
دبیر سیزدهمین جشنواره موسیقی نواحی درباره وضعیت جسمانی محمدتقی محیط و حسین علی حسینی (هر دو نوازنده چگور و خواننده) گفت که اکنون در بیمارستان بستری و در حال بهبود هستند.
دو هنرمند نواحی از گروه شاهسون که در اختتامیه جشنواره موسیقی نواحی به اجرا پرداخته بودند، در مسیر بازگشت به منزل خود در ساوه دچار سانحه رانندگی شدهاند. به نظر میرسد که این دو هنرمند به علت تصادف اتومبیلشان با یک تریلی در وضعیت جسمانی خوبی به سر نمیبردهاند.
احمد صدری – دبیر جشنواره – درباره وضعیت کنونی جسمانی این دو هنرمند بیان کرد: این دو هنرمند پس از پایان اجرای خود در جشنواره موسیقی نواحی تصمیم به بازگشت به محل سکونت خود گرفتند. علی رغم اینکه به آنها اصرار کردیم که در شب حرکت نکنند و بازگشت خود را به صبح موکول کنند، نپذیرفتند و متأسفانه دچار سانحه تصادف شدند.
او ادامه داد: این دو هنرمند اکنون در بیمارستان ۹ دی منظریه واقع در خمینی شهر بستری هستند و در شرایط جسمانی بهتری به سر میبرند.
صدری در پایان درباره حمایت مالی برای تأمین هزینههای درمان این دو هنرمند گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هر گاه که مشکل جسمانی برای هر کدام از هنرمندان نواحی به وجود بیاید در کنار آنهاست. اکنون هم به همین صورت خواهد بود.

در فضای مجازی، متنهایی منتسب به کورش دست به دست میشود که هرگز توسط او گفته نشده و جعلی است.
فقط شاعران و نویسندگان نیستند که اسمشان به جعلیاتی گره میخورد تا عدهای از این طریق برای خود، شاید شهرتی به دست بیاورند.
در فضای مجازی جملهها و متنهایی را میبینیم که با نام کورش، دست به دست میشوند اما واقعیت این است که اینها هم همانند هزاران متن دیگر که به اسامی شناختهشده نسبت داده میشوند، جعلیاتی بیش نیستند.
کمپین مبارزه با نشر جعلیات همزمان با هفتم آبان که از آن به عنوان روز کورش یاد میشود و البته همین عنوان هم همواره با چالشهایی مواجه بوده، یکی از این متنهای جعلی را با عنوان «سخن کورش بزرگ به دخترش آتوسا» منتشر کرده است که در پی میآید: «هیچگاه چشمانت برای کسی که معنی نگاهت را نمیداند گریان مکن، قلبت را خالی نگهدار و اگر روزی خواستی کسی را در قلبت راه دهی، سعی کن فقط یک نفر باشد، به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم؛ زیرا به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز. چهار چیز را هرگز فراموش نکن: ۱. به همه نمیتوانی کمک کنی. ۲. همه چیز را نمیتوانی عوض کنی. ۳. همه تو را دوست نخواهند داشت ۴. همه را نمیتوانی راضی نگه داری… پس زندگی کن، آنگونه که خودت میخواهی.»
این کمپین همچنین در توضیحی نوشته است: «ترجمه منشور کورش کبیر تنها مکتوبی است که از او باقی مانده، و باقی جملههای منسوب به کورش جعلی هستند.»
استوانه کورش، لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کورش هخامنشی نگاشته شده است. این استوانه، در ماه مارس ۱۸۷۹ میلادی (برابر با اسفند – فروردین ۱۲۵۷/۸ خورشیدی) توسط هرمزد رسام در جریان کاوشهای او در بابل، بر تپه موسوم به عَمران پیدا شد. پس از آن نیز بخشهایی از نسخه دیگری از متن استوانه بر روی دو قطعه لوح گلی در مجموعه بابلی موزه بریتانیا شناخته شده که بازمانده نسخه بایگانیشده همین استوانه است. نیمه نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی است و در نیمه پایانی آن، سخنان و دستورهای کوروش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده است.
هفتم آبان، چند سالی است به نام کورش و بزرگداشت این پادشاه ایرانی گره خورده است. به باور گروهی، این روز بر پایه منابع تاریخی یونانیان، زادروز کوروش است. عدهای دیگر نیز آن را روز فتح بابل به دست کورش میدانند.

یک نویسنده و پژوهشگر ادبیات عامه معتقد است، مَثَلها همیشه ساخته میشوند اما برخی از آنها به خاطر تغییر جامعه کاربرد خود را از دست دادهاند. او میگوید: جای تأسف دارد که جوانان به جای یاد گرفتن مثلها، از واژههایی مثل سلبریتی و لاکچری استفاده میکنند که به ما ربطی ندارند.
کاظم سادات اشکوری درباره ساخته شدن مثلها که به نظر میرسد در دهههای اخیر کمتر شده است، گفت: در مقدمه باید بگویم خود گفتن «ضربالمثل» غلط است زیرا نامش مثل است و زمانی که به کار برده میشود، میشود «ضربالمثل»، به همین دلیل علامه دهخدا نام کتابش را «امثال و حکم» گذاشته و یا امیرقلی امینی نام کتابش را «داستانهای امثال» گذاشته است.
او با بیان اینکه هرکدام از این مثلها که به کار میبریم داستان و ریشهای دارند، اظهار کرد: باید حادثهای اتفاق افتاده باشد که مثلی خلق شود. بهنظرم مثل در هر شرایطی خلق میشود دو صورت دارد؛ هم در گذشته و هم امروز جنبه کتبی دارد که در آثار ادیبان و شاعران به کار برده شده و یکسری هم در میان مردم رواج دارد و جزء فرهنگ عامه است. البته مسئلهای که وجود دارد این است که آیا مثلهایی که شاعران و ادیبان در آثارشان به کار بردهاند از افکار خودشان ریشه گرفته و یا از فرهنگ عامه وارد ادبیات رسمی شده که بررسی این مشکل است و چه بسا نتیجهای عاید نشود. فرض کنید سعدی میگوید «آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است»؛ ما نمیدانیم این را سعدی به کار برده و یا اینکه در بین مردم رواج داشته و سعدی آن را از مردم گرفته است.
سادات اشکوری افزود: متأسفانه امروزه به شکل درست و روشمند تحقیق صورت نمیگیرد و ما از این مثلها بیاطلاع هستیم و گاهی به گوشمان میخورد و میشنویم؛ مثلا «خالیبندی کردن» و «سر کار گذاشتن»؛ اینها مثلهایی است که در همین سالها ساخته شده و از این دست نمونهها بسیار داریم. یا در ادبیات، شعر سپهری که «چشمها را باید شست/ جور دیگر باید دید» مثل است یا «تنها صداست که میماند» از فروغ فرخزاد و یا «کوهها با هماند و تنهایند/ مثل ما با همان تنهایان» از احمد شاملو. همانطور که گفتم مثل هست و در هر زمانی مسائلی مثل شرایط زمان، برخورد افراد با هم و مسائلی که در جامعه پیش میآید باعث خلق مثل میشود که برخی مربوط به گذشته دور هستند و برخی گذشته نزدیک؛ مثلا برخی در دوره قاجاریه و اوایل ورود تلفن ساخته شدهاند. مثلا «حرف مفت زدن» ریشهاش به تلفن برمیگردد. اوایل که تلفن آمده بود هرکسی میخواست تقاضا میکرد و برایش تلفن وصل میکردند، بعدها دولت فکر کرد نمیشود ما تلفن را وصل کردهایم و مردم حرف میزنند، پس برای آن نرخی تعیین کنیم، به همین دلیل گفتند کسی دیگر حرف مفت نمیزند و باید پول بدهد.
این پژوهشگر ادبیات عامه خاطرنشان کرد: مثلها در گذشته نقش مهمی داشتند که امروزه کمرنگ شده است. در گذشته هر مثلی حکم یک ماده قانون را داشت و زمانی که افراد دچار اختلاف و مشکل میشدند و میخواستند با کدخدامنشی مشکلشان حل شود، شخص ریشسفید با به کار بردن یک مثل، مشکلشان را حل میکرد؛ مثلا اگر دعوا داشتند، میتوانست چند مثل استفاده کند؛ مِثل «با خون، خون را نمیشویند». الان هم در مناطق دور و مناطقی که ارتباط کمتری با شهر دارند همین حالت وجود دارد. پس مثل یکی از شاخههای مهم فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی ماست.
او درباره به فراموشی سپرده شدن برخی از مثلها نیز گفت: گمان میکنم اگر امروزه برخی از مثلها کاربردی ندارد به خاطر این است که دیگر آن نوع زندگی وجود ندارد و جامعه تغییر کرده است. مثلا در گذشته سوخت مردم هیزم بود و وقتی کسی بدی میکرد، میگفتند «چه هیزم تری به شما فروختم؟» یا «هوای گرگ و میش» برای جامعه چوپانی و دامداری است و زمانی از شبانهروز به کار میرفت که گرگ را از میش نمیتوانستند تشخیص بدهند. برخی از مثلها با توجه به تغییری که در جامعه به وجود آمده، کاربردشان را از دست دادهاند و جایشان را مثلهای جدید گرفته؛ مثلا «خالیبندی کردن» که از زمان رواج صنعت بستهبندی آمده و در گذشته وجود نداشت و با تغییر جامعه کاربرد پیدا کرده یا ساخته شده است.
سادات اشکوری در ادامه گفت: متأسفانه بسیاری از مردم ما بهخصوص جوانان غرق در تکنولوژی هستند و میشود مثلشان را تحویل خودشان داد، تکنولوژی همه آنها را سر کار گذاشته است و به جای اینکه در جامعهشان تامل کنند و آگاهی به دست بیاورند، غرق در تکنولوژی هستند. آگاهی از طریق مطالعه به دست میآید زیرا وسایل ارتباطی جمعی مانند تلویزیون، رادیو و شبکههای ماهوارهای منظور خاصی از طرح مباحث دارند، در حالی که در کتاب و تا حدودی مطبوعاتی که ارگانی نیستند، منظور خاصی ندارند. اگر جوانان مطالعه داشته باشند، آگاهی کسب میکنند. آگاهی در میان کمسوادها و بیسوادها هم هست. آنها از طریق رابطه برقرار کردن با آدمهای دیگر که آگاهی دارند، اطلاعات کسب میکنند. مادرم سواد نداشت اما دایرهالمعارف مثل و اصطلاحات بود و صد مثلی را که از اِشکور جمع کردم مادرم گفت زیرا چپ و راست یک مثل به کار میبرد که نه از طریق کتاب بلکه از طریق ارتباط با آدمهای مختلف به دست آورده بود. جوانان امروز گرفتار گوشی به اصطلاح هوشمند شده و تمام وقتشان را صرف آن میکنند؛ چیزی هم به آنها نمیدهد که چهارتا مثل هم یاد بگیرند و در گفتارشان به کار ببرند. جای تأسف دارد که واژههایی مانند لاکچری و سلبریتی را به کار میبرند که به ما ربطی ندارند. تکنولوژی چنان آنها را تسخیر کرده که آنچه را در ذهن دارند، از آنها میگیرد. ما چه توقعی داریم که کاربرد این مثلها در جامعه رواج داشته باشد؟

“سازهای ناکوک” اولین تجربه کارگردانی علی حضرتی به تهیه کنندگی فرشته طائرپور از چهارشنبه ۳۰ مهرماه اکران آنلاین می شود.
علی حضرتی پیش از این تهیه کنندگی فیلم های سینمایی «خداحافظی طولانی» فرزاد موتمن، «نیمرخ ها» (ساخته شادروان ایرج کریمی)، «یک قناری، یک کلاغ» (ساخته اصغر عبدالهی) و «اردک لی» (ساخته بهروز غریب پور) را برعهده داشته است.
فیلمبرداری “سازهای ناکوک” در پاییز و زمستان ۹۸ در تهران و روستای «فیلبند» از توابع مازندران انجام شده است.
هنگامه قاضیانی،غزل شاکری و حامد کمیلی به اتفاق مرتضی ضرابی و احمد عربانی(کاریکاتوریست مشهور)، نقش های اصلی و مکمل این فیلم را ایفا کرده اند.
«سازهای ناکوک» قصه دوخواهر است که با ورود مردی عاشق، هویت اولی در آستانه فروپاشی و شخصیت دومی درمسیر جدیدی ازخودشناسی قرار می گیرد.
عوامل اصلی این فیلم عبارتند از : نویسندگان : اصغر عبداللهی، علی حضرتی،کارگردان: علی حضرتی، مدیر فیلمبرداری:مسعود امینی تیرانی، طراح چهره پردازی:عبدالله اسکندری
صدا :ایرج شهزادی،تدوین:ژیلا ایپکچی،موسیقی :شورا کریمی،طراح صحنه و لباس:سیامک کاری نژاد،دستیار و برنامه ریز:بیژن سلیمانی خانی، منشی صحنه:فاطمه رزاقی،
جلوه های ویژه میدانی :حمید رسولیان،جلوه های بصری :آیدا غازی،عکس: مهران فلسفی، مهدی دلخواسته، گرافیست: سیروس سلیمی، زیرنویس: بونا الخاص، مشاور رسانه ای :بیتا موسوی،تهیه کننده: فرشته طائرپور
“سازهای ناکوک” از چهارشنبه ۳۰ مهرماه در فیلیمو و نماوا اکران آنلاین می شود.

«لتیان»، «جهان با من برقص» و «درباره الی» که هر سه روایتگر سفری کوتاه هستند چه شباهتهایی با یکدیگر دارند؟
چند شخصیت که با یکدیگر دوست هستند یا نسبت فامیلی دارند، به سفری کوتاه میروند. این سفر بهانهای میشود برای شناخت بیشتر شخصیتها، رو شدن ابعاد پنهان و وجهه دیگر هریک از آنها و برملا شدن رازها. این ایده، در بعضی از فیلمها دستمایه روایت قصهای پرماجرا میشود و سفر برای فیلم ساز، فرصت خوبی است که تغییر و تحولات شخصیتهای قصه و آن چه درون آنها میگذرد را پیش چشم مخاطب به نمایش بگذارد.
«لتیان» آخرین نمونه فیلمهایی است که سفر پرماجرای چند شخصیت به نقطه خاصی را روایت میکند. پیش از «لتیان» نیز، «جهان با من برقص» و «درباره الی» چنین داستانی را روایت کردهاند.
درباره الی
فیلم «درباره الی» به کارگردانی اصغر فرهادی، سال ۸۷ ساخته و سال ۸۸ روی پرده سینماها اکران شد. این فیلم داستان چند زوج را روایت میکرد که همراه دوستان خود به شمال کشور سفر میکنند. یکی از شخصیتها به نام «سپیده» با قصد و نیت قبلی مربی مهد کودک دخترش «الی» را همراه خود به این سفر میآورد تا او را با یکی از دوستانشان یعنی «احمد» آشنا کند و این آشنایی باعث شود آنها با یکدیگر ازدواج کنند، اما با ناپدید شدن «الی» اوضاع بهم میریزد و پیدا شدن سروکله نامزد «الی» وضعیت را پیچیدهتر میکند.
اصغر فرهادی در این فیلم با یک قصه منسجم، به خوبی ناپدید شدن «الی» را با ماجراهای بعدی که در قصه اتفاق میافتد، پیوند زده و تأثیر رفتار هرکدام از شخصیتها را بر دیگری نشان داده است. درگیری شخصیتها با یکدیگر بر سر نداشتن شناخت کافی درباره «الی»، دروغهایی که هرکدام از شخصیتها برای رهایی خود میگویند، عذاب وجدان و حس خیانت، چالشها و اتفاقات جذابی را در فیلم به وجود میآورد.
در واقع این سفر باعث میشود موقعیتی پیش بیاید که هرکدام از شخصیتها آن روی دیگرشان را که پنهان مانده، خوب یا بد نمایان کنند، در موقعیت سخت قضاوت قرار بگیرند و راز «الی» فاش شود. فیلم «درباره الی» نمونه بسیار خوبی از فیلمهایی است که قصه یک سفر دوستانه پرحادثه را روایت میکند.
جهان با من برقص
فیلم «جهان با من برقص» به کارگردانی سروش صحت نیز که اکران آن به تازگی به پایان رسید، درباره داستان سفر چند زوج به شمال است. آنها قصد دارند دورهم جمع شوند تا تولد دوستشان «جهان» را که مبتلا به سرطان است و چیزی تا پایان عمرش نمانده، جشن بگیرند. شخصیت محوری فیلم «جهان» است که به بهانه اتفاقات این سفر، دخترش را بهتر میشناسد، قدر روزهای باقیمانده از زندگیاش را بیشتر میداند و تلنگر میخورد، اما هرکدام از شخصیتهای داستان نیز قصه مربوط به خودشان را دارند.
در این فیلم نیز مانند «درباره الی» شخصی خارج از جمع چند نفرهای که از ابتدای فیلم دیدیم، به آنها اضافه و ورود او باعث به وجود آمدن مشکلاتی میشود. در «جهان با من برقص» نیز آن شخص با یکی از شخصیت ها، گذشته و رابطه عاشقانهای داشته است. حضور آن زن علت اختلاف دو شخصیت داستان یعنی «فرخ» و «احسان» را روشن میکند و در درگیریهایی که بین آنها اتفاق میافتد، رازهای پنهانی درباره آن دو فاش میشود.
البته همان طور که گفتیم ماجرای کینه «احسان» از «فرخ» بابت موضوعی عشقی، موضوع اصلی قصه نیست، اما کاملا در فیلم نقشی پررنگ دارد و از ابتدا تا انتهای فیلم مخاطب را درگیر میکند. سروش صحت در این فیلم موفق میشود تاثیر و کارکرد سفر را در قصه به مخاطب نشان بدهد. مقصد سفر نیز مانند «درباره الی» شمال کشور است.
لتیان
فیلم «لتیان» اولین ساخته علی تیموری است که این روزها به صورت آنلاین در حال نمایش است. دو زوج که یکی از آنها در آستانه ازدواج هستند، به ویلای دوست خود در نزدیکی سد لتیان میروند و برخلاف دو فیلم دیگر مقصد شمال نیست. مشکلات آنها از همان ابتدای این سفر کوتاه آغاز میشود. در این فیلم نیز مانند «درباره الی»، یکی از شخصیتها به نام «یاسی»، مرد جوانی را که با «سلما» بیارتباط نیست بدون مشورت با او که در آستانه ازدواج با آقازاده ثروتمندی است، به سفر دعوت میکند.
«یاسی» نیز مانند «سپیده» در «درباره الی» با قصد قبلی و انگیزه مشابهی دست به این کار میزند. در «لتیان» نیز مانند دو فیلم قبلی، اضافه شدن این فرد یعنی «مانی» به جمع باعث میشود مشکلاتی بین این شش دوست پیش بیاید، اختلافهایی به وجود بیاید و راز «سلما» فاش شود. یکی دیگر از شباهتهای «لتیان» با دو فیلم دیگر این است که شخص تازهوارد رابطه عاشقانهای با «سلما» داشته.
برخلاف «درباره الی» و «جهان با من برقص»، ایده اصلی «لتیان» به یک قصه جذاب و پرماجرا تبدیل نشده و هیچ کدام از اتفاقات مانند سفر یا همزیستی شخصیتها باعث نمیشود مخاطب به خوبی با شخصیتها آشنا شود و پیشینه آنها را بداند. جذابیت تماشای فیلم و خود سفر این است که مخاطب در جریان اتفاقات داستان با شخصیتها و انگیزههایشان ارتباط برقرار کند نه این که چیزی که فیلم باید نمایش دهد را از زبان شخصیتها بشنود.

فرزند مرحوم اکبر عالمی مستندساز درباره حواشی درگذشت پدرش در توئیتر نوشت: پدر برای ساخت مستند راجع به کرونا نرفته بود بیمارستان، شایعه است.
اکبر عالمی کارگردان و مدرس سینمای ایران روز گذشته در سن ۷۵ سالگی و به دلیل ابتلا به بیماری کرونا در بیمارستان آراد تهران از دنیا رفت.
اردشیر عالمی فرزند اکبر عالمی شایعه ابتلای پدرش به کرونا به خاطر ساخت یک مستند در مورد کرونا را رد کرد.

۲۰۰ فعال حوزه حجاب، علیه مدیر اسبق روزنامه کیهان به مدیر تلویزیون نامه نوشتند.
روزنامه کیهان نوشت: جمعی از نخبگان و فعالان مردمی حوزه حجاب و عفاف خطاب به معاون سیمای سازمان صدا و سیما عنوان کردند: شجاعانه مقابل برنامههای ضد حجاب و تعالی زن بایستید.
در این نامه که به امضای ۲۰۰ نفر از نخبگان و فعالان مردمی حوزه حجاب و عفاف رسیده، خطاب به سیدمرتضی میرباقری، با اشاره به طرح آمار اشتباه در حوزه حجاب در یکی از برنامههای سیما، آمده است: در عوض القای سیاهنمایی و نمایش غیرواقعی وضعیت زنان، به چهل سال درخشش بانوان این سرزمین در مسیر رشد و آزادی و کرامت آنها اشاره میشد و حضور اجتماعی و صعود چهل ساله آنان که در سایهسار حجاب و عفت زنان این سرزمین که نظام اسلامی بستر آن را فراهم کرده است، تبیین میگردید؟ درخششی که امثال به اصطلاح روشنفکرنماها و کارشناسان زاویهدار از انقلاب برگشته و شبه اپوزیسیون چشم دیدن و زبان گفتن آن را ندارند.
چگونه است فرزندان و برنامههای انقلابی به کوچکترین خطا یا موضعگیری مخالف مزاج مدیران (حتی خارج از قاب آنتن)، از رسانه ملی حذف میشوند اما حاتم بخشی از جیب فرهنگ و ارزشها تمامی ندارد؟! اگر غرور مدیریتی و انتقادناپذیریها را کنار بگذاریم قطعا با بصیرت خواهیم دریافت که هیچگاه بازی در زمین دشمن به نفع ما تمام نشده است.
برای حل مسئله حجاب و ارتقاء آن لازم نیست به سرهنگها بتازید! بلکه باید پاسخ وضعیت فعلی را از سازمانها و ارگانهای عریض و طویل فرهنگی و حقوقدانانی جویا شوید که وضع موجود حاصل برنامههای زاویهدار هنری و فرهنگی آنهاست.
گفتنی است مهدی نصیری مدیراسبق کیهان اخیرا در یک برنامه تلویزیونی در مخالفت با حجاب اجباری ،آمارهایی از وضعیت بدحجابی ارائه کرد.

خواننده محجبه فرانسوی میگوید حجاب جزیی از ظاهر من است و هرگز مرا بدون این پوشش نمیبینید.
منل ابتسام در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه لوفیگارو در مورد حجابش گفت: «من مسلمانم، بنابراین میتوان گفت که این، گونهای حجاب است. در واقع این جزئی از ظاهر من است و هرگز مرا بدون این پوشش نمیبینید.»
این دختر ۲۲ ساله که در شهر بزانسون واقع در شرق فرانسه زندگی میکند، اصالتا اهل سوریه است. پدر او تبار سوری و ترک دارد و مادرش مراکشی و الجزایریالاصل است. او به چهار زبان فرانسوی، انگلیسی، عربی و ترکی تسلط دارد و هم اکنون دانشجوی کارشناسی زبان انگلیسی است.
خ

با اسکن DNA در ژانویه مشخص شد که آلبرت دوم پدر هنرمند بلژیکی است و به دادخواست «اثبات پدر بودن» که بویل تشکیل داده بود پایان داد.