برچسب: اعتیاد

  • مادر نسترن: چرا باید از شوهرم شکایت داشته باشم؟/ او دخترمان را به خاطر اعتیاد و رفتارهای نادرستش کشت

    جسد دختر ۲۲ ساله به دستور بازپرس به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات مأموران برای مشخص‌شدن نحوه قتل آغاز شد.
    پدر دختر به مأموران گفت: دخترم سال‌ها بود به مواد مخدر اعتیاد داشت و شیشه می‌کشید؛ او خیلی پرخاشگر بود هرچه می‌گفتیم ترک کند، قبول نمی‌کرد او مدت‌ها قبل با پسر جوانی به نام نادر آشنا شد و تصمیم گرفت با او ازدواج کند. نادر چند باری به خانه ما آمده ‌بود. برای من تعجب‌آور بود که نادر چرا باید با دختری مثل نسترن که خیلی پرخاشگر است، ازدواج کند، اما به‌هرحال قبول کرده‌ بود و من هم حرفی نزدم. ما با نسترن خیلی درگیری داشتیم. با خودم گفتم مدتی تحمل می‌کنم آنها ازدواج می‌کنند و دخترم سرخانه و زندگی خودش می‌رود و همه‌چیز تمام می‌شود، اما اوضاع آن‌طور که فکر می‌کردم نشد.

    متهم به قتل ادامه داد: نسترن و نادر با هم همه‌جا می‌رفتند من به نسترن گفته بودم تا زمانی که عقد نکرده است حق ندارد بیرون از خانه بماند، ضمن اینکه این اواخر متوجه شده ‌بودم نادر هم قصد ازدواج با دخترم را ندارد. پدر نادر مخالفتش را اعلام کرده‌ بود. او هربار ما را می‌دید برخورد بدی می‌کرد، چندباری هم به من گفت این‌دو طوری رفتار می‌کنند که من فکر می‌کنم مواد مصرف می‌کنند. پدر نادر از بچه‌ها حمایت نمی‌کرد و از رفتارش معلوم بود که به این ازدواج رضایت ندارد و کارهایی هم که نادر می‌کرد نشان می‌داد قصد ازدواج با نسترن را ندارد. به ‌همین‌ دلیل اجازه نمی‌دادم دخترم با نادر به مسافرت برود تا اینکه چند روز قبل از قتل، نسترن به‌طور ناگهانی از خانه رفت و دیگر برنگشت. ما خیلی تلاش کردیم او را پیدا کنیم، اما جواب تلفنش را نمی‌داد. من فکر کردم شاید با دوستانش است و چون مواد کشیده نمی‌خواهد جواب بدهد، اما بعد از چند روز جواب تلفنش را داد و گفت با نادر به سفر شمال رفته ‌است و تا یک هفته هم برنمی‌گردد.
    این مرد در ادامه گفت: وقتی دخترم برگشت من خیلی عصبانی شدم و گفتم چرا بدون اینکه به من بگوید به سفر رفته‌ است. من و نسترن دوباره با هم دعوا کردیم و درگیری بالا گرفت. او به‌سمت من حمله کرد و وسایل خانه را شکست و من که دیگر نمی‌توانستم به خشمم غلبه کنم، عصبانی شدم و او را خفه کردم. من از کاری که کردم خیلی پشیمانم اما کنترل خودم را از دست دادم. هشت سال بود که دخترم اعتیاد داشت و زندگی ما در این مدت سیاه شده بود.
    مادر نسترن به‌عنوان تنها ولی‌دم این دختر نسبت به شوهرش اعلام گذشت کرد و گفت: من شکایتی ندارم، ما سه فرزند داریم و دو فرزند دیگرمان بچه‌های سربه‌راهی هستند، اما نسترن خیلی اذیتمان می‌کرد. ما خانواده آبروداری هستیم او آبروی ما و بچه‌های دیگرم را برده‌ بود، ما هر کاری برای خوب‌شدن دخترم کردیم؛ او را بستری کردیم اما فرار کرد، پیش دکتر و مشاور بردیم اما همچنان فایده‌ای نداشت، او خودش نمی‌خواست اوضاع تغییر کند هر چند روز یک‌بار یک‌چیز را بهانه می‌کرد و وسایل و شیشه خانه را می‌شکست و مدام به ما خسارت می‌زد، پول می‌خواست که مواد بخرد، اگر به او نمی‌دادیم حمله می‌کرد و ما را هم کتک می‌زد و وسایل خانه را خرد می‌کرد. از وقتی هم با نادر آشنا شد بدتر شده ‌بود؛ می‌گفت نادر اعتیاد ندارد و او هم اعتیادش را ترک می‌کند، اما دروغ می‌گفت چون نادر را هم دیده ‌بودم که چطور با دخترم ساعت‌ها بیرون می‌رفت و برایش مواد می‌خرید. آنها هر دو اعتیاد داشتند، البته شاید نادر اعتیادش کمتر بود؛ ضمن اینکه خانواده نادر هم هرگز دختر ما را به چشم عروسشان نمی‌دیدند. آنها فکر می‌کردند دختر ما برای پسرشان یک سرگرمی است و واقعیت هم همین بود؛ نادر هرگز با دختری که تا این حد اعتیاد داشت، ازدواج نمی‌کرد. ما هم نمی‌خواستیم این وضعیت ادامه پیدا کند چون می‌دانستیم زمانی که نادر، نسترن را ترک کند وضعیت بدی ایجاد می‌شود و دخترمان حالش بدتر می‌شود، اما نسترن فقط ما را مقصر می‌دانست. روز حادثه هم وقتی پدرش معترض شد که چرا به شمال رفته بدون اینکه بگوید، دوباره عصبانی شد و پرخاشگری و فحاشی کرد. وسایل خانه را شکست و به سمت ما پرت کرد. شوهرم کنترل خودش را از دست داد. من نمی‌توانم از شوهرم شکایتی داشته باشم چون او پدر خوبی بود.
    بعد از گفته‌های این زن، با توجه به اینکه تنها ولی‌دم پرونده نیز ‌بود، پرونده برای رسیدگی به لحاظ جنبه عمومی جرم به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و متهم به‌زودی پای میز محاکمه می‌رود.

     

  • حملات وحشیانه مرد معتاد به همسر و فرزندان خردسالش

    وی گفت: سال تحصیلی سوم راهنمایی را پشت سر گذاشته بودم که روزی مادرم روسری قهوه‌ای رنگی را از بقچه لباس هایش بیرون کشید و خطاب به من گفت: «این روسری را سرت کن که امشب خواستگار می آید!»
    هنوز هاج و واج مانده بودم که مادرم دستم را کشید و فریاد زد: «مثل مترسک به من نگاه نکن! زود خانه را جمع کن و ظرف ها را بشوی!»
    خودم هم نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. آن شب گرم تابستان قرار و مدارها گذاشته شد و من در حالی پای سفره عقد نشستم که می دانستم پدرم به خاطر شرایط سخت معیشتی دوست دارد زودتر ازدواج کنم تا حداقل مخارج یک نفر از سفره اش کم شود. من هم که وضعیت مالی پدرم را می دیدم سکوت کردم و بدین ترتیب دوران نامزدی من و «کریم» در ۱۵ سالگی آغاز شد. اما پنج روز بیشتر از برگزاری مراسم ساده عقدکنان نگذشته بود که نامزدم بی دلیل و بدون هیچ بهانه ای عصبانی شد و مرا در خیابان کتک زد.
    آن روز با چشمانی اشکبار و بغضی در گلو به خانه رفتم اما به توصیه مادرم آبروداری کردم تا کسی متوجه این ماجرا نشود ولی این سرآغاز رفتارهای خشنی بود که در طول ۱۳ سال زندگی مشترک بارها تکرار شد.
    دو سال بعد زندگی مشترک من و کریم زیر یک سقف ادامه یافت اما زمانی فهمیدم که این رفتارهای وحشتناک نتیجه توهم ناشی از مواد مخدر است که دیگر خیلی دیر شده بود. با وجود این باز هم به خواست خانواده ام سکوت کردم تا مرا طلاق ندهد و آبروی خانوادگی مان نرود. با همین شرایط سخت روزگار می گذراندم درحالی که صاحب دختر و پسری زیبا شده بودم. تلاش می کردم تا فرزندانم درست تربیت شوند و به خوشبختی برسند اما اعتیاد کریم به مواد مخدر صنعتی روزگار ما را تلخ کرده بود. حالا تنها من نبودم که زیر مشت و لگدهایش دوام می‌آوردم بلکه او کودکانم را نیز به شدت کتک می زد و من فقط در برابر این رفتارهای وحشتناک گریه می کردم و اشک می ریختم چرا که او در حالت توهم دست به این کارهای زشت می زد.
    روزگارم به همین ترتیب می‌گذشت تا این که حدود یک ماه قبل دختر و پسر کوچکم در حال بازی با یکدیگر بودند و برنامه کودک تلویزیون را تماشا می‌کردند در این هنگام همسرم که از سروصدای کودکانه فرزندانم عصبانی شده بود ناگهان به طرز وحشیانه ای به سوی آن ها حمله ور شد و دو کودک خردسال را زیر مشت و لگد گرفت. من هم که با شنیدن فریادهای کودکانم طاقت نیاوردم به قصد دفاع از آن ها مقابل همسرم قرار گرفتم ولی او با کمربند سیاهش به سوی من چرخید و چنان کتکم زد که همه پیکرم کبود شد و چند دندانم نیز شکست.
    وقتی به سوی فرزندانم رفتم متوجه شدم که کمر پسر چهار ساله ام آسیب دیده و توان حرکت ندارد. از طرف دیگر بینی دختر ۱۰ ساله ام نیز شکسته بود! دیگر نمی توانستم این زندگی وحشتناک را تحمل کنم. تا به حال به خاطر فرزندانم و آینده آن ها سکوت می کردم تا آن ها را به سرو سامان برسانم اما دیگر این وضعیت قابل تحمل نیست چرا که کریم مدام سیگار می کشد، مشروب می‌نوشد یا در حالت توهم ناشی از مواد مخدر من و فرزندانم را کتک می زند. دیگر خسته شده‌ام و زندگی در کنار چنین مردی را برنمی‌تابم که حتی به همسر و فرزندانش رحم نمی کند .
     

  • نوجوانی و بحران‌های الکل، اعتیاد و روابط جنسی

    مهدی ملک‌محمد

    چرا هر ازگاهی نوجوانان با اخبار بد در رسانه‌ها هویدا می‌شوند و بعد از مدتی کوتاه، ناپدید؟‌ به‌نظر می‌رسد برای یافتن پاسخی مناسب به این سوالات باید مروری کوتاه بر روان‌شناسیِ نوجوان و به‌رسمیت‌شناختن دوره‌ی نوجوانی، در دوران رشد، داشته باشیم.

    شاید آن‌روزهایی که پروفسور «استانلی هال» مشغول کشف دوره‌ای جدید در رشد انسان با عنوان نوجوانی بود، حتی تصورش را هم نمی‌کرد که پس از صد سال، این دوره‌ی سنی در نظر تمامی بزرگسالان تبدیل به همانی شود که توصیفش کرده بود؛ دوره‌ی توفان و فشار. سه دهه پس از آن ایام که «هال» در کتاب دوجلدی خود با عنوان «روان‌شناسی نوجوانی و رابطه‌ی آن با زیست‌شناسی، مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی، روابط جنسی، مسائل جنایی، دین و آموزش» وجود نوجوان را آوردگاهی توصیف کرد که در آن افکار و احساسات، معنویت‌گرایی و هوس‌رانی، شادی و غم، پندارگرایی و واقع‌بینی، استقلال‌خواهی و وابستگی، روی‌در روی هم قرار می‌گیرند و آرام و قرار را از نوجوان سلب می‌کنند۱، دو مردم‌شناس – «مارگارت مید» و «روث بندیکت» – بر او تاختند که نظریه‌ی «هال» درباره‌ی نوجوانان فرهنگ‌های غیر غربی صدق نمی‌کند.

    آیا واقعاً صدق نمی‌کند؟ «هال» در زمانه‌ای از «دوره‌ی نوجوانی» گفت که بیش از دو میلیون نفر نوجوان در کشورش به‌عنوان کارگر مشغول به کار بودند، کسی آن‌ها را نوجوان نمی‌دانست بلکه «نیمه‌بزرگسال» یا «بزرگسالان کوچک» خطاب می‌شدند.

    طبیعی بود که نظر اولین دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی روان‌شناسی، در ایالات متحده‌ امریکا، و اولین رئیس انجمن روان‌شناسی این کشور با بی‌اعتنایی جامعه‌ی در حال توسعه‌ای که به‌سختی پله‌های توسعه را طی می‌کرد، روبه‌رو شود.

    اما وقوع «رکود بزرگ»، به‌دلیل سقوط سهام در سال ۱۹۲۹ در این کشور، شانس بی‌مانندی برای تثبیت دوره‌ی نوجوانی در علم روان‌شناسی رشد بود و سبب شد بسیاری از کارگران نوجوانی که به‌اجبار شغل‌شان را از دست داده بودند به دبیرستان‌ها بروند و مسئولیت اقتصادی خانواده‌شان را از دوش خود بردارند؛ چنان‌که در پایان دهه‌ی ۱۹۳۰‌ میلادی برای نخستین‌بار در تاریخ آمریکا اغلب نوجوانان چهارده تا هفده‌ساله‌ی این کشور دانش‌آموز دبیرستان‌ بودند.

    این اتفاق، نگرش‌ها را برای همیشه در مورد معنای کودکی، نوجوانی و بزرگسالی تغییر داد. نتایج تحقیق مرکز نظرسنجی ملی امریکا در سال ۲۰۰۳ از مردم این کشور نشان داد که آن‌ها مانند دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰‌ میلادی، پایان دوره‌ی دبیرستان را پایان دوره‌ی نوجوانی و ورود به دنیای بزرگسالی درنظر می‌گیرند.۲

    اما به‌رسمیت‌شناختن این دوره، آغاز ماجرا بود و همراهی – یا ناهمراهی – تغییرات سریع جسمی و هورمونی در بدن نوجوان (که «هال» در کتاب خود به‌دقت به آن‌ها نپرداخته بود و علم عصب‌شناسی، امروزه به‌کنکاش آن‌ها پرداخته و تفاوت‌های عظیمی در کارکرد – نه میزان – هورمون‌ها و مدارهای عصبی نوجوان با بزرگسالان، و البته کودکان، را کشف کرده است)، با تغییرات سریع تمدنی و رویدادهای جهانی تأثیرگذاری مانند جنگ‌ جهانی دوم، در سال‌های میانی دهه‌ی ۱۹۴۰و پایان جنگ سرد در دهه‌ی ۱۹۹۰، سبب تغییراتی در شیوه‌های تربیتی والدین نوجوانان و نهادهای آموزشی مرتبط با آن‌ها شد. رهاشدگی تربیتی نوجوانان در عصر جدید پس از جنگ‌ جهانی دوم وضعیت زیر را به‌وجود آورد:

    «تلویزیون، رادیو و روزنامه‌ها مملو از اخبار ناراحت‌کننده‌ای در مورد استثمار جنسی نوجوان‌ها (و اطفال در سنین قبل از نوجوانی) هستند: «یک دختر ۱۱ساله قربانی آزارهای جنسی پدرخوانده‌اش شد»، «یک پسر ۱۱ساله توسط یکی از همسایه‌ها مورد آزار جنسی قرار گرفت»، «در یک مراسم انجمن اخوت، به یک دختر ۱۷ساله تجاوز شد». به‌نظر می‌رسد در آمریکا تجاوز جنسی به نوجوان‌ها تقریباً همه‌گیر است. به‌سختی می‌توان به آمارهای دقیقی در این‌باره دست یافت، چون در بسیاری از موارد، تجاوز جنسی هرگز به پلیس گزارش نمی‌شوند.»۳

    این دگرگونی که ابتدا در ایالات متحده امریکا و سپس در کشورهای اروپایی رُخ داد، دیری نپایید که شرق را هم درنوردید و به‌تبع آن، در دو دهه‌ی اخیر، کشور ما را نیز تحت تهاجمی تربیتی قرار داد. رهاشدگی والدین ایرانی نیز، مانند والدین امریکایی پس از جنگ جهانی دوم، به‌این صورت بوده و هست که والدین با بدخوانی و بدآموزی از آموزه‌های روان‌شناسان – و گاه ناروان‌شناسان – عمدتاً غربی و البته به‌دلیل میل همگانی به رفاه، پس از جنگ تحمیلی هشت‌ساله، و در نتیجه، کار و استرس بیشتر، زمان کافی برای توجه و مراقبت از فرزندان نوجوان نداشتند و ندارند. این والدین وظیفه‌ی تربیتی و آموزشی خود را به مدارسی سپرده‌اند، که ناکارآمدی‌شان را سال‌هاست نشان داده‌اند.

    در این بحبوحه‌ی غریب، چه می‌مانَد جز نوجوان روان‌رنجور ایرانی که سرگردان است و هر نوجوان یا بزرگسالِ روان‌نژند دیگری می‌تواند از او سوءاستفاده کند و در تحقیقات و گزارش‌های پژوهشی، آمارهایی را رقم بزند که بُهت خواننده را برانگیزد. به برخی از این آمارها که در چند تحقیق معتبر دو دهه‌ی گذشته، نه سال‌های اخیر، به‌دست آمده توجه کنید:

    «از هر ۱۰۰ دانش‌آموز دبیرستانی در گروه نمونه، ۶۸ نفر سیگار، ۵۳ نفر مشروب، ۷ نفر تریاک، ۸ نفر حشیش و ۶ نفر هروئین مصرف می‌کنند.

    حدود دانش‌آموزان باور دارند که در مدرسه‌ی آن‌ها مواد مخدر مصرف می‌شود و ۸درصد معتقدند که در مدرسه‌ی آن‌ها مواد مخدر پخش می‌گردد.

    دختران از ۱۲ سالگی و پسران از حدود ۱۴ سالگی در جریان رابطه با جنس مخالف قرار می‌گیرند و تعداد کسانی که به‌نحوی با یک یا چند نفر رابطه دارند بین ۲۰ درصد و در بعضی مدارس تا ۶۰درصد دانش‌آموزان است.»۴

    «بر اساس آمار، ۵۸‌درصد معتادان زیر ۳۴‌سال و ۱۴‌درصد از معتادان در طیف سنی ۱۵ تا ۱۹ سال هستند که به این معناست که نشانه‌روی و قتل‌عام سیستم اعتیاد روی سنین نوجوان و جوانان کشور است. فقرِ آگاهی و دانش تخصصی در برابر عوارض و تبعات ناشی از اعتیاد، نداشتن مهارت‌های خودمراقبتی و خودکنترلی در برابر آسیب‌ها، لذت‌طلبی‌های افراطی جوانان و نوجوانان و باورهای غلط از جمله علل گرایش جوانان و نوجوانان به پدیده‌ی شوم اعتیاد است. یکی از علت‌هایی که جوانان را به سمت‌وسوی اعتیاد می‌کشاند کنجکاوی‌های هدایت‌نشده است. اختلالات خُلق افراد نظیر اضطراب، پرخاشگری شدید، اعتمادبه‌نفس پایین و افسردگی از عوامل دیگر در گرایش افراد به‌سوی معضل اعتیاد هستند.‌ به‌رغم حساسیت والدین، تحقیقات نشان می‌دهد که ۵۵‌درصد والدین بعد از سه تا پنج سال از اعتیاد فرزندان‌شان مطلع می‌شوند.»۵

    در میان این آمارهای ترسناک و هشداردهنده، کمتر والدی هست که بپذیرد «والدبودن عبارت است از روبه‌روشدن با رویدادهای کوچک بی‌شمار، تعارضات دوره‌ای و بحران‌های ناگهانی که واکنشی سریع می‌طلبد. این واکنش‌ها، پیامدهایی در پی دارد که بر چگونگی شکل‌گیری شخصیت تأثیر می‌گذارند. تجارب نوجوان در مواجهه با افراد و شرایط گوناگون، منش او را شکل می‌دهد. تربیت منِش نوجوان مستلزم حضور است؛ حضوری که امکان برقراری ارتباط بیشتر با نوجوان را فراهم می‌کند.

    می‌خواهیم نوجوان ما موجودی فوق‌العاده باشد؛ انسانی با احساس، متعهد و شجاع، فردی که هسته‌ی درونی او، قدرت و رمز زندگیش عدالت است. برای دستیابی به این اهداف انسانی، به روش‌های انسانی نیاز داریم. تنها عشق و علاقه کافی نیست و بصیرت به‌تنهایی نارساست. والدین خوب باید مهارت داشته باشند.»۶

    در این میان، می‌توان لیست بلندبالایی از مقصران بی‌توجهی یا بدتوجهی به نوجوانان فراهم کرد، اما طبیعی است که والدین، بی‌توجه به این لیست، باید خودشان آستین همت را بالا بزنند و وظیفه‌ی تامّ و تمام تربیت نوجوان را برعهده بگیرند. البته نیک می‌دانیم که در اوضاع اقتصادی و اجتماعی کنونی نمی‌توان انتظار داشت که والدین، فارغ‌بال، استرس‌های شغلی و اقتصادی‌شان را رها کنند و به نوجوان خواهان استقلال‌شان بچسبند! مسئله‌ی نوجوان ایرانی، وقت‌گذاری والدین نیست. مسئله‌ی مهم بی‌توجهی والدین و به‌طور طبیعی نهادهای آموزشی به اصول تربیت نوجوان و رفتار با آن‌ها به‌مثابه یک کودک یا یک بزرگسال است.

    اگر برای ترمیم و اصلاح این موضوع هشدارها و راهکارهای لازم از سوی کارشناسان مربوطه ارائه نشود و یک اراده‌ی جمعی و ملی برای بازخوانی دوره‌ی نوجوانی و اهمیت آن در ترسیم آینده‌ی کشور به‌وجود نیاید، حدود هشت میلیون نوجوان ایرانی با روانی رنجور وارد دوران بزرگسالی خواهند شد و به‌اشتباه می‌پذیرند که نوجوانی، به‌طور طبیعی، دورانی بحرانی و پُر از هیجان‌های منفی است. در حالی‌که این‌گونه نیست و در یک بررسی روی بیش از ۲۰۰۰۰‌ نوجوان با موضوع سازگاری روانی، حدود ۹۰ درصد آن‌ها اظهار کرده بودند که «از زندگی لذت می‌برند، احساس نشاط و نیرو می‌کنند، بیشتر وقت‌ها شاد هستند، معمولاً خود را کنترل می‌کنند و حتی اگر غمگین باشند می‌توانند با شنیدن لطیفه‌های خوب بخندند.»۷

    پی‌نوشت‌ها:
    1. گلزاری، محمود(پژوهشگر و مجری طرح)(۱۳۸۲). بررسی میزان، زمینه‌ها و عوامل مشکلات روانی – اجتماعی دانش‌آموزان دبیرستانی اسلام‌شهر، کرج، شهر ری و منطقه ۱۲ تهران. کارفرما:‌دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی. ص ۲۰
    2. Jensen, E. Frances(2015). Teenage Brain. New York: Harper.
    3. گریدانوس، دونالد ای. (۱۳۸۸). مراقبت از نوجوانان. مترجمان پوریا صرامی فروشانی و بزرگمهر مطهری. تهران: رشد. ص ۲۰۷
    4. گلزاری، محمود(۱۳۸۲). ص ۷
    5. گفت‌وگو با حمید صرامی (مشاور دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر کشور). خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا). ۲۵/۸/۹۵
    6. موریس، جی. الیاس و همکاران(۱۳۸۹). مترجم فیروز کاوسی. ص ۲۱
    7. گلزاری، محمود(۱۳۸۲). ص ۲۱

    * کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی

    منبع خبر آنلاین

     

  • دستور رئیسی برای ایجاد اردوگاه‌های بازپروری معتادان

    به گزارش رسا نشر به نقل از اداره کل روابط عمومی قوه قضاییه، حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی در جلسه شورای عالی قوه قضائیه، راهپیمایی اربعین را حماسه ای عظیم، با شکوه و مثال زدنی توصیف کرد و گفت: این جمعیت میلیونی با ندای لبیک یا حسین گرد هم آمدند و یک جبهه متحد در مقابل دشمنی ها شکل دادند که باید قدر این سرمایه عظیم را دانست و شکرگزار خدا بود که دلها را اینگونه متوجه وجود مقدس حضرت اباعبدالله الحسین (ع) کرده است.
    رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه مردم مومن، با اراده و مخلص علیرغم خواست دشمنان بدون کوچکترین حادثه ای گرد هم آمدند، ادامه داد: امروز حماسه بزرگ اربعین، رمز وحدت، آرامش و پیشرفت امت اسلامی است.
    رئیسی با قدردانی از رهبر معظم انقلاب به دلیل تدابیر حکیمانه شان در تشویق و ترغیب برای شکل گیری حرکت عظیم اربعین، افزود: از همه دولتمردان و مسؤولان و همچنین نیروهای نظامی و انتظامی بویژه مرزبانان صبور که تلاش کردند زائران بدون هیچ مشکلی به عراق مشرف شوند، تشکر می کنم. همچنین باید از دولت، ملت و مرجعیت عراق تشکر و قدردانی کرد.
    رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه همبستگی و همدلی ملتها این بار بیش از همیشه بود، اظهار کرد: هر چه دشمنان تلاش کردند با اختلاف و فتنه انگیزی ایجاد مشکل کنند، با بصیرت و چشم های باز مردم ایران و عراق و دولتمردان دو کشور، شکست خوردند و امیدواریم خداوند به برکت نام اباعبدالله الحسین (ع)، انسجام، وحدت، همدلی و آرامش را در میان امت اسلامی افزون کند.
    رئیسی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به راهبرد جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، تصریح کرد: براساس آنچه امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری برای ما ترسیم کرده اند، تعامل سازنده و همکاری با دولتها و ملتها و همچنین مقاومت و ایستادگی فعال در مقابل دشمنانی نظیر آمریکا، راهبرد اصلی و اساسی جمهوری اسلامی در همه این سال ها بوده است و همچنان خواهد بود.
    رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه مردم و دولتمردان نیز همواره به این راهبرد پایبند بوده اند و امروز همین راهبرد می تواند موجب توانمندی همه ملتهای مسلمان باشد، خاطرنشان کرد: دشمنانی که امروز دم از مذاکره می زنند، دنبال رفع مشکل ملت ما نیستند بلکه با تحمیل توافق های ظالمانه در پی کاهش نقش جمهوری اسلامی در منطقه، شکست راهبرد مقاومت و ایجاد اختلاف در داخل کشورند.
    رئیسی در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت پیشگیری از مفاسد اقتصادی تاکید کرد و گفت: اصلی ترین راهکار پیشگیری از فساد، شفاف سازی نظام اقتصادی کشور و نهادینه سازی شفافیت است. بر این اساس، سامانه های مربوطه در بخش گمرکات، بانکها، امور مالیاتی و … باید فعال و به یکدیگر مرتبط شوند تا کارآفرین، سرمایه گذار، بازرگان و تسهیلات گیرنده، در یک بستر هوشمند، نظارت پذیر شوند.
    رئیس قوه قضائیه با تاکید بر لزوم نظارت های هوشمند و رصد به هنگام و دائمی، به قانون ارتقای سلامت نظام اداری اشاره و اظهار کرد: این قانون بسیار قانون خوبی است که البته در بعضی حوزه ها عملیاتی نشده است. ما از نمایندگان مجلس می خواهیم که زمان اجرای این قانون را تمدید کنند.
    رئیسی با اشاره به نقش هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری در پیشگیری از مفاسد نیز گفت: این هیاتها ابزاری برای ادارات و دستگاهها هستند که البته نباید فقط به کارمندان رده پایین بلکه در همه سطوح باید توجه لازم را داشته باشند و فعال کردن این هیاتها می تواند بسیار کارآمد باشد. از سوی دیگر، فعال شدن حراستها به عنوان چشم بینای مدیران بسیار مهم است و باید با بینایی، شنوایی، حساسیت و پیگیری جدی، اجازه شکل گیری فساد را ندهند.
    وی افزود: به هر حال نظارتهای درون سازمانی بهترین راهکار برای دیدن مسائل و رفع کاستی ها و نواقص پیش از تبدیل شدن مساله به بحران و معضل است. همه این اقدامات در کنار رسیدگی های منصفانه و عادلانه دستگاه قضایی می تواند در مقابله با فساد موثر باشد و ما امیدواریم نظام اداری ما روز به روز بیشتر در تراز انقلاب اسلامی و به دور از هر فسادی باشد.
    رئیس قوه قضائیه در بخش دیگری از سخنان خود بر لزوم توجه هر چه بیشتر به زندان ها و بهبود وضعیت زندانیان در سراسر کشور تاکید کرد و بار دیگر از همه مراجع قضایی خواست که با بهره مندی از ظرفیت های قانونی، در جهت سیاست حبس زدایی و کاهش جمعیت کیفری حرکت کنند.
    رئیسی همچنین با اشاره به اعلام آمادگی ستاد مبارزه با مواد مخدر برای ایجاد اردوگاه های بازپروری معتادان، دستور پیگیری این موضوع را صادر کرد تا با ایجاد این اردوگاه ها، هیچ معتادی در زندانها نباشد.
    رئیس قوه قضائیه در پایان با اشاره به استقبال دستگاه ها از سامانه ثبت اموال مسئولان، این سامانه را در صیانت از مدیران و اطمینان بخشی به مردم بسیار موثر دانست.
    براساس این گزارش، ادامه بحث و بررسی در خصوص اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری، در دستور کار امروز مسؤولان عالی قضایی قرار داشت و مواردی از آن به تصویب رسید.
    ۲۳۵۲۳۲
     

  • افزایش نگران‌کننده مصرف «گُل» در میان دانش‌آموزان

    کودکان یا نوجوانان معتاد بیشتر تحت تاثیر اعتیاد والدین یا نزدیکان خود به مصرف موادمخدر روی می‌آورند یا اینکه به‌دلیل کم‌توجهی، حضور نداشتن پدر و مادر یا وجود تنش‌های بسیار در خانواده روی به اعتیاد می‌آورند. معلمان و مربیان مدرسه از آموزش‌های لازم برای چگونگی برخورد با دانش‌آموزان و به‌خصوص دانش‌آموزان معتاد برخوردار نیستند. همچنین بخش قابل توجهی از معلمان تنها به‌دلیل نبود شغل به این کار روی می‌آورند.
    از سوی دیگر نیز به‌دلیل پایین‌بودن میزان دریافتی معلمان امروزه شاهد معیوب شدن نظام آموزش‌وپرورش هستیم که این خود زنگ خطری برای آینده دانش‌آموزان و تعلیم و تربیت آنها به حساب می‌آید.به‌طور کلی در شرایط اقتصادی حاکم بر کشور که والدین برای تامین هزینه‌های جاری زندگی مجبور به انجام چند شیفت کار هستند، چگونه می‌توان انتظار داشت که برای فرزندان خود شرایط مناسبی را مهیا کنند یا اینکه زمان بیشتری را صرف تربیت یا آموزش فرزندان خود کنند که این مهم می‌تواند آزادی بدون نظارت نوجوانان را بیش از هر زمان دیگری فراهم کند. این مساله یکی از دلایل گرایش نوجوانان به مصرف مواد مخدر است، در بیشتر مواقع خانواده زمانی از اعتیاد فرزند خود مطلع می‌شود که دیگر نمی‌توان کار چندانی برای آن نوجوان انجام داد.
    امروزه شاهد افزایش مصرف گل در میان دانش آموزان هستیم. هرچند برخی از والدین مصرف آن را اعتیادآور نمی‌دانند و حتی نوجوانان در خانواده به راحتی اقدام به مصرف این ماده مخدر خطرناک می‌کنند. به‌طور کلی مصرف بیش از اندازه هر چیزی اعتیادآور است و این طرز فکر اشتباه است، چراکه طبق آمار موجود امروزه بسیاری از افراد از طریق مصرف گل سمت مصرف مواد مخدر دیگر کشیده می‌شوند. آنچه مسلم است ترک دادن افرادی که معتاد می‌شوند، به این راحتی نیست، امروزه در جامعه به‌رغم وجود کمپ‌های ترک اعتیاد متعدد باز هم شاهد مصرف مجدد معتادان هستیم، چراکه بعد از ترک، فرد معتاد دوباره به همان خانواده یا اجتماع باز می‌گردد.
    در این میان هیچ ‌شرایطی تغییر نکرده است. به‌عنوان مثال چگونه می‌توان انتظار داشت که افراد تحت درمان قرار گرفته تب مالت با مصرف دوباره شیر آلوده به تب مالت مبتلا نشوند؟ مواد مخدر نیز به همین منوال است، زمانی که معتاد در کمپ‌ها ترک می‌کند ، اما دوباره به همان خانواده و اجتماع با شرایط قبلی باز می‌گردد. از این‌رو آمار معتادانی که به‌طور کامل از مصرف موادمخدر دست می‌کشند، تنها سه-چهاردرصد است و در مقابل بیشتر معتادان تنها طی شش ماه – یکسال پاک هستند. اگر بخواهیم اعتیاد را به‌طور کامل برطرف کنیم، باید دلایل آن را شناسایی و به رفع آن بپردازیم، به عبارت ساده‌تر عواملی که زمینه‌ساز گرایش افراد به مصرف موادمخدر است را به‌طور کامل شناسایی کنیم و برنامه‌ریزی‌های کارشناسی لازم را در این خصوص نیز انجام دهیم.
    به‌عنوان مثال فرد ۱۵ ساله‌ای که اقدام به مصرف مواد مخدر می‌کند، تنها مدت کوتاهی نیست که گرایش به مصرف پیدا کرده است، بلکه او ۱۵ سال است که زمینه‌ها و دلایل مصرف مواد مخدر را دارد. بنابراین نمی‌توان تنها چند سال از زندگی او را مورد بررسی و تحقیق قرار داد.
    * رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران
    * منتشر شده در روزنامه آرمان ۲۵ مهر ۹۸

     

  • معتادین به فضای مجازی چند نفرند؟ + اینفوگرافی

    معتادین به فضای مجازی چند نفرند؟ + اینفوگرافی

    اگر بدانید به چه کسانی معتاد فضای مجازی میگویند شاید شما جزو آنها قرار نگیرید.

    فضای مجازی همان طور که میتواند مفید باشد و با توجه به اینفوگرافی های قبلی که برای کاربران قرار دادیم میتواند موجب کارآفرینی و رونق کسب و کار و … باشد اما میتوان موجب اعتیاد انسان به خود نیز بشود.
    نوعی اعتیاد روانی که کم از اعتیاد به مواد مخدر هم ندارد و میتواند خسارات جبان ناپذیری را هم در روابط اجتماعی و شخصی به همراه داشته باشد.
    اگر میخواهید بدانید به چه کسی معتاد میگویند تا جزو آن ها قرار نگیرید  و همچنین   از علل اعتیاد به فضای مجازی، علایم و نشانه ها، تاثیرات اعتیاد به فضای مجازی و تقاوت فضای مجازی با سایر رسانه ها مطلع شوید توصیه میکنیم اینفوگرافی زیر بخوانید.

    معتادهای فضای مجازی چند نفرند + اینفوگرافی

  • فیلم | ستاره اسبق پرسپولیس هم اعتراف کرد: قبلا تفننی مواد می‌کشیدم

    فیلم | ستاره اسبق پرسپولیس هم اعتراف کرد: قبلا تفننی مواد می‌کشیدم

    مجتبی محرمی ستاره اسبق پرسپولیس در برنامه اختیاریه گفت: قبلا تفننی مواد می‌کشیدم اما الان پاک پاک هستم.

     

  • ازدواج و طلاق با گنده لات محل/ شوهرم بخاطر خیانت دوست دختر قبلی اش خودکشی کرد

    خراسان نوشت:زن ۲۲ساله ای که هنگام استعمال موادمخدر در کنار چهار مرد غریبه در یک ویلای شخصی دستگیر شده بود، سرگذشت دردناک خودرا برای مشاور و مددکار اجتماعی فرماندهی انتظامی طرقبه- شاندیز تعریف کرد.

    وی گفت: در سال آخر دبیرستان تحصیل می کردم که عاشق گنده لات محل شدم. او که به «قدیر لات» معروف بود هر روز مقابل مدرسه ام می ایستاد و به همین دلیل کسی جرئت نمی کرد برایم ایجاد مزاحمت کند. من هم که فرزند طلاق و تشنه محبت بودم خیلی زود عاشق هیبت و اقتدار مردانه او شدم و در ماجرای عشقی خیابانی و با وجود مخالفت اطرافیانم خیلی زود به عقد «قدیر» درآمدم ولی چون جا و مکانی برای زندگی نداشتیم او مرا به باغ یکی از بستگانش برد و مجبور شدیم با  تعمیرات حاشیه ای در آن زندگی کنیم .
    با وجود این من عاشق او بودم و حتی لباس های کهنه خواهرش را می پوشیدم تا این که در همان ماه اول ازدواج باردار شدم اما هنوز یک ماه بیشتر از ازدواجمان سپری نشده بود که همسرم مقابلم ایستاد و گفت: فقط به خاطر کل کل با دوست دختر قبلی ام که می گفت تو دختر خوشگلی هستی و به ارتباط خیابانی فکر نمی کنی! با تو دوست شدم تا به او ثابت کنم که من هر چیزی را بخواهم به دست می آورم!
    آن روز با این جملات قدیر خیلی دلم شکست اما باز هم نمی توانستم از او دل بکنم.  خلاصه،  درست زمانی که پسرم به دنیا آمد، قدیر مرا طلاق داد و با همان دوست دختر قبلی اش ازدواج کرد. با وجود این من فقط به او می اندیشیدم و به همین دلیل ازدواج نکردم تا این که مدتی بعد قدیر لات به خاطر شرارت هایش روانه زندان شد و من از این موضوع اطلاعی نداشتم اما چند ماه بعد، روزی زنگ تلفنم به صدا در آمد و من در حالی که خشکم زده بود صدای قدیر را از آن سوی خط شنیدم که با بغض و گریه گفت: «من در حق تو خیلی بدی کردم. تو زن باوفایی بودی اما همسر فعلی ام به من خیانت کرده است. زمانی که در زندان بودم تصویر زننده ای از او را در شبکه های اجتماعی و کنار یکی از دوستان صمیمی خودم دیدم که با یکدیگر ارتباط زشتی داشتند و حالا که قصد خودکشی دارم، در آخرین لحظات زندگی ام از تو می خواهم که مرا ببخشی!»
    آن روز با شنیدن این جملات، زبانم بند آمده بود، وحشت زده به او گفتم حاضرم در خانه تو و همسرت کلفتی کنم ولی در کنار تو باشم اما او گوشی تلفن را قطع کرد و من روز بعد فهمیدم که قدیر خودکشی کرده است و دیگر در این دنیا نیست. به همین دلیل دچار افسردگی شدید شدم و به پیشنهاد دوستانم برای رهایی از این شرایط به سراغ موادمخدر رفتم. مدتی بعد و در حالی که به یک معتاد حرفه ای تبدیل شده بودم، خواهران قدیر حضانت فرزندم را از من گرفتند و من دوباره در حسرت دیدن فرزندم دچار افسردگی های شدیدتری شدم.  این گونه بود که برای تامین هزینه های موادمخدر به هر جایی سر می زدم تا این که در آن باغ ویلا دستگیر شدم …