برچسب: جنگ ایران و اسرائیل

  •   ۳ پرده از یک بحران ۱۲ روزه/ اول: تنها در میدان

      ۳ پرده از یک بحران ۱۲ روزه/ اول: تنها در میدان

    در میانۀ پرتاب موشک‌ها و شعله‌های آتش جنگ، آنچه بیش از انفجارها به چشم آمد، سکوت منطقه بود؛ سکوتی سنگین‌تر از صدای جنگنده‌ها و انفجار بمب‌ها. هم‌پیمانان ایران نظاره گر بودند و بر اساس محاسبات هزینه-فایده تصمیمات خود را اتخاذ کردند.ایران در روزهایی که بیش از همیشه نیاز به پشتیبان داشت، تقریبا تنها بود. این تنهایی ژئوپلتیکی نه یک حادثه زودگذر، بلکه یک هشدار قوی استراتژیک است. یک هشدار استراتژیک از نوع فوق امنیتی!

     
3 پرده از یک بحران 12 روزه/ اول: تنها در میدان

      عصر ایران؛ سمیرا فرخ منش- جنگ ۱۲ روزه اخیر حرف های بسیار برای گفتن، درس های زیاد برای آموختن و تجارب فراوان برای تکرار نشدن در خود داشت.  رویارویی ایران با یکی از قدرت های هسته‌ای جهان در سطحی رخ داد که بخشی از ناظرین جهانی لب به تحسین گشودند و بخشی دیگر با دقت پی‌گیر آمار موشک‌های رد و بدل شده بودند.

    اما آنچه مهم است، نه تعداد موشک‌ها، بلکه نواقص، کمبودها و ضعف‌هایی بود که گفتن آنها شاید موجب آزردگی عده‌ای شود، اما ضروری به نظر می‌رسد. این یادداشت سعی دارد جنبه های منفی این رخداد را در ۳ بخش مورد بررسی قرار دهد:

    نخستین بخش قابل توجه که می توانست به شکل دیگری ظاهر شود، تنهایی منطقه‌ای ایران در میان دیگر بازیگران بود.

    شاید تا پیش از وقوع درگیری انتظار می‌رفت در صورت درگرفتن تقابل نظامی، منطقه دست به یارکشی بزند و ایران در کنار یاران دیپلماتیک خود و اسراییل در کنار متحدین خود قرار بگیرد. اما واقعیت این ۱۲ روز تصویر دیگری از این یارکشی نشان داد و آنچه دیدیم چیزی جز سکوت، بی طرفی و احتیاط نبود.
    از کشورهای عربی خلیج فارس تا ترکیه و روسیه دوست و برادر هیچ کدام نقش یک متحد نظامی، یا همراه دیپلماتیک را بازی نکردند و آنچه خودنمایی می‌کرد، تنهایی ژئوپلتیک ایران در منطقه بود.

    این میزان از تک افتادگی هم پرسش هایی را در اذهان پدید می‌آورد و هم به نظر تصویر جدیدی از شکل توازن قدرت ژئوپلتیکی در خاورمیانه ترسیم می‌کند.

    پرسش هایی از این جنس که آیا میان ظرفیت نظامی ایران و بدنۀ دیپلماسی منطقه شکافی به وجود آمده است؟ آیا سیاست‌گذاری های راهبردی ایران که گروه های موسوم به نیابتی یا محور مقاومت را شکل داده بود، دچار آسیب شده‌؟

    حمایت های زبانی به جای پشتیبانی راهبردی

    روسیه هیچگاه موضع محکم دفاعی درباره ایران نگرفت و صرفا خواستار آتش‌بس فوری شد. کشوری که شاید اتنظار می‌رفت بیشترین میزان حمایت از همسایه خود را داشته باشد.

    طی سال‌های اخیردر کنار رقابت روسیه و آمریکا، به حدی از تبادلات نظامی و اقتصادی میان ایران و روسیه حرف و سخن بوده که توقع پشتیبانی‌های تسلیحاتی از ایران انتظار زیادی به نظر نمی‌رسید.

    رفتارهای روسیه طی این ۱۲ روز تبادل موشک میان ایران و اسراییل، محدود شد به محکومیت حملات علیه ایران، اعلام آمادگی برای میانجی‌گری وحمایت از حق ایران برای برخورداری از انرژِی هسته‌ای!

    با دقت در کنش های سیاسی این کشور دور از ذهن نیست که روسیه را نگران روابط دیپلماتیک خود با اسراییل ببینیم.

    به زبان دیگر مسکو تمایل داشت تا مناسبات خود را با اسراییل به خطر نیندازد و بیش از این خود را دچار انزوای بین‌المللی نکند. گویا تبعات جنگ با اوکراین برای پوتین کافی به نظر می‌رسد و قصد ندارد به خاطر ایران هزینه مشابهی پرداخت کند.

    دولت‌های حاشیۀ خلیج فارس مصداق سکوت کامل در بحران اخیر بودند.  این کشورها تلاش کردند تا در بی‌طرفی آشکار باقی بمانند و از این طریق تعادلی میان روابط خود با امریکا و ایران  به صورت هم‌زمان برقرار کنند.  چون مدتی بود عربستان سعودی تمایل به تنش زدایی با ایران را در کنش‌های سیاسی خود نشان می‌داد، طبیعی به نظر می‌رسید که قصد بر هم زدن آن را نداشته باشد. اما از سوی دیگر امارات و قطرو بحرین و کویت و عربستان خواه ناخواه میان ایران و آمریکا قرار دارند و به واسطه وجود پایگاه های نظامی ایالات متحده، بخشی از تمامیت ارضی آنان همیشه مورد تهدید است.

    همین می تواند انگیزه اصلی آنان از اصرار بر پایان جنگ ایران و اسراییل و عدم حمایت از هیچ کدام آنها باشد.  قطعا کشورهای عربی از تشدید تنش ها متضرر می‌شوند و به همین علت از کمک های لجستیکی یا نظامی به ایران خودداری کردند.  همچنان که اعداد و ارقام تبادلات اقتصادی و نظامی میان این کشورها و ایالات متحده به روشنی نشان دهنده این امر است که کشورهای عربی به رغم محکومیت جنگ، امکان طرفداری از ایران نداشتند.

    ترکیه با وجود آنکه در دوران تنش های دیپلماتیک با اسراییل به سر می برد، اما حاضر نشد هیچ حمایت معناداری از ایران داشته باشد و از پشتیبانی های تسلیحاتی دریغ ورزید.  در این دوران ترکیه بیشتر تمرکز خود را بر شمال عراق و سوریه گذاشته بود  و به نظر می‌رسید در موقعیت بحرانی میان ایران و اسراییل، آن منطقه برایش دارای اهمیت بیشتری بود.

    عراق هیچ حضور مستقیمی در جهت حمایت از ایران نداشت. به رغم آنکه پس از استفاده اسراییل از آسمان عراق (بدون اجازه این کشور) و ثبت شکایت رسمی عراق حریم هوایی خود را بست، اما دخالتی در راستای رفتارهای دفاعی ایران نداشت. با وجود آنکه ایران طی دو دهه اخیر حضور قدرت‌مند، تاثیرگذاری و مثبتی در این کشور داشته  و انتظار می‌رفت در زمان بحران، بتوان روی حمایت‌های بغداد حساب کرد.

    پاکستان نیز حمایت زبانی خود را از تهران اعلام کرد و به رغم اینکه در بعضی اخبار به حمایت هسته ای این کشور از ایران اشاره شد، اما مدتی بعد تکذیب شد. آنچه به عنوان موضع رسمی پاکستان طی این ۱۲روز دیده و شنیده شد مواضع وزیر دفاع با این مضمون بود که “اگر امت اسلامی متحد نشوند فردا هرکدام با همین وضعیت مواجه خواهیم بود.” نخست وزیر پاکستان نیز حملات اسراییل را محکوم کرد و آن را نقض فاحش حقوق بشر دانست. در واقع کنشی که پاکستان نشان داد نوعی توازن احتیاط آمیز بود و عدم تمایل به ورود به جنگ را نشان می‌داد.

    افغانستان نیز در طول جنگ حق ایران برای دفاع را به رسمیت شناخت و تجاوز به حریم هوایی ایران را محکوم کرد اما بیشتر نگران بازگشت مهاجرینی بود که از ایران قصد بازگشت دارند. در مجموع پاکستان بر همبستگی دیپلماتیک و اجتناب از ورود مستقیم یا همکاری با ایران تاکید داشت و افغانستان نیز بیشتر تا کید بر حق دفاع ایران و مسایل انسانی مرتبط داشت.

    گروه های نیابتی و محور مقاومت نیز امکان حمایت نداشتند. درحالی که با توجه به پیشینه مناسباتی میان ایران و برای مثال حزب‌الله، انتظار میرفت که ایران شاهد “مواضع درگیر” از سمت آنان باشد اما به دلیل آسیب‌هایی که طی یک سال اخیر متوجه حزب الله بوده، در سکوت باقی ماند. همچنین گروه انصارالله که تهدیدات لفظی بیان کرد اما رفتار عملی از او دیده نشد. نیروهای حشدالشعبی نیز ترجیح دادند در موقعیت محافظه کارانه سیاسی خود بمانند و حتی بیانیه رسمی مبنی بر حمایت از ایران نیز صادر نکردند  و همین امر وابستگی جدی امنیتی بغداد به غرب را بیش از پیش آشکار می‌سازد. در این میان فقط انصارالله یمن بازیگرانی بودند که چند حمله موشکی به بندر ایلات داشتند.

    می‌توان این‌طور ادعا کرد تقریبا تمامی بازیگران منطقه تمایل داشتند تا موضع “دوجانبه” را در پیش بگیرند. یعنی در عمل به رغم انتقاداتی که به اسراییل یا وقوع جنگ داشتند، هم‌زمان روابط خود را با ایران و امریکا در همان سطحی که بوده حفظ کنند.

    اجتناب آشکار از  ورود مستقیم به درگیری به چهار دلیل کلی رخ داد:

    نگرانی بابت درگیر شدن در جنگ با اسراییل، تحولات مربوط به توازن قدرت در منطقه ( از تبعات صلح ابراهیم اعراب و اسراییل)، حفظ تعاملات با غرب و فرسایش قدرت نظامی و لجستیکی بازیگران محور مقاومت.

    یک آزمون مهم برای ایران

    در چنین حالتی آنچه نصیب ما می شود، می‌تواند نوعی ضعف در عمق راهبردی منطقه ای ایران باشد. در عین حال که در چنین شرایطی، تصمیم‌گیری درباره ادامه یا پایان جنگ یا میانجی‌گری به جای اعضای منطقه، به دست آمریکا افتاد.

    به زبان دیگر ارتباطی که بین کنش های سیاسی و حمایت های دفاعی میان بازی‌گران منطقه بود (یا باید می‌بود) دچار ضعف شده و “عمق سازی راهبردی” ایران نیازمند ترمیم جدی و بازنگری اساسی است.

    بنابراین می‌توان این جنگ ۱۲ روزه را نوعی آزمون ارزیابانه برای بررسی سرمایۀ ژئوپلتیکی منطقه‌ای ایران دانست. آزمونی که نتیجه آن اگر نشان‌دهندۀ انزوای منطقه‌ای باشد، قابلیت تبدیل به تهدیدات استراتژیک را نیز داراست.

    در میانه پرتاب موشک‌ها و شعله‌های آتش جنگ، آنچه بیش از انفجارها به چشم آمد، سکوت منطقه بود. سکوتی سنگین‌تر از صدای جنگنده ها و انفجار بمب‌ها. هم‌پیمانان ایران نظاره گر بودند و بر اساس محاسبات هزینه-فایده تصمیمات خود را اتخاذ کردند.

    ایران در روزهایی که بیش از همیشه نیاز به پشتیبان داشت، تقریبا تنها بود. این تنهایی ژئوپلتیکی نه یک حادثه زودگذر، بلکه یک هشدار قوی استراتژیک است. یک هشدار استراتژیک از نوع فوق امنیتی!

  • تشکر عراقچی از ارمنستان

    وزیر خارجه ایران در رایزنی تلفنی با همتای ارمنستانی خود، از تلاش‌ها و مساعدت‌های ایروان جهت تسهیل موضوعات کنسولی اتباع ایرانی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه قدردانی کرد

    تشکر عراقچی از ارمنستان

    به گزارش خبرآنلاین، «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و «آرارات میرزویان» وزیر امور خارجه ارمنستان، امروز سه‌شنبه در یک گفت‌وگوی تلفنی، آخرین وضعیت روابط دوجانبه و تحولات منطقه‌ای پس از تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران و اعلام توقف تجاوز این رژیم را مورد بررسی و تبادل‌نظر قرار دادند.

    وزیر امور خارجه ایران ضمن تشریح وضعیت کنونی، بر مسئولیت جامعه جهانی و سازمان ملل برای پاسخگو کردن آمریکا و رژیم صهیونیستی به دلیل تجاوز علیه حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی ایران و نقض تمامی اصول و قوانین بین المللی تاکید کرد.

    عراقچی در ادامه با اعلام محکومیت قاطع اقدامات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در حمله به کشورمان، تصریح کرد که جمهوری اسلامی ایران حق خود را جهت شناسایی متجاوز و پرداخت خسارت در سازمان‌های بین‌المللی به طور جدی پیگیری می‌کند.

    وزیر خارجه ایران در این تماس ضمن تشکر از مواضع دولت ارمنستان، از تلاش‌ها و مساعدت‌های دولت ارمنستان جهت تسهیل موضوعات کنسولی اتباع ایرانی در دوره ۱۲ روز جنگ تحمیلی علیه کشور قدردانی کرد.

    میرزویان نیز در این گفت‌وگوی تلفنی، با محکومیت مجدد اقدامات تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، از توقف درگیری‌ها که منجر به ثبات و کاهش تنش در منطقه می‌شود، استقبال کرد.

  • مطهری: بعید می‌دانم رژیم صهیونیستی دوباره به ایران حمله کند

    علی مطهری نایب رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی گفت: حتی در اروپا هم حرکت‌هایی برای حمایت از ایران صورت گرفت.

    مطهری: بعید می‌دانم رژیم صهیونیستی دوباره به ایران حمله کند

    به گزارش رسا نشر به نقل از خبرآنلاین، علی مطهری نایب رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی گفت: دولت‌های حاشیه خلیج فارس و کشورهای عربی نیز از اصابت موشک به تل آویو و حیفا خوشحال بودند.

    بنا بر روایت خبرگزاری دانشجو، وی گفت: سیاست ایستادگی ایران در مقابل رژیم صهیونیستی کاملا درست است و باید منجر به حذف رژیم شود.

    مطهری افزود: دولت‌های خلیج فارس و عربی نیز از اصابت موشک به تل آویو و حیفا خوشحال بودند.

    وی ادامه داد: حتی در اروپا هم حرکت‌هایی برای حمایت از ایران صورت گرفت.

    نایب رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی گفت: اگر ما کنار فلسطین هم نبودیم رژیم صهیونیستی ما را رها نمی‌کرد؛ سیاست آمریکا این است که هیچ کشوری در منطقه از رژیم صهیونیستی قوی تر نباشد.

    وی ادامه داد: یکی از عوامل درگیری ما با رژیم صهیونیستی مسئله اشغال سرزمین اسلامی است؛ وظیفه ما این است که از مظلوم دفاع کنیم.

    مطهری گفت: اگر ما کنار فلسطین هم نبودیم رژیم صهیونیستی ما را رها نمی‌کرد زیرا سیاست آمریکا این است که هیچ کشوری در منطقه از رژیم صهیونیستی قوی تر نباشد.

    وی افزود: عربستان که تا حد زیادی با آمریکا راه می‌آید آنطور آزاد نیست و وابسته به آمریکاست.

    نایب رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی گفت: تا زمانی که این رژیم در منطقه حضور دارد هیچ کشوری در خاورمیانه به توسعه خود نمی‌رسند.

    مطهری گفت: ترامپ و نتانیاهو از روز سوم چهارم جنگ حرف‌هایشان را تغییر دادند.

    نایب رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی افزود: اتحاد وصف ناشدنی بین مردم ایجاد شد و این دستاورد بسیار مهمی بود و نشان داد مردم از رشد سیاسی برخوردار هستند.

    وی افزود: رژیم فکر نمی‌کرد بعد از شهادت فرماندهان ایران اینگونه واکنش انجام دهد؛ دشمن در این دو مورد اشتباه کرد.

    مطهری افزود: بعید میدانم رژیم صهیونیستی دوباره به ایران حمله کند.

    نایب رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی افزود: آمریکا نمی‌خواست جنگ ادامه پیدا کند زیرا پایگاه‌های آمریکا به ایران نزدیک است و در دسترس ایران است.

    وی در پایان افزود: قرائن نشان می‌دهد دشمن به این زودی‌ها دست به حمله نخواهند زد زیرا فایده به حالشان ندارد.

  • خلاء مشهود اطلاع رسانی امنیتی – نظامی در زمان جنگ و پسا‌‌جنگ

    اطلاع رسانی سریع و به موقع به شهروندان برای حفظ جان و خروج از محدوده جنگی و خطرساز از بدیهیات جنگ است که هر دولتی باید این خدمات را در زمان جنگ به شهروندانش ارائه دهد.

    پدافند تهران

    به گزارش پایگاه خبری رسا نشر بنابر گزارش های مردمی در ساعات اولیه شب دوشنه ۹ تیر پدافند تهران در شمال  و شرق تهران فعال شده است. همچنین برخی کاربران از شنیده شدن صدای انفجار در تبریز و مراغه خبر دادند. بلند شدن صدای انفجار و عملکرد پدافند آن هم در شرایط آتش‌بس ناپایدار و انتشار شایعاتی مبنی بر آماده سازی رژیم صهیونیستی برای حمله دوباره به خاک ایران، موجب ترس و اضطراب در بین هموطنان می‌شود.

    متاسفانه در طول جنگ ۱۲ روزه اطلاع‌رسانی در رابطه با شرایط نظامی شهرها و مناطق تهران و امنیت محل‌ها از سوی صدا و سیما و رسانه های رسمی بسیاز ضعیف بود. و تا قبل از محدودیت‌های اینترنت کانال‌ها و رسانه‌های ضد‌انقلاب تبدیل به مرجع خبری و منبع موثق حملات و انفجارهای تهران و سایر شهرها شدند. رسانه‌های رسمی مانند صدا و سیما بیشتر وقتشان را به تحلیل و برنامه های حماسی می گذراندند و حملات رژیم اشغالگر صهیونیست به داخل خاک کشور را بنا بر مصلحت‌های خودشان یا پوشش نمی دادند و یا با کمترین اهمیتی بازخورد می دادند. معمولاً اطلاعیه ها و گزارشاتِ پس از حمله و انفجار، ساعاتی بعد و در بخش های خبری به اطلاع شهروندان می رسید. اما مردم به خصوص تهرانی ها به دنبال این بودند که بدانند کجاها مورد حمله قرار گرفته؟ چقدر با محل کار و سکونتشان فاصله دارد؟ و آیا محل سکونت خانواده، دوستان و عزیزانشان از حملات موشکی و پهپادی در امان بوده است؟

    اینکه حکومت و مردم ایران در جنگ ۱۲ روزه تحمیلی مانند شهروندان اسرائیلی آمادگی لازم را نداشتند و ما در کشوری زندگی می کنیم که از آخرین جنگ آن ۳۶ سال می گذرد، کاملاً درست است. بنابراین می‌توان گفت مانند یهودیان سرزمین های اشغالی در شرایط جنگی زندگی نمی‌کنیم و زیاد بلدش نیستیم. اما اطلاع رسانی سریع و به موقع به شهروندان برای حفظ جان و خروج از محدوده جنگی و خطرساز از بدیهیات جنگ است که هر دولتی باید این خدمات را در زمان جنگ به شهروندانش ارائه دهد. اینکه در چه محله‌هایی حمله صورت گرفته است و شهروندان چه باید و نبایدهایی را باید رعایت کنند را می‌شد به آسانی برنامه‌ریزی و اطلاع‌رسانی کرد.

    شبکه خبر: حمله اسرائیل به چند استان دیگر/ بلند شدن دود از منطقه نطنز اصفهان/ تسنیم: صدای انفجار در کرمانشاه هم آمد

    اگرچه جنگ و تبادل آتش چندروزیست متوقف شده و مشخص نیست که آیا دوباره حکومت تروریستی و جنایتکار نتانیاهو توان و جرأت تکرار اشتباهش را دارد یا خیر!. اما در داخل کشور نباید این ماجرا پایان یافته تلقی شود. نگاه به خدعه‌ها و نیرنگ‌های سیاست‌مداران غربی خصوصاً ترامپ دروغگو و موهم،  به ما یادآور می شود که طرف مقابل هر لحظه ممکن است یک حماقت دیگری بکند. بنابراین باید با دقت عملکردِ تمام قوا، سازمان‌ها و نهاد‌ها در ۱۲ روز جنگ بررسی و ضعف‌هایمان شناسایی و مرتفع گردد.

    یکی از مهمترین ضعف‌های آشکار همین اطلاع‌رسانی است که باید یک سخنگوی مستقل اما هماهنگ با همه دستگاهها در هر لحظه وقایع و دستورالعمل‌های صادره را  انعکاس دهد. آنها در تلاویو از لحظه شلیک موشک‌های ما به شهروندان‌شان اطلاع می‌دادند و همه را به سمت پناهگاه‌ها هدایت می‌کردند. درست است ما پناهگاه عمومی نداشتیم و  هنوز یک زیرساخت و پلتفرم همگانی و فراگیر مناسب برای این شرایط نداریم. اما آنقدرها هم دستمان بسته نیست. می‌توان با استفاده از جوامع تشکیل شده در بسترهای مختلف دولتی و خصوصی در لحظات مهم و حیاتی از طریق تلفن‌های همراه اطلاع‌رسانی کرد. از ارسال پیامک گرفته تا ارسال نوتیفیکیشن در برنامه‌های پرمخاطب مانند اسنپ، تپسی و … . ضمن اینکه ایرانسل و همراه اول در روزهای عادی از طریق دکل های BTS با ارسال روزانه صدها پیامک تبلیغاتی اینباکس ما را سوارخ می‌کنند، نمی‌شد امشب از طریق همین سامانه ساعاتی قبل به مردم مناطق شمالی و شرقی تهران اطلاع داد که عملکرد پدافند به جهت تست و بررسی آمادگی است و خطری تهدیدشان نمی کند؟

    در همه خانه‌ها افراد مسن، بیمار و کودکانی هستند که در طول سه‌هفته اخیر دچار تروما، استرس و فشارهای فراوانی شده‌اند. اگرچه که حفظ آمادگی دفاعی بسیار واجب و حیاتی است، اما می‌شود با یک اطلاع‌رسانی ساده قبل از اقدامات کنترلی، از آلام این گروه‌ها کاست و از طرفی هم مانع از انتشار شایعه و ایجاد فضای رعب و وحشت توسط افراد و رسانه‌های ضد‌انقلاب شد. در رابطه با خبر عملکرد پدافند برای تست، تا خبر به صورت رسمی منتشر شود، دهها مطلب و شایعه باعث ایجاد فضای رعب و وحشت در فضای مجازی شد. یک خبر خوب که نشان از آمادگی کامل نظامیان فداکار و  از‌ جان‌گذشته نیروهی مسلح‌مان برای دفاع از مردم در برابر تجاوزات دشمن می‌داد، با عدم اطلاع‌رسانی درست، ساعاتی فضا را برای سوء استفاده بدخواهان ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران فراهم کرد.

    پی نوشت:

    اطلاع رسانی و شیوه بیان خبر در شرایط جنگی با توجه به مسائل امنیتی و نظامی خصوصاً در رابطه با حملات دشمن به داخل و جلوگیری از دادن اطلاعات حیاتی مانند موقعیت مکانی، آسیب‌ها، نمایش تجهیزات و تصاویر محل ها و هرچه که به عنوان یک داده ارزشمند نظامی و امنیتی تلقی شود، نیاز به کارشناس متخصص و خبره دارد و حتماً باید جوانب آن سنجیده و با نهادهای بالادستی هماهنگ شود. اما می‌توان با مخابره درست و به موقع یک اعلان به شهروندان در منظقه مورد حمله، اولاً جان شهروندان را حفظ کرد و از افزایش کشته ها و زخمی ها جلوگیری کرد و ثانیاً از بروز مشکلات بعدی مانند حضور بی دلیل در محل های حادثه و … جلوگیری کرد.

  • آقای وزیر ارتباطات، اینترنت اختلال دارد!

    همانگونه که به طرفه العینی اینترنت را با یک دکمه قطع می کتید، در زمان وصل شدن هم دستتان روی دکمه نلرزد!

    به گزارش رسا نشر-  2 روز پس از برقراری آتش‌بس بین ایران، آمریکا و اسرائیل، بر اساس خبری که وزیر محترم ارتباطات اعلام کرد، محدودیت‌های اینترنت بین‌الملل برطرف شده و وضعیت به حالت قبل بازگشته است.

    آقای وزیر ارتباطات، اینترنت اختلال دارد!

    در روز دوم شروع جنگ تحمیلی اسرائیل بر ضد ایران و حملات صهیونیست‌ها به خاک ایران، اختلال در اینترنت جهانی آغاز گردید. اکثر سایت‌های خارجی با کمترین پهنای باند ممکن باز می‌شدند و فایروال و آی‌پی‌های بسیاری مسدود شدند. با افزایش تنش‌ها و شدت حملات از دو سمت جبهه جنگ، اینترنت جهانی به یکباره در سراسر کشور قطع و اینترنت بر بستر شبکه ملی ارتباطات یا همان اینترنت ملی جایگزین گردید.

    از تهران گرفته تا دورافتاده نقاط ایران که هیچ خبری از تهاجم دشمن در آن نبود، اینترنت قطع شد و تنها امکان استفاده از اپلیکیشن‌ها و سایت‌های داخلی فراهم گردبد. اگرچه همین هم دچار اختلالات بسیاری بود، چراکه دسترسی به کلی حتی برای سرورها هم قطع شده و امکان ارسال و دریافت داده از طریق API هم فراهم نبود. از اینرو می توان گفت اکثر سایت‌هایی که روی سرورهای داخلی هم بودند مشکلات بسیاری داشتند.

    گفته شد دلیل قطع شدن اینترنت استفاده عناصر خودفروخته موساد برای ارسال لوکیشن شخصیت ها و مسئولین، به پرواز دراوردن ریزپرنده‌ها و پهپاد های کنترل از راه دور و افزایش حملات سایبری و هک سامانه‌های مالی و تجاری است. ما به عنوان شهروند به خوبی درک کردیم که در چه شرایطی هستیم و شاید برای اولین بار از قطع شدن اینترنت جهانی نه‌تنها ناراحت نشدیم، بلکه همراهی و همکاری هم کردیم! اینکه همان اینترنت ملی و پیام رسان های داخلی چقدر در این یک هفته موفق بوده‌اند را مردم باید بگویند، اما روی صحبتم با وزیر ارتباطات و پس از آتش‌بس است؛ جناب وزیر اینترنت آنچنان که شما گفتید به وضعیت قبل باز نگشته است. اختلال داریم! هر روز هم بدتر از دیروز. خیلی از آی‌پی‌ها و فایروال‌ها همچنان در برخی آی‌اس‌پی‌ها مسدود هستند. سرعت اینترنت در هر لحظه تغییر می‌کند. ما که عملا از روز دوم دسترسی به سایت رسا نشر را از دست دادیم و نتوانستیم در آن روزهای مهم خدمت رسانی کنیم! اکنون هم سایت رسا نشر روی هر شبکه ای یک وضعیت متفاوت دارد. اینترنت مخابرات ما را مسدود کرده، روی  ایرانسل و سامانتل آنلاین هستیم. سایتمان روی آسیاتک باز می شود، روی پارس آنلاین نه

    دستتان درد نکند که به حرف امثال محمد جواد های لاریجانی گوش نمی‌دهید، اما خواهش می‌کنم همانگونه که به طرفه العینی اینترنت را با یک دکمه قطع می‌کتید، در زمان وصل شدن هم دستتان روی دکمه نلرزد! هرچند امنیت کشور و کاربران بسیار مهم‌تر و مقدم‌تر بر هرچیزی است، اما می‌توان کاری کرد که رضایت کاربران هم حاصل شود.

    با تشکر

    مهدی سوری

  • خبرگزاری رسمی صهیونیسم: اسرائیل اینترنشنال

    اینترنشنال، دفتر مرکزی روابط عمومی دولت اسرائیل، اتاق فکر موساد و شعبه مرکزی اداره تجزیه طلبان خاک ایران و در نهایت رابط موساد با بی وطن های بزدل فراری برای طراحی نقشه ترور، قتل و نا امنی در داخل خاک ایران است!

    اسرائیل اینترنشنال

    پایگاه خبری رسا نشر- حتی نمی شود به هیچ شکلی نام مقدس ایران را در کنار نام منحوسش قرار داد. در طول ۱۲ روز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل با ایران شنیدن صدایشان که متاسفانه به زبان پاک فارسی بود، آزارمان می‌داد. از چه چیزی حرف می‌زنیم؟ از شبکه منحوس اسرائیل اینترنتشال. از بلندگوی تبلیغاتی دشمن ایران و ایرانی! از مشوق حمله و موشک باران شهرها و ساختمان‌ها در ایران. از خوی حیوانی مدیران و مجریان نجاست زده اینترنشنال که چون خوناشام متجاوزین را تشویق به ریختن خون پاک ایرانیان می‌کردند.

    شاید در روزهای اولی که شبکه اینترنشنال پا به عرصه خبررسانی گذاشت، کمتر کسی فکر می کرد که چند سال بعد روی دیگرشان را تا این حد سیاه و چرک ببیند. شبکه‌ای که در ظاهر آنقدر حرفه ای به نظر می رسید و دروغ چرا! خیلی ها هم خوششان آمد که یک رسانه با این تشکیلات و به صورت تخصصی آن هم به صورت ۲۴ ساعته و فارسی، دنیای خبر و رسانه فارسی‌زبانان را متحول خواهد کرد. روزهای اول آنچنان خوب بازی کردند که یقین شد خیرخواه ملت ایران هستند و استقلال فکری و سیاسی دارند. اگرچه مشخص بود که هدفشان، فعالیت بر ضد جمهوری اسلامی و آرمان‌های انقلاب است. رسانه های ضد انقلاب و مخالف حکومت ایران کم نیستند. بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا و … که هستند. این هم مثل بقیه.

    اما دست پنهان عناد با ایران و ایرانی در کوتاه زمانی رو شد و درست در بزنگاههای مهمی مانند حادثه ۱۴۰۱ و بعدتر در حملات اسرائیل به خاک ایران در سال ۱۴۰۳ مشخص شد که آنجا به هرچیزی شبیه است جز یک بنگاه رسانه ای مستقل! یعنی این دیگر یک رسانه ضد انقلاب مخالف با جمهوری اسلامی و صرفاً در صدد براندازی نیست. بله اینترنشنال، دفتر مرکزی روابط عمومی دولت اسرائیل، اتاق فکر موساد و شعبه مرکزی اداره تجزیه طلبان خاک ایران و در نهایت رابط موساد با بی وطن های بزدل فراری برای طراحی نقشه ترور، قتل و نا امنی در داخل خاک ایران است! خانمها و آقایان این شما و این اسرائیل اینترنشنال.

    در تمام ۱۲ روز جنگ تحمیلی اسرائیل به ایران، این شبکه تمام تلاشش را کرد تا تکمیل کننده پازل نتانیاهو بعد از حمله نظامی به خاک ایران باشد، ارتش اسرائیل حمله هوایی کنند، به ساختمان ها و زیرساخت ها آسیب بزنند. از این سوی هم موساد با همکاری این شبکه با ایجاد رعب و وحشت در داخل، مردم را ترغیب به اعتراض، شورش و بلوا کند، تا عملاً نظام هم از خارج و هم از داخل درگیر شود! به عقیده من اسپانسر این شبکه بسیار ساده لوح است و ضرر مالی فراونی بابت استخدام و بکار گیری کارشناسان دوزاری و بی سواد خود داده است. احمق ها! نه ایران را می شناسند و نه ایرانیان را. وقتی مرجع شناخت عقاید، رفتار و حالات ایرانیان کف توییتر باشد، همین می شود! در داخل هم ما یک عده ساده لوح اینچنینی داشتیم که فکر می کردند پیروز انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ شده اند! در کف توییتر همه برانداز و سلطنت طلبند. همه با جمهوری اسلامی زاویه دارند و هدفشان براندازی است. بر این عده، یک سری تندرو داخلی و متحجر بی سواد را هم اضافه کنید که فکر می کنند ایران ۹۰ میلیونی همگی پشت سر اینان به نماز و تکبیر ایستاده اند. اگرچه این دو از هم سوا هستند، اما در منش و گفتارشان که کاوش کنید، هر دو در یک مسیر و در امتداد اندیشه دشمنان ایران و ایرانی قدم بر می دارند. آنکه ایران و انقلاب را می‌زند، با آنکه در مسیر تلاش‌های دولت و مسئولین برای ایجاد ایرانِ مقتدرِ توأم با رفاه و امنیت سنگ اندازی می کند، همراه و شریک است. هر دوی این‌ها حتی اگر ایرانی باشند، فارسی زبان باشند، چه خارج و چه داخل ایران ساکن باشند، دشمن مردم ایران هستند.

    مردم ایران اگرچه مشکلات زیادی دارند، اگرچه در این سالها سختی بسیار کشیده اند و هم از تحریم خارجی ضربه خورده و هم از تقدیر داخلی آسیب دیده‌اند، اما هرگز و به این راحتی‌ها بازیچه نمی‌شوند. هیچ وعده، تهدید و فشاری نمی‌تواند مردم ایران را درگیر کند. آنچنانکه در ۲ انتخابات اخیر عده زیادی به صندوق‌ها بی اعتنا بودند و ۶۰ درصد مردم نخواستند که در انتخابات شرکت کنند، در روزهای گذشته هم اراده کردند و پشت حکومت و کشورشان ایستادند. مخالفین، بی تفاوت ها، قشر خاکستری، آسیب دیده‌ها و هر برچسبی که نامگذاری کنید، بی اعتنا به اراجیف آشغال‌های وطن‌فروش، مردانه و زنانه ایستادند و به قوای نظامی کشور اعتماد کردند. بله، جنگ سختی بود. شوک زیادی هم به ما وارد شد. خسارت‌های زیادی هم دیدیم. اما قفسه هیچ فروشگاهی خالی نشد. هیچ صفی تشکیل نشد. هیچ تجمع اعتراضی شکل نگرفت و هیچ ندای اعتراضی شبانه ای شنیده نشد. ضمن آنکه برعکس تصور احمق‌های بی‌وطن هم اتفاق افتاد! محبت و اتحاد بین مردم زیاد شد، آداب و سنن نیکوی ایرانی که رو به فراموشی بود دوباره احیا شد. همه به هم کمک کردند. از محل اقامت رایگان گرفته تا فروش بدون سود اقلام خوراکی و … . همه اینها گواه بر این بود که آرزوی از دست رفتن یکپارچگی و اتحاد ایرانیان به گور رفته و همچون بخش‌های وسیعی از تلاویو با خاک یکسان شده است.

    این را بارها گفته‌ام و خیلی از دلسوزان و روشنفکران نیز به آن اذعان دارند که ما به دلیل کج سلیقگی و محدودیت های نابجا مرجعیت رسانه‌ای را خصوصاً در زمان های اینچنینی از دست داده‌ایم. ترجیح غالب مردم در این ایام به دریافت اخبار و تحلیل‌ها از سمت دیگری غیر از رسانه های رسمی و حکومتی است. اعتماد مردم به کانال های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی بسیار بیشتر از رسانه های رسمی داخلی است. برای نمونه درست در زمان حمله ایران به اسرائیل صدا وسیما و اکثر رسانه ها یکپارچه فقط به گزارش زنده اصابت های موشک های ایرانی بر سر صهیونیست های قاصب اهتمام دارند. اما خبر فقط در تلایو و حیفا نبود. هم زمان تهران و اکثر شهرهای ایران هم درگیر موک باران و حمله هوایی پرتابه های دشمن بود. مردم می خواستند بدانند به کجای ایران حمله شده، دقیقاً چه اتفاقی رخ داده و آیا به ساختمانی حمله شده و آسیب دیده؟ نگران جان خود و عزیزانشان بودند. اما رسانه های داخلی پوشش نمی دادند و یا آنگونه که باید خبرها زنده و کامل نبود. همین باعث می شود که من نوعی برای اینکه بفهمم در نزدیکی خودم چه اتفاقی رخ می دهد به جای تماشای شلیک و اصابت موشک های سپاهمان در این کانال و آن صفحه اخبار را رصد کنم. و این خبرها کجا منتشر می شدند؟ رسانه های ضد حکومت! امثال این رویه های معیوب و حتی غلط باعث شد که اسرائیل اینترنشنال در برهه ای مرجعیت رسانه ای را از آن خود کند. اما به فضل خداوند متعال، نگاه تیزبینانه ملت شریف ایران و حماقت ها و دروغ های انبوه این رسانه باعث شد که مزیت به دست آورده را کم کم از دست بدهند. تا جایی که در طول این جنگ ۱۲ روزه و حمایت های علنی این رسانه اجنبی از حمله اسرائیل به ایران و تشویق به کشتار بیشتر مردان، زنان و کودکان و غیرنظامیان، باعث شد که روی دیگر گردانندگان اینترنشنال را ببینند و از مخاطب عادی تا سلبریتی‌ها و … از همه بخواهند که این شبکه را نبینند و از اکانت‌هایش را در شبکه‌های اجتماعی خارج شوند. شاید تا قبل از این مخاطب بسیاری پای برنامه های این شبکه می نشست تا از مشکلاتش گفته شود و گمان می کرد در نهایت قرار است این رسانه براندازی کنم و رژیم برود! اما همین مخاطب پیژامه پوش منتظر براندازی، لحظه ای و اندکی بی غیرتی، وطن فروشی و هموطن کشی را تاب نمی آورد. بمباران خانه و کشته شدن زنان و کودکان بی گناه را آن هم به دست یک رژیم تروریست که دستش به خون هزاران انسان بی گناه آلوده است را تحمل نمی کند و هرگز او را ناجی خود نمی داند. از همه بدتر حامی و مشوق آنان را برای قتل و کشتار مردان و زنان هموطنش به رسمیت نمی شناسد و نخواهد بخشید!

    در دشمنی با ملت ایران همین بس که از زمان اعلام آتش بس، عصبانیت و درماندگی در چهره کریه مجریان و کارشناسان این شبکه موج می زند و از اینکه تعداد بیشتری افراد بی گناه کشته نشده‌اند، ناراحت هستند. برای همین باز هم روی آورده اند به پخش شایعه و دروغ های حساسیت برانگیزی چون احتمال لغو آتش بس و حمله اسرائیل، شایعه انفجار در شهرهای مختلف، کمبود و گرانی کالاها و … . سناریوهای تکراری و نخ نمایی که دیگر خریداری ندارد. احمق ها همیشه دستشان رو می شود، دیر و زود دارد، اما …

    تحریریه رسا نشر

  • پاسخ نهایی کارتال به پرسپولیس؛ سلام سرخ‌ها به بحران!

    سرمربی ترکیه‌ای پرسپولیس پاسخ قطعی خود را به مدیران این باشگاه اعلام کرده و قصدی برای بازگشت به تهران ندارد.

    پاسخ نهایی کارتال به پرسپولیس؛ سلام سرخ‌ها به بحران!

    به گزارش خبرآنلاین؛ اسماعیل کارتال که در نیم فصل گذشته با تصمیم مدیران باشگاه به عنوان یک انتقال ویژه و جذاب به عنوان سرمربی پرسپولیس انتخاب شد، علیرغم باقی ماندن یک فصل دیگر از قراردادش این تیم را اکنون با چالش بزرگی مواجه کرد و قصدی برای بازگشت به نیمکت سرخ‌ها ندارد.

    به گزارش ورزش سه، اسماعیل کارتال در شرایطی به اردوگاه پرسپولیس آمد که این تیم بعد از شروع فصل با خوان کارلوس گاریدو و در ادامه کریم باقری، امیدوار بود در ادامه فصل بتواند موفقیتی بزرگ برای آرامش هوادارانش شکل دهد. رزومه قوی این مربی ترکیه‌ای و در نهایت فلسفه‌ای که به نظر می‌رسید با توجه به روحیات تهاجمی‌اش در جمع سرخ‌ها جواب دهد، اما آنطور که پیش‌بینی می‌شد کامل پیش نرفت. فارغ از آنکه شاید لیگ از دست سرخ‌ها در رفته بود و امید چندانی به کسب جام در آن نداشتند و در آسیا و لیگ نخبگان هم شانس کمی برای صعود داشتند، اما در نهایت نه در سوپرکاپ به موفقیت دست یافتند و با شکست مقابل سپاهان اولین جام را از دست دادند و هم در جام حذفی پایانی زودهنگام را تجربه کردند. آنها در لیگ نیز نتوانستند به عنوان دومی دست یافته تا سهمیه حضور در آسیا به طور کامل از دست‌شان در برود.

    با این حال هواداران پرسپولیس بخش عمده این ناکامی‌ها را به پای تصمیمات ابتدای فصل نوشتند و تدابیری که توسط مدیریت و همچنین کارلوس گاریدو نتیجه نداد. بر این اساس آنها امیدوار بودند با اسماعیل کارتال در فصل پیش‌رو به موفقیتی که مدنظرشان بودند نزدیک شده و در رقابت‌هایی که حضور داشتند، (لیگ برتر و جام حذفی) به نتیجه دست یابند.

    اسماعیل کارتال اما در آخرین تماسی که با مدیران پرسپولیس داشته به واسطه ” شرایط کنونی کشور” علیرغم “آتش بس” تصمیم خود را مبنی بر عدم بازگشت به آنها اعلام کرده است.

    این در حالی است که از چندی پیش نیز زمزمه احتمال عدم بازگشت این سرمربی ترکیه‌ای به اوج خود رسیده بود. جالب اینکه خیلی از منتقدان مدعی هستند که شرایط کنونی هیچ تاثیری بر تصمیم‌گیری اسماعیل کارتال نداشته و دلیل مخالفت وی مسائلی دیگر از جمله نارضایتی از وضعیت تقویت تیم بوده است!

    اما در جبهه مخالف این نظریه، نزدیکان باشگاه با کنار هم چیدن پازل‌ها مدعی موضوع دیگری هستند؛ اینکه باشگاه چند روز قبل از این اتفاق نمایندگان خود را به ترکیه فرستاده بود تا “کمپ اعلامی” از سوی اسماعیل کارتال برای اردوی پیش فصل در ارزروم را بررسی و مراحل نهایی را دنبال کنند از یک سو و گفتگوی چند باره و حتی حضوری (حضور حمید استیلی در ترکیه) برای صحبت با این مربی ترکیه‌ای در خصوص وضعیت تمدید قرارداد امید عالیشاه و همچنین دیگر مسائل نقل و انتقالاتی از سوی دیگر. باشگاه پرسپولیس به صورت مستند فهرست نقل و انتقالاتی این مربی برای لیست خروج و انتقال را هم در اختیار دارد و در آخرین مرحله مذاکره با دو بازیکن خارجی معرفی شده از سوی کارتال را دنبال می‌کرد تا نشان دهنده این مساله باشد که این تصمیم مبنی بر قطع همکاری و عدم حضور در تهران، ارتباطی به مسائل فنی و ورزشی ندارد و این مربی ترکیه‌ای با تصمیم شخصی و بنا به شرایط قصد بازگشت ندارد.

    با قطعی شدن عدم حضور اسماعیل کارتال در تهران و ادامه همکاری با پرسپولیس که به زودی از سوی رسانه رسمی باشگاه نیز اعلام خواهد شد، این باشگاه که طی روزهای اخیر به صورت موازی مذاکرات و بررسی‌هایی را در خصوص آینده نیمکت این تیم دنبال کرده بود، به نتیجه خواهد رساند تا طبق برنامه تمرینات پیش فصل و آماده سازی تیم از سر گرفته شود.

    باید دید در شرایط کنونی چه برنامه و تصمیمی در خصوص نیمکت مربی پرسپولیس گرفته خواهد شد؛ به نظر شما چه مربی‌ای در وضعیت کنونی شایستگی حضور روی نیمکت را خواهد داشت؟

  • «فیلترینگ» راه حمله به بانک‌ها را باز کرد؟ / vpn‌ها معمولا آلوده و مشکوک‌اند

    فیلترینگ نه‌تنها تهدیدهای سایبری را کاهش نداده، بلکه به گفته یک کارشناس امنیت سایبری، خود به بستری برای گسترش بدافزارها و تضعیف زیرساخت‌های دیجیتال کشور تبدیل شده است. او هشدار می‌دهد که آسیب‌های ناشی از این وضعیت، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند بانک‌ها و صرافی‌های رمزارز، دیگر به‌سادگی جبران‌پذیر نیستند.

    «فیلترینگ» راه حمله به بانک‌ها را باز کرد؟ / vpn‌ها معمولا آلوده و مشکوک‌اند

    آرین اقبال، کارشناس امنیت سایبری

    تینا مزدکی_ در هفته‌های اخیر، حملات سایبری گسترده علیه زیرساخت‌های مالی کشور، از جمله بانک‌ها و صرافی‌ها، بار دیگر زنگ خطر را برای امنیت دیجیتال به صدا درآورده است.

    مدیرکل بازرسی بانک مرکزی با اشاره به حملات هکری اخیر اظهار داشت: حمله سایبری حتی در صرافی‌های معتبر جهانی نیز رخ می‌دهد، اما آنچه اهمیت دارد، حفاظت بیشتر از داده‌ها، تهیه نسخه‌های پشتیبان و محدودسازی دسترسی‌هاست و در شرایط فعلی، با توجه به فضای اینترنت کشور و بحث فیلترینگ، عملا بدافزارها وارد سیستم بانک‌ها می‌شوند.  

    در همین راستا، با آرین اقبال، کارشناس امنیت سایبری، در خبرآنلاین به گفت‌وگو پرداختیم؛ مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

    فیلترینگ یکی از مهم‌ترین عوامل رشد بدافزار در کشور است

    این کارشناس امنیت سایبری در پاسخ به این پرسش که فیلترینگ چه نقشی در تهدیدهای سایبری در کشور ایفا می‌کند، گفت: «واقعیت این است که فیلترینگ یکی از مهم‌ترین عوامل رشد بدافزار در کشور است. البته تحریم‌ها نیز عامل دیگری هستند، اما فیلترینگ تأثیر بسیار بزرگ‌تری دارد. عملاً اکثر دستگاه‌های الکترونیکی موجود در کشور به بسترهای انتشار و اجرای بدافزار تبدیل شده‌اند. این بدافزارها می‌توانند هم برای سرقت اطلاعات به کار روند و هم به‌عنوان زیرساخت حملات سایبری گسترده‌تر مورد استفاده قرار گیرند. به‌گفته این کارشناس، سیاست‌های فیلترینگ نه‌تنها اثربخشی مطلوبی در مهار تهدیدها نداشته، بلکه باعث شده است تا ابزارهای دور زدن آن، از جمله VPNها، خود به بستر حملات تبدیل شوند و نظام امنیت دیجیتال کشور را به‌شدت تضعیف کنند.»

     

    اقبال در پاسخ به این پرسش که آیا آسیب‌های امنیتی به راحتی جبران‌پذیر هستند، گفت:« در مورد صرافی‌ها، به دلیل ذات بلاک‌چین، پس از سرقت عملاً راهی برای بازگرداندن سرمایه وجود ندارد، مگر آنکه هکر شناسایی و دستگیر شود و اموال سرقت‌شده ضبط گردد و تنها راه‌حل موجود برای جبران نیز، استفاده از بیمه است؛ اما در مورد بانک‌ها، مسئله می‌تواند به‌مراتب بحرانی‌تر باشد. تا اینجا حملات بیشتر به سرقت اطلاعات یا از کار انداختن سیستم‌ها محدود شده بود، اما احتمال اقدامات به‌مراتب خطرناک‌تر نیز وجود دارد. صرفاً داشتن نسخه پشتیبان کافی نیست. بکاپ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، اما تنها برای بازگرداندن سیستم به وضعیت پیشین کاربرد دارد. افشای اطلاعات یا آسیب‌های امنیتی، چه برای کشور و چه برای مردم دیگر به‌راحتی قابل جبران نیستند.»

    آثار ناشی از فیلترینگ ضد امنیت است

    او در ادامه و در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان میان مفهوم فیلترینگ و امنیت سایبری تمایز قائل شد، گفت:«فیلترینگ و امنیت، اساساً دو مقوله‌ی کاملاً جدا از یکدیگر هستند. به‌عبارت دیگر، فیلترینگ راه‌حلی برای تأمین امنیت نیست. منظورم این است که فیلترینگ جزو راه‌حل‌های استاندارد و مبتنی بر عقلانیت محسوب نمی‌شود. در واقع، فیلترینگ امنیت را تأمین نمی‌کند، بلکه برعکس، می‌تواند به‌دلیل تبعات و آثار جانبی که به‌همراه دارد، موجب کاهش امنیت شود. یعنی فیلترینگ نه به‌صورت مستقیم امنیت ایجاد می‌کند و نه آن را کاهش می‌دهد، اما آثار ناشی از آن، ضد امنیت است و به امنیت آسیب می‌زند؛ چه در سطح کاربر، چه در سطح کلی کشور. ما این موضوع را به شیوه‌های مختلف مشاهده کرده‌ایم.»

    ایران‌اکسس توهم امنیت ایجاد می‌کند

    به گفته این کارشناس، فیلترینگ در دو بعد در ایران اجرا می‌شود؛ یک بعد آن جلوگیری از دسترسی کاربران ایرانی به وب‌سایت‌های خارجی است؛ یعنی کاربر ایرانی نمی‌تواند به وب‌سایت‌های خارجی دسترسی داشته باشد. نوع دیگر آن، جلوگیری از دسترسی کاربران خارج از کشور به وب‌سایت‌های ایرانی است که معمولاً از آن با عنوان «ایران‌اکسس» یاد می‌شود.

    او در این باره می‌گوید:« عموماً همین بخش ایران‌اکسس است که در داخل کشور به‌عنوان یک راه‌حل امنیتی به کار گرفته می‌شود، اما این راه‌حل، راه‌حل نادرستی‌ است. نه‌تنها موجب ایجاد امنیت نمی‌شود، بلکه به‌دلیل آن‌که توهم امنیت ایجاد می‌کند و یک راه‌حل دم‌دستی به‌حساب می‌آید که بسیاری از مدیران (چه مدیران شبکه، چه مدیران نرم‌افزار) از آن استفاده می‌کنند تا صرفاً مسئله را از سر خود باز کنند، آسیب‌زا نیز است.»

    حفره‌های امنیتی بزرگ‌تر و آسیب‌پذیری‌ها نادیده گرفته می‌شود

    او در ادامه و در پاسخ به این پرسش که به کارگیری چنین راه‌حل‌هایی چه نتیجه‌ای خواهد داشت، گفت:«نتیجه این می‌شود که حفره‌های امنیتی بزرگ‌تر و آسیب‌پذیری‌هایی که وجود دارد و باید به شیوه‌های استاندارد برطرف شود، نادیده گرفته می‌شود. این کار باید از طریق مقیاس‌پذیر کردن سرویس، به‌روزرسانی مداوم کتابخانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، روش‌های کدنویسی، اسکن کردن مداوم، کمک گرفتن از متخصصان امنیتی برای شناسایی و رفع حفره‌ها قبل از وقوع حمله‌ی واقعی و با استفاده از تکنیک‌های مختلف صورت گیرد. اما انجام نمی‌شود، چون ایران‌اکسس این توهم را به مدیران می‌دهد که «ما ایران‌اکسس کرده‌ایم؛ از خارج نمی‌توانند به ما وصل شوند، پس کسی از بیرون قادر به حمله نیست. در داخل کشور هم اگر کسی حمله کرد، بعداً شناسایی‌اش می‌کنیم و مجازاتش خواهیم کرد» که این، یک توهم است؛ متأسفانه این توهم در کشور وجود دارد.»

    شیوه معمول هکرها برای حمله

    اقبال در پاسخ به این پرسش که هکرها معمولا از چه شیوه‌هایی برای حمله استفاده می‌کنند، گفت:«گروه‌های هکری پیشرفته، اعم از APTها (گروه‌های تهدید مستمر پیشرفته) و سایر افرادی که به‌صورت هدفمند حمله می‌کنند، معمولاً از دو نوع حمله استفاده می‌کنند؛ نوع اول، حملاتی هستند که منجر به جلوگیری از پاسخ‌دهی سرویس‌ها می‌شوند. به‌عنوان مثال، فرض کنید یک وب‌سایت خدمات عمومی، یک وب‌سایت خدمات دولتی، یک فروشگاه اینترنتی یا هر سرویس مشابه دیگری هدف حمله قرار بگیرد. در این‌گونه حملات، آن‌قدر درخواست به این سرویس‌ها ارسال می‌شود که دیگر امکان پاسخ‌گویی به کاربران عادی از بین می‌رود. به‌عبارتی، آن‌قدر فشار بر سیستم وارد می‌شود که دیگر توان ادامه فعالیت نخواهد داشت.»

    او ادامه داد:«نوع دوم، حملات هدفمندی هستند که مهاجم در آن تلاش دارد وارد سیستم شود؛ چه با هدف سرقت اطلاعات، چه برای انجام خرابکاری‌های گسترده‌تر، یا استفاده از آن سیستم به‌عنوان نقطه حمله به سایر اهداف. به‌عنوان نمونه، فرض کنید مهاجم وارد زیرساخت‌های کنترل انرژی شود و آن‌ها را خاموش یا مختل کند، یا اقدام به خرابکاری جدی کند. یا مثلاً به سیستم بانکی نفوذ کرده و در اموال مردم تغییراتی ایجاد کند. همچنین می‌توان به صرافی‌های رمزارزی اشاره کرد؛ که در مواردی، مانند موردی که اخیراً نیز شاهد آن بودیم، بخشی از دارایی‌های یک صرافی مورد سرقت قرار گرفت. در هر صورت، چه موضوع حمله از نوع نفوذ به سیستم و سرقت اطلاعات باشد، چه از نوع اختلال در سرویس‌دهی به عموم جامعه، و چه حمله‌ای که از طریق یک سیستم به سایر اهداف ادامه پیدا کند، در همه‌ی این موارد با تهدیداتی جدی روبه‌رو هستیم.»

    فیلترینگ راه حمله به بانک‌ها را باز کرد / vpn‌ها معمولا آلوده و مشکوک‌اند

    اجرای عملیات هکری از داخل کشور کار دشواری نیست

    او افزود:«افرادی که چنین سطحی از حملات را انجام می‌دهند، برایشان واقعاً دشوار نیست که دسترسی خود به داخل کشور را فراهم کنند. در شرایطی که اینترنت برقرار است، این افراد می‌توانند به‌راحتی سروری در داخل کشور خریداری کرده و عملیات خود را از داخل کشور اجرا کنند. حتی اگر اینترنت قطع شود، باز هم این مسئله در چارچوب همان «ایران اکسس» قرار می‌گیرد و تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کند. برای کسی که در سطح یک گروه هکری وابسته به یک سازمان یا دولت فعالیت می‌کند، فراهم کردن اینترنت با کمک عوامل داخلی یا بهره‌گیری از تکنیک‌های پیشرفته‌تر، کار دشواری نیست. می‌توان برای این موضوع مثال‌هایی نیز مطرح کرد. برای نمونه، به‌واسطه‌ی تجهیزات استارلینک می‌توانند از اینترنت بین‌المللی استفاده کرده و وارد شبکه داخلی شوند و حملات خود را از آن نقطه اجرا کنند. یا مثلاً از طریق سیم‌کارت یک کشور همسایه، در نزدیکی مرزها، اینترنت بین‌المللی دریافت کنند و با استفاده از یک سیم‌کارت داخلی یا اینترنت ثابت داخل کشور به شبکه‌ی داخلی متصل شوند و این دو مسیر را به یکدیگر وصل کرده و دسترسی موردنظر را به‌دست آورند.»

     نرم‌افزارهای کرک‌شده، عامل نفوذ هکرها به سیستم کاربران ایرانی

    این کارشناس امنیت سایبری در ادامه و در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است کاربران نادانسته به عامل حملات هکری تبدیل شوند، گفت:«همچنین تکنیک‌های پیچیده‌تری هم وجود دارد. کاربران عادی، که در نهایت به اینترنت متصل می‌شوند، ممکن است بدون آن‌که متوجه باشند، تحت کنترل قرار گیرند. از طرفی بدافزارهایی که از پیش روی سیستم‌های کاربران نصب شده‌اند نیز در این میان نقش مهمی دارند. ما کشوری هستیم که به دلیل شرایط تحریمی، بسیاری از نرم‌افزارهای تجاری مورد استفاده را به‌صورت کرک‌شده اجرا می‌کنیم. این کرک‌ها، بخش قابل‌توجهی‌شان آلوده هستند و عملاً به‌عنوان ایجنت یا عامل اجرایی یک گروه هکری عمل می‌کنند. کافی است گروه هکری دستور مورد نظر را به آن ایجنت منتقل کند. برای مثال، ممکن است فردی نرم‌افزار Word را روی سیستم خود نصب کرده باشد و نسخه‌ی کرک‌شده‌ی آن آلوده باشد.»

    vpn‌ها معمولا آلوده و مشکوک‌اند

    او با اشاره به این موضوع که در تلفن‌های همراه، به واسطه‌ی فیلترینگ، کاربران مجبور شده‌اند مجموعه‌ای از نرم‌افزارها و بدافزارها را نصب کنند نیز گفت:« انواع vpnهایی که مشخص نیست صاحب آن‌ها چه کسی است و از کانال‌های تلگرامی، به‌صورت دست‌به‌دست، میان مردم منتشر شده‌اند، عموماً آلوده و مشکوک‌اند. زیرا اگر کاربری بخواهد از یک vpn‌ مطمئن استفاده کند، تنها منبع قابل‌اعتماد برای آن گوگل‌پلی است. زمانی‌ که یک نرم‌افزار از طریق تلگرام جابه‌جا می‌شود و به‌عنوان فیلترشکن یا حتی به‌عنوان نسخه‌ی غیررسمی یک اپلیکیشن مانند تلگرام یا توییتر یا سایر اپ‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، معمولاً هدف خاصی پشت توسعه‌ی آن وجود دارد. این هدف نیز در بسیاری از مواقع، اجرای بدافزار و ایفای نقش ایجنت روی گوشی یا سیستم تعداد زیادی از کاربران است. همین کاربران می‌توانند نقطه‌ی شروعی برای اجرای حملات سایبری گسترده باشند..»

    آرین اقبال: فیلترینگ از یک سو با اعمال سیاست «ایران اکسس»، و از سوی دیگر با ایجاد توهم امنیت، عملاً منجر به نادیده‌گرفتن الزامات امنیتی واقعی در سطوح نرم‌افزار، شبکه و دستگاه‌های سرویس‌دهنده می‌شود.

    کاهش محسوس امنیت عمومی شبکه‌ در سطوح سازمانی

    اقبال در ادامه و در پاسخ به این پرسش که دلیل آسیب‌پذیری امنیت سایبری در ایران چیست، گفت:«بخشی از این آسیب‌ها ناشی از مهاجرت متخصصان به دلیل شرایط غیرقابل تحمل فیلترینگ است؛ بخشی نیز ناشی از کاهش دسترسی به منابع علمی برای مطالعه و به‌روزرسانی دانش تخصصی افراد است. علاوه بر آن، عدم دسترسی به بسیاری از سرویس‌هایی که به‌شکل گسترده و با کیفیت بالا، آسیب‌پذیری‌ها را گزارش می‌کنند و همچنین سیستم‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری نظیر آنتی‌ویروس‌ها و فایروال‌ها که به این منابع وابسته‌اند، نیز در تضعیف امنیت نقش دارد. در نهایت، مجموعه‌ی این عوامل در کنار هم باعث شده‌اند که امنیت عمومی شبکه‌های ما در سطوح سازمانی با کاهش محسوسی مواجه شود.»

    کاهش حساسیت کاربران نسبت به اهمیت داده‌های شخصی

    او در ادامه و در پاسخ به این پرسش که فیلترینگ چه تاثیری بر رفتار کاربران ایرانی گذاشته است، گفت:« نبود دسترسی آزاد به اینترنت و عادت به استفاده دائمی از ابزارهایی نظیر وی‌پی‌ان یا آنچه بهتر است «شکن» نامیده شود، همگی در کنار یکدیگر منجر به کاهش سطح دانش عمومی کاربران ایرانی در حوزه امنیت شده‌اند. نتیجه این وضعیت، آن است که کاربر ایرانی به نصب بی‌رویه هر نوع نرم‌افزار عادت کرده و به دلیل انتشار گسترده اطلاعات شخصی‌اش در فضای اینترنت و عدم واکنش درست سازمان‌ها، حساسیت خود را نسبت به اهمیت داده‌های شخصی از دست داده است. کاربر بدون توجه به ضرورت قانونی یا امنیتی، اطلاعات حساس خود مانند کد ملی را در اختیار وب‌سایت‌هایی قرار می‌دهد که هیچ الزامی برای دریافت این داده‌ها ندارند؛ صرفاً برای دریافت خدمات، بدون توجه به ریسک‌های احتمالی کاربر با خود می‌گوید «آن‌قدر داده‌هایم قبلاً فاش شده که یک مورد بیشتر یا کمتر، تفاوتی ندارد» و این در بهترین حالت مربوط به کاربرانی است که اساساً به این مسائل فکر می‌کنند. گروهی دیگر از کاربران، که فاقد دانش امنیتی هستند و به دلیل عدم آموزش یا نبود دسترسی به منابع باکیفیت آموزشی، حتی از وجود چنین تهدیدهایی مطلع نیستند و شرایط به‌مراتب نامناسب‌تری دارند.»

    او ادامه داد:«بخشی از منابع آموزشی امنیتی در حال حاضر به‌صورت آنلاین در دسترس هستند اما به دلیل فیلترینگ گسترده، کاربران در ایران امکان استفاده از آن‌ها را ندارند. بخشی دیگر نیز مربوط به آموزش‌های عمومی در سطح کشور است که متأسفانه از سوی نهادهای مسئول جدی گرفته نشده‌اند. این رویکرد نادرست از سوی حاکمیت، که به‌جای آموزش کاربران برای ارتقاء رفتارهای مسئولانه در حوزه امنیت شخصی، به فیلتر کردن هرآنچه که مناسب نمی‌داند روی آورده است، خود یکی از عوامل کاهش سطح امنیتی جامعه است. این وضعیت باعث می‌شود سرعت واکنش کاربران در برابر تهدیدهای سایبری به‌شدت کاهش یابد. به‌عنوان نمونه، در مواجهه با یک کمپین فیشینگ، تا زمانی که حاکمیت بخواهد نسبت به مسدودسازی یا فیلترینگ آن واکنش نشان دهد، اگر اصلاً چنین اقدامی صورت گیرد، زمان قابل توجهی گذشته و در این مدت تعداد زیادی از کاربران قربانی شده‌اند. تجربه نشان داده که واکنش به چنین تهدیدهایی معمولاً با تأخیر بسیار انجام می‌شود، در حالی‌که فیلترینگ در حوزه‌های سیاسی یا موضوعات جنجالی به‌مراتب با حساسیت و سرعت بیشتری دنبال می‌شود.»

    به گفته اقبال، می‌توان این وضعیت را به سایر حوزه‌ها نیز تعمیم داد چرا به‌نظر می‌رسد که رویکرد اصلی در کشور ما در زمینه فیلترینگ و اعمال «ایران اکسس»، در واقع نوعی تلاش برای پاک‌کردن صورت‌مسئله است. به‌جای حل ریشه‌ای مسائل امنیتی و فرهنگی در فضای دیجیتال، صرفاً تلاش می‌شود مظاهر مسئله از چشم کاربران پنهان شود. او در این باره گفت:« نتیجه نهایی این رویکرد، کاهش امنیت کلی جامعه است؛ هم به لحاظ پایین‌بودن آگاهی کاربران، و هم به دلیل ایجاد توهم امنیت. این روند به‌مرور سطح آسیب‌پذیری عمومی را افزایش داده و امکان مقابله مؤثر با تهدیدات واقعی را کاهش داده است.»

    حجم بالایی از گوشی‌ها و رایانه‌های شخصی در کشور به بدافزار آلوده‌اند

    اقبال با تاکید بر این نکته که در حال حاضر حجم بالایی از گوشی‌ها و رایانه‌های شخصی در کشور به بدافزار آلوده‌اند و همین موضوع بستر حملات سایبری وسیع را فراهم کرده است، گفت:« این وضعیت عمدتاً ناشی از آن است که کاربران، هم از سر نیاز و هم به‌دلیل میل شخصی، به استفاده از برخی سرویس‌ها گرایش پیدا کنند؛ سرویس‌هایی که یا به‌واسطه تحریم مسدود شده‌اند و یا به‌دلیل فیلترینگ داخلی، به‌طور مستقیم قابل استفاده نیستند. کاربر، برای رفع این نیاز، چاره‌ای جز استفاده از ابزارهای فیلترشکن نمی‌بیند.»

    دستگاه هر کاربر ایرانی؛ یک زامبی

    او ادامه داد:« در این مسیر، اولویت اصلی کاربر کارایی و سرعت ابزار است، نه امنیت یا منشأ تولید آن. اینکه چه کسی آن فیلترشکن را تولید کرده، با چه نیتی و چه میزان آلوده است، غالباً برای کاربر اهمیت چندانی ندارد؛ تنها چیزی که مهم است این است که «کار کند». همین نگاه باعث شده که کاربران بدون توجه به ریسک‌های امنیتی، ابزارهای ناشناس را روی گوشی یا سیستم خود نصب کنند و به مرور، دستگاه‌هایشان به زامبی‌هایی تبدیل شوند که قابلیت سوءاستفاده توسط گروه‌های هکری را دارند. این بدافزارها می‌توانند در سطوح مختلف تهدیدآفرین باشند. از سرقت اطلاعات شخصی کاربران گرفته تا بهره‌برداری از دستگاه آن‌ها به‌عنوان سکوی حمله به اهداف دیگر. در کنار این موضوع، شبکه‌های متعددی در کشور وجود دارند که آسیب‌پذیر هستند و تدابیری که تاکنون برای امن‌سازی آن‌ها اتخاذ شده، عملاً بیش از آنکه موجب افزایش واقعی امنیت شود، منجر به ایجاد توهم امنیت شده است.»

    به واسطه‌ی فیلترینگ حاکمیت تسلط اطلاعاتی خود را از دست داده است

    اگرچه فیلترینگ پلتفرم‌ها همچنان ادامه دارد اما، همچنان حجم بالایی از داده‌های کشور در بسترهایی همچون تلگرام یا اینستاگرام جابه‌جا می‌شود؛ آرین اقبال در پاسخ به این پرسش که چرا کاربران ایرانی چنین رفتاری را در قبال فیلترینگ پیش گرفته‌اند، گفت:«کاربران در چنین بازار رقابتی، آنچه را که برایشان جذاب‌تر است، انتخاب می‌کنند و شما نمی‌توانید کاربر را مجبور کنید که از چیزی که برایش مفیدتر و جذاب‌تر است، استفاده نکند. در نتیجه، به واسطه‌ی این فیلترینگ حاکمیت تسلط خود، به‌ویژه تسلط اطلاعاتی خود را نیز از دست داده است.»

    او خاطرنشان کرد:«این نکته بسیار مهمی است، زیرا سازمان‌های اطلاعاتی کشور باید برای تحلیل آماری جامعه، یک تسلط اطلاعاتی داشته باشند. به‌طور مشخص، باید بدانند چند درصد از کاربران کشور در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند، چند درصد یوتیوب تماشا می‌کنند، چند درصد وب‌سایت باز می‌کنند. این نوع تسلط اطلاعاتی، قابلیتی است که تمامی سازمان‌های اطلاعاتی جهان دارند. اگرچه نمی‌توانند محتوای تبادل‌شده را مشاهده کنند، اما می‌دانند که مثلاً فردی مثل من، در حال استفاده از پلتفرمی مانند توییتر است. این بخشی از ذات پروتکل‌های اینترنتی است. بنابراین می‌توانند بفهمند که مثلاً ۶۰ درصد کاربران فعال اینترنت در ایران از توییتر استفاده می‌کنند. یا مثلاً ترکیب گرایش کاربران به سمت پلتفرمی مثل تیک‌تاک است یا اینستاگرام است. اما در حال حاضر، این تسلط اطلاعاتی از بین رفته است، چرا که همه چیز از درون VPN عبور می‌کند. فیلترینگ آن‌قدر گسترش یافته و در آن افراط شده که اکنون تقریباً همه مردم برای امور روزمره‌ی خود ناچار به استفاده از VPN هستند.»

    این کارشناس امنیت سایبری با اشاره به این موضوع که معتقد است حتی کم‌ترین میزان فیلترینگ نیز اقدامی نادرست است، گفت:« برای هر مسئله‌ای، باید راه‌حل مناسب و درستی اتخاذ شود. اگر مسئله این است که مردم به سایت‌هایی دسترسی پیدا نکنند که مثلاً مواد مخدر می‌فروشند، یا محتوای پورنوگرافی منتشر می‌کنند، یا آموزش یا فروش اسلحه ارائه می‌دهند، باید راه‌حل دیگری برای آن اندیشیده شود تا امنیت عمومی حفظ شود. اما چون آن راه‌حل‌ها دشوارترند، راه‌حل ساده‌تری مانند فیلترینگ انتخاب می‌شود، و این‌قدر در این رفتار افراط شده که اکنون همه‌ی مردم برای زندگی روزمره خود مجبور به استفاده از VPN هستند. در نتیجه، اکنون همه به همان محتواهایی که عقل جمعی جامعه نیز آن‌ها را نامطلوب می‌داند، دسترسی دارند، از جمله اقشار آسیب‌پذیر مانند کودکان و نوجوانان.»

    حذف فیلترینگ برابر است با حذف بسترهای حمله و سرقت اطلاعات

    این کارشناس با بیان این موضضوع که امنیت کلی کشور به واسطه‌ی فیلترینگ کاهش یافته است گفت:«واقعیت این است که تصور سیاست‌گذاران در این زمینه اساساً اشتباه است. بنده معتقدم سیاست‌گذارانی که چنین برداشتی دارند، فاقد درک درست از اینترنت، شبکه، مسائل فنی و حتی اجتماع هستند. چرا که حتی با درک ساده‌ای از اجتماع نیز باید متوجه شد اگر جامعه‌ای بیش از حد محدود شود، به سمت فعالیت‌های زیرزمینی سوق پیدا می‌کند. و آسیب فعالیت زیرزمینی بیش از فعالیتی است که در چارچوب تعریف‌شده انجام می‌شود. و آن دسته از افرادی که این تصمیمات را اتخاذ می‌کنند و از پیامدهای آن آگاه هستند، احتمالاً مسائل پیچیده‌تری پیرامون آن‌ها وجود دارد که باید توسط مسئولان مربوطه بررسی شود. چراکه نمی‌توان تصور کرد که تمام اقدامات صورت‌گرفته در این حوزه، به ضرر مردم و به نفع دشمنان تمام شود، مگر آن‌که اتفاق نگران‌کننده‌ای در پشت این تصمیمات در جریان باشد که باید مورد تحقیق قرار گیرد.»

    آرین اقبال در آخر گفت:« فیلترینگ اساساً و به‌ویژه در حوزه‌ی امنیت، راه‌حل مناسبی نیست؛ چه از نوع فیلترینگ رایج و چه از نوع سیاست‌هایی مانند ایران‌اکسس. راه درست ایجاد امنیت، رعایت استانداردها، تقویت توان نیروی انسانی و ایجاد سازوکارهای کارآمد برای شناسایی و رفع ایرادات است. مانند گزارش‌های منظم و سریع افتا از اشکالات و اهمیت دادن به اقداماتی مانند ایجاد فضای باز مالی و امنیتی برای متخصصان امنیت، تا آنان از طریق کشف و گزارش آسیب‌پذیری‌ها فعالیت کنند. در کنار آن، باید فضا برای گسترش بدافزار کاهش یابد و تسلط اطلاعاتی سیستم‌های امنیتی نیز از طریق حذف نیاز مردم به استفاده از فیلترشکن برای زندگی روزمره بازگردانده شود. این یعنی حذف فیلترینگ و ایران‌اکسس، به خودی خود بخشی از مشکل را از طریق حذف بسترهای حمله و سرقت اطلاعات، برطرف می‌سازد. در نهایت تأمین امنیت در صورت کنار گذاشتن این روش‌های اشتباه و طراحی سازوکارهای صحیح، به شکل قابل توجهی بهبود می‌یابد. نکته اساسی در این میان، تغییر رویکرد حاکمیت نسبت به هشدارهای متخصصان است که به‌جای انکار یا برخورد، باید به آن‌ها توجه شود. چرا که  این متخصصان هستند که با دلسوزی هشدار می‌دهند، اما واکنش‌های منفی منجر به سکوت آنان شده و در نتیجه، فضای امنیتی کشور تضعیف می‌شود.»

  • سفیر ایران در سازمان ملل: تسلیم بی‌قید و شرط، مذاکره نیست؛ با آمریکا گفت‌وگو نمی‌کنیم

    امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل، در گفت‌وگو با شبکه سی‌بی‌اس نیوز تاکید کرد که ایران هرگز شروط تحمیلی آمریکا برای حل مناقشه با اسرائیل را نخواهد پذیرفت. او با بیان اینکه “تسلیم بی‌قید و شرط، مذاکره نیست”، گفت که اگر واشنگتن قصد تحمیل داشته باشد، هیچ گفت‌وگویی ممکن نخواهد بود.

    سفیر ایران در سازمان ملل: تسلیم بی‌قید و شرط، مذاکره نیست؛ با آمریکا گفت‌وگو نمی‌کنیم

    امیرسعید ایروانی سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد با تاکید بر اینکه «تسلیم بی‌قید و شرط، مذاکره نیست»، گفت: اگر آمریکایی‌ها بخواهند شروط خود را بر ما دیکته (تحمیل) کنند، مذاکره با آنها غیرممکن است.

    به گزارش ایرنا، امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل متحد روز یکشنبه به وقت محلی در گفت و گو با شبکه سی بی اس نیوز، در مورد اینکه چرا تهران تاکنون فشار رئیس جمهور ترامپ برای یک راه حل دیپلماتیک برای درگیری ایران با اسرائیل را نپذیرفته است، گفت: «تسلیم بی‌قید و شرط، مذاکره نیست؛ این دیکته کردن سیاست آن‌ها به ماست. اگر آن‌ها آماده مذاکره باشند، ما نیز آماده‌ایم. اما اگر قصد تحمیل (شروط خود را ) داشته باشند، هیچ مذاکره‌ای با آن‌ها ممکن نیست.»

    ایروانی درباره وضعیت بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی و نیز واکنش ها در ایران علیه رافائل گروسی مدیر کل این آژانس نیز  گفت: «آن‌ها در ایران هستند و در شرایط امنی قرار دارند، اما فعالیت‌شان تعلیق شده است. آن‌ها اجازه دسترسی به سایت‌های ما را ندارند. آن‌ها وظایف خود را انجام نداده‌اند.»

    وی افزود: ممکن است برخی افراد به صورت شخصی نظرشان این باشد که از آژانس انتقاد کنند یا حتی تهدیدی علیه مدیرکل آن مطرح کنند. اما ما از خود آژانس انتقاد می‌کنیم. ارزیابی ما این است که آن‌ها وظایف خود را انجام نداده‌اند و زمینه را برای چنین تجاوزاتی علیه ما فراهم کرده‌اند.

    به گزارش ایرنا، رژیم صهیونیستی روز ۲۳ خردادماه با نقض آشکار حقوق بین‌الملل و حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران، مناطقی در تهران و برخی دیگر از شهرها از جمله تأسیسات هسته‌ای کشور را هدف حمله نظامی قرار داد. در این اقدام تروریستی، شماری از دانشمندان، نظامیان و شهروندان غیرنظامی به شهادت رسیدند.

    به دنبال این جنایت رژیم صهیونیستی، رهبر معظم انقلاب در پیامی خطاب به ملت بزرگ ایران، فرمودند: رژیم باید منتظر مجازاتی سخت باشد. دست قدرتمند نیروی مسلح جمهوری اسلامی او را رها نخواهد کرد باذن‌الله.

    در ادامه این تجاوز، ایالات متحده آمریکا نیز بامداد یکشنبه (اول تیرماه) با حمله مستقیم به سایت‌های هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان، عملاً به جنگ رژیم صهیونیستی علیه ایران پیوست.

    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز دوم تیرماه در بیانیه ای اعلام کرد: در پی تجاوز نظامی آشکار رژیم جنایتکار ایالات متحده آمریکا به تاسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز جمهوری اسلامی ایران و نقض صریح حقوق بین‌الملل، با تدبیر شورای عالی امنیت ملی و راهبری قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص) “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” با رمز مقدس یا اباعبدالله الحسین (ع) در عملیات بشارت فتح پایگاه‌ العدید قطر را هدف تهاجم ویرانگر و قدرتمند موشکی قرار داده است. این پایگاه، مقر سرفرماندهی نیروی هوایی و بزرگترین دارایی راهبردی ارتش تروریستی آمریکا در منطقه غرب آسیا است.

    سرانجام، سوم تیرماه رئیس‌جمهوری آمریکا توافق آتش‌بس میان ایران و رژیم اسرائیل را اعلام کرد و جمهوری اسلامی ایران هم با بیان اینکه آغازگر جنگ نبوده است تصریح کرد که اگر رژیم اسرائیل تهاجم غیرقانونی خود را متوقف کند، ایران نیز قصدی برای ادامه پاسخ ندارد.

  • ترامپ: مراکز هسته‌ای ایران قبل از بمباران تخلیه نشده بودند! / اگر ایران به غنی‌سازی اورانیوم ادامه دهد، بدون هیچ تردیدی حمله خواهیم کرد

    ترامپ: مراکز هسته‌ای ایران قبل از بمباران تخلیه نشده بودند! / اگر ایران به غنی‌سازی اورانیوم ادامه دهد، بدون هیچ تردیدی حمله خواهیم کرد

    ترامپ با عصبانیت از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مبنی بر پیروزی ایران در جنگ مدعی شد: «شما به شدت ضربه خوردید. اسرائیل هم ضربه خورد، هر دو  ضربه خوردند.»

    ترامپ: مراکز هسته‌ای ایران قبل از بمباران تخلیه نشده بودند! / اگر ایران به غنی‌سازی اورانیوم ادامه دهد، بدون هیچ تردیدی حمله خواهیم کرد

     دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا با تکرار تهدیدات و زورگویی های واشنگتن علیه تهران و نیز ادعای از بین رفتن تاسیسات هسته ای ایران بر اثر حمله کشورش به دستور او، مدعی شد که ایران می خواهد با ما دیدار کند و خواستار بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته ای ایران شد.
    به گزارش ایرنا، دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا روز جمعه به وقت محلی در نشستی خبری با خبرنگاران در کاخ سفید با تکرار ادعاها و تهدیدات ضد ایرانی خود با تکرار این ادعا مبنی بر اینکه تاسیسات هسته ای ایران از بین رفته است؛ ادعایی که ارزیابی اطلاعاتی وزارت دفاع این کشور نیز آن را تایید نکرده است مدعی شد: باور نمی‌کنم ایران به برنامه هسته‌ای خود بازگردد.
    ترامپ در حالیکه زیر خارجه ایران گفته است  که هیچ برنامه ای برای از سرگیری مذاکرات با آمریکا وجود ندارد، ادعا کرد: «همانطور که می‌دانید، سایت‌های هسته‌ای بسیار شیطانی آنها نابود شدند. به این دلیل ایران خواهان ملاقات است.»
    رئیس جمهوری آمریکا  همچنین خواستار بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران شد و درعین حال ادعا کرد مایل است بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یا هر منبع معتبر دیگر بتوانند پس از بمباران چند روز گذشته بار دیگر از تاسیسات هسته ای ایران بازرسی کنند.
    او بدون اشاره به دانش هسته ای بومی ایران مدعی شد: « فکر نمی‌کنم ⁧ ایران⁩ به برنامه هسته‌ای برگردد! مراکز هسته‌ای ایران قبل از بمباران تخلیه نشده بودند! من سال‌ها پیش گفتم که ایران هرگز اجازه نخواهد داشت سلاح هسته‌ای داشته باشد، و این آخرین چیزی است که امروز به ذهن ایرانی‌ها خطور می‌کند! ما می‌خواهیم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یا هر نهادی که برای آن احترام قائلیم، بتواند از سایت‌های هسته‌ای در ⁧ ایران⁩ بازرسی کند!»
    ترامپ بار دیگر ایران را تهدید کرد و گفت که  اگر ایران به غنی‌سازی اورانیوم ادامه دهد، بدون هیچ تردیدی به تاسیسات هسته ای آن را حمله خواهد کرد.
    رئیس جمهوری آمریکا در پاسخ به این سوال که آیا در صورت ادامه غنی‌سازی اورانیوم در ایران در سطحی که موجب نگرانی آمریکا باشد، دوباره به این کشور حمله می‌کند، گفت: «قطعا بدون هیچ تردیدی.»
    او در پاسخ به این سوال که آیا می‌خواهید که ایران تمام ذخایر اورانیوم خود را تحویل دهد؟ گفت: کمی درباره این موضوع زود است اما چیزی شبیه به این. بله چیزی شبیه به این… این نابود شده است.
    ترامپ سپس ادعاهای اثبات نشده خود را تکرار کرد و گفت: خلبانان ما  خارق‌العاده‌ هستند و آمریکا بهترین نیروها و تجهیزات نظامی را دارد.
    رئیس جمهوری آمریکا ادعا کرد: «آنها خسته شده‌اند. آخرین چیزی که به آن فکر می‌کنند [سلاح‌های] هسته‌ای است.»
    ترامپ با عصبانیت از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مبنی بر پیروزی ایران در جنگ مدعی شد: «شما به شدت ضربه خوردید. اسرائیل هم ضربه خورد، هر دو  ضربه خوردند.»