برچسب: اعتیاد

  • رویا: پدرم خواست از ارتباط شیطانی دست بردارم ولی من درگیر هوس های جوانی شده بودم

    رویا: پدرم خواست از ارتباط شیطانی دست بردارم ولی من درگیر هوس های جوانی شده بودم

    دیگر کارد به استخوانم رسیده است، به خاطر اشتباهات مکرر و دیوانه بازی های خودم تاوان سختی را پرداختم نمی‌دانم چرا و…

    رویا: پدرم خواست از ارتباط شیطانی دست بردارم ولی من درگیر هوس های جوانی شده بودم

    زن ۲۱ ساله که رویا نام داشت، در حالی که آثار زخم های عمیق و شکستگی بینی اش را به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی نشان می داد، تأییدیه پزشکی قانونی را روی میز مشاور گذاشت و گفت: شما را به خدا به دختران جوان بگویید این عشق های هوس آلود چند ماه بیشتر دوام ندارد، بنابراین همانند من خود را توجیه نکنید که ما یکدیگر را دوست داریم و چیزی نمی تواند ما را از رسیدن به یکدیگر باز دارد!

    زن جوان که دیگر اشک هایش سرازیر شده بود ادامه داد: پدرم مرد زحمت کشی بود و یک مغازه کفاشی داشت. او با واکس زدن و دوخت و دوز کفش های مردم هزینه زندگی خانواده ۵ نفره ما را تأمین می کرد. اگرچه آثار زخم های چکش بر دستان زبرش خودنمایی می کرد اما درآمدش کفاف زندگی ما را نمی داد و زندگی مان به سختی می گذشت با این وجود پدرم همه تلاشش را به کار می برد تا نان حلالی بر سفره خانواده اش بگذارد و ما را تشویق می کرد فقط ادامه تحصیل بدهیم تا روزی به ما افتخار کند.

    من هم در همین شرایط درس می خواندم و همواره به وجود پدر زحمتکشم افتخار می کردم اما پس از آن که دیپلم گرفتم نتوانستم در دانشگاه دولتی پذیرفته شوم از سوی دیگر هم می دانستم پدرم توان پرداخت شهریه های سنگین دانشگاه های دیگر را ندارد به همین دلیل در حالی از ادامه تحصیل منصرف شدم که با «برات» آشنا شده بودم. او شاگرد پدرم بود و من به بهانه های مختلف او را می دیدم. پس از آن که مدتی به طور پنهانی با یکدیگر در ارتباط بودیم روزی «برات» مرا خواستگاری کرد اما پدرم به هیچ وجه از شخصیت اخلاقی و خانوادگی «برات» راضی نبود. پدرم خیلی مرا نصیحت کرد که دست از این ارتباط نامشروع بردارم و به خدا توکل کنم اما من درگیر هوس های جوانی شده بودم و تنها راه سعادتم را در ازدواج با برات می دیدم.

    مخالفت شدید پدرم موجب شد تا فریب حرف های عاشقانه برات را بخورم و در تصمیم برای فرار از خانه، او را همراهی کنم این گونه بود که من و برات با فرار از خانه پدرم را مجبور کردیم با ازدواج ما موافقت کند اما هنوز چند ماه از این عشق دیوانه وار نگذشته بود که آرام آرام چشمانم باز شد و توانستم عیب هایی که پدرم به او نسبت می داد را ببینم. همسرم دیروقت به خانه باز می‌گشت و با زنان دیگری ارتباط داشت. حتی مدتی بعد متوجه اعتیادش شدم ولی نمی توانستم به خانواده ام چیزی بگویم او بیکار شده بود و نمی توانست هزینه های زندگی را تأمین کند. به خاطر اشتباهات مکررم در زندگی روی بازگشت نزد پدرم را نداشتم و از سوی دیگر هم نمی توانستم کتک کاری های او را در حالی که باردار هستم تحمل کنم! این بود که با شرمندگی از پدرم کمک خواستم اما ای کاش…

     

    منبع: رکنا

  • چرا آمار اعتیاد دخترها دارد به پسرها نزدیک می شود؟

    یک روانشناس گفت: آمار وحشتناکی وجود دارد و آن اینکه تعداد خانم‌هایی که دچار اعتیاد می‌شوند، روز به روز بیشتر می‌شود.

    حسین ابراهیمی مقدم افزود: در گذشته در هر زمینه که فکر کنید هم از نظر اعتیاد به مواد مخدر و هم از نظر مصرف موادی که جامعه کمتر با آن برخورد می‌کند مانند استفاده از سیگار و قلیان و مواردی از این دست آقایان پیشرو بودند. درحال حاضر هم مردها از نظر کمیت همچنان از خانم‌ها پیشی گرفته‌اند اما متأسفانه آمارها نشان می‌دهد خانم‌ها در این زمینه در حال نزدیک شدن به آقایان هستند.
    دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد. اول از همه اینکه مشکلات فرهنگی، اقتصادی و مواردی از قبیل ناتوانی خانواده‌ها در برطرف کردن نیازمندی‌های فرزندان مانند نداشتن تفریح باعث شده برخی از اعضای خانواده به اعتیاد روی بیاورند. طبیعی است فرزندان کوچک و دخترانی  که در این خانواده‌ها زندگی می‌کنند، الگویی جز این افراد ندارند و به سمت اعتیاد گرایش می‌یابند.

    وی ادامه داد: در دسترس بودن دلیل دیگری است. به این معنا که مواد مخدر نسبت به گذشته بیشتر در دسترس افراد قرار دارد و البته داستان مسائل اقتصادی باعث می‌شود خانواده‌ها برای تأمین معاش زندگی تلاش کنند. این تلاش چند برابری برای معاش خانواده به معنای حضور کمتر در خانواده و نظارت کمتر بر رفتار فرزندان است که یکی از تبعات آن به بیراهه رفتن فرزندان و حتی اعتیاد آنهاست. در چنین شرایطی حتی گاهی دختران به فکر انجام فعالیت در خارج از منزل و کسب درآمد می‌افتند. ازاین رو گروهی که هوش کمتری دارند خیلی سریع در دام قاچاقچیان و سوء‌استفاده کنندگان می‌افتند. این افراد برای اینکه نوجوانان را وادار به ادامه کار کنند، آنها را آلوده می‌کنند.

    این روانشناس گفت: متأسفانه گروهی از دختران هم گمان می‌کنند باید حق نداشته خود را به دست بیاورند و به همین دلیل به جای اینکه تلاش کنند در مسائل مهم مانند مسائل علمی، اقتصادی، معنوی و مواردی از این دست قله‌ها را درنوردند، برعکس عمل می‌کنند. یعنی به سوی سقوط و شیب‌های مشکل‌دار حرکت می‌کنند. در واقع حرکت در سرازیری همواره راحت‌تر از حرکت در سربالایی است. طبعاً یکی از راه‌های رفتن به سمت دره، گرایش به اعتیاد مواد مخدر و مواد محرک است.

    دلیل دیگر این است که امروزه دیدگاه خانواده‌ها  نسبت به فرزندان دختر در مقایسه با  نسل‌های قبل مثبت‌تر شده است. قوانین خانواده در مورد آنها ساده‌تر شده و حتی می‌بینیم که برخی دختران اجازه دارند ساعت دیرتری به خانه برگردند. اینها آزادی‌های بیشتری است که اگر بستر فرهنگی آن فراهم نباشد، به بروز مشکلات زیادی منجر خواهد شد. از طرف دیگر نبود امکان تفریحات سالم برای دختران در مقایسه با پسرها به دلیل مسائل فرهنگی و اقتصادی باعث شده برخی از دختران مصرف مواد مخدر را به عنوان یک تفریح درنظر بگیرند. برای مثال پسرها می‌توانند با یک توپ  در خیابان به فعالیت ورزشی و تفریح سالم بپردازند اما دختران به دلیل مسائل فرهنگی و محدودیت‌های پوششی  این امکان را ندارند.از طرف دیگر خانواده‌هایی عمدتاً خانواده‌های دهه ۴۰ و ۵۰ هستند که اصطلاحاً دختران دم بخت دارند. آنها مشکلات زیادی نظیر مشکلات اقتصادی و معیشتی و…را تجربه کرده‌اند و حالا  اصطلاحاً از آن سمت بوم افتاده‌اند و با دادن امکانات بیش از اندازه مشکلاتی را برای آنها ایجاد کرده‌اند. این را هم فراموش نکنیم که یکی از نظریه‌هایی که در بحث اعتیاد مطرح می‌شود از دست دادن شیء محبوب است. خیلی از مواقع این از دست دادن خیالی است مانند از دست دادن محبت، عشق و نگاه والدین که می‌تواند در پرتو اختلالات و اختلافات بین خانواده‌ها وجود داشته باشد.درحقیقت دختر خانواده حس می‌کند همه چیز را از دست داده و این ترس باعث می‌شود به دنبال جایگزین که احتمالاً مواد مخدر خواهد بود، برود.

     

    منبع: ایران

  • جوجه کباب بخورید، تست اعتیادتان مثبت می‌شود!

    جوجه کباب بخورید، تست اعتیادتان مثبت می‌شود!

     

    مدیرکل دامپزشکی استان اصفهان گفت: هیچ واحد مرغداری مجاز نیست بدون تایید دامپزشکی از محصولی در رژیم غذایی و دارویی برای پرورش طیور استفاده کند.مرغ‌ها را با خوراندن تریاک به آن‌ها رشد می‌دهند و اگر جوجه کباب بخورید تست اعتیاد شما مثبت می‌شود.این شایعه‌ای است که این روز‌ها در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌چرخد و حتی ذهن عده‌ای را به خود مشغول کرده است. شوربختانه باید گفت: شایعه‌سازان با استفاده از بسترهای  شبکه‌های اجتماعی گاهی  با خبرسازی‌های دروغ به تخریب روحیه و اعتماد مردم می‌پردازند.

    روزی با کیک‌های قرصی و روزی با مرغ‌های تریاکی؛ شایعاتی که باید اذعان کرد پیامد تلخ دیگر آن‌ها از رونق انداختن تولید است؛ اما ماجرای مرغ‌های تریاکی چیست؟ چون به هرحال باید به مصرف کننده حق داد نگران سلامت خود باشد. آیا نظارت‌ها آنقدر ضعیف است که محصولی ناسالم به دست مصرف کننده می‌رسد؟

    شهرام موحدی، مدیرکل دامپزشکی استان اصفهان، گفت: سوژه‌ای که با عنوان مرغ‌های تریاکی بازنشر شد مربوط به بهمن سال ۱۳۹۸ و به نقل از ریاست سازمان دامپزشکی کشور  رفیعی پور است که همان زمان هم تکذیب شد.

    او افزود: این خبر جعلی مربوط به استان اصفهان نبود و کل تولیدکنندگان مرغ را متهم می‌کرد.

    مدیرکل دامپزشکی استان اصفهان گفت: هیچ واحد مرغداری مجاز نیست بدون تایید سازمان دامپزشکی از محصولی در رژیم غذایی و دارویی برای پرورش طیور استفاده کند.

    موحدی ادامه داد: تمام محصولاتی که زیر نظر اداره کل دامپزشکی در تولید می‌شود و گواهی نظام دامپزشکی دارد از جمله فرآورده‌های خام شامل مرغ، گوشت، ماهی و میگو سالم است و ما سلامت آن‌ها را تضمین می‌کنیم.جوجه کباب بخورید، تست اعتیادتان مثبت می‌شود!|خبر فوری

    او تاکید کرد: اصفهان علاوه بر اینکه استانی صنعتی است از نظر کمیت و کیفیت تولیدات دامی نیز در کشور زبانزد است.

    مدیرکل دامپزشکی استان اصفهان اظهار کرد: مردم مطمئن باشند این بحث‌ها جعلی است، از پلیس فتا هم خواسته ایم که موضوع را پیگیری کنند، زیرا مردم در حال حاضر با توجه به مشکلاتی که کرونا ایجاد کرده نیاز به آرامش بیشتری دارند.

    موحدی افزود: در فضای مجازی هرکسی می‌تواند هر عکس و متنی را فارغ از صحت آن منتشر و بازنشرکند و این مردم هستند که با افزایش سواد رسانه‌ای خود باید مطالب مستند و صحیح را از شایعات تشخیص دهند و اجازه ندهند عده‌ای سودجو افکار آن‌ها را به بازی بگیرند.

    اعمال رژیم غذایی استاندارد در تمام مرغداری‌ها
    حسین ایراندوست، معاون بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان، گفت: خوراکی که واحد‌های تولیدی به طیور می‌دهند شامل ویتامین ها، ذرت، سویا و اسید‌های آمینه، طبق رژیم غذایی و دارویی استاندارد است و زیر نظر متخصصان تغذیه طیور به آن‌ها داده می‌شود.

    او افزود: بیشتر مرغ گوشتی مرغداری‌ها تحت نظر دامپزشک متخصص قرار دارند و حتی در واحد‌های تولید جوجه یک روزه  سلامت جوجه‌ها تا ورود به بازار و کشتارگاه کنترل می‌شود.

    معاون بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان اظهار کرد: بسیاری از مردم علت افزایش وزن مرغ‌ها را خوراندن تریاک به آن‌ها می‌دانند در صورتی که این رشد سریع به عوامل مختلفی که مهم‌ترین آن نژاد خاص مرغ‌های گوشتی است بر می‌گردد.

    ایراندوست تصریح کرد: تاکنون هیچ مدرکی دال بر خوراندن تریاک به مرغ‌ها در کشور به دست نیامده و مردم از این بابت اصلا نباید نگران باشند.

    وضع بازار مرغ خوب شده، شایعه‌ها ترمز تولید نشود
    فرهاد جعفریان، رئیس هیئت مدیره اتحادیه مرغداران گوشتی اصفهان، گفت: من هم در روز‌های گذشته این شایعه را بار‌ها شنیده ام، متاسفانه عده‌ای سودجو به دنبال بهم ریختن فضای روانی جامعه هستند.

    او افزود: خوراندن تریاک به مرغ‌ها تخلفی است که نه مرغداران و نه کشتارگاه‌ها حاضر به ارتکاب آن نیستند و این کار علمی نیست.

    رئیس هیئت مدیره اتحادیه مرغداران گوشتی اصفهان گفت: قطعا این نوع عملکرد باعث بدبینی مردم به استفاده ازگوشت مرغ می‌شود.

    جعفریان اظهار کرد: اکنون وضع بازار مرغ خوب است و تولید هم به روال قبل ادامه دارد، تولید جوجه یکروزه هم مانند قبل بدون مشکل ادامه دارد و نهاده‌ها هم به مقدار کافی به دست مرغدار می‌رسد.

    او یادآور شد: این شایعات شاید به تولید ضربه بزند، اما ما باید با دلایل منطقی مصرف کنندگان را از نگرانی درآوریم و مانع وقفه در تولید شویم.

     

  • پرمصرف‌ترین مواد مخدرهای جهان کدامند؟/ اینفوگرافی

    پرمصرف‌ترین مواد مخدرهای جهان کدامند؟/ اینفوگرافی

     

    حدود ۲۵۰ میلیون انسان در جهان مری جوانا مصرف می کنند. حدود ۷۶ میلیون انسان هم اپوئید و مورفین مصرف می کنند.

    پرمصرف‌ترین مواد مخدرهای جهان کدامند؟/ اینفوگرافی|خبر فوری

     

  • زندگی تلخ پسری که به جرم موادفروشی دستگیر شد/ به خاطر فقر شدید و بیماری پدرم مجبور بودم

    زندگی تلخ پسری که به جرم موادفروشی دستگیر شد/ به خاطر فقر شدید و بیماری پدرم مجبور بودم

     

    پسر نوجوان به نام نوید بازرسی بدنی شد و مأموران از او ۴۸۰ گرم تریاک کشف کردند. نوید بعد از بازداشت به کلانتری منتقل شد. او اتهام را رد کرد و گفت: من موادفروش نیستم و مجبور شدم موادفروشی کنم.

    او گفت: چند سال قبل وقتی که سنم خیلی کم بود، پدرم در یک حادثه دچار مجروحیت شدید شده و از کار ‌افتاده شد. او دیگر نمی‌توانست کار کند و من مجبور بودم هزینه زندگی را تأمین کنم. از همان بچگی کار می‌کردم. مادرم هم کار می‌کرد و سعی می‌کردیم هزینه زندگی را تأمین کنیم؛ اما هزینه زندگی ما به‌دلیل مشکل جسمی پدرم بیشتر شده بود. دیگر فقط خرج خورد و خوراک نبود و باید داروهای پدرم را که خیلی هم گران بود، تأمین می‌کردم؛ ضمن اینکه پدرم نیاز به توان‌بخشی داشت که آن هم هزینه زیادی لازم داشت. نمی‌توانستم پول مورد نیاز را تأمین کنم؛ به‌همین‌خاطر ترک تحصیل کردم تا بتوانم بیشتر کار کنم. باز هم کم می‌آوردم و به‌همین‌دلیل مجبور شدم مواد بفروشم. من از فقر این کار را کردم.

    با توجه به وضعیت متهم و کم‌سن‌بودن نوید او به کانون اصلاح و تربیت فرستاده شد.

    زمانی که نوید برای بیان آخرین دفاع به دادسرا برده شد، ادعای جدیدی را مطرح کرد و مدعی شد فردی تریاک را به او داده و وادارش کرده مواد را بفروشد؛ اما ردی از آن فرد به مأموران نداد تا اینکه کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۵ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.زندگی تلخ پسری که به جرم موادفروشی دستگیر شد/ به خاطر فقر شدید و بیماری پدرم مجبور بودم

    نوید در جلسه رسیدگی به این پرونده گفت: من تنها فرزند خانواده هستم. بعد از اینکه پدرم ازکارافتاده شد، شرایط زندگی ما خیلی سخت شد. مادرم هم کار می‌کرد؛ ولی نمی‌توانستیم هزینه‌ها را تأمین کنیم. مستأجر بودیم و باید کرایه می‌دادیم. من هر کاری که می‌توانستم می‌کردم. از دست‌فروشی گرفته تا کارگری در مغازه‌ها، اما فایده‌ای نداشت؛ چون هزینه بیماری پدرم زیاد بود. او هم کارگری بود که ازکارافتادگی‌اش شرایط را سخت کرد. من زورم به کسی نمی‌رسید؛ به‌همین‌دلیل دیگران من را وادار به کارهایی که می‌خواستند، می‌کردند.

    او درباره روز دستگیری‌اش گفت: من در پارک بودم. بعد از کار به پارک رفتم تا بتوانم کمی استراحت کنم، اما جوانی به نام رامین آمد و به من مواد داد. گفت باید این مواد را در چند ساعت بفروشی. گفتم من این کار را نمی‌کنم. تهدیدم کرد و گفت اگر به حرفم گوش ندهی، تو را می‌زنم. من هم ترسیدم. مواد را گرفتم و در پارک می‌چرخیدم تا مشتری پیدا کنم که مأموران من را گرفتند. من هنوز نتوانسته بودم چیزی بفروشم. بلافاصله دستگیر شدم. از ترس اینکه رامین به مادر و پدرم آسیب برساند، سکوت کردم و آن اوایل چیزی نگفتم؛ اما واقعیت این است که مواد مال من نبود.

    این پسر گفت: وقتی بازداشت شدم، نوجوان بودم. من را به کانون اصلاح و تربیت بردند. در آنجا وضعیت بهتر بود. آنجا مثل زندان نیست و من راحت‌تر بودم و مادرم گاهی به دیدنم می‌آمد. حالا یک سال است به زندان بزرگسالان منتقل شده‌ام. خیلی شرایط سخت و بد شده و نمی‌توانم تحمل کنم. من پدر و مادری ناتوان دارم. از وقتی زندانی شدم، شرایط پدر و مادرم خیلی بدتر و سخت‌تر شده. سه سال است که نتوانسته‌ام پدر بیمارم را ببینم. من به خاطر گناهی ناکرده در زندان هستم و درخواست کمک دارم.

    متهم در پاسخ به این سؤال که چرا آدرس رامین را به مأموران نمی‌دهد، گفت: من نمی‌دانم او کجا زندگی می‌کند. من رامین را در پارک می‌دیدم. با او صحبتی هم نمی‌کردم و فقط چهره‌اش را می‌شناختم. روز حادثه او به سمتم آمد، مواد را داد و گفت اگر نفروشم، بلایی به سرم می‌آورد که دیگر نتوانم خرج خانواده‌ام را بدهم. من از ترس با او همکاری کردم. ما رفاقتی با هم نداشتیم که بخواهم آدرس یا شماره تماسی از او داشته باشم. وقتی مأموران گفتند خطری پدر و مادرم را تهدید نمی‌کند، هرچه از رامین می‌دانستم، گفتم.

    بعد از گفته‌های متهم و وکیل او، هیئت قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

    ۲۳۳۰۲

    منبع: خبر آنلاین

  • اینفوگرافی/ با چند بیماری اینترنتی آشنا شوید!

    اینفوگرافی/ با چند بیماری اینترنتی آشنا شوید!

     

    متاسفانه استفاده‌ی بیش از حد از اینترنت می‌تواند به طور قابل توجهی بر دیگر زمینه‌های زندگی مانند روابط، تحصیلات، کار، سلامتی و احساسات تاثیرگذار باشد که چند مورد بیماری اینترنتی در این اینفوگرافیک ذکر شده است.

    خبرآنلاین - ببینید | با چند بیماری اینترنتی آشنا شوید!

     

    منبع: خبر آنلاین

  • مرد معتادی که با اسید از همسر سابقش انتقام گرفت

    مرد معتادی که با اسید از همسر سابقش انتقام گرفت

     

    مرد معتادی که با اسید از همسر سابقش انتقام گرفت|خبر فوری«چند وقت پیش پیام های تهدید آمیزی از او دریافت کردم اما جدی نگرفتم و فکرش را نمی کردم آنقدر کینه توز و خودخواه باشد که بخواهد مرا به خاطر دور شدن از زندگی پر از آسیبش مجازات کند.»

    طبق روال هر روز صبح از خانه بیرون آمدم و راهی محل کارم شدم. با اینکه ساعات اولیه روز بود ولی آفتاب مستقیم به چشمم می‌خورد و اذیتم می‌کرد. دستم را بالا بردم و سایه بان صورتم کردم که ناگهان صدایی از پشت سرم گفت: از فردا خوشگل‌تر می‌شوی خانم و بعد جلو آمد و از روبرو مایعی را روی صورتم ریخت و از محل متواری شد.

    جیغ زدم و زنگ یکی از خانه‌ها را زدم و گفتم روی صورتم اسید ریخته‌اند و آب خواستم. به سرعت صورتم را با آب شستم و صاحبخانه به اورژانس و پلیس زنگ زد.

    بدون شک لطف خدا بود که در زمان پاشیده شدن اسید روی صورتم ماسک داشتم و دستم را که به دلیل تابش شدید نور خورشید جلوی صورتم گرفته بودم مانع از آن شد که اسید آسیب جدی به صورتم بزند. ولی باز هم در همین سطح محدود هم درد و رنج زیادی به من وارد کرد.

    با بررسی‌های انجام گرفته توسط کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی مشخص شد فرد اسیدپاش همسر سابقم است که به دلیل اعتیاد از او طلاق گرفتم. من بارها سعی کردم به او کمک کنم که ترک کند و تمام تلاشم را برای حفظ زندگی ام انجام دادم و او خودش نخواست و در نهایت تصمیم گرفتم از او و مشکلات بی پایانش فاصله بگیرم و از او جدا شدم.

    چند وقت پیش پیام‌های تهدید آمیزی از او دریافت کردم اما جدی نگرفتم و فکرش را نمی‌کردم آنقدر کینه توز و خودخواه باشد که بخواهد مرا به خاطر دور شدن از زندگی پر از آسیبش مجازات کند.
    به جای اینکه با ترک مواد مخدر مرا به زندگی برگرداند با این اقدام وحشیانه قصد داشت زندگی مرا هم مثل خودش نابود کند که موفق نشد.

    می دانم مدت‌ها طول می‌کشد تا ترس و وحشت و رنج ناشی از این اتفاق از ذهنم محو شود و بتوانم به زندگی عادی برگردم اما تلاشم را خواهم کرد. بر عکس همسرم من به جای رفتارهای خام و ناپخته و آسیب زننده تمام تلاشم را برای بازگرداندن شادی و سلامتی و آرامش به زندگی خودم خواهم کرد.

    نظریه کارشناس

    – در صورت مواجهه با تهدید و مزاحمت نترسید و آرامش خود را از دست ندهید و در اولین فرصت به همراه مدارک و مستنداتی که نشان دهنده رفتارها و پیام‌های تهدید آمیز است به پلیس مراجعه کنید و تا زمان دستگیری فرد مزاحم جانب احتیاط را رعایت کنید.

    – نسبت به رفتارها و پیام‌های تهدید آمیز افرادی که دچار اعتیاد یا اختلالات شخصیتی هستند بی تفاوت نباشید و اقدامات قانونی و امنیتی لازم را انجام دهید تا غافلگیر نشوید.
    – در صورت مواجهه با حوادثی از این دست که ممکن است فرد را دچار یا اختلال استرس پس از سانحه گرداند از یک روانشناس کمک بخواهید تا آسیب‌های روحی و جسمی ناشی از این حادثه را به حداقل رسانده و هر چه زودتر آرامش گذشته را به زندگی خود بازگردانید.

     

  • شلیک مرد معتاد به پزشک

    شلیک مرد معتاد به پزشک

    5f6862608d9f3_2020-09-21_11-50

    مرد معتاد که برای دریافت متادون به درمانگاه ترک اعتیاد مراجعه کرده بود وقتی با جواب منفی دکتر رو‌به‌رو شد با شلیک کلت کمری وی را به قتل رساند.

    بابک رضی منش، فرماندار شهرستان اسکو در آذربایجان شرقی در تشریح این خبر گفت: ساعت ۹و۵۵ دقیقه شنبه شب خبر قتل یک پزشک عمومی در یکی از درمانگاه‌های ترک اعتیاد شهرستان ایلخچی به پلیس اطلاع داده شد و نیرو‌های پلیس بلافاصله در محل حاضر شدند.

    در نخستین بررسی‌ها مشخص شد مردی معتاد برای درخواست متادون به درمانگاه مراجعه کرده و پزشک با توجه به فرآیند خاص آن، از دادن متادون به این فرد خودداری کرده بود، اما مرد معتاد ناگهان یک قبضه کلت کمری از زیر لباسش بیرون کشیده و ۲ گلوله به دکتر شلیک کرد که باعث مرگ وی شد.

    بدین ترتیب ضارب توسط نیرو‌های آگاهی در کمتر از ۲ ساعت دستگیر شد و در اختیار دستگاه قضایی قرار گرفت؛ تحقیقات تکمیلی در این پرونده ادامه دارد.

  • هشدار جدی به مصرف‌کنندگان مواد مخدر در خصوص موادِ جدید و مرگ زودرس

    هشدار جدی به مصرف‌کنندگان مواد مخدر در خصوص موادِ جدید و مرگ زودرس

    ببینید | هشدار جدی به مصرف‌کنندگان مواد مخدر در خصوص موادِ جدید و مرگ زودرس

    رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی ضمن هشدار به مصرف‌کنندگان انواع مواد مخدر گفت: نتایج آزمایشگاه‌های پلیس نشان می‌دهد قاچاقچیان در تولید مواد مخدر، انواع افزودنی‌های شیمیایی و ناخالصی‌هایی را ترکیب کرده‌اند که منجر به مرگ زودرس معتادان می‌شود. منبع: ایرنا

  • گزارش میدانی از زندگی شبانه زنان معتاد و کارتن‌خواب در تهران؛ از زباله‌دانی اعتیاد تا تَن‌فروشی

    گزارش میدانی از زندگی شبانه زنان معتاد و کارتن‌خواب در تهران؛ از زباله‌دانی اعتیاد تا تَن‌فروشی

    5f1286453867a_2020-07-18_09-49

    طبق آخرین آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر، در ایران ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر مصرف کننده مواد مخدر زندگی می‌کنند که ۱۵۶ هزار تَن از این افراد را زنان تشکیل می‌دهند . یعنی ۶ درصد جمعیت مصرف کننده مواد مخدر زنان هستند..

    طبق آخرین آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر، در ایران ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر مصرف کننده مواد مخدر زندگی می‌کنند که ۱۵۶ هزار تَن از این افراد را زنان تشکیل می‌دهند . یعنی ۶ درصد جمعیت مصرف کننده مواد مخدر زنان هستند. که تعداد زیادی از آن‌ها در تهران زندگی می‌کنند.
    می‌گوید ما زن‌ها از خیابان امن‌تر سراغ نداریم. مردم از ما می‌ترسند اما معتادهای زن از کسی نمی‌ترسن.
    ساعت حوالی ۱۲ شب است و خیابان‌های پرازدحام تهران از ترافیک میلیون‌ها انسان و خودرو خلوت شده و اکثر ۹ میلیون ساکن این کلان‌شهر در حال استراحت شبانه در خانه‌هایشان هستند؛ اما بیشتر از ۱۰ سال است که سهم نفیسه از ۷۵۱ کیلومتر مربع پایتخت ایران، تختی در یک اتاق مشترک در جنوب شهر یا اشغال گوشه و کنار پارک یا خیابان در حد چمپاتمه زدن است.
    گرمای تیرماه تهران هم او را به داخل سرپناه نکشانده است و او حوالی نیمه‌های شب در خیابان انقلاب نرسیده به میدان امام حسین تهران دیوار بلند یک مسجد را تکیه گاه خود کرده و همراه ۱۱ مرد در حال مصرف مواد مخدر است.
    نفیسه می‌گوید ۳۶ ساله و مجرد است اما دست کم ۱۰ سال بیشتر از سنش نشان می‌دهد. مانند ۱۲ سال گذشته در حال آماده سازی مقدمات برای مصرف شیشه کنار چند معتاد مرد است. می‌گوید «دو مصرفی» است و اگر هروئین پیدا نکند شیشه را جایگزینش می‌کند.
    ساکن فعلی خیابان‌های جنوبی تهران، بزرگ شده‌ی تهرانپارس در شرق پایتخت است که بعد از اعتیاد از سوی خانواده طرد شده است.
    می‌گوید بی انصاف نیستم. خانواده‌ام خیلی تلاش کردند که من را از اعتیاد نجات دهند؛ حساب دفعاتی که با حمایت خانواده ترک کرده از دستش در رفته است. خانواده‌ای که وقتی دیدند دخترشان نمی‌تواند یا نمی‌خواهد به زندگی عادی برگرد طردش کردند و چند سالی است که فراموش کرده‌اند دختری به نام نفیسه داشته‌اند. نفیسه می‌گوید مادرش که آرایشگر است آخرین بار به او گفته وقتی «آدم شدی برگرد خونه»
    نفیسه که حدود ۱۳ سال قبل با مدرک لیسانس جغرافیا -کارتوگرافی از دانشگاه آزاد شهرری فارغ التحصیل شده به عصر ایران می‌گوید برخلاف تعدادی از افراد درگیر با اعتیاد که شروعش در دانشگاه یا خوابگاه بوده من در دوران دانشجویی حتی سیگار هم نکشیده بودم.
    اما بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه و صرفا به دلیل کنجکاوی با همراه دوستانش در دورهمی‌ها چند باری کراک مصرف می‌کند و تا به خود می‌آید می‌بیند درگیر اعتیاد شده است.
    عذرخواهی بابت سیگار پای بساط اعتیاد
    در حالی که بساط مصرف شیشه مقابل پای نفیسه پهن بود او هنگام صحبت چند باری به خاطر روشن کردن سیگار و پُک‌های عمیقی که به آن می‌زد عذرخواهی کرد.
    نفیسه می‌گوید تعداد زنانی که مثل او ترجیح می‌دهند به جای حضور در مراکز اسکان شبانه تحت نظر بهزیستی یا گرمخانه‌های شهرداری تهران، شب‌ها در خیابان‌ها پرسه بزنند کم نیست. او هم بعد از برطرف کردن خماری به تختی که در یکی از اتاق‌های میدان امام حسین با پرداخت شبی ۱۵هزار تومان برای زندگی اجاره کرده می‌رود.
    اتاقی که چند تخت دیگرش هم از سوی زنانی با وضعیت نفیسه اشغال شده است.
    ۲ هزار زن معتاد در خیان‌های تهران
    طبق آمار رسمی، زنانی مانند نفیسه که ابایی از مصرف مواد در اماکن عمومی ندارند و به معتاد متجاهر مشهورند حدود ۲ هزار نفر برآورد شده است. کسانی که در پاتوق‌های مشهور تهران از دره فرحزاد تا پارک‌های حوالی میدان شوش و دیگر حاشیه‌های شهر یا به صورت کارتن خوابی شب را به صبح می‌رسانند و یا با حضور در یکی از پنج مرکز ویژه زنان درگیر اعتیاد یا بی‌خانمان سازمان بهزیستی یا شهرداری تهران سرپناه موقت و ساعتی رایگان به همراه غذای گرم و امکان استحمام را پیدا می‌کنند.
    البته این ۲ هزار زن جمعیت کل زنان درگیر اعتیاد تهران و ایران نیست. طبق آخرین آمار ستاد مبارزه با مواد مخدر، در ایران ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر مصرف کننده مواد مخدر زندگی می‌کنند که ۱۵۶ هزار تَن از این افراد را زنان تشکیل می‌دهند . یعنی ۶ درصد جمعیت مصرف کننده مواد مخدر زنان هستند. که تعداد زیادی از آن‌ها در تهران زندگی می‌کنند.
    ادعای ۲۰۰ بار ترک مواد مخدر
    حساب تعداد دفعاتی که نفیسه طی ۱۲ سال درگیری با مواد مخدر ترک کرده از حافظه‌اش پاک شده است. بعد از کمی مکث می‌گوید فکر می‌کنم شاید ۲۰۰ بار از روی انتخاب یا اجبار ترک کرده باشم. اما چند روز بعد از ترک، نفیسه دوباره به سمت مواد کشیده شده. ۳بار از این دفعات ادعایی ترک اعتیاد، خانواده بدنش را سم زدایی (UROD) کردند. همان روشی که بین افراد درگیر با اعتیاد و بخشی از جامعه به تصفیه یا عوض شدن خون معروف است. روشی که  به سرعت بدن را از  ماده مخدر پاک می‌کند و پس از آن تا مدتی فرد باید تحت نظر روانپزشک داروهای خاصی را مصرف کند. روندی که برای نفیسه کارساز نبوده و او ترجیح داده به جای ادامه درمان، زندگی‌اش را در پاتوق‌های مواد مخدر کنار مردان و زنان معتاد بگذراند.
    همه‌ی زنان معتاد تَن‌فروش نیستند
    نفیسه در هر شبانه روز یک گرم شیشه یا هروئین مصرف می‌کند.
    او هر گرم هروئین را به طور میانگین ۲۵ هزار تومان می‌خرد و برای یک گرم شیشه هم باید ۳۰ هزار تومان پرداخت کند.
    یعنی کف هزینه‌های مصرف مواد و اجاره تخت او در طی ۲۴ ساعت بدون غذا ۴۵ هزار تومان است. می‌گوید همه‌ی زنان معتاد که برای تامین مواد و هزینه‌های زندگی تَن‌فروشی‌ نمی‌کنند. دستان نحیفش را نشان می‌دهد و می‌گوید از این کِبـِره‌های پوستم مشخص نیست که از طریق جمع آوری زباله‌های خشک خرج مواد و زندگی‌ام را در می‌آورم؟
    نفیسه که چند باری لابلای صحبت‌هایش تاکید کرده بود منتظر است تا هوا خنک شود و برای ترک اعتیادش اقدام کند موقع خداحافظی با بغضی در صدا گفت: راستش فکر که می‌کنم می‌بینم انگیزه‌ای برای ترک ندارم چون این اواخر تجربه یک شکست عشقی را داشتم که امید زندگی بهتر و ترک مواد مخدر را از من گرفته است.
    نفیسه به مرد معتادی که کمی دورتر از جمع منتظرش است اشاره می‌کند و می‌گوید باید برود. هنگام خداحافظی می‌گوید؛ «جای امن من برای زندگی خیابونه و ترسی از زندگی کنار معتادان آقا و خانم ندارم.»
    از مادری تا مامازند
    می‌گوید منتظر است تا ماشینی به مقصد پاکدشت بیاید و او را به خانه‌اش در مامازند در جنوب شرقی تهران برساند.
    هزینه زندگی فروغ از “کاسبی شبانه” تامین می‌شود
    عقربه‌های ساعت کمی مانده به یک شب را نشان می‌دهند و زنی که می‌گوید نامش فروغ است با موهای بلوند شده روی یکی از نیمکت‌های مجاور پایانه خاوران در جنوب شرق تهران حین آدامس جویدن اطرافش را می‌پایید تا راننده پرایدی که قرار است از راه برسد و او را چهل و چند کیلومتر آن طرفتر به خانه‌اش برساند از تیررس‌اش دور نشود.
    اعتیادش به مواد مخدر حتی در نور کمِ نیمکت پایانه خاوران هم مشخص است اما ابتدا انکار می‌کند و کمی بعد می‌گوید قبلا شیشه مصرف می‌کرده و در حال حاضر مصرفی به جز متادون ندارد.
    فروغ که متولد ۱۳۵۹ است مدام تکرار می‌کند؛«به خدا معتاد نیستم و بچه‌ام مریض است.»
    توضیح که می‌دهد مشخص می‌شود دو فرزند دارد؛ دخترش ازدواج کرده و پسر ۱۲ ساله‌اش کم توان ذهنی است.
    می‌گوید به این خاطر ساعت یک نصفه شب وسط اینهمه معتاد و خلافکار نشسته‌ام که چند روز قبل تصادف کردم و پیگیر کارهای دادگاهم بود و به خاطر همین تا الان (حدود یک شب) منتظر ماشین هستم.
    او که در ۱۸ سالگی ازدواج کرده می‌گوید وقتی اولین بار مصرف تریاک را شروع کردم که برای فرزند دومم حامله بودم و درگیر دیابت شدم. ادعا می‌کند برادرم گفت چند بار مصرف کن تا قند خونت پایین بیاید.
    چند بار مصرف فروغ به چند صد بار می‌انجامد و پسرش هم وقتی از شکم مادر چشم به دنیا می‌گشاید مغزش معیوب شده بود و در حال حاضر تحت پوشش سازمان بهزیستی پاکدشت قرار دارد.
    امانتی به نام پایپ داخل کیف
    12 سال از آن اتفاق گذشته است و مادر که چند بار تکرار می‌کند معتاد نیست و ترک کرده و فقط متادون مصرف می‌کند هنگام جستجو در کیف دستی کوچکش برای نشان دادن کارت مددجویی بهزیستی پسرش، پایپ و تکه‌ای زرورق داخل کیفش مقابل چشمانمان آشکار می‌شود. با دستپاچگی پشت سر هم به خدا و جان بچه‌اش قسم می‌خورد که این پایپ که حدود دو سوت شیشه (دو دهم گرم) آماده‌ی مصرف هم داخلش بود برای او نیست و کسی به او امانت داده تا برایش نگه دارد. می‌گوییم مامور مبارزه با مواد مخدر نیستیم اما اگر راست هم گفته باشی در صورت بازداشت به همراه داشتن مواد و ابزار استفاده از آن جریمه نقدی،حبس و شلاق دارد.
    این زن کاسب شبانه است؟
    چند نفر که در آن محدوده هستند و فروغ را می شناسند می‌گویند سرپرستی پسر معلولش با او نیست و با طعنه می‌گویند یکی از راه‌های تامین زندگی و هزینه‌های اعتیاد فروغ «کاسبی» شبانه یعنی همان تَن‌فروشی است. فروغ اعتراض می‌کند و می‌گوید: «خدا نکند. من هرگز خودم را نفروخته‌ام.» او پیشنهاد خواب و استراحت در یکی از گرمخانه‌های زنان شهرداری یا بهزیستی را اینگونه رد می‌کند؛ شما بروید تا من زنگ بزنم و بچه‌ام را به کسی بسپارم بعد می‌روم به یک گرمخانه.
    یکی از رانندگان می‌گوید؛ او نه خانه می‌رود و نه خوابگاه. فردا شب هم بیایی همین جا نشسته با همین داستان و خیالبافی‌ها و توهمات.
    عروسک در پارک
    تلاش می‌کند سطل زباله‌ی بزرگ وسط پارک خیابان طیب میدان خراسان تهران را کج کند تا از بین زباله‌های متعفن شده از گرمای تابستان چیزی ارزشمند پیدا کند.
    کیمیا جثه‌ی ریزی دارد و از دو کیسه‌ای که در کنارش است یکی تا نصفه از زباله‌های خشک پر شده است و دیگری هنوز خالی است.
    با صدایی نازک و کودکانه می‌گوید اهل همدان است و از ۷ سالگی به تهران آمده.
    با کمی مکث توضیح می‌دهد پدر و مادرم در جریان حملات هوایی عراق به ایران در یکی از روستاهای همدان جان‌شان را از دست دادند. این یادآوری چشمانش را از اشک خیس می‌کند و با همان دست‌های کثیف اشک‌هایش را پاک می‌کند . او که از آن حمله جان سالم به در برده بود چند سالی در خانه عمویش زندگی کرد اما بعد از فوت عمو او را به سازمان بهزیستی سپردند.
    کیمیا به دلیل ظاهر ظریف و زیبایش در محله و پارک به «عروسک» معروف است اما دست‌هایش از کار سخت جسمی و زباله‌گردی زمخت شده‌ و نسبتی با بدن نحیفش ندارد.
    جستجوی ۱۰ ساله در سطل‌های زباله
    کیمیا می‌گوید؛ به دوا (هروئین) معتاد است و برای تامین هزینه‌های اعتیادش سال‌هاست در سطل‌های زباله دنبال تکه‌های کاغذ یا پلاستیک می‌گردد و با فروش آن‌ها هزینه مصرف روزانه‌اش را تامین می‌کند. محل خوابش هم ۱۰ سالی است که یکی از خوابگاه‌های خیابان انبار گندم در حوالی خیابان شوش است.
    کیمیا روزها کار نمی‌کند و زباله‌گردی‌اش وقتی شروع می‌شود که هوا تاریک شود. می‌گوید؛امشب دو کیسه زباله خشکی که از خیابان‌های اطراف جمع کردم را تا قبل از ساعت ۱۲ شب در «کوچه‌‌ی غربتی‌ها فروختم.»
    اگر زباله‌ها را تفکیک کرده باشد به ازای هر کیلو ۱۵۰۰ تومان به او پرداخت می‌کنند و اگر درهم تحویل‌شان بدهد نتیجه ساعتها سر فروبردن در سطل‌های زباله برای یافتن تکه پلاستیک یا کاغذ در هر کیلو ۱۳۰۰ تومان است.
    کیمیا می‌گوید که تمام درآمد روزانه‌اش را برای خرید مواد مخدر هزینه نمی‌کند و بخشی از آن را جمع می‌کند تا به دوقلوهایش در همدان سر بزند.
    بچه‌هایش ۱۶ ساله هستند و وقتی یکساله بودند پدرشان فوت کرد. دو قلوها به جز از دست دادن پدر، شانس زندگی در کنار مادر و حتی یکدیگر را هم نداشته‌اند. دختر کیمیا خانه‌ی مادربزرگش زندگی می‌کند و پسرش در خانه‌ی عمویش ساکن است. آخرین باری که مادر بچه‌هایش را دیده ۲۹ اسفند ۹۸ بود.
    کیمیا بیسواد است؛ توضیح می‌دهد «خیلی بار» مواد را ترک کرده‌ام. اما به خاطر اینکه در زندگی‌ام محبت ندیده و مدام در حقم بدی می‌کنند به مواد پناه می‌برم.
    بلافاصله می‌گوید شاید هم این حرف‌ها عذر و بهانه باشد و تقصیر خودم باشد که به سمت مواد می‌روم.
    ماجرای جداکردن مادر از دوقلوهای زیر یک سال
    کیمیا با ناراحتی ادامه می‌دهد؛ هنگام فوت همسرم هنوز بچه‌هایم یک سال هم نداشتند. اما به من گفتند که تو صلاحیت نگهداری از دوقلوها را نداری. در حالی که من دو ماه بود مواد مخدر را ترک کرده بودم. اما بچه‌هایم را از من جدا کردند.
    دوباره می‌گوید؛ البته اگه سرپرستی بچه‌ها را به من می‌دادن نمی‌تونستم که خرج شون رو بدم. باید با خودم در پارک‌ها می‌گرداندم. بعد می‌دونید فردا چه هیولاهایی می‌شدند؟
    زیر لب زمزمه می‌کند که بچه‌هایم خیلی دوسَم دارن. تکرار می‌کند که اونا دوسَم دارن و بار دیگر با دست‌هایی که دقایقی قبل در سطل زباله دنبال زباله‌هایی ارزشمند برای فروش می‌گشت چشمان خیس از اشکش را پاک می‌کند.
    ادامه می‌دهد؛هربار اراده کنم می‌تونم مواد را ترک کنم اما خب یک ماه دیگه پاک شدم کی هوای منو داره؟ کسی به من سرپناه می‌ده؟
    موقع خداحافظی می‌گوید؛مدیر خوابگاه انبار گندم برای ترک اعتیاد به او و یکی دیگر از زنان درگیر اعتیاد نامه داده‌ که برای حمایت‌های بیشتر و ترک مواد مخدر در یکی از مراکز حمایتی حضور پیدا کنند. در مرکز مورد نظر به آن‌ها گفته شد که برای پذیرش در کمپ باید تست کرونای شما منفی باشد. کیمیا به همراه دیگر زن همراهش به چند بیمارستان منطقه برای انجام تست کرونا مراجعه کردند. در بیمارستان به آن‌ها اعلام شد برای تست کرونا باید ۷۰ هزار تومان پرداخت کنند. پولی که کیمیا می‌گفت ندارد و بار دیگر مدیر خوابگاه با پیگیری‌های مختلف آن‌ها را به خیریه‌ای مرتبط با ترک مواد مخدر معرفی کرد. موسسه‌‌ای که کیمیا تاکید داشت به زودی برای ترک اعتیاد به آن‌ها مراجعه می‌کند.
    زمزمه می‌کند؛مواد را ترک می‌کنم اما اگر شناسنامه داشتم می‌رفتم خانه مردم کارگری می‌کردم. اما تمام مدارکم را گم کرده‌ام.چند بار برای گرفتن شناسنامه جدید مراجعه کرده‌ اما می‌گویند باید ضامن معتبر بیاوری. آرام می‌گوید کسی حاضر نیست که ضامن امثال من بشود.
    مشکل کیمیا البته پدیده‌ای رایج بین معتادان کارتن‌خواب و یا متجاهر است. کسانی که مدعی گم کردن مدارک خود هستند اما به گفته مدیران ثبت احوال و ستاد مبارزه با مواد مخدر اکثر افراد درگیر با مواد مخدر مدارک هویتی خود و حتی اعضای خانواده‌شان را در ازای مقدار ناچیزی پول یا مواد برای رفع خماری می‌فروشند. مدارکی که در یک چرخه‌ از سوی معتادان دیگر یا باندهای مواد مخدر یا جعل مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند.
    طبق توضیحات سخنگوی سازمان ثبت احوال افرادی مانند کیمیا که بی خانمان هستند باید از طریق اقوام، مسجد محل، پلیس یا مراکز ترک اعتیاد هویت خود را مشخص کنند تا بعد از تائید، برای آن‌ها مدارک المثنی صادر شود. اگر هیچ یک از این مراجع گفته شده حاضر به تائید هویت این افراد نباشند امکان دریافت شناسنامه المثنی برای آن‌ها وجود نخواهد داشت.
    ایرانِ ویران
    صدای دورگه و خش‌دارش نسبتی با پوشش زنانه‌اش ندارد. نزدیک‌تر که می‌روی «ایران» را می‌بینی که روی سکوی سیمانی وسط پارک انبار گندم لم داده و تلاش بی‌نتیجه‌ای کرده که چهره‌ی تکیده و دندان‌های پوسیده‌اش را پشت آرایش غلیظ چشم و موهای پَرکلاغی‌اش مخفی کند.
    ایران از سیگارِ غنیمت گرفته شده‌اش خوشحال است اما فندکی برای روشن کردن سیگار پیدا نمی‌کند. به عصر ایران می‌گوید ۴۳ ساله و اصالتا اهل شهریار کرج است و ۲۷ سال است که سرپناه دائم نداشته و آواره خیابان‌های مختلف تهران و شهریار است.
    در جواب این سوال که حدود ساعت ۲ نصف شب در پارک چه می‌کنی می‌گوید دو سه روزی است از شهریار برای ترک کردن هروئین و شیشه به تهران آمده‌ام.
    می‌گوید در ۱۳ سالگی ازدواج کردم؛ حدودا ۱۵ سالم بود که درگیر بیماری شدم و همسرم پیشنهاد کرد برای کم کردن دردهایم مواد مصرف کنم. اما همین پیشنهاد شروع بدبختی‌هایم بود و ۲۷ سال دربه دری و مصیبت را برایم داشته است.
    حالا همسرش همچنان درگیر اعتیاد است و در خانه مادرش زندگی می‌کند و او هم دور از دو فرزند ۲۷ و ۳۰ ساله‌اش آواره خیابان‌ها است. نجواگونه ادامه می‌دهد: «بچه‌هام سر زندگی شون هستن اما مواد بین مادر و فرزند هم دوری می‌ندازه قربونت برم.»
    ایران زندگی‌اش را با جمع آوری زباله‌های خشک و کمک‌های مردمی می‌گذراند.
    قدرت مواد از خدا هم بیشتر است
    می‌گوید قبل از آنکه معتاد شود و تا چند سال بعد از اعتیادش به خیاطی و آرایشگری مشغول بود و درآمد خوبی هم داشت؛ بعد از اینکه بابای بچه‌هام معتاد شد من را هم به اینجا رساند.
    کمی فکر می‌کند و می‌گوید در این ۲۷ سال ۲۰ بار و شاید بیشتر ترک کرده‌ام؛ اما وسوسه‌ی مواد عجیب است و به نظرم قدرت مواد از خدا هم بیشتر است!
    با جملاتی که مشخص نیست نجواست یا ناله ادامه می‌دهد: «اما دیگه کم آوردم. واقعا برای ترک کردن از شهریار به تهران اومدم.»
    خسته از ترور شخصیتی
    ایران بعد از آنکه به سختی کمی روی سکوی سیمانی خودش را جابجا می‌کند ادامه می‌دهد؛ از ترور شخصیتی خسته شده‌ام: «مثلا می‌روی مواد بخری هم باید پول و جون بدهی باز هم فروشنده‌هایی که سرتاپاشون یه قرون نمی‌ارزه به آدم توهین می‌کنن که خیلی درد داره»
    ایران از لحظاتی می‌گوید که بعضی فروشنده‌های مواد مخدر از زنانی مثل او پول می‌گیرند اما به جای مواد آن‌ها را با فحش‌های رکیک، کتک و اذیت و آزارهای جنسی از محل دور می‌کنند.
    تاکید می‌کند؛ من جزء زن‌هایی نیستم که تَنم را برای مواد بفروشم. یعنی به خاطر خماری جنازه‌ام هم روی زمین بیافتد حاضر به اینکار نیستم. چون خون پدرم در رگ‌هام هست و شیر مادرم.
    اما می‌گوید از هر ۱۰۰ زنی که درگیر اعتیاد هستند حداقل ۹۷ نفرشان در نهایت ناچار می‌شوند برای تامین هزینه‌ها، تَن‌فروشی کنند.
    مشاهدات «ایران» از زن‌های معتاد کم نیست: «زن‌های معتاد زیادی به خاطر ۱۰تا ۲۰ هزار تومن در گوشه و کنار خیابون و پشت درخت‌ها و بوته‌های پارک تَنٍ کم جون‌شون رو در اختیار معتادی دیگه یا فروشنده مواد می‌ذارن تا فقط در اون لحظه از خُماری بیرون بیان.»
    ایران منتقدانه ادامه می‌دهد؛ چرا مواد مخدر در «ایران» زیاد است؟ چرا وقتی اینهمه انسان را به خاک سیاه نشانده جلوی توزیع آن گرفته نمی‌شود؟ یعنی کسانی که اون بالا نشسته‌ان نمی‌دونن کراک،شیشه و موادی مثل تسبیح، نخ، برنج بین جوان‌ها و خانم‌ها دست به دست می‌شه؟
    سوالاتش که تمام می‌شود برای بار چندم می‌پرسد؛ واقعا فندک ندارین این سیگارو روشن کنم؟
    نفیسه،فروغ، کیمیا و ایران نمونه‌های کوچکی از زنان درگیر اعتیاد در ایران هستند که طبق آمار رسمی ۶ درصد از جامعه‌ی آماری را به خود اختصاص داده و طبق آمارهای غیر رسمی ۱۰ درصد. اگر تعدادشان در تهران ۲هزار کارتن خواب یا بی‌خانمان باشد باز هم نمی‌توان از زنجیره‌ی آسیب‌هایی مثل فروپاشی خانواده، آینده نامعلوم کودکانی که از پدران ناشناس متولد می‌شوند و بیماری‌های مقاربتی، هپاتیت و ایدز برای دهها مرد درگیر با اعتیاد و حتی سالم گذشت.
    انکار این زنان قطعا راه حل کاهش آسیب‌های اجتماعی در این بخش نیست.

    منبع: عصرایران