برچسب: تئاتر

  • کشتار روزمرگی در جمعه کشدار

    «جمعه‌­کشی»، نوشته اسماعیل خلج، نویسنده، کارگردان و بازیگری است که بیش از ۵ دهه در تئاتر، سینما و تلویزیون مشغول بوده است. خلج ۸۳ ساله (متولد ۱۳۱۵ آستارا) این نمایشنامه را سال ۵۲ نوشته و اجرا کرده و حالا ۴۶ سال بعد، امسال  دوباره به صحنه آورده و همچنان توانسته  با تماشاچیانی‌ همچون من که دو سال بعد از نوشته شدن اثر به دنیا آمده‌ایم و جوانانی که دو تا سه دهه بعد از من هم به دنیا آمده‌اند، ارتباط بگیرد که نشان از زنده‌بودن اثر است، اثری که جوان‌مرگ نشده و حداقل تا این زمان هنوز زنده و تأثیرگذار است.

    قصد تعریف تاریخ تئاتر ندارم و کاری که خلج، استادمحمد، نعلبندیان و دیگرانی که در فضای قهوه‌خانه‌ای کردند و تئاتر را از دل روزمره مردمی که در جغرافیای ایران زندگی می‌کنند؛ روایت کردند؛ می‌خواهم درباره «جمعه ­کشی»، مستقل از آثار قبل و بعدش صحبت کنم.

    پیرنگ نمایشنامه، روایت آدم‌هایی است که یک روز جمعه از صبح تا شب در یک قهوه‌خانه با هم حرف می‌زنند، این جمعه می‌تواند به‌اندازه تمام جمعه‌های یک سال حتی یک‌عمر کشدار باشد و تکرار شود، چرا؟ چون جمعه‌ها این ریختی هستند. آدم‌های نمایش از طبقات مختلف اجتماعی انتخاب‌نشده‌اند، همه از یک طبقه و به هم تنیده و وابسته­‌اند، طبقه‌ای که پزشکش اصلاً سواد ندارد و با ترکیبات عجیب‌وغریب خرافی، معجون درست می‌کند که یا مریض در حال احتضار را بهبود می‌بخشد و یا عمرش به دنیا نیست و خلاص. دکتری که خودش ترکیب بیماری­‌ها است و شفای آدم‌­ها دست اوست. دوچرخه‌ساز فراری از خانه، استوار صاحب قهوه‌خانه که زد و بند کرده و با خست و ندادن مزد کارگرانش، غیر قهوه‌خانه، نانوایی را هم خریده است با آن باغ بالای شمیران و خانه و ماشین و چه و چه. راننده وانتی که هیچی نداشته، از گرفتن گواهینامه پایه‌یک شروع کرده تا امروز که وانت دارد. شاگرد قهوه‌چی که از حقوقش ناراضی است اما جایی که باید اعتراض کند، لال می‌شود، دست‌فروش دوره‌گرد کت‌شلواری که اصرار دارد آدم باید رادیو داشته باشد، آگاهی دارد و آبرویش نمی‌رود و مردی که با یک خط آدرس روی یک برگ کاغذ، یک ماهی است به تهران آمده اما نه آدرس درست است، نه کسی انتظارش را می‌کشد و بلاتکلیف و سرگردان این شهر شده.

    ساختار نمایشنامه این‌گونه است که هرکدام از شخصیت‌ها لحظه و آنی دارند که هرچه در دل‌شان هست می‌گویند و در این خودگویی، پازل شخصیت را می‌چینند، مخاطب یا با آن‌ها همدردی می‌کند یا لبخندی گوشه لبش می‌نشیند. اسماعیل خلج در بافت و ساختار نمایشنامه برای اجرای امروز تغییری نداده است، مثلاً وقتی بحث قیمت‌ کالاها پیش می‌آید یا کارکرد رادیو و… او تغییری ایجاد نمی‌کند؛ حتی از آن مهم‌تر، کارکرد قهوه‌خانه هم دیگر آن کارکرد گذشته برای جامعه ایرانی نیست؛ اما خلج بازهم این نمایش را با بافت امروزی جامعه همگن و همساز نمی‌کند، شاید دلایل متعددی داشته که می‌توان به چندتایی از آن­ها اشاره کرد. یک اینکه نمایش قرار است یک بافت تاریخی را نشان دهد، همچون کاری که موزه می‌کند. خلق دوباره یک موقعیت تاریخی برای شناخت جامعه­‌شناختی از گذشته. این بافت تاریخی از یک منظر تغییرات اجتماعی جامعه ایرانی را در طول ۵ دهه نشان می‌دهد. خواست‌ها، ارزش‌­ها و اعتبارهای اجتماعی ، ابزارهای موردنیاز، و… مشاغلی که حذف شدند، ارزش پول ملی، ابزارهای ارتباط‌جمعی که نبودند و ضرورت‌شان وجود نداشت، ابزارهای ارتباطی که اعتبار خود را از دست داده‌­اند یا کم فروغ شده‌اند و… از همه مهم‌تر فانتزی گذشته‌­گرایی که یک تصویر ایده‌آل از دهه ۴۰ و ۵۰ ارائه می‌دهد را با واقعیت آنچه بود روبرو می‌کند.

    عدم تغییر نمایشنامه و اجرای همان اثری که در دهه ۵۰ به صحنه رفته بود، یک نشانه دیگر هم برای مخاطب امروز دارد، دغدغه‌های انسانی ما کماکان‌ همان است که بود و قطعاً دغدغه‌های آن روز آدم‌ها با آدم‌ها و نسل‌های پیش‌تر خود هم یکی است، فقط در این میانه، ابزارهای ارتباطی تغییر کرده یا از دور خارج‌شده­‌اند؛ اما بعضی از دغدغه‌های عمیق در لایه‌های زیرین کماکان ‌همان است که بود؛ یعنی دل‌تنگی از زندگی و روزمرگی، ترس از مرگ، رابطه نافرجام کارگر و کارفرما، مسئله رابطه حق‌وحقوق و افزایش دستمزد و… خلاصه گذران زندگی که جمعه‌ها روز تعطیل آن است. همه آدم‌های نمایش (به‌جز آن مرد که با آدرس اشتباهی به تهران آمده است) زندگی را از یک‌جایی شروع کرده‌اند و امروز یک رتبه بالاتر از قبل به لحاظ معیشتی ایستاده‌اند، دوچرخه‌ساز فقیر بوده و زیردست برادر؛ با کتک خوردن کار یاد گرفته ولی حالا مغازه‌ای دارد و خودش استادکار شده. راننده هم همین‌طور، هیچی نداشته اما الان وانتی دارد و… اما با همه این احوال و ترقیات، همه آدم‌­ها چیزی کم دارند. شاید ذات زندگی است که چیزی کم دارد، هیچ ‌چیزش تمام و کمال نیست، بقول قائلش «همیشه یه پای بساط لنگه». این نمایشنامه یک آبزورد ایرانی است.

    درباره اجرا هم باید گفت اسماعیل خلج، میزانسن­‌های ساده و بی‌­تکلفی را در راستای هدف نمایشنامه طراحی و اجرا می‌کند. بازی بازیگران به‌قاعده است و بازی اسماعیل خلج در نقش مردی که با آدرس اشتباه در تهران سرگردان شده، بسیار جان‌دار و لذت‌بخش است.

  • داود بنی‌اردلان : بازیگران توهم عجیبی پیدا کرده و احساس می‌کنند خدایگان هستند

    نشست خبری نمایش «نیمه تاریک ماه»، امروز (سه‌شنبه ۲۳ مهر) با حضور داود بنی‌اردلان (کارگردان)، نیکی مظفری، هانا کامکار، المیرا دهقان و سام کبودوند (بازیگران)، ندا سرمه (طراح لباس)، نیما محبی (مدیر تولید)، ایمان یزدی (دستیار کارگردان)، ندا سرمه (طراح لباس) و پریشاد مستوفی (طراح صحنه) در تالار وحدت برگزار شد.

    این یک نمایش اقتباسی است

    در ابتدای این نشست، داود بنی اردلان در مورد انتخاب متن این نمایش که اقتباس از فیلم «غریبه‌های تمام عیار» است، گفت: «البته به غیر از من، مرجان شیرمحمدی هم اقدام به بازنویسی متن کرده است. دلیل اصلی من برای انتخاب این متن نگاه جهان شمول آن است.»

    او افزود: «اقتباس سالها است که در همه جای دنیا وجود دارد و موفق‌ترین کارها آثاری است که از متنی ادبی یا اثری هنری اقتباس شده است اما متاسفانه ما در اینجا خیلی دیر به این فکر افتاده‌ایم.»

    بنی اردلان در مورد میزان انطباق متن فعلی این مایش با متن اصلی آن گفت: «از این متن به کرات در دنیا اقتباس شده است و در نمونه یونانی آن به دلیل اینکه به «ماه» یک نگاه اسطوره ای دارند، خرده داستان‌هایی را متناسب با فرهنگ‌شان اضافه کرده‌اند. ما هم ضمن اقتباسی نعل به نعل، سعی کردیم خیلی پیرنگ‌ها، کنش‌ها  و خرده داستان‌ها را دستکاری نکنیم و گرچه با تغییر برخی پیرنگ‌ها و یا اضافه کردن برخی خرده داستان‌ها، با هدف همسان‌سازی برخی موارد با قوانین  شرعی، به متن اصلی پایبند بودیم.»

    او در مورد ایرانیزه شدن اثر گفت: «سعی نکردم که فضا را ایرانی کنم، چرا که در آن صورت نباید اصلا این کار را اجرا می‌کردم. ضمن اینکه دوره آداپتاسیون خیلی وقت است که به پایان رسیده است. در دوره‌ای ما این کار را می‌کردیم. در زمان ناصری و دوران کریم شیره‌ای آثار غربی وارد کشور و در اینجا ایرانیزه و آداپته می‌شوند و آثار مولیر هم به همین واسطه وارد کشور می‌شود و طبیب اجباری را برای اولین بار در دربار می‌بینیم.»

    همراه بودن بازیگر، مهم‌ترین معیار من برای انتخاب است

    کارگردان نمایش «نیمه تاریک ماه» ادامه داد: «در انتخاب و چیدمان بازیگر معیارهای مختلفی مد نظر که همراه بودن آنها با پروژه در اولویت ما است. جالب اینکه من سال گذشته یکبار این نمایش را با یک گروه متفاوت بازیگر از جمله امیرمهدی ژوله، امیرحسین رستمی، بانیپال شومون و … دور خوانی کردم که از نظر سنی با ترکیب بازیگران امسال بسیار متفاوت بودند و این تغییر به این دلیل است که من فکر می‌کنم متن این نمایش به رده سنی بازیگرانی که امسال انتخاب کرده‌ام، بیشتر نزدیک است.»

    او افزود: «طبیعتا برای هر نقش چند گزینه رادر نظر داشتیم، اما به خوبی می‌دانید که این روزها به جز تئاترهای دانشجویی یا فیزیکال یا تجربی، هیچ تئاتر دیگری امکان تمرین چند ماهه را ندارد؛ بنابراین وقت آزاد، همراه بودن و قابلیت رسیدن به نقش با میزان تمرین کمی که در طول کمتر از یک ماه ونیم داشتیم، برایم اهمیت فراوان داشته است. طبیعتا می توانستیم سراغ دوستان دیگری از سینما، تلویزیون یا تئاتر رفت اما باید بر اساس این معیارها انتخاب می‌کردیم. البته ویژگی‌های کلامی و نمای بیرونی بازیگر هم از دیگر معیارهای ما بوده است. چیزی که من به ظاهر کاراکترها فکر می‌کنم تصویری است که از شخصیت‌ها در ذهن دارم همه اینها با هم ترکیب و تبدیل شده به این گروه که می‌بینید.»

    بهزاد عمرانی، بازیگر توانایی است

    داود بنی‌اردلان در مورد استفاده از بهزاد عمرانی خواننده گروه بمرانی به عنوان بازیگر گفت: «تا جایی که من او را می‌شناسم، می‌دانم که به عنوان موزیسین تجربه بسیار برای حضور روی صحنه داشته و این اولین تجربه حضور او در زمینه بازیگری تئاتر است.»

    او افزود: «وقتی دوستان نابازیگر  وارد عرصه تئاتر می شوند یک جماعتی به این انتخاب و حضور حمله می کنند که برای من خیلی قابل درک نیست. اساس هنر در این است که از دل واژه واژه سونربه معنی نیک مرد و نیک زن می آید. یعنی فضیلت باید داشته باشید و صاحب معرفت باشید تا هنرمند شوید. در آن صورت دیگر مهم نیست که درام می‌نوازی، روی صحنه‌ای یا در حال نجاری هستی. ما در این سال‌ها واژه سونر را فراموش کرده و به ظاهر تحت الفظی آرت غربی چسبیده‌ایم. آرتیست صاحب تکنیک است و نه معرفت و فضیلت؛ این تکنیک آموختنی است و خیلی پیچیده نیست.»

    این کارگردان گفت: «بهزاد از نظر فیزیکی به کار ما نزدیک بود و نسبت به انتخابش از طرف مخاطب عام و نه بازیگران و منتقدین تئاتر بازخورد منفی نگرفته‌ام. دوست دارم یک شب او را بر روی صحنه تئاتر ببینید تا متوجه شوید که چقدر توانا است. همه می توانند از طریق تحصیلات اکادمیک، آموزشگاه ها و یا به صورت تجربی روی صحنه حضور یابند اما مهم این است که چقدر ماندگار خواهند شد. اگر بازیگری به نقش نزدیک باشد و خوی خَلق و ذوق آفرینش داشته باشد، با فراگیری برخی تکنیک‌ها می‌تواند بر روی صحنه موفق باشد و ماندگار شود.»

    شباهت گبه و تئاتر

    در بخش دیگری از این نشست، هانا کامکار گفت: «به نظر من یکی از عوامل موفقیت برای یک بازیگر این است که صحنه و جو آن را بشناسد. واقعیت این است که اگر با تماشاگر و صحنه آشنا نباشد، ممکن نیست بتواند به تئاتر ورود کند. با این حساب باید گفت که بهزاد عمرانی اهلی صحنه تئاتر است چرا که آن را می‌شناسد و به جو آن آشناست.»

    او در مورد نقش خودش در این نمایش هم گفت: «شخصیتی که برای من انتخاب شده از لحاظ ظاهری بسیار به من شبیه است. من هم سعی کرده‌ام که هم به سخنان کارگردان و متن توجه کنم و پا به پای همبازی‌هایم به نقش نزدیک شوم. تغییر ناگهانی هم بازیم برای من چالش‌برانگیز بود اما با اشرافی که کارگردان دارد امیدوارم که بتوانم از پس این کار بر بیایم. فکر می‌کنم نقش چالش برانگیزی هم دارم چرا که اولین باری است که نقشی را بازی می‌کنم که کاملا مبتنی بر بازیگری است و قرار نیست که بخوانم.»

    المیرا دهقانی، نیکی مظفری و بهاره مولوی

    المیرا دهقانی هم در بخشی از این نشست گفت: «من در پروژه دیگری سر ضبط هستم اما آنقدر مسئله روابط انسانی برایم مهم است که به هر شکل ممکن سعی کردم در این نمایش با این موضوع حضور داشته باشم. به نظر من در این دوران مهم نیست که یک بازیگر پرتلاش و همراه در چه مدیومی کار کند، اما این ویژگی که بتواند در راستای همدل شدن روح دیگر بازیگران کار مثبتی انجام دهد، بر هر ویژگی دیگری ارجحیت دارد.»

    نیکی مظفری هم گفت: «رزومه کارگردان، دغدغه‌هایش و متنی که با نگاه روانشناختی به روابط انسانها پرداخته بود، مرا برای حضور در این نمایش متقاعد کرد. دیدن و خواندن این نمایش به ما کمک می‌کند که اگر در مقطعی در مورد همراه یا شریک زندگیمان دچار شک شدیم بتوانیم خودمان را کنترل کنیم و مدیریت کنیم. ریتم تند و مدت کوتاهی که این نمایش دارد هم برایم جذاب است و می‌تواند مخاطب را همراه خودش کند.»

    در ادامه این نشست، ندا سرمه در مورد طراحی لباس این اثر گفت: «ما مدتی است که پس از سه سال تحقیق کمپین مد یا مصرف گرایی را آغاز کرده‌ایم. در این کمپین سعی کرده‌ایم تا تابوی پوشیدن لباس تکراری را بشکنیم. ما با کمک خانم ترکاشوند و کامکار، ابتدا از جشن حافظ و بعد کار آقای مدیری این حرکت را آغاز کردیم. در واقع ما لباس‌های بلااستفاده و مستعمل هنرمندان را با باز طراحی آنها را قابل استفاده کرده‌ایم. اینبار افتخار این را داریم که در یک نمایش خوب با یک گروه حرفه‌ای می‌توانیم این تجربه را داشته باشیم.»

    پس از آن، سام کبودوند در مورد نقشی که در این نمایش دارد، گفت: «نمایش ما در مورد پیچیدگی روابط انسانی است و سعی کردیم این نمایش را با شرایط بومی جامعه مطابق کنیم. در تئاتر، کار رئالیستی کردن بسیار سخت‌تر از کار فرم است چرا که نیاز به تمرکز و باور دارد و باید باورپذیر هم بشود تا تماشاگر را با خود همراه کند.‌ بیشتر از این نمی‌توانم در مورد نقشم توضیح دهم چرا که داستان لو می‌رود.»

    در ادامه، بنی اردلان در مورد طراحی صحنه این نمایش گفت: «طراحی صحنه نزدیک به ایده اجرایی کارگردانی است و چیزی متفاوت از آنچه که در نمایش‌های دیگر وجود دارد نیست.»

    او افزود: «ما در این نمایش سه وجه از انسان‌ها را می‌بینیم. اول وجه اجتماعی انسان‌ها است، وجه دوم لحظات دو نفره آنها است و وجه سوم، فضای تنهایی و خلوت آنها است که می‌بینیم چقدر متفاوت از دو وجه دیگر است. طراحی صحنه ما با این ایده همراه است و به نمایش کمک می‌کند.»

    این کارگردان ادامه داد: «تکنولوژی در این نمایش حضور پررنگ و دانای کل است و همه این وجوه را می‌بینید و می‌داند. از همه کاراکترها جلوتر است. در واقع موبایل در این نمایش حضور پررنگی دارد.»

    در بخش دیگری از این نشست، المیرا دهقانی در مورد نقشش گفت: «بازیگر نقش روبروی من سام کبودوند است و سعی کردیم که از هم حمایت کنیم و با هم همراهی کنیم. من تئاتر را به خاطر بداهه‌هایش دوست دارم.»

    کبودوند هم گفت: «ما در کار دیگری با هم همکار هستیم و در آنجا دو دشمن هستیم اما در این نمایش، نقش یک زوج عاشق را بازی می‌کنیم. المیرا دهقانی بازیگر پذیرایی است و گارد ندارد و پارتنر بسیار خوبی است.»

    دوره کارگردانان است، نه بازیگران

    بنی اردلان در این بخش از نشست گفت: «حال که صحبت از بازیگران و تغییر اجباری ما شد باید بگویم که این روزها در تئاتر کار کردن خیلی دردناک شده است و توهم عجیبی به جماعت بازیگر داده شده که احساس می‌کنند خدایگانی هستند که اگر نباشند هیچ اتفاقاتی شکل نخواهد گرفت، در حالی که در کل جهان، دوره دوره کارگردان‌ها است.»

    او افزود: «در دوره‌ای که تولید یک تئاتر بدون احتساب دستمزد بازیگران کمتر از دویست میلیون تومان امکان پذیر نیست، و به رغم اینکه رواج تئاتر به کم شدن خشونت و رشد جامعه کمک می کند، دولت به یک باج گیر اعظم تبدیل شده است و اول می‌پرسد چقدر پول داری که به ما بدهی به جای اینکه کمکی برای اهالی تئاتر باشد.»

    این کارگردان جوان افزود: «شاید بخشی از این وضعیت به این دلیل باشد که رسانه‌ها نسبت به دولت سر شده‌اند و هرگز نمی‌پرسند که دولت در سی چهل سال گذشته چند سالن تئاتر ساخته و در حالی که هرترم هزار و اندی دانشجو جذب این رشته می‌شوند اما معلوم نیست کجا باید کار کنند  و تئاتر از کجا باید ارتزاق کند. آیا جماعت تئاتری آدم نیستند؟

    او ادامه داد: «در حالی که در همان ابتدای کار از هر بلیطی که فروخته می‌شود در مجموع سهم سالن، ارزش افزوده و سایت فروشنده بلیط ۴۵ درصد درآمد تئاتر از دست می‌رود و به واسطه تورم فزاینده قشر تئاتررو کم و کم و کمتر شده است؛ ما نمی‌توانیم بلیط تئاتر را زیر پنجاه تا شصت هزار تومان قیمت گذاری کنیم و فکر کنیم که هزینه هایمان تامین می‌شود.»

    در این شرایط تئاترهای ما فست فودی شده است

    بنی اردلان افزود: «به قول منتقدین تئاترهای ما فست فودی شده است گرچه ما هم بلدیم چهار ماه وقت بگذاریم و روزی هشت ساعت تمرین کنیم اما دیگر هیچ گروهی از نظر مالی چنین امکانی را ندارد و بازیگران تئاتر هم با آن شرایط نمی‌توانند امورات زندگی خود را بچرخانند.»

    او افزود: «گرچه به خوبی می‌دانم که دستمزد دو بازیکن مطرح فوتبال به اندازه کل بودجه تئاتر کشور است. چرا انجمن نمایشی برای برخی از کارها بودجه دارد و برای برخی دیگر نه! در این شرایط تئاتر ها به آثاری با حضور دو تا سه کاراکتر تقلیل پیدا کرده و همان ها هم ممکن است که دیگر توان اجرا نداشته باشند.»

    بودجه کم تئاتر باید با ضوابط مشخص تقسیم شود

    داوود بنی اردلان در انتقادی تند نسبت به وضعیت بودجه‌ای و اقتصادی تئاتر گفت: «نبودن بودجه بهانه واهی است همین الان چرا که در کنار ما کاری حضور دارد که در حالی که ما در پلاتو تمرین می‌کنیم، چهار ماه سالن برای تمرین دارد و یک ماه بعد هم اجرا می‌رود. بنابراین برای برخی بودجه وجود دارد. من انتقادی نسبت به اینکه چرا به دیگران بودجه می‌دهند ندارم اما معتقدم که باید ضوابط مشخصی بر آن حاکم باشد و اصولا چرا شورای ارزشیابی سالها است که تنها به یک اسم بدل شده است.»

    او در بخش دیگری از سخنانش گفت «در حال حاضر بدون توجه به کیفیت کارها، ۱۴۲ تئاتر هر شب در تهران به روی صحنه می‌رود در صورتی که این آمار برای یک کلانشهر همچون تهران کم است و کیفیت هم فراموش شده است. من معتقدم تئاتر آزاد یا اندیشمند و حتی تئاتری که نزدیک به سیرک است باید وجود داشته باشند چون مخاطب دارند اما باید امکانات بیشتری داشته باشند در حالی که در شهرستانها تئاتر تعطیل شده است.»

    این کارگردان در پایان گفت: «من می‌خواستم از رفتار بازیگران انتقاد کنم اما باید بگویم که انتقاد از جاهای بزرگتر و بالاتر است که بازیگران را هم در وضعیتی قرار داده که برای امرار معاش باید به فکر چاره باشند و شاید همین باعث شود تا پیشنهاد بهتری در سینما و تلویزیون، آن‌ها را از صحنه تئاتر دور کند و یا به خارج از کشور بروند.»

    نمایش «نیمه تاریک ماه» حاصل تلاش هفت نفر از بازیگران قدیمی تئاتر به کارگردانی داود بنی اردلان است که از چهارشنبه ۲۴ مهر در تالار وحدت روی صحنه می‌رود.

    ۵۷۲۴۵

  • عکس | نازنین بیاتی در لباس «عروس مردگان»

    نازنین بیاتی، بازیگر سینما و تلویزیون، عکسی از خود را در تمرین نمایش موزیکال «عروس مردگان» منتشر کرد.

    نازنین بیاتی، بازیگر نمایش موزیکال «عروس مردگان»، عکسی از خود در لباس عروسی را در اینستاگرام به اشتراک گذاشت و نوشت: «عشق آدم را به جاهای ناشناخته می‌برد. مثلا به ایستگاه‌های متروک به خلوتِ زنگ‌ زده‌ واگن‌ها به شهری که  فقط آن را در خواب دیده  وقتی عاشق شدی ادامه این شعر را تو خواهی نوشت …»
    نمایش موزیکال «عروس مردگان» به طراحی و کارگردانی امیدرضا سپهری، تهیه کنندگی مریم نراقی،  سرمایه گذاری محمد معتمد و آهنگسازی میلاد مهدوی در سالن تهران رویال هال روی صحنه خواهد رفت.
    نیکی کریمی (ویٰکْتوریا )، امیر جعفری (لٌرد بارکیس)، میلاد کی‌‌مرام (ویکتور)، نازنین بیاتی (اِمیلی)، شقایق دهقان (مَدْلین)، مهران احمدی (الْدِر گوتِنیک)، مهران امام بخش (فینیس اِوِرگِلت)، ناصر عاشوری (ویلیام وَندورت)، علی عامل‌هاشمی (میهیو) و … بازیگران نمایش موزیکال «عروس مردگان» هستند.
  • ماجرای اخراج بهزاد فراهانی از مدرسه و یک گروه تئاتری

    ماجرای اخراج بهزاد فراهانی از مدرسه و یک گروه تئاتری

    ماجرای اخراج بهزاد فراهانی از مدرسه و یک گروه تئاتری

    فارس نوشت: بهزاد فراهانی، پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون در نشست «زندگی تئاتری من» از چگونگی ورودش به عرصه بازیگری گفت.

    نشست «زندگی تئاتری من» با حضور بهزاد فراهانی و همسرش فهیمه رحیمی‌نیا و علاقه‌مندان آنها در تئاتر شهر برگزار شد.
    فراهانی در ابتدای این نشست با اشاره به مناسب بودن این نشست‌ها که می‌تواند دیگران را با زندگی اهالی هنر آشنا کند، گفت: «از ۶ سالگی به همراه پدرم در تعزیه حضور داشته‌ام و نقش شمر را بازی کرده‌ام. شخصیت‌های زیادی را در تعزیه بازی کردم، پدرم در فراهان، نقش حضرت عباس(ع) بود و من هم نقش شمر را داشتم، هشت سالگی به تهران آمدیم و من که عاشق نمایش بودم، به این وادی کشیده شدم، هر چند در آن دوره، در تهران هم امکانات تعزیه وجود نداشت.»
    این بازیگر در ادامه با اشاره به اینکه در کلاس ششم (در دهه ۳۰) ممنوع‌التحصیل شده است، گفت: «یادم می‌آید ما تحت حمایت دکتر فروغ در دانشگاه نمایش روی صحنه می‌بردیم،‌ در انتظار گودو و چند نمایش دیگر.»
    وی همچنین افزود: «وقتی عضو گروه تئاتر ملی شدم که بیژن مفید، علی حاتمی و بهرام بیضایی می‌نوشتند،‌ من هم گفتم چرا ننویسم؟ «ناقالدی» را نوشتم و در گروه خواندم، همه کف زدند ولی استاد عباس جوانمرد​ (پژوهشگر، نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر) آن را پاره کرد! من ۱۱ بار آن نمایشنامه را نوشتم، پس از آن استاد من را بوسید و نقش‌ها را همانجا تقسیم کرد.»
    فراهانی با اشاره به اینکه از گروه هنر ملی نیز اخراج شده است، افزود: «یادم می‌آید در دوره‌ای که جمشید مشایخی رئیس تئاتر کشور بود ـ در سال ۵۸ ـ  فستیوالی تئاتری برگزار شد، ۱۲۰ نمایش روی صحنه رفت، من هم نمایش «معدن» را اجرا کردم.»

    وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش خود را فرزند رادیو دانست و گفت: «یادم می‌آید که برای رادیو رفتن امتحان دادم و مرا به عنوان زیباترین صدا معرفی کردند. در اولین کاری که بازی کردم، اسمم را اعلام نکردند.»
    در ادامه، همسر فراهانی، فهمیه رحیمی‌نیا نیز که بازیگر نمایش‌های استاد عباس جوانمرد بوده است، گفت: «برای من همه چیز از یک آگهی تلویزیونی شروع شد. گروه هنر ملی هنرجو می‌پذیرفت. بهزاد مدیر انضباطی گروه بود. در این گروه استاد جوانمرد فن بیان و نصرت کریمی گریم و پانتومیم و داریوش آشوری و استاد حالتی تدریس می‌کردند. من اولین کاری که با گروه تئاتر ملی همکاری کردم «ناقالدی» بهزاد به کارگردانی عباس جوانمرد بود. بعد «سلطان مار» بهرام بیضایی و …»
    این بازیگر پیشکسوت تئاتر گفت: «سال ۴۹ در فیلم «تجاوز» به نویسندگی بهزاد فراهانی و کارگردانی حمید مصداقی بازی کردم. فیلم در روستای بهزاد، درمنک بازی شد. زمانی که ما هنوز ازدواج نکرده بودیم در نمایش «جنگل» نیز بازی کردم. سه سال دیپلم نگرفتم تا اینکه همسرم تاکید کرد دیپلمت را بگیر و جلوی تحصیل من را هم نگیر. آن وقت با تو ازدواج می‌کنم.»
    فهیمه رحیمی‌نیا عنوان کرد که مهاجرت کوتاهی به همراه همسرش برای ادامه تحصیل به فرانسه داشته و در رشته هنرهای تجسمی درس خوانده است.
  • شوخی با مرگ روی صحنه/ نمایش امیرعلی نبویان با بازی همسرش

    امیرعلی نبویان که با نمایش «تناسخ، سه تا سی و پنج تومن» در بخش مسابقه ایران دو تئاتر فجر شرکت کرده است درباره حضور در جشنواره و موضوع نمایش خود صحبت کرد.

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نمایش «تناسخ، سه تا سی‌وپنج تومن» به نویسندگی و کارگردانی امیرعلی نبویان و با بازی هومن حاجی عبداللهی و بهار نوروزپور در تالار چهارسو تئاترشهر روی صحنه رفت.
    نبویان درباره دلیل انتخاب نام نمایش «تناسخ، سه تا سی‌وپنج تومن» به خبرآنلاین گفت: «نمایش را در سه پرده و با موضوع تناسخ به اجرا در می‌آوریم و چون در زمان اجرای اول قیمت بلیت‌ها سی‌وپنج هزارتومان بود، اسم نمایش را «تناسخ، سه تا سی و پنج تومن» گذاشتیم که موضوع آن شوخی با مرگ و ماجرای تناسخ است.»
    او که موضوع نمایش را از کتاب‌های «قصه‌های امیرعلی» انتخاب نکرده است در این باره توضیح داد.:«یکی ازعلاقه‌مندی‌های من در تئاتر استفاده از موقعیت‌های فانتزی است. «قصه‌های امیرعلی» یک فضای رئال در خانواده و دوستان است و من دوست ندارم اتفاقاتی را که در مقابل چشم همگان رخ می‌دهد در تئاتر نشان دهم. سلیقه‌ی من برای روی صحنه بردن نمایش، استفاده از خیال پردازی‌ها و فانتزی‌ها است.»
    پیش از شروع رسمی جشنواره برخی به حضور این نمایش در بخش مسابقه ایران دو اعتراض کرده بودند. او در پاسخ به پرسشی در این باره می‌گوید: «این نمایش چهارمین نمایشنامه‌ای بود که نوشتم و دومین تجربه کارگردانی من بود. من زیاد در جریان این اعتراضات نیستم و اگر این نظر وجود داشته باید با هیات انتخاب بحث کنند.»
    کارگردان این نمایش درباره تعداد کم بازیگران می‌گوید: «تعداد بازیگر کمتر یا بیشتر لزوما فضیلت نیست برای ما راهیابی یک نمایش عامه‌پسند به جشنواره اهمیت داشت.»
    نبویان منظور خود از عامه پسند بودن نمایش را توضیح می‌دهد: «نمایش عامه پسند، نمایشی است که قصه روایت می‌کند و مخاطب از ابتدا تا انتها پیگیر قصه‌ای است که روی صحنه روایت می‌شود، این نمایش خیلی موضوع ساختارشکنانه‌ای ندارد، داستان تعریف می‌کند، شخصیت سازی می‌کند و موقعیت‌ها را به نمایش در می‌آورد واینگونه در داستان گره می‌اندازیم و هر جور شده گره را باز می‌کنیم. این چیزی بود که دوست داشتم یکبارامتحان کنم که آیا می توان با یک نمایش عامه پسند که برگرفته از فرهنگ قصه گویی در ادبیات داستانی است در جشنواره حضور داشت؟ که خوشبختانه موفق شدم.»
    کارگردان این نمایش درباره‌ی حرف‌ها و شوخی‌های بی پرده‌ای که در نمایش وجود داردموضوعاتی را  توضیح می دهد:«یکسری موقعیت ها در نمایش وجود دارد که باعث به وجود آمدن این شوخی‌ها می‌شود، زمانی که یک مرد به شکل عجیب وغریبی در یک حمام زنانه گرفتارمی‌شود، خود به خود یک ذهنیتی را در مخاطب به وجود می‌آورد که مثبت نیست یا زمانی که یک گاو با شرایط ویژه وجود دارد و اسکاندیوم (ماده‌ای سمی) تولید می‌کند، همین دو موقعیت ایجاب می‌کند که شما صریح‌تر و واضح‌تر با مخاطب صحبت کنید، ضمن این‌که مخاطب تئاتر عمدتا بالای ۱۶ سال هستند وآن طیف گسترده‌ سنی که در سینما یا تلوزیون وجود دارد در تئاتر نیست و همین محدویت‌ها را کم‌تر می‌کند این به آن مفهوم نیست که هر زمانی هر چیزی را خواستیم می‌توانیم بگوییم اما زمانی که موقعیت ایجاب می‌کند می‌تواند گفته شود، خواه از نظر برخی تندروی باشد خواه طبیعی.»
    او درباره شرکت نکردن در جشنواره تئاتر رادیویی می‌گوید: «انگیزه‌ای برای این کار نداشتم ولی انشاالله در دوره‌های بعد اگر عمری باقی باشد، شاید با یک کار در بخش رادیویی حضور پیدا کنم.»
    امیرعلی نبویان درباره همکاری شورای نظارتی با نمایش گفت: «ما قوانین کار کردن در ایران را می‌دانیم و به آن احترام می‌گذاریم کار ما در زمانی که به اجرای عمومی رفت دو بار بازبینی شد، یکبار پیش از اجرا و یکبار حین اجرا، برای شرکت در جشنواره هم یکبار دیگر اصلاحیه‌هایی به ما دادند و ما هم به این نگاه و اصلاحیه‌ها احترام می‌گذاریم، گرچه شاید در مورد این اصلاحیه‌ها بحث‌هایی داشته باشیم اما این بحث‌ها برای بعد از جشنواره است؛ زیرا در جریان جشنواره همه باید به قوانین احترام بگذارند و ماهم ازاین قاعده مستثنا نیستیم.»
    او درباره حذف قسمت‌هایی از نمایش ادامه می‌دهد: «از نظر موقعیت‌های نمایشی چیزی حذف نشد، اما به لحاظ نوع بازی و یکسری تک جمله در دیالوگ‌ها، تغییراتی را به وجود آوردیم اما باز هم چیزی حذف نشد.»
    نبویان درباره بازی همسرش در این نمایش گفت:«بهار نوروزپور آدم مهربان و در عین حال مسئولیت‌پذیری است و درخیلی از امور جلوتر از من قدم بر می‌دارد، حتی اگر همسرم نبود باز هم با او همکاری می‌کردم.»

    *