دسته: اجتماعی

آخرین خبرهای اجتماعی

  • پیگیری حقوق شهروندی به معلولان رسید؛ ارائه لایحه به مجلس

    جامعه > آسیب‌ها – علی ربیعی در همایش سازمان‌های مردم‌نهاد و تجارب‌آموخته در حوزه معلولین به لایحه حمایت از معلولان نیز اشاره کرد و گفت: «این لایحه هفته آینده به صحن مجلس می‌آید و شخصا پیگیر ورود لایحه به مجلس هستم.»
    به گزارش خبرآنلاین، همایش سازمان‌های مردم‌نهاد و تجارب‌آموخته در حوزه معلولین روز دوم دی ماه با حضور کارآفرینان نخبه و مسئولین برگزار شد. در این همایش وزیر کار و رفاه اجتماعی، دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور حقوق شهروندی، نمایندگاه مجلس، رئیس سازمان بهزیستی و گروهی از کارآفرینان نخبه و فعال در حوزه معلولین حضور داشتند و درباره لایحه حمایت از معلولان و مشکلات آنها گفت‌و‌گو کردند.
    لزوم تشکیل کارگروه ویژه برای حقوق شهروندی معلولان
    شهیندخت مولاوردی در همایش سازمان‌های مردم‌نهاد و تجارب آموخته در حوزه معلولین با شعار «بدون ما برای ما تصمیم نگیرید»، گفت: «با وجود ‌پیشرفت‌های جامعه جهانی در توجه به حقوق معلولان و مطرح‌شدن معلولیت به عنوان مساله‌ای چند جانبه در سند توسعه پایدار، این افراد همچنان از برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌ها محروم هستند. در همین میان مشارکت و برنامه ریزی مشارکتی با معلولان کلید اصلی در توسعه و احقاق حقوق شهروندی است. معتقدم برنامه ریزی باید با حضور معلولان و برای معلولان انجام شود.»
    دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور حقوق شهروندی با اشاره به ماده ۵ حقوق شهروندی گفت: «معلولان باید از توان‌بخشی و حق مشارکت در حوزه‌های مختلف اجتماعی بهره‌مند شوند. ارائه گزارش دستگاه‌های مختلف در حوزه عملکردشان در خصوص حقوق شهروندی معلولان فرصت خوبی برای آنها و سازمان‌های مردم نهاد در حوزه معلولان است.»
    او در ادامه به پیام ‌مدیر کل سازمان ملل در سال ۲۰۱۷ اشاره کرد و گفت: «این شعار به تغییر به سوی جامعه‌ای پایدار، تاب‌آور و انعطاف‌پذیر با تاکید بر معلولان به عنوان ذی‌نفعان اشاره می‌کند.» مولاوردی با بیان اینکه تضمین غلبه بر چالش‌ها، فراگیری دسترسی به خدمات و‌تولیدات برای معلولان باید مورد توجه قرار گیرد گفت: «باید همراهی معلولان در همه این موارد تضمین شود و به همین دلیل نیازمند راه‌های مبتکرانه و حرفه‌ای در این زمینه هستیم. علاوه بر این باید رویکرد نیازمحور را کنار بگذاریم و به رویکرد حق‌محور برسیم. شهروندان صاحب حق برنامه‌ریزی درست و واقع‌بینانه با حضور سازمان‌های مردم‌نهاد هستند.» او همچنین از برنامه‌ریزی برای تشکیل کارگروه ویژه با همکاری سازمان بهزیستی در حوزه حقوق شهروندی معلولان خبر داد.
    گفتاردرمانی و کاردرمانی در بیمه جایگاهی ندارد
    در ادامه این همایش انوشیروان محسنی بندپی با اشاره به اینکه جامعه معلولان با وجود تسهیلات و شرایط فراهم‌شده با کمبودهایی مواجه است، گفت: «متاسفانه درمان‌های توانبخشی از جمله گفتاردرمانی و کاردرمانی در بسته حمایتی بیمه جایگاهی ندارند. با این حال لایحه حمایت از حقوق معلولان که در حال حاضر از طرف دولت به مجلس شورای اسلامی فرستاده شده زمین تا آسمان با قانونی که در سال ۸۳ در مجلس تصویب شد متفاوت است. در واقع برقراری حداقل حقوق کار، تشکیل شورای عالی معلولان و مشوق‌هایی که برای کارفرمایان در نظرگرفته شده از جمله موارد این لایحه است.»
    رئیس سازمان بهزیستی در ادامه گفت: «لایحه حمایت از حقوق معلولان اگر تا پایان سال در مجلس بررسی شود احتمال دارد که از تصویب بودجه سال ۹۷ عبور کنیم و این لایحه حمایت از حقوق معلولان بعد از آن بررسی شود اما امیدوارم سریع‌تر به این لایحه نیز رسیدگی شود تا بتوانیم بهره‌ای از بودجه سال ۹۷ داشته باشیم.»
    نظارت ضعیف مجلس بر رعایت حقوق معلولان
    سکینه الماسی نماینده مجلس شورای اسلامی سخنران دیگر این همایش با اشاره به اینکه لایحه حمایت از حقوق معلولان که در سال ۸۳ در مجلس ششم مصوب شد ۱۶ ماده داشت که ضمانت اجرایی در آن دیده نشده بود، گفت: «بزرگترین دستاورد برنامه ششم درصد افزایش میزان مستمری است. لایحه حمایت از حقوق معلولان توسط دولت به مجلس دهم شورای اسلامی ارائه شده است که کلیات این لایحه با آرای بسیار بالایی در مجلس رای آورده و در حال بررسی جزییات هستیم.» او با تاکید بر نبود نظارت بر رعایت حقوق معلولان گفت: «نظارت مجلس شورای اسلامی بر رعایت حقوق معلولان بسیار کم بوده و امیدواریم بهتر شود. امیدوارم با کمک انجیوها اقدامات مناسب‌تری را برای معلولان ارائه دهیم.»
    لایحه حمایت از معلولان هفته آینده به مجلس می‌رود
    در ادامه این همایش علی ربیعی به لایحه حمایت از معلولان نیز اشاره کرد و گفت: «این لایحه هفته آینده به صحن مجلس می‌آید و شخصا پیگیر ورود لایحه به مجلس هستم.» او با اشاره به اینکه سعی کردیم سیاست‌هایی مانند اشتغال را برای گروه‌هایی که از فرصت‌های برابر اجتماعی برخوردار نیستند، در نظر بگیریم که نتایج آن از امسال مشخص خواهد شد، گفت: «یک و نیم میلیون معلول شدید در کشور داریم که آماری قابل توجه است و متاسفانه در کشور ما هر چه به استان‌های مرزی نزدیک می‌شویم، معلولیت با فقر بیشتر گره می‌خورد. همچنین همراهی معلولیت و فقر از پدیده‌هایی بدی است که در کشور رخ داده است. از طرفی کهنسالی نیز با معلولیت در حال ترکیب است و بدتر از آن نیز ترکیب کهنسالی،‌معلولیت و فقر با هم است.»
    وزیر کار با اشاره به اینکه بیش از ۳۰ میلیون سالمند در سال ۲۰۵۰ و حدود ۱۴ میلیون نیز در ۱۰ سال آینده از مباحثی بود که در بررسی‌های علمی به آن دست یافتیم، گفت: «علاوه بر این غربالگری شنوایی و بینایی در کشور بالای ۹۰ درصد است، زیرا پیش‌بینی کردیم غربالگری نیاز آینده است و در برنامه ششم توسعه گنجانده شده است. همچنین افراد نیازمند نیز به صورت رایگان غربالگری می‌شوند و برای سایر افراد نیز پوشش بیمه‌ای را نیز دنبال می‌کنیم. در حقیقت باید در نشان‌دادن توانمندی‌های معلولین الگوسازی کنیم که در این زمینه طی جلسه‌ای با سازمان صدا و سیما قرار است به زودی آثاری به‌منظور نشان دادن توانایی و حقوق معلولین بیرون آید.»
    او در ادامه با بیان اینکه اولویت را بر روی کودکان قرار داده‌ایم گفت: «مهدکودک در اختیار سازمان بهزیستی فرصت مناسبی بود که از مهدکودک‌های مناطق محروم غربالگری آغاز شود. همچنین حدود ۲۰۰ هزار زن بارداری که سوء تغذیه داشتند و ممکن بود فرزند آنها دچار معلولیت شود را مورد توجه قرار دادیم،‌ یعنی مرز پیشگیری از معلولیت را تا بارداری‌های دارای سوء‌تغذیه به عقب بردیم، بنابراین می‌توان گفت در این زمینه هر سال پیشرفت کردیم اما مسائل زیادی پیش رو داریم.»
    لزوم تعامل با جامعه هدف برای تصمیم‌گیری‌ها
    احمد میدری نیز با اشاره به اینکه مشکلات معلولان در ایران بسیار زیاد است اما پیرامون مناسب‌سازی معابر و اماکن، وضعیت اشتغال و شیوه ارائه خدمات، وضعیت بیمه‌ای اقداماتی صورت گرفته است ، گفت: «برای حل مسائل معلولان باید تعامل بین جامعه هدف با دستگاه‌های دولتی تغییر کند و بر اساس شعار انتخابی معلولین باشد، زیرا تصمیماتی که بدون وجود جامعه هدف اتخاذ شده باشد در اجرا به موفقیت کامل نخواهد رسید.» به گفته معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با تعداد زیادی انجمن در حوزه معلولان روبه‌رو هستیم که این انجمن‌ها باید با یکدیگر تعامل و همکاری داشته باشند. امیدوارم با توجهی که وجود دارد بتوانیم تغییری را در نحوه تعامل بین انجمن‌ها و دولت در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایجاد کنیم تا الگویی برای سایر دستگاه‌ها باشد.
  • ابتکار: کمپین پشیمانی جدی نیست/اصلاح‎طلبان هم‌چنان حامی روحانی هستند

    معاون رئیس‌جمهور گفت: از نزدیک می‌بینم چه طور آقای رئیس‌جمهور تلاش می‌کند تا وعده‌هایش را محقق کند. با وجود همه فشارها، موانع و مسائلی که وجود دارد، او در تلاش است که انشاءالله پاسخگوی برآیند کار در جهت تحقق وعده‌ها باشد.

    معصومه ابتکار در واکنش به کمپین «پشیمانی» به خبرآنلاین گفت: از این حرف ها زیاد است، حالا چند نفری برای خودشان کاری را راه انداختند، به نظر نمی رسد خیلی مسئله جدی باشد.
    وی با بیان اینکه زمان کمی از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم می گذرد، افزود: آقای رئیس جمهور بارها گفتند، پای عهد و پیمانی که بستند و وعده های که دادند، هستند. حالا ممکن است تحقق این وعده ها زمان ببرد و طول بکشد یا شکل کار با آن شکلی که توقع بوده متفاوت باشد ولی مسلما آقای رئیس جمهور روی وعده های خود ایستاده است.
    معاون رئیس‌جمهور با بیان اینکه تحقق وعده ها زمان می برد، گفت: مشکلات و موانع کماکان باقی است یعنی تغییری در این عرصه که بگوییم موانع برداشته یا کم شده، ایجاد نشده است. دولت مصمم است که تمام تلاش خود را انجام دهد اما حالا ممکن است در فضای مجازی عده ای هشتک بسازند «پشیمانیم»، فکر نمی کنم موضوع جدی باشد.
    وی در پاسخ به این سئوال که آیا ریشه کمیپین پشیمانی در جریان اصلاحات است؟، اظهار کرد: فکر نمی کنم، این طور باشد. جریان اصلاحات بارها اعلام کرده که در کنار آقای روحانی است و از او حمایت می کند. البته ممکن است جریان اصلاحات، مجلس و فعالان سیاسی نقدهایی هم داشته باشند ولی قطعا نقدهایشان سازنده و با هدف کمک به دولت دوازدهم و شخص آقای رئیس جمهور است.
    ابتکار یادآور شد: من به عنوان یکی از اعضای دولت و کسی که خط مشی فکری ام مشخص است، از نزدیک می بینم چه طور آقای رئیس جمهور تلاش می کند تا وعده هایش را محقق کند. با وجود همه فشارها، موانع، مسائلی که وجود دارد، او در تلاش است که انشاءالله پاسخگوی برآیند کار در جهت تحقق وعده ها باشد.
    وی در پاسخ به این سئوال که دامنه ایجاد ناامیدی نسبت به عملکرد قوه مجریه، فقط گریبان‎گیر دولت است یا ممکن است کلیت نظام را در بر بگیرد؟، گفت: مسئله بالاتر از این است، معتقدم تلاش هایی انجام می شود که مردم را از اصل نظام ناامید کنند.
    وی افزود: با وجود همه شرایطی که در منطقه اعم از مداخله بیگانه، داعش، ناامنی و جنگ است؛ ایران از آرامش نسبی برخوردار بوده و بالاترین نرخ مشارکت در انتخابات را مردم ایران داشتند. فضای سیاسی ایران نسبت به خیلی کشورهای منطقه بسیار آرامتر، منطقی تر و متعادل تر است. معتقدم کشورها و کسانی هستند که نمی توانند این آرامش و پیشرفت را در ایران ببینند، و برای تغییر این وضعیت تلاش می کنند.
    ابتکار اظهار کرد: در داخل، حتما کسانی ناراضی هستند، اما اینکه بتوانند افکارعمومی را نسبت به برنامه های دولت و کلیت نظام ناامید کنند، دور از واقعیت و حتی بعید است. چون مردم آگاه هستند و قدرت ارزیابی و سنجش شرایط را دارند. رسانه ها آزادی دارند. نقدها مطرح می شود. مجلس و دیگر دستگاه‎ها نسبت به طرح انتقادها و مشکلات توجه دارد و اوضاع را رصد می کند. در مجموع امید به تغییر و تحول مثبت خیلی زیاد است.
  • اتهام‌ پادشاه عربستان به ایران در رابطه با حمله موشکی به ریاض

     

    در پی حمله موشکی انصارالله یمن به کاخ یمامه ریاض، پادشاه عربستان، رییس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر انگلیس در گفت‌وگویی تلفنی ادعاهایی علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کردند.
    به گزارش ایسنا، روزنامه سعودی عکاظ گزارش داد که در پی حمله موشکی انصارالله یمن به پایتخت عربستان در روز سه‌شنبه گذشته ملک سلمان، پادشاه عربستان و دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا یک گفت‌وگوی تلفنی داشته‌اند و مدعی شده‌اند که ایران قوانین را نقض کرده است و مصوبات شورای امنیت باید اجرایی و ایران به خاطر فعالیت‌های خصمانه‌اش از جمله حمایت موشکی از حوثی‌ها و تهدید امنیت عربستان و منطقه باید مجازات شود.
    همچنین ترزا می، نخست‌وزیر انگلیس در گفت‌وگوی تلفنی با ملک سلمان، پادشاه عربستان و محمدبن سلمان ولیعهد عربستان مدعی شد که جامعه بین‌الملل باید نسبت به فعالیت‌های ایران در منطقه که صلح و ثبات را تهدید می‌کند هوشیار باشند و سازمان ملل باید گام‌های محکم‌تری برای کشف و مبارزه با فعالیت‌های ایران در منطقه بردارد.
    به گزارش ایسنا، محمد عبدالسلام، سخنگوی انصارالله روز سه‌شنبه اعلام کرد که نیروهای یگان موشکی یک موشک بالستیک “برکان ۲ H ” را به سمت کاخ الیمامه عربستان واقع در ریاض پرتاب کرده‌اند.
    یگان موشکی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن نیز اعلام کرد، هدف موشک بالستیک ارتش نشست گسترده رهبران نظام سعودی در کاخ الیمامه بود که به دقت با هدفش اصابت کرده است.
    بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرده است: ما هیچ‌گونه ارتباط تسلیحاتی با یمن نداریم، یمن در محاصره است و چنین امکانی در کل وجود ندارد در غیر این‌صورت ایران به قدری شهامت دارد که چنین اقدام و سیاستی را اگر داشته باشد اعلام کند؛ آنچه امروز در دستان مردم یمن هست سلاح‌هایی است که از دولت های قبل در پادگان ها وجود داشته، امروز مشاهده می‌کنیم یمن برای آنکه در مقابل تجاوز و حملات بی‌امان از خود محافظت کند به سراغ تکنیک‌های درونی رفته و این طبیعی است.
    همچنین سازمان ملل چندی پیش درباره شلیک اول حوثی‌ها به سمت ریاض، اعلام کرده بود “هیچ شواهد قاطعی که نشان دهد چه کشوری سازنده موشک‌های شلیک شده توسط حوثی‌های یمن به عربستان بوده است، وجود ندارد.

    منبع: ایسنا
  • “گسل ماهدشت هنوز فعال است/ تهرانی‌ها هوشیار باشند”

     

    رئیس مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی با بیان این‌که اطلاعات دستگاه‌های شتاب‌نگار و لرزه‌نگار نشان می‌دهد گسل ماهدشت هنوز فعال است، گفت: شهروندان تهران و حومه حتما هوشیار باشند.
    به گزارش تسنیم، محمد شکرچی زاده اظهار کرد: با توجه به اطلاعات دستگاه‌های شتاب‌نگار و لرزه‌نگار به نظر می‌رسد هنوز گسل ماهدشت فعال است و منطقه زلزله‌زده هنوز لرزه‌خیز بوده و به ثبات نرسیده است.

    در همین زمینه بخوانید؛
    خطر وقوع زلزله ۷ ریشتری با فعال شدن گسل ماهدشت
    وی تصریح کرد: توصیه ما به شهروندان استان‌های البرز و تهران این است که کماکان هوشیاری خود را حفظ کنند.
    وی افزود: با توجه به سابقه تاریخی زلزله‌هایی که در منطقه البرز و تهران در سالیان گذشته رخ داده است برداشت کلی این است که روزهای انتظار و سپری‌کردن بحران حاصل از زلزله احتمالی ممکن است طولانی شود. به همین دلیل باید صبور باشیم و ارایه نتیجه نهایی را به برداشت‌هایی که در روزها و هفته آتی از دستگاه‌های شتاب نگار می‌گیریم، موکول کنیم.
    شکرچی‌زاده تاکید کرد به طور مستمر، پایش داده‌ها و برداشت‌ها انجام می‌شوند و نتیجه حاصل از برداشت‌ها در روزهای آتی حتما به اطلاع عموم شهروندان خواهد رسید.

    منبع: تسنیم
  • دوباره سوژه، دوباره سوشا! /تیپ ۱۳ میلیونی

    یکی از رسانه ها نوشت :این تیپ سوشا مکانی بدون کاپشن و جوراب ۳٫۲۳۰ دلار آب خورده ؛ ‏با دلار ۴۱۸۷ تومانی می شود حدود سیزده میلیون و دویست و بیست و چهار هزار تومان!
    صرفنظر از اخلاقیات و الگو بودن و هرآنچه که مربوط به افراد مشهوراست، تا یک جایی به جامعه مربوط می شود، و مهمتر از همه چیز حریم خصوصی و حفظ کرامت انسان هاست. کنترل و زیر ذره بین قرار دادن ستاره ها و سلبیریتی ها تا اینقدرها هم خوب نیست که از سر تا پای فرد را بررسی و قیمت گذاری کنیم. البته سوشا مکانی سوژه ایست که اگر یک روز هم با زیر پیراهن ۱۰ هزار تومانی در ملاء عام ظاهر شود ، عده ای به او خورده می گیرند.
    آیا تاکنون کسی آمار قیمت لباس هایی که علی دایی می پوشد را گرفته است؟؟ یا ورزشکاران دیگر؟؟؟ بنظر می رسد سوژه کردن همیشگی سوشا مکانی بیشتر با قصد تخریب وی صورت می گیرد که مثلا در چنین شرایط بد اقتصادی و … این یک نفر فقط ۱۳ میلیون تومان لباس راحتی پوشیده است. در حالیکه کافیست یکبار به پاساژ فردوسی مراجعه کنید. تک فروشگاه هایی که لباس های خاص و مارک می فروشند را پیدا کنید و آن زمان که از قیمت ۸ میلیون تومانی یک اورکت و یا شلوار ۵ میلیون تومانی فلان برند شوکه شدید، پوشیدن چنین لباسی را بر تن یک ستاره پر درآمد فوتبال ننگ نمی دانید! چرا که در همین تهران افراد خیلی عادی مشتریان همین فروشگاه ها هستند و نه فقط ستاره ها و سلبریتی ها !!
     

  • تنبیه بدنی دانش‌آموزان این‌بار در اسلام‌شهر/ دانش‌آموز روانه بیمارستان شد/ مدیر مدرسه: شانتاژ شده! (+عکس)

    شهروند نوشت: تعطیلی مدارس تهران بر اثر آلودگی هوا هم نتوانست سریال تنبیه‌ بدنی دانش‌آموزان به ‌دست مدیران و معلمان را قطع کند و در تنها روز غیر تعطیل هفته پیش، «امیرحسین جاهدشیران» با سیلی معلم دچار تشنج و راهی بیمارستان شد. در همین ‌روزها اخباری از چوب و سیلی معلمان بر بدن دانش‌آموزان در دیگر مناطق ایران هم منتشر شد تا چاره‌جویی برای این موضوع تکراری، به یک دغدغه جدی تبدیل شود.
    ماجرای تنبیه دانش‌آموزی ۱۴ساله در اسلام‌شهر، این‌بار بی‌سروصدا اتفاق افتاده و آن‌طور که پدر «امیرحسین» می‌گوید، ابتدا تمام شواهد حکایت از بیماری ناگهانی فرزندش داشت. «جابر جاهدشیران» در توضیح این موضوع می‌گوید: «ما ساکن اسلام‌شهر، شهرک محمدیه هستیم و فرزندم دانش‌آموز کلاس هفتم مدرسه موسی‌بن‌جعفر(ع) است. شنبه هفته پیش ساعت ۱۱صبح از مدرسه با من تماس گرفتند. به مدرسه که رسیدم، دیدم اورژانس جلوی درِ مدرسه است.»
    وقتی پدر این دانش‌آموز به مدرسه می‌رسد، مدرسه تعطیل شده بود و تنها معلمان و چندنفر از اورژانس در مدرسه حضور داشتند: «داخل مدرسه که رفتم، دانش‌آموزان نبودند. دیدم بچه‌ام روی میز بی‌حال نشسته و پرستار اورژانس هم می‌گفت که امیرحسین دچار تشنج است. از پسرم که پرسیدم، گفت زمین خوردم و بقیه مسئولان هم می‌گفتند زمین خورده است. من از آنها تشکر کردم و حتی به اورژانس گفتم که اگر هزینه‌ای نیاز است، پرداخت کنم. پسرم صورتش کبود شده بود.»
    ماجرا اما به همین‌جا ختم نشد و آن‌طور که جاهدشیران می‌گوید، همکلاسی‌های امیرحسین نگران وضع جسمی او بودند: «آمدم بیرون و چند نفر از همکلاسی‌هایش پشت در خانه ما منتظر و نگران بودند. سلام کردند و پرسیدند چه شده است که من گفتم صبحانه نخورده و حالش بد شده است. یکی از بچه‌ها گفت عمو این بحث‌ها نیست، معلم فرهنگ و هنر امیرحسین را کتک زد. چنان زد که سکوت کلاس را فراگرفت.»
    بعد از توضیحات همکلاسی‌های امیرحسین، پدر او به مدرسه برمی‌گردد و پیگیر موضوع می‌شود: «از ناظم پرسیدم که بچه‌ من چه کاری انجام داده که او را کتک زدید. ناظم قبول نمی‌کرد و می‌گفت کسی بچه شما را کتک نزده است. من دیدم قبول نکردند، رفتم آموزش و پرورش اسلام‌شهر و توضیح دادم. تماس گرفتند با رئیس و باز هم رئیس نمی‌پذیرفت. می‌گفت امیرحسین کنار سطل آشغال رفته و همان جا غش کرده است. من به رئیس گفتم که اگر زده من همین‌جا رضایت می‌دهم فقط حقیقت را بگوید. مدیر مدرسه می‌گفت که معلم کنار من است و هزارتا قسم می‌خورد و قبول نمی‌کرد. من دیدم بچه‌ام مریض است و فایده‌ای ندارد این بحث. برگشتم و بچه‌ام را به بیمارستان علی‌اصغر بردم. دکتر معاینه کرد و گفت چرا الان آوردی؟ گفت بچه باید بستری شود.»
    امیرحسین سه روز در بیمارستان حضرت علی‌اصغر تهران بستری و روز سه‌شنبه از این بیمارستان مرخص شد، اما در روزهای بعد و با بررسی آموزش‌ و ‌پرورش اسلام‌شهر مشخص شد امیرحسین پس از سیلی معلم فرهنگ‌ و ‌هنر مدرسه، دچار تشنج شده است. آن‌طور که پدر این دانش‌آموز می‌گوید، امیرحسین پیش از این هم سابقه تشنج داشته، اما از ۷‌سال پیش تاکنون این مشکل رفع شده بود: «امیرحسین ۷‌سال پیش سابقه تشنج داشت و دیگر مشکلش حل شده بود.
    به ما گفته بودند که نباید به این پسر استرس و فشار وارد شود. روزهای بعد که تنبیه بدنی مشخص شد، از مدرسه با من و همسرم تماس می‌گرفتند و خواهان رضایت بودند ولی حتی یک‌بار هم به بیمارستان مراجعه نکردند. یک‌بار ناظم و مدیر تلفنی زنگ زدند و بدون احوالپرسی از ما می‌خواستند که بیایید رضایت بدهید. پسرم سه روز در بیمارستان بستری بود و الان چشمش تار می‌بیند و مدام سردرد دارد. روز‌ سه‌شنبه هم مدیر و دو ناظم آمدند که رضایت بدهید که من حاضر به رضایت نشدم. چون اول به ما دروغ گفتند و بعد هم آن برخورد را داشتند. اگر همکلاسی‌هایش حق را نمی‌گفتند، ما فکر می‌کردیم که واقعا تشنج معمولی کرده است.»
    مدیر مدرسه: شانتاژ خبری شده و چنین نیست
    ناظم و مدیر مدرسه موسی‌بن‌جعفر(ع) اما می‌گویند که تلاشی برای پنهان‌کردن این تنبیه بدنی نداشته‌اند و حتی خود آنها پیگیر این موضوع بوده‌اند. «ربیع محمدی» مدیر مدرسه در این‌باره به «شهروند» می‌گوید: «یک‌سری مشکلات وجود داشته و احتمالا این دانش‌آموز مشکلاتی از پیش داشته است. الان شانتاژ خبری شده و چنین نیست. بخش ارزیابی عملکرد آموزش و پرورش در جریان و پیگیر این موضوع است. مدرسه زندان گوانتانامو نیست که دانش‌آموز تنبیه بدنی شود. این دانش‌آموز زمینه قبلی بیماری داشته و الان پدر او از معلم شکایت کرده است. دیروز هم گویا با معلم به کلانتری رفتند و معلم آن‌جا توضیحاتی را بیان کرده است.»
    تنبیه ‌بدنی دانش‌‌آموزان در ایران داستان مفصلی دارد که هر هفته هم اخبار تازه‌ای به آن اضافه می‌شود. در روزهای گذشته همچنین برخی پایگاه‌های خبری محلی در استان لرستان تصاویری از بدن سرخ‌ و سیاه‌شده یک دانش‌آموز منتشر کردند و از تنبیه این دانش‌آموز توسط مدیر مدرسه خبر دادند.
    پایگاه خبری «سفیر افلاک» که اخبار استان لرستان را پوشش می‌دهد در این‌باره نوشت: «تنبیه‌ بدنی دانش‌آموز مدرسه ابتدایی شهید انوشیروان رضایی روستای کهریز خرم‌آباد توسط مدیر مدرسه درحالی در فضای مجازی منتشر شد که مسئولان آموزش و پرورش لرستان برای تبرئه خود از این ماجرا اقدام به اعتراف‌گیری اجباری از والدین دانش‌آموز کردند تا در ظاهر قضیه را فیصله دهند.» خانواده این دانش‌آموز روزهای گذشته در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها از تنبیه بدنی فرزند خود توسط معلم سخن گفتند، اما درنهایت و در ویدیویی این موضوع را رد کردند.
    در ماه‌های گذشته و در استان‌های کهگیلویه ‌و بویراحمد، زنجان، تهران، سیستان و بلوچستان، گلستان و کرمان هم دانش‌آموزان کتک‌خوردن از معلمان را تجربه کردند و حتی در شهر بمپور سیستان‌ و بلوچستان چشم یک دانش‌آموز تا آستانه نابینایی پیش‌ رفته است. پیش از این مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات آموزش‌ و پرورش درباره آمار تنبیه بدنی دانش‌آموزان به «شهروند» گفته بود که «در‌ سال ۹۴ و ۹۵ هم به روال قبل شکایت‌هایی داشتیم. در ‌سال ۹۳ جمع شکایات در ارتباط با تنبیه بدنی ۱۲۴۹ بوده است و آنچه در‌ سال ۹۴ گزارش شده، ۶۷۵مورد بوده که از جمع ۱۹۲۴ مورد، ۱۲۷۴ شکایت بحق و ۶۵۰ مورد از آنها ناحق بوده است.»
    ضرب‌و‌شتم دانش‌آموزان درحالی صورت می‌گیرد که قوانین موجود، هرگونه برخورد فیزیکی یا حتی تنبیه رفتاری دانش‌آموزان را ممنوع اعلام کرده است. براساس ماده ۷۷آیین‌نامه انضباطی مدارس «اعمال هرگونه تنبیه از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است». علاوه‌ بر این و براساس ماده ۷۴ این آیین‌نامه «قصور و سهل‌انگاری دانش‌آموزان نسبت به انجام وظایف خود تخلف محسوب می‌شود. مدیر، شورای مدرسه، معاونان و مربیان موظفند قبل از اعمال هرگونه تنبیه از وضع و موقعیت محصل آگاهی یابند و در جست‌وجوی انگیزه و علت تخلف برآیند و نسبت به رفع آن اقدام کنند». اما پس از طی این مراحل و در صورتی که روش‌های تربیتی در دانش‌آموز موثر نباشد، در این صورت ماده ۷۶ آیین‌نامه انضباطی انواع تنبیه برای دانش‌آموزان را تعیین کرده است.
    براساس این ماده «دانش‌آموزان متخلفی که راهنمایی‌ها و چاره‌جویی‌های تربیتی در آنها مفید و موثر نمی‌افتد، با رعایت تناسب به یکی از روش‌های زیر مورد تنبیه قرار می‌گیرند:
    ۱- تذکر و اخطار شفاهی به‌طور خصوصی؛
    ۲- تذکر و اخطار شفاهی در حضور دانش‌آموزان کلاس مربوط؛
    ۳- تغییر کلاس، در صورت وجود کلاس‌های متعدد در یک پایه با اطلاع ولی دانش‌آموز؛
    ۴- اخطار کتبی و اطلاع به ولی دانش‌آموز؛
    ۵- اخراج موقت از مدرسه با اطلاع قبلی ولی دانش‌آموز، حداکثر برای مدت سه‌روز؛
    ۶- انتقال به مدرسه دیگر.»
    با این همه و با وجود صراحت قانون مبنی بر ممنوعیت هرگونه تنبیه فیزیکی یا روحی دانش‌آموزان، به‌طور مداوم اخباری در این زمینه منتشر می‌شود که شاید از ضرورت بازنگری در قوانین یا شیوه پرورش و استخدام معلمان حکایت داشته باشد؛ موضوعی که به نظر می‌آید بیش از این نیازمند پژوهش‌های کارشناسانه و دقیق است.
  • کنایه عبدالرضا کاهانی به منتقدان فیلمش برای بازداشت ۲۳۰ نفر در پارتی

    عبدالرضا کاهانی با اشاره به خبر بازداشت ۲۳۰ نفر در پارتی مختلط شب یلدا، به منتقدان فیلم‌هایش کنایه زد.
    ایران نوشت: عبدالرضا کاهانی در توییتر نوشت:‌ ««دستگیری ۲۳۰ دختر و پسر در پارتی شب یلدا»، می‌گن سوژه‌ها و آدم‌هایی که تبدیل به فیلم می‌کنی بدآموزی داره و معمولاً واقعی نیست.
    سوال؛ چه‌طور می‌شه آدم‌های خیالی‌رو دستگیر کرد؟!»
    «ارادتمند، نازنین، بهاره و تینا» فیلم توقیف شده عبدالرضا کاهانی است که هنوز سرنوشت اکرانش مشخص نیست.
     

     

  • ترشی فروشی زنی که مدال المپیک دارد

     

    حدود چهار سال است این کار را می‌کنم. گاهی به قشم می‌روم و لباس می‌آورم تا به دوستان و آشنایان بفروشم.
    شاید بسیاری از هواداران، ورزشکاران را افرادی با توان مالی بالا بدانند. همان‌ها که میلیاردی پول می‌گیرند و تصاویرشان در فضای مجازی با خودروها و خانه‌های لوکس دست به دست می‌شود.
    به گزارش روزنامه قانون، برای بسیاری از ورزشکاران البته اوضاع به همین شکل است. آن‌ها روزگار سختی را پشت سر گذاشته و حال به مرحله‌ای رسیده‌اند که از شهرت و استعداد خود استفاده می‌کنند.
    کسب درآمد از ورزش حرفه‌ای راه آسانی نیست، بسیاری از ورزشکاران سال‌ها تلاش و هزینه می‌کنند تا از ورزش درآمدی کسب کنند. برخی از آن‌ها موفق می‌شوند و برخی دیگر نمی‌توانند به جایگاه واقعی خود دست پیدا کنند. این موضوع با عوامل مختلفی در ارتباط است. به عنوان مثال گاه ورزشکاران دچار مصدومیت‌های سنگین می‌شوند و گاه مافیا اجازه نمی‌دهد آن‌ها به آنچه استحقاق آن‌ را دارند ،برسند. برخی ورزشکاران نیز با وجود اینکه به جایگاه خوبی در ورزش می‌رسند اما به واسطه عدم پول‌ساز بودن رشته‌ ورزشی‌شان توان کسب درآمد را ندارند.
    هاجر تکتاز یکی از همین ورزشکاران است، بانوی قهرمان پاراآسیایی که روزگاری در المپیک لندن به مقام پنجم دست پیدا کرد اما سختی‌های زندگی به او فشار آورد و تکتاز را به جایی رسانده که مجبور به ترشی‌فروشی شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید روایتی است از یک روز زندگی هاجر تکتاز که از خانه آغاز می‌شود و در محل تمرین به پایان می‌رسد.
    هاجر تکتاز، قهرمان پاراآسیایی و دارنده رتبه پنجم المپیک لندن. این‌ها اطلاعاتی است که ما از شما داریم، خودتان را بیشتر معرفی کنید.
    متولد ۱۳۵۵ هستم، بعد از تولد کم‌بینا بودم و بعد از ۱۸ سالگی نابینا شدم. وارد دانشگاه شدم و سال ۷۶ به اصرار یکی از معلم‌های ورزش‌مان وارد محیط‌های ورزشی شدم. من دختر بازیگوشی بودم اما بعد از نابینایی کمتر هیجان داشتم، بنابراین معلم‌مان یک روز ساعت ۱۱شب با خانه تماس گرفتند و با مادرم صحبت کردند که مرا به محیط‌های ورزشی ببرند. من تمرینات پرتاب وزنه‌ام را آغاز کرده بودم. ما براساس بینایی‌مان کلاس‌بندی می‌شویم، یکی از دختران که هم‌کلاس من بود بیمار شده و نتوانست به مسابقات برود. بنابراین من به جای او به المپیاد ورزشی نابینایان و معلولان رفتم. در آن مسابقات دو مقام در پرتاب دیسک و وزنه کسب کردم. از سال ۷۷ تا این لحظه در پرتاب دیسک نابینایان رکورددار هستم. سال ۸۰ در مسابقات قهرمانی کشور، ۶ مقام کسب کردم و قهرمان قهرمانان شدم. در سال ۸۲ مسابقات جهانی در کانادا برگزار می‌شد ولی مشکل بیماری سارس همه‌گیر شده بود و با حضور ما موافقت نمی‌شد. در نهایت تصمیم به اعزام گرفته شد و یکی دو روز مانده به مسابقات، از من گذرنامه خواستند. سریع برای گذرنامه اقدام کردم و موفق شدم به مسابقات اعزام شوم. در این رقابت‌ها ۱۳ کشور حضور داشتند و نخستین تجربه بانوان ایرانی بود.
    به ما گفته شد جنبه سیاسی حضورتان مهم‌تر است. در نهایت حق من را خوردند و با ادغام کلاس‌بندی‌ها نتوانستم مقام مناسبی کسب کنم. پس از حضور در ایران انگیزه‌ام بیشتر شده بود و تمریناتم را ادامه دادم. سال ۸۴ قرار شد به مسابقات پاراآسیایی کوالالامپور اعزام شویم. در این مسابقات دو مقام نایب قهرمانی آسیایی کسب کردم و پس از آن نیز به ترکیه رفتیم و مقام سوم را کسب کردم. این مقام سبب شد تا سهمیه پاراالمپیک را بگیرم. در واقع نخستین بانوی ایرانی بودم که این سهمیه را کسب می‌کرد. وقتی به تهران رسیدم گفتند رکوردت در مسابقات جهانی مهم نیست و باید رکوردی را در تهران بزنی که ما قبول داریم.
    چرا قبول نکردند؟
    نمی‌دانم. سیاست‌های خاص خودشان بود. من ۲۷ تیرماه پایم شکست و یک ماه در گچ بود. به من فشار آوردند که باید رکورد ۷ متر و ۱۱ سانتی‌متر را بزنم. اول شهریورماه پایم را از گچ در آوردم و ۱۴شهریورماه در رکوردگیری شرکت کردم. آن روز رکورد ۷ متر و ۹۰ سانتیمتر را زدم و حضورم در تیم اعزامی به لندن قطعی شد.
    چطور می‌شود بدون چند هفته تمرین رکورد خودتان را نیز ارتقا بدهید؟
    نمی‌دانم شاید انگیزه خاصی داشتم و می‌خواستم در مسابقات شرکت کنم. البته در تمریناتم رکوردهای ۷ و ۹۰ سانتیمتر و حتی ۸ متر را نیز داشتم. تمرینات المپیک را آغاز کردم و به مسابقات لندن اعزام شدم اما اجازه حضور مربی‌ام را ندادند.
    نگفتند چرا اجازه نمی‌دهیم مربی‌تان با شما بیاید؟
    خیر، گفتند انگلیس ویزای او را صادر نکرده بود.
    در المپیک نیز رتبه پنجم را کسب کردید.
    بله. البته در این مسابقات کلاس‌ها دوباره ادغام شد، به دلیل اینکه رکوردی نبود و امتیاز برای‌شان در اولویت قرار داشت. همان سال یک خانم ایتالیایی که ۶ ماه قبل از مسابقات لندن نابینا شده بود رکورد ۱۷ متر را کسب کرد و قهرمان شد. پس از بازگشت از لندن دعوت‌مان کردند جوایزمان را دریافت کنیم.
    چه مقدار جوایز دریافت کردید؟
    ما که سهمیه المپیک نیز کسب کرده بودیم ۱۰میلیون هدیه نقدی دریافت کردیم و شهرداری نیز حمایت کوچکی از ما کرد.
    و در ادامه به مسابقات اینچئون اعزام ونایب قهرمان شدید.
    بله. چندین سال بود که دیسک کار نمی‌کردم اما دو هفته تمرین کردم و مدال نقره گرفتم. کلاس‌ها دوباره ادغام شد اما تلاش کردم برای کشورم افتخارآفرینی کنم.
    برای این دو مدال چقدر جایزه گرفتید؟
    قرار بود برای هر نقره ۷۰ سکه بگیرم اما برای دو مدال نقره ۷۳ سکه و نیم به من جایزه دادند.
    براساس گفته‌های‌تان دریافتی‌تان کم نبوده، چرا در حال حاضر با مشکل مالی مواجه هستید؟
    فکر می‌کنید با ۷۳ سکه چه کار می‌توان کرد؟ وقتی شما روی کوه طلا نیز باشید و مدام از آن استفاده کنید به هر حال تمام می‌شود. تصور کنید من که درآمدی ندارم قرار است با ۷۳ سکه تمام امورات زندگی‌ام را بگذرانم. من ریالی از خانواده‌ام دریافت نمی‌کنم زیرا پدرم بازنشسته است و نمی‌تواند به من کمک مالی کند. چند روز پیش حساب کردم و گفتم همین پول را می‌توانم خرج کاری کنم که سبب کسب درآمد شود. اما همه این‌ها خرج خودم می‌شود، در واقع من ۶ روز در هفته تمرین می‌کنم. تصور کنید هر هفته که قرار است با آژانس به محل تمرین بروم (اشاره می‌کند که مربی‌اش مرد است و او مجبور شده با مادرش به تمرینات برود بنابراین باید با آژانس تردد کند) حدود ۹۰ هزارتومان هزینه رفت و برگشت را پرداخت می‌کنم. در واقع من ۸-۷ میلیون تومان در یک‌سال بابت آژانس پرداخت می‌کنم. در کنار همه این‌ها هزینه درمان پاهایم را نیز باید پرداخت کنم.
    فدراسیون در پرداخت این هزینه‌ها به شما کمکی نکرد؟
    خیر. هیچ هزینه‌ای پرداخت نشد. نامه زدم و گفتند بعید می‌دانیم این پول را به شما بدهند. تاکنون دریافتی مناسبی از فدراسیون نابینایان نداشته‌ام. فقط در زمان اعزام به مسابقات لندن ۲۰۰ هزارتومان پول کتانی و ۲۰۰ هزارتومان هزینه آژانس پرداخت کردند. پس از کسب مقام پنجم نیز حدود ۱۰۰ پوند به من جایزه دادند. یعنی در تمام این سال‌ها من حدود یک میلیون تومان دریافتی داشتم.
    فدراسیون بودجه حمایت از شما را از وزارت ورزش و جوانان دریافت نمی‌کند؟
    چه بگویم؟ رییس فدراسیون باید ما را درک و حمایت‌مان کند اما کار کردن برای ما بانوان بسیار دشوار است. تصور کنید در مترو به جای اینکه ما را درک کنند گاهی زیر عصای‌مان می‌زنند.
    از سایر هم تیمی‌های‌تان خبری دارید؟ آن‌ها نیز همین مشکلات را دارند؟
    حقیقتش را بخواهید من از آن‌ها اطلاعی ندارم اما می‌دانم بسیاری از بچه‌های نابینا به خاطر مشکلات مالی سر تمرین نمی‌آیند. بارها به دلیل اینکه پول آژانس نداشتم حتی نتوانستم به تمرینات بروم.
    برای حل مشکلات مالی چه کرده‌اید؟
    در حال حاضر با مادرم شور و ترشی درست می‌کنم و به آشنایان می‌فروشم. یک مدت نیز نعناع و شوید خشک می‌کردم و می‌فروختم اما این کار دشوار بود و نتوانستم ادامه بدهم.
    چه مدت است به ترشی فروشی روی آورده‌اید؟
    حدود چهار سال است این کار را می‌کنم. گاهی به قشم می‌روم و لباس می‌آورم تا به دوستان و آشنایان بفروشم. اما به هر حال این کار نیز مشکلاتی دارد. به عنوان مثال جای ثابتی ندارم که آن‌ها را بفروشم. در خانه چقدر می‌توان به غریبه‌ها جنس فروخت؟ با این حال چون خودم دوست دارم که مستقل باشم تمام تلاشم را می‌کنم مشکلات را حل و برای خودم درآمدزایی کنم.
    این اتفاقات دلسردتان نمی‌کند؟
    بارها دلسرد می‌شوم. در اردیبهشت‌ رکوردگیری دارم برای مسابقات جاکارتا و بعد از آن ورزش را کنار می‌گذارم. اگر نخواهم ورزش کنم افسرده می‌شوم اما مجبورم این کار را کنم و به زندگی‌ام بچسبم. در حال حاضر سن من بالا رفته و نمی‌توانم کار زیادی انجام بدهم.
    بعد از اینکه ورزش را کنار گذاشتید تصمیم دارید چه کار کنید؟
    اگر این کار را کنم می خواهم یک جایی را اجاره کنم و مزون لباس تاسیس کنم، شاید سوپرمارکت بزنم و از آنجا گذران زندگی کنم.
    وزارت ورزش در جریان این مشکلات شما هست؟
    بدون شک می‌دانند من چه کار می‌کنم. جالب است بدانید یکی از ورزشکاران معلول زعفران‌فروشی می‌کند و من نیز به او کمک می‌کنم که این کار را انجام بدهد. به ازای هر زعفران هزارتومان سود کسب می‌کنم. این سود را نیز به اصرار او قبول کردم، ما هم‌دردیم و باید به یکدیگر کمک کنیم وگرنه هیچکس به داد ما نمی‌رسد.
    از زعفران فروشی چقدر سود می‌کنید؟
    تا این لحظه ۵۰ بسته زعفران فروخته‌ام و این ماه ۵۰ هزارتومان سود کرده‌ام.
    سایر ورزشکاران نابینا برای کسب درآمد چه می‌کنند؟
    همان‌گونه که گفتم اطلاعاتی از سایرین ندارم. آن‌ها در تهران نیستند و می‌دانم که هیات‌های شهرستان‌ها به ورزشکاران‌شان کمک زیادی می‌کنند. سالی که ما از مسابقات مالزی بازگشتیم قرار گذاشتند به افراد عضو بهزیستی ماهیانه ۹۰هزارتومان کمک مالی شود.
    دو سال پرداخت شد اما در ادامه این حقوق ناچیز را نیز قطع کردند. همان روزها به ما می‌گفتند به هیچکس نگویید این پول را به شما می‌دهیم. من نیز نامردی نکردم و رفتم به تمام ورزشکاران گفتم. در نهایت این پول را قطع کردند.
    هربار که مادرتان را به تمرین می‌برید نگران نیستید اذیت شود؟
    بدون شک این نگرانی را دارم. همواره اصرار می‌کنم برای او آژانس بگیرم اما راضی نمی‌شود. خجالت می‌کشم با وجود بیماری‌اش مجبور است اسیر من باشد. اما چه کار باید بکنم؟
    دنبال چه هدفی هستید که پس از آن ورزش را کنار بگذارید؟
    ابتدا از همه خیرین تشکر می‌کنم که به بهزیستی کمک می‌کنند. من خودم پرونده دارم اما مستمری ۵۰ هزارتومانی را نیز نمی‌توانند به من پرداخت کنند. یعنی به من گفتند باید صبر کنی یکی از معلولین دور از جان‌شان بمیرند و مستمری او را به من بدهند.
    به همین دلیل نمی‌توانم از بهزیستی کمکی بگیرم. من می‌خواهم از یک نفر خیرخواه خواهش کنم مبلغی در حدود ۳۰ میلیون تومان به من کمک مالی کند تا بتوانم با آن کار کنم.
    پس از مدتی این پول را به او باز می‌گردانم و حتی اعلام می‌کنم اگر قرار نیست این پول را پس بگیرند، آن را نمی‌خواهم. من می‌خواهم با این مبلغ جایی را اجاره کنم و با کار کردن و به طور قسطی مبلغ را باز می‌گردانم.
    کمی درباره رفت و آمدتان صحبت کنید. وقتی تنها هستید با مترو به محل تمرین می‌روید و این موضوع برای شما مشکلاتی را ایجاد کرده، درست است؟
    بله، من از متروی ایستگاه نیروی هوایی تردد می‌کنم.
    در این ایستگاه هیچکس به خط ویژه نابینایان توجهی نمی‌کند و وقتی به آن‌ها اعتراض می‌کنم ناراحت می‌شوند و به آن‌ها بر می‌خورد. تردد در مترو برای ما بسیار دشوار است.

  • پلمب ۲۰ سوپرمارکت در شمال تهران به دلیل فروش مشروبات الکلی

    رییس مرکز عملیات پلیس امنیت تهران بزرگ از پلمب ۲۰ سوپرمارکت که اقدام به فروش مشروبات الکلی با برند شرکت‌های تولید دلستر کرده بودند، خبرداد.

    ایسنا نوشت: سرهنگ سعید راستی دراین‌باره گفت: روز گذشته اعضای باندی که در زمینه توزیع مشروبات الکلی فعالیت داشتند پس از انجام اقدامات اطلاعاتی از سوی پلیس دستگیر شدند.
    وی با بیان اینکه این افراد مشروبات الکلی خارجی را در بطری های دلستر خالی کرده و با جعل برند یکی از شرکت های داخلی در سوپر مارکت های شمال تهران توزیع کرده بودند،گفت: در همین راستا ۲۰ فروشگاه شناسایی و در بازرسی از آنها بطری‌های حاوی مشروبات الکلی کشف و ضبط شد.
    راستی با بیان اینکه این فروشگاه ها پلمب شدند، گفت: متصدیان این فروشگاه‌ها نیز بازداشت شده و پرونده‌شان به معاونت اماکن پلیس امنیت ارجاع شد.

  • حرف های شوهر فاطمه معتمدآریا: وقتی ممنوع الفعالیت شد نامه می نوشتم که فلان عکس درمراسم خصوصی بوده و…

    ایران نوشت: دوازدهمین شماره ماهنامه «پاراگراف» به فاطمه معتمد آریا اختصاص دارد.
    در ویژه‌ نامه خانم بازیگر، «احمد حامد» همسر فاطمه معتمد آریا به تهمت‌های علیه این بازیگر پیشکسوت پاسخ داده و دلایل ممنوع‌الفعالیتی این هنرمند در مقاطع مختلف را شرح داده و گفته «در تمام موارد ممنوع‌الفعالیتی، چیزی که بیش از همه مرا آزار می‌داد بی‌عدالتی، دروغ و ظلم در مورد کسی بود که می‌دانستم و می‌دانم روح ظریف و شکننده‌ای دارد و تا چه حد صادقانه برای حضور اندیشمندانه نقش زن در سینما زحمت کشیده است»

    او در بخش دیگری از صحبت‌هایش می‌گوید: «اوایل که در زمینه ممنوع‌الفعالیتی ایشان حرفه‌ای نشده بودم کاغذ و قلم بر می‌داشتم و به نیت این یا آن مسئول نامه می‌نوشتم و سعی می‌کردم اتهامات بی‌اساس و توهین‌های آزار دهنده را جواب دهم و بگویم، مثلاً فلان عکس در فلان جای خصوصی برداشته شده و فلان حرف را ایشان نگفته‌اند و… البته این نامه‌ها غالباً به دست‌شان نمی‌رسید؛ یعنی ارسال نمی‌کردم. بعدتر که حرفه‌ای شدم حس کردم که انگار تعمد و اراده‌ای وجود دارد برای اینکه سینما از تفکر و اندیشه ورزی دور شود و بدتر از این احساس کردم که طرح چنین موضوع‌های بی‌ارزش و تحریف و نسبت دادن حرف‌هایی مثل تأسف معتمدآریا از حذف سکس و خشونت در سینما، از سر دلسوزی برای سینمای متفکر و اصیل نیست؛ شاید تفکری است که دوست دارد امثال ایشان واقعاً حرف‌ها را زده باشند تا او را هم در مجموعه سینمای مورد علاقه خود، یعنی سینمای مبتذل و فاقد تفکر و اندیشه و بی‌اعتبار نزد مردم قرار دهند. البته می‌دانم در مورد ایشان موفق نبودند.»