بصورت سهوی نبوده است . ناظر و کسی که دستور حذف این دو کودک دختر را داده است نیت و دلیلی منطقی ( به ضعم خودش) داشته است. و احتمالاً منطق این بزرگوار این است که چرا باید دو دختر بچه ۹ ساله و مکلف که احکام شرعی بر آنها واجب است در کنار پسران غریبه قرار بگیرد. حتی اگر محوریت تجمع ریاضی باشد! پس دخترها را حذف کنید تا حرامی پیش نیاید!
    باور کنید اینگونه است. چون خانم نسیم بهاری تصویرگر کتاب گفته علاوه بر حذف این دو دختر، یک دختر در بالای درخت بوده که گفته شده مگر دختر بالای درخت می رود.؟ و دختر دیگری نیز حالات دستانش بصورت باز بوده، گفته اند که میخواهد یکی از پسران را بقل کند!!!
    خودتان ببینید و دریابید حضور ذهن های بیماری که در مهمترین محیط که کودکان ما در آنجا می خواهند آموزش ببینند، با آنها چه خواهد کرد. تحلیل های غلط و تفکرات ابوجهلی این عده راه غلطی را پیش می رود که نتیجه اش ظلم بیشتر به زنان و نا آگاهی نسبت به مسائل حقیقی می گردد. در مدارسی که بجای آموزش انسانیت، خودمراقبتی و شناخت روح و جسم با حذف عکس دختران بخواهد به اصطلاح نکات جنسیتی را مخفی کند، همان بهتر که همیشه کرونا باشد و رفتنش اجباری نباشد ….

    شبنم حاجی اسفندیاری
  • داستان آخرین آرزوی لیلی – قسمت اول

    داستان آخرین آرزوی لیلی – قسمت اول

    قسمت اول
    نوشته شبنم حاجی اسفندیاری
    گوینده آیدا قره گوزلو

    متن داستان:
    یک، دو، سه …
    زودباش شمع ها رو فوت کن.
    صبر کن ، صبر کن . اول باید آرزو کنی . ی آرزو کن که منم توش باشم . زد زیر خنده …
    چشمام رو بستم. به مسیر سخت و طاقت فرسایی که از گذشته تا به امروز گذر کردم نگاه کردم. من چه چیزایی دارم؟ چه جیزهایی میخوام؟ اصلاً من کجای نقشه ی راهم هستم؟ من کی ام؟
    درست یک سال پیش اولین روز کاری من در این آژانس تبلیغاتی شروع شد. روزی که با سالگرد تولدم همزمان شده بود. هرگز فکر نمی کردم اولین سالگرد فعالیت موفقیت آمیز در یک شرکت بزرگ تبلیغاتی رو با روز تولدم در یک لحظه و یک مکان جشن بگیرم. من از اون کارآموز ساده به یک ایده پرداز تبلیغاتی بزرگ تبدیل شدم . و این خودش یعنی ته رسیدن به خواسته هام و آرزوهام. پس دیگه چی می تونم از خدا بخوام.
    تو این گیر و دار یک لحظه چشمام و باز کردم. دیدم همکارام منتظرن تا من شمع رو فوت کنم. شمع ها داشت آب می شد. از نگاه ساناز معلوم بود که دیگه داره عصبانی میشه و ی کاری دستم می ده. برای همین سریع چشمام و بستم و گفتم خدایا من چیزی نمیخوام. امسال کمک کن تا بتونم آرزوی یک نفر و براورده کنم. این یک نفر رو خودت در مسیرم قرار بده و خودت بگو که باید چیکار کنم. این از آرزوی من و چشمام و باز کردم . شمع ها رو فوت کردم و تا به خودم اومدم دیدم ساناز بلاگرفته سرم رو به سمت کیک هل داد و من هم مثل مابقی همکاران دیگه در روز تولد صورتم کیکی شد.
    اون روز خیلی خوش گذشت و همه چیز به بهترین شکل برگزار شد. حتی مهندس کاظمی مدیر شرکت در میون صحبت هاش کلی از من و رشد چشمگیری که تو این یکساله داشتم تعریف کرد. من هم ذوق کرده بودم و چشام برق می زد. بیشتر زمان به گرفتن عکس و استوری گذشت. و من غافل از اینکه چه آرزویی کردم خاطرات لحظه به لحظه بیست و یکمین سالروز تولدم رو ثبت می کردم. تازه شب هم جشن تولد داریم و اون اصل کاریه . در کنار خانواده و عزیزترین هام و البته ساناز خانم شیطون که دیگه می تونم بگم نیمی از وجودم شده. نزدیک تر از خواهر …
    عقربه های ساعت کم کم به سمت ساعت نه شب می رفت. مهمان ها کم و بیش آمده بودند. عزیز جون و آقا بزرگ، عمه پری خوشگلم. دایی بهنام و ایل و تبار شلوغش و خاله یاسمن عشق با اون نی نی کوچولوی تو دل برو و خوشگلش. تقریباً همه آمده بودند. از همه مهمتر گل پسر آقا بزرگ سامان خان سلمانی، مهندس و کارخانه دار بزرگ که پدر جان عشق و نفس بنده باشند به همراه بانوی گرانقدرشون شیما مامان خوشگل و مهربونم و صد البته دردونه های نازنینشون پدرام و پریا گل سر سبد حضار در مجلس تولد من! من کی ام؟ من پرنیان سلمانی دختر بزرگ سامان خان، امشب در آغاز دهه سوم زندگی در خدمت شما و آماده برای فوت کردن دوباره شمع تولد و شروع بزم و پایکوبی. همه چیز مهیای یک مهمونی خانوادگی خاطره انگیز بود. همه دور میز نشستیم و پدر بزرگ مثل همیشه مجلس رو دست گرفت و از همه چیز صحبت کرد. داستان های قدیمی. اعتبار خانواده و از اتحاد در خانواداه. همدلی و حمایت از همدیگه . چیزهایی که بیشتر از صدبار شنیده بودیم و خط به خطش رو حفظ بودیم . اما کلام پر قدرت آقا بزرگ با اون لحن شیوا این صحبت ها رو برامون جذاب می کرد. و دلمون میخواست ساعت ها حرف بزنه. در همین حین بساط شام هم روی میز چیده شد و بخش اول مهمونی تولد پرنیان خانم به خوبی و خوشی به اتمام رسید. ساناز عوضی هم کنار دست من نشسته بود و مدام فامیل بنده خدای من رو سوژه می کرد و از لباس و آرایش همه ایراد می گرفت. البته بجز شیما جون و پریا. چون می دونست خانواده من جزء خط قرمهای هستند.
    میز شام جمع شد و هرکسی یگ گوشه سالن پذیرایی مشغول کاری شد. بچه ها مشغول بازی بودند و من بهمراه دخترای فامیل در حال غیبت کردن و دست انداختن همدیگه. از همه چیز حرف زدیم. از بینی فلان بازیگر تا شوهر خانم نوری مشتری شرکت. عمده بحث ما دخترخانوما تو اینجور جلسات به این ختم میشه که فقط ما خوبیم و بقیه همه داغون!
    یک ساعت مونده بود به پایان شب که شیما جون همه رو صدا کرد که بریم پای کیک تولد و دیگه راست راستکی من به دنیا بیام. یک چیز جشن تولد تو خانواده ما خیلی خوبه . و اون هم اینه که دور میزجمع می شیم و هرکسی درباره کسی که تولدشه حرف می زنه. و براش آرزوهای قشنگ می کنه. از سامان جان شروع شد تا رسید به کوچکترها و پدرام توپولی که برای من کلی آرزوهای قشنگ کرد . اشک تو چشام جمع شده بود. دلم میخواست زار بزنم از شوق. که چقدر دورم شلوغه و تنها نیستم. حرفهای پدرام که تموم شد عمه پری گفت ی لحظه توجه کنید . کنترل سینما خانواده رو برد بالا و روشنش کرد. عمو سعید و خانوادش بودن که از طریق اسکایپ تماس گرفته بودند. آخی. عموی عزیزم. عمو سعید ساکن کاناداست و خیلی کم پیش میاد که تو مراسمات ما حاضر باشه. اما انقدر با معرفته که هرطور شده حضورش رو اعلام می کنه. یک ماه جلوتر هم کادوی تولد من رو فرستاده بود برای عمه پری تا درست شب تولدم به من بده. این عمو عشق منه. خانواده عمو سعید هم دونه  دونه حرفهاشون رو زدند. تا اینکه نوبت رسید به حسام، پسر بزرگه ی عمو. حیونی یکم خجالتیه. ما با هم همسن هستیم. و تا قبل از رفتنشون با هم بزرگ شدیم. حتی تا دوم راهنمایی با هم میرفتیم مدرسه و می اومدیم. برای همین خیلی ها تو فامیل من جمله آقا بزرگ خیلی دوست داره که بین ما اتفاقاتی رخ بده و من عروس عموم بشم. این رو از نگاهشون می تونستم بفهمم. و ضربه محکمی که ساناز با آرنج به پهلوم زد و گفت آقاتونه ها! هم مطمئنم کرد که این شایعه داره کم کم جدی میشه. البته هر بار سر صحبت باز شده مامان شیما با قاطعیت مخالفت کرده و همیشه میگه من نفسم و که نمیام بدم به اون زنیکه خیکی(منظورش زن عمو نازیه). نفسم نباشه من میمیرم. دختر من فقط مال خودمه. بابا سامان هم به شوخی میگه آره نگهش دار ترشی بنداز. نیست خیلی جا داریم تاقار بزرگم بگیر که اون یکی هم جا بشه توش…. بگذریم. من زن پسر عمو بشو نیستم. اصلا هم نمیخوام بگم ما مثل خواهر برادریم و با هم بزرگ شدیم. نه!. معیارهای من برای ازدواج چیزهایی هستند که خیلی با طرز فکر خانواده بزرگ من فرق داره.
    انقدر دورم شلوغ بود و خوش می گذشت دیگه فرصتی برای آرزو کردن دوباره پیش نیومد. شمع ها رو فوت کردم.کیک و بردیم و در کوتاه ترین زمان اثری ازش باقی نموند.و مستقیم رفتیم سراغ مهمترین بخش همیشگی مهمونی هامون. دی جی بساطش رو راه انداخت و تایم دنس فرا رسید. رسم ما اینه که فقط تو زمان خوشی خوشی کنیم و بزنیم و برقصیم. پیر و جوون هم نداره. تا جایی که آقا بزرگ بگه بسه به فکر همسایه ها باشین می زنیم و می کوبیم. از کردی گرفته تا شمالی، از تکنو تا لامبادا. خانواده قرطی ها که می گن ماییم…
    مهمونی تموم شد. کم کم فامیل محترم که خیلی به زحمت هم افتاده بودند مجلس رو ترک کردند و رفتند. و من موندم و یک خونه به هم ریخته و کلی ظرف نشسته. دروغ گفتم. دردونه های شیما مامان دست به سیاه و سفید نمی زنن. و همه زحمات ما روی دوش خاله مرضیه و دخترش عاطفه است. خیلی زحمت کش و مهربونن. تو همین خونه با ما زندگی می کنن. شوهر مرضیه خانم ده سال پیش تو کارخونه بابا حادثه براش پیش اومد و فوت کرد. از اون روز به بعد تو خونه ما زندگی می کنند و جزئی از اعضای خانواده هستند.اتاقشون کنار اتاق منه. کنار ما در یک میز غذا میخورند. عاطفه با پریا در یک مدرسه درس می خونن. درست مثل پریا پول تو جیبی می گیره و فرقی بینمون نیست. خاله مرضیه سنگ صبورِ مامان شیماست و آبجی عاطفه گوش شنوای حرفای من.
    دو ساعت از نیمه شب گذشته. خسته و داغون به سمت اتاقم رفتم تا بخوابم. خدا خیرت بده مهندس کاظمی با این قانون های قشنگ شرکتت. مرخصی روز تولد بزرگترین هدیه ای بود که گرفتم. چون با این همه خستگی و بالا پایین کردنای من ، صبح جنازم و باید می بردن پشت میز میگذاشتن. خیالم راحته که فردا تا ظهر بدون هیچ دغدغه و برنامه ای می خوابم. خدایا شکرت بابت این روزهای خوب و قشنگ. بابت دوستای مهربون و از همه مهمتر این خانواده بزرگ و دوست داشتنی. خدایا شکرت …
    پایان قسمت اول
    ادامه دارد ….

  • عدم تحقق وعده های تامین اجتماعی، حقوق ناچیز بیمه بیکاری کرونا چه شد؟؟

    عدم تحقق وعده های تامین اجتماعی، حقوق ناچیز بیمه بیکاری کرونا چه شد؟؟

    آقای وزیر! بیکار شدگان کرونا شرایط بدی دارند. بجای وعده و شعار لطفا به مشکلات این قشر که هنوز هم بیکارند توجه کنید.
    پایگاه خبری رسا نشر- پس از گذشت سه ماه از بیکاری عده ای از کارگران به واسطه همه گیری ویروس کرونا، عملکرد تامین اجتماعی به قدری ضعیف بوده است که می توان گفت برخی از بیکاران اسفند و همه بیکاران مشمول قانون بیمه بیکاری در فرودین هنوز یک ریال از تامین اجتماعی نگرفته اند. و وعده های این سازمان محقق نشده است.

    پیامهای بسیاری دریافت کردیم مبنی بر عدم تحقق وعده پرداخت حقوق فروردین بیمه بیکاری کرونا که همه از اعلام چندباره زمان و عدم واریز حقوقشان گلایه داشتند. هر چند روز خبرهایی از سازمان تامین اجتماعی به بیرون داده می شود. مسئولین وعده هایی می دهند. اما از عمل خبری نیست. حقوق برخی از بیکاران اسفند را اواسط خرداد پرداخت کردند. و برخی هم به دلیل اشتباه در ارسال شماره شبا از دریافت حقوق جا ماندند. اکنون و پس از کلی معطلی بهانه جدید تامین اجتماعی همین شماره حساب های اشتباه است که اجازه نمی دهد واریز جدیدی صورت پذیرد. بله! این یک اشتباه از طرف متقاضی است. اما اشتباه بزرگتر متوجه سازمان تامین اجتماعی است که یک پلتفرم مناسب برای این کار راه اندازی نکرده است. و گناه کسانیکه شماره حساب درست را وارد کرده اند چیست که باید بپای دیگری بسوزند؟
    طی ۲ ماه گذشته برای مشمولان بیمه بیکاری پیامکی مبنی بر درج شماره حساب و شبا ارسال شده است. نام ۶ بانک در صفحه درج شماره حساب وجود دارد. جالب اینجاست که در سایت درستی و انطباق شماره شبا با کد ملی مقرری بگیر را بر عهده خود فرد گذاشته اند. و فرم درج شماره حساب یک فرم ساده است و فقط اطلاعات را ذخیره می کند. در حالیکه می توانستند با دسترسی به بانک اطلاعاتی دولتی شماره شبا و کد ملی افراد با بصورت خودکار بررسی و تائید کنند. بعد از ۲ ماه عدم واریز به دلیل اشتباه در ارسال شماره حساب، اصلاً بهانه ی خوبی برای تامین اجتماعی نیست. ضمن اینکه مبلغ این مقرری بقدری ناچیز است که جز شرم برای کارگر بیکار شده مقابل خانواده اش چیز دیگری بهمراه ندارد. بیمه ای که نمی تواند در مواقع اینچنینی نیاز بیمه شدگانش را برطرف کند ، نامگذاری آن بنام تامین اجتماعی کاملاً غلط است. و بهتر است برای این سازمان نام دیگری برگزینند. مثلاً ببینیم چی میشه و یا تا چی از دستمون بر بیاد… آقای وزیر! بیکار شدگان کرونا شرایط بدی دارند. بجای وعده و شعار لطفا به مشکلات این قشر که هنوز هم بیکارند توجه کنید.
    مهدی سوری
     

  • هشتگ باز | اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا

    پایگاه خبری رسا نشر – مهدی سوری: از ویژگی های بارز این دوره از انتخابات مجلس این است که اصولگرایان آنقدر کاندیدا دارند که نمی دانند چگونه لیست بدهند . مثلاً برای یک شهر کوچک ۵ نفر نامزد دارند. در حالیکه شهم ان شهر فقط یک نماینده است. از آنطرف هم اصلاح طلبان با این رد صلاحیت های گسترده آنقدر کاندیدا کم دارند که حتی نمی توانند یک لیست کامل در تهران ارائه دهند. تو خیلی از شهر ها هم که اصلاً کاندیدای تائید صلاحیت شده ندارند ! یعنی طوری صلاحیت ها بررسی شده که در  بعضی از شهرها کاندیدای آن شهر لازم نیست هزینه ای برای تبلیغات بدهد و با کمترین مشارکت هم رأی اول را بدست آورده و مستقیم روانه مجلس می شود!
    مساله مهم تر این است که با توجه به اتفاقات و اعتراضات طی چند ماه گذشته و تلاش دشمن برای کم رنگ کردن حضور مردم پای صندوق های رأی این تصور را  به وجود اوده که سطح مشارکت در این انتخابات پایین خواهد بود. با این فرضیه مخالفم. قطعاً مردم همچون گذشته در انتخابات شرکت خواهند کرد.اما شیوه انتخاب در این دوره مسلماً از دوره های قبل متفاوت خواهد بود. برای این مردم اصلاح طلب و اصولگرا هر دو یکیست. و این دو حزب کارکرد خود را به دلایل مختلفی از جمله عملکرد بسیار ضعیف و ناتوانی در رسیدگی به مشکلات جامعه و از همه بدتر ایجاد درگیری های حزبی و سیاسی کاری از دست داده و به شکل بدی از چشم مردم افتاده اند. لذا فرقی نمی کند که اصلاح طلبان کمبود نامزد دارند. و یا سبد اصولگرایان از زیادی نامزد سر ریز شده است. قطعاً مردم برای این احزاب کاری نخواهند کرد. چراکه انان هم با وجود اینکه ۴۰ سال در اداره کشور نقش داشتند هیچ کاری برای مردم نکرده اند. از همین روست که شعار ” اصلاح طلب، اصولگرا . دیگه تمومه ماجرا” یکی از پر رنگ ترین شعارهای اعتراضات مردی طی یکی دو سال گذشته بوده است !!

  • فود تیستری یا آژانس تبلیغاتی؟؟

    فود تیستری یا آژانس تبلیغاتی؟؟

    اگر از آن دسته افرادی هستید که به کیفیت و سلامتی اهمیت می دهید، بهتر است روی پیشنهادات تیسترهای غذا زیاد حساب باز نکنید. ۵ میلیون تومان برای ویدیوی یک دقیقه ای پول کمی نیست که فود تیسترها بخواهند بخاطر صداقت  و راستگویی از آن بگذرند !!
    پایگاه خبری رسا نشر ، مهدی سوری: نامش تیستری است. شغلی تازه باب شده که به واسطه فعالیت بیشتر مردم در فضای مجازی شکل گرفته است. درباره فرد تست کننده غذا  و وظیفه اش اینکونه نوشته شده است که درگذشته برای پادشاهان و خانواده وی در دربار سلطنتی و افراد مهم که امکان قتل و ترور از طریق مسموم کردن غذا و نوشیدنی وجود داشت ، افرادی بودند که قبل از آنها غذا و نوشیدنی را تست می کردند. اگر فرد تیستر جان سالم به در می برد ، به معنی این بود که غذا سالم است و می توان آن را میل کرد. و اگر هم که غذا مسموم شده بود جان ناقابل تیستر فدای سلامتی پادشاه و شاهزادگان می شد .

    با افزایش محبوبیت اینستاگرام در جوامعی همچون ایران، این شبکه از یک فضای اجتماعی و مجازی انتشار  رویدادهای روزانه تبدیل به یک فضای تجاری و کسب و کار شد. شرکت ها و ارائه دهندگان محصول و خدمات، صفحات خود را ایجاد و به معرفی و فروش در این فضا پرداختند. اما در میان این صفحات متعدد ، مشاغلی به وجود آمد که تا قبل از آن وجود خارجی نداشت. واینر ها ، خدمات لایک و فالور ، جهانگردی و معرفی تور مسافرتی  و تیستر غذا از جمله این مشاغل می باشد. تیستر غذا در این فضا کسی است که به رستوران ها، کافه ها و سفره خانه های معروف در شهرهای مختلف سر می زند و با سفارش دادن غذاهای آنان  کیفیت، قیمت و نحوه سرویس دهی را بررسی و به مخاطبان ارائه می دهد. و این به منزله این است که من با حضور در این رستوران و بررسی پارامترهای مد نظر به این نتیجه رسیدم که این رستوران برای هزینه کردن و گذراندن اوقات خوش در کنار دوستان و خانواده مناسب می باشد و به شما هم پیشنهاد می کنم!
    از آنجاییکه در ایران هرکس یک ایده نو و خلاق ارائه دهد، بلافاصله عده ای پیدا می شوند و از آن ایده کپی برداری و به نفع خودشان بهره برداری می کنند. به همین جهت است که طی دو سال گذشته بیش از ۲۰۰ نفر به شغل تیستری غذا روی آورده اند . حال اگر قرار بود وظیفه اصلی تیستری یعنی بررسی غذا از نظر مسمومیت و آلودگی به زهر انجام شود ، هیچ یک از این افراد تیستر نمی شدند. اما این همه علاقمند به تیستری و چشیدن طعم غذاها از کجا می آید؟ و اصلاً چه کسی می تواند تیستر غذا شود؟ پیش زمینه و استعداد فعالیت در این عرصه چه جیزهایی است؟
    پاسخ به این سوال بسیار آسان است. از آنجایی که این شغل و مدیریت این صفحه ها فقط با انگیزه کسب درامد، جلب نظر و محبوبیت افراد است، خیلی راحت و بدون هیچ تجریه و علم شناخت مواد و طعم ها که یک سرآشپز واقعی سالها برای آن زحمت می کشد، شما هم می توانید تیستر غذا شوید. صفحه خودتان را راه اندازی کنید. به رستوران ها، کافه ها و … مراجعه کنید و درباره سرویس دهی آنها نظر خود را بگویید و فقط کافی است اعتماد به نفس بالا  و قدرت روابط عمومی خوبی داشته باشید. همینطور باید پررو باشبد تا بتوانید جلوی دوربین درباره کیفیت غذا دروغ بگویید. چراکه وقتی صاحب یک رستوران شما را دعوت می کندو و بابت تبلیغات به شما پول می دهد. ضمن اینکه انواع و اقسام غذا و نوشیدنی را برای شما بصورت رایگان سرو می کند، توقع دارد که تا می توانید از آن رستوران ، خدمات ، قیمت و کیفیت اغذیه ها تعریف کنید. اگر صفحه یکی از این تیسترها را بررسی کنید تمامی پست های درج شده در حال تعریف و تمجید از غذاها و کیفیت خدمات و مواد اولیه است. اصلاً امکان ندارد که شما در بین ۲۰ پست منتشر شده مطلبی را بیابید که ضعف و مشکلات یک اغذیه فروشی بیان شده باشد. و از شما خواسته باشند که هرگز سمت آن مرکز نروید! و این یعنی دروغگویی. یعنی این دوستان علاقمند به غذا پول گرفته اند که شما را با هر ترفندی به آن رستوران بکشانند. حالا اگر کیفیت غذا صفر هم باشد برای آنان اصلاً مهم نیست.
    پیشتر درباره یک تیستر خانم با نام الیکا فود در رسانشر مطلبی منتشر شده بود. شاید به جرإت می توان گفت که این خانم تنها فردی بود که از سر علاقمندی به گشت و گذار و بررسی غذاها در صفحه خود فعالیت می کرد.هر کجا که مراجعه می کرد نقاط مثبت و منفی را بدون اکراه اعلام می کرد. چراکه مراجعه به آن محل بدون دعوت بوده و هزینه سفارشات را خودش متقبل می شد تا بتواند اگر عیبی می بیند به راحتی آن را با مخاطبانش به اشتراک بگذارد. متاسفانه صفحه الیکا فود بنا بر دلایلی، دیگر فعالیتی در اینستاگرام ندارد. در عوض تا دلتان بخواهد فود تیسترهای چرب زبان در این فضا مشغول کارند و برای هر دروغی که به شما بگویند ۱ تا ۵ میلیون از صاحبان کسب و کارها دستمزد می گیرند.
    متاسفانه هرگاه سخن از فضای مجازی به میان می آید مباحث امینتی یا فرهنگی بولد می شود. اما کسی به دنبال نظارت و برخورد با کلاهبرداری های بسیاری که در این فضا صورت می گیرد نیست. برای فعالیت تبلیغاتی بر اساس قانون شما باید مجوز کانون تبلیغاتی داشته باشید. تا بتوانید در فضای فیزیکی و مجازی فعالیت تبلیغی انجام دهید. حال این افراد بدون اینکه نامشان در جایی ثبت شده باشد و بدون اخذ مجوز براحتی در این فضا درآمد میلیونی دارند و در قبال مشکلات احتمالی تبلیغاتی که میکنند به کسی پاسخگو نیستند. البته که همه صفحات منتسب به تیستری غذا انگونه نیستند . اما اکثر این صفحات تنها با هدف کسب درامد میلیونی ایجاد می شود و متاسفانه دنبال کننده ها ، لایک ها و ویو این صفحات اغلب فیک و دستکاری می شود. بنابراین اگر از آن دسته افرادی هستید که به کیفیت و سلامتی اهمیت می دهید، بهتر است روی پیشنهادات تیسترهای غذا زیاد حساب باز نکنید. ۵ میلیون تومان برای ویدیوی یک دقیقه ای پول کمی نیست که فود تیسترها بخواهند بخاطر صداقت  و راستگویی از آن بگذرند !!

  • پایان ِ باز، روایتگر داستان های زندگی شما

    ما در رسا نشر تصمیم گرفتیم داستان های زندگی شما رو روایت کنیم. هر رویدادی که در زندگی شما رخ داده و احساس می کنید باید تبدیل به یک داستان بشه برای ما ارسال کنید تا در «پایانِ باز» منتشر بشه و دیگران از سرنوشت شما آگاه بشن. «پایانِ باز» مجموعه ای از داستان هاییست که شما اون رو روایت می کنید.
    پایگاه خبری تحلیلی رسا نشر – هر کدام از ماها داستان هایی داریم که فقط مختص به خودمان است.  لحظات شیرین و خاطرات تلخ، روزهای تنهایی و لحظات غمگین جدایی، جدال با مشکلات و …. این داستان زندگی ماست.حتما شما هم داستان هایی دارین که بازگو کردنش می تونه به شما آرامش بده. اتفاقاتی که جز شما و خدا کسی از اونها خبر نداره. و پیش خودتون می گین چه خوب می شد اگر می تونستم داستان زندگیم رو برای دیگران روایت کنم. تا شاید کسی از این داستان ها عبرت بگیره. تا شاید کسی با من احساس همدردی کنه و ….
    حالا ما در رسا نشر تصمیم گرفتیم داستان های زندگی شما رو روایت کنیم. هر رویدادی که در زندگی شما رخ داده و احساس می کنید باید تبدیل به یک داستان بشه برای ما ارسال کنید تا در «پایانِ باز» منتشر بشه و دیگران از سرنوشت شما آگاه بشن. «پایانِ باز» مجموعه ای از داستان هاییست که شما اون رو روایت می کنید. ما در این بخش هر بار به سراغ یکی از شماها می ریم و آنچه که دوست دارین از گذشته ی شما بازخونی بشه رو با دیگران به اشترام می گذاریم.
    «پایانِ باز» بزودی قصه هاش رو شروع می کنه و تمام داستان ها در بخشی با همین عنوان آرشیو میشه. ضمن اینکه بهترین داستان ها که بر اساس رأی خوانندگان ما انتخاب می شن ، تبدیل به کتاب صوتی خواهد شد و در آینده ای نزدیک بعنوان یک مجموعه داستان به چاپ خواهد رسید.
    فکرش و کن، داستان زندگی شما تو یک کتاب چاپ شده باشه و شما شخصیت اصلی داستان باشید .
     
    جهت ارسال روایت هاتون می بایست در یک فایل صوتی حداکثر ۱۰ دقیقه ای تمام رویداد رو ضبط کنید. و به نشانی [email protected] ارسال کنید.
    به جهت حفظ حریم خصوصی افراد اسامی شخصیت ها ، مکان ها و موارد حساسیت  زا تغییر داده می شه. و رسا نشر در ویرایش و حذف بخشی از داستان اختیار تام دارد.
     

  • هجمه ناروا علیه هنرمندان و سلبریتی های حامی روحانی در انتخابات

    با افزایش مشکلات اقتصادی و عملکرد ضعیف دولت تدبیر و امید در دو سال گذشته و همزمان با بازگشت تحریم ها، انگشت مخالفان دولت و عده ای به سمت هنرمندان و سلبریتی هایی رفت که در اردیبهشت ۹۶ از حسن روحانی حمایت کردند. و تقصیر تمامی اتفاقات و رویدادهای بد این دو سال را به گردن چند نفر که در حمایت از روحانی سنگ تمام گذاشته اند انداختند. گویی که حسن روحانی قبل از این وجود خارجی نداشت و هنرمندان و سلبریتی ها وی را به مردم معرفی کردند و اصرار کردند که به او رأی بدهید! و شاید هم خیال می کنند بعد از انتخابات هنوز هم با روحانی در ارتباطند، سر یک میز شام و نهار می خورند و احتمالاً در جلسه های هیئت دولت هم شرکت می کنند. خیر. اینگونه نیست. این رسم انتخابات در ایران است. شما عزیزید تا فردای انتخابات. شما مهم هستید، ولی نعمت هستید و مسئولین خادم و خدمتگذار شما، منتها فقط تا زمان اعلام اسامی برندگان انتخابات. هنرمندان، ورزشکاران و همه ی کسانی هم که در آن روزها در کنار روحانی بودند هم مثل من و شما …
    در هر انتخاباتی یک سری مخالف و موافق وجود دارد. هرکسی برای خودش مواضعی دارد. یا اینطرفی است و یا در آنطرف در اردوی مخالف . انتخابات هم که تمام می شود همه می روند سراغ کار و زندگی شان. نفر منتخب اگر رئیس جمهور باشد رئیس جمهور همه است. تاکنون کدام رئیس جمهور به خاطر رأیی که به وی داده اید به شخص شما امتیاز و یا مبلغی بیشتر پرداخت کرده است؟؟ مسلماً هیچکس. انتخابات و انتخاب کردن یک رویه است برای تداوم نظام اداره هر کشور. اینکه نفر منتخب حتما بر حق باشد و همه چیز به خوبی پیش برود قطعاً غلط است. کسی در انتخابات برنده می شود که بیشترین رأی را بیاورد. حالا ممکن است فرد پیروز انتخابات بدترین انتخاب ممکن باشد. به هر حال یک سری برتری ها و برنامه هایی داشته که توانسته نظر اکثریت را به خود جلب کند. پس تا اینجا همه چیز درست است. اما در طول دوران مسئولیت آن فرد اگر بنا به هر دلیلی ، خواسته یا ناخواسته همه چیز برعکس شود، گناه به گردن انتخاب کنندگان نیست. بیش از ۲۰ میلیون نفر به روحانی رأی داده اند. در این شرایط موجود همه از دولت ناراضی اند و به آن انتقاد دارند. مگر این ۲۰ میلیون نفر در دولت نقشی داشته اند که مورد اتهام واقع شوند؟ شما هم به روحانی رأی دادید. من هم رأی دادم. خوب که چه؟ باران کوثری و نوید محمد زاده هم به روحانی رأی داده اند. تبلیغش را کرده اند. اشکان خطیبی هم همینطور، خیلی های دیگر از هنرمند، ورزشکار، مهندس و دکتر و … به دولت تدبیر و امید اعتماد کردند و رأی داده اند. نمی شود که اشتباهش را دولت بکند ، تقاصش را دیگران پس بدهند که چون شما حمایت کردید، پس مقصر هستید. اگر انتخاب این دولت و اعتماد دوباره به حسن روحانی اشتباه بوده است، همه ما اشتباه کرده ایم. این را می توانیم بگوییم.ضمن اینکه خیلی از هنرمندان و شخصیت های حامی روحانی در فضای مجازی بابت این حمایت عذر خواهی هم کرده اند. و قدر مسلم همانند من و شما از این اتفاقات ناراحت و نگرانند.
    هجمه ها و اینگونه مقصر جلوه دادن حامیان روحانی، طی دو سال گذشته و حتی پس از وقایع ناگوار اخیر، بیش از آنکه یک مطالبه و گلایه مردمی باشد، پروژه ی سیاسی از طرف مخالفین دولت برای تخریب هنرمندان و دولتی هاست. مگر زمانیکه آنها تا گردن در کاسه احمدی نژاد فرو رفته بودند و همه جانبه از او حمایت می کردند، بابت خرابی ها و مشکلاتی که وی به وجود آورد از مردم عذر خواهی کرده اند که حالا هنرمندان را متهم می کنند؟ مگر حضور چند بازیگر و خواننده در کنار یک نامزد انتخاباتی چقدر تاثیر دارد که حالا همه کاسه کوزه ها را بر سر آنان بشکنیم؟ وانگهی همه این عزیزان هم فکر می کردند که روحانی انتخاب بهتری است. گمان می کردند با این انتخاب اوضاع مردم بهتر می شود. چه بسا که در دوره اول دولت تدبیر و امید اتفاقات خوب بسیاری برای کشور و مردم رقم خورد. هیچ کدام از این افراد دلشان نمیخواست و نمیخواهد شرایط ایران را اینگونه ببینند. همه ما گمان می کردیم که قرار است اتفاقات خوبی رخ دهد. پیش بینی همه غلط از آب درآمد. اگر جامعه توان پیش بینی و دیدن آینده را داشت، قطعاً خیلی از انتخاب ها در سال های قبل تر نیز نباید صورت می گرفت. و شاید حالا اوضاع به گونه ای دیگر بود….
    همه می دانیم که اوضاع کشور این روزها خوب نیست. آنکه می گفت تحریم ها بر کشور هیچ اثری ندارد، دروغ می گفت. تحریم و دشمنی اقتصاد و به تبع آن خیلی چیزها را درگیر خودش کرده است. اتهام زنی و مقصر جلوه دادن دیگران جز ایجاد تفرقه و چند دستگی کار دیگری نمی کند . و تازه دردی هم از مردم ایران که در سخت ترین شرایط زندگی می کنند دوا نمی کند. هیچ هنرمند حامی روحانی این روزها بنزین ۱۰۰۰ تومانی نمی زند. شاید من با معافیت مالیاتی برای هنرمندانی که وضعشان خیلی خوب است مخالف باشم. اما گناه مشکلات فعلی را بر گردن هیچ هنرمند، سلبریتی و فعال رسانه ای نمی دانم. دولت باید خودش پاسخگوی مردم باشد. و در این یک و نیم سال باقیمانده وظیفه دارد تا تعهداتش را در برابر مردم عملی کند.  رئیس جمهور  و تمام کسانیکه در دولت دوازدهم مسئولیت پذیرفته اند باید بدانند که مسئولیت همه اتفاقات و رخدادها از مسئله اقتصادی و معیشتی گرفته تا امنیت روانی جامعه بخصوص پس از اجرای پر از حاشیه سهمیه بندی بنزین بر عهده آنان است و باید پاسخگوی همه باشند.