برچسب: رسانه ملی

  • فریدون صدیقی: رسانه‌ ملی تک‌صدا نیست، بی‌صداست / متأسفم که صداوسیمای ما سال‌هاست مخاطب‌محور نیست

    فریدون صدیقی: رسانه‌ ملی تک‌صدا نیست، بی‌صداست / متأسفم که صداوسیمای ما سال‌هاست مخاطب‌محور نیست

    در حالی که افکار عمومی در بحبوحه جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران چشم‌انتظار روایت‌های شفاف و ملی از سوی رسانه‌ها بودند، فریدون صدیقی، روزنامه‌نگار و استاد پیش‌کسوت روزنامه‌نگاری، با نقد جدی عملکرد صداوسیما می‌گوید این رسانه «کنش‌مند نیست، واکنشی است» و در عمل «سال‌هاست کارکرد ملی خود را از دست داده است». او معتقد است رسانه ملی، نه‌تنها در روایت‌سازی ملی و بحران‌محور ناتوان بوده، بلکه با بی‌توجهی به مخاطب، عملاً میدان را برای رسانه‌های برون‌مرزی باز گذاشته است.

    فریدون صدیقی: رسانه‌ ملی تک‌صدا نیست، بی‌صداست / متأسفم که صداوسیمای ما سال‌هاست مخاطب‌محور نیست

    زینب‌کاظم‌خواه: فریدون صدیقی در گفت‌وگو با خبرآنلاین، با انتقاد از فقدان مخاطب‌محوری، تک‌صدایی شدن رسانه ملی، نبود خبرنگاری میدانی و مرجعیت از دست رفته‌ی رسانه‌ها، درباره صدا و سیمایی سخن می‌گوید که دیگر نه اعتماد عمومی را دارد، نه سرعت و دقت در روایت واقعیت، و نه حتی جسارت شنیدن صدای مخالف در چارچوب منافع ملی. به اعتقاد او، رسانه‌ای که مخاطب را نمی‌شناسد، طبیعتاً برنامه‌ای هم برای او ندارد، و نتیجه‌ی این بیگانگی، کوچ تدریجی افکار عمومی به سوی رسانه‌های بیگانه‌ای است که هرچند با نیت‌های سیاسی و غیردوستانه عمل می‌کنند، اما صدایی را بازتاب می‌دهند که مردم در رسانه رسمی خود گم کرده‌اند.

    در این گفت‌وگو، صدیقی فقط از ضعف فنی یا محتوایی این رسانه گلایه نمی‌کند؛ او از بحران اعتماد، از نادیده‌گرفتن عقل جمعی، و از ساختاری می‌گوید که «رسانه ملی» را به ابزاری برای حفظ یک نگاه خاص بدل کرده است، نه انعکاس‌دهنده‌ی صدای ملی. از نگاه او، صداوسیما دیگر نه رسانه‌ای ملی، که تنها پژواک یک جریان محدود فکری است؛ رسانه‌ای که به‌جای همراهی با مخاطب، از او فاصله گرفته و هر روز بیشتر به بی‌صدا شدن نزدیک می‌شود.

    در پاسخ به این پرسش که در دوران بحران، روایت ملی و مؤثر چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد و صداوسیما چقدر در جنگ ۱۲ روزه موفق به چنین روایتی شد، گفت: «صداوسیمای ما جناحی است و جناحی بوده است. این جناحی بودن باعث شد پاره‌ای از اخبار نگاهی جناحی داشته باشد. این خود به خود اتفاق نیفتاده، بلکه سال‌هاست در این سازمان نهادینه شده است. صداوسیمای ما یک رسانه کنش‌مند نیست، معمولاً واکنشی است؛ یعنی اتفاقی می‌افتد و وقتی از طریق شبکه‌های مجازی یا شهروندخبرنگاران منتشر می‌شود، آن‌وقت وارد عمل شده و واکنش نشان می‌دهد.»

    صدیقی ادامه داد: «وظیفه‌ی رسانه واکنش آنی، کنش‌مند بودن، دقت و سرعت در عمل است. اما صداوسیمای ما هرگز این‌طور نبوده و دهه‌هاست این موضوعات مشمول حالش نمی‌شود و همچنان به همین رویکرد ادامه می‌دهد.»

    به باور او صداوسیما در مورد جنگ ۱۲ روزه، پوشش خبری درستی ارائه نداد و ادامه می‌دهد: «اول به این دلیل که جامعه را به زعم خودش نگران و لرزان نکند و دوم این‌که با نشر خبر و تصاویر غیرمستقیم، به زعم خود، به رسانه‌ها و خبرنگارانی که دشمن تلقی می‌شوند، کمک نکند.»

    او با تأکید بر تأخیری بودن عملکرد صدا و سیما در پوشش اخبار، افزود: «در نتیجه‌ی همین نگاه، ما کمتر خبرهایی را دیدیم که به‌موقع منتشر شوند. بیشتر خبرهای تأخیری را می‌دیدیم که از فلان خبرگزاری یا شبکه برون‌مرزی منتشر شده بود.»

    صدیقی به جِد باور دارد که رادیو و تلویزیون ما که منسوب به «ملی» است، مدت‌هاست کارکرد ملی‌اش را از دست داده‌ و چنین قابلیتی برای روایت‌گری ملی را ندارد.

    مخاطب موضوعیت ندارد

    وقتی بحث به شناخت مخاطب رسید، صدیقی با اشاره به سه کارکرد اصلی یک رسانه توضیح داد: «رسانه سه کارکرد دارد؛ خبررسانی به موقع، دقیق و صحیح، تحلیل رویداد، و سوم سرگرمی. سال‌هاست صدا و سیما مرجعیت خود را در خبررسانی و تحلیل رویدادها از دست داده. آنچه برایش مانده، فقط سرگرمی است، آن هم در حد یک سریال و پخش برنامه‌های تلویزیونی که اغلب دستخوش تغییرات نابجا و ناروا می‌شود تقلیل یافته است. به عنوان مثال برنامه نود فردوسی‌پور یکی از برنامه‌های پرمخاطب تلویزیون بود اما نتوانستند تحملش کنند، در حالی که آن برنامه مخاطب داشت، سودآوری داشت و آورده‌ی اجتماعی بالایی برای صداوسیما فراهم کرده بود؛ ولی آن را نادیده گرفتند و حذفش کردند. بنابراین صداوسیمای ما اصلاً مخاطب‌محور نیست. بیشتر برای یک جریان فکری است و مخاطبش هم از همان گروه است. بنابراین این‌که چند درصد مردم تلویزیون می‌بینند برای این سازمان اهمیتی ندارد.»

    صدیقی سپس با اشاره به فقدان حضور به‌موقع خبرنگاران در صحنه‌ی حوادث گفت: «مثلاً اسرائیل به خاک ایران تجاوز کرده و اهدافش پادگان‌ها و مکان‌های نظامی بوده. آیا صدا و سیما، با آگاهی از این مسئله، خبرنگاران و تصویربردارانش را بلافاصله به محل حادثه اعزام می‌کرد تا گزارش بگیرند؟ من کاملاً بعید می‌دانم. کما اینکه در حمله‌ای که به خود صدا و سیما شد، خودش هم غافلگیر شد.»

    فریدون صدیقی: رسانه‌ ملی تک‌صدا نیست، بی‌صداست / متأسفم که صداوسیمای ما سال‌هاست مخاطب‌محور نیست

    او ادامه داد: «عمیقاً متأسفم که صداوسیمای ما سال‌هاست مخاطب‌محور نیست. بسیاری از رسانه‌های دیگر ما هم مرجعیت خود را از دست داده‌اند. سایت‌ها، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها… چرا کسی رغبت نمی‌کند روزنامه بخرد؟ چون بیشتر رسانه‌های ما تأخیری عمل می‌کنند. در حالی که وظیفه‌ی رسانه و خبرنگار، حضور به‌موقع و بهنگام در صحنه است. اگر قرار است مورد مواخذه قرار گیرد، ما دروازه‌بان خبر داریم. سردبیر یا مدیرمسئول آن رسانه باید مؤاخذه شود.»

    او در پایان این بخش از سخنانش، با انتقاد از وضعیت صنفی خبرنگاران گفت: «در سال‌های اخیر، نمونه‌های زیادی بوده که خبرنگاران به خاطر تهیه‌ی گزارش، از ادامه‌ی کار محروم شده‌اند. به همین دلیل، به گمان من، ناامیدترین قشر جامعه برای انجام وظیفه‌ی درست خود، روزنامه‌نگاران هستند. آن‌ها عملاً کارمند شده‌اند؛ خودشان را مثل کارمند ساده‌ی ثبت احوال می‌بینند که فقط باید شناسنامه صادر کند.»

    صداوسیما حتی تک‌صدا هم نیست؛ بی‌صداست

    صدیقی در پاسخ به پرسشی درباره تک‌صدایی شدن رسانه ملی و حضور تحلیلگران تکراری، گفت: «من اصلاً قائل به تک‌صدایی بودن هم نیستم. رادیو و تلویزیون ما در واقع بی‌صدا حرکت می‌کند. اگر هم گاهی چند نفر از جناح اصلاح‌طلب دعوت می‌شوند، مصاحبه‌ها بیشتر هدایت‌شده است. سعی می‌کنند صداها را کنترل کنند یا نادیده بگیرند.»

    او با اشاره به حذف صداهای دلسوز اما متفاوت افزود: «آدم‌هایی که دعوت می‌شوند، قطعاً حرفی برای گفتن دارند. اما آیا آن نظرها باعث تغییر یا اصلاح رویکرد شده؟ اصلاً و ابداً. حتی کسانی که دیدگاه مخالف دارند، همگی پایبند به منافع و مصالح ملی‌اند. من کسی را نمی‌شناسم که بخواهد در رسانه ملی حرف بزند و هر چه دلش خواست بگوید.»

    او ادامه داد: «ده‌ها تحلیل‌گر واقع‌بین داریم که در چارچوب منافع ملی می‌نویسند. اما رسانه‌ی ما، آن‌ها را حداقلی و بی‌اهمیت تلقی می‌کند. بودن و نبودن آن صداها برای رسانه ملی بی‌اهمیت شده است. برای همین است که آن‌ها اگر بخواهند حرف بزنند، می‌روند با رسانه‌های بیگانه حرف می‌زنند.»

    خودمان مردم را به سمت رسانه‌های برون‌مرزی سوق دادیم

    در ادامه گفت‌وگو، فریدون صدیقی درباره انتقادات نسبت به رجوع مردم به رسانه‌های خارجی، چنین توضیح داد: «هر رسانه‌ای می‌خواهد پیامش را به مخاطب هدفش برساند. اگر رسانه‌ای برای سازمان نظام پزشکی است، برای پزشکان، دانشجویان پزشکی و علاقه‌مندان به پزشکی تولید محتوا می‌کند. یک رسانه ورزشی است، یکی سیاسی است، یکی عمومی. بنابراین وقتی رسانه‌های داخلی ما خواسته یا ناخواسته، مخاطب را هل داده‌اند که ما را نبین، نشنو، نخوان، طبیعی است که او به سمت رسانه‌های برون‌مرزی سوق داده شود.»

    او ادامه داد: «هر رسانه‌ای کارکرد و هدف خودش را دارد. انتقاد از رسانه‌ای مثل اینترنشنال بی‌مورد است. چون آن رسانه برای دشمنی با جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته. بی‌بی‌سی یک نوع محتوا تولید می‌کند، الجزیره یک نوع دیگر. این‌که آن‌ها صدای ما نیستند، عجیب نیست. صدای ما باید در داخل کشور تولید شود.»

    صدیقی با انتقاد از ضعف رسانه‌های داخلی گفت: «عمیقاً متأسفم که رسانه‌های ما عموماً صدای مخاطب خودشان نیستند. در نتیجه نباید انتظار داشته باشیم که رسانه‌ی خارجی دوست ما باشد و برای ما حرف بزند. چرا روزنامه‌های ما حداقلی شده‌اند؟ چرا خبرگزاری‌ها دیده و خوانده نمی‌شوند؟ ما پنج میلیون دانشجو داریم، نود میلیون جمعیت داریم، چرا این اتفاق می‌افتد؟ این را نهادهای بالادستی مثل وزارت ارشاد باید پاسخ دهند.»

    او در پایان گفت: «مخاطب، وقتی صدای خودش را در رسانه داخلی نشنود، مجبور است سراغ صدای بیرون برود. رسانه باید به نیاز واقعی مخاطب پاسخ دهد تا مخاطب سراغ رسانه‌های بیگانه نرود.»

     

     

     

  • این تلویزیون نیست فقط یک دستگاه پخش صدا و تصویر است ؛ تکراری، غیر جذاب و بدون کیفیت

    این تلویزیون نیست فقط یک دستگاه پخش صدا و تصویر است ؛ تکراری، غیر جذاب و بدون کیفیت

    تک روی و یک جانبه شدن تلویزیون غیر از شکست هیچ حاصل دیگری نداشته است و طبیعتا این روند افتادن در سراشیبی افول، هر روز بیش از پیش ادامه دارد.

    این تلویزیون نیست فقط یک دستگاه پخش صدا و تصویر است ؛ تکراری، غیر جذاب و بدون کیفیت

    عصر ایران ؛ نهال موسوی – تلویزیون در سال ۱۴۰۱ یکی از کم فروغترین دوران خود را سپری کرد، هیچ برنامه خاصی یا هیچ سریال خاصی از تلویزیون پخش نشد که با اقبال مخاطب مواجه شود.

    حتی در یک مقطع زمانی صداوسیما تمام قد عزم خود را جزم کرد به جای ارتقا برنامه‌های خود خصوصا در زمینه سریال سازی، کاری کنند که پلتفرم‌های شبکه نمایش خانگی مانند فیلیمو را از صحنه رقابت خارج سازد.

    به‌گونه‌ای که جلال رشیدی‌کوچی، نماینده مردم مرودشت و ارسنجان در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها در مجلس گفت: «متاسفانه روندی نامناسب رواج پیدا کرده و هر جریان یا گروهی به دنبال این است که مخالفان خود را حذف کند. به عنوان مثال صداوسیما به دنبال این است که (فیلیمو) را حذف کند یا فلان تولیدکننده به دنبال حذف یک کالاست یا یکی به دنبال حذف شبکه‌های اجتماعی است.»

    این مسیر غلط جواب نمی‌دهد؛ صداوسیما اگر به دنبال حذف «فیلیمو» است باید محصولات تولیدی خود را ارتقا دهد تا بتواند با «فیلیمو» رقابت کند. ابزار لازم نیز در اختیار صداوسیما قرار دارد. صداوسیما باید بررسی کند که چرا مردم نسبت به پلتفرم «فیلیمو» اقبال دارند و آن را به محصولات صداوسیما ترجیح می‌دهند.»

    صداوسیما باید نقاط قوت این پلتفرم را احصاء کرده و متناسب با آن خود را تقویت کند. راهش این است نه شکایت کردن. این‌که قوه قضاییه قرار منع تعقیب صادر کرده قطعا در چهارچوب قانون بوده و حاکی از آن است که فرآیند غلطی که رواج پیدا کرده قرار است متوقف شود.»

    این تلویزیون نیست فقط یک دستگاه پخش صدا و تصویر است ؛ تکراری، غیر جذاب و بدون کیفیت

    برای نشان دادن افول توجه مخاطب به تلویزیون خیلی ساده می‌توان به آمار استقبال از سریال‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی اشاره کرد اما نکته اینجاست که تقریبا در یک سال گذشته انتشار این آمار و ارقام یا کاملا متوقف شده است یا به شکلی نامنظم و فقط پاره ای اوقات برای سریال‌هایی که – به شکل نسبی – مورد توجه قرار گرفته‌اند منتشر شده است.

    روزنامه خراسان در این مورد نوشت: در سال‌های اخیر مرکز افکارسنجی صداوسیما، تحقیقاتی در زمینه میزان بینندگان سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیون در بازه‌های زمانی مختلف انجام می‌داد و نتایج نظرسنجی‌ اش را به صورت آماری منتشر می‌کرد.این نظرسنجی‌ها که ملاک ارزیابی استقبال مخاطبان از تولیدات تلویزیون درنظر گرفته می‌شد، از سال ۱۴۰۰ به صورت نامنظم منتشر می‌شد و تغییراتی هم در آن اتفاق افتاد.

    به عنوان مثال نوروز امسال، تنها آمار «زیرخاکی» به عنوان پربیننده‌ترین سریال اعلام شد و میزان مخاطب«نجلا ۲»، «پلاک ۱۳»، «خداداد» و«دردسرهای شیرین» با عدد و رقم منتشر نشد. آمار میزان بیننده سریال‌های تکراری، هم به صورت ناقص و غیرشفاف منتشر شد. حالا مدتی است که از انتشار میزان بینندگان سریال‌های تلویزیون در مرداد، شهریور، پاییز و زمستان خبری نیست.

    این تلویزیون نیست فقط یک دستگاه پخش صدا و تصویر است ؛ تکراری، غیر جذاب و بدون کیفیت

    یکی از نکته‌های جالب توجه این است که مخاطبین بیشتر ترجیح می‌دهند از شبکه نمایش خانگی سریال‌های مورد نظر خود را ببینند تا این که مجموعه‌های غالبا تکراری یا موضوعات خنثی در تلویزیون را دنبال کنند. مثلا در سال گذشته شبکه دو با آغاز ایام عزاداری محرم، یکی از آثار قدیمی و تکراری یعنی تله‌ تئاتر «پیر وفا» را روانه آنتن کرد و پس از پایان آن نیز سریال تکراری دیگری یعنی «وفا» ساخته محمدحسین لطیفی را جایگزین کرد.

    مجموعه «پریدخت» به کارگردانی سامان مقدم نیز سومین سریال تکراری این شبکه بود که اوایل شهریور پخش شد. آنتن شبکه در ۶ ماه دوم سال نیز از سریال تکراری خالی نبود. دی‌ماه دو مجموعه تکراری «رقص پرواز» و کمدی خارجی «بله آقای وزیر» روانه آنتن شدند. شبکه پنج نیز مردادماه بازپخش سریال «رسم عاشقی» محصول سال ۸۴ و بهمن‌ماه تکرار سریال «پیدا و پنهان» محصول سال ۹۱ را روی آنتن برد.

    در سال ۱۴۰۱، دست تلویزیون از پخش کمدی‌های خوب و پرمخاطب نیز خالی بود. در تعطیلات نوروز، فصل سوم مجموعه «زیرخاکی» روی آنتن رفت و با جذب ۶۹ درصد بیننده توانست مانند فصول قبل مورد توجه قرار بگیرد، اما دیگر سریال کمدی نوروز یعنی «خداداد» با قصه‌ای کلیشه‌ای و شوخی‌های ضعیف با استقبال مواجه نشد و سریال «خوشنام» که رمضان امسال روی آنتن رفت نیز کیفیت بالایی نداشت. دیگر سریال‌های کمدی مانند «آزادی مشروط» در شبکه یک، «وضعیت زرد ۲» و «جزر و مد» در شبکه دو، «چشم‌بندی» و «کتونی زرنگی» در شبکه سه و «زیر یه سقف» در شبکه نسیم نیز مجموعه‌های موفقی نبودند و نظر مخاطبان را جلب نکردند. می‌توان گفت تنها کمدی قابل دفاع و پربیننده تلویزیون در سال ۱۴۰۱ مجموعه «زیرخاکی ۳» است.

    این تلویزیون نیست فقط یک دستگاه پخش صدا و تصویر است ؛ تکراری، غیر جذاب و بدون کیفیت

    طبیعتا سریال‌هایی که در فصل اول با استقبال فراوان مخاطبان روبه‌رو می‌شوند، ادامه‌ پیدا می‌کنند، اما تلویزیون سریال‌های ناکام خود را در فصل دوم و سوم تولید می‌کند. غیر از «زیرخاکی ۳» که سریال پربیننده‌ای است، امسال مجموعه‌های دنباله‌داری مانند «از سرنوشت ۴» و «وضعیت زرد ۲» از شبکه دو روی آنتن رفتند که به ترتیب تنها حدود ۲۶ و ۱۰ درصد بیننده داشتند. سریال «نجلا ۲» هم با وجود کیفیت قابل قبول فصل اول، اما در فصل دوم ضعف‌های زیادی داشت و بیننده فراوانی جذب نکرد.

    پس از شیوع ویروس کرونا، تلویزیون چند سریال درباره این موضوع و مبارزه کادر درمان با کرونا تولید کرد و امسال نوبت به پخش «آزادی مشروط» و «ابر می‌بارد» رسید. کمدی «آزادی مشروط» با تمرکز بر فعالیت نیروهای جهادی در کنار کادر درمان، قصه خود را روایت می کرد و «ابر می‌بارد» نیز به وضعیت بحرانی کرونا در شمال کشور می‌پرداخت.

    سریال ۵۲ قسمتی و طولانی «آزای مشروط» فاقد موقعیت‌های کمدی جذاب بود و شوخی‌های دم دستی و کلیشه‌ای آن، قابلیت خنداندن مخاطب را نداشت. «ابر می‌بارد» نیز نتوانست با یک درام درگیرکننده، کشش تماشای سریال را در مخاطب ایجاد کند، نمایش آن چه درباره کمبود تخت و امکانات در اوایل شیوع کرونا در شمال کشور، بارها شنیده و خوانده بودیم، جذابیت لازم را برای تماشاگر نداشت. پخش همزمان این دو مجموعه با موضوع یکسان نیز، منطقی نبود.

    این تلویزیون نیست فقط یک دستگاه پخش صدا و تصویر است ؛ تکراری، غیر جذاب و بدون کیفیت

    علاوه بر موضوعات و فضای مشابه سریال‌ها، معضل دیگر مجموعه‌هایی که امسال روی آنتن رفتند، حضور بازیگران تکراری در چند سریال است. مریم کاویانی در فاصله‌ای کم با سه سریال «راز ناتمام»، «آتش سرد» و «آزادی مشروط» در شبکه یک، دو و سه دیده شد. پرویز فلاحی‌پور با «بی‌نشان» و پس از آن برای مدتی «آتش سرد» و «آزادی مشروط» را به صورت همزمان روی آنتن شبکه یک و دو داشت.

    مهران رجبی با «خوشنام»، «وضعیت زرد ۲» و «آزادی مشروط»، فریبا متخصص با «برف بی‌صدا می‌بارد»، «آتش سرد» و «گیل دخت»، مجید واشقانی با «از سرنوشت ۴»، «بی‌نشان» و «عملیات رعد»، کاظم هژیرآزاد با «بی‌نشان» و «بی‌همگان» و اکبر رحمتی با «آزادی مشروط» و «بی‌نشان» نیز از بازیگرانی هستند که حضور پررنگی در تلویزیون داشتند.

    همه این اتفاقات نشان می‌دهد که تک روی و یک جانبه شدن تلویزیون غیر از شکست هیچ حاصل دیگری نداشته است و طبیعتا این روند افتادن در سراشیبی افول، هر روز بیش از پیش ادامه دارد.

    تلویزیون از آن جعبه جادویی که مردم به پای آن می‌نشستند و برای دیدن سریالی از آن یک هفته منتظر می‌ماندند واقعا فاصله گرفته است، الان بیشتر انگار یک سری برنامه وجود دارد که برای پخش آنها ناچارند باقی اوقات را هم با سریال‌های تکراری یا بی کیفیت پر کنند.

    این دیگر تلویزیون برنامه ساز تاثیر گذار نیست فقط یک دستگاه پخش صدا و تصویر است، تکراری، غیر جذاب و بدون کیفیت.

  • رسانه ملی ۴۵۰۰میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی کِش رفت!؟/ اگر این اختلاس نیست پس چیست؟

    رسانه ملی ۴۵۰۰میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی کِش رفت!؟/ اگر این اختلاس نیست پس چیست؟

    امروز، روزنامه‌ای که اتفاقا همیشه همسو با رسانه ملی حرکت کرده است، گزارشی از برداشت‌های صورت گرفته از صندوق توسعه ملی را منتشر کرده که در مقابلش، تمام اختلاس‌های تاریخ کم می‌آورند!

    صداوسیما ۴۵۰۰میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی کِش رفت!؟/ اگر این اختلاس نیست پس چیست؟

    الان کاری نداریم که چه‌طور برای چند طرح مثلا نوآورانه ۱۵۰میلیون یورو برداشته‌اند و هیچ‌جایی هم هنوز آن مثلا نوآوری‌ها به منصه‌ی ظهور نرسیده یا چه‌طور برای آبیاری، آبخیزداری و آبرسانی ۳۵۰میلیون یورو برداشت کرده‌اند و این است وضع آب کشور! نکته غم‌انگیزتر این لیست برداشت ۱۵۰میلیون یورو از صندوق توسعه ملی است برای سریال‌های رسانه ملی! بله درست خوانده‌اید، برای امثال دودکش و کلبه‌ای در مه و یاور و بچه مهندس و بوتیمار، بیش از ۴۵۰۰میلیارد تومان از صندوقی کِش رفته‌اند که قرار است برای ایران و ایرانی، توسعه بیافریند و آینده تضمین کند.

    اولین بند اساسنامه صندوق توسعه ملی آمده: این صندوق، با هدف تبدیل بخشی از عواید ناشی از فروش نفت و گاز و میعانات گازی و فرآورده‌های نفتی به ثروت‌های ماندگار، مولد و سرمایه‌های زاینده اقتصادی و نیز حفظ سهم نسل‌های آینده از منابع نفت و گاز و فرآورده‌های نفتی تشکیل می‌شود.
    آقای دولت! آقای هیات امنای صندوق! آقای روحانی! برداشت از مهمترین منبع مالی مولد کشور و هِبه به رسانه ملی به بهانه “توسعه کمی و کیفی برنامه‌های تولیدی، پویانمایی، مستند، فیلم و سریال” را چه‌طور می‌شود توجیه کرد؟ چه‌طور سهم ما و فرزندان ما و ایران ما را ریخته‌اید توی حلق صداوسیمایی که در بهترین حالت ۲۰درصد بیننده دارد؟ با چه استدلالی ۱۵۰میلیون یورویی که می‌توانست نیروگاه بسازد تا این‌همه بی‌برقی نکشیم یا منابع آبی را مدیریت کند تا این حجم بحران آب را لمس نکنیم، هِبه کردید به رسانه ملی تا خرج میثاقی و حسینی‌بای و مدیری و ذبیح‌پور زوجی‌نو و به خانه برمی‌گردیم کند؟ به چه مجوزی پول مملکت را که قرار بود سرمایه‌زایی کند را خرجِ زایشِ یک‌سری برنامه بی‌کیفیت و بی‌مخاطب کردید و ثروت کشور را که باید برای جیب آیندگان نگه‌می‌داشتید توی جیب تهیه‌کنندگان قلدر و برنامه‌سازان بی‌سواد و سیاستمندان بی‌دغدغه گذاشتید؟

    قطعا خطاب این پرسش‌ها صداوسیمایی‌ها نیستند که خود خوب می‌دانند برای خرج آفتابه و لگن‌شان سالیانه پول‌های هنگفت و ردیف بودجه‌های کذایی می‌گیرند و هر چه بیشتر هم بهتر! اما نباید سازمان بازرسی، مجلس، دیوان عدالت، قوه قضاییه یا هر داد ستان دیگری این جُرم را که کمتر از اختلاس هم نیست را پیگیری کند. صداوسیمایی که حالا که خوب مخاطبانش را از دست داده، دارد چوب لای چرخ نمایش خانگی، پلتفرم‌های فیلم و ویدیو، شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها می‌گذارد و البته که حتمن برای این دخالت‌هایش به پول‌های بیشتری نیاز دارد!

     

    نویسنده: وحید ضرابی‌نسب_ روزنامه‌نگار

  • جزئیات برنامه تبلیغات نامزدهای انتخاباتی در رسانه ملی

    جزئیات برنامه تبلیغات نامزدهای انتخاباتی در رسانه ملی

    به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رسا نشر –  مراسم قرعه کشی برنامه‌های تبلیغاتی نامزد‌های سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به تعداد نامزد‌های تایید صلاحیت شده با هفت گوی زردرنگ حاوی نام نامزد‌ها و هفت گوی قرمز رنگ حاوی شماره‌های تصادفی برای مشخص شدن زمان پخش برنامه‌های تبلیغاتی نامزد‌ها توسط نمایندگان آن‌ها قرعه کشی شد.

    نخستین نامی که به قید قرعه از بین هفت گوی زردرنگ حاوی نام نامزد‌ها خارج شد به نام آقای سید امیرحسین قاضی زاده هاشمی بود.

    نماینده آقای قاضی زاده هاشمی با قرار گرفتن در جایگاه به قید قرعه گویی از بین گوی‌های قرمزرنگ بیرون آورد که شماره ۱۱ به این نامزد ریاست جمهوری تعلق گرفت و مطابق جدول برنامه ریزی شده برای تبلیغات کاندیدا‌های ریاست جمهوری زمان پخش برنامه‌های تبلیغاتی این نامزد را مشخص کرد.

    به طور مثال نخستین برنامه تبلیغاتی آقای امیرحسین قاضی زاده هاشمی روز جمعه ۷ خرداد روی آنتن خواهد رفت و نخستین برنامه تبلیغاتی وی در رادیو ایران نیز روز یکشنبه ۹ خرداد ساعت ۱۸ پخش خواهد شد.

    در ادامه مراسم قرعه کشی جدول تبلیغاتی نامزد‌های انتخابات ریاست جمهوری در رسانه ملی، نماینده آقای محسن رضایی نفر دومی بود که از میان گوی‌ها انتخاب شد و شماره ۱۳ را به نام این نامزد به طور قرعه از میان گوی‌ها به خود اختصاص داد و بر این اساس در جدول پخش سیمای جمهوری اسلامی ایران در شبکه یک روز یکشنبه نهم خرداد ساعت ۱۹:۱۵ برنامه تبلیغاتی محسن رضایی پخش خواهد شد.

    نماینده آقای علیرضا زاکانی نفر سوم بود که شماره ۱۷ را به این نامزد اختصاص داد و بر این اساس برنامه تبلیغاتی آقای زاکانی روز پنج شنبه ۱۳ خرداد از شبکه یک ساعت ۱۹:۱۵ پخش خواهد شد.

    نماینده آقای سیدابراهیم رئیسی نفر چهارمی بود که به جایگاه بر اساس قرعه آمد و شماره ۱۵ را به این نامزد انتخابات اختصاص داد و بر این اساس برنامه تبلیغاتی آقای رئیسی روز سه شنبه یازدهم خرداد ساعت ۱۹:۱۵ از شبکه یک پخش خواهد شد.

    نماینده آقای محسن مهرعلیزاده نفر پنجمی بود که بر اساس قرعه شماره ۱۶ را به این نامزد انتخابات اختصاص داد و بر این اساس روز چهارشنبه ۱۲ خرداد ماه از شبکه یک ساعت ۱۹:۱۵ برنامه تبلیغاتی این نامزد پخش خواهد شد و بقیه برنامه‌ها بر اساس جدول زمان بندی صدا و سیما خواهد بود.

    نماینده آقای عبدالناصر همتی نفر ششمی بود که بر اساس قرعه به جایگاه آمد و طبق روال قرعه کشی شماره ۱۲ را به این نامزد انتخاباتی اختصاص داد و بر این اساس در جدول زمان بندی برنامه تبلیغاتی این نامزد روز هشتم خردادماه از شبکه یک در ساعت ۱۹:۱۵ پخش خواهد شد.

    نفر آخری که گوی آخر قرعه کشی به آن اختصاص یافت نماینده آقای سعید جلیلی بود که شماره ۱۴ را به این نامزد انتخاباتی اختصاص داد و بر اساس جدول زمان بندی روز دهم خردادماه برنامه تبلیغاتی این نامزد از شبکه یک در ساعت ۱۹:۱۵ پخش خواهد شد.

    ۱۴۰۰جدول پخش برنامه های تبلیغاتی نامزدهای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

    جزئیات برنامه تبلیغات نامزدهای انتخاباتی در رسانه ملی

    جزئیات برنامه تبلیغات نامزدهای انتخاباتی در رسانه ملی

    ستاد انتخابات وزارت کشور روز سه شنبه در اطلاعیه ای اسامی داوطلبان انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری را اعلام کرد که اسامی به این شرح است :

    ۱. آقای سعید جلیلی فرزند محمدحسن کد نامزد ۲۲،
    ۲. آقای سیدابراهیم رئیس الساداتی مشهور به رئیسی فرزند سیدحاجی کد نامزد ۳۳،
    ۳. آقای محسن رضایی میرقائد فرزند نجف کد نامزد ۴۴،
    ۴. آقای علیرضا زاکانی فرزند حسین کد نامزد ۵۵،
    ۵. آقای سیدامیر حسین قاضی زاده هاشمی فرزند سیدحسن کد نامزد ۶۶،
    ۶. آقای محسن مهرعلیزاده فرزند رحیم کد نامزد ۷۷،
    ۷. آقای عبدالناصر همتی فرزند احمدعلی کد نامزد ۸۸

    بر اساس ماده ۶۶ قانون فعالیت انتخاباتی نامزد‌های ریاست جمهوری رسما از تاریخ اعلام اسامی آنان به وسیله وزارت کشور آغاز و تا ۲۴ ساعت قبل از شروع اخذ رای خاتمه می‌پذیرد.

  • القاء نگرانی به جامعه با هشدار دروغ صدا و سیما / دادستان کجاست؟؟

    القاء نگرانی به جامعه با هشدار دروغ صدا و سیما / دادستان کجاست؟؟

    آنجاییکه چاقوهای ساخته شده رسانه ملی دسته دار نیستند،  بلافاصله وزارت بهداشت، سازمان غذا دارو ، انجمن های بهداشتی ، اتحادیه تهیه کنندگان فراورده های لبنی و در نهایت وزیر کشور وجود این سم را در شیر و فراورده های ان تکذیب و تضمبن کردند که با خیال راحت می توان شیر مصرف کنید . توضیحات کارشناس مد نظر کاملاً غلط و آمار ارائه شده نیز دروغ است.

     
    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر در کمتر از یک ساعت پس از پخش برنامه سلام صبح بخیر از شبکه سه سیما درباره آلودگی های مواد لبنی و هشدار بازرس و کارشناس بهداشت !! برنامه به آلوده بودن شیرهای پاستوریزه تولید داخل به درصد بالایی از سم کشنده آفلوتوکسین، ویدیوی این برنامه در فضای مجازی دست به دست شد. و یک نگرانی بزرگ را نسبت به مصرف شیر و فراورده های لبنی به وجود آورد. طبق آمار ارائه شده توسط این فرد تمام مواد لبنی پاستوریزه از ۱۰ تا ۶۰ درصد به سم کشنده آفلاتوکسین آلوده اند. و این یک فاجعه بزرگ است. و از همه مهمتر سلامت کودکان را بیشتر تهدید می کند.

    اما از آنجاییکه چاقوهای ساخته شده رسانه ملی دسته دار نیستند،  بلافاصله وزارت بهداشت، سازمان غذا دارو ، انجمن های بهداشتی ، اتحادیه تهیه کنندگان فراورده های لبنی و در نهایت وزیر کشور وجود این سم را در شیر و فراورده های ان تکذیب و تضمبن کردند که با خیال راحت می توان شیر مصرف کنید . توضیحات کارشناس مد نظر کاملاً غلط و آمار ارائه شده نیز دروغ است.
    البته که اولین بار نیست از خروجی یک رسانه بزرگ با آن همه تشکیلات و نظارت و سانسور ، چنین اخبار کذبی و حاشیه سازی منتشر می شود.آن هم در برنامه پر حاشیه ای چون سلام صبح بخیر. و جالب اینجاست که یکی از برنامه های همین رسانه ملی قصد داشت این ماجرا را به شبکه های اجتماعی نسبت دهد که با هشیاری یکی از مسئولین مرتبط با این جریان ، نیرنگ  به خودشان بازگشت و ایشان به صراحت اذعان داشت که این مطلب اولین بار از طریق یکی از برنامه های تلویزیونی مطرح شده و نه شبکه های اجتماعی!
    به هر حال در این برنامه مطلبی کذب مطرح شده که آرامش عمومی جامعه را بر هم زده است. خانواده ها را نگران کرده است. و اگر سرعت در تکذیب توسط وزرات بهداشت و سایر مسئولین نبود شاید حاشیه های بیشتری برای شرکت های تولیدی فراورده های لبنی به وجود می آمد. سوأل اینجاست. که اگر یک فرد ، یا یک رسانه دیگر چنین شایعه یا مطلب کذبی را منتشر می کرد، دادستان محترم کل  براحتی از کنار آن می گذشت؟ بر اساس برخوردهایی که تاکنون دیده ایم، خیر. پس انتظار می رود در این زمینه نیز دادستانی بعنوان مدعی العموم به دلیل انتشار خبر کذب و بر هم زننده آرامش روانی جامعه نسبت به برخورد با تهیه کننده، مجری و کارشناس آن برنامه ورود کند. نمی شود که یک مطلب با این اهمیت را در جامعه نشر دهید و فقط با یک عذر خواهی همه چیز تمام شود. در خبرها می خواندم کارشناس مطرح کننده این موضوع از دسترس خارج شده است و تلفن کسی را هم پاسخ نمی دهد.
    چقدر راحت با جان آدمها در تلویزیون ایران بازی می شود. هر آن ممکن است یک دستور غلط توسط پزشک مهمان در این برنامه های اسپانسری جان مردم

     

    را هم به خطر اندازد. هرچند شما هم می دانید که رسانه ملی بجز برخی از سریال ها و بخش های خبری مخاطب آنچنانی ندارد …
    مهدی سوری

  • سریال نمایش خانگی بد اما تو هم پسر پیغمبر نیستی آقای تلویزیون!

    سریال نمایش خانگی بد اما تو هم پسر پیغمبر نیستی آقای تلویزیون!

    کدام یک از تبلیغات پخش شده از تلویزیون شبیه زندگی مردم است؟ یخچال‌هایی که هر وقت در آن را باز می‌کنید، پر از خوراکی‌های خوشمزه است حتی همیشه کیک تولد دارند!

    این روزها هرچقدر می‌خواهیم از تلویزیون ننویسیم، نمی‌شود که نمی‌شود که نمی‌شود. آنقدر صداوسیما روی اعصاب بخشی از مردم راه می‌رود که حد ندارد، نمونه‌اش برنامه عصرانه شبکه افق.
    مجری این برنامه شمشیر به کمر، کلاه‌خود بر سر و سپر در دست به جنگ سریال‌های پخش شده از نمایش خانگی رفته بود می‌گفت سریال‎‌های پخش شده و یا در حال پخش این شبکه درد مردم نیست و به مشکلات آنها اشاره نمی‌کند.
    نگارنده این متن هم اتفاقا با جناب مجری، نویسندگان و مقامات شبکه افق، تلویزیون و صداوسیما موافق هستم. سریال‌های شبکه نمایش خانگی بد و بدون محتوا است و می‌خواهند ادای سریال‌های ترکی را در بیاورند. اما اینجانب یک سوال جدی از تلویزیون هم دارم و آنهم این است که آیا سریال‌های تلویزیون از درد مردم می‌گویند؟
    کدام یک از سریال‌های این سال‌های تلویزیون به مشکلات زندگی مردم اشاره کرده است؟ کدام دغدغه مردم در سریال‌های شبانه مورد اشاره قرار گرفت؟ کدام یک از بحران‌های سیستان و بلوچستان در سریالی به نمایش درآمد؟ مشکلات اقتصادی جامعه در کدام سریال گفته شد؟
    کدام یک از تبلیغات پخش شده از تلویزیون شبیه زندگی مردم است؟ یخچال‌هایی که هر وقت در آن را باز می‌کنید، پر از خوراکی‌های خوشمزه است حتی همیشه کیک تولد دارند!
    سریال‌های نمایش خانگی درد و مشکلات جامعه را نمی‌گوید، تو هم نمی‌گویی آقای تلویزیون!
    آقای مجری به گونه‌ای انتقاد می‌کند که انگار این سریال‌ها از شبکه جم یا من و تو پخش شده است. نه همانطور که شما صداوسیما جمهوری اسلامی هستید این فیلم‌ها هم از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی مجوز گرفته‌اند.
    نکته بعدی که به آن باید اشاره کرد این است که بخش خصوصی در شبکه نمایش خانگی در حال ساختن سریال است. سریال‌های ساخته شده هم به هیچ دردی نمی‌خورد. درست؟ مردم در این مورد تصمیم گیر هستند نه من و شما. مردم تصمیم می‌گیرند این سریال‌ها را بخرند و یا نخرند. اگر نخریدند، تهیه کننده این فیلم‌ها می‌فهمد که راه را اشتباه رفته است و استراتژی خود را تغییر می‌دهد. این یک اصل اساسی در بخش خصوصی است.
    مشکل ما با صداوسیما است که اشتباه و بد می‌سازد و از بودجه دولت استفاده می‌کند و هیچ اهمیتی هم به نظرات مخاطبان خود نمی‌دهد. اینکه شبکه آی فیلم محبوب ترین شبکه تلویزیون است باعث افتخار نیست. این نشان می‌دهد که دیگر حرف جدیدی برای زدن نیست و مردم به سراغ خاطرات خود می‌روند.
    وصل بودن به چاه ویل بودجه، باعث شده است صداوسیما به همین راحتی چشم خود را به روی سرمایه‌های خودش ببندد. هیچ بخش خصوصی حاضر نیست سرمایه‌هایی مثل عادل فردوسی‌پور، مزدک میرزایی، محسن تنابنده و … را از دست بدهد.
    وقتی درهای صداوسیما بر روی آدم‌های با استعداد بسته می‌شود و همه خودی و غیر خودی می‌شوند، باید تهیه کنندگان و کارگردان‌ها به سراغ شبکه نمایش خانگی بروند. آیا هیولا در تلویزیون ساخته می‌شد؟ آیا شهرزاد در تلویزیون ساخته می‌شد؟
    مسئله مهم این است که صداوسیما از شکسته شدن انحصارش ناراحت است. امروز فضای مجازی، انحصار مطلق صداوسیما را شکسته است. زمانی مردم چاره‌ای جز دیدن تلویزیون و شنیدن رادیو نداشتند اما حالا داستان فرق کرده است و مردم حق انتخاب دارند و برای این انتخاب خود هم هزینه می‌کنند.
    ناگفته نماند که هرچه ما بگوییم مثل کوبیدن آب در هاون است. ما می‌گوییم و آنها کار خود را می‌کنند و مخاطب خود را هیچ می‌گیرند البته برخی از مخاطبان خود را.

    عصرایران؛ مصطفی داننده-

  • پروانه سلحشوری: سیاست‌ رسانه ملی نه با دین هم‌خوانی دارد نه با ایرانی بودن

    پروانه سلحشوری: سیاست‌ رسانه ملی نه با دین هم‌خوانی دارد نه با ایرانی بودن

    نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی می‌گوید: این کشور ارث پدری کسی نیست که چنین حرف‌هایی را مطرح کند. این مملکت مال مردم است و حاکمان و قدرتمندان هم برای مردم هستند و در خدمت آنها. باید دید که چطور یک مجری به خودش اجازه می‌دهد که چنین حرف‌هایی را در برنامه زنده تلویزیونی بزند؟!
    به گزارش ایلنا، رویکرد صداوسیما هموار مورد نقد اغلب مردم و حتی جریان‌های بسیار معتدل بوده است با این‌حال این رسانه نشان داده که کمتر تغییری در جهت‌گیری‌های افراطی خود ایجاد نخواهد کرد و همچنان بر رویه توهین به مخاطبان خود پافشاری می‌کند. تازه‌ترین اتفاق در این زمینه، اظهارنظر یک مجری زن در برنامه زنده‌ی شبکه افق است که در آن صراحتا اعلام می‌کند: “اگر کسی به وضعیت کنونی اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود.”
    گرچه صحبت‌هایی از این دست هر بار با واکنش‌های تندی از سوی مردم مواجه شده، اما اینکه رسانه‌ای که از آن با نام ملی یاد می‌شود چگونه آشکارا خواستار حذف صدای مخالفان خود و حتی اخراج آنها از کشور است و هربار در پوشش‌ها و اظهارنظرهای تند به ایجاد فضای خصمانه و انشقاق در کشور دامن می‌زند، خود جای سوال است! آیا واقعا قصدی از انتخاب این افراد و بیان این اظهارات در آنتن رسانه ملی خطاب به مردم ولو بخشی از آنها که انتقادهایی به برخی تصمیمات و اتفاقات داشته باشند، وجود دارد؟ آیا قرار است رسانه ملی در اختیار تعدادی تندرو با افکار جدایی‌طلبانه قرار گیرد؟!
    آن‌گونه که از قراین برمی‌آید این رسانه آشکارا آنتن خود را در اختیار افرادی تندرو قرار داده که تحت تاثیر برخی معلمان خود(!) از جدی‌ترین و وحدت‌آفرین‌ترین رسانه کشور برای بیان اعتقادات شخصی خود و دار و دسته‌ خود استفاده می‌کنند. به این ترتیب تلویزیون به‌جای آرام کردن شرایط، رسما به ایجاد تفرقه در بین مردم دامن می‌زند.
    پروانه سلحشوری (نماینده مردم تهران در مجلس) که خود مخاطب این اظهارات عجیب در تلویزیون بوده است، گفت: یادم می‌آید چند سالی از انقلاب گذشته بود که آقای مصباح یزدی عین همین حرف را مطرح کرد که هرکس با ما نیست از کشور بیرون برود؛ ما در این کشور می‌خواهیم به کسانی که همفکرمان هستند، حکومت کنیم. اکنون نیز این دختر درست همین حرف را زده است. اما این کشور ارث پدری کسی نیست که چنین حرف‌هایی را مطرح کند. این مملکت مال مردم است و حاکمان و قدرتمندان هم برای مردم هستند و در خدمت آنها. باید دید که چطور یک مجری به خودش اجازه می‌دهد که چنین حرف‌هایی را در برنامه زنده تلویزیونی بزند؟!
    وی ادامه داد: این درست است که این رسانه به کسی پاسخگو نیست ولی مملکت که به مصادره این افراد درنیامده است. متاسفانه این افراد در حال نفرت‌پراکنی هستند. من به عنوان یک عضو از جامعه مدنی ایران معتقدم چرخه نفرتی که با خودی و غیرخودی کردن مردم در حال ایجاد است، باید گسسته شود. اما امثال این خانم و کسانی که مثل ایشان فکر می‌کنند به تداوم این چرخه کمک می‌کنند.
    این نماینده مجلس در ادامه بیان کرد: ما مردم اینقدر قدرت داریم که همه سلایق را با هم بپذیریم و بگوییم که همه متعلق به ایران هستند. همه مردم این مرز و بوم، فارغ از جنسیت و نگاه‌های سیاسی و فارغ از حتی نگاه‌های فرهنگی‌شان عضوی از خانواده بزرگ کشور ایران هستند اما امثال این دختر جوان که در هیچیک از دشواری‌های جامعه حضور نداشته و گرم و سرد این جامعه را ندیده، می‌خواهند اتحاد کشور را از بین ببرند اما قطعا در این راه موفق نمی‌شوند.
    سلحشوری با تاکید بر اینکه جامعه ایرانی از یک تمدن چند هزارساله ریشه گرفته است، اظهار داشت: سال‌هاست که مردم این تمدن را حفظ کرده‌اند. این تمدن بعد از حمله مغول، اعراب و جنگ‌های بسیار که آخرین آن جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود، حفظ شده و بعد از این هم حفظ خواهد شد. امثال این مجری‌ها و گزارشگرها اصلا نمی‌توانند جامعه ما را به انزوا بکشانند و مردم را از هم جدا کنند. همانطور که مردم در مراسم تشییع شهید سلیمانی، فارغ از قومیت، جنسیت و مباحث سیاسی همه با هم عزادار بودند و اتحاد خودشان را نشان دادند؛ همانطور وقتی که به آنها دروغ گفته شد، صبر نشان دادند و به صاحبان سیاست فهماندند که نباید دروغ گفت و ملت را نامحرم فرض کرد، همانطور هم خودشان بهتر می‌دانند که چطور کشور را اداره کنند و چگونه با یکدیگر صحبت کنند.
    وی ادامه داد: تلویزیون باید سیاست‌های خود را تغییر دهد وگرنه روز به روز مخاطبان بیشتری را از دست خواهد داد و به دامنه‌ی تحریمی که سال‌هاست مردم آن را در قبال این رسانه در پیش گرفته‌اند، افزوده خواهد شد. گاهی به گرداننده‌های سیاست‌های صداوسیما شک می‌کنم که آیا آنها افراد ملی هستند؟ آیا آنها کاملا به دین مبین اسلام متصف هستند چون این سیاست‌ها نه با دین همخوانی دارد نه با ایرانی بودن.
    سلحشوری در پاسخ به این پرسش که آیا صداوسیما به عنوان یک رسانه از دانش مواجهه با بحران برخوردار نیست یا به صورت نادانسته به این صورت عمل می‌کند؟ گفت: این کار به صورت آگاهانه انجام می‌شود. صداوسیما اساسا رویکرد ضد ملی و تفرقه‌افکنانه دارد. این نوع نگاه حاصل تفکرِ سیاست‌گذاران آن است که می‌بینیم این رسانه دقیقا برعکس اکثریت مردم عمل می‌کند. به عنوان مثال برنامه نود پرمخاطب‌ترین برنامه تلویزیونی بود که سال‌ها روی آنتن می‌رفت؛ یک برنامه کاملا غیرسیاسی که به نقد آنچه در فوتبال می‌گذشت، می‌پرداخت و فردوسی‌پور به عنوان یک سرمایه اجتماعی در آنجا کار می‌کرد اما آن را در سکوت خودشان حذف کردند که دلیل آن به صورت رسمی باید دنبال شود.
    وی افزود: از خود پرسیده‌ایم که اکنون مخاطبان برنامه نود جذب کدام برنامه شده‌اند؟! متاسفانه ما عامدانه مخاطبان صداوسیما را از دست می‌دهیم. ما خودمان ایجاد تفرقه و فاصله می‌کنیم تا مردم جذب تلویزیون و رادیو‌های بیگانه شوند. البته نباید به آنها رسانه‌های بیگانه بگوییم چون متاسفانه اکنون آنها در حال خودی شدن هستند و ما در حال غیرخودی شدن. من گرچه به شخصه با این واژه‌های خودی و غیرخودی مخالف هستم ولی آنقدر این دست واژگان را به کار برده‌اند که من هم ناچار هستم از آنها برای بیان منظورم بهره ببرم.
    نماینده مردم تهران در مجلس در پاسخ به اینکه آیا این رویکرد صداوسیما اتفاقا سبب تحریک مردم و کنش‌های اجتماعی در خیابان‌ها نمی‌شود، گفت: من فکر نمی‌کنم که تلویزیون تا این اندازه قدرتِ ایجاد خشم را داشته باشد. صداوسیما اساسا ارزش و اعتباری ندارد که بخواهد خشمی ایجاد کند. اگر جایی اعتباری موجود باشد و بعد این اعتبار از دست برود، این تاثیرگذاری صدق می‌کند اما این رسانه اعتبار خود را به صورت کامل از دست داده است. به عنوان مثال دولت اعتبار داشت ولی با بیان دروغ و نگفتن حقیقت به مردم، مقداری از اعتباری که به دولت و نظام بود، سست شد. اما تلویزیون ما سال‌هاست که هیچ اعتباری ندارد که حالا مردم به خاطرش مردم بیرون بیایند یا نیایند.
    سلحشوری در بخش دیگری از صحبت‌هایش تاکید کرد: صداوسیما هرگز رسانه ملی نیست. خیلی از همکاران ما هر ساله به شدت فعالیت می‌کنند تا علاوه بر بودجه سالیانه که این رسانه می‌گیرد، از صندوق توسعه نیز برای آنها ارز بگیرند. به این ترتیب هر ساله ۱۵۰ میلیون یورو از این صندوق نیز به آنها داده می‌شود. این مبلغ فارغ از درآمد از آورده‌ی تبلیغاتی است که اتفاقا مدلِ سلامت مردم را به هم می‌ریزد. ولی مشکل این صداوسیما به مجلس برمی‌گردد که باید آن را حل کند که متاسفانه مجلس هم نمی‌تواند این مشکل را حل کند چراکه ما در قانون اساسی به صداوسیما انحصار داده‌ایم.
    وی در پایان گفت: صداوسیمای ما منحصرا حاکمیتی است و چون رقیبی برای آن در داخل کشور وجود ندارد، این دوستان میدان‌دار هستند و یکه‌تازی می‌کنند. به نوعی نه به مجلس، نه به مردم و نه به هیچکس دیگری پاسخگو نیستند. به نظر من حتی به رهبری هم پاسخگو نیستند؛ چون در آخرین سخنرانی که رهبری انجام دادند، از لفظ باید برای حفظ اتحاد مردم استفاده کردند. اتحادی که بعد از شهادت سردار سلیمانی به وجود آمد و حالا صداوسیما به وضوح در حال شکستن این اتحاد است. در نتیجه مدام دروغ می‌گویند. امروز نماینده مجلس به بهانه‌ی اینکه به نظام و ولی‌فقیه التزام ندارد، رد صلاحیت می‌شود اما آیا واقعا مسئولان صداوسیما به نظام التزام دارند که این سیاست‌گذاری‌ها را انجام می‌دهند؟! مملکت ما برای بقای خود بیشترین نیاز را به اتحاد درونی دارد اما اینها در حال از بین بردن ریشه اتحاد هستند.
  • از «فوق لیسانسه‌ها» تا «گیله‌وا»، مهمان‌های جدید روی آنتن

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تلویزیون با پایان ماه‌های محرم و صفر، سریال‌های تازه و متنوعی را برای تلویزیون تدارک دیده است که از شبکه‌های مختلف پخش خواهند شد؛ سریال‌هایی که هر کدام متناسب با ذائقه بخشی از مخاطبان تلویزیون هستند.
    حال به مناسبت آغاز دور جدید سریال‌های تلویزیونی، نگاهی به چهار سریال تازه تلویزیون که عبارتند از «فوق لیسانسه‌ها»، «گیله‌وا»، «حکایت‌های کمال» و «به رنگ خاک»، می‌اندازیم.

    بازخوانی روابط انسانی در «به رنگ خاک»

    «به‌رنگ خاک»، عنوان سریالی به کارگردانی حسن لفافیان و تهیه‌کنندگی سعید بشیری است که از روز جمعه ۱۰ آبان روی آنتن شبکه یک سیما می‌رود و جایگزین سریال پیشین این شبکه که «ترور خاموش» نام داشت، می‌شود.
    این سریال که در ۳۵ قسمت تهیه و تولید شده است، به بازخوانی روابط انسانی و فعالیت‌های اجتماعی ساکنان جزیره‌های خلیج فارس در کنار داستان اصلی این مجموعه می‌پردازد.
    در خلاصه داستان «به رنگ خاک» این‌چنین آمده است: «مهرداد که در جزیره هرمز به آموزش غواصی مشغول است، دلباخته دختر ناخدا است؛ در حالی که ناخدا مخالف جدی ازدواج این دو است؛ از سوی دیگر تیم خلافکاری در پی پیدا کردن مهردادند و او نیز هر روز برای یافتن شیئی قدیمی به زیر آب رفته و غواصی می‌کند.»
    برزو ارجمند، پوریا پورسرخ، محمود پاک‌نیت، بیتا سحرخیز، علی‌رضا استادی، فرشته سرابندی، سیاوش طهمورث، محمد متوسلانی، مهدی صبایی، سپند امیرسلیمانی، زهرا سعیدی، عزت‌الله مهرآوران، یوسف بختیاری، بایار فرج‌زاده، هستی فرهی، مجید سعیدی، حسین سلیمانی، امیر کاظمی، لیلی فرهادپور، سمیرا حسینی، سامان دارابی، فریدون برزین، هادی معصومی، محمدعلی سلیمان تاش، فریبا امینیان، ابوالفضل همراه، مریم خدارحمی، آرمین ترکمندی و عرفان برزین در این سریال به ایفای نقش‌ می‌پردازند.
    «به رنگ خاک» هر شب ساعت ۲۲ روی آنتن شبکه یک سیما می‌رود.

    «حکایت‌های کمال»؛ روایت زندگی یک نوجوان

    دومین مهمان تازه تلویزیون، سریالی است با نام «حکایت‌های کمال» که قدرت‌الله صلح میرزایی کارگردانی آن را برعهده داشته است و محسن شایانفر هم تهیه کننده‌اش است.
    این سریال از حضور بازیگران باسابقه‌ای چون محمود پاک‌نیت و شهره لرستانی بهره برده است که در کنار دیگر بازیگران از جمله حمید ابراهیمی، محمدرضا شیرخانلو، سولماز غنی، علی مسلمی، شهرام عبدلی، بیژن بنفشه‌خواه، یوسف صیادی، امیر نوری، فلور نظری، بیتا خردمند، سیروس میمنت، مهرداد ضیایی، مختار سائقی، اکبرسنگی، آرش نوذری، داریوش سلیمی، سعید پیردوست، عباس محبوب، بهشاد مختاری، حسین چنگی، فریده دریامج، تقی زنجانی، حمید صفایی و شهربانو موسوی، امیرحسین کافتری، همراز اکبری و محمدحسین بلوکات به ایفای نقش می‌پردازند.
    «حکایت‌های کمال» روایتی از دهه ۱۳۴۰ است و اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته محمد میرکیانی محسوب می‌شود که قهرمان داستانش، نوجوانی به نام کمال است.
    صلح میرزایی تاکنون سریال‌های «پنجره»، «رخصت» و «دختری به نام آهو» را برای تلویزیون ساخته است. سریال «هست و نیست» جدیدترین سریال محسن شایانفر در حوزه تهیه‌کنندگی هم زمستان گذشته به کارگردانی حسین سهیلی زاده از شبکه دو پخش شد.
    «حکایت‌های کمال» از شنبه ۱۱ آبان‌ هر شب ساعت ۲۱:۳۰ روی آنتن شبکه دو سیما می‌رود.

    «گیله‌وا»؛ برداشتی از تاریخ معاصر ایران

    شبکه سه سیما با پایان پخش سریال «ستایش» با دو مجموعه جدید از مخاطبان و تماشاچیان استقبال می‌کند، یکی از این سریال‌ها «گیله‌وا» نام دارد که کارگردانی‌اش برعهده اردلان عاشوری است.
    این سریال به زیست مردم خطه گیلان در سال ۱۲۹۷ می‌پردازد و با داستانی عاشقانه در تلاش است روایتگر سبک زندگی و روابط اجتماعی و عاطفی مردم ایران و نقش انگستان در امور داخلی کشور در ۱۰۰ سال گذشته باشد.
    عاشوری همچنین در این سریال به زندگی و مبارزات میرزا کوچک خان هم تا حدودی پرداخته است که بهروز شعیبی نقش او را بازی می‌کند.
    از بازیگران اصلی این مینی سریال می‌توان به حمیدرضا پگاه، ستاره اسکندری، امیرحسین صدیق، مهدی زمین پرداز، امیر حسین هاشمی، مهران رجبی و پریا مردانیان اشاره کرد.
    این مینی سریال از پنجشنبه ۹ آبان‌ ساعت ۲۰:۴۵ روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود.

    «فوق لیسانسه‌ها»؛ بازگشت سروش صحت به تلویزیون

    اما یکی از سریال‌های موفق تلویزیون که در فصل‌های گذشته مخاطبان را به خوبی با خود همراه کرد و بسیاری از تماشاگران منتظر پخش آن هستند، «فوق لیسانسه‌ها» به کارگردانی سروش صحت است. سریالی کمدی که ادامه‌ای بر دو فصل قبل مجموعه‌ای با نام «لیسانسه‌ها» است.
    نویسندگی «لیسانسه‌ها» را سروش صحت و ایمان صفایی باهم برعهده داشتند که در دو فصل به تولید رسید و از شبکه سه سیما پخش شد و «فوق لیسانسه‌ها» از اواخر فروردین کلید خورد.
    هوتن شکیبا، امیر کاظمی، امیرحسین رستمی، عرفان برزین، بیژن بنفشه‌خواه، مهران رجبی، متین ستوده، رویا میرعلمی، کاظم سیاحی، عزت‌الله مهرآوران و آتنه فقیه نصیری از بازیگران اصلی این سریال هستند.
    زمان پخش این سریال هنوز مشخص نیست اما به احتمال زیاد، با پایان نمایش سریال «گیله‌وا»، «فوق لیسانسه‌ها» روی آنتن می‌رود.
     

  • واکنش جاودانی به ارائه طرح از سوی مزدک میرزایی به تلویزیون: تصویب نشدن طرح لزوما به معنای اینکه نخواهند شما کار کنید، نیست

    پیرو مصاحبه‌ روز گذشته رضا جاودانی با ایسنا که با عنوان «عده‌ای در صداوسیما چلوکباب می‌خورند و عده‌ای دیگر نان خشک!» در این خبرگزاری منتشر شد، این مجری برنامه‌های ورزشی به تکمیل پاره‌ای از مطالب عنوان شده در این گفت‌وگو پرداخت.
    به گزارش ایسنا؛ این مجری تلویزیون در تکمیل مطالبی که درباره‌ی ماجرای مهاجرت مزدک میرزایی اظهار کرده بود، توضیح داد: من و آقای میرزایی و سایر دوستان بیش از ۲۰ سال است که در شبکه سه سیما هستیم و به هر حال، روزگاران مختلف با این شبکه کار کردیم. روز خوب داشتیم و روز خوب هم نداشتیم و همیشه این مسائل بوده است؛ ولی اینکه این مساله از طرف شبکه سه باشد که ایشان تحت فشار قرار گرفته و رفته باشد، اینگونه نبوده و شاید فشارهای دیگر باعث شده که ایشان تصمیم به این کار گرفته‌اند.
    جاودانی درباره‌ی بخش دیگر این مصاحبه‌ با موضوع علت رفتن مزدک میرزایی و ارائه طرح از سوی وی به تلویزیون، چنین توضیح داد: «من خبر ندارم آقای میرزایی طرحی داده بودند یا خیر. مساله‌ی دادن یا ندادن طرح، کلی است؛ در اوقاتی طرح شما مورد قبول قرار می‌گیرد و در مواردی خیر. برای خود من همین اتفاق افتاده بود. در دوره‌ی قبلی (چند سال قبل) طرح داده بودم که به دلیل نداشتن وقت و آنتن طبیعتا نتوانسته بودند جایگزین کنند.»
    او تاکید کرد: «تصویب نشدن طرح لزوما به معنای اینکه نخواهند شما کار کنید، نیست. اما زمانی هم هست که ممکن است طرح شما با توجه به وضعیت آنتن شبکه مورد قبول قرار بگیرد. طرحی ببرید انجام بشود و کارهایش صورت بگیرد و به قرارداد برسد و شما بتوانید آن طرح را کار کنید.
    من خبر نداشتم از اینکه آقای میرزایی طرحی داشتند یا خیر؛ اما به طور کلی گفتم برای من هم این اتفاق افتاده است. اگر طرح آقای میرزایی تصویب نشده است، برای من هم اتفاق افتاده است که طرح به هر علتی تصویب نشده است اما می‌توانست در آن مقطع زمانی، طرح توجیه پخش نداشته باشد یا آنتن نداشته باشند.
    من در زمان مدیریت قبلی طرح داده بودم اما در مصاحبه اینگونه برداشت می‌شد که من تازگی طرح داده‌ام؛ اتفاقا به تازگی به من پیشنهاد داده بودند که برای یک برنامه قدیمی طرح بده به نام دایره طلایی که الان در حال صحبت هستند.»
    وی درباره اظهاراتش مبنی بر اینکه عنوان کرده بود، عده‌ای در سازمان صداوسیما اوضاع خوبی دارند و عده‌ای اوضاع خوبی ندارند، توضیح داد: بله اینگونه هست؛ ولی منظور این است که درآمد و اشل حقوقی گروه ورزش شبکه‌های مختلف در سازمان کمتر از سایر گروه‌هاست. بهتر است اینگونه نباشد و منصفانه توزیع شود. امیدوارم با تلاش دوستان در گروه ورزش شبکه سه این اتفاق بیفتد و یک جورهایی دستمزدهای دوستان را به حدی برسانند که نیازی نباشد، آدم جای دیگری کار کند و یک گزارشگر و مجری با خیال راحت و بدون دغدغه بتواند به کارش بپردازد و کیفیت کارش را بالا ببرد.
  • آقای تلویزیون! چاه مکن بهر کسی…

    بخش خنده دار ماجرا این است که خود تلویزیون، مهاجران زیادی به خارج از مرزهای ایران داشته است. مزدک میرزایی آخرین نمونه آن و سید محمد حسینی مشهورترین آن.

    به نظر شما اگر در رسانه‌ای مثلا یک روزنامه یا یک سایت، مصاحبه شونده‌ای می‌گفت:«طعم سه تا چیز تو دنیا متفاوته یکی پنیر یکی شراب یکی زن» تلویزیون چه برخوردی می‌کرد؟
    به نظر شما اگر در رسانه‌ای مثلا یک روزنامه یا یک سایت، مطلبی نوشته می‌شد که صدای اعتراض تقریبا نیمی از جامعه را بلند می‌کرد، تلویزیون چه برخوردی می‌کرد؟
    به نظر شما اگر در یکی از تلویزیون‌های اینترنتی اتفاقی مانند شبکه کیش می‌افتاد، تلویزیون چه برخوردی می‌کرد؟
    بگذارید برایتان بگوییم. این اتفاق‌ها را آنقدر بزرگ می‌کرد تا آن رسانه تعطیل و احتمالا فرد اشتباه کننده راهی زندان شود. کافی است یک هفته پشت سر هم اخبار ۲۰:۳۰ شبکه دو تلویزیون را نگاه کنید تا متوجه شوید چه می‌گویم.
    وقتی نوبت به اشتباهات خود تلویزیون می‌رسد، این اشتباهات فردی خطاب می‌شود و مجریان می‌گویند نباید آن را به کل سازمان صداوسیما تعمیم داد. کاری که دقیقا خود تلویزیون انجام نمی‌دهد.
    در برنامه‌های سیاسی تلویزیون که الان رسما در اختیار جریانی خاص است هرگاه به مسؤولانی که زمانی در ایران پست داشتند و الان در خارج از کشور هستند می‌رسند، آنها را به اصلاح طلبان وصل می‌کنند و می‌گویند تفکر اصلاح طلبی یعنی این!
    بخش خنده دار ماجرا این است که خود تلویزیون، مهاجران زیادی به خارج از مرزهای ایران داشته است.  مزدک میرزایی آخرین نمونه آن و سید محمد حسینی مشهورترین آن. چه بازیگرانی که سابقه کار در تلویزیون را داشتند راهی شبکه‌های ماهواره‌ای شدند.
    یک ضرب المثل قدیمی‌ است که خوب است مدیران تلویزیون آن را یک بار دیگر مرور کنند:« چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی»
    تلویزیون وقتی به خودش می‌رسد سکوت می‌کند و با به سرعت با ماست مالی کردن ماجرا، سعی می‌کند به گونه‌ای القا کند که گویی نه خانی آمده است نه خانی رفته است. اما وقتی نوبت به دیگران می‌رسد به خاطر یک دستمال قیصریه را به آتش می‌کشد.
    گزارش یک از مجری‌های ورزشی در مورد ماندن سعید معروف در آمریکا و یا برخی از گزارش‌های فرهنگی در مورد تئاترها، فیلم‌های سینمایی و کتاب‌ها، نمونه بارز رفتار آقای تلویزیون با دیگران است.
    رخ دادن اشتباه و وصل کردن آن به زمین و زمان  آسان ترین کار ممکن است. کار آسانی که تلویزیون در آن استاد است.
    شوخی نابه‌جای مجری شبکه سه با لوگوی باشگاه استقلال، یک اشتباه بود. مجری فکر می‌کرد با این کری خواندن برنامه را جذاب می‌کند و فکر نمی‌کرد احساسات استقلالی‌ها با این شوخی جریحه دار می‌شود. با عذرخواهی و جبران اشتباه، مسئله حل می‌شود و تمام.
    تلویزیون و همه ما باید بدانیم که در هر کاری مثل کار رسانه، اشتباه رخ می‌دهد و نباید با این اشتباه به گونه‌ای برخورد کنیم که کار به اخراج و تعطیلی برسد.
    به قول حضرت حافظ:
    گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ // تو در طریق ادب باش و گو گناه من است
    سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست // معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست