لبه تیغ یا میز مذاکره؟ ایران و آمریکا میان جنگ پرهزینه و توافق پرابهام

لبه تیغ یا میز مذاکره؟ ایران و آمریکا میان جنگ پرهزینه و توافق پرابهام

گزارش پیشِ‌رو تلاش می‌کند به یک پرسش قدیمی اما همیشه زنده پاسخ بدهد: آیا مسیر روابط ایران و آمریکا به سمت درگیری نظامی می‌رود یا دوباره به اتاق‌های بسته مذاکره ختم می‌شود؟ پاسخ کوتاه این است: هر دو سناریو زنده‌اند، اما احتمال وقوع‌شان یکسان نیست.

لبه تیغ یا میز مذاکره؟ ایران و آمریکا میان جنگ پرهزینه و توافق پرابهام

تصویر کلی: تنش مزمن، نه جنگ فوری

روابط ایران و آمریکا سال‌هاست در وضعیت «نه صلح، نه جنگ» منجمد شده؛ وضعیتی که در علم سیاست به آن تنش کنترل‌شده می‌گویند. یعنی دو طرف دائماً فشار وارد می‌کنند، اما مراقب‌اند فشار از آستانه انفجار عبور نکند. این الگو تصادفی نیست؛ حاصل تجربه‌های پرهزینه در خاورمیانه است.

چرا جنگ تمام‌عیار بعید است؟

جنگ مستقیم میان ایران و آمریکا فقط یک درگیری دوجانبه نیست؛ زنجیره‌ای از بحران‌های منطقه‌ای و جهانی را فعال می‌کند:

  • اختلال در انرژی جهانی و شوک به بازار نفت

  • کشیده شدن پای بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای

  • هزینه انسانی و اقتصادی سنگین برای هر دو طرف

از نگاه واشنگتن، جنگ جدید در خاورمیانه توجیه افکار عمومی و سیاسی ندارد. از نگاه تهران، جنگ مستقیم ریسک بقا و ثبات داخلی را بالا می‌برد. نتیجه؟ بازدارندگی متقابل، حتی در اوج تنش.

پس این همه تهدید و مانور برای چیست؟

تهدیدها بیشتر ابزار چانه‌زنی‌اند تا مقدمه جنگ. هر دو طرف از زبان قدرت برای بهبود موقعیت خود پشت میز مذاکره استفاده می‌کنند؛ حتی وقتی مذاکره‌ای در کار نیست. این همان پارادوکس سیاست بین‌الملل است: هرچه فریادها بلندتر، احتمال توافق پشت پرده بیشتر.

سناریوی توافق: محتمل اما شکننده

توافق احتمالی ایران و آمریکا، اگر رخ دهد، نه «صلح بزرگ» خواهد بود و نه بازگشت ساده به گذشته. بیشتر شبیه یک توافق حداقلی است:

  • کاهش محدود تحریم‌ها در برابر کنترل یا مدیریت برخی تنش‌ها

  • توافق‌های گام‌به‌گام، قابل بازگشت و بدون اعتماد عمیق

  • تمرکز بر مدیریت بحران، نه حل ریشه‌ای اختلافات

این نوع توافق برای هر دو طرف قابل فروش‌تر است؛ نه شکست کامل است، نه عقب‌نشینی آشکار.

نقش متغیرهای پنهان

چند عامل بیرونی می‌توانند کفه ترازو را جابه‌جا کنند:

  • تحولات منطقه‌ای (از خلیج فارس تا شرق مدیترانه)

  • فشارهای اقتصادی داخلی در هر دو کشور

  • تغییر اولویت‌های قدرت‌های بزرگ دیگر

این متغیرها معمولاً مسیر را تعیین می‌کنند، نه شعارهای رسمی.

جمع‌بندی تحلیلی

اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم:

  • جنگ مستقیم: پرهزینه، پرریسک و در کوتاه‌مدت کم‌احتمال

  • توافق محدود: محتمل‌تر، اما ناپایدار و مشروط

  • ادامه وضعیت فعلی: محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت

روابط ایران و آمریکا شبیه دو صفحه تکتونیکی است؛ فشار دائماً جمع می‌شود، اما زلزله بزرگ معمولاً زمانی رخ می‌دهد که کمتر انتظارش را داریم. تا آن زمان، جهان با لرزش‌های کوچک و توافق‌های نیم‌بند کنار می‌آید.

این پرونده باز می‌ماند، چون سیاست بین‌الملل هیچ‌وقت «پایان قطعی» ندارد؛ فقط فصل‌های جدید.