دسته: اجتماعی

آخرین خبرهای اجتماعی

  • وزیر کشور: بگیر و ببندها، مردم را مایوس می کند

    وزیر کشور: بگیر و ببندها، مردم را مایوس می کند

    وزیر کشور: بگیر و ببندها، مردم را مایوس می کندعبدالرضا رحمانی فضلی در حاشیه اولین گردهمایی روسای شورای امر به معروف و نهی از منکر وزارتخانه ها و دستگاه های اجرایی کشور گفت: اگر مبتنی بر فطرت انسان ها حرکت و تلاش کنیم و دل ها را به دست آوریم، همه استقبال خواهند کرد و اسلام با سرعت بیشتری در قلوب انسان ها رشد پیدا می کند.

    برای انجام این کار لازم است ما مسوولان کار خود را خوب انجام دهیم و انتظار داریم موضوع امر به معروف و نهی از منکر در دستگاه های اجرایی و اداری کشور اجرا شود اما این اتفاق نیفتاده است و نباید به دنبال دلایل آن باشیم.
    به گزارش ایسنا، رحمانی فضلی یکی از دلایل اجرا نشدن امر به معروف و نهی از منکر را در دستگاه های اجرایی مربوط به اعتقاد و ایمان به این موضوع دانست و تاکید کرد: آیا ما به اجرایی کردن امر به معروف و نهی از منکر اعتقاد و ایمان داریم و این موضوع در دستور کار روزمره ما است؟ اگر به راستی به این موضوع اعتقاد و ایمان داشته باشیم، بقیه مسائل درست می شود.
    از سوی دیگر باید به روش ها و شیوه های اقدام نیز توجه کرد. آیا روش های در پیش گرفته شده و اقدامات انجام شده مطابق با عقل و فطرت است؟
    وی اضافه کرد: پیگیری بر اجرای امر به معروف و نهی از منکر موثر است. تجربه نشان داده روش های در پیش گرفته شده موفق نبوده است. ما حرف های قشنگی می زنیم و هدف های والایی داریم که به عنوان مثال در برنامه پنجم توسعه آمده است، اما این برنامه ها به طور کامل اجرا نشده است.
    وزیر کشور تاکید کرد: آسیب شناسی باید مورد توجه قرار گیرد و روی ضعف و کاستی های خود کار کنیم. اتفاقاتی که در ۳۷ سال اخیر در جامعه افتاده، یک شبه رخ نداده است و با گذشت این مدت مسائلی به ارزش تبدیل شده اند که کاملاضد ارزش هستند.
    رحمانی فضلی اضافه کرد: در برخورد با مسائل باید اهم فی الاهم کنیم و روش های ما قابل بازنگری و آسیب شناسی است و لازم است همه ابعاد امر به معروف و نهی از منکر را مورد توجه قرار دهیم. اگر در ۳۷ سال اخیر به سه، چهار منکر اصلی، دروغ و غیبت دقیق تر پرداخته بودیم، در حال حاضر وضعیت بهتر بود، چون کسی که منکراتی مانند دروغ و غیبت را مرتکب نشود، برخی دیگر از گناهان را نیز انجام نمی دهد.
    وی در ادامه گفت: دایره امر به معروف و نهی از منکر خیلی وسیع است و همه کارهای ما باید براساس قانون باشد. در حکومت ولی فقیه فصل الخطاب است، البته مراجع عظام دیگری در کشور وجود دارند اما نظر ولی فقیه به عنوان فصل الخطاب مطرح می شود. در اجرا هم قانون فصل الخطاب است و اگر هرکسی سلیقه ای امر به معروف و نهی از منکر را اجرا کند ما به جایی نمی رسیم.
    رحمانی فضلی با اشاره به ضرورت پیگیری اقدامات اظهار کرد: ضعف اساسی سیستم های ما پیگیری است. حرف های خوب می زنیم، برنامه ریزی می کنیم ولی پیگیری نمی کنیم. پس از پیگیری نیز ارزیابی لازم است.
    وی با اشاره به وظایف وزارت کشور گفت: این وزارتخانه متولی هماهنگی میان بخش های مختلف است و ما دو بخشنامه در زمینه توسعه و ترویج فرهنگ اقامه نماز و امر به معروف و نهی از منکر صادر کردیم و پیگیری های ما در این زمینه مطلوب بوده است.
    وزیر کشور با اشاره به تاثیرات رسانه های نوین گفت: ما در معرض تهدیدات فراوانی از سوی رسانه هایی مانند ماهواره ها و شبکه های اجتماعی هستیم. آنها منفعت طلبی و سودجویی را به عنوان اصالت مطرح می کنند. در چنین شرایطی باید این فضا را مدیریت و کنترل کنیم.
    رحمانی فضلی اضافه کرد: استفاده از نیروی انتظامی، باید آخرین خط فعالیت های ما باشد، سال قبل از تعداد زیادی از جوانان تعهد گرفته ایم. وقتی که پرونده ای برای این جوانان تشکیل شود، ممکن است به احساس یاس در میان آنها بینجامد.
    در ادامه این نشست، حجت الاسلام والمسلمین احمد زرگر، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر گفت: امر به معروف پیشگیری است نه برخورد. ۹۸ درصد از احکام اسلام پیشگیری است و دو درصد باقیمانده نیز باید برخورد به گونه ای انجام شود که منتهی به پیشگیری شود.
  • ۸۰۰ هزار نفر از حذف شدگان دوباره یارانه می گیرند

    ۸۰۰ هزار نفر از حذف شدگان دوباره یارانه می گیرند

    سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس: افراد یارانه بگیر تا پایان تیرماه ۷۵،۲۲۵،۷۰۸ نفر بودند و از ۴ میلیون نفری که یارانه آنها حذف شده است،بیش از ۸۰۰ هزار نفر به فهرست یارانه‌بگیران اضافه شدند.
    محمدمهدی مفتح در مصاحبه با صدا و سیما به تشریح جلسه امروز کمیسیون «برنامه و بودجه و محاسبات» مجلس درباره ارزیابی عملکرد دولت در حوزه هدفمندی یارانه ها در طول ۴ ماه گذشته پرداخت.
    وی افزود: مسئولانی از «وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» و «سازمان هدفمندی یارانه ها» در این جلسه حضور داشتند و گزارش خود را ارائه کردند.
    مفتح گفت: مبلغ هدفمندی یارانه ها در قانون بودجه برای کل سال، ۴۸ هزار میلیارد تومان پیش بینی و تصویب شده است.
    وی افزود: این رقم برای ۴ ماهه اول سال حدود ۱۴،۶ هزار میلیارد تومان می شود اما آنچه دولت موفق به وصول آن شده ۱۰،۳ هزار میلیارد تومان است یعنی دولت بیش از ۴ هزار میلیارد تومان کمبود وصولی از محل افزایش قیمت ها در طی ۴ ماه گذشته داشته است.
    سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات پرداختی‌ها از محل هدفمندی یارانه ها در طول ۴ ماه گذشته را به این شرح عنوان کرد:
     ۱۳،۷ هزار میلیارد تومان یارانه نقدی به حساب سرپرست خانوارها
     ۱۶۰میلیارد تومان بابت بسته های غذایی حمایت از قشرهای آسیب پذیر
     ۵۰۰ میلیارد تومان برای کمک به امر بهداشت به وزارت بهداشت و درمان
     ۱۵۰ میلیارد تومان به آموزش و پرورش براساس حکم قانون بودجه
     ۲۵ هزار و ۳۹۰ میلیارد تومان به وزارت صنعت، معدن و تجارت بابت احکام بودجه
     ۳ میلیارد تومان به وزارت جهاد کشاورزی برای کمک به سازمان چای کشور
     ۲۰ میلیارد تومان برای اصلاح ساختارهای فناوری تولیدی
    مفتح گفت: علاوه بر این در سال ۹۰ عیدانه ای به مبلغ ۴ هزار میلیارد تومان سازمان هدفمند سازی یارانه ها به دولت بدهکار شد و این رقم در اردیبهشت امسال تسویه شد.
    وی افزود: افراد یارانه بگیر در پایان تیرماه براساس آماری که ارائه شد ۷۵ میلیون و ۲۲۵ هزار و ۷۰۸ نفر بودند.
    سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات گفت: در این کمیسیون درباره حکمی که در قانون بودجه ۹۵ آمده است که در راستای حمایت از قشرهای کم درآمد، یارانه قشرهای پردرآمد حذف شود، بحث شد اینکه بعضاً برخی افراد اشتباهاً حذف شده‌اند و جزو افراد پردرآمد نیستند.
    وی افزود: مسئولان توضیح دادند این کار به نحو احسن انجام شود و این قشرها بتوانند یارانه خود را دریافت کنند.
    مفتح گفت: گزارشی ارائه شد که از حدود ۴ میلیون نفری که یارانه نقدی آنها حذف شده، یارانه بیش از ۸۰۰ هزار نفر برگشت داده شده است یعنی به فهرست یارانه بگیران اضافه شده اند.
  • کدام بانک‌ها وام ازدواج می دهند؟

    کدام بانک‌ها وام ازدواج می دهند؟

     کدام بانک‌ها وام ازدواج می دهند؟
    با افزوده شدن بانک سینا در سامانه تسهیلات قرض الحسنه ازدواج، تعداد بانکها و موسسات اعتباری که وام ازدواج می دهند به ۲۹ عدد رسید.
    تعداد بانکها و موسسات اعتباری که وام ازدواج می دهند به ۲۹ عدد رسید.
    به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، به نقل از روابط عمومی بانک مرکزی، متقاضیان دریافت تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج می‌توانند از ۲۴‏ مرداد ۱۳۹۵ نسبت به انتخاب بانک سینا در سامانه ازدواج اقدام کنند.
    گفتنی است با افزوده شدن این بانک در سامانه تسهیلات قرض الحسنه ازدواج، تعداد بانکها و موسسات اعتباری که وام ازدواج می دهند به ۲۹ عدد رسید.
    در حال حاضر بانک های ملت، رفاه کارگران، مسکن، سپه، کشاورزی، ملی ایران، تجارت، صادرات ایران، پارسیان، سامان، قرض الحسنه مهر ایران، انصار، دی، قرض الحسنه رسالت، توسعه تعاون، ایران زمین، حکمت ایرانیان، پاسارگاد، آینده، اقتصاد نوین، قوامین، شهر، گردشگری، سینا، پست بانک ایران، صندوق کارآفرینی امید، موسسه اعتباری عسکریه، موسسه اعتباری کوثر و موسسه اعتباری نور، بانکهای پذیرفته شده در سامانه تسهیلات قرض الحسنه ازدواج هستند.

  • کنسرت، سینما و ورزشگاه نرویم، کجا برویم؟

    کسانی که علیه سینما و کنسرت و فوتبال موضع می‌گیرند ناخواسته جوانان را به سوی محصولات فرهنگی فرنگی سوق می دهند…
    کنسرت، سینما و ورزشگاه نرویم، کجا برویم؟

    می‌خواهم از نگاه یک جوان به مسئله اخیر لغو کنسرت‌ها و حواشی آن بپردازم. مسئله‌ای که به نظر می‌رسد در حال تبدیل  شدن به یک دغدغه اجتماعی است. وقتی توصیه می‌شود در کشور کنسرت برگزار نشود و یا شرکت کنندگان در کنسرت متهم به بی‌بندوباری می‌شوند سوالی در ذهن جوانان کشور که متعقل به نسل سوم و چهارم هستند ایجاد می‌شود که اگر کنسرت نرویم یا در سینما فیلم دلخواه خود را نبینیم یا در فعالیت‌های اجتماعی شرکت نکنیم، دقیقا کجا برویم و انرژی خود را تخلیه کنیم؟

      برای نسل ما اندازه جهان برای این نسل به اندازه یک موبایل یا تبلت است. به واسطه شبکه‌های جهانی امروز تمام اتفاقات دنیا پیش چشم ماست. متولدین دهه ۶۰، ۷۰ و حتی ۸۰ در جریان تمام اتفاقات فرهنگی و اجتماعی دنیا هستند. بسیاری از اینها درگیری سریال‌های چند فصلی ساخت آمریکا، اروپا و حتی ترکیه هستند. بخشی از آنها در مترو، اتوبوس، ماشین و حتی سرکلاس دانشگاه موسیقی غربی گوش می‌دهند. به روز ترین فیلم‌های سینمای هالییود از طریق اینترنت به راحتی در اختیار جوانان ایرانی است.

    به نظر شما می‌شود به این جوانان با چنین دیدگاه‌هایی گفت در کنسرت شرکت نکنید؟ آیا آنها دلایل مسئولان فرهنگی، قضایی، اجتماعی و سیاسی ما را که عمدتا از نسل اول و دوم انقلاب هستند برای تعطیلی یک کنسرت یا اجازه اکران ندادن به یک فیلم را می‌پذیرند؟

    آنها ایران را با کشورهای دیگر مقایسه می‌کنند. برای نسل‌های تازه ایران بسیاری از این دلایل پذیرفتنی نیست. برخی از خطبه‌ها، برخی از سخنرانی‌ها به هیچ وجه نمی‌تواند جوان ایرانی را قانع کند که به کنسرت نرود.

    جوانان اول انقلاب و یا دهه ۷۰ درگیر رسیدن به آرمان‌های خود بودند. انقلاب، جنگ، اصلاحات و … باعث شده بود آنها اندیشه‌ای متفاوت از جوانان امروز داشته باشد. جوان امروز به دنبال تفریح و جایی برای سپری کردن وقت خود است. این معنا نه مختص جوانان ایران بلکه دربرگیرنده همه جهان است. تفاوت جهان با ما در این است که آنها اجازه می‌دهند جوان انرژی پنهان خود را در مکان‌های فرهنگی و اجتماعی تخلیه کنند.

    در ایران اما جوانان به دلیل نبود چنین امکاناتی مجبور هستند انرژی خود را در فضای مجازی و در حال ناسزاگفتن به این و آن صرف کنند. کاش مسئولان کشوری بگویند جوان به کنسرت نرود کجا برود؟ چه برنامه‌ای برای خالی کردن انرژی جوانان طراحی  کرده‌ایم؟ کاش پاسخ می‌دادند برای جوانان مشهدی چه امکاناتی تدارک دیده‌اند که آنها زمان را خود را در این مکان‌های فرهنگی و اجتماعی سپری کنند.

    بگذارید برای درک بهتر جامعه ایران مثالی برایتان بزنم. راننده تاکسی در خط پررفت و آمدی در تهران در حال داد زدن برای سوار شدن مسافران به تاکسی خود بود اما درهای ماشین را قفل کرده بود و مسافران نمی‌توانستند سوار بر آن شوند و به خاطر همین راهی ماشین‌‌های دیگر می‌شدند که حتی تاکسی هم نبودند تا به مقصد خود برسند.

    مسائل فرهنگی کشور ما نیز همچون این راننده تاکسی است که فقط داد می‌زند اما مسافران به دلیل قفل بودن درها نمی‌توانند سوار آن شوند. این روزها و یا بهتر بگویم این سال‌ها برخی از مسئولان کشور با مسائل فرهنگی به گونه‌ای رفتار می‌کنند که با بزه‌های اجتماعی برخورد می‌کنند. تاکسی با درهای بسته ؛ حال و روز فرهنگ امروز کشور ما!

    رفتار قهرآمیز اما باعث می‌شود که جوانان به راحتی و بدون هیچ زحمتی به سمت درهای خروجی کشور راهنمایی شوند تا ما تنها در مسئله فرهنگی فقط داد بزنیم و نتوانیم جونان کشور را با خود همراه کنیم .مواظب باشیم با سخت‌گیری‌های فرهنگی نسل سوم خود را از دست ندهیم. ضمن این که در دنیای امروز سرگرمی تنها سرگرمی نیست یک صنعت است و عده ای در این صنعت سرگرم اند و اشتغال تنها در کارگاه و کارخانه تبلور نمی یابد.

  • آغاز یک راه بی پایان

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

    نون سوگند به قلم و آنچه مى ‏نویسند (۱)

    به یاری خداوند متعال آغازگر راهی خواهیم بود بی پایان و انتهایی نا معلوم، اما راهی روشن و شفاف. با هدفی بزرگ و آرزویی والا که همانا عزت و سرافرازی ایران عزیز و اعتلای انقلاب اسلامی عزیزمان می باشد.

    رسانشر با همت تنی چند از جوانان این سرزمین و با هدف نشر  و اطلاع رسانی صحیح و صادقانه اخبار و وقایع طی روزهای گذشته کار خود را آغاز نموده است. این رسانه برخط با انتشار به روز اخبار و رویدادها و مطالب آموزنده و خواندنی سعی در فراهم نمودن خوراک خبری، فرهنگی و اجتماعی برای اقشار مختلف جامعه را دارد.

    رسالت خبری رسانشر با اتکا به ایزد منان و اراده جوانان و دست اندرکاران این رسانه خبری تحلیلی بر انتشار اخبار و مطالب سالم و درست و فارغ از هرگونه منفعت طلبی فردی، سیاسی و جناحی می باشد. رسانشر صداقت در گفتار و شفافیت در رفتار را سرلوحه و شعار خود قرار داده است و در این راه تمام تلاش خود  را انجام خواهد داد تا اسیر زرق و برق های فریبنده و عواملی چون غرور، منفعت طلبی و ثروت اندوزی نشود.

    رسانشر خود را از مردم و مردم را از خود می داند. همراه و همپای مردم برای انتشار خواسته ها، دردها و مشکلاتشان خواهد بود و در این راه بعد از خدا بسوی مردم دست یاری دراز خواهد کرد.

    با وجود چندین خبرگزاری، روزنامه و نشریات متعدد الکترونیکی شاید این سوال پیش بیاید که چه نیازی به رسانشر و رسانه های نوپاست؟ باید گفت که جامعه برای پویایی و فعالیت نیاز به صداهای مختلف دارد و سکون و سکوت جامعه را از درون متلاشی می کند. حتی با وجود رسانه های متعدد هنوز هم خلاء رسانه ای به نسبت پراکندگی جمعیت در ایران وجود دارد و رسانه های جدید با اهداف جدید برای رسیدن به واقعیت مسائل روز لازمند چراکه متاسفانه اکثر رسانه ها وابستگی هایی دارند و در برخی مواقع مجبور به سکوت هستند و یا برخی دیگر که از خود جریان ها هستند و خبرسازی هایی می کنند که آرامش جامعه را بر هم می زند. وجود رسانه هایی همچون رسانشر می تواند با انتشار واقعیات جامعه و اخبار صادقانه در مواقع لزوم از اختلاف، چند دستگی و اشتباهات محرز جلوگیری نماید.

    ما عهد بسته ایم که جز حقیقت نگوییم و ننویسیم. جز صداقت راه دیگری انتخاب نکنیم و با مردم تا آخرین لحظه بمانیم.

    رسانشر، پایگاه خبری تحلیلی تازه ایست که بر پایه قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران بنا نهاده شده و بر اساس قوانین اینترنتی جمهوری اسلامی ایران نیز به کار خود ادامه خواهد داد.

    به امید حمایت و همراهی ملت عزیز و سربلند ایران اسلامی

    یا علی

    ۲۳ مرداد ۱۳۹۵

    شبنم حاجی اسفندیاری

    مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی رسانشر

    ۱)سوره مبارکه قلم آیه ۱

  • پاسخی که سید احمد خمینی درباره اعدام‌های ۶۷ به آیت الله منتظری داد

    در حالی که همان قاضی شرع مورد اعتماد شما پیش من آمد و صریحاً گفت آقای منتظری به من دروغ نسبت داده است من این گونه نگفتم.
    یکی از شخصیت هایی که در نوار صوتی تازه منتشر شده از مرحوم آیت الله منتظری مورد اشارات و اتهاماتی قزار گرفته، مرحوم یادگار امام حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی است.
    به گزارش جماران، پاسخ برجسته ترین ادعای مطرح شده در سخنان یاد شده، پس از رحلت امام توسط شخص یادگار امام در رنج نامه ای که خطاب به آیت الله منتظری نوشته بود، داده شده است که بازخوانی آن خالی از لطف نیست:
    حضرت آیت الله:
    مطالب شما حرفهای تازه ای نبود بلکه ده سال است رادیوهای بیگانه همان حرفها را می زنند و امام و نظام را به اتهامات واهی کشتن زنهای بچه دار و قتل عام هزاران نفر در چند روز و غیره متهم می کنند.
    در نامه ای به تاریخ ۶۷/۵/۱۱ آورده اید:
    سند شماره ۵۵:
    “سه روز قبل قاضی شرع یکی از استانهای کشور که مرد مورد اعتمادی می باشد با ناراحتی از نحوه اجراء فرمان اخیر حضرتعالی به قم آمده بود و می گفت مسئول اطلاعات یا دادستان تردید از من است از یکی از زندانیان برای تشخیص این که سرموضع است یا نه پرسید تو حاضری سازمان منافقین را محکوم کنی گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه کنی گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ با عراق به جبهه بروی گفت آری، پرسید حاضری روی مین برونی گفت: مگر همه مردم حاضرند روی مین بروند…”
    حضرت آیت الله:
    شما سپس نتیجه گرفتید و گفتید چون این شخص گفته است که من روی مین نمی روم محکوم به اعدام شده است ومعامله “سرموضع” با او کرده اند. در حالی که همان قاضی شرع مورد اعتماد شما پیش من آمد و صریحاً گفت آقای منتظری به من دروغ نسبت داده است من این گونه نگفتم. که من به او گفتم شما در مورد آقای منتظری چنین چیزی نگو ممکن است ایشان اشتباه فهمیده باشند. بعد مسئولین اطلاعات و امور قضایی آن استان را خواستم، آمدند و جریان را به آنها هم گفتم آنها اظهار داشتند که اصلاً بحث این گونه نبوده است و تقریباً تمام این نوشته حضرتعالی را تکذیب کردند.
    حال اگر این مسایل را از اطلاعات و دادستانی به ما بگویند چون حرف سربازان گمنام امام زمان است و آنها مهدی هاشمی را اعدام کرده اند پیش شما دروغ است و اگر مخالفین و دستیارانشان بگویند عین واقعیت است.
    بحث من این است که چرا همیشه کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع می کنند مورد اعتماد شما هستند ولی کسانی که از اول با انقلاب و امام بوده و هستند جنایت کارند؟
  • فریدون آسرایی در «خندوانه» زندگی‌اش را لو داد

    فریدون آسرایی در «خندوانه» زندگی‌اش را لو داد

    خبرآنلاین: آخرین ساعت پنجشنبه‌شب، فریدون آسرایی با حضور در «خندوانه» از زندگی خود و آرزوهایش گفت. در این برنامه، جشن تولد ۶۰ سالگی این خواننده هم گرفته شد.

    او ادامه داد: «وقتی پیش دکتر رفتم، خیلی من را ترساند. گفت این وضعیتی نزدیک به سرطان است. با این‎حال بعد از مدتی که داروی تجویز شده را مصرف کردم و دوباره رفتم معاینه، دکتر گفت خیلی بهتر شده‌ام. همان‌جا با خودم گفتم این چه سرطانی بود که یک هفته‌ای خوب شد. من دنبال آن بودم که برای بازیافتن سلامتی کامل‌ام جراحی نکنم که عاقبت هم با امواج رادیویی درمان شدم. همین را اطلاع رسانی کردم که راهنمای افرادی باشد که مشکل مشابه من را دارند و متاسفانه تبدیل به یک شایعه شد. شاید اطلاع رسانی اشتباه خودم هم بود که این مشکل را به‌وجود آورد.»

    در ادامه این برنامه، آسرایی در باره مهاجرتش به خارج از کشور توضیح داد: «بعد از دیپلم برای تحصیل رفتم فیلیپین و بعدش رفتم کانادا. اول در مکانیکی کار کردم و در ادامه پیتزا رسان شدم. نامه‌رسانی هم کردم تا این‌که تاکسی خریدم و بعدش رستوران زدم. بعد برگشتم فیلیپین و در ادامه آمدم ایران و دوباره رفتم کانادا. آنجا با یک دختر ایرانی نامزد کردم که خیلی زود بهم خورد. بعد از آن برگشتم به ایران و دیگر این‌جا ماندم.»
    این خواننده پاپ در واکنش به خنده‌های رامبد جوان که از این همه رفت‌وآمد به حیرت افتاده بود، با اشاره به این‌که امشب هرچه در زندگی داشته و نداشته است را لو داده، گفت: «وقتی ایران برگشتم، دوباره عاشق شدم که ترانه «آهای عاشق خوشگل» را برایش خواندم. بعد که یک مشکلی در زندگی ما پیش آمد، برایش آهنگ «فاصله‌ها» را خواندم و وقتی از ایران رفت، «خداحافظ نگو» را اجرا کردم. بعد از این عشق ناکام، وقتی به سن ۵۰ سالگی رسیدم، ترک عشق کردم.»
    فریدون آسرایی بعد از آن‌که عشق پاک مادری را ستایش کرد و سلامتی را بهترین نعمت خداوندی دانست، در واکنش به این پرسش رامبد جوان که آیا حسود هم هست یا نه، پاسخ داد: «مگر می‌شود نباشم. همه خواننده‌ها حسود هستند. حسادت بد نیست، اما بخل بد است.»
    وقتی مجری برنامه «خندوانه» از آسرایی پرسید از این منظر بیشتر به چه کسی حسودی کرده است، پاسخ شنید: «به استاد شجریان به‌خاطر صدا و هنر بی‌نظیرش.»
    در پایان این گفت‌وگو، به صورتی غیر منتطره، یک کیک تولد به مناسبت ۶۰ سالگی فریدون آسرایی روی صحنه آورده و آهنگ «تولدت مبارک» نواخته شد. این خواننده در هنگام فوت کردن شمع‌های کیک تولد خود، آرزو کرد که برجام به سرانجام برسد، وضع اقتصادی کشور خوب شود و همه هنرمندان تحت پوشش بیمه قرار بگیرند.
    فریدون آسرایی که از سال ۱۳۷۷ آلبوم‌هایی چون «سرگذشت»، «سلام»، «غریبه»، «خاطرات گمشده»، «از تو دورم»، «عشق یعنی» و «داره بارون میاد» را منتشر کرده است، داوری در برنامه «شب کوک» را هم در کارنامه خود دارد.
  • ناگفته دختر فراری از همخوابی های وحشیانه با داعش + عکس

    ناگفته دختر فراری از همخوابی های وحشیانه با داعش + عکس

    دختر ۱۸ ساله یکی از ۳ هزار زن ایزدی اسیر در چنگ داعش بوده که موفق به فرار شده است. داعشی ها صورت او را وقتی در برابر آنان ایستادگی کرده بود تا به او تجاوز نکنند به این روز انداخته است با ضربات سنگین تفنگ و چاقو به شدت مجروح کرده بودند.
    به گزارش رکنا، در ادامه مطلب گفت وگو با یک زن ایزدی دیگر که پیش از این توانسته بود از دست داعشی ها فرار کنند را می خوانید:
    زنان ایزدی که موفق شده اند با شیوه های گوناگون، از دست گروه داعش در عراق و سوریه فرار کنند، روایتهایی تلخ و تکان دهنده از نحوه رفتار اعضای این گروه با زنان و دختران بیان می کنند. آنها می گویند زنان ایزدی پس از اسارت به دست گروه داعش در عراق، به عنوان «برده » خرید و فروش می شوند و این گروه هر طور که بخواهد با آنها رفتار می کند.
    ایزدی ها که در شمال عراق زندگی می کنند و شهر سنجار یکی از مهمترین مراکز زندگی آنها، وقتی به اشغال داعش درآمد، می‌گویند ۳۵۰۰ نفر از زنان و دختران آنها هنوز در اسارت داعش هستند و با بسیاری از آنها همچون بردگان جنسی رفتار می‌شود.
    یکی از آنها با نام مستعار «حنان» با شرح رویدادهای روز حمله داعش به شهر سنجار (شنگال) می‌گوید: آن روز شبه‌نظامیان داعش، جاده‌های اطراف سنجار را بسته بودند. آنها همه را به داخل شهر بازگرداندند و آنجا زنان و دختران را از بقیه جدا کردند. بیست تا بودند با ریش‌ بلند و تفنگ گفتند که ما را به موصل می‌برند. اعتراض کردیم. ما را زدند و به زور سوار ماشین کردند.
    بر اساس این گزارش، در موصل او را به همراه زنان دیگر به یک سالن ورزشی و بعد از چند هفته به یک تالار عروسی بردند. ۲۰۰ زن و دختر را یک جا جمع کرده بودند. آنجا در واقع بازار فروش برده بود. اعضای داعش می‌آمدند و انتخاب می‌کردند.
    او می گوید:جرات نمی‌کردیم به صورتشان نگاه کنیم. وحشت کرده بودیم… برای این که ما را بترسانند، شلیک می‌کردند. می‌خواستیم خودمان را بکشیم اما راهی پیدا نمی‌کردیم.
    حنان می‌گوید یکی از دخترها بالاخره خودش را کشت. رگش را زد. نگذاشتند کمکش کنیم. همه‌ را به اتاقی بردند و در را قفل کردند. گفتند مهم نیست، جنازه‌اش را یک جایی پرت می‌کنیم.
    بی بی سی در ادامه دستورالعمل بلندبالای داعش را منتشر کرده است که در قالب دهها سوال و جواب، نحوه رفتار با زنان اسیر و برده را روشن می کند.
    دو نمونه از این پرسش و پاسخها چنین است:
    سوال: آیا همخوابه شدن با اسیر زن بلافاصله بعد از تملک او مجاز است؟
    جواب: اگر باکره باشد، صاحبش می‌تواند بلافاصله بعد از تملک، با او همخوابگی کند. وگرنه باید اول مطمئن شود که زن حامله نیست.
    سوال: آیا همخوابگی با دختر اسیر نابالغ مجاز است؟
    پاسخ: در صورتی مجاز است که از نظر بدنی شرایط همخوابگی را داشته باشد. اگر هم این شرایط را نداشت می‌توانید بدون همخوابگی از او لذت ببرید.
    حنان اضافه می کند: «اتاق محافظ داشت، اما پنجره اتاق را با پلاستیک پوشانده بودند. یک شب ما پلاستیک را پاره کردیم و یکی یکی از پنجره بیرون پریدیم. من نفر پنجم بودم. بیرون منتظر دخترعمویم شدم، اما دیدم چراغی روشن شد. نمی‌توانستم بیشتر از آن منتظر شوم. از روی دیوار پریدم. دویدم و پشت سرم را هم نگاه نکردم.

  • سه سال اولِ ۴ رییس جمهور/ چرا کارِ روحانی دشوارتر و زمین او ناهموارتر بوده است؟

    سه سال اولِ ۴ رییس جمهور/ چرا کارِ روحانی دشوارتر و زمین او ناهموارتر بوده است؟

    عصر ایران؛ مهرداد خدیر- امروز دوازدهم مرداد است. روزی که رییسان جمهوری در دوره های اخیر این مقام را رسما تحویل می گیرند.
    حکم هر رییس جمهوری منتخب در هر چهار سال در چنین روزی به امضای مقام معظم رهبری می رسد و روز بعد نیز در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد می کند.
    مراسم اول به «تنفیذ» و دومی به «تحلیف» شهرت دارد و امروز سومین سالگرد آغاز رسمی ریاست جمهوری حسن روحانی در ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ است.
    انگار همین دیروز بود که به مناسبت آغاز دوران ریاست جمهوری او و پایان ۸ سال پر سر وصدای محمود احمدی نژاد نوشتیم و به سرعت این سه سال هم سپری شد.

    سه سال اولِ 4 رییس جمهور/ چرا کارِ روحانی دشوارتر و زمین او ناهموارتر بوده است؟

    درباره این سه سال به نکات متفاوتی می‌توان اشاره کرد. مهم‌ترین آنها البته دو اصطلاح «برجام» و « تلگرام» اند که سه سال پیش رایج نبودند و اکنون همه از این دو می گویند.
    یکی نشانه تغییر نوع مواجهه با پرونده هسته ای و نرمش در سیاست خارجی است و دیگری گشایش عرصه انتقال اخبار و تبادل اطلاعات که اگر چه این نرم افزار پیام رسان اختراع این دولت و ایرانیان نیست ولی همان گونه که رییس جمهوری هم گفته است با افزایش پهنای باند و مقاومت در مقابل فشارهای آشکار و پنهان اکنون این وسیله به مهم ترین امکان ارتباطی بدل شده است.البته اگر صحبت از دستاوردها باشد کاهش نرخ تورم نیز قابل ذکر است و بحثی اگر هست بر سر رکود است.
    این گفتار اما بر آن است که سه سال اول صدارت ۴ رییس جمهوری را در دوره های اخیر مقایسه کند و البته به این نتیجه برسد که سه سال روحانی سخت تر بوده و به تعبیری خسته تر.
    مقایسه بین ۴ رییس جمهوری از ۶۸ به این سو به این خاطر است که از این سال و پس از بازنگری در قانون اساسی ساختار سیاسی از پارلمانی به ریاستی و حداقل نیمه ریاستی تبدیل شد و ریاست دولت را نیز رییس جمهوری در اختیار گرفته است حال آن که سه رییس جمهوری قبلی در حوزه اجرایی اختیارات چندانی نداشتند و دولت ها با نخست وزیر وقت شناخته می شدند.
    سه سال اول ریاست جمهوری هاشمی  رفسنجانی (۶۸ تا ۷۱)هر چند پس از جنگ ۸ ساله و در غیاب امام خمینی سپری شد اما به خاطر پیشینه نفوذ و اقتدار هاشمی و سابقه دوستی دیرین با رهبری جدید جمهوری اسلامی و استقبال ایشان از ورود او به صحنه اجرایی حتی قبل از انتخابات با مانع جدی رو به رو نبود.
    هر چند اکثریت مجلس سوم را جناح چپ سنتی تشکیل می داد و از سکوت او در قبال تفسیر استصوابی از نظارت ناخرسند بودند اما همان نمایندگان هاشمی را به ریاست مجلس سوم انتخاب کرده بودند و در انتخابات نیز تنها یک رقیب صوری داشت.
    مشکلات هاشمی بعد از آن سه سال و با شتاب گرفتن سیاست تعدیل در سال های ۷۳ و ۷۴ شروع شد و می توان گفت سه سال اول دوره هشت ساله را با مشکلاتی به مراتب کمتر از بعد از آن پشت سر گذاشت.
    سه سال اول ریاست جمهوری خاتمی (۷۶ تا ۷۹) نیز اگر چه با کاهش فاحش قیمت نفت و نیز وقایعی چون ۱۸ تیر و قتل های زنجیره ای و ترور سعید حجاریان – هر سه در سال ۷۸- رو به رو بود اما حمایت گسترده مردم و فعالان جامعه مدنی و نقش آفرینی بی سابقه مطبوعات به او انرژی می داد و می توان سه سال اول را به نسبت ۵ سال بعد شاداب تر و موفق تر دانست. چرا که مهم ترین وعده او– توسعه سیاسی- با تشکیل مجلس ششم تحقق یافته بود و با توقیف گسترده مطبوعات در پایان این سه سال صدای او کمتر و کمتر به گوش رسید.
    سه سال اول ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز برای او از ۵ سال بعد با دشواری کمتری سپری شد. افزایش ناگهانی قیمت نفت موهبتی بود که به هیچ یک از دولت های قبل از او اعطا نشده بود.
    درآمد متوسط دولت دوران جنگ از نفت هر سال ۱۴ میلیارد دلار بود، دولت  سازندگی۱۵ میلیارد دلار و در دولت اصلاحات به ۱۹ میلیارد دلار رسید. همین عدد در دولت مهرورزی به ۷۴ میلیارد دلار در سال رسید.
    درآمد ۶ سال این دولت  از نفت ۴۴۲ میلیارد دلار بود در حالی که در کل ۸ سال دولت قبل از ۱۵۷ میلیارد دلار فراتر نرفته بود. به جز این حمایت کامل همه ارکان نظام دولت احمدی نژاد را در سه سال اول معادل کلیت ساختار سیاسی تصویر می کرد.
    سه سال اول ریاست جمهوری روحانی اما هیچ یک از ویژگی های سه دوره قبل را نداشته و دو سوم آن هم با انتظار نفس گیر توافق هسته ای سپری شده و از یک سال اخیر نیز نیمی باز با انتظار تصویب و تایید برجام در داخل  و اجرایی شدن آن گذشته و تازه از نیمه دی ماه ۱۳۹۴ و در حالی که ۳۰ ماه از عمر دولت گذشته بود برجام وارد فاز اجرایی شد در حالی که هنوز به خاطر حساسیت بر سر قوانین پول شویی محدودیت های بانک های ایرانی را تمام و کمال برنداشته اند.
    از این روست که سه سال اول روحانی را می توان در مقام قیاس با بازه های مشابه قبلی دشوارتر  دانست و حتی دشوار ترین و ناهموارترین لقب داد زیرا نه مانند بازه ۶۸ تا ۷۱ از حمایت همه جانبه درون ارکان نظام برخوردار بوده  نه همچون دوره ۷۶ تا ۷۹ جامعه در تب و تاب و شور سیاسی است و نه مانند سال های ۸۴ تا ۸۷ پول مفت نفت، در اختیار و دولت بخت‌یار.
    نه این که کاری نشده باشد که از ۹۲ تا ۹۵ انرژی اصلی صرف توقف خون ریزی شده و کدام جراح قبل از توقف خون ریزی می تواند عمل را آغاز کند.
    در تمثیلی دیگر وقتی خودرو از راه اصلی منحرف شده و به روایتی در آستانه سقوط به دره است همین که آن را به جاده و ریل اصلی بازگردانی است کاری کارستان  و در این سه سال دشوار وقت و همت  روحانی و کارگزاران ارشد او در وهله نخست صرف عادی سازی امور شده است.
    همین عادی سازی را اما به خاطر دشواری کار می توان فوق العاده دانست ولو در آن سو بد عهدی هایی شده باشد و همه انتظارات برآورده نشده باشد.
    اگر تردید دارید به این نکته بیندیشید که ۸۰ درصد بودجه ایران صرف هزینه های جاری می شود و بخش قابل توجهی از این هزینه با درآمد نفت تأمین می شود.
    نفتی که بازارهای از دست داده را بازپس می گیرد و تا پایان سال عدد روزانه تولید به ۴ میلیون بشکه می رسد.
    شاید به همین خاطر است که رییس جمهوری هر از گاهی یادآوری می‌کند اگر برجام نبود اندک اندک نفت ما به صفر می رسید و البته در این یک سال پرسش غالب این که از غیر عادی به عادی رسیدیم اما قرار نیست در عادی توقف کنیم. چشم ها در این یک سال به دنبال عبور از این نقطه اند… .