دسته: یادداشت روز

  • خانم متأهل، بیاد دایرکت

    فردین علیخواه: این مطلب درباره نظم اجتماعی و نظارت اجتماعی و بررسی جامعه شناسی یک مساله است که دارای محتوای خاص بزرگسالان است.

    عکسی اروتیک(شهوت‌انگیز) از یک زن با یک جملۀ جنسیِ وسوسه‌انگیز برای مخاطبان مرد در زیر عکس، دعوت به بازدید از صفحه استوری اینستاگرام یا یک کانال تلگرامی و پس‌ازآن هم طوفان کامنت های مختلف جنسیِ بازدیدکنندگان صفحه. کامنت هایی که فاش کنندۀ فانتزی‌ها و خیال‌پردازی‌های سکسی متقاضیانی است که از طریق این کامنت ها در جستجوی یک شریک جنسی مهیج اند. بخش کامنت برخی از پست‌های اینستاگرامی را باید بازارچه‌های جنسی ایران و آگهی‌های رایگان حوزه سکس در ایران قلمداد کرد که با خواندن برخی از آن‌ها، پیشانی آدم از تعجب چین می‌خورد! آنچه در این نوشته به آن می‌پردازم کامنتی است که به‌وفور در زیر این عکس‌ها دیده می‌شود: «خانم متأهل بیاد دایرکت». صفحه شخصی بیشتر نویسندگان این کامنت در ایسنتاگرام؛ عمومی است و نکته نیزهمین است.
    یکی از مفاهیمی که به ما کمک می‌کند تا مسئله نظم اجتماعی را درک کنیم نظارت اجتماعی است. جامعه شناسان نظارت اجتماعی را به دو قسمت ۱-نظارت درونی و ۲- نظارت بیرونی تقسیم می‌کنند. وضعیت مطلوب در هر جامعه؛ وجود نظارت درونی است. یعنی وضعیتی که در آن فرد رعایت هنجارهای اجتماعی را در خود درونی کرده باشد. مفاهیمی مانند اخلاق نیز عمدتاً به نظارت درونی نزدیک‌اند. منظور از نظارت بیرونی؛ ورود نهادهای جامعه به عرصه اجرای هنجارهای اجتماعی است. جامعه شناسان نظارت بیرونی را نیز به دو قسمت تقسیم می‌کنند: ۱-نظارت بیرونی از طریق نهادهای اجتماعی رسمی و ۲- نظارت بیرونی از طریق نهادهای اجتماعی غیررسمی.
    پلیس، دادگاه، مدیر مدرسه، رئیس کارگزینی اداره، مثال‌هایی از نهادهای اجتماعی رسمی‌اند. در این نهادها؛ مقررات مکتوبی برای رفتار وجود دارد و نقض آن‌ها مجازات در پی دارد. همسایه، دوست، آشنا، فامیل، اعضای خانواده، مثال‌هایی از نظارت اجتماعی غیررسمی‌اند. در اینجا مقررات مکتوب وجود ندارد و فرد عمدتاً نگران از دست رفتنِ آبرو  و صدمه به وجهه اجتماعی خود است. درواقع فرد به هنگام نقض هنجارهای اجتماعی، نگران دیده شدن توسط نگاه‌های آشناست. همانی که ما ایرانیان به آن “چشم دروهمسایه” می‌گوییم.
    در سال‌های اخیر ارتباط بین فضای مجازی و پورنو گرافی، یکی از عرصه‌های مهم تحقیق در بین محققان رسانه بوده است. در همین ارتباط واژگانی مانند « لاس زدن مجازی»، « کاربران تکدست اینترنت»، « هیزگری مجازی»، « ارگاسم مجازی» و ده‌ها واژه دیگر ساخته شده است که بیانگر اهمیت یافتن عرصه مجازی در مسائل جنسی است. برای مثال منظور از «کاربران تکدست اینترنت»، کسانی هستند که از یکدست برای نگه‌داشتن گوشی یا موس و تماشای تصاویر سکسی و از دست دیگر برای خود ارضایی استفاده می‌کنند.
    به کامنت « زن متأهل بیاد دایرکت» برگردیم:
    سال‌ها قبل، متأهل بودن یک زن، دلیلی کافی بود تا جوانانِ جویای ارتباط جنسیِ آزاد از او چشم‌پوشی کنند. در این خصوص معمولاً نه ترس؛ بلکه توجیهی اخلاقی موجب اجتناب از ارتباط با یک زن متأهل می‌شد. این همان مکانیسم نظارت درونی بود که قبلاً توضیح دادم. ظاهراً نظارت درونی در جامعه ایرانی روزبه‌روز ضعیف‌تر شده است که چنین کامنتی بی‌محابا در زیر تصاویر نوشته می‌شوند.
    علاوه بر نظارت درونی، پرسش آن است که آیا اهمیت نظارت اجتماعی غیررسمی یعنی نگرانی از بی‌آبرو شدن و صدمه به وجهه اجتماعی نیز در ایران در حال کم‌رنگ شدن است؟ آیا این کاربران نگران دیده شدن کامنتِ دعوت زنان متأهل به سکس توسط دوستان و آشنایانشان نیستند؟ درنهایت آنکه پاسخ احتمالی مثبت زنان متأهل به این نوع کامنت ها، می‌تواند دلیلی بر رشد آن در فضای اینستاگرام باشد؟
    هرچند معتقدم که شبکه‌های اجتماعی در ایران بار سایر مسائل اجتماعی را بر دوش می‌کشند که در جای خود به شکل منطقی حل‌نشده‌اند؛ بااین‌وجود نگران جامعه‌ای هستم که روزی در آن نه نظارت درونی(اخلاق) اثرگذار باشد و نه نظارت اجتماعی غیررسمی.
    سخن پایانی آنکه موفق شدم با یکی از این کاربران اینستاگرام که جوانی دهۀ هشتادی است گفت‌وگویی کوتاه داشته باشم. جمله‌هایش قابل‌تأمل است: « من مزاحم کسی نمی شم….من پیشنهادم رو مطرح می‌کنم. هر زن متأهلی دلش خواست میاد و دلش نخواست نمیاد دیگه….به نظر شما من به حقوق کسی تجاوز کردم؟…هر زنی اختیار داره، من که اختیار اونهارو ازشون نگرفتم….من می خوام از زندگی لذت ببرم…می خوام تجربه‌های جنسی متنوع داشته باشم….من برای خودم زندگی می‌کنم. به دیگران چه؟…دوستام تا حالا با چند تا زن متأهل رابطه داشتن، مشکلی هم پیش نیومده…هیچ اجباری در کار نیست!»
  • خانم گل های ایرانی، سَمبُلِ انسانیت و نوع دوستی/ از نرگس تا یاسمن ….

    خانم گل های ایرانی، سَمبُلِ انسانیت و نوع دوستی/ از نرگس تا یاسمن ….

     

    همان اینستاگرامی که به گفته اهل فن محل فساد و ترویج بی دینی است چند وقتی است مرا به خود مشغول کرده است. هر روز و هر لحظه صفحه نرگس کلباسی را چک می کنم. نرگس درست از همان روزهای ابتدایی زلزله کرمانشاه و سرپل ذهاب زندگی خود را وقف مردم زلزله زده روستاهای سرپل ذهاب کرده و هم اکنون حتی با وجود اتمام ساخت خانه های ۶ روستا در این مناطق در آنجا حضور دارد و همپای زنان و مردان آن خطه کمک و همراهی می کند.

    رسا نشر– شبنم حاجی اسفندیاری: زلزله کرمانشاه که آمد یک اتفاق نادر رخ داد. جمع آوری کمک از طرف افراد مشهور یا همان سلبریتی ها و حتی افراد خیلی معمولی جامعه، آن هم بدون وابستگی به مراکز دولتی و خصوصی در زمینه بحران و کمک رسانی. بماند که یکی از دلایل این رخداد از عدم اعتماد مردمی به نهادهای دولتی و امداد رسانی نشأت می گیرد. اما همه پای کار شدند . عده ای برای کمک مستقیم روانه مناطق زلزله زده شدند و عده ی دیگری مشغول جمع آوری کمک های نقدی و غیر نقدی. از جواد خیابانی گرفته تا صادق زیبا کلام، از علی دایی تا محراب قاسم خانی و ….. . اما افراد دیگری هم بودند که مثل بقیه خیلی هم معروف و #سلبریتی نبودند. اما دلشان همراه با مردم دردمند کرمانشاه و سرپل ذهاب بود. می دانستند از این دولت و آن سازمان کاری بر نمی آید و باید با کمک مردم برای دستگیری از زلزله زدگان و بازماندگان این حادثه دلخراش بپا خیزند. یکی از آنها نرگس کلباسی است. دختر خیر ایرانی که انگار همچون فرشته ی نجات در بزنگاه حاضر شد و به مناطق زلزله زده رفت.
    همان اینستاگرامی که به گفته اهل فن محل فساد و ترویج بی دینی است چند وقتی است مرا به خود مشغول کرده است. بیش از یک سال از حادثه دلخراش زلزله در کرمانشاه و سرپل ذهاب می گذرد. هر روز و هر لحظه صفحه نرگس کلباسی را چک می کنم. نرگس درست از همان روزهای ابتدایی زلزله کرمانشاه و سرپل ذهاب زندگی خود را وقف مردم زلزله زده روستاهای سرپل ذهاب کرده و هم اکنون حتی با وجود اتمام ساخت خانه های ۶ روستا در این مناطق در آنجا حضور دارد و همپای زنان و مردان روستایی برای زدودن آثار ویرانی ها تلاش می کند. نرگس کلباسی دختر ایرانی _ بریتانیایی زاده ی ایران زمین است که بیشتر عمر خود را خارج از کشور گذرانده است . اما به گفته ی خودش آموزه های پدرش مهر ایران و ایرانی را در دلش نهاده است. نرگس زمانیکه در هند ساکن بود یتیم خانه ای را با ۵۰۰ کودک نیازمند و معلول راه اندازی کرد و برای انسان های بی گناه و غیر همزبان مادر شد. او که تمام زندگی اش را وقف بنیاد خیریهٔ پریشان کرده است در هند دچار مشکلی قضایی شده و به قتل غیر عمد محکوم می شود. اما در نهایت با کمک کنسول گری ایران و کمپین های مردمی تبرئه می شود و به موطن خود باز می گردد.
    زلزله کرمانشاه درس های بزرگی دارد. درس های عبرت آموزی که اگر سر لوحه کارمان قرار دهیم می توانیم خیلی از ضعف های امروز جامعه را از بین ببریم. مهم ترین آن درس انسانیت است. ظهور شیر زنانی چون نرگس کلباسی برای حمایت و همراهی از مردمی که بر اثر بلایای طبیعی گرفتار آمدند آن هم در شرایط بد جامعه ی امروز که هرکسی درگیر مشکلات خودش است، یک موهبت است. کاش هزاران هزار نرگس داشتیم. کاش برای هرجا که از دولتمردان و ارگان ها جز شعار و سیاسی بازی کار دیگری بر نمی آید یک لشکر از نرگس ها حامی این مردم می شدند. کاش در مدارس ما بجای تربیت مهندس و وکیل انسان هایی را تربیت می کردند که انسانیت ، شجاعت و شرافت مهمترین هدف زندگی شان باشد. درست مثل نرگس کلباسی، مثل یاسمن خالقیان، مثل سولماز نباتی و …
    یاسمن خالقیان خبرنگار جوانی که هنوز هم در حال کمک رسانی به آسیب دیدگان کرمانشاهی است. او علاوه بر ارسال گزارش ها و تصاویر ویرانی های زلزله پاییز گذشته ، با دوستانش کمک های فراوانی را به اهالی شهرهای زلزله زده کرده اند.
    خانم گل های ایرانی، سَمبُلِ انسانیت و نوع دوستی/ از نرگس تا یاسمن ....

    سولماز نباتی هنرمند و نقاش جوانی که دلسوزانه کمک ها و مشارکت های مردمی را به بیماران و نیازمندان می رساند و جای خالی مسئولانی را که بدنبال پست و مقام و منفعت طلبی هستند برای مردم دردمند پر می کند.

    درس بزرگ دیگر زلزله کرمانشاه اعتماد است. اینکه چگونه در فضای مجازی که این روزها به توپ بسته شده است و هرکسی از هر سو ضربتی بر آن می زند، نرگس، یاسمن و سولماز توانسته اند اعتماد مردم را جلب کنند.کمک های مردمی را از همان روزهای اول جمع آوری و در مناطق زلزله زده به دست نیازمندان رساندند. و اکنون با وجود گذشت یکسال از این ماجرا، مشارکت ها روز به روز بیشتر شده است.تا جایی که کمک هایی که نرگس کلباسی جمع می کند گاه از ۱۰۰ میلیون تومان در روز فراتر می رود. در حالیکه اگر یک سازمان دولتی درخواست کمک بدهد شاید این روزها نیمی از این مبلغ را هم نتواند جمع کند! این اعتماد از کجا آمده است؟ غیر از صداقت و عمل به وعده ها؟
    شاید افراد دیگری هم باشند که نامی از آنها برده نشده است.همه این افراد قابل تقدیرند و باید که قدردان این همت بلند و روح لطیفشان باشیم. اینستاگرام این فرصت را به این دوستان داد تا دیده شوند و در راهی قدم بردارند که دعای خیر هموطنان نیازمند و حادثه دیده همیشه همراهشان باشد.مسلما این افراد نه برای دنبال کننده و نه لایک بیشتر این کار را نکرده اند. چرا که در این صورت اکنون باید از این مساله فارغ می شدند . عمر مفید شو آف نوع دوستی ، کمک و انسانیت در فضای مجازی تنها یک هفته است. در حالیکه اکنون بیش از یک سال از زلزله می گذرد….

  • کارشناسی در دروغگویی و وارونه انگاری

    راستی من هم یک خبر دارم. چندی پیش دختر جوانی به من مراجعه کرد و گفت ” بعد از کلاس پدرم به دنبالم نیامد و مجبور شدم با اتوبوس به منزل بروم. اتوبوس خلوت بود و جز یک پیر مرد و یک پسر جوان هیچ کسی در اتوبوس نبود. پیر مرد دو ایستگاه بعد پیاده شد و پس از آن من باردار شدم. چه باید بکنم؟”

     
    پایگاه خبری رسا نشر– مهدی سوری: همانگونه که کارشناسان وظیفه دارند تا با پژوهش و کار کارشناسی موضوعات مورد تخصص خود را به جامعه منتقل کنند، رسانه ها هم وظیفه دارند تا روشنگری کنند. می توانند گفتمان ها و نظریات را نقد کنند و حتی آن را به چالش بکشند. حال نظریه پرداز، گوینده و کارشناس هرکسی که می خواهد باشد. از رئیس جمهور گرفته تا کارشناس صدا و سیما. اتفاقاً وظیفه رسانه سنگین تر و مهم تر است. چراکه کارشناس بودن دلیل بر  حق بودن و درست بودن مطالب بیان شده نیست. اما رسانه نمی تواند و نباید دروغ بگوید. نباید تحلیل آبکی کند و هرچه که خود فکر می کند به خورد جامعه دهد. چراکه رسانه تاثیرش همگانی است و ممکن است یک اشتباه رسانه ای فاجعه ای را به بار آورد.

    قطعاً شما هم ماجرای باردار شدن دختر ۱۲ ساله به واسطه ۲ گیگ اینترنت مجانی را شنیده اید. روح الله مومن نسب کارشناس مدعی این خبر، پیشتر نیز از تجاوز ۸ نفره به یک دختر جوان به واسطه استفاده از واتس آپ خبر داده بود. حال اینکه چرا خبرهای اینچنین برای ایشان جالب و جذاب است و ایشان منبع این خبرها هستند بماند. متاسفانه صدا وسیما خیلی سال است که از دست رفته است. عقلانیت و خرد گرایی جای خود را به باند بازی و تفکرات جناحی داده اند. وقتی تمام توان این رسانه بر ضد مردم، خواسته ها و نیازهایشان بکار گرفته می شود قطعاً خروجی اش کارشناسی می شود که بدنبال این است که جرقه تجاوز از طریق کدام اپلیکیشن زده شده است.
    راستی من هم یک خبر دارم. چندی پیش دختر جوانی به من مراجعه کرد و گفت ” بعد از کلاس پدرم به دنبالم نیامد و مجبور شدم با اتوبوس به منزل بروم. اتوبوس خلوت بود و جز یک پیر مرد و یک پسر جوان هیچ کسی در اتوبوس نبود. پیر مرد دو ایستگاه بعد پیاده شد و پس از آن من باردار شدم. چه باید بکنم؟”
    چرا کسی جلوی این اتوبوس ها را نمی گیرد؟ یعنی اگر یکی از مسئولین این دختر را جای دختر خود بداند باید چرخ تمام اتوبوس ها را پنچر کرد. باید که تمام ایستگاه ها را به آتش کشید.
    من به نظرم می رسد باید پدر، بابای مدرسه، راننده اتوبوس، شرکت واحد اتوبوسرانی، شهرداری تهران، پلیس راهور و شرکت شهاب خودرو و حتی ان پیرمردی که دو ایستگاه جلو تر پیاده شد باید پاسخگوی بلایی که بر سر این دختر آمده است باشند. چرا که همه در بوجود امدن این داستان دخیل هستند و باید از خود شرم کنند. این دختر بعد تر به من گفت” دو ایستگاه بعد من به پسر بلیط را دادم که به راننده بدهد. و اینگونه  رابطه ما با هم شکل گرفت. همه اش تقصیر آن اتوبوس لعنتی است. تازه دود هم می کرد.”
    این همان منطق امثال این کارشناس و کارشناسان و سخنرانان وابسته است که برخی از آنها از منطق به دورند.  وقتی هم که پاسخشان را می دهی آنقدر آسمان و ریسمان به هم می بافند که سر درد بگیری. هرگز قانع شدن و بازگشت از حرف در باور اینان جایی ندارد. حال اگر برفرض دختر مورد نظر آقای مومن نسب، از نرم افزار سروش یا گپ با پسر متجاوز چت می کرد، و از این طریق گرفتار می شد مسلماً هرگز هرگز این خبر را کار نمی کردند. و اگر هم مجبور به بیان بودند قطعا باز هم گناه را بر گردن تلگرام می انداختند که ریشه فساد ها از این برنامه رواج پیدا کرده وگرنه پیام رسان داخلی به نوبه خود که نمی تواند باعث فساد و گناه شود.
    من روح الله مومن نسب را نمی شناسم. اما بعد از ماجرای بارداری اینترنتی یک جستجوی ساده کردم و دیدم ایشان ید طولایی در مخالفت با اینترنت ، تکنولوژی و فضای مجازی دارد. ضمن اینکه دیدم سایت ها و شخصیت هایی از وی حمایت کردند که وابستگی این فرد به تفکر آنان بر من محرز گردید. از این رو بیشتر از این بحث بر سر این مطلب اسراف وقت است بدون حصول نتیجه. چراکه تا این نوع افراد در رسانه ملی تریبون دارند هیچ اتفاق خوبی قرار نیست بیفتد…
     

  • آقای کارشناس! به شعورمان احترام بگذار

    خنده دار نیست بعد از این همه سال همچنان به مسائلی این چنین می‌پردازید که دوباره ما مجبور شویم بگوییم از چاقو هم برای پوست کندن میوه استفاده می‌‍شود هم برای قتل.

    مصطفی داننده- روح الله مومن نسب که گفته می‌‍شود کارشناس فضای مجازی است در یک برنامه تلویزیونی ماجرای اینترنت رایگانی را تعریف کرد که منجر به آشنا شدن یک دختر نوجوان با پسری و باردار شدن او می شود.
    گویا پدر این دختر که یک کارگر هم بوده برای دختر مدرسه‌ایش یک گوشی موبایل می‌خرد اما به او می‌گوید که حق ندارد از اینترنت استفاده کند. دختر هم به واسطه ۲ گیگ اینترنت رایگانی که دریافت کرده با پسری دوست شده و بعد …
    این آقای کارشناس به واسطه این خاطره، نتیجه گرفته است که اینترنت، تلگرام، اینستاگرام و …. بد است. آدم وقتی پای تلویزیون می‌نشیند گاهی احساس می‌کند مورد توهین قرار گرفته است.
    واقعا اگر می‌خواهید فیلتر کنید، فیلتر کنید دیگر چرا توهین می‌کنید؟ اگر فکر می‌کنید اینترنت بد است، درش را تخته کنید دیگر چرا شعور ما را زیر سوال می‌برید؟
    کدام پدیده در جهان وجود دارد که تماما حُسن باشد و هیچ عیبی نداشته باشد؟ انسان که خالقش خداوند است دارای نفس اماره است.
    خنده دار نیست بعد از این همه سال همچنان به مسائلی این چنین می‌پردازید که دوباره ما مجبور شویم بگوییم از چاقو هم برای پوست کندن میوه استفاده می‌‍شود هم برای ذبح گوسفند و هم برای قتل انسان. دوباره ما مجبور می‌شویم بگوییم که گرفتن و بستن جواب نمی‌دهد درست مانند ویدیو و ماهواره.
    روح‌الله مومن نسب و امثال او گویا فراموش کرده‌اند در زمانی زندگی می‌کنند که دنیا به وسعت یک گوشی موبایل است. دیگر نمی‌شود با این حرف‌ها، نسلی را که با اینترنت بزرگ شده است را از شبکه‌های اجتماعی ترساند.
    بسیاری از مردم حرف‌های این آقای کارشناس را نه در تلویزیون بلکه در فضای مجازی دیدند و برای هم فرستادند و به آن واکنش نشان دادند.
    بهتر نیست به جای اینکه فکر کنیم چگونه اینستاگرام، تلگرام و شکبه‌های اجتماعی مانند این دو را تخریب کنیم آنهم با استدلال‌های عجیب و غریب، به فکر ارائه تفکر خود در همین شبکه‌های اجتماعی باشیم.
    به راحتی می‌شود از طریق رسانه‌های اجتماعی فرهنگ سازی کرد. گستردگی این پیام رسان‌ها امروز از کوچک‌ترین روستاها تا بزرگ‌ترین شهرهاست. پس چرا باید خود را از این نعمت بزرگ محروم کرد واجازه نداد با رفتارهای درست زمینه فرهنگ سازی در جامعه را فراهم کرد.
    ماجرای زلزله را به یاد بیاورید. بسیاری از مردم از طریق کانال‌های تلگرامی متوجه زلزله و راه‌های ایمن بودن در برابر آن شدند. یا گم شدن چند بچه در سال گذشته. عکس این بچه‌ها دست به دست شد تا شاید کمکی باشد برای پیدا شدن این کودکان معصوم.
    اینترنت کمک بسیار زیادی به اشتغال جامعه کرده است. این روزها مردم به راحتی با زدن یک کانال کالای خود را به مردم ارائه می‌دهند و هزینه تبلیغات در فضای مجازی به ویژه کانال های تلگرامی نیز نسبت به تبلیغات در فضای رئال، به مراتب کمتر است.
    آنقدر جاده و اتوبان ایجاد شده است که دیگر نمی‌شود مردم را مجبور کرد برای رفتن به سفر تنها و تنها از یک جاده استفاده کنند، آنهم جاده‌ای که ما می‌گوییم.
    در پایان باید به این نکته اشاره کرد که کسی با مدیریت فضای مجازی مخالف نیست. همانطور که در تمام جهان روش‌هایی برای مدیریت شبکه‌های اجتماعی وجود دارد اما فیلتر …
  • انهدام کسب و کارهای ایرانی با محدودیت های اینترنتی

    مهمترین ابزار در دیجیتال مارکتینگ، شبکه های اجتماعی هستند و مهم ترین و اثربخش ترین شبکه های اجتماعی در ایران، اینستاگرام، تلگرام، توییتر، یوتیوب و فیس بوک هستند. برخی مسؤولان سعی دارند کلیه شبکه های اجتماعی را فیلتر کنند و از دسترس مردم خارج نمایند.

    میثم علیرضایی* – چند قانون مهم در کسب و کار:
    قانون اول: یکی از عوامل بسیار مهم در رونق و توسعه کسب و کار، تبلیغات و بازاریابی است.
    قانون دوم: تبلیغات و بازاریابی یکی از پر هزینه ترین فعالیت ها در یک سازمان موفق محسوب می شود.
    قانون سوم: یکی از اثربخش ترین و کم هزینه ترین روش های تبلیغات و بازاریابی، دیجیتال مارکتینگ (بازاریابی در فضای مجازی) می باشد.
    قانون چهارم: مهمترین ابزار در دیجیتال مارکتینگ، شبکه های اجتماعی هستند.
    قانون پنجم: مهم ترین و اثربخش ترین شبکه های اجتماعی در ایران، اینستاگرام، تلگرام، توییتر، یوتیوب و فیس بوک هستند.
    نتیجه قانون پنجم در ایران: برخی مسؤولان سعی دارند کلیه شبکه های اجتماعی را فیلتر کنند و از دسترس مردم خارج نمایند.
    نتیجه قانون چهارم: دیجیتال مارکتینگ در ایران بسیار ضعیف و آسیب پذیر است.
    نتیجه قانون سوم: صاحبان کسب و کارهای ایران باید برای معرفی سازمان و یا محصولات خود، هزینه های هنگفتی را متحمل شوند.
    نتیجه قانون دوم: سازمان ها و کسب و کارهای ایران به دلیل عدم توان مالی در بحران های اقتصادی کشور، مجبورند یا تبلیغات و بازاریابی خود را محدود کنند و یا کاملا آن را از برنامه های خود حذف نمایند.
    نتیجه قانون اول: ایران در شرایط خوبی از نظر رونق و توسعه کسب و کار، کارآفرینی و اشتغال قرار ندارد و روز به روز شاهد افزایش رکود خواهیم بود.
    راه حل به سبک مسئولان ایرانی:
    همان هایی که با اقداماتی نظیر موارد زیر، در وضع تحریم ها و نابودی کسب و کارها و اقتصاد کشور، بیشترین مسؤولیت را دارند، به شدیدترین لحن، نارحتی و عصبانیت خود را از وضعیت بد معیشتی و رکود بازار ابراز می دارند! چرا که تنها استراتژی موجود، فرافکنی است.
    برخی از اقدامات دایه های دلسوز تر ازمادر وضعیت معیشتی و رکود اقتصادی ایران:
    آتش زدن سفارتخانه ها، رفتارهای غیر دیپلماتیک و انواع تهدیدهای هیجانی و صد من یک غاز، که منجر به مظلومیت نمایی دشمنان ایران نظیر اسراییل می شود.
    بسته شدن اقتصاد و نظام مالی و بانکی در تعامل با جهان با عدم شفاف سازی مالی و پیوستن به معاهده های بین المللی مربوطه…
    و در نهایت:
    محدودیت در فضای مجازی و بستن مهم ترین ابزار در دیجیتال مارکتینگ به عنوان مهم ترین ابزار ترویج و تبلیغ در بازار عصر حاضر.
     *کارشناس کسب و کار
  • نقد الویری به فیلم «مارموز» کمال تبریزی

    حجت‌الاسلام والمسلمین محسن الویری از روحانیون آشنا به هنر سینما در یادداشتی که در کانال شخصی خود منتشر کرده، فیلم «مارموز» را نقد کرده است.

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن الویری که دکترای تاریخ و تمدن ملل مسلمان دارد، دانشیار دانشگاه باقرالعلوم (ع) و صاحب‌نظر در حوزه فرهنگ و هنر است، در نقد فیلم «مارموز» به کارگردانی کمال تبریزی نوشته:
    «فهم زبان فیلم مانند هر زبان دیگر نیازمند پیوستگی حضور در فضا و بافت اجتماعی کاربرد آن زبان است، با توجه به دور بودن درازمدت از فضای سینما نمی‌دانم تا چه اندازه پیام‌های فیلم پر از نشانه مفهوم و نامفهوم #مارموز را به درستی دریافته باشم.
    اگر توالی این فیلم با فیلم دیگری از همین کارگردان را معنی‌دار بدانیم، نخستین و شاید مهم‌ترین پیام آن، تربیت نسلی حیله‌گر، فریب‌کار و آب‌زیرکاه و فرصت‌طلب (معانی مارموز در لغت‌نامه‌ها) به دست کسانی است که مناسب‌ترین نام برای آن‌ها از نظر کارگردان، “#مارمولک” است.
    فیلم روایت زندگی شخصی و سیاسی یکی از چهره‌های اثرگذار یکی از جریان‌های سیاسی داخلی کشور است. این جریان آن گونه که فیلم معرفی کرده است جریانی کم‌سواد، قدرت‌طلب، فاقد آگاهی‌ و بینش سیاسی، ظاهرگرا، متکی به پشتوانه‌های پنهان قدرت، برخوردار از حمایت نیروهای مذهبی و توجیه‌گر است که همواره بر خلاف وحدت ملی حرکت کرده است ولی جهل و غفلت مسؤولان و مردم، اغلب، آن را در جایگاه قهرمان نشانده است. این جریانِ پشت‌گرم به ظرفیت‌های مناسکی دین در عمل نشان داده است که هر گاه راهی به سوی قدرت در برابرش گشوده شود از ارزش‌های مورد ادعایش دست می‌کشد ولی ریاکارانه در پی آن است که همچنان از حمایت نیروهای مذهبی بهره‌مند بماند. هشدار و هوشیاری نیروهای امنیتی نسبت به این جریان هیچ گاه به اندازه و درجه‌ای نبوده است که مانعی جدی در سر راه آن ایجاد کند. این جریان اندیشه‌سوز که فرار دادن نخبگان از کشور و حتی تلاشی خانواده‌ها را هم در کارنامه خود دارد، لقمه وسوسه‌انگیزی هم برای نظام سلطه بوده است و طمع‌ورزی و ساده‌لوحی توأم آن، گاه ناخواسته و گاه حتی هوشیارانه آن را به هم‌نوایی و هم‌سویی‌هایی با بیگانه و حتی تجربه کردن جدایی از نظام هم کشانده است. نشانه‌های این همسویی در جای جای فعالیت‌های این جریان بسیار پربسامد است.
    پیشنهاد مشخص کارگردان به این جریان پذیرش اشتباه‌های خود، درک قد و قواره واقعی خود، و بازگشت به سوی مردم است. کارگردان بر این باور است که حتی در این صورت و حتی در صورت گسسته شدن افراد این جریان از جناح سیاسی خود، خوی قدرت‌طلبی آن‌ها از بین نمی‌رود و پرورش‌یافتگان این جریان حتی وقتی به خودِ واقعیِ خود برمی‌گردند، میراث‌بر شعارزدگی و قدرت‌طلبی هستند. این افراد حتی وقتی از تاریکی شکایت دارند، تنها برای این است که در فضای تاریک نمی‌توانند آسان‌تر به فریب‌کاری خود ادامه دهند. اما کارگردان اکنون فضا را آن قدر تاریک می‌داند که حتی برای شعار دادن و فریب مردم هم، دیگر مجالی برای کسی باقی نمانده است.
    این فیلم به ظاهر کمدی برای کسانی که روزهای پیروزی انقلاب و ایام دفاع مقدس را به یاد دارند، یک تراژدی تمام عیار و یک غم‌نامه اشک‌بار است. کارگردان کوشیده است به هر زحمتی که شده و با هر انگیزه‌ای که دارد ـ خواه کشاندن مردم به پای  گیشه و خواه یافتن راهی برای این که از صحنه کنار گذاشته نشود ـ لباس طنز بر این تراژدی بپوشاند که ایرانیان در آن روزگار چه در سر می‌پرواندند و اکنون در چه شرایطی روزگار می‌گذرانند. با این که بخش بزرگی از این تراژدی واقعی است، نمی‌توان با بخش پایانی داستان که فضا را یک‌سره تاریک و راه بقا را تنها در فریب‌کاری می‌داند، همراهی داشت. این ناامیدی نه با آموزه‌های دینی که همواره برانگیزاننده امید است سازگاری دارد و نه با همه واقعیت‌های جامعه امروزی ما. ای کاش در سکانس پایانی فیلم چند چراغ روشن هم وجود داشت و کسی و حتی صدایی ناشناس از فریب‌کاری اظهار خستگی و دوری جستن می‌کرد.»
  • هشتگ باز #شغل ایجاد کردن

    #شغل
    شاید شما هم شنیده اید که درآخرین #آمار اعلام شده در کشور حدود سه و نیم میلیون #بیکار مطلق داریم . بماند که به این آمارها نمیشود زیاد دلخوش کرد. چراکه در واقعیت خیلی بیشتر از این ها بیکار داریم.

    نمی دانم قبل از گرانی #دلار بود یا بعدش که گفته شده بود برای ایجاد هر شغل ۱۰۰ میلیون تومان باید از بیت المال هزینه کنیم. در این رابطه هم باید بگویم که شغل خیلی از ما پانصد هزار تومان هم نمی ارزد چه برسد به ۱۰۰ میلیون تومان!!! اما فرض را بر همین مبلغ می گذاریم. از آنجاییکه هیچ اراده و میلی در سرمایه گذاری و ایجاد شغل دائمی وجود ندارد. یعنی هر شرکت و کارخانه ای که تاسیس می شود ۲ سال بعد به تعطیلی و تعدیل نیرو می افتد و از آنطرف هم کارگران و کارمندان در پی بی پولی و فشار اقتصادی به اعتراض و اعتصاب روی می آوند. در همین حین موج سواری ضد انقلاب از اعتراض که حق قانونی هر شهروندی است باعث تبدیل آن شورش و اقدام علیه امنیت ملی شده و موجبات دستگیری و بگیر و ببند می شود. پس نه ایجاد شغل نه به نفع بیکاران است و نه امنیت و آرامش ملی.می گویید کو نمونه؟ بله کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز به شما دست تکان می دهند…
    از این رو پیشنهاد می کنم بجای ایجاد شغل همین ۱۰۰ میلیون تومان ها را به افراد بازنشست شده مشغول به خدمت بعنوان پاداش “تورو خدا فقط برو” بپردازید تا از این میز و صندلی ها دل بکنند و جایشان را به آن جمعیت بیکار بدهند. هزینه کردن این مبلغ در جایی که قرار است دو سال دیگر به تعطیلی و اعتصاب بیانجامد آب  در هاون کوبیدن است. این پول ها را بدهید به قبلی ها که دل بکنند تا ما هم طعم یک روز بی دغدغه در پشت میز هنگام نوشیدن چای و پاسخ زیبای امروز برو فردا بیا به ارباب رجوع را بچشیم.
    حتی من حاضرم در این زمینه کمک هم بکنم. الان حساب کردم شغل من ۴۵ میلیون تومان هزینه داشته. از صاحبکار محترم درخواست می کنم. ارزش شغل من را به ۲۲٫۵ میلیون کاهش دهد و یک نفر دیگر را که حاضر است با شغلی با این ارزش مالی را بگیرد استخدام نماید تا از تعداد بیکاران کم بشود. خوب نیست؟؟
    مهدی سوری

  • زیباکلام: حکومت در محدود کردن فضای مجازی سکه یک پول شده است

    زیباکلام: حکومت در محدود کردن فضای مجازی سکه یک پول شده است

     

    سلبریتی در ایران پدیده جدیدی است و حکومت نباید اینقدر نگران این موضوع و به طور کلی فضای مجازی باشد. حکومت باید اجازه دهد این فضا رشد و پیشرفت کند؛ چراکه اگر هم بخواهد مداخله کند، کاری از دستش برنمیاید و تا الان هم هر کاری کرده، سکه یک پول شده است.

    آزادی فضای مجازی، کاهش یا افزایش محدودیت‌ها در رسانه‌های اجتماعی، قانون‌مداری یا آزادی مطلق سلبریتی‌ها در بیان نظراتشان و تبلیغ برخی کالاها و … از جمله مهمترین موضوعاتی است که در نشست «چهره‌های مشهور و تاثیر آنها بر افکار عمومی» به آنها پرداخته شد.

    به گزارش ایسنا، سومین نشست از سلسه‌ نشست‌های «نقد و اندیشه؛ فضای مجازی، سواد رسانه‌ای و ارتباطات اجتماعی از منظر صاحب‌نظران» با موضوع «چهره‌های مشهور و تاثیر آنها بر افکار عمومی» روز چهارشنبه ۱۲ دی ماه با حضور صادق زیباکلام (استاد دانشگاه و فعال فضای مجازی)، جعفر نعناکار (حقوق‌دان و فعال فضای مجازی) و رامبد جوان (هنرمند و فعال فضای مجازی) در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار شد.
    در ابتدای این نشست که بدون حضور رامبد جوان آغاز شد، درباره جایگزینی واژه‌ای فارسی برای لغت «سلبریتی» که این روزها به واسطه گسترش روزافزون شبکه‌های اجتماعی بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد بحث‌ شد.
    زیباکلام در این باره اظهار کرد که سال‌هاست برخی لغت‌ها از زبان‌های خارجی وارد زبان فارسی شده‌ و مورد استفاده قرار گرفته‌اند و شاید بهتر است که مدام دنبال واژه‌ معادل فارسی برای آنها نباشیم. اما نعناکار واژه «ستاره» را جایگزین مناسبی برای «سلبریتی» دانست و با اشاره به افرادی که واژه «دلاوران» را پیشنهاد داده‌اند گفت که این واژه به دلیل عمق معنایی زیادی که دارد نمی‌تواند برای لغت «سلبریتی» جایگزین مناسبی باشد.
    حکومت در محدود کردن فضای مجازی سکه یک پول شده است
    در ادامه زیباکلام در پاسخ به پرسش مجری برنامه مبنی بر اینکه به چه کسی سلبریتی گفته می‌شود؟ گفت: سخت است دقیق بگوییم چه کسی سلبریتی است. گاهی می‌توان سلبریتی شد، بدون اینکه از پیش به آن فکر کرده یا برنامه‌ریزی کرده باشیم. در واقع اینگونه نیست که بخواهیم از پیش تصمیم بگیریم که سلبریتی شویم و بعد از مدتی سلبریتی هم شویم. باید به این نکته توجه کرد که سلبریتی با شهرت و تخصص فرق می‌کند و سلبریتی شدن نیاز به اقبال عمومی دارد.
    او با تاکید بر اینکه «حجم اقبال عمومی در سلبریتی شدن خیلی مهم است»، یادآور شد: تا آنجایی که من می‌دانم افراد شهره حوزه علم و دانشگاه، ادبیات، سیاست نمی‌توانند سلبریتی باشند، مگر اینکه کار خارق‌العاده‌ای انجام داده باشند؛ به عنوان مثال آدلف هیتلر با وجود شهرت جهانی که داشت، سلبریتی نبود اما نلسون ماندلا یا ماهاتما گاندی سلبریتی بودند. ما فوتبالیست‌های زیادی داریم، اما از میان آنها علی دایی سلبریتی شده‌ است. برای اینکه یک استاد دانشگاه، هنرپیشه، فوتبالیست، سیاستمدار و … سلبریتی شود باید در حوزه خودش معروف باشد. من معتقدم قبل از آنکه علی دایی سلبریتی شود یک فوتبالیست موفق بوده است یا پیش از آنکه ماندلا سلبریتی شود یک سیاستمدار خوب بوده است‌. در واقع اگر کسی در حوزه کاری خودش موفق نباشد نمی‌تواند سلبریتی خوبی هم باشد.
    این فعال سیاسی همچنین خاطرنشان کرد: جامعه آمریکا به ترامپ که یک فعال مجازی است به عنوان سلبریتی نگاه نمی‌کند و بیشتر او را به عنوان یک رجل سیاسی می‌شناسد که از منتهی علیه سمت راست حرکت می‌کند و به توجه دسته‌ای از مردم توجه نشان می‌دهد که پیشتر کمتر به آنها توجه شده بود؛ درست همانند کاری که احمدی‌نژاد انجام داد، اما هیچ‌کدام از این دو نفر سلبرینی نبوده‌اند و نیستند. ویژگی اصلی ترامپ این است که توانست صدای بخشی از مردم آمریکا را که اغلب سفیدپوست هستند، وضع مالی خوبی ندارند و از حضور مهاجران و سیاه‌پوستان در کشورشان خوشحال نیستند را بشنود؛ کاری که در گذشته جمهوری‌خواهان و بسیاری از دموکرات‌ها نتوانستند انجام بدهند.
    زیباکلام با بیان اینکه «تاریخ بشر سه انقلاب مهم را پشت سر گذاشته است»، گفت: انقلاب نخست، انقلاب کشاورزی بود که بشر یاد گرفت می‌تواند کار طبیعت را خودش انجام دهد. انقلاب دوم صنعتی بود که بشر متوجه شد نیروی بخار می‌تواند کار بازو را حتی بسیار هم قدرتمندتر انجام دهد و انقلاب سوم هم که الان در آن هستیم انقلاب ارتباطات است که فصای مجازی بخش‌هایی از این انقلاب را تشکیل می‌دهد.
    این فعال سیاسی که از فعالان شبکه‌های اجتماعی نیز محسوب می‌شود، با اعتقاد بر اینکه انقلاب ارتباطات برخی کشورها را به شدت و برخی را کمتر تکان داده است، اظهار کرد: هر جایی که نطام‌ها بسته‌تر و محدودتر بودند تکان‌های شدیدتری را تجربه کردند و در واقع مرکز ثقل این انقلاب جوامع محدود بودند که کشور ایران هم از جمله آنها بود. من معتقدم که فضای مجازی تاثیرات زیادی را در کشور ما داشته است که حتی می‌توان گفت در تاثیرگذاری، چیزی از انقلاب مشروطه کمتر نداشته است. باور کنید که گاهی ابعاد فضای مجازی من را می‌ترساند.
    او ادامه داد: با وجود گذشت حدود ۲۸ سال از جنگ ایران و عراق در این سال‌ها هیچ‌گاه ندیدم که مطلبی درباره جنگ گفته شود و پس گرفته شود. اما الان آقای رضایی بعد از ۳۸ سال مطلبی را درباره جنگ توییت می‌کند و ۴۸ ساعت بعد مجبور می‌شود آن را ‌پس بگیرد. به شخصه معتقدم که این فضای مجازی بود که او را مجبور کرد حرفش را پس بگیرد و نه مجلس، وزارت اطلاعات، دادستانی یا هیچ نهاد حکومتی دیگری.
    زیباکلام یادآور شد: من که فرد معروفی هم نیستم و فقط یک استاد دانشگاه هستم، توانستم ظرف ۴۸ ساعت یک میلیارد برای زلزله کرمانشاه جمع کنم که به خواب هم نمی‌دیدم! این هنر من نبود، بلکه این هنر فضای مجازی بود که توانست ظرف ۴۸ ساعت این حجم از پول را جمع‌آوری کند.
    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه فضای مجازی را نمی‌توان از بین برد یا آن را فیلتر کرد، خاطرنشان کرد: علت اینکه فضای مجازی در جامعه ما اینقدر مهم شده این است که رادیو و تلویزیون و به طور کلی رسانه‌ها در کشور ما دست بخشی از جامعه بوده که حکومت روی آنها کنترل داشته است و حالا رسانه‌ای آمده که حکومت کنترلی روی آن ندارد و این رسانه دست مردم است. از طرفی هم حکومت می‌خواهد آن را فیلتر کند، ولی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد. این در حالی است که در جوامع دیگری همچون فرانسه، انگلیس، هند و … فضای مجازی نتوانست تا این اندازه پررنگ شود، چون رسانه‌های پیش از گسترش فضای مجازی رسانه‌های آزاد دیگری هم در جامعه فعال بودند. اما امروز در کشور ما فضای مجازی تبدیل به رقیب قدرتمندی برای رسانه‌های رسمی شده است.
    زیباکلام همچنین در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا سلبریتی پدیده‌ای است که از غرب به ایران آمده است، گفت: نزدیک به ۲۰۰ سال است که ما با غرب آشنا شده‌ایم و از آن زمان تاکنون درگیر این بوده‌ایم که آیا موضوعاتی که از غرب می‌آیند خوب هستند یا بد. اما به شخصه مدت‌هاست که از این موضوع گذشته‌ام و فکر می‌کنم چیزی که خوب است، خوب است حالا از هر کجا که آمده است. دموکراسی خوب است، دیگر فرقی نمی‌کند که این مفهوم از کجا آمده است. بر همین اساس هم نمی‌دانم که سلبریتی از کجا آمده است، ولی می‌دانم که امروز در جامعه ما وجود دارند. باور این است که سلبریتی‌ها باید هر کاری می‌خواهند انجام دهند، اگر جامعه آنها را پذیرفت او محبوب‌تر می‌شود و اگر هم نپذیرفت جامعه او را پس می‌زند.
    این فعال سیاسی با بیان اینکه «از فصای مجازی می‌ترسم؛ به خاطر زلزله‌هایی که در جامعه ایجاد کرده است»، افزود: اگر در یک کشور توسعه‌یافته بودم از فضای مجازی نمی‌ترسیدم. اما از آنجایی که جامعه ایران بسته است، فضای مجازی قدرت وحشتناکی پیدا کرده است. باید بپذیریم که جامعه ما از لحاظ سیاسی و اجتماعی پیشرفته نیست و فضای مجازی می‌تواند آن را به هر سمتی که می‌خواهد ببرد. من از مترو خیلی استفاده می‌کنم، اما در این سال‌ها هیچ‌گاه ندیدم کسی در مترو روزنامه بخواند! اما در کشورهای پیشرفته چنین نیست، مردم از زمانی که در مترو دارند برای مطالعه روزنامه یا کتاب بهره می‌برند. این موضوع شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما نشان از پیشرفته بودن یک جامعه از لحاظ سیاسی و اجتماعی دارد.
    او ادامه داد: اگر امروز جامعه ما در فضای مجازی زیاد حضور پیدا کرده است، نشان از مطالعه مردم آن نیست، بلکه صرفا خواندن مطالبی است که شاید چندان هم پذیرفته و درست نباشند. طبیعی است جامعه‌ای که مطالعه نکند در برابر فصای مجازی آسیب‌پذیر خواهد بود. متاسفانه سرانه مطالعه در کشور ما به شکل هولناکی پایین است. من به هیچ وجه قبول ندارم چون قیمت کتاب گران است مردم مطالعه نمی‌کنند؛ چون اگر بخواهند و اهل مطالعه باشند می‌توانند پول یک پیتزا را برای کتاب صرف کنند.
    این استاد دانشگاه با اشاره به ابعاد ‌منفی فضای مجازی، یادآور شد: گاهی فضای مجازی فکرها و ایده‌های درست را از بین می‌برد. در جامعه ما ایده‌هایی مثل توسعه پایدار و محیط زیست اصلا معنایی ندارد. این نشاندهنده این است که جامعه ایران هنوز از لحاظ اجتماعی توسعه‌یافته نیست. اگر مردم هوای پاک را از حکومت مطالبه نمی‌کنند، یعنی عقب‌ماندگی! من از این می‌ترسم که چون سواد رسانه‌ای در ایران پایین است، فضای مجازی بر افکار عمومی سوار و منجر به نابودی برخی ایده‌ها و موضوعات درست شود. فضای مجازی در ایران یک شمشیر دو لب است که هم می‌تواند خوب و هم می‌تواند بد باشد.
    زیباکلام همچنین در بخش دیگری از سخنان خود درباره اینکه آیا لازم است برای فعالیت سلبریتی‌ها در فضای مجازی محدودیت‌هایی ایجاد شود و به دنبال اشاره مجری نشست به حواشی تبلیغ دارویی توسط به یک بازیگر، اظهار کرد: ما در جامعه‌ای زندگی می‌کردیم که نظام و حکومت برایمان درست یا غلط را تعریف کرده بود و مشخص می‌کرد چه چیزی ارزش است و چه چیزی نیست. اما حالا فضای مجازی خیلی از ارزش‌هایی که حکومت می‌گفت ارزش هستند را زیر سؤال برده است. معتقدم که نباید جلوی کسی که قرص تبلیغ کرد را گرفت تا خود مردم بر اساس عقل و شعورشان فارغ از تصمیم حکومت تصمیم بگیرند که این کار درست است یا نه. ما چاره‌ای نداریم که برای نخستین بار در تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران که همراه حکومت‌ها برای مردم تصمیم می‌گرفتند، به مردم اجازه دهیم خودشان فکر کنند و درباره خوب و بد زندگی‌شان تصمیم بگیرند.
    او در پایان سخنان خود یادآور شد: سلبریتی در ایران پدیده جدیدی است و حکومت نباید اینقدر نگران این موضوع و به طور کلی فضای مجازی باشد. حکومت باید اجازه دهد این فضا رشد و پیشرفت کند؛ چراکه اگر هم بخواهد مداخله کند، کاری از دستش برنمیاید و تا الان هم هر کاری کرده، سکه یک پول شده است. بنابراین بهتر است به مردم اعتماد کند.
    سلبریتی‌ها در مدار قانون حرکت کنند
    همچنین جعفر نعناکار، حقوقدان و فعال فضای مجازی درباره تعریف سلبریتی، اظهار کرد: کسی که در زمینه کاری خودش معروف باشد، متخصص است و نه سلبریتی. اما اگر اقبال توده‌ای که بیشتر هم جوانان باشند به سمت این افراد زیاد باشد، آنگاه آنها سلبریتی می‌شوند.
    او یکی از شاخصه‌های اصلی سلبریتی را اقبال توده دانست و گفت: توده قشر متوسط جامعه است و برای اینکه فردی بخواهد از متخصص و معروف بودن به سلبریتی تبدیل شود باید اقبال توده با اکثریت جوانان را داشته باشد. زیرا جوانان دنبال الگو می‌گردند و فکر می‌کنند رسیدن به برخی از الگوها که امروز سلبریتی هم هستند آسان‌تر است. امروز این باور که درست هم نیست در جامعه ما به وجود آمده است که رسیدن به یک الگوی متخصص علمی کار سختی است و نیاز به سال‌ها مطالعه و فعالیت علمی دارد، اما ستاره سینما شدن در باور آسان‌تر است.
    این حقوقدان با تاکید بر اینکه سواد رسانه‌ای می‌تواند جامعه را از فضای مجازی صیانت کند، اظهار کرد: همان‌طور که می‌دانید یکی از المان‌های توسعه‌یافتگی از بین رفتن مرزها است. فضای مجازی هم پدیده‌ای بدون مرز است که کل عالم را در برگرفته و فرصتی را برای تعامل گسترده فراهم کرده است. در این میان باید دید که سلبریتی‌ها در کجای این منظومه نشسته‌اند.
    نعناکار خاطرنشان کرد: من موافق نیستم که پدیده‌ سلبریتی‌ها از غرب وارد کشور ما شده، اما باور دارم که فضای مجازی به آن دامن زده است. در این میان ما باید بپذیریم که جامعه ایران در تعامل سلبریتی‌ها با توده‌ها هنوز به بلوغ لازم و کافی نرسیده است و به همین خاطر هم باید اجازه دهیم این دوره بگذرد و این بلوغ و فرهنگ به مرور زمان در جامعه شکل بگیرد.
    او با تاکید بر اینکه سلبریتی‌ها باید در مدار قانون حرکت کنند، اظهار کرد: اگر سلبریتی می‌خواهد مبلغی را برای کار خیر تجمیع کند یا کالاهایی را تبلیع کند باید حتما در مدار قانون این کار را انجام دهد. یک سلبریتی مسئولیت اجتماعی دارد و باید حتما در بستر قانونی حرکت کند؛ به عنوان مثال وقتی می‌خواهد کالایی را تبلیع کند باید بداند و تحقیق کند که این کالا به ضرر مردم و غیرقانونی نباشد.
    نعناکار تاکید کرد: در کل دنیا شرایط به اینگونه است که برخی مسائل همچون موضوعات تروریستی و پرنوگرافی خط قرمز و با محدودیت‌های زیادی مواجه هستند. اما در مواردی که خاکستری است حکومت‌ها و جامعه باید سعه صدر داشته باشند. باید بررسی که به عنوان مثال برای ورود کودکان و نوجوانان به این محدوده‌های خاکستری حکومت‌ها چه تصمیمی‌ گرفته‌اند؛ اینکه آیا حکومت‌ها باید جلوی انتشار برخی از محتواها را بگیرند یا این تصمیم بر عهده پدر و مادرها باشد. در ضورتی که بخواهیم الگوی دوم را در پیش بگیریم با افزایش آگاهی‌بخشی خانواده‌ها می‌توانیم این مسیر رو به تعالی پیش ببریم.
    نعناکار که با آزادی کامل در فضای مجازی مخالف است، در این زمینه گفت: اینکه حاکمیت برود کنار و بخواهیم همه چیز را به فضای مجازی و مردم بسپاریم که نمی‌شود. حاکمیت باید از مردم در هر فضایی صیانت کند. این امنیت می‌تواند در جنگ باشد و هم می‌تواند در فضای مجازی باشد. در عین حال حکومت باید صبور باشد اجازه دهد که افکار در فضای مجازی به بلوغ برسد ولی این موضوع اصلا به این معنی نیست که حکومت اجازه دهد که هر کسی هر چیزی خواست را در فضای مجازی تبلیع کند.
    این حقوقدان گفت: من نیز معتقدم که حکومت دانای کل نیست، اما نباید همه هنجارها را به ناگاه شکست، بلکه باید قدم به قدم پیش رفت تا جامعه به بلوغ لازم برسد. بر همین اساس هم می‌گویم که رفتار و عملکرد سلبیرتی‌ها در فضای مجازی باید حتما در مدار قانون باشد. اگر قانون بگوید که توهین ممنوع است و باید حجاب را رعایت کرد باید در فضای مجازی هم در مدار این قوانین حرکت کرد.
    من مخلص سلبریتی‌های فضای مجازی هستم!
    رامبد جوان، هنرمند و فعال فضای مجازی نیز در سخانی کوتاه در تعریف سلبریتی اظهار کرد: کسی را که از منظر جمعی اهمیت داشته و تاثیرگذار باشد، می‌توان سلبریتی گفت‌. این فرد هم بسته به نوع عملکرد و ابزار و رسانه‌ای که در اختیار دارد می‌توان جمعیتی را تحت تاثیر قرار دهد. اصولا سلبرینی معنی مثبتی دارد، اما اخیرا اینگونه شده است که در ساختارهای منفی هم به کار گرفته شود. در صورتی که سلبریتی یک معنای مثبت است و ما سلبریتی بد یا منفی نداریم.
    جوان خاطرنشان کرد: از آنجایی که رسانه‌هایی مثل رادیو و تلویزیون همواره در انحصار حکومت بوده‌اند و هیچ ابزار دیگری در اختیار سایر افراد که ممکن است قابلیت‌های زیادی هم داشته باشند، نبوده است، طبیعی است رسانه‌های اجتماعی مورد اقبال عمومی قرار می‌گیرند. در این میان وقتی سال‌ها این رسانه حکومتی با مواضع و ارزش‌هایی که دارد معیار یک رسانه می‌شود، طبیعی است که وقتی در رسانه‌های اجتماعی به برخی از این مواضع و ارزش‌ها اهمیتی داده نمی‌شود، این افراد مورد انتقاد قرار می‌گیرند. در حالی که معتقدم همه آدم‌ها می‌توانند هر چه می‌خواهند بگویند و افراد می‌توانند انتخاب کنند که دنبال آنها بروند یا نه.
    مجری برنامه «خندوانه» ادامه داد: الان دوره‌ای است که تفکر حکمتی باید عقب‌نشینی کند تا مردم حداقل در فضای مجازی در همه زمینه‌ها تصمیم بگیرند و حکومت فکر نکند که او باید به عنوان یک دانای کل در همه موضوعات ورود کند؛ البته قطعا این موضوع آسیب‌ها و قربانی‌هایی هم خواهد داشت؛ اما باید از این مرحله گذر کرد تا مردم خودشان به اندیشه برسند و پای مسئولیت‌هایشان بیایستند.
    جوان با بیان اینکه «ما به گونه‌ای بزرگ شدیم که همیشه بزرگ‌ترها باید برایمان تصمیم می‌گرفتند»، گفت: این بزرگ‌تر در مراحل مختلف زندگی تغییر می‌کرد و ما همیشه منتظر کسی بودیم که به ما بگوید چه کار کنیم و وقتی هم اوضاع خوب نبود از او طلب‌کار می‌شدیم. اما فضای مجازی فرصتی است برای افراد که در محیطی قرار بگیرند که می‌توانند آزادانه رفتار کنند.
    او خاطرنشان کرد: وقتی آدم‌ها در فضای مجازی محبوب و قدرتمند می‌شوند، حکومت می‌خواهد آنها را بین ببرد، ولی آنها از بین نمی‌روند. من مخلص سلبریتی‌های فضای مجازی هستم و با وجود اینکه گفته می‌شود آنها از آن چیزی که به عرف جامعه نسبت داده می‌شود فاصله گرفته‌اند، به آنها احترام می‌گذارم. این افراد قطعا آدم‌های باهوشی هستند. ما باید قبول کنیم که فضای مجازی برای رشد همه چیز و حتی حکومت خیلی خوب است و باید خسارت بدهیم تا همه چیز در این فضا درست شود.
    جوان همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا آزادی فضای مجازی با وجود حواشی که در زندگی خصوصی او به همراه داشته است، برایش آزاردهنده نیست، گفت: من اینها را فضولی می‌دانم، اما این فضولی بخشی از این رابطه است و مشکلی با این موضوع ندارم.

  • از انتشار فهرست ویکی‌پدیا تا فراموش کردن فیلمسازی صدرعاملی/ نگران آبروی رسانه باشیم

    «مسعود ده‌نمکی» و «منوچهر هادی» به درستی تدبیر کرده و فیلم خود را از قرار دادن در موقعیتی که شانسی ندارد بیرون کشیده‌اند.

    عصر ایران ؛ مینا عظیمی‌ – ما مطبوعاتی‌ها اگر با گافی در سخنرانی، حرف و کلام یک مدیر یا یک مجموعه دولتی و خصوصی مواجه شویم معمولا چنان به آن می‌پردازیم که آن مجموعه یا فرد حداقل تا چند وقت نگران گفته‌ها و سخنانش باشد، حالا به نظر می‌رسد لازم است از آن «جوالدوزی» که به دیگران می‌زنیم یک «سوزن» هم به خودمان (اهالی رسانه) بزنیم.
    اگرچه همواره جای نقد بر روند جشنواره فجر وجود دارد اما انصافا این میزان از اشتباه‌های عجیب و غریب در رسانه‌ها در آستانه برگزاری این جشنواره نکته‌ای نیست که بتوان نادیده گرفت. در ادامه به ۳ مورد اشاره می‌شود:
    ۱- تدبیر کارگردانان برای لو نرفتن فیلم یا انصراف از حضور در جشنواره فجر؟
    به نظر می‌رسد برخی از کارگردانان برای آنکه مانع ایجاد جوی پیش از اکران عمومی فیلم‌شان شوند، از حضور در جشنواره انصراف داده‌اند، اما این پیش‌دستی فیلمسازان از سوی برخی رسانه‌ها «انصراف پی در پی…» نام گرفته است؛ این اسم‌گذاری همان تصمیم «دو سر بردی» است که فیلمسازان انصراف داده از فجر شاید به دنبالش بودند.
    شنیده‌ها حکایت از آن دارد که دو فیلمساز یعنی مسعود ده‌نمکی کارگردان «زندانی‌ها» و منوچهر هادی سازنده «رحمان ۱۴۰۰» به ترتیبی از این ماجرا مطلع شده‌اند که ساخته جدیدشان شانس چندانی در فجر نخواهد داشت و راه حل را در کنار کشیدن از این رویداد سینمایی دانسته‌اند. حالا پیش‌دستی این فیلمسازان از سوی برخی رسانه‌ها «انصراف پی در پی…» برداشت شده است.
    این سینماگران که به درستی تدبیر کرده و فیلم خود را از قرار دادن در موقعیتی که شانسی ندارد بیرون کشیده‌اند شاید روی همین جو مطبوعاتی هم حساب کرده بودند که انصراف آنان می‌تواند به نوعی آنان را در شرایط اوپوزسیون قرار دهد و همین ژست کلی به سود فیلم‌شان تمام خواهد شد. برخی رسانه‌ها هم با دمیدن در این تنور آتش را داغ‌تر کرده و ماجرای یک دوراندیشی فیلمساز را به فجر و خودداری کارگردانان و … نسبت داده‌اند.
    نگاهی به پیشینه حضور این دو فیلمساز در فجر هم به خوبی روشن می‌کند اغلب آثار آنان نسبتی با این رویداد نداشته است. ده‌نمکی هرچند با فیلم اول خود «اخراجی‌ها» موفق به کسب جایزه از سوی مخاطبان بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر (جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران) شد، اما در سال‌ها بعد از آن هیچ‌گاه آثارش مورد توجه داوران فجر نبوده است.
    هادی هم که فیلمساز موفقی در زمینه ساخت آثار پرفروش شناخته می‌شود، با «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» یک سیمرغ بلورین بازیگری و دیپلم افتخار جایزه بین‌المذاهب را در کارنامه فیلمش ثبت کرد.
    ۲- یادتان رفته رسول صدرعاملی در جشنواره فیلم دارد؟
    یکی دیگر از نکاتی که این روزها در رسانه‌ها بارها به آن اشاره می‌شود این است که اسم تهیه‌کننده فیلم «سونامی» به کارگردانی میلاد صدرعاملی به این دلیل تغییر کرده که قرار است رسول صدرعاملی داور جشنواره فیلم فجر باشد. به وضوح می‌توان گفت نویسنده این خبر چنان ذوقی از پیدا کردن یک داور داشته که فراموش کرده نگاهی به فهرست تولیدات سینمای ایران بیاندازد و ببیند که رسول صدرعاملی امسال فیلمی به نام «سال دوم دانشکده من» ساخته که احتمالا این فیلم یکی از مدعیان این دوره از جشنواره خواهد بود.
    ۳- فهرست عجیب ویکی‌پدیا و رسانه‌های فریب‌خورده!
    اغلب کاربران اینترنت با اندکی سواد به این موضوع آگاه‌اند که ویکی‌پدیا با وجود گستردگی اطلاعاتش، اما چندان قابل استناد نیست آن هم به یک دلیل مشخص: هر کسی می‌تواند اطلاعات موجود در این پایگاه را دست‌کاری و به روز کند و همین درصد مستند بودن اطلاعات آن را بسیار پایین می‌آورد.
    حالا در روزهایی که خبرها نشان می‌دهد هیئت انتخاب در حال دیدن فیلم‌ها هستند و از سوی دیگر خبرنگاران پیگیر حوزه سینما در جریان آن هستند که اصلا برخی فیلم‌ها هنوز از سوی هیات انتخاب دیده نشده‌اند، فهرستی از فیلم‌های حاضر در جشنواره فجر روی ویکی‌پدیا منتشر می‌شود و برخی رسانه‌ها آن را منتشر می‌کنند.
    پرسشی که اینجا مطرح می‌شود آن است که میل بی‌حد و حصر انتشار اولین خبر تا کجا می‌تواند پیش برود که برخی بدیهیات رسانه نادیده گرفته شود. واضح است که هیچ وقت هیئت انتخاب، روابط عمومی و دبیرخانه جشنواره فجر و هر مجموعه دیگر مرتبط با آن که دسترسی به فهرست فیلم‌ها دارد، ویکی‌پدیا را به عنوان محل اعلام اسامی فیلم‌ها انتخاب نمی‌کند و از سوی دیگر پایگاهی که نوشتن در آن برای هر کسی امکان‌پذیر است قطعا نمی‌تواند محل استناد باشد.

  • هشتگ باز / پخش فیلم #صحنه_دار!! اونم تو #کیش؟؟

    #شیطونی #کیش #جکی_چان #مستهجن #صحنه_دار
    وای خدا !!! باورتون میشه؟ سازمان صدا و سیمایی که اونهمه حساسیت ، نظارت و #سانسور داره . سازمانی که حتی از ی تار موی بیرون زده از روسری خانم ها نمی گذره (البته بغیر از مواقع راهپیمایی ها و انتخابات). همین سازمانی که بازیگرای زن رو مجبور می کنه به گوشاشون چسب بزنن تا معلوم نشه و خدایی ناکرده کسی تحریک نشه. همین سازمان سوتی داده در حد لالیگا!! . شما ببین وقتی همه عالم می دونن سحر ولدبیگی و نیما فلاح زن و شوهرند، اینها زیرنویس پخش می کنند که ملت اگر می بینید ی وقت از سر جهالت دست این دوتا به هم میخوره، زن و شوهرن و گناه کبیره ای رخ نداده، دیگه یک در میلیون محاله ی همچین صحنه ای از این رسانه پخش بشه. اون همه ادعا کجا  رفت؟ نظارت مستمر چی شد؟ رسانه ی انقلابی و اسلامی کجا رفت؟
    کجا کجا؟ به همین سادگی از این جریان نباید گذشت؟ یک عمر همین رسانه ملی اشک همه رو دراورده. به نظر من با اخراج چندتا کارمند و مدیر این مساله حل نمیشه. باید دادستان محترم کیش ورود کنه به این جریان و حتماً پیگیری کنه. قطعاً به واسطه جذاب بودن فیلم های رزمی بچه های کیش این صحنه ها رو دیدند. و نباید می شده انچه که شده. صرف عذر خواهی و جابه جایی حل نمیشه. امیدوارم اون آدم فضولای مو از ماست بیرون بکش و اون بخش خبری های متعهد نسبت به این جریان سر در گریبان نباشند و نسبت به این اتفاق خیلی زشت و زننده موضع خودشون رو نشون بدن