گزارش ویژه: کالبدشکافی یک سقوط؛ چگونه «فرزین» ریال را به مسلخ برد و زمین سوخته تحویل «همتی» داد؟ 💣

گزارش ویژه: کالبدشکافی یک سقوط؛ چگونه «فرزین» ریال را به مسلخ برد و زمین سوخته تحویل «همتی» داد؟

قیمت دلار در آغاز به کار محمدرضا فرزین، رئیس بانک مرکزی دولت سیزدهم که با رمز وفاق دکتر پزشکیان به دولت چهاردهم تحمیل شد، ۴۰ هزار تومان و بود و روزی که بانک مرکزی را ترک کرد دلار را با قیمت حدود ۱۴۰ هزار تومان تحویل داد!

گزارش ویژه: کالبدشکافی یک سقوط؛ چگونه «فرزین» ریال را به مسلخ برد و زمین سوخته تحویل «همتی» داد؟

به گزارش رسا نشر – ساختمان فیروزه‌ای میرداماد در دوران محمدرضا فرزین، بیش از آنکه مرکز سیاست‌گذاری پولی باشد، به اتاق جنگی علیه واقعیت‌های اقتصادی بدل شده بود. فرزین که با ادعای «تثبیت» و «جراحی ارزی» روی کار آمد، اکنون در حالی جاده را برای عبدالناصر همتی باز می‌کند که میراثی جز تورم افسارگسیخته، ناترازی بانک‌های در آستانه ورشکستگی و ارزی که دیگر به هیچ فرمانی تن نمی‌دهد، به جا نگذاشته است.

فصل اول: تله‌ی ۲۸۵۰۰ تومانی؛ بازتولید رانت در ابعاد وسیع‌تر

نخستین خشت کج دوران فرزین، اصرار بر تکرار تجربه شکست‌خورده ارز ۴۲۰۰ تومانی بود. او با تثبیت نرخ نیما روی عدد ۲۸۵۰۰ تومان، عملاً یک رانت عظیم را برای واردکنندگان خاص فراهم کرد، در حالی که قیمت‌ها در سفره مردم با دلار بازار آزاد رشد می‌کرد.

شاخص ارزی وضعیت در آغاز دوره فرزین وضعیت در پایان دوره (میراث برای همتی)
نرخ دلار بازار آزاد حدود ۴۰ هزار تومان بیش از ۱۴۰هزار تومان (رشد ۵۰ درصدی)
شکاف نرخ رسمی و آزاد حداقل شکاف عمیق و فسادزا
وضعیت ذخایر ارزی نسبتاً پایدار تحت فشار شدید به دلیل حراج ارزی

این سیاست نه تنها باعث ثبات نشد، بلکه با سرکوب صادرکنندگان، انگیزه بازگشت ارز به کشور را خشکاند و کشور را در یک بحران نقدینگی ارزی فرو برد.

فصل دوم: مدیریت با شعار؛ وقتی «گفتاردرمانی» جایگزین «اقتصاد» شد

یکی از سیاه‌ترین نقاط کارنامه فرزین، برخورد متکبرانه با نوسانات بازار بود. او بارها با حضور در رسانه‌ها، نرخ‌های بازار را «تلگرامی» و «غیرواقعی» خواند، اما واقعیتِ تلخِ مغازه‌ها، دروغین بودن این ادعاها را ثابت کرد.

  • انکار تورم: در حالی که تورم تولیدکننده و مصرف‌کننده رکورد می‌زد، بانک مرکزی با دستکاری در انتشار آمارها سعی در پنهان‌سازی ابعاد فاجعه داشت.
  • امنیت‌زدایی از بازار: فرزین به جای ابزارهای اقتصادی، به سراغ بازداشت فعالان بازار و بستن صرافی‌ها رفت؛ اقدامی که تنها باعث زیرزمینی شدن معاملات و افزایش ریسک (و در نتیجه قیمت) ارز شد.

فصل سوم: میراث ویرانی؛ آنچه همتی تحویل می‌گیرد

عبدالناصر همتی در حالی به ساختمان میرداماد بازمی‌گردد (یا مسئولیت را می‌پذیرد) که با یک ساختار «زمین‌سوخته» روبروست. فرزین تمام پل‌های پشت سر را خراب کرده و ابزارهای مداخله موثر را از بین برده است.

  1. ناترازی بانک‌ها: بمب ساعتی بانک‌های ناتراز که در دوران فرزین با چاپ پول بی‌رویه و اضافه برداشت پوشانده شده بود، اکنون در حال انفجار است.
  2. بی‌اعتباری کامل بانک مرکزی: بزرگترین سرمایه یک بانک مرکزی، «اعتبار» است. فرزین با وعده‌های توخالی و تکذیب‌های مکرر، این اعتبار را نزد فعالان اقتصادی به صفر رساند.
  3. فشار نقدینگی: رشد نقدینگی ناشی از سیاست‌های غلط پولی، مانند بهمنی است که اکنون بر سر مدیریت جدید فرو خواهد ریخت.

نتیجه‌گیری: هزینه سنگین لجاجت اقتصادی

محمدرضا فرزین نشان داد که می‌توان با تکیه بر قدرت سیاسی، برای مدتی کوتاه واقعیت‌ها را زیر فرش پنهان کرد، اما اقتصاد بی رحم‌تر از آن است که با بخشنامه و تهدید کنترل شود. سقوط ارزش پول ملی در دوران او، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه مستقیم لجاجت با اصول اولیه علم اقتصاد بود.

همتی اکنون نه با یک بازار عادی، بلکه با یک «بحران مزمن» روبروست که فرزین آگاهانه یا ناآگاهانه برای او به ارث گذاشته است. تاریخ اقتصادی ایران، دوران فرزین را به عنوان دورانی به یاد خواهد آورد که در آن فرصت‌های اصلاحات، فدای نمایش‌های رسانه‌ای و رانت‌پاشی‌های گسترده شد.

به نظر شما، آیا عبدالناصر همتی با توجه به تجربه‌ی قبلی خود، توانایی آواربرداری از خرابی‌های دوران فرزین را دارد؟ یا اینکه ساختار بانک مرکزی به قدری آسیب دیده که هرگونه اصلاحی غیرممکن به نظر می‌رسد؟

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *