دسته: یادداشت روز

  • «فیلترینگ» راه حمله به بانک‌ها را باز کرد؟ / vpn‌ها معمولا آلوده و مشکوک‌اند

    فیلترینگ نه‌تنها تهدیدهای سایبری را کاهش نداده، بلکه به گفته یک کارشناس امنیت سایبری، خود به بستری برای گسترش بدافزارها و تضعیف زیرساخت‌های دیجیتال کشور تبدیل شده است. او هشدار می‌دهد که آسیب‌های ناشی از این وضعیت، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند بانک‌ها و صرافی‌های رمزارز، دیگر به‌سادگی جبران‌پذیر نیستند.

    «فیلترینگ» راه حمله به بانک‌ها را باز کرد؟ / vpn‌ها معمولا آلوده و مشکوک‌اند

    آرین اقبال، کارشناس امنیت سایبری

    تینا مزدکی_ در هفته‌های اخیر، حملات سایبری گسترده علیه زیرساخت‌های مالی کشور، از جمله بانک‌ها و صرافی‌ها، بار دیگر زنگ خطر را برای امنیت دیجیتال به صدا درآورده است.

    مدیرکل بازرسی بانک مرکزی با اشاره به حملات هکری اخیر اظهار داشت: حمله سایبری حتی در صرافی‌های معتبر جهانی نیز رخ می‌دهد، اما آنچه اهمیت دارد، حفاظت بیشتر از داده‌ها، تهیه نسخه‌های پشتیبان و محدودسازی دسترسی‌هاست و در شرایط فعلی، با توجه به فضای اینترنت کشور و بحث فیلترینگ، عملا بدافزارها وارد سیستم بانک‌ها می‌شوند.  

    در همین راستا، با آرین اقبال، کارشناس امنیت سایبری، در خبرآنلاین به گفت‌وگو پرداختیم؛ مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:

    فیلترینگ یکی از مهم‌ترین عوامل رشد بدافزار در کشور است

    این کارشناس امنیت سایبری در پاسخ به این پرسش که فیلترینگ چه نقشی در تهدیدهای سایبری در کشور ایفا می‌کند، گفت: «واقعیت این است که فیلترینگ یکی از مهم‌ترین عوامل رشد بدافزار در کشور است. البته تحریم‌ها نیز عامل دیگری هستند، اما فیلترینگ تأثیر بسیار بزرگ‌تری دارد. عملاً اکثر دستگاه‌های الکترونیکی موجود در کشور به بسترهای انتشار و اجرای بدافزار تبدیل شده‌اند. این بدافزارها می‌توانند هم برای سرقت اطلاعات به کار روند و هم به‌عنوان زیرساخت حملات سایبری گسترده‌تر مورد استفاده قرار گیرند. به‌گفته این کارشناس، سیاست‌های فیلترینگ نه‌تنها اثربخشی مطلوبی در مهار تهدیدها نداشته، بلکه باعث شده است تا ابزارهای دور زدن آن، از جمله VPNها، خود به بستر حملات تبدیل شوند و نظام امنیت دیجیتال کشور را به‌شدت تضعیف کنند.»

     

    اقبال در پاسخ به این پرسش که آیا آسیب‌های امنیتی به راحتی جبران‌پذیر هستند، گفت:« در مورد صرافی‌ها، به دلیل ذات بلاک‌چین، پس از سرقت عملاً راهی برای بازگرداندن سرمایه وجود ندارد، مگر آنکه هکر شناسایی و دستگیر شود و اموال سرقت‌شده ضبط گردد و تنها راه‌حل موجود برای جبران نیز، استفاده از بیمه است؛ اما در مورد بانک‌ها، مسئله می‌تواند به‌مراتب بحرانی‌تر باشد. تا اینجا حملات بیشتر به سرقت اطلاعات یا از کار انداختن سیستم‌ها محدود شده بود، اما احتمال اقدامات به‌مراتب خطرناک‌تر نیز وجود دارد. صرفاً داشتن نسخه پشتیبان کافی نیست. بکاپ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، اما تنها برای بازگرداندن سیستم به وضعیت پیشین کاربرد دارد. افشای اطلاعات یا آسیب‌های امنیتی، چه برای کشور و چه برای مردم دیگر به‌راحتی قابل جبران نیستند.»

    آثار ناشی از فیلترینگ ضد امنیت است

    او در ادامه و در پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان میان مفهوم فیلترینگ و امنیت سایبری تمایز قائل شد، گفت:«فیلترینگ و امنیت، اساساً دو مقوله‌ی کاملاً جدا از یکدیگر هستند. به‌عبارت دیگر، فیلترینگ راه‌حلی برای تأمین امنیت نیست. منظورم این است که فیلترینگ جزو راه‌حل‌های استاندارد و مبتنی بر عقلانیت محسوب نمی‌شود. در واقع، فیلترینگ امنیت را تأمین نمی‌کند، بلکه برعکس، می‌تواند به‌دلیل تبعات و آثار جانبی که به‌همراه دارد، موجب کاهش امنیت شود. یعنی فیلترینگ نه به‌صورت مستقیم امنیت ایجاد می‌کند و نه آن را کاهش می‌دهد، اما آثار ناشی از آن، ضد امنیت است و به امنیت آسیب می‌زند؛ چه در سطح کاربر، چه در سطح کلی کشور. ما این موضوع را به شیوه‌های مختلف مشاهده کرده‌ایم.»

    ایران‌اکسس توهم امنیت ایجاد می‌کند

    به گفته این کارشناس، فیلترینگ در دو بعد در ایران اجرا می‌شود؛ یک بعد آن جلوگیری از دسترسی کاربران ایرانی به وب‌سایت‌های خارجی است؛ یعنی کاربر ایرانی نمی‌تواند به وب‌سایت‌های خارجی دسترسی داشته باشد. نوع دیگر آن، جلوگیری از دسترسی کاربران خارج از کشور به وب‌سایت‌های ایرانی است که معمولاً از آن با عنوان «ایران‌اکسس» یاد می‌شود.

    او در این باره می‌گوید:« عموماً همین بخش ایران‌اکسس است که در داخل کشور به‌عنوان یک راه‌حل امنیتی به کار گرفته می‌شود، اما این راه‌حل، راه‌حل نادرستی‌ است. نه‌تنها موجب ایجاد امنیت نمی‌شود، بلکه به‌دلیل آن‌که توهم امنیت ایجاد می‌کند و یک راه‌حل دم‌دستی به‌حساب می‌آید که بسیاری از مدیران (چه مدیران شبکه، چه مدیران نرم‌افزار) از آن استفاده می‌کنند تا صرفاً مسئله را از سر خود باز کنند، آسیب‌زا نیز است.»

    حفره‌های امنیتی بزرگ‌تر و آسیب‌پذیری‌ها نادیده گرفته می‌شود

    او در ادامه و در پاسخ به این پرسش که به کارگیری چنین راه‌حل‌هایی چه نتیجه‌ای خواهد داشت، گفت:«نتیجه این می‌شود که حفره‌های امنیتی بزرگ‌تر و آسیب‌پذیری‌هایی که وجود دارد و باید به شیوه‌های استاندارد برطرف شود، نادیده گرفته می‌شود. این کار باید از طریق مقیاس‌پذیر کردن سرویس، به‌روزرسانی مداوم کتابخانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، روش‌های کدنویسی، اسکن کردن مداوم، کمک گرفتن از متخصصان امنیتی برای شناسایی و رفع حفره‌ها قبل از وقوع حمله‌ی واقعی و با استفاده از تکنیک‌های مختلف صورت گیرد. اما انجام نمی‌شود، چون ایران‌اکسس این توهم را به مدیران می‌دهد که «ما ایران‌اکسس کرده‌ایم؛ از خارج نمی‌توانند به ما وصل شوند، پس کسی از بیرون قادر به حمله نیست. در داخل کشور هم اگر کسی حمله کرد، بعداً شناسایی‌اش می‌کنیم و مجازاتش خواهیم کرد» که این، یک توهم است؛ متأسفانه این توهم در کشور وجود دارد.»

    شیوه معمول هکرها برای حمله

    اقبال در پاسخ به این پرسش که هکرها معمولا از چه شیوه‌هایی برای حمله استفاده می‌کنند، گفت:«گروه‌های هکری پیشرفته، اعم از APTها (گروه‌های تهدید مستمر پیشرفته) و سایر افرادی که به‌صورت هدفمند حمله می‌کنند، معمولاً از دو نوع حمله استفاده می‌کنند؛ نوع اول، حملاتی هستند که منجر به جلوگیری از پاسخ‌دهی سرویس‌ها می‌شوند. به‌عنوان مثال، فرض کنید یک وب‌سایت خدمات عمومی، یک وب‌سایت خدمات دولتی، یک فروشگاه اینترنتی یا هر سرویس مشابه دیگری هدف حمله قرار بگیرد. در این‌گونه حملات، آن‌قدر درخواست به این سرویس‌ها ارسال می‌شود که دیگر امکان پاسخ‌گویی به کاربران عادی از بین می‌رود. به‌عبارتی، آن‌قدر فشار بر سیستم وارد می‌شود که دیگر توان ادامه فعالیت نخواهد داشت.»

    او ادامه داد:«نوع دوم، حملات هدفمندی هستند که مهاجم در آن تلاش دارد وارد سیستم شود؛ چه با هدف سرقت اطلاعات، چه برای انجام خرابکاری‌های گسترده‌تر، یا استفاده از آن سیستم به‌عنوان نقطه حمله به سایر اهداف. به‌عنوان نمونه، فرض کنید مهاجم وارد زیرساخت‌های کنترل انرژی شود و آن‌ها را خاموش یا مختل کند، یا اقدام به خرابکاری جدی کند. یا مثلاً به سیستم بانکی نفوذ کرده و در اموال مردم تغییراتی ایجاد کند. همچنین می‌توان به صرافی‌های رمزارزی اشاره کرد؛ که در مواردی، مانند موردی که اخیراً نیز شاهد آن بودیم، بخشی از دارایی‌های یک صرافی مورد سرقت قرار گرفت. در هر صورت، چه موضوع حمله از نوع نفوذ به سیستم و سرقت اطلاعات باشد، چه از نوع اختلال در سرویس‌دهی به عموم جامعه، و چه حمله‌ای که از طریق یک سیستم به سایر اهداف ادامه پیدا کند، در همه‌ی این موارد با تهدیداتی جدی روبه‌رو هستیم.»

    فیلترینگ راه حمله به بانک‌ها را باز کرد / vpn‌ها معمولا آلوده و مشکوک‌اند

    اجرای عملیات هکری از داخل کشور کار دشواری نیست

    او افزود:«افرادی که چنین سطحی از حملات را انجام می‌دهند، برایشان واقعاً دشوار نیست که دسترسی خود به داخل کشور را فراهم کنند. در شرایطی که اینترنت برقرار است، این افراد می‌توانند به‌راحتی سروری در داخل کشور خریداری کرده و عملیات خود را از داخل کشور اجرا کنند. حتی اگر اینترنت قطع شود، باز هم این مسئله در چارچوب همان «ایران اکسس» قرار می‌گیرد و تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کند. برای کسی که در سطح یک گروه هکری وابسته به یک سازمان یا دولت فعالیت می‌کند، فراهم کردن اینترنت با کمک عوامل داخلی یا بهره‌گیری از تکنیک‌های پیشرفته‌تر، کار دشواری نیست. می‌توان برای این موضوع مثال‌هایی نیز مطرح کرد. برای نمونه، به‌واسطه‌ی تجهیزات استارلینک می‌توانند از اینترنت بین‌المللی استفاده کرده و وارد شبکه داخلی شوند و حملات خود را از آن نقطه اجرا کنند. یا مثلاً از طریق سیم‌کارت یک کشور همسایه، در نزدیکی مرزها، اینترنت بین‌المللی دریافت کنند و با استفاده از یک سیم‌کارت داخلی یا اینترنت ثابت داخل کشور به شبکه‌ی داخلی متصل شوند و این دو مسیر را به یکدیگر وصل کرده و دسترسی موردنظر را به‌دست آورند.»

     نرم‌افزارهای کرک‌شده، عامل نفوذ هکرها به سیستم کاربران ایرانی

    این کارشناس امنیت سایبری در ادامه و در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است کاربران نادانسته به عامل حملات هکری تبدیل شوند، گفت:«همچنین تکنیک‌های پیچیده‌تری هم وجود دارد. کاربران عادی، که در نهایت به اینترنت متصل می‌شوند، ممکن است بدون آن‌که متوجه باشند، تحت کنترل قرار گیرند. از طرفی بدافزارهایی که از پیش روی سیستم‌های کاربران نصب شده‌اند نیز در این میان نقش مهمی دارند. ما کشوری هستیم که به دلیل شرایط تحریمی، بسیاری از نرم‌افزارهای تجاری مورد استفاده را به‌صورت کرک‌شده اجرا می‌کنیم. این کرک‌ها، بخش قابل‌توجهی‌شان آلوده هستند و عملاً به‌عنوان ایجنت یا عامل اجرایی یک گروه هکری عمل می‌کنند. کافی است گروه هکری دستور مورد نظر را به آن ایجنت منتقل کند. برای مثال، ممکن است فردی نرم‌افزار Word را روی سیستم خود نصب کرده باشد و نسخه‌ی کرک‌شده‌ی آن آلوده باشد.»

    vpn‌ها معمولا آلوده و مشکوک‌اند

    او با اشاره به این موضوع که در تلفن‌های همراه، به واسطه‌ی فیلترینگ، کاربران مجبور شده‌اند مجموعه‌ای از نرم‌افزارها و بدافزارها را نصب کنند نیز گفت:« انواع vpnهایی که مشخص نیست صاحب آن‌ها چه کسی است و از کانال‌های تلگرامی، به‌صورت دست‌به‌دست، میان مردم منتشر شده‌اند، عموماً آلوده و مشکوک‌اند. زیرا اگر کاربری بخواهد از یک vpn‌ مطمئن استفاده کند، تنها منبع قابل‌اعتماد برای آن گوگل‌پلی است. زمانی‌ که یک نرم‌افزار از طریق تلگرام جابه‌جا می‌شود و به‌عنوان فیلترشکن یا حتی به‌عنوان نسخه‌ی غیررسمی یک اپلیکیشن مانند تلگرام یا توییتر یا سایر اپ‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، معمولاً هدف خاصی پشت توسعه‌ی آن وجود دارد. این هدف نیز در بسیاری از مواقع، اجرای بدافزار و ایفای نقش ایجنت روی گوشی یا سیستم تعداد زیادی از کاربران است. همین کاربران می‌توانند نقطه‌ی شروعی برای اجرای حملات سایبری گسترده باشند..»

    آرین اقبال: فیلترینگ از یک سو با اعمال سیاست «ایران اکسس»، و از سوی دیگر با ایجاد توهم امنیت، عملاً منجر به نادیده‌گرفتن الزامات امنیتی واقعی در سطوح نرم‌افزار، شبکه و دستگاه‌های سرویس‌دهنده می‌شود.

    کاهش محسوس امنیت عمومی شبکه‌ در سطوح سازمانی

    اقبال در ادامه و در پاسخ به این پرسش که دلیل آسیب‌پذیری امنیت سایبری در ایران چیست، گفت:«بخشی از این آسیب‌ها ناشی از مهاجرت متخصصان به دلیل شرایط غیرقابل تحمل فیلترینگ است؛ بخشی نیز ناشی از کاهش دسترسی به منابع علمی برای مطالعه و به‌روزرسانی دانش تخصصی افراد است. علاوه بر آن، عدم دسترسی به بسیاری از سرویس‌هایی که به‌شکل گسترده و با کیفیت بالا، آسیب‌پذیری‌ها را گزارش می‌کنند و همچنین سیستم‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری نظیر آنتی‌ویروس‌ها و فایروال‌ها که به این منابع وابسته‌اند، نیز در تضعیف امنیت نقش دارد. در نهایت، مجموعه‌ی این عوامل در کنار هم باعث شده‌اند که امنیت عمومی شبکه‌های ما در سطوح سازمانی با کاهش محسوسی مواجه شود.»

    کاهش حساسیت کاربران نسبت به اهمیت داده‌های شخصی

    او در ادامه و در پاسخ به این پرسش که فیلترینگ چه تاثیری بر رفتار کاربران ایرانی گذاشته است، گفت:« نبود دسترسی آزاد به اینترنت و عادت به استفاده دائمی از ابزارهایی نظیر وی‌پی‌ان یا آنچه بهتر است «شکن» نامیده شود، همگی در کنار یکدیگر منجر به کاهش سطح دانش عمومی کاربران ایرانی در حوزه امنیت شده‌اند. نتیجه این وضعیت، آن است که کاربر ایرانی به نصب بی‌رویه هر نوع نرم‌افزار عادت کرده و به دلیل انتشار گسترده اطلاعات شخصی‌اش در فضای اینترنت و عدم واکنش درست سازمان‌ها، حساسیت خود را نسبت به اهمیت داده‌های شخصی از دست داده است. کاربر بدون توجه به ضرورت قانونی یا امنیتی، اطلاعات حساس خود مانند کد ملی را در اختیار وب‌سایت‌هایی قرار می‌دهد که هیچ الزامی برای دریافت این داده‌ها ندارند؛ صرفاً برای دریافت خدمات، بدون توجه به ریسک‌های احتمالی کاربر با خود می‌گوید «آن‌قدر داده‌هایم قبلاً فاش شده که یک مورد بیشتر یا کمتر، تفاوتی ندارد» و این در بهترین حالت مربوط به کاربرانی است که اساساً به این مسائل فکر می‌کنند. گروهی دیگر از کاربران، که فاقد دانش امنیتی هستند و به دلیل عدم آموزش یا نبود دسترسی به منابع باکیفیت آموزشی، حتی از وجود چنین تهدیدهایی مطلع نیستند و شرایط به‌مراتب نامناسب‌تری دارند.»

    او ادامه داد:«بخشی از منابع آموزشی امنیتی در حال حاضر به‌صورت آنلاین در دسترس هستند اما به دلیل فیلترینگ گسترده، کاربران در ایران امکان استفاده از آن‌ها را ندارند. بخشی دیگر نیز مربوط به آموزش‌های عمومی در سطح کشور است که متأسفانه از سوی نهادهای مسئول جدی گرفته نشده‌اند. این رویکرد نادرست از سوی حاکمیت، که به‌جای آموزش کاربران برای ارتقاء رفتارهای مسئولانه در حوزه امنیت شخصی، به فیلتر کردن هرآنچه که مناسب نمی‌داند روی آورده است، خود یکی از عوامل کاهش سطح امنیتی جامعه است. این وضعیت باعث می‌شود سرعت واکنش کاربران در برابر تهدیدهای سایبری به‌شدت کاهش یابد. به‌عنوان نمونه، در مواجهه با یک کمپین فیشینگ، تا زمانی که حاکمیت بخواهد نسبت به مسدودسازی یا فیلترینگ آن واکنش نشان دهد، اگر اصلاً چنین اقدامی صورت گیرد، زمان قابل توجهی گذشته و در این مدت تعداد زیادی از کاربران قربانی شده‌اند. تجربه نشان داده که واکنش به چنین تهدیدهایی معمولاً با تأخیر بسیار انجام می‌شود، در حالی‌که فیلترینگ در حوزه‌های سیاسی یا موضوعات جنجالی به‌مراتب با حساسیت و سرعت بیشتری دنبال می‌شود.»

    به گفته اقبال، می‌توان این وضعیت را به سایر حوزه‌ها نیز تعمیم داد چرا به‌نظر می‌رسد که رویکرد اصلی در کشور ما در زمینه فیلترینگ و اعمال «ایران اکسس»، در واقع نوعی تلاش برای پاک‌کردن صورت‌مسئله است. به‌جای حل ریشه‌ای مسائل امنیتی و فرهنگی در فضای دیجیتال، صرفاً تلاش می‌شود مظاهر مسئله از چشم کاربران پنهان شود. او در این باره گفت:« نتیجه نهایی این رویکرد، کاهش امنیت کلی جامعه است؛ هم به لحاظ پایین‌بودن آگاهی کاربران، و هم به دلیل ایجاد توهم امنیت. این روند به‌مرور سطح آسیب‌پذیری عمومی را افزایش داده و امکان مقابله مؤثر با تهدیدات واقعی را کاهش داده است.»

    حجم بالایی از گوشی‌ها و رایانه‌های شخصی در کشور به بدافزار آلوده‌اند

    اقبال با تاکید بر این نکته که در حال حاضر حجم بالایی از گوشی‌ها و رایانه‌های شخصی در کشور به بدافزار آلوده‌اند و همین موضوع بستر حملات سایبری وسیع را فراهم کرده است، گفت:« این وضعیت عمدتاً ناشی از آن است که کاربران، هم از سر نیاز و هم به‌دلیل میل شخصی، به استفاده از برخی سرویس‌ها گرایش پیدا کنند؛ سرویس‌هایی که یا به‌واسطه تحریم مسدود شده‌اند و یا به‌دلیل فیلترینگ داخلی، به‌طور مستقیم قابل استفاده نیستند. کاربر، برای رفع این نیاز، چاره‌ای جز استفاده از ابزارهای فیلترشکن نمی‌بیند.»

    دستگاه هر کاربر ایرانی؛ یک زامبی

    او ادامه داد:« در این مسیر، اولویت اصلی کاربر کارایی و سرعت ابزار است، نه امنیت یا منشأ تولید آن. اینکه چه کسی آن فیلترشکن را تولید کرده، با چه نیتی و چه میزان آلوده است، غالباً برای کاربر اهمیت چندانی ندارد؛ تنها چیزی که مهم است این است که «کار کند». همین نگاه باعث شده که کاربران بدون توجه به ریسک‌های امنیتی، ابزارهای ناشناس را روی گوشی یا سیستم خود نصب کنند و به مرور، دستگاه‌هایشان به زامبی‌هایی تبدیل شوند که قابلیت سوءاستفاده توسط گروه‌های هکری را دارند. این بدافزارها می‌توانند در سطوح مختلف تهدیدآفرین باشند. از سرقت اطلاعات شخصی کاربران گرفته تا بهره‌برداری از دستگاه آن‌ها به‌عنوان سکوی حمله به اهداف دیگر. در کنار این موضوع، شبکه‌های متعددی در کشور وجود دارند که آسیب‌پذیر هستند و تدابیری که تاکنون برای امن‌سازی آن‌ها اتخاذ شده، عملاً بیش از آنکه موجب افزایش واقعی امنیت شود، منجر به ایجاد توهم امنیت شده است.»

    به واسطه‌ی فیلترینگ حاکمیت تسلط اطلاعاتی خود را از دست داده است

    اگرچه فیلترینگ پلتفرم‌ها همچنان ادامه دارد اما، همچنان حجم بالایی از داده‌های کشور در بسترهایی همچون تلگرام یا اینستاگرام جابه‌جا می‌شود؛ آرین اقبال در پاسخ به این پرسش که چرا کاربران ایرانی چنین رفتاری را در قبال فیلترینگ پیش گرفته‌اند، گفت:«کاربران در چنین بازار رقابتی، آنچه را که برایشان جذاب‌تر است، انتخاب می‌کنند و شما نمی‌توانید کاربر را مجبور کنید که از چیزی که برایش مفیدتر و جذاب‌تر است، استفاده نکند. در نتیجه، به واسطه‌ی این فیلترینگ حاکمیت تسلط خود، به‌ویژه تسلط اطلاعاتی خود را نیز از دست داده است.»

    او خاطرنشان کرد:«این نکته بسیار مهمی است، زیرا سازمان‌های اطلاعاتی کشور باید برای تحلیل آماری جامعه، یک تسلط اطلاعاتی داشته باشند. به‌طور مشخص، باید بدانند چند درصد از کاربران کشور در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند، چند درصد یوتیوب تماشا می‌کنند، چند درصد وب‌سایت باز می‌کنند. این نوع تسلط اطلاعاتی، قابلیتی است که تمامی سازمان‌های اطلاعاتی جهان دارند. اگرچه نمی‌توانند محتوای تبادل‌شده را مشاهده کنند، اما می‌دانند که مثلاً فردی مثل من، در حال استفاده از پلتفرمی مانند توییتر است. این بخشی از ذات پروتکل‌های اینترنتی است. بنابراین می‌توانند بفهمند که مثلاً ۶۰ درصد کاربران فعال اینترنت در ایران از توییتر استفاده می‌کنند. یا مثلاً ترکیب گرایش کاربران به سمت پلتفرمی مثل تیک‌تاک است یا اینستاگرام است. اما در حال حاضر، این تسلط اطلاعاتی از بین رفته است، چرا که همه چیز از درون VPN عبور می‌کند. فیلترینگ آن‌قدر گسترش یافته و در آن افراط شده که اکنون تقریباً همه مردم برای امور روزمره‌ی خود ناچار به استفاده از VPN هستند.»

    این کارشناس امنیت سایبری با اشاره به این موضوع که معتقد است حتی کم‌ترین میزان فیلترینگ نیز اقدامی نادرست است، گفت:« برای هر مسئله‌ای، باید راه‌حل مناسب و درستی اتخاذ شود. اگر مسئله این است که مردم به سایت‌هایی دسترسی پیدا نکنند که مثلاً مواد مخدر می‌فروشند، یا محتوای پورنوگرافی منتشر می‌کنند، یا آموزش یا فروش اسلحه ارائه می‌دهند، باید راه‌حل دیگری برای آن اندیشیده شود تا امنیت عمومی حفظ شود. اما چون آن راه‌حل‌ها دشوارترند، راه‌حل ساده‌تری مانند فیلترینگ انتخاب می‌شود، و این‌قدر در این رفتار افراط شده که اکنون همه‌ی مردم برای زندگی روزمره خود مجبور به استفاده از VPN هستند. در نتیجه، اکنون همه به همان محتواهایی که عقل جمعی جامعه نیز آن‌ها را نامطلوب می‌داند، دسترسی دارند، از جمله اقشار آسیب‌پذیر مانند کودکان و نوجوانان.»

    حذف فیلترینگ برابر است با حذف بسترهای حمله و سرقت اطلاعات

    این کارشناس با بیان این موضضوع که امنیت کلی کشور به واسطه‌ی فیلترینگ کاهش یافته است گفت:«واقعیت این است که تصور سیاست‌گذاران در این زمینه اساساً اشتباه است. بنده معتقدم سیاست‌گذارانی که چنین برداشتی دارند، فاقد درک درست از اینترنت، شبکه، مسائل فنی و حتی اجتماع هستند. چرا که حتی با درک ساده‌ای از اجتماع نیز باید متوجه شد اگر جامعه‌ای بیش از حد محدود شود، به سمت فعالیت‌های زیرزمینی سوق پیدا می‌کند. و آسیب فعالیت زیرزمینی بیش از فعالیتی است که در چارچوب تعریف‌شده انجام می‌شود. و آن دسته از افرادی که این تصمیمات را اتخاذ می‌کنند و از پیامدهای آن آگاه هستند، احتمالاً مسائل پیچیده‌تری پیرامون آن‌ها وجود دارد که باید توسط مسئولان مربوطه بررسی شود. چراکه نمی‌توان تصور کرد که تمام اقدامات صورت‌گرفته در این حوزه، به ضرر مردم و به نفع دشمنان تمام شود، مگر آن‌که اتفاق نگران‌کننده‌ای در پشت این تصمیمات در جریان باشد که باید مورد تحقیق قرار گیرد.»

    آرین اقبال در آخر گفت:« فیلترینگ اساساً و به‌ویژه در حوزه‌ی امنیت، راه‌حل مناسبی نیست؛ چه از نوع فیلترینگ رایج و چه از نوع سیاست‌هایی مانند ایران‌اکسس. راه درست ایجاد امنیت، رعایت استانداردها، تقویت توان نیروی انسانی و ایجاد سازوکارهای کارآمد برای شناسایی و رفع ایرادات است. مانند گزارش‌های منظم و سریع افتا از اشکالات و اهمیت دادن به اقداماتی مانند ایجاد فضای باز مالی و امنیتی برای متخصصان امنیت، تا آنان از طریق کشف و گزارش آسیب‌پذیری‌ها فعالیت کنند. در کنار آن، باید فضا برای گسترش بدافزار کاهش یابد و تسلط اطلاعاتی سیستم‌های امنیتی نیز از طریق حذف نیاز مردم به استفاده از فیلترشکن برای زندگی روزمره بازگردانده شود. این یعنی حذف فیلترینگ و ایران‌اکسس، به خودی خود بخشی از مشکل را از طریق حذف بسترهای حمله و سرقت اطلاعات، برطرف می‌سازد. در نهایت تأمین امنیت در صورت کنار گذاشتن این روش‌های اشتباه و طراحی سازوکارهای صحیح، به شکل قابل توجهی بهبود می‌یابد. نکته اساسی در این میان، تغییر رویکرد حاکمیت نسبت به هشدارهای متخصصان است که به‌جای انکار یا برخورد، باید به آن‌ها توجه شود. چرا که  این متخصصان هستند که با دلسوزی هشدار می‌دهند، اما واکنش‌های منفی منجر به سکوت آنان شده و در نتیجه، فضای امنیتی کشور تضعیف می‌شود.»

  • آمدیم بعد از آتش بس! بعد از ۱۰ روز تعطیلی ناخواسته!

    آمدیم بعد از آتش بس! بعد از ۱۰ روز تعطیلی ناخواسته!

    درست با آغاز حمله ددمنشانه دشمن صهیونیستی، رسانه خبری رسا نشر بنا بر مسئولیت خود لحظه به لحظه وقایع را ثبت می کرد و به اطلاع مخاطبان خود می رساند. اما چند ساعت بعد …

    خبر فوری: پدافند هوایی غرب تهران فعال شد، احتمال حمله موشکی

    پایگاه خبری رسا نشر – درست در همان لحظه که احساس می کردیم مانند نیروهای نظامی مان در دفاع از آب و خاک وظیفه داریم تا با کار رسانه‌ای، از یک جنگ ناخواسته و تحمیلی بگوییم، از خودمان خوردیم! وقت گلایه نیست اما در همه بزنگاههای تاریخی و حوادث اینچنینی، بر خلاف سایر کشورها که از رسانه‌های داخلی‌شان مدد می‌گیرند تا حقانیت خود را به گوش دنیا برسانند، ما رسانه‌های مستقل باز هم محدود شدیم. یک نفر در معاونت مطبوعاتی این کشور پیدا نمی‌شود برای این روزها خط مقدم تشکیل دهد، و با هماهنگی با وزارت ارتباطات خط آزاد به ما بدهد تا بتوانیم در کنار نیروهای فداکار نظامی‌مان که جانبرکف در میدان نبرد می‌جگند، به مصاف فرکانس‌ها و سیگنال‌های دشمن و ناهموطنان وطن‌فروش برویم؟!

    وقت گلایه نیست، باشد برای بعد، اما از نیمه شب ۲۳ خرداد ۱۴۰۳ ما دسترسی  به سایت رسا‌نشر را از دست دادیم. به دلیل قرار گرفتن سرور شخصی مجموعه در خارج از کشور و مسدود کردن آی پی و  فایروال عملاً امکان دسترسی از داخل برایمان میسر نبود. حتی تصمیم گرفتیم که سایت را بر پهنای سرورهای داخلی قرار دهیم. هرچه تلاش کردیم که داده های وب سایت را به سرورهای دیگر داخلی و حتی خارجی منتقل کنیم نتتوانستیم و کمی بعد هم که اینترنت کاملاً ملّی شد. این شد که خط رسانه ای ایران اسلامی چندین سنگر دفاع مظلوم در مقابل انبوه ظالمان مانند این رسانه را از دست داد. البته هنوز هم محدودیت وجود دارد. هنوز هم سایت ما در داخل کشور قابل مشاهده نیست. شاید ساعتی دیگر، شاید روزهای دیگر، حتی با وجود اعلام آتش بس!

    عزیزان! برای ثبت در تاریخ که ما خیلی دلمان میخواست در کنارتان باشیم، اما باز هم ناهماهنگی و عدم مدیریت به‌روز و آینده‌نگر مانع فعالیت ما شد! باشد که سازمان‌های مطبوع برای موارد خاص برنامه ریزی اصولی و منطقی داشته باشند. آرزو می کنم که سرزمین مقدسمان، ایران جانمان از بلا و گزند در امان بماند، آرزو می کنم که دیگر شاهد چنین حوادثی نباشیم، اما مدیران فرهنگی و ارتباطی باید بدانند که رسانه سنگر است و در جنگ یک سنگر رسانه‌ای آن هم در این دوران فوران اطلاعات و ظهور روش های متنوع ارتباطاتی، به مثابه یک لشکر تاثیرگذار و مهم است.

    یاد شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی اخیر را گرامی می‌داریم. و با آرزوی سلامتی و طول عمر برای رهبر عظیم الشأن انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظله العالی)، فرماندهان و نیروهای نظامی، مسئولان و مدیران کشور و همه مردم شریف و آزاده ایران عزیز، فعالیت دوباره خود را پس از وقفه ای کوتاه مجدداً از سر خواهیم گرفت.

    ایران پایدار / ایرانی سربلند

    مهدی سوری

    پایگاه خبری تحلیلی رسا نشر

  • پس از حادثه تلخ الهه حسین نژاد، تاکسی اینترنتی بگیریم یا نه؟؟

    پس از حادثه تلخ الهه حسین نژاد، تاکسی اینترنتی بگیریم یا نه؟؟

    پس از قتل ناجوانمردانه الهه حسین نژاد دختر ۲۴ ساله اسلامشهری، هجمه ها به تاکسی های اینترنتی بسیار افزایش یافت.

    پایگاه خبری رسا نشر – شبنم حاجی اسنفدیاری: در روزهای اخیر، خبرهای فراوانی درباره ساماندهی مسافربرهای شخصی و تاکسی‌های اینترنتی منتشر شده است. مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها، یادداشت‌ها و اظهارنظرهای متعددی که پس از قتل فجیع دختر جوان اسلامشهری، مرحومه الهه حسین‌نژاد، به رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی رسیده بود.

    تاکسی اینترنتی

    قبلاً هم گفته بودم که دقیقاً بعد از وقوع چنین جنایت‌هایی، از مردم گرفته تا مسئولان، همه در حالی به فکر فرو می‌روند که «باید چنین کرد» و «چنان تصمیم گرفت»، ولی چند صباح بعد همه فراموش می‌کنند. وعدها، قول‌ها و مصوبه‌ها بی‌نتیجه می‌مانند. اگر منظور واقعاً حمایت از حقوق زنان بود، چرا قانون ۱۴ ساله منع خشونت علیه زنان در تاریکخانه مجلس و دولت خاک نمی‌خورد؟

    یک انسان بی‌همه‌چیز! آینده و امید یک دختر جوان را تخریب کرد و خانواده‌ای را برای همیشه داغدار کرد. صرف‌نظر از اصل ماجرا و همهمه‌ای که بر علیه رانندگان به وجود آمد، انتشار یک پیام در شبکه‌های اجتماعی مسیر این رویداد تلخ را تغییر داد. یکی نوشت که «جناب قاتل راننده اسنپ است» و «الهه سوار بر سمند نقره‌ای قاتل شده». از همان لحظه، هجمه‌های فراوانی به سمت تاکسی‌های اینترنتی آغاز شد و عده‌ای — خواسته یا ناخواسته — انگشت اتهام را به سمت اسنپ و تاکسی‌های اینترنتی گرفتند؛ در حالی که سفر آخر الهه با اسنپ نبوده و یک سفر با خودروی شخصی به حساب می‌آید.

    نگارنده این سطرها قطعاً خودروی شخصی لاکچری ندارد که نداند تاکسی اینترنتی چیست. اتفاقاً من روزانه دست‌کم دو تا سه بار از همین خدمات استفاده می‌کنم. البته بارها هم به دلایل مختلف با سفیران این شرکت‌ها به مشکل خورده‌ام. اما این تعداد به نسبت کل سفرهای من در طول چند سال بسیار محدود بوده. بنابراین، تعمیم دادن ناامنی و مخاطره‌آمیز بودن تمام سفرهای تاکسی اینترنتی و رانندگان زحمتکش و شریف این سرویس‌ها، کاملاً اشتباه است.

    اشتباه نکنید. قرار نیست از تپسی یا اسنپ دفاع کنم. بلکه می‌خواهم با یک دید واقع‌بینانه به موضوع نگاه کنم و نکات کاربردی را مطرح کنم تا خانم‌ها بتوانند با خیال راحت‌تر و امنیت بیشتری از این امکان استفاده کنند — امکانی که فلسفه وجودی‌اش می‌تواند به افزایش امنیت خانم‌ها کمک کند.

    بر اساس بیانیه اسنپ، اقرار متهم و اخبار منتشره سفر الهه حسین نژاد خارج از شبکه تاکسیرانی اینترنتی بوده است. فرض کنیم الهه در همان روز به جای استفاده از خودروی شخصی، از تاکسی اینترنتی استفاده می‌کرد؛ و حتی اگر همان راننده قاتل سفر را قبول می‌کرد، آیا باز هم الهه به قتل می‌رسید؟
    به احتمال بسیار زیاد: خیر!

    دلیل اول: راننده با توجه به قوانین و کنترل‌های تاکسی‌های اینترنتی، مجبور به رفتار متفاوتی است تا شاکی نداشته باشد و بتواند سفر بگیرد. این را باید اسنپ با بررسی سوابق، شکایت‌ها و امتیازهای سفیر خود بگوید. حتی اگر فرد انگیزه‌ای برای جنایت، سرقت یا تعرض داشته باشد، ترجیح می‌دهد دست‌کم با مسافر اسنپ کاری نداشته باشد.

    دلیل دوم: الهه به دلیل اینکه سفر معتبری داشت، خود را در امنیت می‌دید. گفته شده که زمانی‌که سوار بر خودرو بوده، با خانواده تماس گرفته. پس اگر سوار بر اسنپ بوده و این موضوع را در مکالمه برجسته می‌کرد، در صورت مفقود شدن، خانواده سریع‌تر پیگیری می‌کرد و پلیس هم دست بازتری برای یافتن او داشت.

    دلیل سوم: استفاده از اسنپ می‌توانست فرضیه انگیزه سرقت تلفن همراه را هم منتفی کند. چراکه الهه می‌توانست بدون اینکه راننده را در جریان بگذارد، هزینه سفر را آنلاین پرداخت کند. در نتیجه، اگر واقعاً موضوع سرقت تلفن بوده، احتمال جلب توجه کمتر می‌شد.

    و در نهایت: حتی اگر این اتفاق در سفر اسنپی رخ می‌داد، ردگیری و یافتن متهم بسیار سریع‌تر انجام می‌شد.

    متاسفانه مرحومه حسین‌نژاد به جای استفاده از تاکسی یا اتوبوس خطی یا تاکسی اینترنتی، سوار بر خودروی شخصی قاتل شد و آنچه نباید اتفاق بیفتد، رخ داد. ولی حداقل متوجه شدیم که حتی در بدترین سناریو، اگر سفر با تاکسی اینترنتی بود، احتمال اینکه چهره‌ای خندان و زیبا چون الهه دیگر در میان ما نباشد، کمتر می‌شد.


    تاکسی اینترنتی و زنان

    اگرچه همه ما نسبت به عملکرد برخی رانندگان تاکسی اینترنتی و نواقص موجود گلایه‌مندیم، اما کمتر خانمی پیدا می‌شود که منکر افزایش امنیت و راحتی عبور و مرور پس از حضور این سرویس‌ها در ایران شود.
    اینکه به آسانی خودرو را درخواست دهیم، در مبدأ سوار شویم و مستقیماً در مقصد پیاده شویم، بدون آنکه در خودروهای عمومی سختی و آزار ببینیم.
    بدون آنکه در خیابان با مزاحمت‌های لوکس‌سوارهای بی‌خانواده‌ای که فکر می‌کنند ما مثل خواهر و مادرشان هستیم، مواجه شویم.
    بدون آنکه در ترافیک اعصابمان خراب شود، یا با راننده بر سر کرایه بیشتر بحث کنیم.
    بدون آنکه هر بی‌شخصیتی به خودش اجازه دهد به ما تعرض کند و از ترس آبرو مجبور به سکوت شویم.
    بدون آنکه دغدغه برگشت در ساعات پایانی شب را داشته باشیم و اعصابمان خورد شود که چرا روتر راه نیفتادم؟

    این‌ها همه و همه از محاسن وجود تاکسی‌های اینترنتی است که قطعاً ما زنان بیشتر از دیگران قدرش را می دانیم.

    اما آیا تاکسی‌های اینترنتی مثل اسنپ، تپسی، ماکسیم و… همیشه امن هستند؟آیا باید با خیال راحت به همه آنان اعتماد کنیم؟
    جواب خیر است.
    به طور کلی، بستر تاکسی‌های اینترنتی نسبت به تاکسی‌های عادی، اتوبوس و به‌ویژه مسافربرهای شخصی امن‌تر است؛ اما باید با هوشیاری و رعایت نکات مهم، ضمن استفاده بدون دغدغه از این سرویس‌ها، با آسودگی خاطر سفر کنیم.

     


    نکات امنیتی ضروری برای استفاده از تاکسی اینترنتی

    1. برای گرفتن خودرو عجله نکنید. زمان کافی برای درخواست خودرو بگذارید.
    2. اگر تنها هستید، اولویت را به تاکسی ویژه بانوان بدهید. اگر سفیر خانمی پیدا نکردید، قبل از سوار شدن، حتماً تصویر راننده را بررسی کنید. تجربه ثابت کرده که گاهی اوقات از روی چهره می‌توان نوع شخصیت فرد را حدس زد.
    3. در صورت شک، قبل از رسیدن خودرو با راننده صحبت کنید. گاهی با گفت‌وگو با فرد، نوع شخصیت او مشخص می‌شود.
    4. اگر یک مرد در کنارتان است، حتماً بگذارید او تماس بگیرد. اینطور اگر راننده قصد خاصی داشته باشد، متوجه می‌شود که شما تنها نیستید.
    5. هنگام رسیدن خودرو، نوع خودرو، پلاک و چهره راننده را با تصویر برنامه مقایسه کنید. در صورت هرگونه تناقض، سفر را کنسل کنید.
    6. پس از سوار شدن، دستگیره‌ها و بالابر شیشه را بررسی کنید. اگر مشکلی داشت، درخواست کنید نگه دارد و سفر را لغو کنید.
    7. در طول مسیر به هیچ عنوان با راننده همکلام نشوید. اگر راننده اصرار به گفت‌وگو داشت، خیلی محترمانه و با بهانه‌هایی مثل بستن چشم‌ها، گوش دادن به موزیک یا تماس با دیگران از ادامه صحبت طفره بروید.
    8. اگر خودتان سفر را درخواست کرده‌اید، مسیر را در نقشه چک کنید. اگر دیگران خودرو گرفته‌اند، از آنها بخواهید این کار را انجام دهند.
    9. تحت هیچ شرایطی نه شما و نه راننده نباید سفر را لغو کنید. اگر راننده اصرار داشت، با پشتیبانی تماس بگیرید.
    10. برای مسیرهای طولانی، مسیر را از قبل بررسی کنید. در صورت عدم آشنایی با مسیر، از مسیریاب استفاده کنید و مطمئن شوید به سمت مقصد حرکت می‌کنید.
    11. قبل از سوار شدن، اطلاعات سفر را با یکی از عزیزان به اشتراک بگذارید.
    12. اگر خودرو را در نقشه نمی‌بینید، از راننده بخواهید اینترنت خود را روشن کند. اگر بهانه کرد، از طریق واتساپ یا تلگرام یک لایو لوکیشن برای فردی که آنلاین است بفرستید.
    13. در طول مسیر یکی دوبار با یکی از بستگان تماس بگیرید و مسیر خود را شرح دهید.
    14. از نمایش دادن طلاجات و اکسسوری‌های با ارزش خودداری کنید. از حمل وسایل قیمتی جداً خودداری کنید.
    15. اگر گوشی لوکس دارید، از هندزفری استفاده کنید. فقط برای تماس یا پرداخت هزینه از گوشی استفاده کنید.
    16. اگر ضرورتی ندارد، از آرایش‌های غلیظ خودداری کنید.
    17. سعی کنید در خودرو به گونه‌ای بنشینید که در آینه وسط قابل دید نباشید. به راننده نگاه نکنید و دقتتان را به بیرون خودرو معطوف کنید.
    18. هرگونه مشکل، شک یا احتمال خطر را با پشتیبانی ناوگان حمل و نقل در میان بگذارید.
    19. اگر هزینه سفر را نقدی یا کارت به کارت می‌کنید، دست‌کم تا ۵ دقیقه آخر این موضوع را مطرح نکنید.
    20. از تماس درون برنامه‌ای استفاده کنید تا شماره شما برای راننده قابل مشاهده نباشد.
    21. در صورت پرداخت کارت به کارت، بپرسید اگر پیامک برایشان ارسال می‌شود، انجام دهید و از ارسال رسید از طریق پیامک خودداری کنید.
    22. یاد بگیرید چگونه SOS یا سرویس اضطراری تلفن همراهتان را فعال کنید.
    23. اگر دیگران برای شما خودرو می‌گیرند، فقط تصویر و اطلاعات تماس و پلاک را می‌بینند. این شما هستید که باید شرایط را بررسی کنید.
    24. اگر برای دیگران خودرو می‌گیرید، مسئولیت‌پذیر باشید و لحظه به لحظه برنامه را چک کنید.

    جمع‌بندی

    رعایت موارد فوق می‌تواند منجر به یک سفر امن و تجربه خوشایند از تاکسی اینترنتی شود. اگر موارد احتیاطی را رعایت کنیم، حتماً جلوی سوءاستفاده‌های احتمالی هم گرفته می‌شود.

    علاوه بر این، دولت، نهادهای نظارتی، پلیس و قوه قضائیه باید با تدوین و اصلاح قوانین، شرایط سخت‌گیرانه‌تری را برای اجازه کار به رانندگان تاکسی‌های اینترنتی تعیین کنند. صرفاً بررسی یکباره سوء پیشینه نمی‌تواند تضمین کننده سلامت افراد باشد. شرکت‌های تاکسی اینترنتی هم موظفند در بالاترین سطح، سلامت جسمی و روانی رانندگان خود را مورد بررسی قرار دهند.

    همه رانندگان اینترنتی انسان‌های شریف و زحمتکشی هستند، اما امنیت جانی و روانی مسافر از همه چیز مهم‌تر است. جان ما قرار نیست اسباب آمارسازی ایجاد شغل دولت‌ها شود. بنابراین، در اولین فرصت، تمامی این شرکت‌ها باید با تهیه برنامه‌ای مدون نسبت به تأیید اعتبار سفیران خود اقدام کنند و در اولین قدم، خودروهای شهرستانی که در شهر تهران فعال هستند را غیرفعال کنند.

    این‌گونه من و همنوعان من دست‌کم خیالمان راحت می‌شود که می‌شود از کنار این حادثه تلخ گذشت و با امنیت بیشتری سوار تاکسی اینترنتی شویم.


    اگر این مطلب را خواندید، لطفاً آن را با دوستان و عزیزان به اشتراک بگذارید. ممکن است جان کسی را نجات دهید.

  • این یکی به خود آقای صدیقی مربوط است، نه بستگانش

    این یکی به خود آقای صدیقی مربوط است، نه بستگانش

    اقدام ارزشمند قوه‌قضائیه در باره بازداشت دو تن از بستگان بسیار نزدیک جناب آقای کاظم‌صدیقی قابل تحسین است. لابد به اتهام متهمان رسیدگی و حکم‌قضایی صادر و اقکار عمومی قانع خواهد شد.

    این یکی به خود آقای صدیقی مربوط است، نه بستگانش

    محمد مهاجری

    اما نکته دیگری وجود دارد که معلوم نیست در دادگاهی مورد رسیدگی قرار گیرد و احیانا حکمی صادر شود. نکته‌ای که پیامدهایش قطعا از پرونده اخیر و تخلفات باغ ازگل کمتر نیست.

    آقای صدیقی از منبری‌های پرکار و وعاظ مشهور است و در سراسر کشور سخنرانی‌های متعدد داشته‌است . در بسیاری از سخنرانی‌های او که از تلویزیون نیز پخش شده ، اتکا به رویا فراوان است و غالبا نیز خوابهایی بیان می‌شود که اولیای الهی دیده‌اند.

    او معمولا آن اولیای الهی را معرفی نمی‌کند و حتی اگر معرفی هم بکند، خواب آنها برای دیگران حجت نیست و تکلیفی را ایجاد نمی‌کند.  اما تکرار نسبت دادن خواب به اولیا، که گاهی هم شامل رخدادهای محیرالعقول است (مانند رویایی که در باره مرحوم امام‌خمینی و درگیرشدن با محمدرضاپهلوی در حضور پیامبر نقل کرد یا واقعه مربوط به مرحوم‌مصباح که منجر به عذرخواهی اقای صدیقی شد) متاسفانه باعث ترویج خرافه و حتی هتک حرمت برخی افراد شده‌است. شاید و البته شاید بیان چنین حرفهایی در جلسات خصوصی بهره‌هایی هم داشته باشد اما انتشار آن از تریبون‌های رسمی کشور قطعا نه تنها به استحکام باورهای دینی جامعه منجر نمی‌شود که به سستی آنها می‌انجامد.

    این ادعاها ممکن است هرگز در محکمه‌ای رسیدگی نشود اما تخلف کشف‌شده اخیر عملا خط بطلانی بر همه آنها خواهد کشید و شبهه جعلی بودن‌شان را تقویت خواهد کرد. این خسارت را چگونه می‌توان ترمیم کرد؟ر

  • الهه حسین نژاد: داستان یک قتل فجیع و بازتابی از ناامنی زنان در جامعه

    الهه حسین نژاد: داستان یک قتل فجیع و بازتابی از ناامنی زنان در جامعه

    با گذشت ۱۰ روز از گم شدن الهه حسین نژاد، ساعتی قبل جسد این دختر جوان در بیابان های اطراف فرودگاه امام (ره) کشف و قاتل وی دستگیر شد.

    الهه حسین نژاد

    🧭 چهار خرداد، روزی که همه چیز تغییر کرد

    ۴ خرداد بود که با قصد بازگشت به منزل سوار بر یک خودروی مسافربر شخصی شد و از آخرین تماسش قرار بود نیم‌ساعت دیگر در خانه باشد. اما از آن لحظه تا به امروز مشخص شد دیگر پایش به چارچوب خانه نخواهد رسید. و نگاه مضطرب مادر تا همیشه چشم به راهش ماند! الهه حسین‌نژاد ، دختر ۲۴ ساله اهل اسلامشهر، قربانی طمع یک انسان نما شد.

    💔 ده روز بعد، خبر قتل فجیع

    امروز صبح خبر قتل الهه به طور ناگهانی در رسانه‌ها منتشر شد و متاسفانه می‌شد حدس زد که عاقبت چنین حوادثی به همین خبر ختم شود. ده روز از ناپدید شدن الهه حسین‌نژاد گذشته بود و خبر جنایت فجیع او، به دست یک راننده ناجوانمرد، قلبمان را به درد آورد! درست مانند الهه عزیزمان که در لحظه حادثه و در گیرودار حفظ تلفن همراهش — که قطعاً با سختی آن را خریده بود — نوک چاقو به قلبش اصابت کرد و درد را در سینه‌اش احساس کرد. دختر ایران با چند ضربه چاقو از پای افتاد و دیگر توان مقاومتی نداشت. ما هم همینطوریم! ما هم خیلی وقت است که سینه‌مان از بی‌عدالتی، تبعیض و ناامنی درد می‌کند!

    داستان تلخ الهه اولین خبر دردناکی نیست که درباره زنان می‌شنویم. در طول روز، رویدادهای مشابه بسیاری می‌افتد: قتل، فرزند کشی، سرقت، تجاوز به عنف، زورگیری، مزاحمت خیابانی، خشونت خانگی و غیره. وقایعی تلخ که شاید گاهی یکی از آنها رسانه‌ای شود و مورد توجه قرار گیرد.

    ⚖️ قاتل دستگیر شد، اما…

    الهه برای یک گوشی تلفن همراه بی‌رحمانه به قتل رسید. قاتل بی‌وجدان او دستگیر شد و قطعاً به دار مجازات آویخته خواهد شد. اما آیا این آخر ماجراست؟ آیا این آخرین حادثه در نوع خود است؟ مسلماً خیر! علیرغم عدم انتشار آمارهای دقیق از خشونت، تجاوز، قتل و سایر آزارهای وارد شده به زنان، بر اساس گزارش‌ها و تحلیل‌های موجود می‌توان دریافت که روند وقایعی که قربانیانش زنان بوده‌اند، طی ده سال گذشته افزایش یافته است. روزی نیست که فیلمی از سرقت گوشی، طلا و … از زنان در شبکه‌های اجتماعی منتشر نشود. تمام اینها نشان‌دهنده نابسامانی شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه است. و برای یک سارق، عاقلانه‌تر این است که به دلیل ناتوانی زنان در مقاومت، از آنها سرقت کند. در این میان، اگر کسی مانند الهه مقاومت کند، به راحتی با چند ضربه چاقو از پای درآمده و سارق به خواسته‌اش می‌رسد.

    اگرچه قتل دختر اسلامشهری به دست یک راننده-سارق صورت گرفته است؛ اما تنها مجرم و مقصر این حادثه تلخ و سایر حوادث مشابه، فقط قاتل نیست. این موضوع نیازمند بررسی موشکافانه است. اینکه امروز در کشوری اسلامی که خود را پرچمدار حقوق انسان بر اساس تعالیم اسلامی می‌داند و در هر مناسبتی از شأن و جایگاه والای زنان در اسلام و دیدگاه پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و ائمه‌اطهار (علیهم‌السلام) سخن می‌رود، زنان احساس امنیت نمی‌کنند و شاهد چنین حوادثی هستیم، جای تأمل دارد.

    ❌ مقصر کیست؟

    مقصر فقط قاتل و سارق نیستند. خلاء قانونی حمایت از زنان که از آن به عنوان «لایحه خاک‌خورده منع خشونت علیه زنان» یاد می‌شود، ده سال است که مانند توپ در بازی‌های سیاسی احزاب ناکارآمد، دست به دست می‌شود. نمایندگان مجلس در سه دوره اخیر، دولت فعلی و دو دولت قبل، اندیشمندان، علما و فرهیختگان همگی در کنار کسانی که داغ‌های سنگین این چنینی را بر دل مادر الهه و مادران دیگر این سرزمین نهاده‌اند، همگی مقصر و گناهکارند. لایحه‌ای که اجرای آن می‌تواند به کاهش خشونت‌ها و آزار زنان بی‌دفاع این سرزمین منجر شود، چند سال دیگر باید مسکوت بماند! چند سال دیگر باید شاهد قتل دختران به دست پدر، برادر و همسر باشیم. چند اسیدپاشی دیگر، چند آزار و تجاوز و چند سرقت با عنف دیگر باید رخ دهد تا تصمیم‌گیران این کشور بالاخره پشت زنان بایستند و حامی آنان باشند!

    ضمن عرض تسلیت به خانواده داغدار حسین‌نژاد و مادر الهه عزیز، در این شرایط و با اذعان به اینکه دغدغه هیچ مسئولی در این روزگار مسائل زنان نیست، از تمام دختران سرزمینم می‌خواهم که بیشتر از پیش مراقب خود باشند.

    • تنها سفر نکنید.
    • دیگران را در جریان لحظه‌به‌لحظه امورتان قرار دهید.
    • فقط از وسایل نقلیه عمومی و معتبر مانند اتوبوس، مترو، تاکسی و تاکسی اینترنتی استفاده کنید (البته با رعایت تمامی اقدامات امنیتی).
    • از سوار شدن در خودروهای عبوری، مسافرکش شخصی و خودروهای تک‌سرنشین به‌شدت پرهیز کنید.
    • زیورآلات و طلاجات خود را نمایش ندهید.
    • در طول مسیر هوشیار باشید و در صورت احتمال هرگونه خطر، فوراً یکی از اعضای خانواده را که در دسترس است و به شما نزدیک‌تر است، در جریان قرار دهید.
    • حتماً امروز همین حالا ویژگی SOS را در تلفن خود فعال کنید و نحوه استفاده از آن را یاد بگیرید.
    • و از همه مهمتر، مادران عزیزی که دختران نوجوان و جوان دارند، مراقبت بیشتری کنید و اجازه ندهید دخترانتان به تنهایی به بیرون بروند یا ساعت‌های زیادی را بیرون از خانه و بدون اطلاع شما بگذرانند.

    در کشوری که برای برخی مسئولانش مقابله با سگ‌گردانی مهم‌تر از امنیت شهروندان است، واضح است که خود شهروندان باید خودمراقبتی را یاد بگیرند و از قرار گرفتن در شرایط خطرناک اجتناب کنند.

    شبنم حاجی اسفندیاری

     

  • ۳ سوال از علی نیکزاد که پسرش مأمور پلیس را زیر گرفت: آنجا پر از دوربین است؛ فیلم تصادف را منتشر کنید

    ۳ سوال از علی نیکزاد که پسرش مأمور پلیس را زیر گرفت: آنجا پر از دوربین است؛ فیلم تصادف را منتشر کنید

    این حادثه در میدان ونک رخ داده که پر از دوربین های پلیس و دوربین های مداربسته ساختمان ها و شرکت های متعدد اطراف آن است و طبیعتاً انتظار می رود که یک یا چند دوربین این تصادف رانندگی را ثبت کرده باشند. این بهترین راه برای روشنگری و متقاعد شدن افکار عمومی است؛ موافقید آقای نیکزاد؟!

    3 سوال از علی نیکزاد که پسرش مأمور پلیس را زیر گرفت: آنجا پر از دوربین است؛ فیلم تصادف را منتشر کنید

    عصر ایران –  سرانجام یک هفته بعد از حادثه تصادف فرزند نائب رئیس مجلس شورای اسلامی با یک مامور پلیس راهور در میدان ونک تهران، علی نیکزاد با صدور بیانیه ای در این باره توضیح داده و نوشته است: فرزند بنده در روز چهارم خرداد ماه در خیابان با یکی از مأموران زحمتکش پلیس راهور به صورت غیرعمد تصادف کرده است که نه از صحنه گریخته و نه قلدرمآبی کرده بلکه بلافاصله فرایند انتقال پلیس مذکور به بیمارستان جهت اطمینان از سلامتی وی صورت گرفته و هیچگونه فرار و بی‌توجهی به وضعیت مامور پلیس مذکور صورت نگرفته است و البته در مورد خودرو و راننده اعمال قانون شده است.

    نائب رئیس مجلس در انتهای بیانیه اش افزوده است: متواضعانه ضمن عذرخواهی از مردم عزیزی که ممکن است تحت تاثیر روایت‌های دستکاری شده، احساس تبعیض کرده باشند، بر خود فرض می‌دانم اعلام کنم این خادم شما، تمکین به قانون را واجب دانسته و در برابر آن تعظیم می‌کند و اعتقاد دارد همه باید در برابر قانون برابر باشند و هیچ کس از این اصل مهم مستثنی نیست.

    اصل را بر صحت سخنان نیکزاد می گذاریم چون تا کنون دلیلی خلاف آن در دسترس نیست ؛ با این حال، از جناب نیکزاد می خواهیم چند سوال زیر را نیز برای تنویر هر چه بیشتر افکار عمومی پاسخ دهند:

    ۱ – چرا با این همه تاخیر توضیح داده اید؟ مگر در طول یک هفته اخیر، ابعاد ماجرا برایتان نامکشوف بود؟

    ۲ – انتقاد کرده اید از “روایت های دستکاری شده” اما “روایت دستکاری نشده خودتان” را بیان نکردید و صرفا به بیان کلیات پرداختید. مثلاً نگفتید آیا این روایت که پسرتان از خط ویژه عبور می کرده، دستکاری شده است یا خیر؟ یا نگفتید که چگونه پسرتان به مامور پلیس زده  است؟

    ۳ – برای این که بر همه روایت های دستکاری شده خط بطلان کشیده شود تا به قول شما “خناسان خارجی” نتوانند سوء استفاده کنند و باز به قول شما، انقلاب خرج شما و خانواده تان نشود، از پلیس بخواهید فیلم حادثه را به طور کامل منتشر کند. این حادثه در میدان ونک رخ داده که پر از دوربین های پلیس و دوربین های مداربسته ساختمان ها و شرکت های متعدد اطراف آن است و طبیعتاً انتظار می رود که یک یا چند دوربین این تصادف رانندگی را ثبت کرده باشند.
    این بهترین راه برای روشنگری و متقاعد شدن افکار عمومی است؛ موافقید آقای نیکزاد؟!

  • عباس عبدی : جهنم و پل صراط را شبیه‌سازی می کنند چون نشان دادن نهرهای عسل و حوری پرهزینه است

    عباس عبدی : جهنم و پل صراط را شبیه‌سازی می کنند چون نشان دادن نهرهای عسل و حوری پرهزینه است

    طراحی و نمایش پل صراط و جهنم در شمال کشور موجب حیرت جامعه شد، ولی کمتر کسی به این پرداخت که این نمایش در ذیل سیاست ترس معنادار است. البته در همین مورد نیز سیاست طمع و ایجاد بهشت را حذف کردند، چون نشان دادن نهرهای عسل و حوری و انواع خدمات مجانی و… خیلی پرهزینه است. برخی موارد را هم که نمی‌توان نمایش داد.

    عباس عبدی : جهنم و پل صراط را شبیه‌سازی می کنند چون نشان دادن نهرهای عسل و حوری پرهزینه است

    عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:
    فرمانده نظامی در یکی از شهرهای شمال پروژه‌ای را به نام «ساعت به وقت بهشت» افتتاح کرده که در عمل بازسازی و پل صراط و مثلا آتش جهنم است. چنین کار بسیار عجیبی بازتاب‌های فراوانی داشت که در این یادداشت ریشه‌‌یابی رویکردی می‌شود.
    انگیزه‌های بشر در هر رفتاری از چه مولفه‌هایی تاثیر می‌پذیرد؟ در یک قالب کلی و بسیار عقلانی، موازنه هزینه و فایده است. هر گاه فایده یک عمل و رفتار بیشتر از هزینه آن برآورد شود، انجام می‌شود. البته گفتن این گزاره ساده است. ولی توصیف دقیق اینکه «هزینه» چیست؟ «منافع» چیست؟ «ارزیابی موازنه» آن چگونه است؟
    اینها ماجرا را خیلی پیچیده می‌کند. گذشته از این مشکل کلیت آن را می‌توان پذیرفت، از این حیث سیاست‌های تربیتی و حکومت‌داری برحسب اینکه بر کدام مولفه تاثیرگذار بر رفتار تاکید می‌کنند، متفاوت می‌شوند. یک سیاست مبتنی بر افزایش هزینه برای دور کردن فرد از رفتار به خصوصی است. حکومت‌داری با چنین رویکردی هر کاری را نمی‌پسندند، جرم اعلام می‌کنند و کوشش آنان برای افزایش مجازات است.
    اعدام که اوج مجازات است، در بسیاری از جرایم متداول می‌شود. در سطح فردی و خانوادگی نیز تنبیه اساس تربیت و سر به راه کردن عضو خانواده می‌شود. این رویکرد دقیقا از موضع ترس و ضعف است و البته این خطای اساسی را هم دارد که هزینه و تنبیه در اغلب رفتارها هنگامی موثر است که در درجه اول با شرایط دیگری همراه باشد و نیز از حد متعارفی بالاتر نرود. همچنین نباید شرایط به گونه‌ای شود که منافع رفتاری را که می‌خواهند منع کنند، بسیار افزایش یابد.  سیاست کیفری در ایران و تا حدی هم در افکار عمومی، هزینه‌محور و مبتنی بر عامل ترس است.
    گمان می‌کنند که اگر مردم بترسند رفتار معینی را انجام نمی‌دهند، حتی اگر از نظر اعتقادی و ارزشی خواهان انجام آن رفتار باشند از ترس عقوبت و مجازات از ارتکاب آن پرهیز می‌کنند. این تصور باطل است. تجربه هم نشان داده در هر جامعه‌ای که بر مجازات‌های سنگین‌تر و بر عامل ترس تاکید شده، اتفاقا جرم هم بیشتر است که کمتر نیست. در واقع عامل ترس و مجازات عامل اصلی شکل‌دهی به رفتارها نیست، چه بسا نتیجه معکوس هم داشته باشد. نکته جالب اینکه کسانی بر این عامل تاکید زیادی می‌کنند که خودشان بیشتر تابع هزینه رفتار هستند. یعنی ترس عامل اصلی شکل‌دهی رفتار آنان است.
    عامل بعدی منافع است. رویکرد افزایش منافع و به تعبیری طمع هم برای جهت‌دهی به رفتارها شایع است. اگر ترس بازتابی از ویژگی بردگی است، طمع نیز بازتاب سودجویی و خودمحوری است. برخلاف ترس و هزینه که اِعمال آن علیه مردم ساده است و نیاز چندانی به منابع مادی ندارد، کاربرد عامل فایده نیازمند منابع است و منابع نیز نه تنها محدود است، بلکه گروهی که دنبال جهت دادن به رفتار دیگران هستند، منفعت را برای خودشان می‌خواهند و حاضر نیستند که با دیگران شریک شوند. منابع و سود محدودیت‌های جدی دارد. با این حال تاکید بر سود نیز چندان گره‌گشا نیست. هر دو عامل ترس و طمع به شرطی اثرگذاری جدی دارند که رفتار مورد نظر تا حدی از سوی مردم درونی شود.
     رویکرد دیگر و موثر پذیرش اعتقادی یک رفتار است. سود و نفع در ذیل این رویکرد معنادار و موثر می‌شود. رویکرد کلان سیاست‌های جاری در ایران، در درجه اول مبتنی بر ترس سپس طمع است. کار چندانی به اقناع ندارند، انتظار دارند دیگران وظیفه دارند که چشم‌ بسته مثل آنان فکر کنند…
    در حالی که افکار رسمی آنان از نظر بنیادهای فکری بسیار ضعیف است. همان‌گونه که گفته شد طراحی و نمایش پل صراط و جهنم در شمال کشور موجب حیرت جامعه شد، ولی کمتر کسی به این پرداخت که این نمایش در ذیل سیاست ترس معنادار است. البته در همین مورد نیز سیاست طمع و ایجاد بهشت را حذف کردند، چون نشان دادن نهرهای عسل و حوری و انواع خدمات مجانی و… خیلی پرهزینه است. برخی موارد را هم که نمی‌توان نمایش داد.
    با وجود این، مساله مهم‌تر آنجاست که اساسا چگونه می‌توان عظمت و بزرگی جهنم یا بهشت کتاب مقدس را بازسازی کرد؟ به‌طور قطع پرده‌خوانی و نقالی‌های قدیمی تصویرسازی بهتری می‌کردند. به علاوه آیا اصولا توضیحات آنها در کتاب مقدس واقعی است یا نمادین؟ آیا اصولا دیدن این نمایش‌ها اثری بر کسی دارد؟ آیا بیننده را مومن و پرهیزگار می‌کند؟
    حالا فرض کنیم ترسیدند، آیا این ترس پایدار است؟ اگر این مساله را هم در نظر نگیریم، آیا وظیفه نیروی نظامی این است که مردم را انذار از جهنم دهد؟ از کی تا حالا آنان خود را در مقام هدایت‌کننده مردم تعریف کرده‌اند؟ مگر هدایتگری کار وظیفه‌بگیران حکومتی است؟ کدام پیامبر و امام و هدایتگری کارمند و مزدبگیر حکومت‌ها بوده است؟ اینها فقط نشانه‌ای از استیصال فکری و عملی است که با شواهد دیگری در یادداشت بعدی به آن خواهم پرداخت.
  • ماجرای اتباع غیرمجاز از جمله مسائلی است که تعلل در حل آن به هیچ وجه جایز نیست.

    ماجرای اتباع غیرمجاز از جمله مسائلی است که تعلل در حل آن به هیچ وجه جایز نیست.

    ماجرای اتباع غیرمجاز از جمله مسائلی است که تعلل در حل آن به هیچ وجه جایز نیست.

    https://rooidadha.ir/new/wp-content/uploads/2025/05/GSOzmuJ2iimZ.jpg

    روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: مسئولان خوب می‌دانند که ایرانِ امروز، ظرفیت میهمان پذیری در این سطح را ندارد. وقتی صاحب خانه در تامین نور خانه به مشکل برخورده است توقع این که بی‌حساب و کتاب دیگران به خانه بیاییند نیست.

     در دولت سابق گاه کوچه دادند و گاه پلک بر هم گذاشتند تا اتباعِ همسایه شرقی، سیل وار تا غرب کشور هم سُر بخورند و بروند و کسی احوال شان را هم نپرسد. حالا در این میان “نااهلان”ی زیاد می‌آیند که یک نفر شان هم زیاد است.

    در این زمینه سخنانِ وزیرِ کشور خواندنی است؛ “حدود ۲ میلیون تبعه غیرمجاز [در کشور] داریم”

    در آمار اگر اما و اگر داشته باشیم، در خط بعدی با اسکندرِ مؤمنی قطعا تفاهم داریم که “این اتباع فرصت‌های زیاد شغلی را گرفته‌اند و یارانه‌های زیادی نیز در شرایط کنونی کشور صرف آنان می‌شود.” آقای وزیر، در بدو ورود به کرمان در همان فرودگاهِ به این موضوع پرداخت و نگذاشت بحث به جلسات رسمی و پشتِ میز برسد. این یعنی او بی‌تعارف به این میدان آمده است. در کرمان این سخن را می‌گوید که حضور اتباع غیرمجاز در این شهر بیشتر از میانگین کشوری است. یعنی در کانونِ معضل، به موضوع می‌پردازد و از برنامه فوریت‌دار دولت می‌گوید: اولویت اول ما بازگشت اتباع به کشورشان است. واقعا ایران امکان پذیرش این همه مهمان را ندارد.

    این واقعیت باید متولیان را به تعجیل در بازگرداندنِ اتباع مصمم کند. آنان اگر توان سازندگی دارند، کشورِ خود را بسازند بهتر است. اگر توان دفاع دارند هم از کشور خود باید دفاع کنند. کسی که از وطن خود دفاع نکند و یا در سازندگی میهن خویش همت نداشته باشد، قطعا برای همسایه هم چنین نخواهد کرد. تجربه بیش از چهاردهه پیش روی همه ماست. آیا آنان به اندازه هزینه‌ای که تحمیل کرده‌اند، به اندازه یارانه‌ای که مصرف کرده‌اند برای ایران، کاری هم کرده‌اند؟

     

  • جنایت به نام غیرت/ فرزند، امانت است نه مایملک/ حکومت از منظر مصلحت قاتل را مجازات کند

    جنایت به نام غیرت/ فرزند، امانت است نه مایملک/ حکومت از منظر مصلحت قاتل را مجازات کند

    ولی دم دختر مقتول پدر است ولی وقتی پدر خود قاتل است باید درنظر داشت جدای بحث پدر و فرزندی، یک شهروند جان شهروند دیگر را گرفته است و جا دارد در این فقره حکومت از درِ مصلحت وارد شود. تئوری مصلحت برای همین موقع‌هاست… اگر هم پدر به عنوان ولی‌دم خود را شایسته قصاص نداند و ببخشاید آیا مدعی‌العموم نمی‌تواند به خاطر آن که یک شهروند جمهوری اسلامی ایران را از ادامۀ زندگی محروم کرده وارد عمل شود؟ ضمن این که قتل را در پیاده‌رو و در ملأ عام انجام داده و موجب هراس در جامعه هم شده و امنیت مردم را هم سلب کرده و از این نظر هم حکومت می تواند وارد شود.

    جنایت به نام غیرت/ فرزند، امانت است نه مایملک/ حکومت از منظر مصلحت قاتل را مجازات کند

       عصر ایران؛ مهرداد خدیر- به تصویر دختر جوان که نگاه می‌کنی به عمق جنایت پی می‌بری و البته باور‌پذیر نیست. تنها باید خود پدر دختری باشی تا بدانی کاری که آن مرد با دختر خود کرده چقدر نفرت‌زا و شنیع است.

       چون دختر با کار در یک سالن زیبایی کار مستقلی برای خود دست و پا کرده مرد وحشیانه به او هجوم برده و با ضربات کارد دختری با هزار امید را از پا درآورده و لابد این کار را به اسم غیرت انجام داده و باز لابد تصور می‌کند چون ولیّ‌دم خود اوست بیم مجازات شدید هم ندارد.

       اگر هم پدر به عنوان ولی‌دم خود را شایسته قصاص نداند اما آیا مدعی‌العموم نمی‌تواند به خاطر آن که یک شهروند جمهوری اسلامی ایران را از ادامۀ زندگی محروم کرده وارد عمل شود؟ ضمن این که قتل را در پیاده‌رو و در ملأ عام انجام داده و موجب هراس در جامعه هم شده و امنیت مردم را هم سلب کرده و از این نظر هم حکومت می‌تواند وارد شود.

       آیا هر مرد به صرف آن که پدر است حق دارد جان فرزند خود را بگیرد؟ به صِرف این که ظنی برده یا با کار او مخالف است؟

      طبعاً در مقام بحث شرعی قصاص نیستیم و طبیعی است که ولی‌دم فرزند مقتول، پدر باشد اما فرض قانون‌گذار و شارع این بوده که پدر دربارۀ خون فرزند تصمیم بگیرد که ببخشاید یا طلب قصاص کند ولی چون دوست، دشمن است شکایت به کجا باید برد؟

      این کدام فرهنگ مردسالار و ضد زندگی است که به جای آن که به چشم‌های دختر زیبای خود نگاه کند و انرژی بگیرد دست خود را به خون او بیالاید؟
       یکی از همکاران سابق رسانه‌ای که دختری هنوز به نسبت جوان است و بخش اصلی بار اجاره خانه خانواده را در منطقه‌ای متوسط بر دوش می‌کشد می‌گفت تمام دل‌خوشی من این است که شب‌ها پدرم در سنین بالا بیدار می‌ماند و تا مرا نبیند که از کار رسانه به خانه بازگشته‌ام و مرا نبوسد به رخت‌خواب نمی‌رود. بوسیدنی که سپاس اوست از همراهی من در تأمین کرایه خانه تا ناچار از کوچ به محله‌ای دیگر نشویم چون تمام خاطرات ما با همین محل گره خورده و خود البته سالیان صاحب‌خانه بودیم و پدر بابت بدهی‌های ناخواسته از دست داد و تورم ناگهانی هم مجال جبران را ستاند ولی سال‌هاست باز در همان محل زندگی می‌کنیم نه در خانه خودمان که در خانه استیجاری و با مبلغ کرایه بالا  که هر سال هم بر آن افزوده می‌شود.

       دختر اما به خانواده کمک می‌کند و پدر هم به دختر مهر می‌دهد و تازه آن خانم در سنی است که می‌تواند خود مادر باشد و این دختر که بی‌گناه کشته شده بسیار جوان‌تر و به محبت نیازمندتر است. اما به جای آن که غرق بوسه کندش غرقه در خونش کرده!

       در جامعه‌ای که برادر از برادر خبر ندارد و همه درگیر تأمین یک لقمه نان و گذران زندگی‌اند مرد قاتل خیال کرده کار کردن دختر را دوست و آشنا برنمی‌تابند و نشان غیرت و مردانگی در کشتن فرزند است. حال آن که نام این جنایت هر چه باشد غیرت نیست. عین نامردی است.
       جدای بحث پدر و فرزندی، در این فقره یک شهروند جان شهروند دیگر را آن هم در معبر عمومی و در برابر دیدگان حیرت زده دیگران گرفته است و جا دارد حکومت از درِ مصلحت وارد شود. تئوری مصلحت برای همین موقع‌هاست کما این که خفاش شب مشهد هم مدعی بود دست او هم به آن زنان نخورده ولی اعدام شد و البته متهم شد به زنا با زن شوهردار ولی خود قبول نداشت اگرچه جامعه و حتی مخالفان اعدام از اعدام او خرسند بودند.
      آری، مطابق شرع ولی‌دم می‌تواند از خون فرزند خود بگذرد و به تعبیر قرآن حیات در قصاص است و بخشندگی بهتر ولی اینجا پدری دخترش را کشته و این دختر ذیل قوانین جمهوری اسلامی در حال انجام کاری قانونی بوده تازه اگر غیر قانونی هم بوده و خدای ناکرده کار خلاف شرعی هم اگر انجام داده بود باز باید مراجع قانونی و قضایی به اتهام او رسیدگی می‌کردند نه آن که یک شهروند دیگربه خود اجازه دهد مجازات کند ولو پدرش باشد. چون امانتی بوده نزد پدرش نه مایملک او و کاری که پدر کرده هم جنایت است هم خیانت در امانتی که نزد او بوده است و شایسته مجازات است. مجازاتی که در شرع هم نیامده باشد به موجب مصلحت قابل تعیین است. کما این که در شرع خرید و فروش مواد مخدر جرم نیست اما مجمع جرم انگاری کرده است و خیلی موارد دیگر که مصلحت بر شرع می چربد یا در میانه عرف (قوانین مدرن) و شرع ( مقررات دینی) و مطابق نیازهای روز قرار می‌گیرد.
  • از هانده ارچل تا بوراک اوزچیویت؛ درآمد نجومی ترکیه با تجارت چهره‌ها/ ترکیه دومین صادرکننده سریال در جهان

    از هانده ارچل تا بوراک اوزچیویت؛ درآمد نجومی ترکیه با تجارت چهره‌ها/ ترکیه دومین صادرکننده سریال در جهان

    صنعت سریال‌سازی ترکیه با وجود ضعف‌های هنری، به یکی از سودآورترین بخش‌های اقتصادی این کشور تبدیل شده است. برندینگ بازیگران، بازاریابی هوشمند و صادرات گسترده به بیش از ۱۰۰کشور، این صنعت را به یک تجارت میلیاردی تبدیل کرده‌اند. اما آیا این موفقیت اقتصادی، می‌تواند ضعف‌های ساختاری در فیلم‌نامه و روایت را پنهان کند؟

    ریحانه اسکندری: سینمای ترکیه، به‌ویژه در حوزه سریال‌سازی، یک مدل اقتصادی بی‌نظیر اما بحث‌برانگیز دارد. برخلاف سینماهای صاحب سبک مانند هالیوود، سینمای فرانسه یا سینمای کره، ترکیه چندان بر خلاقیت فیلم‌نامه و پیچیدگی داستانی تمرکز ندارد، بلکه با تجاری‌سازی چهره‌ها، بازاریابی هدفمند، و سرمایه‌گذاری روی بازارهای خارجی، موفق شده است صنعت خود را به یکی از سودآورترین بخش‌های اقتصاد فرهنگی تبدیل کند.

    اما این موفقیت اقتصادی، لزوماً به معنای موفقیت هنری نیست. بسیاری از آثار تولیدشده در ترکیه به‌دلیل ضعف فیلم‌نامه، استفاده از کلیشه‌های تکراری، و روایت‌های احساسی سطحی، مورد انتقاد قرار می‌گیرند.
    با این حال، درآمد نجومی از صادرات سریال‌ها، جذب مخاطب بین‌المللی، و تبدیل بازیگران به برندهای جهانی، این صنعت را همچنان پابرجا نگه داشته است.

    در این گزارش به تحلیل عوامل درآمدزایی صنعت سریال‌سازی ترکیه می‌پردازیم.

    صادرات سریال‌های ترکیه؛ یک تجارت میلیاردی

    از تلویزیون محلی تا ۱۹۰ کشور جهان
    ترکیه بعد از آمریکا، دومین صادرکننده بزرگ سریال‌های تلویزیونی در جهان است. سریال‌های ترکیه‌ای در کشورهای مختلف، به‌ویژه در خاورمیانه، آمریکای لاتین، بالکان، آسیای مرکزی و حتی بخش‌هایی از اروپا و آسیا، پخش می‌شوند.

    همه این ها در شرایطی است که درآمد ترکیه از صادرات سریال‌ها به بیش از ۶۰۰ میلیون دلار در سال رسیده است. این رقم نشان می‌دهد که بخش بزرگی از اقتصاد سرگرمی این کشور، بر صادرات محتوا استوار است، نه کیفیت درونی آثار. آن چیزی که وضوح  حس می شود عدم وجود فیلم نامه و حتی نبود  پایه ای قدرتمند به نام نویسنده باعث شده است که محتوای سریال های ترکی  به هیچ عنوان قابل دفاع نباشد. اما رعایت قاعده تجارت برگ برنده ترک ها در این پروسه بوده است.

    سریال های ترکی با استفاده از  درام‌های احساسی و عاشقانه که برای بینندگان عام جذابیت بالایی دارند، کیفیت بصری بالا با فیلم‌برداری حرفه‌ای و استفاده از لوکیشن‌های مجلل به دلیل داشتن  امکانات فنی بهتر و  بازاریابی هوشمندانه و توزیع گسترده در پلتفرم‌های بین‌المللی توانسته اند یکی از بزرگ ترین تجارت ها در حوزه سریال‌سازی را ایجاد کنند. فروش عجیب و غریب سریال ها و قرارداد های تجاری پیچیده، باعث می‌شود تهیه کننده ها و کمپانی ها ترک که در این حوزه فعالیت دارند چند برابر بودجه خود درآمد داشته باشند و بتوانند کیفیت فنی  خود را با خرید ابزار با کیفیت  بالا نگه دارند. این در شرایطی است که در سریال های ترکی استفاده از لوکیشن های پر هزینه، یا صحنه هایی که تولیدشان برای عوامل و تهیه کننده دشوار باشد به ندرت دیده می شود یا اصلا دیده نمی شود. در هیمن فضا و به همین دلایل بازیگر ها نیز در این کشور مدام در حال انجام دادن یک دور ثابت هستند، زیرا محتوا تغییری ندارد و  صرفا لباس هایی که برای هر قسمت به تن می‌کنند تغییر می‌کند.
    ذکر این موضوع به این معنا نیست که بازیگر ها ترک حرفی در بازیگری ندارند، اتفاقا در جامعه سریال سازی ترک بازیگران بسیار خوب با بازی های بسیار قابل توجه حضور دارند، اما عدم وجود فیلم‌نامه باعث می شود آن ها نیز نتوانند دایره انتخابی خوبی برای نشان دادن توانایی های خود داشته باشند.

    اما نقاط قوت  و ضعف این شرایط چیست؟ نقطه قوت این است که ترکیه به‌خوبی توانسته یک مدل تجاری برای فروش سریال‌هایش ایجاد کند و از این طریق، سرمایه‌گذاری خارجی جذب کند و اما نقطه ضعف هنری این است که  در بسیاری از این سریال‌ها، فیلم‌نامه‌های ضعیف، شخصیت‌های سطحی، و داستان‌های کلیشه‌ای باعث کاهش ارزش هنری آن‌ها شده است.

     برندینگ بازیگران؛ بازیگران یا سفیران تجاری؟

    یکی از استراتژی‌های اصلی صنعت سریال‌سازی ترکیه، تبدیل بازیگران به برندهای تجاری است. برخلاف هالیوود، که کیفیت بازی و مهارت‌های بازیگری تعیین‌کننده موفقیت یک هنرپیشه است، در ترکیه ظاهر جذاب و محبوبیت اینستاگرامی مهم‌تر از استعداد بازیگری محسوب می‌شود. بسیاری از بازیگران مطرح ترکیه، نه فقط به‌عنوان بازیگر، بلکه به‌عنوان سفیر برندهای بین‌المللی فعالیت می‌کنند. این موضوع به شکلی شده است که بازیگران ترک بیشتر از این که بتوانند در سریال ها بدرخشند در ایونت‌های مربوط به لباس و مهمانی‌های بین المللی مربوط به مدلینگ حضور دارند. صحنه های بزرگ جهانی که مربوط به مد و لباس هستند بسیار مورد بحث هستند  و حضور بازیگران در این صحنه های می تواند نشان دهنده جهانی شدن  آن ها باشد اما سوالی که وجود دارد این است که آیا بازیگران ترک می توانند با همین شدت در جشنواره های سینمای که در آن بازیگران بزرگ  به رقابت می پردازند حضور داشته باشند؟  همین موضوع باعث می شود هویت هنری آن ها به عنوان سفیر تجاری که برای کمپانی های داخلی این کشور پول سازی می‌کند، یا بازیگری که شبانه روز برای هنرش وقت می گذارد تفاوتی بزرگ دیده شود. این در شرایطی است که این سفیران تجاری دقیقا به اندازه بزرگ‌ترین بازیگران جهان می توانند درآمدزا باشند.

    نمونه‌هایی از چهره‌های تجاری شده می تواند بوراک اوزچیویت باشد که چهره تبلیغاتی برندهای خاورمیانه‌ای است و قراردادهای چندمیلیون دلاری با شرکت‌های عربی در حوزه تبلیغ دارد.
    جان یامان بازیگر دیگر ترک است که اتفاقا به دلیل شکل چهره اش دارای محبوبیت خوبی در ایتالیا است، او نیز با  همکاری با برندهای لوکس، حضور در تبلیغات جهانی خود را در این بازی نگه می‌دارد.
    توبا بویوک‌اوستون، یک چهره شناخته‌شده ترک در بحث مدلنیگ در کشور فرانسه است و حضور در جشنواره‌های بین‌المللی در حوزه مد حضور داشت است.
    هانده ارچل هم یکی از پربازدیدترین چهره‌های اینستاگرام ترکیه است که با مطرح ترین برندهای زیبایی و مد و همکاری دارد و تبدیل به یک چهره جهانی در این حوزه شده است.

    از جهات مثبت بازیگران ترک به‌عنوان یک برند شخصی، فراتر از سینما و تلویزیون درآمد کسب می‌کنند و از طرف دیگر بسیاری از این بازیگران به‌جای ارتقای مهارت‌های هنری، تمرکزشان بر تبلیغات، مدلینگ، و شبکه‌های اجتماعی است.

     ورود نتفلیکس و تغییر مدل اقتصادی سریال‌های ترکیه

    با ظهور پلتفرم‌های استریمینگ مانند نتفلیکس، آمازون پرایم، و دیزنی پلاس، مدل توزیع سریال‌های ترکیه‌ای متحول شده است.

    نتفلیکس با سرمایه‌گذاری روی سریال‌های ترکیه‌ای مثل «The Protector» (حافظ)، «The Gift» (هدیه)، و «Who Were We Running From?» (از دست کی فرار می‌کردیم؟) سعی کرده این محتوا را به بازار جهانی برساند.

    اما این همکاری چالش‌هایی هم داشته است:

    مدت زمان اپیزودها در سریال های ترکی که در تلویزیون پخش می‌شود ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه است که این اصلا مطابق  استانداردهای بین‌المللی نیست و برای آن‌ها مناسب نیست. هر چند که آن در کار های دیجیتال سعی در کاهش زمان هر قسمت دارند اما آن اتفاقی که باید رخ نداده است. از طرفی دیگر سانسور و محدودیت‌های محتوایی مانع از ساخت داستان‌های چالش‌برانگیز شده است. موضوع دیگر این است که رقابت با محتوای باکیفیت‌تر از آمریکا، کره و اروپا باعث شده سریال‌های ترک سخت‌تر دیده شوند.

    نقطه قوت این ماجرا این است که پلتفرم‌های دیجیتال به صنعت سریال‌سازی ترکیه امکان داده‌اند تا به بازارهای جدید دسترسی پیدا کنند، اما هنوز بسیاری از سریال‌های ترک، به‌دلیل وابستگی به فرمول‌های سنتی، در بازار جهانی نتوانسته‌اند جایگاه قوی پیدا کنند.

    ضعف فیلم‌نامه و کلیشه‌های تکراری

    یکی از مهم‌ترین انتقادها به سریال‌های ترکیه‌ای، ضعف در نوشتار و استفاده از کلیشه‌های فرسوده است. اغلب این سریال‌ها بر محور موضوعاتی همچون عشق‌های ممنوعه، خیانت، انتقام و درام خانوادگی می‌چرخند و کمتر شاهد خلاقیت در داستان‌پردازی هستیم. اما چرا این کلیشه‌ها همچنان کار می‌کنند؟ یکی از این موارد است که مخاطبان در خاورمیانه و آمریکای لاتین، به درام‌های احساسی علاقه دارند.

    از طرفی دیگر سریال‌های طولانی، فرصت بیشتری برای تبلیغات و کسب درآمد ایجاد می‌کنند.

    این موضوع نیز قابل توجه است که در هر حال فرمول‌های امتحان‌شده، کم‌ریسک‌تر و تجاری‌تر هستند بنابراین ترک ها به دنبال تغییر آن نیستند.

    درست است که این سبک سریال‌ها همچنان مخاطب دارند و فروش خوبی دارند اما  فقدان نوآوری باعث می‌شود سینمای ترکیه در سطح جهانی جدی گرفته نشود. آن چیزی که بسیار جدی است این مورد است که چنین شبه فیلم‌نامه هایی اصلا نمی‌تواند ارزش هنری داشته باشد و در در سطح حتی برخی های کار های سطح پایین بین المللی در قرار بگیرند.

    نقش دولت ترکیه در صنعت سریال‌سازی

    سینمای ترکیه فقط یک تجارت نیست، بلکه ابزار دیپلماسی فرهنگی نیز محسوب می‌شود.
    دولت ترکیه از سریال‌هایی مثل «قیام ارطغرل» و «عثمان» برای ترویج تاریخ عثمانی و ایدئولوژی ملی‌گرایانه استفاده کرده است.

    همچنین، این سریال‌ها تأثیر مستقیمی بر صنعت توریسم ترکیه دارند. بسیاری از گردشگران خارجی به‌دلیل دیدن سریال‌های محبوب، به شهرهایی مانند استانبول، کاپادوکیه، و بودروم سفر می‌کنند.

    پس زمانی که سریال‌ها به جذب گردشگر و افزایش نفوذ فرهنگی ترکیه کمک می‌کنند دولت  از این موضوع حمایت جدی می‌کند، اما از جنبه ای دگیر برخی سریال‌ها بیشتر به تبلیغات سیاسی شباهت دارند تا آثار هنری مستقل.

    پس به صورت کلی می‌توان گفت تجاری‌سازی بازیگران و برندینگ آن‌ها، مدل صادرات سریال و جذب سرمایه خارجی،  همکاری با نتفلیکس و ورود به بازارهای جدید و استفاده از سینما به‌عنوان ابزار قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی باعث درآمد  نجومی ترک ها در  داخل و خارج شده است  اما این موفقیت اقتصادی، همیشه به معنای موفقیت هنری نیست.