نویسنده: مهدی سوری

  • پیام رسان های داخلی،هیچکدام جای تلگرام را نمی گیرند.

    رسا نشر- مهدی سوری: در هفته ای که گذشت، به دلیل اعتراضات برخی از ایرانیان در تهران و برخی شهرهای کشور و تحریک کانال های ضد انقلابی ، شورای امنیت ملی را وادار به فیلتر کردن تلگرام محبوب ترین پیام رسان و اینستاگرام ، محبوب ترین شبکه اجتماعی در ایران کرد. دستور از شورای امنیت ملی صادر شد و وزارت ارتباطات را با توجه به مقاومت هایی که در گذشته برای حفظ این دو شبکه اجتماعی داشت، اینبار مجبور به مسدود کردن این دو شبکه کرد. البته شواهد امر نشان داد که این فیلتر کردن، تاثیر زیادی نداشت. چرا که بلافاصله همه مخاطبین این دو شبکه به سمت فیلتر شکن ها و پروکسی سروها رفتند و محدودیت به وجود آمده را دور زدند. این امر باعث شد که خیلی از افرادی که حتی با واژه فیلترشکن و پروکسی آشنایی نداشته اند و یا کودکانی که بوسیله نظارت والدین حق استفاده از این برنامه های دور زدن فیلترینگ را نداشتند، براحتی و به بهانه استفاده از تلگرام و اینستاگرام مجاز به استفاده از فیلترشکن ها شوند.

    مسلما این تصمیم در شرایط به وجود آمده و تحریک  به آشوب گری و تخریب اموال عمومی توسط تعدادی کانال و صفحه در این دو برنامه تصمیم بجا و درستی بوده است. و این را نیز قبول داریم که باید فضای مجازی کنترل شود و از آن درست استفاده شود تا فضایی برای خراب کاری، ترویج تروریسم و فساد و فحشا نشود. اما اصرار برخی از مسئولین و ائمه جماعات برای فیلتر دائمی این شبکه ها از گذشته تا به امروز اصرار درستی نیست. همانطور که در گذشته با پدیده هایی که امکان فساد و .. در آنها وجود داشت ، برخورد قهر آمیز نتیجه ای نداشت و برعکس کنجکاوی افراد را بر می انگیخت، فیلتر کردن شبکه های اجتماعی که اکنون فقط برای سرگرمی و ارتباط نیستند و بشدت در امور اقتصادی و آموزشی تاثیر گذارند هم نمی تواند راه چاره باشد. باید این را پذیرفت که تنها راه حل برای معضلی بنام فضای مجازی آموزش و فرهنگ سازی است. و دیدیم که فیلتر این دو شبکه پای فیلتر شکن ها را بیشتر از گذشته باز کرد و هم اکنون که این محدودیت ها برقرار است تقریبا همه در این دو شبکه فعال هستند و فقط کمی سرعت تبادل اطلاعات پایین آمده است.

    با این حال عده ای هم جایگزین کردن پیام رسان های داخلی  را راه حل این معضلات اعلام می کنند که اولا داخلی باشد و در ثانی قابلیت کنترل هم داشته باشد. مسلما هیچکس با فعالیت این پیام رسان ها مخالف نیست و هم اکنون پیام رسان های سروش ، گپ و آی گپ هم علیرغم توصیه کانال های معاند به جهت شنود و تحت کنترل بودن این برنامه ها فعالیت خوبی دارند و مورد استفاده خیلی از افراد می باشند. اما این پیام رسان ها نمی توانند جای تلگرام را بگیرند.مهمترین دلیلش این است که تلگرام مهمترین و محبوب ترین پیام رسان در نزد مردم ایران است و حتی فیلتر کردن آن هم نتوانست جلوی استفاده از آن را بگیرد. توصیه و تشویق برای استفاده از پیام رسان داخلی بمانند این است که از مردم بخواهیم بجای تماشای تلویزیون ، همه چیز را از رادیو دنبال کنند. واقعا شدنی است؟؟؟ هرگز!

    نکته دیگری که باعث عدم استقبال از این پیام رسان ها می شود ، نداشتن خلاقیت و ابتکار است . این پیام رسان ها دقیقا نسخه کپی برداری شده از تلگرام هستند و حتی همه آنها از نظر ظاهر هم از روی تلگرام کپی برداری شده اند. نداشتن خلاقیت و نوآوری در این برنامه ها باعث عدم استقبال مردم است. چراکه وقتی تلگرام هست چه ضرورتی به استفاده از برنامه های مشابه دیگر آن هم با سرعت و کیفیت تائید نشده! می باشد؟ شاید اگر هنوز تلگرام محبوب ایرانیان نبود و این برنامه ها پا به عرصه می گذاشتند می شد آن را با تبلیغات همگانی در جامعه مطرح و مورد استفاده قرار داد. اما اکنون بعید می دانم کسی حاضر باشد قید تلگرام را بزند و از پیام رسانی استفاده کند که همان کارایی ها را دارد!

    طی این چند روز اکثر پیام رسان های داخلی و خارجی را تست و بررسی کردم و واقعاً پیام رسانی کامل تر و بهتر از تلگرام را نیافتم. در میان برنامه های نصب شده سروش، آی گپ، گپ، واتس آپ، لاین، ویسپی و … تنها برنامه ای که نزدیک به ۱۰ درصد از ۴۵۰ شماره ثبت شده در کانتکت تلفن همراه من در آن حضور داشتند، واتس آپ بود. و تعداد افرادی که از ۳ پیام رسان ایرانی استفاده می کردند حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسید.اما دست کم بیش از ۸۰ درصد این لیست ۴۵۰ نفره تلگرام دارند و در آن فعال هستند!

    متاسفانه بنا به رسم دیرینه مدیریتی مان، همیشه در حرف و شعار پیشتاز هستیم و در برنامه ریزی و عملیاتی کردن موضوعات مختلف، ثبات و خروجی مثبتی نداریم. در باب همین پیام رسان های داخلی، واقعا اگر بنا بر نهادینه کردن و ترغیب مردم برای استفاده و گرایش به این پیام رسان ها بود باید به مانند تلگرام که قدرت گرفتنش را مدیون دولت روسیه است ، با تمام قدرت از این پیام رسان ها حمایت می کردیم . حمایت مالی و معنوی ، معرفی و استفاده نخبگان و افراد مهم جامعه از این پیام رسان ها و تضمین سلامت و غیر قابل نفوذ بودن و شنود این برنامه ها توسط نهاد های مستقل فناوری اطلاعات می تواند باعث ایجاد اعتماد و اشتیاق در استفاده از این پیام رسان ها شود. اما همین حالا از صدا و سیما گرفته تا مسئولین دولتی ، رسانه های ارتباطی حتی با وجود فیلتر تلگرام، در این شبکه فعالیت می کنند و با مخاطبین خود در ارتباط هستند. محدودیت اینستاگرام رفع شد.و هم اکنون در همه دستگاهها قابل استفاده است. اما تلگرام هنوز هم فیلتر است . ممکن است چند روز دیگر محدودیت این پیام رسان محبوب هم برداشته شود. اما سوالات بی جواب هنوز هم هستند؟ چرا تلگرام فیلتر شد؟ چرا برخی اصرار به فیلتر دائمی آن دارند؟ و چرا بجای فشار و تهدید به فیلتر به فرهنگ سازی و آموزش استفاده صحیح از فضای مجازی با توجه به بودجه های کلان فرهنگی ، روی نمی آوریم؟؟

     

  • سرنوشت اینترنت و شبکه های اجتماعی، این روزها اگر روحانی رئیس جمهور نبود!!

     

    رسا نشر – مهدی سوری: مسلما هر حکومتی در زمان های خاص و اضطراری نسبت به محدود کردن وسایل ارتباط جمعی اقدام می کند. اینترنت، شبکه های اجتماعی و اپلیکیشن های موبایلی در زمان اعتراضات و آشوب ها می تواند تاثیر بسزایی در افزایش و جهت گیری اعتراضات داشته باشد. به همین دلیل طبیعی است که در اغتشاشات اخیر شورای امنیت ملی شبکه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام را مسدود کند.

    این مسدود سازی که به قول وزیر ارتباطات و برخی از مسئولین موقتی و تا پایان اعتراضات ادامه دارد، باعث دلخوری عمومی و افرادی شده است که در این دو شبکه فعالیت اقتصادی دارند. و به این جمله روحانی تکیه می کنند که انگشت ما به دکمه فیلتر شبکه اجتماعی نخواهد خورد. اما اگر کمی عاقلانه فکر کنیم در می یابیم که دقیقا این دو شبکه محل ارتباط خط دهندگان و لیدرهای آشبوگر با همراهانشان بود و حتی مسدود کردن کانال معاند  هم نتیجه ای در بر نداشت. همین حالا هم اکثریت افراد با استفاده از فیلتر شکن ها و پروکسی سرورها به این دو شبکه وصل شدند، اما این اختلال وجود دارد و چند روزیست که دسترسی به ابن دو برنامه بصورت مستقیم وجود ندارد.و مسلما این فیلتر کردن نقش مهمی در کنترل اوضاع و بازگشت آرامش به جامعه دارد.

    بد نیست کمی به عقب باز گردیم و به یاد آوریم که در وقایع سال ۸۸ ، دقیقا از شب قبل از انتخابات سیستم پیامک ها قطع شد و تا ۳ ماه بعد امکان ارسال پیامک وجود نداشت.همینطور اینترنت و تلفن همراه در اکثر روزها با اختلال شدید مواجه شده و برای کسانیکه در خیابان و به قصد اطلاع از سلامت خود به خانواده در میان آشوب ها ، راهی بجز پناه بردن به کیوسک های تلفن عمومی وجود نداشت. اما اکنون بر خلاف تصور همه ماها، حتی یک ساعت هم اینترنت، شبکه تلفن همراه و پیامک قطع نشد. در صورتیکه همه ما می دانیم که اگر تفکر حاکم بر دولت افراد دیگری بودند، مسلما تنها به فیلتر کردن اینستاگرام و تلگرام راضی نمی شدند، بلکه امکان داشت اینترنت را هم دچار اختلال کنند. بیایید کمی واقع نگر باشیم. صرفنظر از اینکه در وقایع اخیر چه کسی مقصر است و مردم خشمگین حق اعتراض مسالمت آمیز دارند، همین که دکمه فیلتر در دست دولت روحانی است و طی این چهار و نیم سال با وجود فشارهای مختلف در برابر فیلتر کردن شبکه های اجتماعی محبوب که حالا عده ای بوسیله آن کسب درآمد می کنند، مقاومت کرده است، باید خدا را شکر کنیم. عاقبت این ماجرا را نمی دانم. آیا فیلتر تلگرام و اینستاگرام برداشته می شود یا نه ؟ اما این یک حقیقت است که افزایش سرعت اینترنت و دسترسی به آن و امکان استفاده از شبکه های اجتماعی با وجود مخالفان سرخت بسیار، از نقاط مثبت دولت روحانی است و باید قدر آن را بدانیم. در سال ۹۲ و در زمانیکه بالاترین سرعت اینترنت ۱ و ۲ مگا پیکسل آن هم برای مراکز و افراد خاص مجاز بود.اما اکنون اینترنت با سرعت بالا در اختیار همگان قرار دارد. ارتباط در فضای مجازی برقرار است و ما بخوبی می دانیم که اگر تفکر مقابل پیروز انتخابات بود، احتمالا بنده برای پست کردن این مطل و شما برای خواندنش باید دقایق زیادی را صرف می کردیم که صفحه لود شود!

  • پدر دختر ژیمناست ایرانی: دختر من به مالزی نرفته/ عکس‌های منتشر شده مربوط به تمریناتش در ارمنستان است/ سالن‌ دختران و پسران مجزا بود

     

    سفر شخصی من به کسی ربطی ندارد. آنجا مسابقه نبود و دخترم تمرین کرد و سالن‌ دختران و پسران نیز مجزا بودند.
    پدر دختر ژیمناست ایرانی می گوید که دختر او به مسابقات ژیمناستیک مالزی نرفته است و عکس‌های منتشر شده مربوط به تمرینات دخترش در ارمنستان است.
    به گزارش عصرایران به نقل از ایسنا، بعد از انتشار تصاویری از دختر ژیمناست حدودا ۱۰ ساله ایرانی و واکنش فدراسیون به این موضوع، پدر این دختر می گوید که اصلا در مسابقات مالزی حضور نداشته‌اند. در این شرایط به نظر می‌رسد که این موضوع بهانه‌ای شده برای تسویه حساب برخی اختلافات شخصی در ژیمناستیک.
    فرشید عبدی پور ، رییس هیات ژیمناستیک شهرستان فردیس در گفت‌وگو با ایسنا، در مورد حواشی ایجاد شده در مورد دخترش در فضای مجازی مبنی بر این که در مسابقات ژیمناستیک خارجی و بدون حجاب حضور داشته است، اظهار کرد: این عکس‌ها مربوط به مسابقه کوالالامپور نیست و دختر من به تمریناتی در کشور ارمنستان رفته بود. این سفر ما به ارمنستان خانوادگی و با حضور همسرم، دختر و پسرم انجام شد.
    او ادامه‌ داد: از طرفی دیگر مسابقاتی در کوالالامپور و با حضور دختران کرجی و با حضور رییس هیات ژیمناستیک استان ایلام انجام شد. این مسابقات دو، سه سال است که برگزار می‌شود. ما هم قرار بود به این مسابقات برویم، ولی با توجه به شرایطی که وجود داشت از رفتن به این مسابقات منصرف شدیم.
    پدر دختر ژیمناست ایرانی خاطر نشان کرد: می‌خواهند من را به این موضوع وصل کنند. عکس ها را از گوشی من برداشته‌اند و من نمی‌دانم چه عکس‌هایی منتشر شده است. دختر من اصلا به مالزی نرفته و می‌توانم با پاسپورتش آن را ثابت کنم. تمرینات ارمنستان نیز به صورت مجزا و در دو سالن برگزار شد و این عکس‌ها بعد از پایان تمرینات و با حضور مربیان خارجی گرفته شده است.
    او در پایان در مورد این که دخترش به کمیته‌ انضباطی دعوت شده است، گفت‌: سفر شخصی من به کسی ربطی ندارد. آنجا مسابقه نبود و دخترم تمرین کرد و سالن‌ دختران و پسران نیز مجزا بودند.

  • «شرکت سرمایه پیشرو دومان توکان» مجوز ندارد، سپرده گذاری نکنید

    «شرکت سرمایه پیشرو دومان توکان» که با وعده پرداخت سود نامتعارف به جذب سپرده از عموم مردم اقدام کرده است، مجوزی از بانک مرکزی ندارد.
    به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از روابط عمومی بانک مرکزی، شرکت سرمایه پیشرو دومان توکان (سهامی خاص) به شماره ثبت ۴۷۵۶۸۰، واقع در تهران، میدان ونک، خیابان ملاصدرا، خیابان شیخ‌بهائی، کوچه معصومی، پلاک ۴۱ و ۴۳، واحد ۲۸، بدون اخذ مجوز از این بانک به جذب سپرده و پرداخت سود به عموم مردم (واسطه‌گری وجوه و پرداخت سود نامتعارف) اقدام می‌کند.
    از این رو ضروری است هموطنان عزیز به منظور جلوگیری از به مخاطره افتادن اموال خود، با در نظر داشتن غیرقانونی بودن جذب سپرده توسط این شرکت، از سپردن دارایی های خود به آن خودداری کنند.
    در غیر این‌صورت، بانک مرکزی هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال تضییع حقوق مشتریان این شرکت به خصوص استرداد وجوه نخواهد داشت.
    لازم به ذکر است بانک مرکزی از طریق مراجع قضایی نسبت به پیگیری موضوع اقدام کرده است.
    ضمناً بار دیگر از هموطنان گرامی درخواست می شود قبل از سپرده گذاری در بانک ها و موسسات اعتباری، با مراجعه به پایگاه اطلاع رسانی بانک مرکزی به نشانی WWW.CBI.IR از فهرست بانک ها و موسسات اعتباری مجاز اطلاع پیدا کنند.
  • بارش برف در محور کرج چالوس (عکس)

    محور کرج چالوس محدوده پیچ سرهنگ بارش برف ۴ دی
  • جنگ با فضای مجازی با دست خالی؟؟؟؟|بخش اول

    اختصاصی رسا نشر – مهدی سوری : روزی نیست که در لابلای خبرها و مطالب گوناگون اجتماعی، سیاسی و حتی حوادث مختلف بحث فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به میان نیاید. موضوع بسیار با اهمیت و نیازمند به کارشناسی دقیق و در مقابل مواضع سخت ، توام با قهر و خالی از هرگونه تأمل و پشتوانه!!!

    دست کم در میان افراد و مسئولین دو نگاه وجود دارد، نگاه اول نگاهیست که عمدتا با فضای مجازی مخالف هستند و خواستار قلع و قمع این فضای بوجود آمده می باشند! ضررش را بیشتر از نفعش می دانند و حتی حق انتخاب جامعه برای داشتن یا نداشتنش را هم برای مردم قائل نیستند. الیته همین طیف اصولاً مواضع و بیانات خود را از طریق همین شبکه های اجتماعی به سمع مخاطبین خود می رسانند و معلوم نیست زمانیکه این فضا برچیده شود، خود این افراد چه خواهند کرد؟؟
    نگاه دوم که نگاه منطقی تری به فضای مجازی و شبکه های اجتماعی دارد، اعتقاد بر کنترل و نظارت دارد آن هم از طریق فرهنگ سازی و ایجاد شبکه های اجتماعی بومی . برخلاف نگاه اول که اعتمادی به مردم ندارند ، گروه دوم بنا را بر اعتماد بر مردم نهاده اند و می گویند مردم خودشان عقل و شعور دارند و می دانند چه چیزهایی بد است و چه چیزهایی خوب!
    با این حال اگر مسئولین توانستند در دهه ۶۰ جلوی گسترش ویدئو و در دهه هفتاد و هشتاد جلوی همگانی شدن ماهواره را بگیرند، قطعاً می توانند مانع از فعالیت شبکه های اجتماعی شوند. که مسلماً پاسخ نه است. پس راهکار سالم سازی فضای مجازی چیست؟ و اصلاً چرا باید فضای مجازی کنترل شود؟؟ و آیا اینکه بخواهیم جامعه را در این فضا کنترل کنیم ، نقض حریم خصوصی افراد به شمار نمی رود؟؟
    پاسخ این سوالات و بیشتر از آن در بخش دوم تقدیم می گردد.
    پایان بخش اول
    ۲ دی ۱۳۹۶ – مهدی سوری

  • داستان طنز : خرِ دانا و راه بلد!

    داستان طنز : خرِ دانا و راه بلد!

    آورده اند که خر فروشی را خری بود ناتوان و پیر! خر را به بازار برد تا بفروشد! ساعاتی گذشت و هیچکس حتی کوچکترین توجهی به وی و خرش نکرد. از این روی مجبور شد قیمت خر ۱۰ دیناری اش را به نیم کاهش دهد.اما هیچکس خریدار خرِ خر فروش نبود. مرد دیگر نا امید شده بود. تا اینکه ساده لوحی که برای اولین بار قصد تجارت داشت وارد بازار شد. مرد خر فروش به سمتش رفت و گفت گویا شما تاجر هستید. مرد گفت آری . اتفاقا فردا به قصد تجارت به دیاری می رویم با همین کاروانی که در کاروانسرای مجاور است! خر فروش گفت چه نیکو! پس حتما در این سفر یک خر خوب تو را لام می شود. خری که هم بارت را ببرد و هم در این مسیر یاورت باشد. مرد ساده لوح نگاهی به خر کرد و گفت این ناتوان خِرفت می خواهد بار مرا ببرد و همراهم باشد؟ این خودش را به زور می برد!!

    خر فروش با زبانی چرب گفت: اشتباه می کنی برادر جان. این خر یک حیوان باربر معمولی نیست. او مزایایی دارد که اگر طالب شنیدن باشی، تو را گویم. این خر زبان آدمی زاد را می فهمد. هرچه که بگویی انجام می دهد. فی المثل اگر بگویی برای صبح زود بیدارم کن! خروس خوان با عرعر مخصوصی تورا بیدار می کند. مرد ساده لوح گفت چه جالب!! . خر فروش دغل ادامه داد تازه این زیاد مهم نیست. این خر نقشه خوان است و راه بلد! محال ممکن است که با این خر در راه بمانی و درمانده شوی. من این را می دانم که کاروان شما راهی بس دور و دراز در پیش دارد که از بیابان های وسیع و خطرناکی می گذرد. می دانی اگر راه را اشتباه بروید همگی خوراک درندگان و لاشخورها خواهید شد؟؟

    مرد ساده لوح که ترس وجودش را گرفته بود گفت راست می گویی. این خر از آن من. او را چند می فروشی؟؟؟ خر فروش کمی تامل کرد و گفت بنظر می رسد مرد دانا و آینده نگری باشی. این خر را پیش فروش کرده ام به ۱۵۰ سکه. اما خوب می دانم تو قدر این خر را بیشتر از آن مشتری می دانی. به تو ۱۲۰ سکه می فروشمش. مرد ۱۲۰ سکه داد و خوشحال از خرید پر منفعتی که کرده بود خرش را برداشت و رفت…..

    فردای آنروز مرد ساده لوح بهمراه خرش به کاروانیان پیوست و عازم سفری شدند به قصد تجارتی پر سود. چند روزی را در راه بودند. روزها در حرکت و شب ها در پهنه بیانان به استراحت. تا اینکه یک روز باد عجیبی وزیدن گرفت. طوریکه امکان حرکت برایشان نبود. به ناچار با فرمان قافله سالار ایستادند. اما نه تنها باد و طوفان تمام نشد، بلکه کم کم ابرهای سیاه آسمان را فرا گرفتند. و باران شدیدی ببارید. کاروان متوقف ماند و بالاجبار چادر زدند و ماندند تا هوا بهتر شود. فردای آنروز دیگر خبری از باد و طوفان نبود، اما هوا کاملا ابری بود.راهنمای کاروان گفت نباید وقت را تلف کنیم. یک روز از برنامه عقب افتاده ایم. پس حرکت کردند و مرد نیز بدنبالشان روان شد. نیمه های روز دوباره طوفان شد و گرد و خاک همه جا را فرا گرفت. راهنمای کاروان دستور توقف داد. این دستور با مخالفت تجار مواجه شد. گفتند ما را کالایی است که در صورت دیر رسیدن از بین می رود و می گندد. باید به راهمان ادامه دهیم. هرچه مرد دانای راهنما اصرار کرد فایده نکرد و نتیجه این شد که به راه ادامه دهند. حرکت کردن سخت بود. گاهی هم باران می بارید . با این حال کاروان پیش می رفت.

    ساعاتی راه را ادامه دادند تا اینکه به یکباره قافله از حرکت ایستاد. علتش را پرسیدند. قافله سالار گفت با وجو این طوفان و گرد و خاک گمان می کنم راه را گم کرده ایم و به اشتباه آمده ایم. اکنون باید به کنار رود می رسیدیم ولی می بینید در بیایان گیر افتاده ایم. همهمه کاروان را فرا گرفت. هرکس چیزی می گفت و کم کم نگرانی در چهره ها پدیدار شد. مرد ساده لوح اما بدون هیچ واکنشی ایستاده بود و نظاره گر بود. کاروان بناچار دوباره چادر زد و قرار شد تا بهتر شدن هوا تامل کنند. یک روز کامل گذشت. دیگر مطمئن شده بودند که در بیابان گم شده اند. روز دوم هم سپری شد و هوا بهتر نشد. این شد که در چادر قافله سالار جلسه ای چیدند که چه کنیم؟ هرکس نظری می داد. و راهی پیشنهاد می داد تا جان از این بلا به سلامت به در برند. اما همه پیشنهادات باطل بود و بی نتیجه. در ادامه و از آنجایی که کسی حرفی برای گفتن نداشت سکوت سنگینی در چادر بوجود آمد. ناگهان مرد ساده لوح  به صدا درآمد و گفت: من چاره راه را دانم. من می توانم کاروان را از این سرزمین بلا رهایی بخشم. گفتند چگونه؟؟؟ با غروری کاذب گفت مرا خریست دانا که هم نقشه خوان است و هم راه داند. وی می تواند ما را نجات دهد! با گفتن این حرف صدای خنده حضار به هوا برخاست و او را به سخره گرفتند و گفتند کدام خری می تواند آنقدر باهوش باشد. خر اگر باهوش بود که نامش خر نبود! مرد خِجِل شد و چیز دیگری نگفت. و تصمیم جمعی این شد که منتظر شوند تا شاید کاروانی برای نجات آنان بیاید.

    چند روز دیگر هم گذشت. و خبری نشد. آب آشامیدنی رو به اتمام بود. کاروان نا امید و عده ای هم از شدت گرسنگی تلف شدند. تجار بزرگ تر  جمع شدند و نزد قافله سالار پیر رفتند که بیایید به حرف مرد اعتماد کنیم و اجازه دهیم خرش ما را به مقصد ببرد. مرد پیر خشمگین شد و گفت در طول عمرم مردمانی به بی عقلی و خریت شما ندیدم. خر مگر عقل و درایت دارد؟؟ با این وجود جملگی اصرار کردند که راهی جز اعتماد نداریم و اگر یک روز دیگر بمانیم قطعا همگی میمیریم. نهایتاً تصمیم بر این شد که نزد مرد رفته و از او استمداد نمایند. مرد با شنیدن درخواست آنان خوشحال شد و پذیرفت که خر راهنمایش را آماده حرکت کند. دقایقی بعد کاروان آماده حرکت شد. مرد و خر ش در جلوی کاروان به حرکت درآمدند. خر سرش را پایین انداخته و حرکت می کرد. گاهی می ایستاد، نگاهی می کرد و دوباره حرکت می کرد. ساعتی گذشت و کاروان همینطور به راهش ادامه داد. تا اینکه کسی فریاد زد درخت و آبادی می بینم. بلی! درست بود. خر راه بلد کاروان را به مقصد و آبادی رسانیده بود. همگی از شوق رسیدن به مقصد و جان سالم به در بردن از بیابان فریادها سر دادند و شادمانی و پایکوبی کردند. کاروان به مقصد رسیده بود. در کاروانسرایی مستقر شدند و قبل از هر اقدامی نزد مالک خر رفتند و او را از طلا و سکه بی نیاز کردند. به خرش نیز زیور آلات و یونجه فراوان هبه کردند. مرد شادمان از این همه ثروت یقین کرد که خر خریدن، بزرگترین تجارت پر سود دنیاست…

    یک هفته گذشت و کاروان قصد عزیمت به دیار خود داشت.عده ای اما نگران از اتفاقات چند روز پیش با هم به شور پرداختند که قافله سالار پیر و ناتوان است. دیگرش یارای قافله سالاری نیست. این بار جان سالم به در بردیم. اگر باز هم دچار بلا شویم چه کنیم؟؟ این شد که تصمیم گرفتند راه بلدِ با تجربه و پیر خود را عزل و خرِ نقشه خوان و راه بلد را به ریاست کاروان و قافله سالاری برگزینند! نزد وی رفتند و او را با بی رحمی تمام معزول کردند و حتی از کاروان اخراجش کردند. پیر مرد نیز چون این ماجرا دید تنهایی عازم سفر شد. شب هنگام حرکت کرد و رفت.صبحگاهان کاروانیان با ریاست خر عزیز و با اطمبنان کامل به راهبریِ وی به راه افتادند…

    یک ماه از این واقعه گذشت. قافله سالار مخلوع، به سلامت به دیار خود رسیده بود و به محض اینکه پای در شهر نهاد،  خانواده همراهان وی سراغش را گرفتند که ای مرد، عزیزان ما با تو به سفر تجاری رفتند، حال اینکه تو آمدی و آنها با تو نیستند؟ عزیزان ما را چه کردی؟ پیر مرد متعجب شد. وی در راه به دیار خواهرش رفته و چند روزی هم آنجا مانده و بعد قصد دیار خود کرده است. بدین صورت آنها باید ۱۰ روز پیش و زودتر از او باز آمده باشند. آنان را چه شد ه است؟ بر خاک دیار سر فرود آورد و ناله ها سر داد. و سپس تمام ماجرا را برای اهل و عیال کاروانیان تعریف کرد و گفت من در راه بازگشت مسیرم از آنها جدا شد و خود تنها به سفر ادامه دادم. من نمی دانم عزیزانتان چه شدند . فقط می دانم که جماعتی خر، عقل نداشته خود را به خری سپردند که شیادی به خری گفته بود که خرت راه بلد است! بدانید که خرانی خریت کرده اند و به راه خر رفته اند.  خر هرکجا باشد خران هم همانجایند.

    چند روزی در نگرانی و اضطراب گذشت و خبری از کاروان و قافله سالار خرش نشد. تا اینکه یک روز خبر آوردند که کاروانی به سمت شهر می آید. همه با این نیت که کاروان عزیزان ماست که بازگشته به استقبالش شتافتند. کاروان به شهر رسید. اما کاروان آن نبود که باید. پیر مرد به نزد قافله سالار کاروان غریبه رفت و گفت: برادر به دیار ما خوش آمدید. تو را پرسشی دارم. در راه که می آمدید کاروانی که مدمانی از دیار ما باشد ندیدید؟ مرد گفت کاروان زیاد دیدم. کاروانسالارش که بود؟ پیر مرد سرش را پایین انداخت و گفت: یک خر! . کاروانسالار خشمگین شد و گفت مرا دست انداخته ای ؟؟ گفت دور از جان و تمام ماجرا را برابش تعریف کرد. مرد پس از شنیدن داستان و خوردن تأسف از این بابت به پیر مرد گفت در راه با کاروانی همصحبت شدند آنان روایت کردند در بیایان خری را دیده اند که بسیار طلا و زیور آلات به گردنش آویخته بودند. این خر صاحبی نداشته و کسی هم در اطرافش نبوده. کنجکاو می شوند و اطراف را می جورند. و در نهایت عده بسیاری به همراه چارپایان و مال التجارشان در دره ای  در نزدیکی بیابان سقوط کرده اند می یابند و چون کسی برای نجاتشان نبوده همگی از دم جان باخته اند …

    پیرمرد راه بلد با شنیدن این ماجرا آهی کشید و به وراث خران جانباخته خبر داد که جامه ها درید و سر بر بیابان ها نهید ….

    نوشته مهدی سوری

     

  • روزگارِ بی آیت الله …

    با اینکه یک روز از عروج ملکوتی آیت الله هاشمی رفسنجانی ، بزرگ مرد عرصه انقلاب و سیاست ایران می گذرد، اما هنوز نبودن اون را باور نمی کنم. یعنی به هیچ عنوان در زندگی تصور یک روز بدون هاشمی را نداشتم. خبر انقدر سریع و غافلگیر کننده بود که تا آمدیم به خودمان بجنبیم و دست به دعا شویم، انا لله و انا علیه راجعون بر زبانمان جاری شد.

    Image result for ‫تشییع هاشمی‬‎

    آیت الله هاشمی رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مظلومانه و آرام از میان ما پرکشید و فقدان این مرد بزرگ تا سالهای سال در جامعه احساس خواهد شد. سردار سازندگی، امیرکبیر زمان، انقلابیِ بزرگ، مرد فداکار و اسوه میانه روی و مردم داری از القاب و صفات بارز ایشان می باشد اما تا قلم می نویسد می توان از خوبی های مرحوم هاشمی رفسنجانی نوشت.
    در این چند روز خیلی مطالب خوب و ارزنده ای نوشته شد و به زوایای پنهان و آشکار شخصیت و مظلومیت این یار و همسنگر انقلابی امام راحل(ره) پرداخته شد. اما آنچه که بیشتر از نبودن آیت الله آزارم می دهد. رنگ باختن مخالفان و دشمنان داخلی ایشان می باشد. آنهایی که تا یک روز قبل در تریبون نماز جمعه به ایشان انگ بی تدبیری و بی بصیرتی می زدند و تمام کاسه و کوزه های مشکلات کشور را به گردن ایشان می انداختند، به یکباره رنگ عوض کردند و از مقام شامخ ایشان تجلیل کردند، مرد بریده از انقلاب با مرگش و توقف نفس هایش در دقایقی کوتاه انقلابی ،مومن، با بصیرت، یار و همسنگر و دلسوز نظام شد! و همه یکپارچه به خاطر آوردند که هاشمی وفادارترین یار و همسنگر امام راحل و مقام معظم رهبری است و بالاخره بعد از ۷ سال به یاد آوردند….
    این یاداوری خیلی دیر صورت گرفت و فایده ای ندارد که بخواهند از این شخصیت عالی مقام در نزد مردم دلجویی و حلالیت بطلبند. بقول حجت الاسلام ناطق نوری دیگر فایده ای ندارد. او از میان ما رفته است. حالا هر ۵ شبکه از او بگویند. فایده ای ندارد….
    کینه توزانی که در طی این چند سال عقده گشایی کردند و از شرایط به وجود امده سوء استفاده کردند و به شخص آیت الله و خانواده وی ناجوانمردانه تاختند نتنها شخصیت این روحانی برجسته را خراب نکردند بلکه جایگاه وی را در نزد مردم بالاتر بردند و چه خوب گفته اند عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد … .تندورهای بی قید و بند و وابسته به محافل قدرت و ثروت بدون اینکه لحظه ای فکر کنند یکی از بزرگترین شخصیت های تاریخ ایران و انقلاب را مورد هجمه و تخریب بی سابقه قرار دادند و نداسته کاری کردند که ایشان بیشتر مورد حمایت و توجه مردم قرار گرفت. و حضور میلیونی ملت در روز تشییع پیکر ایشان گواه این مطلب را می دهد که هیچیک از تهمت هایی که بر ایشان وارد کردند را باور نکرده و نخواهند کرد. هاشمی برای مردم ایران یک فرد انقلابی، ارزشی و مورد احترام تا همیشه تاریخ خواهد ماند. دیروز کسی را بالاجبار نیاورده بودند! همه با پای خودشان و با رضای قلبی برای بدرقه ی مردی بزرگ آمده بودند که دردش و حرفش ملت بود. در میان سیل خروشان ملت، جوانان و نوجوانان دهه هفتاد و هشتاد که شناخت زیادی از ایشان نداشتند هم بسیار آمده بودند. آمده بودند تا به او بگویند ادامه دهنده راهش خواهند بود و او را آن طور که باید شناخته اند و به او ایمان دارند.
    هرچند رسیدن به آرمان های آیت الله هاشمی رفسنجانی، مشقت و سختی های فراوانی دارد و این راه بدون حضورش که قوت قلب برای ما بود، نیز سخت تر شده است. اما مسلما آنچه که باعث شادی روح ایشان می گردد تداوم این راه است و مردم که صاحبان حقیقی این کشور و انقلابند اجازه نخواهند داد بیرق عدالت خواهی، مردم سالاری و عزت ایران عزیز زمین بخورد و با تمام توان ان را در آسمان آبی ایران عزیز برافراشته خواهد کرد.
    روحش شاد، یاد و خاطرش سبز و گرامی …
    مهدی سوری
    ۲۲ دی ماه ۱۳۹۵