برچسب: استقلال

  • حمله دسته جمعی استقلالی‌ها به پیروانی، در حمایت از امیر قلعه‌نویی

    حمله دسته جمعی استقلالی‌ها به پیروانی، در حمایت از امیر قلعه‌نویی

    مدیران سابق و حال حاضر باشگاه استقلال در حمایت از امیر قلعه‌نویی بیانیه نوشتند.

    به گزارش خبرورزشی، مدیران ادواری باشگاه استقلال با انتشار بیانیه‌ای نسبت به موارد مطرح شده روزهای اخیر توسط افشین پیروانی اعلام موضع کرده و از امیر قلعه‌نویی حمایت کردند.

    متن این بیانیه به شرح زیر است:

    جامعه بزرگ ورزش ایران مدیران؛ پیشکسوتان فوتبال، مربیان، بازیکنان، اهالی محترم رسانه و تماشاگران عزیز و فهیم؛ متاسفانه درست در ایامی که بیماری مهلک کرونا تمام جهان را در نوردیده و چه بسا اسباب همدلی و همیاری بین سطوح جامعه ورزش گردیده در کمال تعجب شاهد فروپاشی اخلاق و بر هم خوردن کلیه معیار لازم برای یک جامعه پهلوانی می‌باشیم. در مقطعی که مردم شریف ایران با انبوهی از نگرانی‌ها و مشکلات معیشتی، همدل و همصدا به دنبال مغلوب کردن بیماری عجیب کرونا می‌باشند و در حالیکه از تمام ورزش دنیا؛ صدا و سخن گذشت و مشارکت در کار خیر و همدلی و اتحاد به گوش میرسد و در حالیکه در ایران اسلامی عزم ملی شکل گرفته تا همه احاد ملت پشت به پشت و دست در دست یکدیگر از پس مشکلات ریز و درشت بربیایند به یکباره شاهد طرح مسایل ناشایست و پیش افتاده و از آن بدتر تفرقه انگیز در فوتبال ایران و انهم از جانب کسانی است که روح پهلوانی و بزرگی و کوچکی و احترام و حفظ حرمت‌ها را فدای برد و باخت‌های زودگذر نموده، می‌باشیم. با کمال تاسف به جای رقابت در عین رفاقت و پیکار با رعایت اصول جوانمردی شاهد ان هستیم که اتهاماتی زشت و ناروا از سوی کسانی بر علیه باشگاه مردمی و پرافتخار استقلال مطرح میگردد و با بیان حرف‌های عوام فریبانه در جهت مخدوش کردن تاریخ غیر قابل انکار باشگاه استقلال و یکی از فرزندان موفق آن اقای امیر قلعه نوعی می‌باشند. در دنیای امروز که هیچ عاملی با اهمیت‌تر از سلامت اخلاقی و روانی انسان‌ها نیست بیان حرف‌هایی که در کوتاه مدت باعث ایجاد شهرت کاذب و نمایشی از تعصب فاقد واقعیت؛ گردد؛ علاوه بر عوامفریبی؛ نشانگر فرهنگ ضد پهلوانی و منش واقعی ورزش ایران است. ما بعنوان جمعی از مدیران ادواری باشگاه بزرگ استقلال ایران ضمن تقبیح این رویه غلط اعلام میداریم حفظ حرمت کلیه باشگاه‌ها و پیشکسوتان آنان و بخصوص افراد موفق ان را لازم دانسته و انتظار داریم که از ادامه این نوع رفتارها اکیدا خودداری گردد. به موازات این مهم از مسولین کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال ج. ا. ا انتظار رسیدگی و نظارت کامل بر رفتار و گفتار زیر مجموعه خود داشته تا مبادا رواج ادبیات سخیف برای نسل جوان به اشتباه تعصب معنا گردد و الگوی منفی برای آنان ایجاد نماید.

    حمایت مدیران استقلالی از قلعه‌نویی

    ۱-سید محمدکاظم اولیایی۲-دکتر علی فتح الله زاده۳-دکترامیدوار رضایی۴-دکتر حمید رضا اصفی۵-دکتر علی تاجرنیا ۶-بهرام افشارزاده۷-مهندس ملکی۸-مهندس کامران منزوی ۹-بهرام امیری ۱۰-دکتر امین نوروزی۱۱-سردار سعادتی۱۲-مهندس علی امیری ۱۳-سید مهدی علوی ۱۴-علی نظری جویباری

  • جنگ تازه قرمز و آبی؛ متلک سیاسی با شورت ورزشی!

    جنگ تازه قرمز و آبی؛ متلک سیاسی با شورت ورزشی!

    این جنگ ساواکی و چریک و چپی و توده‌ای بین قرمز و آبی خیلی وقت است برنده‌ای ندارد. بازنده اما فراوان.

    عصرایران؛ احسان محمدی- یونسکو هر از چندگاهی ویدئوهای تبلیغاتی در خصوص کودکان می‌سازد که محتوای بیشتر آنها این است که «بچه‌ها آنچه را از والدین ببینند، همان را انجام می‌دهند».
    https://rooidadha.ir/new/wp-content/uploads/2020/04/01487247.jpg
    در چند روز گذشته حسن روشن پیشکسوت تیم ملی و استقلال به منظور دفاع از تیمسار خسروانی که در یک برنامه تلویزیونی از او به نیکی یاد نشد، از خط و ربط یکی دو بازیکن پرسپولیس و ارتباط آنها با ساواک گفت. نوعی گلاویز شدن با همایون بهزادی پیشکسوت تیم ملی و پرسپولیس که البته در خاک خفته است.
    قصد نصیحت‌های پیرانه ندارم که «باغچه هر کسی را بیل بزنیم، حتماً چند کرم در آن پیدا می‌شود» که اصولاً این روزها همه حق را یک‌جا و بسته بندی شده متعلق به خودشان می‌دانند اما وقتی موسفید کرده‌هایی که با هم نان و نمک خوردند، حرمت هم را نگه نمی‌دارند چه انتظاری از طفل‌های نی‌سوار و بوق در دستی است که گمان می‌کنند اگر همسایه بدبخت شود، آنها خوشبخت می‌شود!
    فضای ورزش، فضای رقابت است و لذت کل‌کل اما قرار بود انسانی‌تر و اخلاقی‌تر زندگی کنیم. قرار بود یک گام به جلوتر برداریم و از چیزی که هستیم به انسانی بهتر ارتقا پیدا کنیم اما این ره که می رویم به هیچستان است! بنزین ریختن روی آتشی است که جوانترها از روشن کردنش لذت می‌برند و از پریدن رویش کیف شان کوک می‌شود.
    اینکه در یک برنامه تلویزیونی اشتباهی صورت گرفته – که گرفته- مجوز نمی‌شود که بزرگترها به جان هم بیفتند. حسن روشن و چهره‌هایی مثل او البته که منتظر اظهار فضل! من نیستند و حرف‌شان را می‌زنند و کارشان را می‌کنند و احتمالاً از دیده شدن و تکرار اسم‌شان لذت می برند. بهرحال از قرار معلوم، دیده شدن به هر قیمت به از نادیده گرفته شدن و گمنام زیستن!
    حسن روشن در روزگار خودش بازیکن بسیار بزرگی بود اما گاهی وارد بازی‌های کوچک می‌شود. انگار که نهنگی توی چاله آب خیابان شنا کند. بیش از آنکه تماشایی باشد، دردآور است. او البته صلاح خود را بهتر می‌داند اما افتخاری در این نیست که امروز علی کریمی مثلاً برای جبران به ناصر حجازی بند کند یا کریم باقری به منصور پورحیدری بتازد.
    در این شهر شلوغ و بازار مکاره، بازنده کسی است که بخواهد آهسته و پیوسته برود، بخواهد وارد جنجال‌ها نشود، از آرامش و صلح بگوید، درست وقتی دیگران شمشیرها را تیز می‌کنند و از بوی خون تازه لذت می‌برند. این جنگ ساواکی و چریک و چپی و توده‌ای خیلی وقت است برنده‌ای ندارد. بازنده اما فراوان.
    اگر احترام می‌خواهیم، باید احترام بگذاریم. بجنگ تا بجنگیم و «چشم در مقابل چشم» فقط کشته و زخمی‌ها را بیشتر می‌کند و جهان را کور. برای درک این نکته ساده لازم نیست آدم حتماً ملی‌پوش باشد، حتماً در آن رژیم و این حکومت نفس کشیده باشد. کافی است این روزها به اخبار نگاه کند. به آمار کسانی که تا دیروز زنده بودند و امروز عدد شده‌اند…
    حرف آخر را اما از زبان نسل جدید می‌گویم که در چنین موقعیت‌هایی به طنز و طعن می‌گویند: باز هر جور خودتون راحتید!
  • حاشیه‌های شهرآورد/ اعتراض شدید «چشمی» به مربی استقلال

    حاشیه‌های شهرآورد/ اعتراض شدید «چشمی» به مربی استقلال

    نیمه دوم دیدار تیم‌های فوتبال پرسپولیس و استقلال در حالی پایان یافت که با حاشیه‌هایی از جمله عذرخواهی علیپور از سرمربی و هواداران استقلال و اعتراض شدید «روزبه چشمی» به «بهزاد غلامپور» همراه بود.
    بعد از به صدا درآمدن سوت پایان نیمه نخست، علی علیپور از فرهاد مجیدی سرمربی استقلال به دلیل شادی بعد از گل خود عذرخواهی کرد. سرمربی استقلال نیز مهاجم پرسپولیس را در آغوش گرفت و او را به رختکن برد.
    علیپور سپس به سمت هواداران استقلال رفت و به آنها تعظیم کرد.
    در بین دو نیمه، عارف غلامی و سیاوش یزدانی دو بازیکن تیم استقلال که با لباس شخصی در ورزشگاه حاضر شده بودند، قصد حضور در رختکن تیمشان را داشتند اما مسوولان برگزاری بازی به این دو بازیکن اجازه ندادند و همین موضوع باعث ناراحتی و جرو بحث بین دو بازیکن استقلال و مسوول مربوطه شد.
    بعد از به ثمر رسیدن گل دوم استقلال توسط ارسلان مطهری، او که برای دومین بار دروازه پرسپولیس را در این مسابقه باز کرده بود، به سمت تماشاگران تیمش رفت و بعد از خوشحالی سجده شکر کرد.
    فرهاد مجیدی در یک صحنه به اعلام نکردن خطا روی وریا غفوری اعتراض شدیدی کرد که این حرکت او موجب شد داور به سرمربی استقلال کارت زرد نشان دهد.
    مهدی قائدی وقتی با آرش رضاوند تعویض شد، با آرامش در حال خروج از زمین بود که این کار او مورد اعتراض بازیکنان پرسپولیس قرار گرفت. هنگامی که قائدی از زمین بیرون رفت هواداران پرسپولیس او را هو کردند ولی این بازیکن رو به تماشاگران تیمش پیراهن استقلال را بوسید.
    در دقیقه ۸۰ این مسابقه، بلندگوی ورزشگاه آزادی تعداد تماشاگران حاضر در ورزشگاه را ۵۶ هزار و ۸۷۰ نفر اعلام کرد.
    بعد از پایان بازی مجیدی و گل‌محمدی همدیگر را در آغوش گرفتند. مجیدی همچنین با بازیکنان پرسپولیس دست داد.
    روزبه چشمی بازیکن استقلال بعد از صحبت‌هایی که از روی عصبانیت با غلامپور داشت بطری آب را به زمین کوبید و با عصبانیت شدید زمین را ترک کرد. محمد دانشگر نیز به شدت از این تساوی ناراحت بود.
    شهرآورد نود و دوم در پایان با تساوی ۲ بر ۲ پایان یافت.
  • فتح الله زاده: استراماچونی دوست نداشته باشد با من کار کند می روم

    فتح الله زاده: استراماچونی دوست نداشته باشد با من کار کند می روم

    عضو هیات مدیره باشگاه استقلال با بیان اینکه استعفایش را تلفنی به وزیر ورزش اعلام کرده گفت: اگر استراماچونی برگردد و نخواهد با من کار کند می روم.

    به گزارش خبرنگار مهر، در حالی که مذاکره استقلال و استراماچونی پشت درهای بسته برگزار شد، در فضای مجازی این شایعه به راه افتاده که استراماچونی شرط گذاشته تنها در صورتی به همکاری با استقلال ادامه می دهد که فتح الله زاده نباشد.

    در همین خصوص فتح الله زاده به خبرنگار مهر اظهار داشت: استراماچونی سرمربی حرفه ای است و با شناختی که از شخصیت و حرفه ای گری او دارم بعید است چنین حرفی زده باشد ولی با این وجود وقتی این شایعه را شنیدم هم با وزیر ورزش و هم با خلیل زاده تماس گرفتم و به صورت تلفنی اعلام استعفا کردم اما دوستان گفتند اصلاً چنین شرطی صحت ندارد و نپذیرفتند.

    وی افزود: باز هم بنده آماده ام هر لحظه که استراماچونی به ایران بیاید، اگر مایل به حضور من در مجموعه نباشد، استعفا بدهم. من که از استقلال مهم تر نیستم، مهم استقلال است.

  • استقلال و پرسپولیس را به مردم بازگردانید!

    استقلال و پرسپولیس را به مردم بازگردانید!

    اگر وزارت ورزش و صدا وسیما که حق پخش مسابقات را نمی پردازد دست از سر این دو تیم بردارند دو هیأت مدیره منتخب مردم می توانند این تیم ها را نجات دهند و هزینه های آنها را با حق پخش تلویزیونی، بلیت فروشی، جذب اسپانسر، کمک های مردمی و مانند اینها تأمین کنند.

    عصر ایران؛ مهرداد خدیر- کلاف پیچیده سرمربی تیم فوتبال استقلال، این ذهنیت را تقویت می کند که ماجرا را ابتدا دست کم گرفته بودند و می پنداشتند با بازی با چند نام می توانند موضوع را حل کنند اما وقتی دیدند هواداران بر بازگشت آندره آ استراماچونی پا فشاری می کنند و زیر بار بازی های قدیمی نرفته اند تازه دریافته اند که داستان به این سادگی هم نیست.
    هر چند اصرار بر بازگشت مرد ایتالیایی یا انتخاب مربی یی در تراز او این کلاف را پیچیده تر کرده اما این گونه نیست که این گره باز نشود و اگر اراده ای باشد می توان آن را گشود منتها مشروط به آن که وزارت ورزش دست از سر باشگاه استقلال بردارد. نه فقط استقلال که پرسپولیس نیز. وقتی نمی توانید اداره کنید و بدهی روی بدهی تلنبار می شود و نمی توانید خصوصی سازی کنید به مردم بازگردانید!
    شاید در نگاه اول آرمان گرایانه و پوپولیستی به نظر برسد اما آیا نمی توان انتخاباتی برگزار کرد تا میلیون ها هوادار اعضای هیأت مدیره را برگزینند و بعد آنها شماره حساب اعلام کنند و از هواداران بخواهند پولی واریز کنند؟
    تیم هایی که میلیون ها هوادار دارند چرا باید لنگ پول باشند؟ این کار را انجام نمی دهند چون اعضای هیأت مدیره منتخب مانند انتصابی ها زیر بار هر توصیه نمی روند و چون ناچار خواهند بود به دنبال کسب درآمد باشند حق پخش تلویزیونی را پی گیری می کنند و صدا و سیما هم اهل پرداخت چنین پولی نیست.
    اگر یک میلیون نفر هر یک تنها ۲۰ هزار تومان به حساب اعلام شده بریزند ۲۰ میلیارد تومان می شود. کل دستمزد سالانه استراماچونی اگر ۵۰۰ هزار یورو باشد با یوروی ۲۰ هزار تومانی می شود ۱۰ میلیارد تومان. باز هم نصف این پول است. دستمزد بازیکنان را نیز می توان از حق پخش تلویزیونی یا چهار تا مسابقه به همراه کنسرت موسیقی با حضور ۱۰۰ هزار تماشاگر و بلیت ۵۰ هزار تومانی تأمین کرد و اسپانسر هم می آید. از این ۴ مسابقه هم ۲۰ میلیارد تومان پول به دست می آید.
    نمی خواهم موضوع را ساده کنم و قضیه و هزینه ها به این سادگی ها نیست اما می خواهم بگویم هر بلایی که سر این دو تیم می آید تا مربیان شان مدام تهدید به رفتن کنند و همیشه از بی پولی بنالند به خاطر دولتی بودن آنهاست.
    وگرنه تیم هایی که میلیون ها هوادار دارند و تلویزیون بابت پخش مسابقات آنها آگهی می گیرد نباید این حال و روز را داشته باشند.
    اگر وزارت ورزش و صدا وسیما که حق پخش مسابقات را نمی پردازد دست از سر این دو تیم بردارند دو هیأت مدیره منتخب مردم می توانند این تیم ها را نجات دهند و هزینه های آنها را با حق پخش تلویزیونی، بلیت فروشی، جذب اسپانسر، کمک های مردمی و مانند اینها تأمین کنند.
    منتها وقتی دولت و وزارت ورزش نمی خواهند دل بکنند و چون ورزشگاه اختصاصی ندارند بخش قابل توجه درآمد به دستگاه های دیگر می رسد و صدا و سیما حق پخش را نمی دهد وضع همین است. یک مسابقه فوتبال با حواشی آن سه ساعت آنتن تلویزیون را پر می کند. برای تولید هر دقیقه یک سریال که بیننده چندانی هم ندارد این همه هزینه می کنند اما برای پخش مسابقه فوتبال که کلی هم بابت آن آگهی می گیرند حاضر به پرداخت مبالغی نیستند.
    استقلال و پرسپولیس را به مردم بازگردانید. چون نه وضعیت دولتی فعلی قابل دوام است و تنها بدهی روی بدهی انباشته می شود و نه شعار خصوصی سازی تحقق یافتنی است. زیرا حساسیت های امنیتی بالاست و شرط «اهلیت» مانع واگذاری به متقاضیان است.
    منتخبان مردم اما می توانند این دو تیم را از این وضعیت خارج کنند.
    اگر مکانیسم کار پیچیده است می توان همان کاری را کرد که در ترکیه انجام شد. باشگاه های دولتی ابتدا در اختیار بخش عمومی (مثل شهرداری ها) قرار داده شد و بعد خصوصی سازی شد. اعضای شورای شهر می توانند مدیریت موقت را بر عهده گیرند تا نیاز به برگزاری انتخابات هم نباشد.
    غرض از این یادداشت ورود به جزییات نیست. تنها می خواهم بگویم تیم هایی با میلیون ها هوادار مشتاق نباید قربانی تصمیمات غلط و سوء مدیریت باشند.
    استقلال و پرسپولیس متعلق به مردم اند. از خسروانی و عبده گرفته نشد تا هر از گاهی دست گروهی انتصابی بیفتند. آنها را به صاحبان واقعی شان که مردم اند بازگردانید و به منتخبان مستقیم مردم بسپارید و در کوتاه مدت به کسانی که برای اموری کلان تر از جانب مردم انتخاب شده اند.
    آن گاه دیگر بابت ۱۶۰ هزار یوروی استراماچونی این همه تکاپو لازم نیست. می دانم این پیشنهاد ها در کوتاه مدت عملی به نظر نمی رسد اما وضعیت کنونی هم که تیم مدیر عامل ندارد و مدیر عامل سابق به عنوان سخنگو مصاحبه می کند و وزیر ورزش دخالت می کند پذیرفتنی نیست.
  • تایتانیک آبی به کوه یخ خورد!

    تایتانیک آبی به کوه یخ خورد!

    اینکه ناخدای استقلال خودش در طمع صید مروارید بیشتر از کشتی بیرون پرید، او را هل دادند، نقشه بود یا هرچیز دیگری فرقی نمی‌کند. استقلال در حساس‌ترین روزها تنها ماند

    عصرایران؛ احسان محمدی- هنوز هم چهره شاغلام پیروانی بعد از آن بازی مقابل پرسپولیس خاطرم هست. سال ۸۳. قرمزها بعد از پیروزی خردکننده ۸-۲ برابر پگاه گیلان، در ورزشگاه آزادی ۵-۱ فجرسپاسی را در هم کوبید. شوت کریم باقری از پشت هجده‌قدم چنان ویرانگر بود که سیدمهدی رحمتی جوان حتی نتوانست تکان بخورد. پیروانی بعد از بازی گفت: ما تفنگ بادی بودیم، پرسپولیس ژ-۳!
    شکست استقلال تهران، تیمی با خط حمله آتشین و بازی‌های چشم نواز در ورزشگاه آزادی برای شیفتگان این تیم اندوهبار بود. استقلال پر زرق و برق شبیه تایتانیکی بود که به کوه خورد. ماشین‌سازی تبریز نه کوه بود، نه ژ-۳ اما سختکوش و جسور بازی کرد و با دو گل محمد قادری و احمد زنده‌روح(پنالتی) در تهران یک جشن تمام‌عیار گرفتند.
    اینکه ناخدای استقلال خودش در طمع صید مروارید بیشتر از کشتی بیرون پرید، او را هل دادند، نقشه بود یا هرچیز دیگری فرقی نمی‌کند. استقلال در حساس‌ترین روزها تنها ماند، پنج امتیاز طلایی را از دست داد و از صدر جدول به رتبه سوم لیز خورد. اینکه استراماچونی مدام از رم پیام بدهد که قلبش همراه تیم است هیچ دردی را دوا نمی‌کند، هوادار به این وعده‌های دیپلماتیک نیاز ندارند آنها مرد ایتالیایی را کنار زمین می‌خواهند تا اینطور تیم از هم نپاشد.
    استقلال تهران
    گل شیخ دیاباته یک شروع خوب و البته تکراری بود اما ماشین‌سازان به بازی برگشتند و بخت هم با آبی‌ها قهر کرد. توپ‌ها بیشتر از تور به تیر می‌نشست و در خط دفاعی آنقدر شکاف ایجاد شد که شاگردان رسول خطیبی در لحظاتی رو به بازی نمایشی آوردند! شکست ۲-۱ در ورزشگاه آزادی پازل بد استقلال را تکمیل کرد. حسین کاظمی کارشناس برنامه فوتبال برتر در استودیو گفت: تنها کاری که هیات مدیره باشگاه باید انجام دهد این است که دسته‌جمعی استعفا کنند!
    اینکه آیا استعفای دسته‌جمعی هیات درمانگر است یا دل خوشکنک، تغییری در این نتیجه نمی‌دهد. آنها در دو بازی رفت و برگشت مقابل ماشین‌سازی شکست خوردند تا دیدارشان در جام‌حذفی مقابل سپاهان بیش از حد حساس شود.
    «مهدی ترابی گل زد و پرسپولیس بُرد» یک جمله تکراری در این فصل شده است. پرسپولیسی ها در جم و درست وقتی که دخسوس دروازه‌بان خوب جمی‌ها مدام روی زمین دراز می‌کشید به یک پیروزی شیرین دست یافت. گل دقیقه ۹۳ مهدی ترابی که روی پاس علی علیپور به دست آمد آنها را با سپاهان صدرنشین همسایه کرد. در به ثمر رسیدن این گل نقش مگنو باتیسا کلیدی بود. او با یک خطای بی‌جهت تیمش را  که به صورت صخره‌ای دفاع می‌کرد، ده نفره کرد.
    گرچه نشست‌های مطبوعاتی انتهای بازی در ایران اندک اندک به دادگاه‌های صحرایی شباهت پیدا می‌کند و برخی از خبرنگاران باز هم به کالدرون تاختند اما نمی‌شود منکر شد که پرسپولیس منظم و با برنامه به توپ ضربه می‌زند و البته هوادارانش را برای زدن گل نیمه عمر می‌کند!
    صدر جدول اما به سپاهان تعلق گرفت. تیمی که در اصفهان با پنج گل شاهین شهرداری بوشهر را سلاخی کرد. اصفهانی‌ها با هت‌تریک استنلی کی‌روش شادمان بودند اما گل خارق‌العاده محمد کریمی جوان از میانه زمین همه را یاد ضربه‌های دیوید بکام انداخت. او فصل پیش هم با ۷ پاس گل بهترین رکورد را از خود به جای گذاشت. بازیکنی که در ترافیک «کریمی»های فوتبال ایران آنقدر زیر سایه مانده که حتی بعید است او را در خیابان بشود شناخت. این پیروزی پرگل اعتماد به نفس را دوباره به شاگردان قلعه‌نوئی برگرداند تا صدر جدول را زرد کنند.
    پیروزی تراکتور با گل دلچسب اکبر صادقی از این رو مهم بود که آنها اولین شکست نفت مسجدسلیمان در لیگ را رقم زدند. تراکتوری‌های گرچه هنوز هم کاملاً اقتصادی می‌برند اما به نظر می‌رسد وقتی مربی نامداری روی نیمکت‌شان نیست و هیاهو از تیم دور می‌شود اتفاقاً بهتر بازی می‌کنند. این لیگ جذاب‌تر هم می‌شود.
  • درس از ماجرای استراماچونی

    درس از ماجرای استراماچونی

    اکنون دیگر همه به وضوح دریافته اند که تحریم دارد با ما چه می کند. هیچ اتفاق دیگری نمی توانست این گونه صریح و روشن ابعاد ویران‌گر تحریم ها را برای شهروندان غیر سیاسی هم روشن کند

    عصر ایران؛ مهرداد خدیر- داستان قهر و تلاش برای بازگرداندن «آندره استراماچونی» سرمربی تیم فوتبال استقلال، نکته‌های قابل تأملی دارد.
    شخصاً و عمیقاً مایلم که مربی محبوب فردا دوشنبه پول را در حساب خود رؤیت کند و بلیت برگشت بگیرد و دوشنبه شب در فرودگاه امام باشد و هواداران را شاد کند. هر چند برخی می‌گویند اگر هم بازگردد مثل خانُمی است که مهریه خود را به اجرا گذاشته و هر چند حق خود را ستانده ولی در چشم مرد، دیگر زنِ سابق نیست!
    استراماچونی
    جدای اشارۀ تلطیفی اخیر، نکات قابل تأمل این ماجرا را می‌توان چنین برشمرد:
    ۱. بر اساس گفته‌های آقایان خلیل‌زاده سرپرست موقت باشگاه استقلال و مازیار ناظمی سخن‌گوی وزارت ورزش، به خاطر تحریم‌ها پول را فیزیکی (اسکناسی) منتقل کردند و قرار بود مربی ایتالیایی روز جمعه شماره حساب جدید خود را معرفی کند و اگر تا ساعت ۳ بعدازظهر جمعه حساب جدید خود را معرفی کرد پول، اصطلاحاً در حساب او «نشسته بود». اما چون شنبه و یکشنبه در ایتالیا تعطیل است کار به فردا- دوشنبه- موکول شده است.
    سال‌هاست بازرگانان ایرانی می‌گویند تعطیل پنج‌شنبه و جمعه در ایران و شنبه و یکشنبه در اروپا و بسیاری نقاط دیگر رابطۀ مالی با دنیا را مختل کرده و از ۷ روز هفته تنها سه روز باقی مانده است. شاید به این بهانه وقت آن باشد که به تعطیلی یا نیم تعطیلی شنبه ها به جای پنج شنبه ها فکر کنیم. مهم ترین مانع شباهت با تعطیلی های یهودیان است اما مگر در موضوعات دیگر نیز شباهت هایی قابل ذکر نیست؟
    ۲. بیش از مقامات خود باشگاه – که در حال حاضر مدیرعامل ندارد- سخنگوی وزارت ورزش خبر‌رسانی می کند و این یعنی پرسپولیس و استقلال همچنان دولتی‌اند. وزیر ورزش رییس مجمع هر دو باشگاه رقیب است و تصور کنید قبل از دربی بازیکنان هر دو تیم با او ملاقات کنند و برای هر دو آرزوی موفقیت کند! حال آن‌که موفقیت یکی در گرو ناکامی و شکست دیگری است.
    ۳. ماجرای استراماچونی مشکلات ناشی از تحریم‌های شدید بانکی را پیش چشم همگان قرار داده است. اکنون دیگر همه به وضوح دریافته‌اند که تحریم دارد با ما چه می‌کند. هیچ اتفاق دیگری نمی‌توانست این گونه صریح و روشن ابعاد ویران‌گر تحریم ها را برای شهروندان غیر سیاسی هم روشن کند. وقتی برای انتقال ۱۰۰ هزار یورو این همه گرفتاری و دردسر وجود دارد حساب کنید برای انتقال وجوه دیگر چه مصایبی باید تحمل شود. تلویزیون البته اصرار دارد این وجه را کم رنگ جلوه دهد و بیشتر دنبال آن است که دولت و وزارت ورزش را مقصر تام و تمام معرفی کند.
    ۴. اگر استقلال، یک باشگاه خصوصی بود نه نیاز به دخالت وزارت ورزش بود نه وزارت خارجه. خود هواداران به حساب او پول می‌ریختند. ۱۰۰ هزار هوادار اگر نفری یک یورو هم بریزند پول او تأمین می‌شد. یک تاجر ایرانی مقیم ایتالیا هم پرداخت پول او را تضمین می‌کرد. بخش قابل توجهی از این مشکلات به خاطر دولتی بودن دو باشگاه است.
    درباره کفش ملی و انتشارات امیرکبیر نوشته بودم کاش به جای «مصادره»، این دو «مشاطره» شده بودند. مشاطره، اصطلاحی بود که خلیفه دوم به کار می برد. به این معنی که کل مال شخص را نمی گرفتند. نیمی را برای او باقی می گذاشتند تا بتواند ادامه دهد و حقانیت خود را ثابت کند.
    در مورد باشگاه تاج به مالکیت و مدیریت تیمسار پرویز خسروانی البته نمی توان انتظار داشت که انقلاب ضد سلطنتی ۵۷ با او که تا عمق جان با رژیم سلطنتی پیوند داشت، کاری نداشته باشد اما از سوی دیگر تیمسار خسروانی نیز تا عمق جان، باشگاه تاج را دوست داشت و چه بسا آمادگی داشت واگذار کند. کما این که تا آخر عمر خود را استقلالی می دانست و حتی تعصب نداشت که واژه استقلال را به کار نبرد.
    ۵. یکی از دلایل رنجش آندره استراماچونی ضد و نقیض گویی‌ها و شایبۀ دروغ گویی به اوست. چنانچه با ناراستی رو به رو شوند احساس می کنند طرف آنها «شرافت کلام» را رعایت نکرده است. هر قدر دروغ و بد قولی در جامعۀ ما مرسوم است در جوامع مدرن نکوهیده است.
    این سخن البته به این معنی نیست که ایتالیایی‌ها خیلی آب کشیده و گوگولی مگولی‌اند که می دانیم موسولینی و فاشیسم و مافیا و همین جناب برلوسکونی که به صفات متعدد آراسته است از همین سرزمین برخاسته‌اند! با این همه نسل جدید سعی می کند پرنسیب خود را حفظ کند و استراماچونی به این نسل تعلق دارد و اصطلاحاً به او برخورده است.
    ۶. از عادات ما ایرانیان است که کارها را عقب می‌اندازیم و به دقیقۀ ۹۰ موکول می‌کنیم. شفر – مربی سابق استقلال- می گفت در مورد «تیام» با مدیران باشگاه صحبت کرده بود ولی مدام می‌گفتند وقت هست و ناگاه چشم گشودند و دیدند وقت نیست.
    آن قدر امروز و فردا می‌کنیم تا وقت تنگ شود. وقت، اساساً تنگ است و به همین خاطر، در زبان عربی از واژۀ «عصر» استفاده می شود که هم خانوادۀ «عصاره» است به معنی «افشره» و « فشرده شده». این عقب انداختن و قدر وقت را ندانستن در همۀ ما نهادینه شده و برای فردی بیرون از فرهنگ ایرانی قابل درک نیست و شاید اگر به استرا گفته شود از عادات ماست قدری کوتاه بیاید!
    ۷. با همۀ این اوصاف، توجه ویژۀ وزارت ورزش و وزارت خارجه برای حل مشکل قابل شماتت نیست. چون در واقع به خاطر انبوهی از هواداران این کار را انجام می‌دهند و اگر توجه نشان نمی‌دادند جای سرزنش داشت.
    نه این که مدام ضرب و تقسیم کنیم که این قدر پول می‌گیرد. چون با این پول ده‌ها ساعت اوقات فراغت ده‌ها و صدها هزار شهروند در سراسر کشور غنی می‌شود.
  • استراماچونی از استقلالی‌ها خداحافظی کرد/ از رفتار مسئولان خسته شدم

    استراماچونی از استقلالی‌ها خداحافظی کرد/ از رفتار مسئولان خسته شدم

    دیروز حتی در رسانه ها سندی منتشر شد مبنی بر اینکه به من پرداختی انجام شده است. در واقع من تاکنون هرگز مبلغی دریافت نکرده ام.

    استراماچونی از استقلالی‌ها خداحافظی کرد/ از رفتار مسئولان خسته شدمسرمربی تیم فوتبال استقلال در تازه‌ترین اظهار نظر خود به انتقاد از رفتار مسئولان باشگاه استقلال پرداخت و گفت: از این رفتارها خسته شده‌ام اما همیشه استقلالی خواهم ماند.
    به گزارش رسا نشر ، آندره استراماچونی سرمربی تیم فوتبال استقلال عصر امروز شنبه و دقایقی قبل از دیدار این تیم برابر شاهین بوشهر با صدور پیامی تصویری، گفت: باتوجه به انتشار چندین خبر اشتباه و گمراه کننده در روزهای گذشته در برخی از رسانه ها در ایران و همچنین در سراسر جهان می خواهم یکسری مسائل را شرح بدهم و روشن کنم.
    وی افزود: از زمانی که من مجبور شدم تهران را ترک کنم، بعد از گذشت بیش از ۵ ماه که در آن سعی کردم همه مشکلات را به صورت دوستانه با مدیریت فوق العاده باشگاه حل کنم، من هر روز تلاش کردم راهی پیدا کنم برای برگشت و شروع دوباره کار با استقلال، بازیکنانم و از همه مهمترین برای شادی هواداران محبوب آبی پوش.
    استراماچونی تاکید کرد: علی رغم تمام تلاش و اراده و نیت خوب و مثبت من متاسفانه هیچ کار واضح و مشخصی توسط باشگاه انجام نشده است. به جهت بیان واقعیت و فقط به خاطر عشق و احترامی زیادی که نسبت به همه بازیکنان و هواداران استقلال دارم، با حالی پر از غم متاسفم که یک بار دیگر بگویم و تایید کنم که هیچ چیز به معنای واقعی کلمه در این ۹ روز گذشته که من مربی استقلال نیستم، تغییر نکرده.

    ب

  • پایان انحصار صداوسیما؛ «من با تلویزیون حرف نمی‌زنم»

    پایان انحصار صداوسیما؛ «من با تلویزیون حرف نمی‌زنم»

    وریا هم می‌داند مردم حرف‌های او را بدون سانسور می‌خوانند و دیگر نگران شنیده نشدن نظراتش نیست.

    “اون دوربین تلویزیونه؟!

    من با تلویزیون حرف نمی زنم!

    دوربین رو خاموش کن!”

    این دیالوگ معروف وریا غفوری کاپیتان تیم استقلال است که در فضای مجازی دست به دست می‌شود. اینکه چرا وریا نمی‌خواهد با تلویزیون حرف بزند، به خود او و تلویزیون مربوط است. در این یادداشت اما می‌خواهیم به این موضوع بپردازیم که آدم‌های مشهور و کسانی که مردم به دنبال شنیدن حرف‌های آنها هستند به این نتیجه رسیدند که برای ارتباط با مردم دیگر احتیاجی به تلویزیون و یا رادیو نیست.

    وریا غفوری

    در زمانی نه چندان دور مردم تنها از طریق صداوسیما در جریان اخبار قرار می‌گرفتند. مردم منتظر می‌نشستند تا اخبار ساعت ۱۴ یا ۲۱ شبکه یک آغاز شود تا آنها در جریان اخبار ایران و جهان قرار بگیرند. چه خانواده‌ها که مجبور شدند سریال یا فوتبال محبوب خود را نبینند تا پدر خانواده اخبار ببینند.

    آنهایی هم که اهل مطالعه بودند باید تا فردا صبح صبر می‌کردند تا روزنامه‌ها به مسائل دیروز کشور بپردازند یا اینکه بعدازظهر کیهان و اطلاعات می‌خریدند تا در جریان امور قرار بگیرند.

    حالا اما داستان فرق کرده است. اخبار به لطف شبکه‌های اجتماعی به سرعت برق و باد دست به دست می‌شود. قبل از اینکه صداوسیما خبری را پوشش بدهد، مردم در شبکه‌های اجتماعی خبر و تحلیل آن را خوانده‌اند.

    همین باعث شده است آنهایی که دوست دارند صدای‌شان به مردم برسد دیگر معطل تلویزیون و رادیو نمی‌مانند و کار خود را می‌کنند. دو رئیس جمهور سابق ایران یعنی سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد که در صداوسیما جایی ندارند و اخبار آنها پوشش داده نمی‌شود از طریق شبکه‌های اجتماعی با مردم حرف می‌زنند و حرف‌های آنها شنیده هم می‌شود.

    خیلی از هنرمندان به جای اینکه در تلویزیون سریال بسازند یا بازی کنند در شبکه نمایش خانگی حاضر می‌شوند و دیده می‌شوند. سریال «هیولا» مهران مدیری نمونه خوبی از این معناست.

    وریا هم می‌داند مردم حرف‌های او را بدون سانسور می‌خوانند و دیگر نگران شنیده نشدن نظراتش نیست. هواداران فوتبال و استقلال  هم مصاحبه کامل وریا غفوری را در کانال‌های تلگرامی یا سایت‌های خبری خواندند.

    این رفتار یعنی پایان انحصار صداوسیما در فضای رسانه‌ای کشور. دیگر صداوسیما هیچ برتری نسبت به دیگران ندارد. شبکه‌های اجتماعی بر خلاف صداوسیما تیغ سانسور هم ندارند و مردم بدون ممیزی می‌توانند نقطه نظرات مختلف را بخوانند و ببیند.

    البته رفتار مدیران صداوسیما نشان می‌دهد آنها متوجه شکسته شدن این انحصار نشده‌اند و فکر می‌کنند هنوز دهه ۶۰ یا ۷۰ است که آنها یکه تاز میدان اطلاعات باشند.

    همین چشم بستن به واقعیت‌ها باعث شده است که صداوسیما هر روز با ریزش مخاطب روبرو شود. بخشی از مردم واقعا دیگر حوصله رفتار صداوسیما را ندارند و ترجیح می‌دهند برای به دست آوردن اطلاعات و دیدن برنامه‌های سرگرم کننده دست به دامن شبکه‌های اجتماعی و ماهواره‌ای شوند.

  • «استراماچونی» با استقلال فسخ کرد

    «استراماچونی» با استقلال فسخ کرد

    «آندره آ استراماچونی» با انتشار بیانیه‌ای، به همراه دستیاران خود به طور یک‌طرفه قرارداد خود را با باشگاه استقلال فسخ کردند.
    در بیانیه‌ای که در اختیار ایرنا قرار گرفته، آمده است: «آندره آ استراماچونی» با انتشار بیانیه‌ای، به همراه دستیاران خود «مارکو کاسر»، «سباستین لتو» و «عمر دانسی» به طور یک‌طرفه فسخ کردند. بند فسخ قرارداد از تاریخ ششم دسامبر ۲۰۱۹ (روز جمعه ۱۵ آذرماه) و تحت نظر فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا) فعال شده است.
    در این بیانیه تصریح شده است: استراماچونی و اعضای مذکور این فرصت را مغتنم شمرده تا از تمامی بازیکنان تیم اصلی و همچنین سایر اعضای مجموعه به واسطه عملکرد فوق‌العاده و همکاری حرفه‌ای‌شان قدردانی کنند؛ همکاری که این امکان را فراهم آورد تا تیم به رغم تمام مشکلات ماه‌های اخیر به صدر جدول رده‌بندی برسد.
    در ادامه این بیانیه می‌خوانیم: و اما مهم‌تر اینکه سرمربی از هواداران فوق‌العاده استقلال به دلیل حمایت‌های باورنکردنی و منحصربفردشان در طول این مدت، تشکر ویژه کرده و برای آنان آرزو دارد تیم محبوبشان به تمام موفقیت‌هایی که شایسته آن است، دست یابد؛ او با قلبی شکسته مجبور به رفتن شد و امیدوار است روزی دوباره در کنار شما باشد.