بهروز تقوایی، بازیگر پیشکسوت نمایشهای شادیآور ایرانی، پس از دو سال درگیری با یک بیماری مزمن، درگذشت.
بهروز تقوایی بازیگر پیشکسوت نمایشهای ایرانی که سابقه بازی او در نمایشهای لالهزار و طی دو دهه اخیر در گونه تئاتر آزاد احیاگر گونه «کمدی سفید» از شاخههای نمایش ایرانی صبح امروز (چهارشنبه ۱۰ دیماه) به دلیل بیماری مزمنی که طی دو سال اخیر گریبانگیر وی شده بود درگذشت.
زندهنام بهروز تقوایی که کار بازیگری را به شکل جدی و حرفهای در اواخر دهه ۵۰ در تئاتر لالهزار آغاز کرد، از هنرمندانی بود که در گونه نمایشهای شادیآور ایرانی و به ویژه گونه «کمدی سفید» – نقشهایی غیر از شخصیت سیاه و گونه نمایش سیاهبازی – تبحر ویژهای داشت و صاحب سبک بود.
وی صبح امروز (چهارشنبه ۱۰ دیماه) به دلیل بیماری مزمنی که طی دو سال اخیر گریبانگیر وی شده بود، درگذشت.
تقوایی پیرو مکتب هنر نمایشهای سنتی تهران بود هرچند که اصالتی آذری داشت. وی طی دهه ۶۰ و ۷۰ همزمان با سالهای فعالیت تماشاخانههای لالهزار مانند تماشاخانه نصر به شکل مستمر تجربه بازی با بزرگان نمایش سنتی و آئینی کشورمان چون زندهنام سعدی افشار را داشت. او همزمان با به محاق رفتن فعالیتهای نمایشی در لالهزار و تعطیل شدن سالنهای این منطقه وارد گونه تئاتر آزاد شد. تقوایی طی دهه ۸۰ و دهه ۹۰ به شکل مستمر در اینگونه از آثار نمایشی مشغول فعالیت بود، هرچند که طی یکی، دوسال اخیر به سبب درگیری با بیماری کمتر به ایفای نقش میپرداخت.
روزنامهنگارانی که زمستان سرد سال ۱۳۴۲ به تماشای نمایش «شش شخصیت در جست وجوی نویسنده» نشستند، به دو موضوع توجه بسیار کردند؛ معرفی لوییجی پیراندللو، به عنوان نمایشنامهنویسی بزرگ و بازی فروغ فرخزاد روی صحنه تئاتر.
هشتم دی ماه سالروز تولد فروغ فرخزاد است؛ یکی از شاعران معاصر اما این گزارش، نگاهی است گذرا به حضور فروغ در عرصه تئاتر.
دهه چهل بود و پری صابری، بانوی جوانی که برخلاف نظر پدر و مادرش، رشته پزشکی را انتخاب نکرده بود و در فرانسه درس تئاتر خوانده بود، به ایران بازگشت. او حالا میخواست وارد فضای تئاتر شود و آنچه را در فرنگ آموخته بود، روی صحنه بیازماید اما کسی را در حوزه فرهنگ و هنر نمیشناخت. پدرش، او را به یکی از دوستان خود سپرد و این دوست، کسی نبود جز ابراهیم گلستان.
و این سرآغاز آشنایی صابری بود با شاعرانی همچون سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث و فروغ فرخزاد.
آن گونه که صابری در یکی از نشستهای خود گفته است، او فروغ را در زمانی شناخت که شاعری در اوج شهرت بود. شاید از همین رو وقتی فروغ پیشنهاد داد که در نمایش صابری با نام «شش شخصیت در جست و جوی نویسنده» بازی کند، خانم کارگردان یکه خورد که چرا فروغ میخواهد در نمایش کسی کار کند که هنوز اسم و رسمی به هم نزده و به گفته خودش در قعر گمنامی است.
با این حال این اتفاق رخ داد و صابری که این همکاری را یکی از لذتبخشترین تجربههای زندگی خود دانسته، در این باره گفته است: «در حالی که هرگز نفهمیدم چرا خواست در آن نمایش و آن نقش بازی کند، ولی اذعان میکنم که کارش را به بهترین نحو انجام داد. به تنها کسی که نیاز نبود بگویم پیراندللو چه میخواهد بگوید، او بود. گویی او بیش از همه ما به آن متن تسلط داشت. در کل آدم عجیبی بود و نبوغ فوقالعادهای داشت.»
نمایش «شش شخصیت در جست و جوی نویسنده» به عنوان کاری از گروه تئاتر «پازارگاد» به مدت ۱۰ شب روی صحنه رفت. گروهی که سال ۱۳۴۲ نقطه عطفی درخشان را تجربه کرد؛ ابراهیم گلستان، پری صابری و حمید سمندریان رسما سرپرستی گروه را به عهده گرفتند و آن را به ثبت رساندند.
آن گونه که عباس یوسفیانی در تاریخچه گروه تئاتر «پازارگاد» نوشته است، گلستان عکسهای برورشور نمایش «شش شخصیت …» را در استودیوی خود گرفت و فروغ هم مطالب مربوط به نمایش را نگاشت.
نمایش با بازی پرویز فنیزاده، پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، اسمعیل محرابی که در آن زمان بازیگران شناخته شده تئاتر بودند، همراه با چند چهره جوان همچون مسعود فقیه، شهلا هیربد، فیروز بهنام، خسرو پورحسینی و خواهر کوچکترش، یک خانم فرانسوی و فروغ فرخزاد به روی صحنه رفت.
بهمن سال ۱۳۴۲ در میان برف و سرمای سخت، بیشتر صندلیهای سالن ناشناختهی انجمن ایران آمریکا پر شد. نقدهای خوبی بر نمایش نوشته شد که بخشی از آن به دلیل شهرت فرخزاد بود و بخشی به دلیل انتخاب نمایشنامهای از پیراندللو که نویسندهای چیرهدست و برنده نوبل ادبیات بود.
بر اساس یادداشت عباس یوسفیانی (منتشر شده در کتاب این صحنه خانه من است)، سعید پورصمیمی با اینکه در این نمایش نقش کوتاهی داشت ولی نشان داد از استعدادی درخشان بهرهمند است.
اما حضور فروغ در تئاتر تنها به بازی در این نمایش محدود نشد. او برای چند نمایش حمید سمندریان شعر سرود.
سمندریان عموما نمایشنامههای مورد نظرش را خود ترجمه میکرد. او معتقد بود این ترجمهها بیش از اینکه ارزش ادبی داشته باشد، ترجمههایی است برای اجرای نمایش چراکه او متنهای نمایشی را از زاویه دید کارگردان، ترجمه میکرد.
سمندریان که برای اجرای تئاتر سری پر شور داشت، مشغول ترجمه نمایشنامه «دایره گچی قفقازی» نوشته مشهور برشت بود. فروغ ابراز تمایل کرد که بخش اشعار آن را ترجمه و به شعر تبدیل کند. این همکاری آغاز شد و البته ادامه پیدا کرد.
فروغ بیتاب بود که نمایش «دایره گچی قفقازی» روی صحنه برود نه فقط به این دلیل که او شعرهای این نمایشنامه را ترجمه کرده بود. دلش میخواست ببیند این نمایشنامه روی صحنه چگونه جان میگیرد؛ آرزویی که هرگز به آن نرسید چراکه نمایش در زمان حیات او اجرا نشد.
با این حال، ترجمه شعرهای نمایشنامه «دایره گچی قفقازی» سبب شد سمندریان دیگر دست از ترجمه اشعار نمایشنامههای مورد نظر خود بکشد و تنها به ترجمه واژگان بسنده کند. او ترجمه اشعار را به فروغ سپرد. از جمله همکاریهای میان آنان، سرودن اشعار نمایشنامه «ملاقات بانوی سالخورده» است که سبب شد سمندریان کتاب نمایشنامه را به فروغ تقدیم کند هرچند این کتاب بعد از درگذشت شاعر منتشر شد.
در مدتی که این دو هنرمند با یکدیگر همکاری کردند، فروغ اشعار نمایشنامههایی دیگر مانند «ازدواج آقای می سی سی پی» و «چگونه رنجهای موکین پوت برطرف میشود» را هم ترجمه کرد و به گفته سمندریان، یک جور دخالت موزیکالی هم در شعرها داشت چون ذوق او بسیار متنوع بود.
دهه چهل را دهه طلایی فرهنگ و هنر میدانند نه تنها به دلیل آثار درخشانی که در این مقطع خلق شده بلکه چون در این دوره هنرمندان شاخههای گوناگون در تجمعات هنری مدام باهم حشر و نشر داشتند و ارتباط نزدیک میان آنان، اتفاقات بزرگی را رقم زد.
زنده یاد حمید سمندریان
خانه ابراهیم گلستان هم یکی از همان محفلهای هنری بود. خانهای که در آن چهرههایی همچون سهراب سپهری، پری صابری، فروغ فرخزاد، فرخ غفاری و هنرمندان دیگر عصرهای جمعه گرد هم میآمدند و درباره مباحث مختلف هنری گپ و گفت میکردند، از تجربیات یکدیگر باخبر میشدند و با هم ایدههای مشترک میپروردند.
در همین گفت و گوهای دوستانه بود که سمندریان وجوه دیگری از فروغ را پیدا کرد؛ یک انسان صریحاللهجه که زبانش هیچ گاه تیزی و برندگی خود را از دست نمیداد. او در کتاب «این صحنه خانه من است» درباره او گفته است: «…حتی خشنترین اظهارنظرها را داشت ولی نکته زیبا در فروغ این بود که همه این رفتارهای او از اصالتش میآمد و هیچ گاه تظاهر نمیکرد. اگر از کسی خوشش نمیآمد، بدون تعارف ابراز میکرد. به این بیپروایی و رکگویی شهره بود و همین مساله برایش باعث دشمنسازی میشد. من این ویژگی فروغ را بسیار دوست داشتم. زبانش هیچوقت تیزی و برندگی خود را از دست نمیداد. او برای خوشایند و مصلحت کسی حرف نمیزد.»
پری صابری
اما شاید جالبترین نکته درباره حضور فروغ فرخزاد در تئاتر در صحبتهای پری صابری نمود داشته باشد.
این کارگردان زمستان سال ۱۳۹۳ در یکی از نشستهای کتابفروشی آینده از نکته جالبی سخن گفته است: «بعد از آن نمایش (نمایش «شش شخصیت در جستجوی نویسنده» که فروغ در آن بازی کرد) وقتی میخواستم «مرغ دریایی» چخوف را کار کنم، فروغ مایل بود در آن هم بازی کند، ولی من چون تمام کارهای آن نمایشنامه از ترجمه و کارگردانی گرفته تا طراحی صحنه را خودم انجام داده بودم، دوست داشتم خودم هم بازی کنم و همین کار را هم کردم.»
با این همه پری صابری که در سالهای بعد از انقلاب، عموما در نمایشهایش به زندگی شاعران پارسی توجه داشته و کمتر نمایشنامهای خارجی روی صحنه برده است، سال ۱۳۸۴ نیز نمایش «من از کجا، عشق از کجا» را بر اساس زندگی فروغ فرخزاد در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد. او اوایل انقلاب که به خارج از کشور سفر کرد، این نمایش را در کشورهای مختلفی روی صحنه برده بود.
دبیر سی و نهمین جشنواره تئاتر فجر به بهانه فرارسیدن بلندترین شب سال دلنوشتهای را برای یاد کردن از هنرمندان فقید تئاتر در ماههای اخیر منتشر کرد.
در متن یادداشت حسین مسافر آستانه برای هنرمندان فقید تئاتر که به دلیل ابتلا به کرونا درگذشتند یا به دلیل شیوع کرونا فرصت عزاداری درخور برایشان فراهم نشد، آمده است:
«زمستان آمد…
در شب، در این طولانیترین شب و در پشت پنجرههای بخار گرفته این شهر همچنان دلها گرم است و بساط نَقل و سِحر کلام حافظ و سرخی دانههای انار برپاست.
اما این مهمان نامراد و ناجوانمرد که به جبر واژه «دوری» را مدام در جان و روح ما تکرار کرد، امسال قبل از این شبِ طولانی، غمی به زمان، بلندتر از سیاهی این شب در دل ما باقی گذارده است که کاش نبود این ویروس تا آنها که نامهایی به بلندای این فرهنگِ کهن دارند، در چنین شبی کنار ما بودند.
پرویز پورحسینی، کریم اکبرمبارکه، محمدعلی کشاورز، عباس جوانمرد، ماهچهره خلیلی، صدیقه کیانفر، گلزار محمدی، رضا لنکرانی، قدرتالله صالحی، اسفندیار ملایری، ناصر ایزدفر، میلاد حاجیزاده و همه هنرمندانی که کرونا حضورشان را در عرصه نمایش از ما دریغ کرد. تمام بزرگمردان و گرامیزنانی که در این روزگار آلوده به ویروس از میان ما رفتند.
زمستان آمد و دل زمستانی ما در «یلدای دوری» به یاد هنرمندان فقید، غمی دارد که تنها با شادی خانوادههای این عزیزان آرام میگیرد. یادشان گرامی و جایگاهشان در مأمن امن الهی محفوظ باد.»
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: در دو هفته آینده کلیه فعالیتهای غیرضروری به جز مشاغل گروه یک، تعطیل هستند که مجموعه فعالیتهای هنری و سینمایی که جزو مشاغل گروه ۳ هستند، تعطیل خواهند بود.
ظهر امروز سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران با اشاره به تعطیلی چاپخانهها و وضعیت رسانههای مکتوب، اظهار کرد: در محدودیت های دو هفته آینده، چاپخانه ها جزو گروه یک حساب شدند بنابراین فعالیت خودشان را خواهند داشت و طبیعتاً روزنامهها و کارهایی که با حوزه چاپ سروکار دارند مشکلی نخواهند داشت.
صالحی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا امکان برگزاری کنسرتها قبل از ساعت ۱۸ وجود دارد؟ گفت: در دو هفته آینده کلیه فعالیتهای غیرضروری به جز مشاغل گروه یک، تماماً تعطیل هستند که مجموعه فعالیتهای هنری و سینمایی که جزو مشاغل گروه ۳ هستند، تعطیل خواهند بود.
وی ادامه داد: سالن های هنری و موسیقی بر مبنای اینکه فاصله هایشان را به صورت ۵۰ درصد ترتیب دهند، مجاز به فعالیت بودند اما این به قبل از محدودیت های جدید مربوط میشود.
«الکا هدایت» که بسیاری از کودکان او را با صداپیشگی عروسک «کپلک» در فیلم «شهر موش ها ۲» میشناسند، میگوید: تا کی میتوان انتظار داشت، فعالان تئاتر کودک داوطلبانه و رایگان کار کنند.
«الکا هدایت» که بسیاری از کودکان او را با صداپیشگی عروسک «کپلک» در فیلم «شهر موش ها ۲» میشناسند، با تاکید بر اینکه این روزها باید بیش از همه به فکر بالا بردن روحیه کودکان باشیم، میگوید: تا کی میتوان انتظار داشت، فعالان تئاتر کودک داوطلبانه و رایگان کار کنند.
این فعال تئاتر کودک که سالهاست بر آموزش تئاتر به کودکان تمرکز جدی دارد، در گفتگو با ایسنا ادامه میدهد: سازمانهایی مانند شهرداری ، وزارت ارشاد و آموزش و پرورش موظف هستند برای کودکان سرگرمی ایجاد کنند و روحیه آنان را بانشاط نگه دارند چراکه همین بچهها، آینده سرزمین ما را میسازند و منفعت این توجه و سرمایهگذاری در آینده، به همین نهادها و سازمان ها بازمی گردد.
او که سالهاست در کنار آموزشهای شخصی خود، در گروه تئاتر «لیو» به سرپرستی حسن معجونی هم مسئولیت آموزش تئاتر به کودکان را بر عهده دارد، درباره وضعیت برگزاری این کلاسها توضیح میدهد: فعلا همه کلاسهایم را تعطیل کردهام. کلاسهای ما در گروه لیو و همینطور کلاسهای خودم بر پایه آموزشهای عملی است. البته من نیز مانند برخی از همکارانم مدتی کلاسهای آنلاین برگزار کردم و در آن مدت سعی کردم تکنیکهایی جذاب طراحی کنم با این حال ادامه ندادم و این در حالی بود که ۶۰ هنرجوی ثابت داشتم و همه خواستار این کلاسها بودند.
هدایت ادامه میدهد: هرچند با تعطیلی کلاسهای مجازی، با گِله بچهها رو به رو شدم ولی به نظرم راه درستتری آمد چراکه این روزها درس و مدرس بچهها به فضای مجازی منتقل شده و آنان ساعتهای زیادی را در این فضا سپری میکنند. به هر حال درس و مشق اولویت اول است و کلاسهای ما حالت فوق برنامه دارد. به همین دلیل برای اینکه بچهها زمان کمتری را در فضای مجازی بگذارنند، کلاسهایم را تعطیل کردم.
این بازیگر البته تاکید میکند: ولی این به معنای آن نیست که تلاش دیگر همکارانم را در برگزاری کلاسهای آنلاین منکر شوم. شرایط فعلی آنقدر دشوار و پیچیده است که نمیتوان نسخهای یکسان برای مسائل پیچید.
او که تا به حال نمایشهایی مانند «دایره» و «هوشنگ لاکپشته» را با حضور کودکان روی صحنه برده است، میافزاید: برای شاد کردن کودکان در این روزهای سخت، همه باید وارد عمل و بر ساخت برنامههای تولیدی متمرکز شوند. در این میان جاهایی مانند تلویزیون و شهرداری میتوانند بسیار موثر باشند. البته متاسفانه فرصت تابستان را برای اجرای نمایشهای کودک در فضای باز و پارکها از دست دادیم در صورتی که میشد نمایشهای تک نفره یا دو نفره را با رعایت همه پروتکلهای بهداشتی در فضای باز و در تمام محلات بویژه مناطق محروم اجرا کرد.
هدایت کودکان را آسیبپذیرترین گروه سنی میداند و ادامه میدهد: شرایط امروز کودکان مرا به یاد دوره بچگی خودمان در زمان جنگ میاندازد. آن زمان تلویزیون با ساخت برنامههای متعدد، بچهها را شاد نگه میداشت. به همین دلیل در آن مقطع شاهد دوره طلایی برنامههای کودک در تلویزیون بودیم ولی امروز با اینکه تعداد شبکههای تلویزیون افزایش پیدا کرده، به اندازه کافی به بچهها توجه نمیشود.
او با اشاره به اینکه بعد از شروع کرونا بسیاری از فعالان حوزه کودک در فضای مجازی به صورت رایگان فعالیتهایی مانند آموزش عروسکسازی، اجرای تئاتر یا قصهخوانی را در صفحههای شخصی خود انجام دادهاند، اضافه میکند: تا کی فعالان کودک باید داوطلبانه کار کنند در صورتی که شهرداری و تلویزیون و ارشاد میتوانند با تولید محتواهای جذاب هم به افزایش روحیه کودکان کمک کنند و هم گامی موثر در جهت کارآفرینی برای فعالان این شاخه بردارند.
این صداپیشه درباره ساخت محتواهای جذاب برای کودکان در شبکه نمایش خانگی خاطرنشان میکند: طبیعتا خوب است ولی اصلا کافی نیست چون باید برای همه بچهها بویژه بچههای مناطق محروم برنامه بسازیم. کودکان زیادی، امکان استفاده از شبکه نمایش خانگی را ندارند ولی بیشتر خانواده ها تلویزیون دارند. ضمن اینکه شهرداری میتواند در محلات گوناگون فعالیت کند. من شخصا با تولیدات عمومی برای استفاده همه کودکان موافق ترم.
هدایت با اشاره به اینکه لازم است وزارت آموزش پرورش هم درهای خود را به روی فعالان تئاتر کودک باز کند، اضافه میکند: حالا که درس و مشق بچهها به فضای مجازی وارد شده، آموزش و پرورش میتواند با همکاری فعالان تئاتر کودک، نمایشهای کوتاهی را به عنوان زنگ تفریح بچهها در فاصله میان آموزش دروس مختلف اجرا کند. به این شیوه هم بچهها سرگرم و خوشحال میشوند و هم برای فعالان حوزه کودک، ایجاد اشتغال خواهد شد.
بازیگر نمایش «از کجا اومدیم» که مدتی است با اپلکیشن «آی قصه» همکاری دارد، در پایان این گفتگو میگوید: چند ماهی است که بیشتر بر کارهای صوتی متمرکز شدهام که پدر و مادرها هم حق انتخاب داشته باشند. بر همین اساس، از پیش از شروع کرونا با اپلیکیشن «آی قصه» همکاری داریم که همان زمان هم مورد استقبال بود و طبیعتا بعد از کرونا، این اقبال، بیشتر هم شد. این اپلیکشن که با همراهی پوریا عالمی، بهادر مالکی، آزاده مویدی فرد و … ساخته میشود، پر از قصههای صوتی است و خانوادهها میتوانند در ساعتهای مناسب خود، از این برنامهها برای سرگرمی و شادی کودکانشان استفاده کنند.
در روزهایی که کرونا نمایشها را تعطیل کرده است، اهالی تئاتر برای جبران نیازهای زندگی خود به شغلهای دیگر میپردازند.
داوود فتحعلی بیگی، بازیگر، نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون درباره وضعیت معیشت بازیگران تئاتر گفت: اگر حقوق بازنشستگی ام نبود با بیش از ۴۰ سال سابقه کار، محتاج دیگران میشدم. بازیگری تئاتر علاوه بر نداشتن حقوق ثابت، بیمه هم ندارد. مقام معظم رهبری، به نمایندههای مجلس فرموده بودند که باید اقشاری شامل رافت شوند و به هنرمندان تئاتر بیمه بیکاری پرداخت شود.
وی ادامه داد: شغل اهالی تئاتر را وزارت کار قبول ندارد و آنها کارفرما هم ندارند، به هر حال اهالی تئاتر قشر زحمتکش هستند که نانشان از طریق اجرا فراهم میشود. طراح صحنه، طراح لباس و کارگردان ها، اکثرا شرایط خوبی ندارند و مستاجر هستند، شرایط خرید مایحتاج زندگی از یک سو و اجاره خانه از سویی دیگر کمرشکن است.
این بازیگر درباره عضویت بازیگران در خانه تئاتر گفت: برخی از اهالی تئاتر عضو خانه تئاتر هستند و برخی دیگر نیستند. وضعیت تئاتری ها در دوران اجرای نمایشها خوب نبود، چه برسد به الان که همه چیز تعطیل است.
وی درخصوص شغل فعلی اهالی تئاتر اظهار کرد: برخی از دست اندرکاران حرفه تئاتر، پس از تعطیلی نمایشها به شغلهای کاذب روی آوردند؛ برخی از آنان مسافر کشی میکنند، یک سری دیگر پرستار بچه شده اند و آقایان نیز پیک موتوری شده اند. زمانی که بازار کار بود، بسیاری از بازیگران، نویسندگان و کارگردانان تئاتر بیکار بودند.
فتحعلی بیگی با اشاره به تاثیر تورم بر هنر تئاتر افزود: تمرین یک نمایش، سه یا چهار ماه زمان میبرد، تا زمانی که نمایش روی صحنه برود، اجناس گران میشوند. گرانی اجناس برای طراح لباس و صحنه مشکل ایجاد میکند، چه بسا به دلیل همین تغییر قیمتها کارگردان مجبور می شود که صحنهای را حذف کند. همین گرانی و نبودن درآمد کافی باعث شده که طراحی صحنه نمایشها به حداقل برسد و خلاقیتشان خشک شود.
وی از تعطیلی تئاتر هم گلایهای کرد و گفت: هنر ما وابسته به تماشاگر است، اگر تماشاگر به دیدن نمایش نیاید، چه طور میتوان روی صحنه رفت.
این کارگردان ادامه داد: نمایش تئاتر ارزش معنوی دارد، ولی در ایران ارزش مادی ندارد. برخی از اهالی تئاتر گرسنگی میکشند و مگر چه حد توان قرض گرفتن از دیگران را دارند؟ اصلا کسی هست که پولی داشته باشد که به آنان قرض دهد؟
فتحعلی بیگی درباره نقش نهادهای دولتی در این ایام بیان کرد: انتظار داریم که به قشر آسیب پذیر تئاتر هم بیمه بیکاری تعلق بگیرد و مشکلات را به حداقل برسانند تا آنان بتوانند نفس بکشند و برخی را هم از دست گرفتن کاسه چه کنم چه کنم نجات دهند. باید برای تئاتر چاره اساسی اندیشید.
الهام پاوهنژاد هم که مانند بسیاری از همکارانش از تعطیلی دوباره تئاتر و سینما گلهمند است، میگوید: چرا فکر میکنند هنرمندان بر گنج قارون نشستهاند.
این بازیگر از وضعیت بلاتکلیف تئاتر و تعطیلات مقطعی آن انتقاد میکند، نسبت به برخی از بی فرهنگیها در جامعه هشدار جدی میدهد و از ماجرایی تاسفانگیز سخن میگوید که طی آن، برخی از افراد در پیامهای خصوصی بر صفحات مجازی هنرمندان، خود را نیازمند جا میزنند و از آنان تقاضای کمک مالی میکنند.
او که قرار است در اجرای آنلاین نمایش«مرجان» بازی داشته باشد، درباره حضور خود در یک اجرای آنلاین توضیح میدهد: همانطور که همیشه گفتهاند، محدودیت به خلاقیت منجر میشود. ما هم فکر میکنیم در این دوران کرونا چگونه بر محدودیتهای کاریمان چیره شویم.
این بازیگر اضافه میکند: در این مدت بارها به این فکر کردهایم چگونه چراغ تئاتر را روشن نگه داریم . البته که مساله ما فقط آسیبهای روانی ناشی از بیکاری نیست بلکه مشکل بزرگتری به نام تنگناهای اقتصادی هم هست و با وجود گرانیهای اخیر، حتی اگر یک چاه پر از پول هم داشتیم، به ته آن رسیده بودیم!
پاوه نژاد با انتقاد از تعطیلی تئاتر و سینما ادامه میدهد: تنها صنفی هستیم که مدام تعطیل میشویم در حالیکه همه مشاغل به فعالیت خود ادامه میدهند؛ باشگاهها، آرایشگاهها و … هر یک به طریقی راه فعالیت را مییابند و کسی هم نمیتواند جلوی آنان را بگیرد چون مساله نان شب، شوخی نیست ولی تنها جایی که همیشه زورشان به آن میرسد، تئاتر و سینماست.
او یادآوری می کند: از اسفند سال گذشته که تئاتر تعطیل شد، حیات کاری بسیاری از فعالان آن ساقط شده است.
این کارگردان که قرار بود اوایل تابستان نمایش«کافه پولشری» را در کافه پردیس تئاتر شهرزاد اجرا کند، میافزاید: قرار بود اجرای ما تیر ماه آغاز شود که پیک دوم کرونا اتفاق افتاد و منصرف شدیم. البته که پیشبینی نمیکردیم در تابستان پیک دومی داشته باشیم . به هر حال این اتفاق افتاد و ما هم از خیر اجرا گذشتیم ولی در این مدت نه تنها از نظر روانی دچار آسیب شدهایم بلکه از نظر مالی هم صدمات بسیار دیدهایم و هیچ چشمانداز مشخصی مقابل خود نمیبینیم.
پاوهنژاد درباره اجرای آنلاین نمایش «مرجان» هم میگوید: سومین اجرای آنلاین آریان رضایی (نویسنده و کارگردان نمایش) است و همه تلاشمان را به کار میگیریم تا کار متفاوتی باشد. به هر حال کرونا ادامه دارد و باید به تجربه، راههای تازهای برای کار و درآمدزایی پیدا کنیم.
او درباره پیشبینی خود از استقبال تماشاگران، توضیح میدهد: قیمت بلیت نمایش ۲۵ هزار تومان است که واقعا پولی نیست بخصوص که یک خانواده همراه با هم میتوانند نمایش را ببینند ولی مساله مهمتر دل خوش است. با این همه اتفاق تلخی که هر روز میافتد، باید دید تماشاگر حتی برای دیدن یک نمایش آنلاین در خانهاش دل خوشی دارد.
این هنرمند تئاتر در ادامه با ابراز تاسف از کمتوجهی مسئولان هنری به وضعیت معیشتی هنرمندان اضافه میکند: نمیدانم دوستان عزیزی که در وزارت ارشاد مسئولیت دارند، اصلا به ما فکر میکنند، اصلا برایشان مهم هست که هنرمندان تئاتر چندین ماه است بیکار و بی درآمد هستند. اصلا به ما بگویند دارند چه کار میکنند یا حتی دارند چه کار نمیکنند. ظاهرا که بوی بهبود از اوضاع جهان نمیآید.
پاوهنژاد از تئاتر برادوی مثال میزند و توضیح میدهد: برادوی مشخص کرده تا پایان سال میلادی تعطیل است و تکلیف همه روشن شده است. آنها میتوانند برنامهریزی کنند ولی ما همه بلاتکلیف ماندهایم و این وضعیت دیوانهکننده شده است.
او با ابراز تاسف از اینکه همیشه در بزنگاهها، هنر قربانی میشود، میافزاید: به هر حال بخش تولید سینما و تلویزیون در حال فعالیت است ولی تئاتر همین را هم ندارد و رسما در صدر بیچارگیهاست، بدون هیچ تعارفی.
بازیگر نمایش«خدای کشتار» خاطرنشان میکند: این همه سال است حق بیمه پرداخت میکنیم. حال در این وضعیت بیمه بیکاری نداریم، هیچ آب باریکهای نیست که در این گرانی وحشتناک کمکحالی باشد.
او اضافه میکند: لابد فکر میکنند تئاتریها کارمند جایی هستند و شبها برای دل خوشی و از سر تفریح تئاتر اجرا میکنند.
پاوهنژاد در ادامه صحبت خود از ماجرایی عجیب و تاسف برانگیز هم سخن میگوید : در پیامهای خصوصیام بارها دیدهام افرادی به عنوان نیازمند تقاضای کمک مالی کردهاند. جالب است که کمترین توقع برخی از افراد، تبلیغات رایگان است. همه اینها نشانگر این تصور نادرست و غیرواقعی است که هنرمندان ثروتهای آنچنانی و بادآورده دارند.
او ابراز تأسف میکند: این ماجرا در حاشیهسازیهایی ریشه دارد که برای تخریب هنرمندان انجام میشود. به این معنا که هنرمند کسی است که با کمترین کار، بیشترین درآمد را دارد!
این بازیگر تأکید میکند: این پیامهای به ظاهر ساده که گاه حتی خندهدار به نظر میرسد، هشداری جدی در درون خود دارد و نشانگر سقوط فرهنگی ماست. این تقاضاها نمایانگر آن است که عدهای مناعت طبع و عزت انسانی را فراموش کردهاند و میخواهند بدون زحمت و تلاش، پول به دست بیاورند.
پاوه نژاد ابراز تأسف می کند: غرورمان چه شد، عزت نفسمان کجا رفت. این در حالی است که نیازمندان واقعی آنقدر شرم و مناعت طبع دارند که هرگز دوست ندارند کسی از ضعف مالیشان باخبر شود. نمونه این افراد را در زلزله روستاهای کرمانشاه از نزدیک دیدهام، با اینکه زندگیشان نابود شده بود، عزت نفسشان همچنان پابرجا بود.
او در پایان هشدار میدهد: فرهنگمان دارد نابود میشود، رواج فرهنگ گداپروری و طلبکاری، هولناک و فاجعهای است که باید برایش راه حل عاجلی بیندیشیم.
پوستر نمایش «مرجان» به نویسندگی و کارگردانی آریان رضایی و با بازی الهام پاوهنژاد که به شیوه آنلاین اجرا میشود، منتشر شد.
نمایش «مرجان» به نویسندگی و کارگردانی آریان رضایی براساس داستان «هزار و یک شب» و با نگاهی به پژوهش «هزار افسان کجاست» نوشته بهرام بیضایی به شیوه آنلاین در تاریخهای چهارشنبه ۳۰ مهر، پنجشنبه و جمعه ۱ و ۲ آبان ساعت ۲۱ اجرا خواهد شد.
همچنین پوستر این اثر نمایشی با طراحی سینا افشار منتشر شده است.
سایر عوامل این اجرا عبارتند از افشین هاشمی مشاور کارگردان، امیرحسین شفیعی مجری طرح، سینا افشار طراح پوستر و تصاویر گرافیکی اجرا، پیمان محسنی برزی پخش زنده، امیر قالیچی مدیر روابط عمومی و تبلیغات.
علاقهمندان به تهیه بلیتهای این اجرا میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
مدیر اولین دوره جشنواره تئاتر «نگاه» که به تازگی توسط امین حیایی بنیانگذاری شده است، یکی از مهمترین اهداف این جشنواره را شناسایی استعدادهای تازه دانست.
جشنواره تئاتر «نگاه» جشنواره ای است که امین حیایی آن را در آکادمی بازیگری خود پایهریزی کرده است. چندی پیش فراخوان این جشنواره منتشر شد و امید حیایی به عنوان مدیر این رویداد در گفتگویی با ایسنا به تشریح اهداف و برنامههای این جشنواره پرداخت.
او با ارایه توضیحاتی درباره آموزش هنرجویان از سطوح مقدماتی تا پیشرفته افزود: نگاه ما این است که فارغالتحصیلان آموزشگاه نباید رها شوند بلکه باید فضا و بستری برای آنان فراهم کرد تا آنچه را در دورههای آموزشی آموختهاند، در کار عملی هم دنبال کنند.
حیایی ادامه داد: ما همچنین در تلاش هستیم تا این هنرجویان و فارغالتحصیلان در تولیدات آکادمی و نیز دیگر تولیدات حرفهای خارج از این فضا هم فعالیت و کسب تجربه کنند.
مدیر جشنواره تئاتر «نگاه» با اشاره به انتشار فراخوان این جشنواره اضافه کرد: به دلیل لزوم رعایت پروتکلهای بهداشتی، از متقاضیانی که خارج از تهران هستند، درخواست دعوت کردیم فیلم نمایشهای خود را بفرستند؛چراکه این بخش به صورت آنلاین برگزار خواهد شد. البته متقاضیان در تهران نیز میتوانند فیلم نمایشهای خود را بفرستند و محدودیتی در این زمینه وجود ندارد.
به گفته او، قرار است نمایشهای برگزیده در سالن تئاتر همین آکادمی اجرا شوند تا هنرجویان در زمینه رویارویی با عموم تماشاگران هم تجربه به دست آورند.
حیایی، از توجه به اخلاق حرفهای به عنوان دیگر اولویت این جشنواره نام برد و گفت: اخلاق حرفهای برای ما از هر چیزی مهمتر است و در کنار آن به فعالیتهای کاوشگرانه و پژوهش محور هم همچون فعالیتهای اجرایی توجه داریم.
او همچنین خبر داد که این جشنواره ادامهدار خواهد بود و در دورههای بعدی، بخشهایی مانند فیلم کوتاه، نمایشنامهخوانی، مونولوگ و … نیز ذیل عنوان جشنواره نگاه برگزار خواهد شد.
حیایی تاکید کرد: شعارمان این است که هنرجویان در فضایی حرفهای و سالم با یکدیگر رقابت کنند.
او در پایان خبر داد که علاوه بر اجراهای هنرجویان، هنرمندان حرفهای هم در سالن تئاتر این موسسه آموزشی به اجرای نمایش خواهند پرداخت چرا که دیدن نمایشهای حرفهای برای هنرجویان جوان همچون کلاس درس آموزنده است و نوعی کارگاه آموزشی محسوب میشود.
دبیر این جشنواره پریسا محمدی است و فراخوان آن بر سایت آکادمی بازیگری امین حیایی به نشانی اینترنتی: WWW.hayaiee.com منتشر شده است.
بعد از حذف اپیزود «بانو گربه ملوس» از نمایش شش اپیزودی «عشق روزهای کرونا»، کارگردان این نمایش، اپیزودی دیگر را جایگزین کرد.
این اپیزود تازه با نام «به افتخار نیل سایمون» با بازی سیما تیرانداز و علی اوجی اجرا میشود و از روز شنبه ۵ مهر ماه اجرا خواهد شد.
پیش از این اپیزود «بانو و گربه ملوس» با بازی بهنوش طباطبایی و با همراهی گربه این بازیگر، اجرا میشد اما به دلیل ممنوعیت حضور گربه روی صحنه، این اپیزود حذف شد و حالا اپیزودی دیگر جایگزین شده است.
نمایش «عشق روزهای کرونا» نوشته و کار محمد رحمانیان دربردارنده شش اپیزود است که هر یک از آنها به نوعی به وضعیت عشق در اشکال مختلفش در دوره کرونایی میپردازد.
بازیگران این نمایش به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:امیرکاوه آهنینجان، نوشین اعتماد، علی اوجی، سیما تیرانداز، سعید توکلی، راحیل زمانی، غزل شاکری، مبینا طبایی، نیما طیبی، مانیا علیجانی، مهتاب نصیرپور، افشین هاشمی و احترام برومند.
این نمایش هر شب رأس ساعت ۱۹ در فضای باز تالار وحدت اجرا دارد.